مقدمه=

«سند» مدرکی نوشتاری است که معموالً رویدادها و فعالیتهای دیوانی و قضایی در آن ثبت میشود )قائممقامی ۰۵۳۱، ۳۱ (. در تعریفی دیگر، سند را نوشتهای که در مقام دعوی یا دفاع قابل استناد باشد، نیز گفتهاند )رضایی ۰۹۳۱، ۱(. اسناد گاهی یکتا بوده و گاهی از روی آنها، در شماری محدود، استنساخ صورت میگرفته است. جنس مادهای که سند روی آن نگاشته میشده، در دورۀ اسالمی، معموالً کاغذ و پارچه و پیش از آن، چرم، پاپیروس،ِگل و… بوده است. کتیبهها و سنگنبشتهها و همچنین مدارک تصویری در دستههای دیگری از مدارک قرار میگیرند؛ البته در این دستهبندیها گاهی مرزها با یکدیگر همپوشانی میکند. برخی منابع و مراجع قانونی مانند سازمان اسناد ملی ایران، همۀ مدارک صوتی و تصویری و نوشتاری را زیرمجموعۀ اسناد قرار داده۱ که این بهعلت وظیفۀ سازمانی آنهاست.

اسناد از منابع درجۀ اول برای مطالعۀ تاریخ معماری بهشمار میروند، زیرا غالباً با پدیدۀ مورد بررسی معاصرند؛ گرچه ممکن است گاهی در آنها اطالعاتی دربارۀ بناهای کهنتر نیز وجود داشته باشد. برخی از اسناد اختصاص به یک بنای خاص دارند و در پارهای از موارد، در آنها به مجموعهای از آثار اشاره شده است. در شماری نیز مشخصاً از بنایی نام برده نشده است، اما اطالعات مفیدی دربارۀ بستر تاریخی و جغرافیایی آثار یک دوره به چشم میخورد. دربارۀ کاربرد اسناد در مطالعات معماری، تاکنون پژوهشی جامع انجام نگرفته و فقط در چند مقاله، بهصورت موردی، چند سند تاریخی و رابطۀ آنها با برخی آثار و مسائل معماری بررسی شده است که به آنها اشاره خواهیم کرد. ر این مقاله، میخواهیم بدانیم اسناد چه نسبتی با تاریخ معماری ایران دارند و میزان کمّی و کیفی اطالعات معماریانۀ آنها چگونه است. روش تحقیق این مقاله بهصورت تحلیل محتوا و روش گردآوری اطالعات آن کتابخانهای است. برای این منظور، نخست، مروری کوتاه بر اسنادِ اندک بهجا مانده از دوران پیش از اسالم خواهیم داشت. سپس به معرفی اسناد دورۀ اسالمی و اجزا و نحوۀ طبقهبندی آنها میپردازیم. بخش بعدی آشنایی با انواع خط و زبان بهکاررفته در اسناد است که به ما در تشخیص تاریخ و نوع سند کمک میکند. در قسمت چهارم و اصلی مقاله، چگونگی کاربرد هریک از اسناد را در مطالعات معماری ایران بررسی میکنیم، بهمنظور شناخت دقیقتر استعداد معماریانۀ هریک از آنها و نسبت مستقیم یا غیرمستقیمشان با معماری. مهمترین اسناد در این زمینه، فرمانهای حکومتی، نامهها و گزارشهای اداری، اسناد خرید و فروش، وقفنامهها و شماری از اسناد امروزی است.

در این تحقیق، از چند دسته از منابع استفاده کردهایم: گروه نخست دربارۀ تاریخچه و دستهبندی اسناد است؛ گروه دیگر به تاریخچۀ انواع خط میپردازد؛ سوم منابعی است که نمونههایی از اسناد تاریخی در آنها به چشم میخورد؛ و آخرین دسته، مقالههایی است که در آن، به بررسی رابطۀ یک یا چند سند با معماری اشاره شده است. هدف اصلی این مقاله شناسایی استعداد معماریانۀ اسناد و چگونگیِ استفاده از آنها در مطالعات تاریخ معماری ایران است.

