مقدمه

محدوده مورد مطالعه در شرق ایران و در شمال استان سیستان و بلوچسـتان و هـممـرز بـا اسـتان خراسان در شرق کویر لوت قرار گرفته است و از نظر بعد مسافت در فاصله هوایی ۱۸۰ کیلومتري شمال غرب زاهدموقعیت جغرافیایی کانسار آنتیموان سفیدآبه با مختصات طول جغرافیاییً۲۹َْ۶۰ ۵

و عرض جغرافیاییً۲۵َ۴۶ْ۳۰ است که درون سکانسی از واحدهاي کنگلومرایی الیگوسـن ناحیـه جایگزین شده است. با بررسیهاي انجام شده چنین به نظر می رسد که آنتیموان بدلیل تحـرك زیـاد خود توسط سیالات گرمابی عمدتاً سیلیسی از یک منبع ماگمایی در اثر چرخههاي گرمابی متعاقـب ماگماتیسم به درون زون ناپیوسـتگی ( زون گسـله کـانیسـازي شـده بـا رونـد شـمالغربـی ـ جنوبشرقی ) حمل و جایگزین شده است.

منبع ماگمایی اصلی که سازنده این کانسارهاست با توجه به اینکه رخنمونی از توده هاي نفـوذي و ولکانیک هاي همراه با کانی سازي در محدوده دیده نمی شود مشخص نیست. اصولاً منشـاء اصـلی کانی سازي را شاید بتوان ماگماي نشأت گرفته از بخش فوقانی جبه دانست که در زمان نئـوژن در تکوین این بخش از ایران موثر بودهاست.

بحث

بررسیهاي ژئوشیمیایی پتانسیلهاي معدنی:

پس از نمونهبرداري از رگه هاي معدنی و سنگهاي میزبان نمونه هـا بـه روش ICP MASS بـراي عناصر , Ba , Au , Cr , Cu , Co , Mo , Hg , Bi , Sn , Ni , Ti , W, Sr , Mn , Fe Sr ,Sb Zn آنالیز شدند. بر روي نتایج بدست آمده تحلیـل آمـاري صـورت گرفتـه و تعبیـر و تفسیر بر روي داده ها انجام شد. براي بررسی همبستگی هاي آماري بین متغیرهاي مختلف با یکدیگر از ماتریس همبستگی رتبهاي اسپیرمن وپیرسون استفاده شده است.

به منظور شناخت ارتباط و بستگی هاي ژنتیکی متقابل از روش آماري چند متغیره از آنالیز خوشه اي استفاده شده است. براي گروه بندي یا ارتباط گروهها با یکدیگر روشهاي مختلفی وجـود دارد کـه براي عناصر مورد بررسی روش دستهبندي Ward بکار برده شده است .

تعبیر و تفسیر دادههاي ژئوشیمیایی:

بر اساس شکل تابع توزیع و پارامترهاي آماري مورد بررسـی عناصـر , Zn , Mn , Fe , Sr از خود توزیع نرمالی نشان می دهند نرمال بودن تابع توزیع این عناصر در محیط نمونه بـرداري بیـانگر کاهش پتانسیل کانی سازي و یا پتانسیل ردیابی آنها در محیط نمونـهبـرداري اسـت. و رفتـار ایـن عناصر تحت تاثیر فرایندهاي غیر کانی زایی مانند سنگ زایی یا فرایندهاي ثانویه متعارف در منطقـه است.

۳۹۷

پردازش طیفی پیشرفته داده هاي VNIR و SWIR سنجنده استر…

بر اساس شکل تابع توزیع و پارامترهاي آماري مورد بررسی عناصر , Sb , Hg , Au , As , Bi Ni , Cr , Pb , Ag , Mo , Cu , Sn , W از خود خصلت لاگ نرمال نشان میدهند.

اختلاف ناچیز بین ضریب همبستگی محاسبه شده توسط روش اسپیرمن و پیرسون نشان از توزیـع غیر نرمال عناصر دارد. بالاترین همبستگی عنصر Sb با Hg به میزان ۰/۸۳۵ است همبستگی آن بـا عناصر As و Au در حدود ۰/۶ است.

عناصر , Co , Ni , Mn , Fe , Ti همبستگی خوبی نشان میدهند که احتمالاً این همبستگی در رابطه با سنگهاي نسبتاً مافیک منطقه میباشد.
عنصر Sr همبستگی پایینی با تمام عناصر دارد که ناشی از حضور واحـدهاي تبخیـري در شـمال منطقه است.

