بررسی کارائی شرکتهای صنعت خودرو و ساخت قطعات پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و ارائه الگوی مناسب درجه بندی با استفاده از تحلیل پوششی داده ها

چکیده:
مهمترین وظیفه بازار اوراق بهادار انتقال کارائی سرمایه از پس انداز کنندگان به سوی شرکتهاست.تحلیل پوششی داده ها تکنیکی است که از طریق برنامه ریزی خطی کارائی را بطور عملی اندازه گیری می کند.در این تحقیق شرکتهای صنعت خودرو سازی و ساخت قطعات خودرو در بورس اوراق بهادار تهران از سال ۱۳۸۲ تا سال ۱۳۸۴ مورد مطالعه قرار گرفته است.شش متغیر ، فروش ، سود هر سهم ، نرخ بازده داراییها ، سهم بازار شرکت در صنعت ، کل داراییها و بهای تمام شده کالای فروش رفته از بین ۲۵ متغیر طبق نظر سنجی از افراد خبره با پرسشنامه فرآیند تحلیل سلسله مراتبی بعنوان نهاده ها و ستانده های الگوی درجه بندی انتخاب شدند.

 

فرضیات تحقیق به روش آماری میانگین یک جامعه مورد آزمون قرار گرفت.شرکتهای موفق در این پژوهش شرکتهایی هستند که کارائی آنها بیشتر از میانگین کارائی صنعت و کارائی شرکتهای نا موفق کمتر یا مساوی میانگین کارائی صنعت می باشد.
نتیجه اینکه بین بازده نسبی صنعت و بازده نسبی شرکتهای درجه بندی شده تفاوت معنی داری وجود دارد . و از طرفی نمی توان گفت که شرکتی صرفاٌ بخاطر داشتن کارائی بیشتر از میانگین کارائی صنعت ، شرکت موفق یا برعکس است.

واژگان کلیدی :
رتبه¬بندی – تحلیل پوششی داده¬ها- کارایی – الگو – شركتهاي موفق – شركتهاي ناموفق

مقدمه:
توسعه بازارهای بورس، ایجاد و گسترش مؤسسات خدمات مالی را سبب گردیده است. این مؤسسات در سطوح مختلف و متنوعی به سرمایه¬گذاران، خدمات مشاوره¬ای عرضه می¬کنند. برخی اطلاعات کلی مربوط به وضع اقتصاد و خاصه بازرگانی را منتشر می¬نماید و بعضی به سهامداران منفرد، خرید یا فروش اوراق بهادار را توصیه می¬کنند. برای خریداران کوچک توصیه¬ها و مشاوره¬های کارگزاران بورس در غالب موارد کافی و وافی به مقصود است. لیکن سرمایه-گذاران بزرگتر مایلند از منابع مستقل نیز اطلاعاتی از وضع بازار بدست آورند. مؤسسات یا شرکتهای خدمات مالی برای تأمین این نیاز فعالیت می¬کنند. یکی از خدماتی که شرکتها یا مؤسسات خدمات مالی بزرگتر ارائه می¬دهند رده¬بندی اوراق بهادار است. رده¬بندی می¬تواند برحسب معیارهای مختلفی مثل بازده اوراق، قابلیت نقدینگی آنها، سود قابل انتظار اوراق،

معافیت از مالیات و غیره صورت گیرد. شرکتها و مؤسسات چندی نیز در جهان در این زمینه شهرت و اعتبار یافته¬اند از جمله مهمترین آنها:
 Modey’s Investors Services
 Value Line
 Babson’s Report
 Standard & Poor’s Corporation (S&P)
از مهمترین فهرستهای جهانی می¬توان به فهرست ۵۰۰ شرکت برتر (Fortune 500) و از مهمترین فهرستهای ملی می-توان به ۱۰۰۰ شرکت برتر کانادا اشاره کرد. (گلریز، ۱۳۷۴، ص ۱۰۹-۱۰۸)
رتبه¬بندی مؤسسات برحسب کارائی و ارزش آنها یک عمل تکراری است. در بسیاری از موارد رتبه¬بندی مؤسسات به طور طبیعی براساس دانش و تجربه تصمیم¬گیرندگان صورت می¬گیرد، در حالی که در برخی از شرایط به علت تأثیرگذاری گسترده رتبه¬بندی، بایستی از روشهای رتبه¬بندی دقیق استفاده شود. البته معیارها و روشهای مختلف، بااهمیت متفاوت برای رتبه¬بندی استفاده می¬شود، چون ارزش و کارائی که اساساً مبنای رتبه¬بندی مؤسسات است، یک مفهوم پیچیده و چندبعدی می¬باشد. لذا یکی از مناسب¬ترین