۱. اسناد در ایرانِ پیش از اسالم

مدارک بهجامانده از دوران پیش از اسالم گسترده نیست و بیشتر در حوزۀ کتیبهها قرار میگیرد. اسناد نوشتاری بسیار محدودند و دسترسی عمومی به آنها بسیار سخت است؛ بنابراین، در اینجا فقط اشارهای کوتاه به آنها خواهد

شد. مهمترین اسنادِ بهجامانده از نخستین امپراتوری ایران، هخامنشیان، حدود شش هزار لوحِگلی به خط میخی ایالمی است که در حفاریهای سالهای ۳۳۹۱-۴۳۹۱ م در تخت جمشید یافت شده است. مهمترین اطالعات این لوحها دربارۀ سازمان اداری هخامنشیان و وضعیت مقامهای ارشد آن، خزانهها، کارکنان، دستمزدها و مالیاتهاست ُ)کخ ۲۹۹۱، ۱۳(. تنها سندِ باقیمانده از دورۀ اشکانیان، «بنچاق اورامان» نام دارد که سه قطعه چرمنوشته مربوط به معاملۀ دو تاکستان است. این اسناد در اورامان کردستان پیدا شده و اکنون در موزۀ بریتانیاست. یکی از آنها به خط و زبان پارتی است و در آن، از مقدار تاکستان خرید و فروششده و قیمت و تاریخ و طرفین معامله و شاهدان نام برده شده است )عریان ۲۸۳۱، ۷۱(. از دورۀ ساسانیان، نوشتههایی روی پاپیروس و پوست و چرم بهدست آمده که به خط پهلوی و متعلق به اواخر آن دوره است. دستهای از آنها نامههای دیوانیاند که نام برخی مکانها و منصبها ذکر شده و دستۀ دیگر اسناد تجاری و اقتصادیاند )تفضلی ۶۸۳۱، ۷۰۱(.ُمهرها اسناد معتبرتری برای شناخت این دوره بهشمار میروند. از مهمترین کاربرد آنها در مطالعۀ تاریخ معماری ساسانیان، شناسایی نام شهرهای اصلی آنان در فارس است )دریایی ۹۹۹۱، ۲۲(.

۲. انواع اسناد در ایرانِ دورۀ اسالمی و اجزای آن

ورود اسالم به ایران موجب دگرگونی کلی در ساختار حکومت و روابط حقوقی مردم شد؛ اما این تغییرات ناگهانی نبود، بلکه بهمرور و طی چندین دهه روی داد. در قرن یکم هجری و حتی شاید بیش از آن، هنوز اسناد دیوانی و دفترهای مالیاتی به خط و زبان پهلوی ساسانی )فارسی میانه( نوشته میشد و حتی روی سکهها تصویر شاهان ساسانی بود )محمدی مالیری ۴۸۳۱، ۵۹(. بهنظر میرسد در ایران، اسنادی از چند قرن نخستین این دوره بهدست نیامده، اما انواع مختلفی از آنها، متعلق به سدههای بعدی، بهجا مانده است.

اسناد تاریخی در دورۀ اسالمی را با چند شیوه دستهبندی کردهاند. از معتبرترین آنها دستههای چهارگانه است که به این صورت طبقهبندی شده است: یکم، اسناد مرتبط با زندگی روزمرۀ مردم و روابط مالی و حقوقی آنها با یکدیگر که خود به دو گروه اسناد مالی۲ )قباله خرید و فروش، رهن، اجارهنامه و…( و اسناد حقوقی۳ )عقدنامه، وصیتنامه، وکالتنامه، استشهادنامه، و…( تقسیم میشوند؛ دوم، اخوانیات که شامل مکاتبات دوستانه و نامههای خانوادگی است؛ سوم، مکاتبات درباری که در گذشته به آن سلطانیات میگفتند؛ چهارم، دیوانیات که اسنادی اداری دربارۀ امور دولتیاند، مانند دفتر مالیاتی و گزارش مأموریت و… )قائممقامی ۰۵۳۱، ۱۴(.

در طبقهبندی دیگر، دو مقولۀ شرع و عرف مبنا قرار گرفته و اسناد بر این اساس به دو دسته تقسیم شدهاند: یکم، اسناد شرعی که برآمده از مباحث فقهی )معامالت و احکام و عبادات( بوده و بهدست اشخاص ذیصالح، مطابق با رسم سندنویسی همان دوره، تنظیم شده است؛ دوم، اسناد عرفی که حاصل از نظام سیاسی حاکم و شرایط اجتماعی