مهمترین پاراژنزهاي موجود که بعنوان ردیـاب و معـرف کـانیسـازي در منطقـه اکتشـافی قابـل

تشخیص هستند عبارتند از پاراژنزهاي:

الف: مجموعه Ba + Bi+Sn+W (مجموعه عناصر تحت کانساري) کـه حضـور Ba غیرعـادي

است.

ب: مجموعه Ag+As+Sb+Hg+Au این مجموعه که ردیاب کانی سازي طلا در منطقه می تواند باشد بیشتر داراي تمایلات اپی ترمال است و در مجموع یک پاراژنز فوق کانسار سازي را مشـخص میسازد.

میکروترمومتري سیالهاي درگیر

بررسی میکروترمومتري سیالهاي درگیر بوسیله آزمایشهاي سـرد کـردن (Freezing) و گـرم کـردن (Heating) انجام شد، که در زیر به بررسی هر یک میپردازیم:

آزمایش سرد کردن

در آزمایش سرد کردن یک سیال درگیر سرد میشود تا فاز مایع آن به جامد تبدیل شـود. پـس از سـرد کردن دوباره نمونهها را گرم میکنیم تا فاز جامد آن ذوب شود. در این فرایند درجه حرارتـی را کـه در آن نخستین قطره مایع پدید میآید بعنوان دماي اوتکتیک (Te) در نظر میگیریم.

در این آزمایش ابتدا سیالهاي درگیر مورد مطالعه تا -۹۰ درجه سانتیگراد سرد شدند، سپس دستگاه بـه مدت یک دقیقه ثابت نگه داشته شد و سپس سیالها مورد گرمایش قرار گرفتند.

در این آزمایش به ترتیب نقطه اوتکتیک و دماي ذوب آخرین قطعه یخ (Tm ice) اندازهگیري شـد در این مطالعه کمترین دماي اوتکتیک بدست آمده -۸۷ و بیشترین آن -۳۲ درجه سانتیگراد بود. دامنـه تغییرات دماي ذوب آخرین قطعه یخ از -۳ تا -۲۳ درجه سانتیگراد اندازهگیري شد(شکل .(۲

۳۹۸

مجموعه مقالات نهمین همایش انجمن زمین شناسی ایران، دانشگاه تربیت معلم تهران، ۱۳۸۴

تعیین شوري سیالهاي درگیر

پایین آمدن نقطه انجماد مایع تا زیر صفر درجه سانتیگراد براي اندازهگیري مقدار شوري به کار میرود و به صورت درصد وزنی معادل نمک طعام (Wt % NaCl) اندازهگیري میشود. ایـن انـدازهگیـري

بر این اصل استوار است که دماي ذوب آخرین قطعه یـخ نشـان دهنـده میـزان شـوري سـیال اسـت و پایینترین دمایی که در آن این رویداد رخ میدهد، شناساگر بالاترین شوري است. بدست آوردن مقدار شوري براي دماهاي ذوب یخ بالاتر از -۲۱ سانتیگراد به طور مسـتقیم از نمودارهـا و جـدولهایی کـه بوسیله شفارد و همکاران (۱۹۸۵) و گلدشتین و رینولدز((۱۹۹۴ ارائه شده اسـت قابـل انـدازهگیـري
است.

از فرمول هال (Hall) و همکاران (۱۹۸۸) نیز میتوان مقدار شوري را بدست آورد.

Salinity (Wt % NaCl) = 1,78 Tm – ۰,۰۴۴۲ Tm2 – ۰, ۰۰۰۰۵۵۷ Tm3 بـراي Tm Iceهاي پایینتر از -۲۱ احتمال وجود نمکهاي CaCl2 , MgCl2 , KCl علاوه بر NaCl وجـود دارد( شفارد و همکاران .(۱۹۸۵ اضافه شدن یک مول KCl به NaCl سـبب کـاهش دمـاي ذوب بـه

میزان ۲/۱ سانتیگراد میشود و در مورد CaCl2 , MgCl2 ایـن کـاهش بیشـتر نیـز خواهـد بـود بـا استفاده از نمودار ۳ تایی NaCl – CaCl2 – H2O که بوسیله شفارد و همکاران((۱۹۸۵ ارائـه شـده است میتوان به مقدار شوري سیالهاي درگیر دست یافت.