روشها برای تحصیل یک نگرش کلی در خصوص کارائی و ارزش مؤسسات، تجزیه و تحلیل چندعامله است که رتبه¬بندی از مؤسسات را برحسب چندین معیار ارائه می¬دهد. (Babic, 1998, P.29)
در آمریکا و احتمالاً در دنیا، مؤسسه Value Line بزرگترین سازمان مشاور سرمایه¬گذاری است. این سازمان اطلاعات ارزشمندی درباره ۱۷۰۰ شرکت سهامی ارائه می¬کند. گذشته از این، سازمان مزبور سهام این شرکتها را با توجه به عملکرد موردان

تظار، برای ۱۲ ماه بعد رتبه¬بندی می¬نماید.
سهامی که در گروه یک قرار می¬گیرند، انتظار می¬رود که دارای بهترین عملکرد باشند. در حالیکه سهامی که در گروه پنجم قرار می¬گیرند انتظار می¬رود که دارای کمترین بازده باشند.
رتبه¬بندی گروه¬ها به شرح زیر است: (جهانخانی، ۱۳۷۶، ص ۴۵۶)
گروه اول: صد شرکت رتبه اول
گروه دوم: سیصد شرکت بعدی
گروه سوم: نهصد شرکت رده میانی
گروه چهارم: سیصد شرکت بعدی
گروه پنجم: صد شرکت رده آخر
پیشینه تحقیق:
تحقیقات انجام شده در خارج از کشور
در سال ۲۰۰۰ پیتروسکی مطالعه¬ای تحت عنوان استفاده از اطلاعات صورتهای مالی جهت تفکیک شرکتهای موفق از ناموفق انجام داد. سئوال محقق این ب

ود که آیا می¬توان با استفاده از تحلیل¬های بنیادین مبتنی بر حسابداری از شرکت¬هائی که نسبت ارزش دفتری به قیمت بازار بالائی دارند بازدهی بالاتری کسب کرد؟ مطالعات فوق نشان داد که استفاده از علائم بنیادین برای شرکتهایی که نسبت ارزش دفتری به قیمت بازار بالاتری دارند باعث تغییر در چولگی توزیع بازده می¬گردد. او نشان دا

د که شرکتهائی که از نظر علائم بنیادی قوی و همچنین دارای نسبت ارزش دفتری به قیمت بازار بالاتری هستند، بطور متوسط بازدهی بالاتری را کسب نموده¬اند. او برای رتبه¬بندی شرکتهای موفق از ناموفق از شاخص F استفاده کرد. در مدل او متغیرهای بنیادین مثل حاشیه سود، بازده سهامداران و … وجود داشتند.
در مطالعه دیگری که توسط موهنرام در سال ۲۰۰۴ تحت عنوان شرکتهای موفق از ناموفق صورت گرفت، این نتیجه حاصل شد که استراتژی ترکیب علائم بنیادین (نسبت¬های مالی) برای شرکتهای با نسبت ارزش دفتری به قیمت بازار پائین می¬تواند منجر به بازده غیرعادی شود.
تحقیق دیگری توسط گوین در سال ۲۰۰۳ در ژاپن و برای یک دوره ده ساله تحت عنوان واکنش کم و قابلیت پیش-بینی بازده در بورس ژاپن صورت گرفت. وی در این تحقیق از شاخص F که توسط پیتروسکی به کار گرفته شد استفاده کرد و نشان داد که از طریق بکارگیری علایم بنیادین مي‌توان بازده غیرعادی بدست آورد. (بررسی¬های حسابداری و حسابرس، زمستان ۱۳۸۳، ص ۸۳-۸۲). در تحقیقی که به وسیله دی¬یانگ (۱۹۹۸) در آمریکا انجام گرفت، شواهدی بدست آمد که نسبت¬های حسابداری یک بعدی بوده و تصویر کاملی را ارائه نمی¬کند. بررسی¬های او نشان داد، بانکهائی که خوب اداره می¬شوند در مقایسه با بانکهائی که به طور ضعیف اداره می¬شوند (هزینه سرانه) بر مبنای سیستم حسابداری بالائی دارند. بنابراین توجه صرف به یک عامل (هزینه سرانه) باعث می¬شود بانکهائي که خوب اداره می¬شوند