و روابط روزمرۀ انسانی است. اینها خود شامل دو گروهاند: یکی اسناد دیوانی که نتیجۀ کار نظام اداری است و دیگری اسناد شخصی مانند نامهها )رضایی ۰۹۳۱، ۳(. منبعی دیگر اسناد را به دو دستۀ رسمی و عادی تقسیم کرده است: «سند رسمی سندی است که در مرجعی ذیصالح تنظیم شده و سند عادی سندی است که در مرجعی ذیصالح تنظیم نشده باش» )فدایی ۰۹۳۱، ۳(. شاید بتوان اسناد را به شیوههای سادهتری نیز دستهبندی کرد؛ مانند اسناد دیوانی و قضایی و شخصی یا بهصورت اسناد حکومتی و مردمی.
برخی اسناد مانند مکاتبات شخصی ساختار نگارش و تدوین سادهتری دارند، اما بیشترِ آنها مفصلتر و دارای اجزای بیشتریاند. اسناد معموالً دو بخش اصلی «متن» و «اضافات» دارند. متن از سه رکن اصلی «مقدمه» )مطلع(
و «رکن کالم» )احوال یا شرح موضوع( و «خاتمه» تشکیل میشود؛ البته برخی اسناد کماهمیتتر فاقد مقدمه و خاتمهاند )قائممقامی ۰۵۳۱، ۳۵۱(. اسناد دارای اضافاتی شامل بسمله )تحمیدیه( وُمهر۴ وِسجالّت )تسجیالت(۵ و تاریخ کتابت و ثبت دفتری بوده۶ و شماری متمم )تکلمه( و ظهریه۷ نیز داشتهاند. )رضایی ۰۹۳۱، ۷۱ـ۱۲(.

«فرمان» بهطور کلی، به همۀ اقسام دیوانیاتی که حاوی دستورات و مصوبات پادشاهان بوده، گفته میشده است. برخی منابع، براساس محتوا و نحوۀ تحریر، این اسناد را به گونههایی مانند منشور، مثال، حکم، نشان و…

دو فصلنامه معماری ایرانی شماره ۶ ـ پاییز و زمستان ۹۳

۱۶۱

دو فصلنامه معماری ایرانی شماره ۶ ـ پاییز و زمستان ۹۳

۱۶۲

نامگذاری کردهاند. در دورۀ قاجار، کلمۀ «فرمان» رسمیت یافت و همۀ احکام مکتوب پادشاه را به این نام میخواندند )قائممقامی ۰۵۳۱، ۴۴ـ۶۴(. فرمانها معموالً عالوه بر متن، دارای اضافات خاصی بودند. «تحمیدیه» که عبارت بود از حمد و سپاس خدا در آغاز سند و به صورتهای «هو»، «بسماهلل الرحمن الرحیم»، «الملک هلل التعالی» و…

میآمد. گاهی روی فرمانها، برای تأیید اعتبارشان، نوشتهای به دستخط شاه میآمد یا نشان و عالمت وی روی سند زده میشد که به آن، «توقیع» یا «طغرا» میگفتند. در دورۀ قاجار، پس از مهر و توقیع، سند را برای تأیید نهایی به پیش شاه میبردند و او بر حاشیۀ آن مینوشت:« صحیح است» که به آن «توشیح» میگفتند. این نوشته پس از مدتی بهصورت امضا و خطوطی پیچیده درآمد )همان، ۷۶۱ و ۰۲۲(.

«اسناد خرید و فروش» یا « مبایعهنامهها» با بسملهای مانند «بسماهلل الرحمن الرحیم» یا «هو المالک باالستحقاق» یا «هو البایع» آغاز میشده و سپس عبارتی چون «غرض از تحدید این کلمات شرعی الدالالت» یا «مختوم به خیر

و ثواب» میآمده است. متن اصلی قباله مواردی شامل نام و القاب فروشنده و خریدار، مورد معامله، مقدار و حدود اربعه، الحاقات و منضمات ملک مانند عمارات و اشجار و میاه و غیره، و بها به پول رایج زمان را در بر میگرفته است. همچنین، شرایط متعامالن از جمله بلوغ و رشد و عقل و اختیار ذکر میشود و اگر اصحاب معامله از اشخاص برجسته و مقامات مهم کشوری و دینی بودند، اسامی و القابشان در باالی سند و بعد از بسمله و قبل از متن نوشته میشده که شامل نام و نام پدر و القاب و عبارات متناسب با شخصیت اجتماعی آنها بوده است مانند «افتخار التجار

و االشراف» و «عمد االجالء و االعیان.»ُمهر و تسجیالت گاهی در حاشیۀ راست سند و گاهی در باالی آن، میان تحمیدیه و مقدمه قرار میگرفت )اختری ۷۷۳۱، ۵۵(.

