مقدمه

 

در دنیاي معاصر، مباحث مربوط به زنان در حوزههاي گوناگون از حسـاس تـرین بحـثهـا محسوب می شود. تجزیه و تحلیل نقادانه جنسیت، دست کم، از اواخر نیمه اول قرن بیسـتم به این سو، در عرصه هاي اعتقـادي، علمـی، فرهنگـی، سیاسـی، تربیتـی، اخلاقـی و غیـره، جایگاه مهمی را به خود اختصاص داده است . نگاه نقادانه مبتنی بر جنسیت، کوشیده اسـت در حوزه هاي گوناگون، بهخصوص در حوزة مسایل تربیتـی، قرائـتهـاي جنسـیتی جدیـد ارائه نماید. شاید بتوان ادعا نمود که در دنیاي معاصر نظام هاي فکري، به خصوص نظامها و نهادهاي تربیتی، بیش از هر منظـر دیگـر، از منظـر جنسـیتی بـه نقـد کشـیده شـده اسـت. اندیشه هاي فمینیستی، به خصوص از نیمه دوم قرن بیستم به بعد، تأثیرات زیادي بر مباحـث تربیتی در سطوح گوناگون مبانی، اصول، روش، اهداف، برنامهریزي درسـی و غیـره داشـته است. علاوه بر این، در سال هاي اخیر مراکز علمی و تحقیقاتی اکثر کشورهاي جهان، شاهد پدید آمدن رشته جدید و پرطرفداري با عنوان »مطالعات زنان« می باشد. این موضوع مهم و بینرشته ایی، که در پیوند با تخصصهاى مختلف علوم انسـانی تأسـیس گردیـده، در ابعـاد گوناگون نظري و عملی در حال گسترش است. از اینرو، بررسی نظریه و مدعیات تربیتـی فمینیسم و نقد آن اهمیت دوچندان دارد.

 

چیستی فمینیسم

 

واژة فمینیسم (feminism)، از ریشه Feminine گرفته شده است که در فرانسوي و آلمـانی، معادل Feminin و به معناي زن یا جنس مؤنث است.۱ در کتابهاي لغـت، ذیـل ایـن واژه، معناهاي از قبیل نهضت آزادي زنان، جانبداري از تساوي حقوق زنان و مـردان، زنبـاوري، عقیده به برابري زن و مرد، طرفداري از زنان، نهضت طرفـداري از حقـوق زنـان، بـاور بـه اینکه زن و مرد باید از حقوق و فرصت هاي برابر برخوردار باشند و تلاش براي رسیدن بـه این هدف بیان شده است.۲

 

ارائه تعریـف جـامع و مـانع از فمینیسـم بسـیار دشـوار اسـت. بـه همـین دلیـل، ابتـدا ویژگی هاي مشترك گرایشهاي فمینیستی، سپس، تعریف نسبتاً فراگیر از آن ارائه میشـود . مهمترین ویژگیهاي مشترك فمینیسم عبارتند از:

 

بررسی و نقد نظریه تربیتی فمینیسم ± ۳۳

 

  • اعتقاد به اینکه وضعیت زنان در جامعه مطلوب نیست و حقوق واقعی آنـان، بـیش از آن چیزي است که تاکنون به آن رسیدهاند.

 

  1. براي رسیدن به وضعیت مطلوب، باید مبارزه و تلاش نمود.

 

  1. وضعیت مطلوب و آرمانی، تساوي حقوق زنان و مردان و یا حتی برتري حقوق زنان بـر مردان است.

 

  1. با توجه به بستر توسعه فمینیسم، همچنین مطالباتی که دارند، اومانیستی و سکولار بـودن از ویژگیهاي مشترك گرایشهاي فمینیستی به حساب میآید.

 

  1. رویکرد انتقادي به خانواده، کـه از موضـع آرام فمینیسـم لیبـرال آغـاز مـیشـود، در فمینیسـم

 

رادیکال و سوسیال به اوج میرسد و در فمینیسم پستمدرن، دوباره معتدلتر میگردد.۳ با توجه به ویژگیهاي مشترك گرایشهاي فمینیستی، میتوان گفت: فمینیسم عبارت اسـت از: »دفاع از حقوق زنان، مبتنی بر انگارة اومانیسم و سکولاریسـم، بـا تأکیـد بـر غیرطبیعـی دانستن نابرابريهاي موجود و حرکت به سمت برابري یا موقعیت برتر زنان.۴«

 

تاریخچه فمینیسم

 

دربارة سرآغاز و عوامل شکل گیري جنبش فمینیسم، نظریات متعدد وجود دارد: در یک نگاه کلی، می توان گفت: علاوه بر تحولات فکري و مباحث اندیشه اي، که در غرب مـدرن رخ داد، یک سلسله حوادث مهم سیاسی، اجتماعی و اقتصـادي نیـز در گسـترش آن نقـش تعیینکننده داشته است. به عنوان نمونه، پیروزي انقلاب کبیر فرانسه و شـرکت فعـال زنـان در آن، از عوامل شکل گیري جنبش فمینیسم است. در امریکا، شروع این جنبش از مبارزات ضدبرده داري در اوایل قرن نوزده بوده است. در سال ۱۸۴۸، اولـین قطعنامـه حقـوق زنـان توسط یک صد تن از زنان و مردان فمینیست، با کسب اکثریت اندك به تصویب رسـید.۵ در بریتانیا، انقلاب صنعتی و راه یافتن زنان به کارخانه ها و مشاغل جدید، فمینیسم را گسترش داد و نهادینه کرد.۶