هزینه¬ها و مخارج اساسی را انجام نداده و به تعویق انداخته و در نهایت برای کسب امتیاز این عامل از انجام مخارج اساسی خودداری و درآینده آنها در ردیف بانک¬هائی قرار خواهند گرفت که بطور ضعیف اداره می¬شوند. به نظر دی¬یانگ در صورتی که از سیستم¬ جامع اندازه¬گیری کارائی (چندین داده و چندین ستاده ) استفاده شود تصمیم¬گیری در مورد تعیین مدیریت قوی و یا ضعیف در ادارۀ بانک به خوبی انجام خواهد گرفت. به عبار

تی عملکرد بانکها به گونه¬ای اندازه¬گیری خواهد شد که توسعه و پیشرفت آنها را پایدار خواهد کرد. (بررسی¬های حسابداری و حسابرسی، زمستان ۱۳۸۳، ص ۶)

تحقیقات انجام شده در داخل کشور
در تحقیقی که قلی¬زاده در سال ۱۳۸۳ تحت عنوان «طراحی مدل رتبه¬بندی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران» با استفاده از تحلیل پوششی داده¬ها انجام داد. ایشان صنعت مواد غذایی و آشامیدنی را در سالهای ۱۳۸۰-۱۳۷۷ مورد بررسی قرار دادند. با عنایت به مبانی نظری و تئوریک تحقیق تعداد ۲۷ متغیر را به عنوان متغیرهای مؤثر بر ارزش داراییهای سرمایه¬ای جهت طرح در پرسشنامۀ AHP انتخاب نمودند و پس از تکمیل پرسشنامه¬ها توسط اساتید و خبرگان و استخراج و جمع¬بندی پرسشنامه¬ها، تعداد هشت متغیر را که بیشترین امتیاز و اولویت را کسب نموده بودند به عنوان متغیرهاي اساسی تحقیق تعیین نمودند. سپس رتبه¬بندی هریک از شرکتهای مورد بررسی با توجه به یکایک متغیرها و ترکیب متغیرها و با استفاده از روشهای تحلیل پوششی داده¬ها انجام گرفت که نهایتاً در ۱۳۷۷ از بین ۳۵ شرکت مورد بررسی، شرکت قند پیرانشهر بالاترین رتبه و شرکت قند بیستون پایین¬ترین رتبه،

در سال ۱۳۷۸ از بین ۳۹ شرکت مورد بررسی، شرکت شهداب بالاترین و شرکت قند حکمتان پایین¬ترین رتبه، در سال ۱۳۷۹ از بین ۳۹ شرکت مورد بررسی، شرکت شهد خوی بالاترین و شرکت بیستون پایین¬ترین رتبه، در سال ۱۳۸۰ از بین ۴۰

شرکت مورد بررسی، شرکت قند حکمتان بالاترین و شرکت قند بیستون پایین¬ترین رتبه را کسب نمودند.
در تحقیقی که اسلامی بیدگلی و کاشانی پور در سال ۱۳۸۳ تحت عنوان (مقایسه و ارزیابی روشهای سنجش کارائی شعب بانک و ارائه الگوی مناسب) انجام دادند نامبرده¬گان کارائی تعداد ۱۴۲ شعبه بانک تجارت را در سال ۱۳۸۰ با استفاده از روشهای سه¬گانه تحلیل پوششی داده¬ها، روش مرزی تصادفی، نسبتهای مالی مورد سنجش قرار داده و رتبه¬بندی لازم را انجام دادند و سپس با در نظر گرفتن رتبه¬بندی روش فعلی مقایسه رتبه¬بندی شعب بانک تجارت در روشهای مختلف به صورت دو به دو نشان داد که نتایج رتبه¬بندی روشهای فوق با همدیگر متفاوت است. در روش تحلیل پوششی داده¬ها تعداد ۱۲ متغیر و در روش مرزی تصادفی تعداد ۹ متغیر و در روش نسبتهای مالی تعداد ۱۱ متغیر به عنوان متغیرهای ورودی و خروجی مؤثر در رتبه¬بندی مورد بررسی قرار گرفتند. به علت اینکه نتایج رتبه¬بندی روشهای فوق با همدیگر متفاوت بودند به منظور ارائه روش مناسب برای درجه¬بندی شعب بانک، از خبرگان به وسیله پرسشنامه در جهت تعیین ضریب اهمیت سئوال گردید که نتیجه استخراج اطلاعات پرسشنامه حاکی از این بود که خبرگان و متخصصین ضریب اهمیت ۶۷% را برای تحلیل پوششی داده¬ها و ضریب اهمیت ۲۴% را برای روش مرزی تصادفی و ضریب اهمیت ۹% را برای روش ن