در «عقدنامهها» )نکاحنامه(۸ پس از عباراتی چون «هو المؤلف بین القلوب» و مقدمه، متن شامل نام و القاب زوج
و زوجه و نوع عقد و میزانِمهر به پول رایج یا امالک با ذکر مشخصات و حضور یا عدم حضور بوده است. در انتهای قباله، برای ذکر تاریخ تحریر از عباراتی مانند «کان وقوع ذلک فی…» و ذکر تاریخ براساس تقویم هجری قمری استفاده میکردند. اطراف قباله دارای تذهیب و تشعیر بود و در حاشیۀ راست و خارج از کادرُْمهر و امضای شهود نوشته میشد )رضایی ۰۹۳۱، ۰۸(.

«وقفنامهها» دارای جزئیات و اطالعات بیشتریاند. وقفنامه مانند اسناد دیگر با بسملهای مانند «هو الواقف علی ضمائر العباد» و «بسم اهلل الواقف علی النیات» و مقدمهای آغاز میشود. سپس از واقف و ویژگیهای او سخن به میان میآید. پس از آن، «رقبات وقف» ذکر میشد که شامل همۀ اموال غیر منقولی است که وقف شده مانند عمارت، قنات، باغ، قریه و… . در ادامه، «موقوف علیه» یا «موقوف علیهم» میآید که حکایت از آن دارد که اموال

و منافع موقوفه به چه اشخاص حقیقی و حقوقی و مکانهایی تعلق میگیرد؛ مانند وقف قنات دولتآباد یزد برای حرم پیامبر)ص( در مدینه. در قسمت «مصارف»، توضیحات دقیقی دربارۀ چگونگیِ استفاده از درآمدها آورده شده است. بخش دیگر دربارۀ «تولیت»، به معنی مدیریت مستقیم موقوفه است که گاهی واقف، خود عهدهدار آن میشود
و گاهی به شخصی دیگر تنفیض میکند. مواردی دیگری نیز بسته به نوع موقوفه و میزان مفصلبودن آن، دربارۀ «شروط»، «جریان صیغه»، «نظارت»، «لعنتنامه»، «تجدید سند» و… به چشم میخورد. در پایان، تاریخ سند و گاهی نام کاتب ذکر شده است. مهر و سجالّت در پایین و حاشیۀ سند جای گرفتهاند )شیخالحکمایی ۸۸۳۱، ۹ـ۱۱(. در دورۀ معاصر۹ نیز اسناد فراوانی پدید آمده که افزون بر موارد باال، گونههای جدیدی نیز دارد: در مقیاس بینالملی اسنادی مانند معاهده، قرارنامه، قطعنامه، بیانیه و…؛ در امور اداری معمول اسنادی چون اخطاریه، احضاریه، صورتجلسه، آگهی، پروانه، و…؛ اسناد مالی روزمره مانند رسید پیشپرداخت، قبوض، استعالم بها و… )قائممقامی ۰۵۳۱، ۰۴۱(. این اسناد معموالً دارای طرح و ساختاری ساده و اغلب بهصورت چاپیاند و میتوان آنها را در شمارگان بسیار تکثیر کرد.

۳. انواع خط و زبان بهکاررفته در اسناد

زبان نگارش اغلب اسناد متعلق به سدههای نخستین دورۀ اسالمی فارسی بوده و براساس منابع، این شیوه تا اوایل خالفت عباسیان، بهویژه در امور دیوانی، رواج داشته است )محمدی مالیری ۴۷۳۱، ۷۰۱(. از قرن پنجم تا دهم هجری، بسیاری از اسناد به زبان عربی نوشته میشد که گاهی در آنها اصطالحات مغولی۱۰ و ترکی۱۱ نیز بهکار میرفت. از دورۀ صفوی، اسناد معموالً به زبان فارسی بوده است که در آنها واژگان عربی۱۲ و اصطالحات حقوقی مذهبی نیز دیده میشود. همچنین، برخی مقدمهها و تحمیدیهها به عربی نوشته میشد )اختری ۷۷۳۱، ۳۶(.
خطی که در قرون اولیۀ هجری برای نوشتن، بهویژه کتابت قرآن استفاده میشد، «کوفی» بود که خود انواعی داشت )فضائلی ۰۵۳۱، ۶۲۱(. تا اینکه ابن مقله بیضاوی )شیرازی( در قرن چهارم هجری، خطوط ششگانه را جایگزین آن کرد. هریک از این خطوط که در زمانی و برای کاربردی خاص رایج شد )براتزاده ۴۸۳۱، ۴۴( عبارت بودند از:

– «محقَق» و «ریحان» برای مصاحف و دیوانها که تا قرن دهم هنوز بهکار میرفت )همان، ۶۴(.