 

برخی، نقش خانم مري ولستون کرافت ۷ را در شکلگیري جنبش فمینیسم تعیـینکننـده دانسته، بیانیه معروف سیصد صفحهاي وي را تحت عنوان »استیفاي حقـوق زنـان«،۸ کـه در سال ۱۷۹۲ منتشر شد، سنگبناي فمینیسم مدرن می داننـد. اعتقـاد خـانم کرافـت مبنـی بـر ساختگی و تاریخی بودن ضعف و فرودستی زنان و تأکیـد وي بـر حقـوق برابـر سیاسـی،

 

۴۳ ±  سال چهارم، شماره اول، پیاپی هفتم، بهار و تابستان ۱۹۳۱

 

آموزشی، اشتغال و همچنین استقلال اقتصادي زنان از مردان، هنـوز از مبـانی فمینیسـم بـه حساب میآید.۹

 

به دلیل اینکه در نیمه اول قرن نـوزدهم، در کشـورهایی همچـون فرانسـه، انگلسـتان و امریکا، بیانیه ها، اعلامیه ها و مقالاتی سرنوشت ساز در دفاع از برابري حقوق زنـان و مـردان صادر شد و گردهمایی هایی در این جهت برگزار گردید، برخی آغاز جنبش زنان را اواخـر نیمه اول قرن نوزدهم میدانند.۱۰ با توجه به اینکه فمینیسم، ریشه در تغییرات فرهنگی دارد، می توان گفت، فمینیسم از پدیده هاي مدرن غربی است که پس از عصر روشنگري به وجود آمده و در پیدایش آن، عواملی همچون مبانی اندیشـه اي غـرب جدیـد از قبیـل اومانیسـم، سکولاریسم، اندیشه سیاسی اجتمـاعی نـوین غـرب و تحـولات نظـام سـرمایهداري نقـش اساسی داشته است.۱۱

 

امواج فمینیسم

 

جنبش فمینیسم را به صورت عمده، به سه موج تقسیم میکنند:

 

موج اول، از اواخر نیمه اول قرن نـوزدهم آغـاز مـیشـود و تـا حـدود ۱۹۲۰ اسـتمرار مییابد. در این سال، زنان براي اولین بار حق رأي و مشارکت سیاسی ـ اجتماعی پیدا میکننـد و به یکی از آرمان هاي بزرگ خود نایل میآیند. مهمترین مطالبات زنان در این موج، عبـارت بود از: حق تحصیل، حق برابـري در کـار، حـق حضـور در فعالیـتهـاي سیاسـی و اجتمـاعی. بنابراین، هویت این جنبش و مطالبات زنان در موج اول، عمدتاً رنگ حقوقی دارد.۱۲

 

تلفات زیاد مردان و درگیري آنها در جنگهاي جهانی اول و دوم، و نیاز کارخانهها بـه نیروي کار، به خصوص نیروهاي مطیع و کمهزینـه، موجـب شـد کـه زنـان در کارخانـههـا استخدام شوند و مطالبات آنها در خصوص حضـور در بـازار کـار و داشـتن حـق اشـتغال برآورده شود. از سوي دیگر، ضرورت صلح و پایان جنگ نیز به عنوان یک دغدغـه اصـلی مطرح بود. عوامل فوق، موجب شد جنبش فمینیستی آرام تر گردد. به همین دلیـل، از سـال ۱۹۲۰ تا ۱۹۶۰ را دورة »فترت« نامگذاري کردهاند.۱۳

 

مـوج دوم فمینیسـم، کـه از ۱۹۶۰ و تحـت تـأثیر جنـبشهـاي تنـد اجتمـاعی چــپ و نظریه هاي فلسفی جدید آغاز گردید، جدي ترین موج به حساب میآید. البتـه ایـن بـار نیـز نظام سرمایه داري در شکل گیري این موج، نقش تعیینکننده داشت.۱۴ مهمترین ویژگی موج

 

بررسی و نقد نظریه تربیتی فمینیسم ± ۵۳

 

دوم، خلق و نهادینه کردن ادبیات فمینیسـتی، تأکیـد بـر نقـد فرهنگـی و ارائـه نظریـههـاي فرهنگی جدید است. موج دوم فمینیسم، به عنوان یـک نظریـه مطـرح شـد. طرفـداران آن می کوشیدند در تحلیل وضعیت زنان، علل فرودستی، وضعیت آرمـانی و ارائـه راهبردهـاي فمینیستی جهت رسیدن به وضعیت مطلوب، به نظریههاي عام و جهـانشـمول نایـل آینـد. برابري و تشابه، گفتمان غالب فمینیسم موج دوم به حساب میآید.۱۵

آنها نظام خانوادگی و جـدایی عرصـه هـاي عمـومی از خصوصـی را از عوامـل اصـلی فرودستی زنان میدانستند و براي رهایی آنان از وضعیت موجود و رسیدن به برابري کامـل، با هرگونه دوگانهانگاري به شـدت مخـالف بودنـد. در ایـن راسـتا، سـقط جنـین را تـرویج می کردند، و بر تفکیک روابط جنسی از تولید مثل تأکید داشتند. گفته سیمون دوبوار را، کـه »آزادي زن از شکم او آغاز میشود«، سرلوحه کار خود قرار داده بودند.۱۶