سبتهای مالی تعیین نمودند. نهایتاً اینکه از نظر متخصصین روش تحلیل پوششی داده¬ها با ضریب اهمیت ۶۷% برای رتبه¬بندی بانک روش مناسب درجه¬بندی تعیین گردید.
در تحقیقی که ختن¬لو در سال ۱۳۸۴ خود تحت عنوان «بررسی مقایسه¬ای رتبه¬بندی شرکتها براساس نسبتهای سودآوری و شاخص¬های بورس اوراق بهادار تهران» انجام داد. ایشان ۵۰ شرکت برتر بورس را در دوره زمانی ۸۳-۱۳۸۱ براساس

آزمون آماری همبستگی و به کمک نرم¬افزار Excel مورد بررسی قرار داد. نتایج تحقیق حاکی از این است که بین رتبه¬بندی شرکتهای پذیرفته شده در بورس براساس نسبتهای سودآوری، نسبت سود عملیاتی، نسبت سود خالص و رتبه¬بندی مبتنی بر شاخص¬های بورس در هر سه سال ارتباطی مستقیم و ناقص وجود دارد. بین نسبت بازده دارایی¬ها و رتبه¬بندی مبتنی بر شاخصهای بورس در سال ۸۱ ارتباط معکوس و در دو سال دیگر ارتباط مستقیم و ناقص وجود داشته و بین نسبت بازده حقوق صاحبان سهام و رتبه¬بندی مبتنی بر شاخصهای بورس ارتباطی معکوس و ناقص در هر سه سال برقرار بود.
در تحقیقی که نمازی در سال ۱۳۷۱ خود تحت عنوان «مروری بر آزمونهای کارائی بورس اوراق بهادار در سطح ضعیف» انجام داد ایشان تعداد ۱۷ شرکت را در دوره زمانی ۱۳۷۰-۱۳۶۸ مورد بررسی قرار دادند. روش مورد استفاده در این تحقیق آزمون گردشها بوده و در آن تفاوت بین گردشهای واقعی و گردش مورد استفاده برای شرکتهای مختلف ۵/۲ تا ۱/۶ بدست آمده است. با توجه به تعداد داده¬های تحت بررسی، در صورتی که تفاوت بین گردش واقعی و مورد انتظار بیش از ۹۶/۱ باشد، دلالت بر عدم کارائی بازار خواهد داشت. مطالعات ایشان عدم کارائی بازار بورس اوراق بهادار ایران را در سطح ضعیف نشان داد.
AHP چیست؟
AHP یک تکنیک تحقیق در عملیات است که از طریق آن می¬توان رویکرد استقرایی و رویکرد قیاسی را برای درک یک سیستم پیچیده در یک چهارچوب منطقی باهمدیگر ترکیب کرد. AHP تصمیم¬گیرندگان را یاری می¬کند تا اولویتها را براساس اهداف، دانش و تجربه خود تنظیم نمایند، به نحوی که احساسات و قضاوتهای خود را بطور کامل

درنظر بگیرند. AHP به تصمیم¬گیرنده کمک می¬کند تا تصمیمات اعضاء گروه را با همدیگر ترکیب کند بطوریکه تصمیمات بهینه دربرگیرنده نظرات همه اعضاء باشد. بطور کلی در AHP ذهن انسان، دانشی سازمان یافته برای تصمیم¬گیری را بکار می¬برد و این مهمترین برتری AHP بر روشهای دیگر است.
هر مسئله AHP، با سه سطح کار، سروکار دارد که سطح اول، هدف کلی مسئله، سطح دوم، معیارهای ارزیابی و سطح سوم گزینه¬ها (انتخاب

¬های) ممکن است. (قلی¬زاده، ۱۳۸۳، ص ۷۶)
اصول اساسی تفکر تحلیلی :
سه اصل اساسی در تفکر تحلیلی وجود دارد، که به تصمیم¬گیری از طریق AHP مرتبط می¬شوند. این سه اصل اساسی عبارتند از: (آذر، ۱۳۸۱، ص ۱۶)
۱- اصل ترسیم درخت سلسله مراتب
۲- اصل تدوین و تعیین اولویتها
۳- اصل سازگاری منطقی قضاوتها
-۱- اصل ترسیم درخت سلسله مراتب
انسان توانایی درک موضوعات مختلف، تمیز دادن آن موضوعات و ارتباط دادن اجزای مختلف یک موضوع را دارد. ذهن انسان توانایی ایجاد ساختار سلسله مراتبی برای واقعیات پیچیده را با توجه به اجزای آن دارد. یعنی ذهن یک موضوع را به بخشهای مختلف تفکیک کرده و گاهی این بخشها را به بخش¬ها کوچکتر تقسیم می¬کند، ضمن اینکه ارتباط منطقی آنها را مدنظر قرار می¬دهد. بدین ترتیب یک سلسله مراتب شکل می¬گیرد.
۲ – تعیین اولویتها
انسانها می¬توانند روابط بین موضوعات مختلفی که مشاهده می¬کنند را درک کرده با توجه به معیارهای مشخص مقایسه زوجی بین آنها انجام داده و یک گزینه را بر دیگر گزینه¬ها ترجیح دهند. سپس این مقایسه¬ها را از طریق AHP یا فرآیند م