– «ثلث» بیشتر برای نوشتن پشت جلد کتابها و سرلوحه و آموزش خوشنویسی استفاده میشد و کاربردش در کتیبهنگاری معماری از قرن ششم هجری آغاز و در قرن هشتم بسیار متداول شد )حاجیقاسمی ۰۹۳۱، ۸۰۳(.
– «توقیع» برای نوشتن پایان کتابها و قرآن و در مواردی، فرمانها و منشورهای حکومتی.

– «رقاع» برای وقفنامهها و امور دیوانی.

– «نسخ» که به خط قرآنی نیز مشهور است، برای مکاتبات نیز بهکار میرفت و در دورۀ اتابکان )قرن ششم ق.( به اوج خود رسید. )فضائلی ۰۵۳۱، ۰۹۳(.

از حدود قرن ششم یا هفتم خطی به نام «تعلیق» جای رقاع و توقیع را گرفت و بهویژه برای نگارش امور دیوانی بهکار میرفت )براتزاده ۴۸۳۱، ۳۶(. خط «نستعلیق» برگرفته از نسخ و تعلیق، از نیمۀ قرن هشتم کاربرد پیدا کرد
و در قرن یازدهم به «شکسته نستعلیق» تبدیل شد )همان، ۹۶(. در دورۀ قاجار نیز اسناد را معموالً با همین خط مینوشتند، همچنین در آن زمان، از دل این خط سبکی تازه و سادهتر به نام «شکستۀ تحریری» نیز بیرون آمد )رضایی ۰۹۳۱، ۳۱(.

نوع دیگر از خط به نام «سیاق» در اسناد بهکار میرفته که شکلی رمزگونهاش داشته است. بهعبارت دیگر، «سیاق» شیوهای نوشتار رمزگونه است برای ثبت ارقام نقدی )پول( و جنسی )اوزان کاالها( کهُّتجار، کسبه، مؤسسات، دیوانیان، ممیّزان و حسابرسان از آن استفاده میکردند. این خط تا چند دهه پیش هنوز متداول بود و در مدارس نیز تدریس میشد )صفینژاد ۷۸۳۱، ۹(. گویا سیاق یا سیاقی برگرفته از خطی به نام سیاقت است که ابداع آن را به ترکان سلجوقی نسبت میدهند و در دولت عثمانی رایج بوده است )براتزاده ۴۸۳۱، ۸۶(.

دانستن تاریخچۀ خط و زبان بهکاررفته در اسناد از آنجا مهم است که هنگام یافتن اسنادی که فاقد تاریخ مشخصاند، با دقت در نوع خط و زبانشان بتوانیم زمان نگارش آنها را تا حدودی حدس بزنیم یا اینکه بدانیم متعلق به کدام زمان به قبل نمیتواند باشد؛ مثالً اگر سندی با خط شکسته نستعلیق نوشته شده بود، احتمال اینکه متعلق به دورۀ قاجار باشد، فراوان است؛ یا اگر با خط نستعلیق بود، قاعدتاً قدمتش به پیش از سدۀ هشتم هجری باز نمیگردد.

۴. چگونگی کاربرد هریک از اسناد در مطالعۀ تاریخ معماری ایران

همۀ اسناد به شکل بالقوه، منابع مطالعۀ تاریخ معماری ایراناند؛ زیرا هریک از آنها به گونهای با وجهی از زندگی انسان ایرانی مرتبطاند. ازآنجاکه تاریخ معماری با تاریخ زندگی بشر عجین است، بررسی هر سندی که بخشی از کیفیت زندگی انسان در یک عصر را برایمان روشن کند، به شناخت معماریِ متناسب با آن زندگی نیز کمک کرده است. اما از سوی دیگر، مورخ معماری نمیتواند به سراغ همۀ اسناد برود و باید منابعش را براساس پرسشها و روش تحقیق خود محدود کند.