نطقی دیگری ترکیب کرده تا درک بهتری از کل سیستم ارایه دهند. در این پژوهش از AHP صرفاً برای الویت¬بندی متغیرهای مؤثر برارزش و ثروت سهامداران استفاده می¬شود.
-۳- سازگاری منطقی

ذهن انسان می¬تواند روابط بین اجزاء را به نحوی برقرار کند که بین آنها سازگاری و ثبات منطقی وجود داشته باشد. سازگاری در دو مفهوم بکار می¬رود:
الف- ایده¬ها و اشیاء مشابه با توجه به ارتباط آنها در یک گروه قرار می¬گیرند. برای نمونه یک انگور و یک مهره از نظر معیار در کروی بودن می¬توانند در یک گروه قرار گیرند ولی اگر معیار موردنظر ما طعم باشد این دو هیچ ارتباطی باهم ندارند.
ب- معیار دوم میزان ارتباط بین ایده¬های مختلف با توجه به معیار خاص آنهاست.
تحلیل پوششی داده¬ها:
در سال ۱۹۷۸، سه متخصص تحقیق در عملیات مقاله¬ای ارایه نمودند که طی آن از طریق برنامه¬ریزی خطی، اندازه¬گیری عملی کارایی را معرفی کردند، این روش در حال حاضر بنام DEA یا تحلیل فراگیر داده¬ها مشهور است. این روش مبتنی بر یک سری بهینه¬سازی با استفاده از برنامه¬ریزی خطی می¬باشد که به آن روش ناپارامتر

یک نیز گفته می¬شود. در این روش، منحنی مرزی کارا از یک سری نقاط که به وسیله برنامه¬ریزی خطی تعیین می¬شود، ایجاد می¬گردد. برای تعیین نقاط می¬توان از دو فرض بازدهی ثابت و متغیر نسبت به مقیاس استفاده کرد. روش برنامه¬ریزی خطی، بعد از یک سری بهینه-سازی مشخص می¬کند که آیا واحد تصمیم¬گیر موردنظر روی خط کارایی قرار گرفته است و یا خارج از آن قرار دارد؟ بدین وسیله واحدهای کارا و ناکارا را از یکدیگر تفکیک می¬شوند. گفتنی است در این روش می¬توان تابع هدف (ستانده) را با توجه به نهاده¬های مشخصی حداکثر نمود یا اینکه با استفاده از دوگان آن، یعنی با توجه به ستاند

ه¬ معین نهاده¬ها را حداقل کرد.
تکنیک DEA تمام داده¬ها (ارقام و اطلاعات) را تحت پوشش قرار داده و به همین دلیل تحلیل پوششی یا فراگیر داده-ها، نامیده می¬شود.
روش DEA در سال ۱۹۷۸ به این علت مشهور گشت که توانست مشکل ضرایب را برطرف کند. جالب آنکه ضرایب بدست آمده در این روش، بیانگر همان “قیمتهای سایه¬ای ” می¬باشد. DEA پس از تعیین مرز کارا مشخص می¬کند که واحدهای تصمیم¬ساز در کجای این مرز قرار دارند و برای رسیدن به مرز کارا چه ترکیبی از نهاده¬ها و ستانده¬ها را می-بایست انتخاب کنند، که این امر میسر نمی¬شود مگر به وسیله مشخص کردن ضرایب نهاده¬ها و ستانده¬ها برای هر واحد. در واقع شاهکار و نقطه عطف روش فوق این بود که توانست روش برنامه¬ریزی خطی ضرایب ذکر شده را محاسبه کند. (امامی میبدی، ۱۳۷۹، ص ۱۲۷)
فرضیه¬های تحقیق:
۱٫ بین بازده نسبی شرکتهای درجه¬بندی شده و بازده نسبی صنعت تفاوت معنی¬داری وجود ندارد.
۲٫ بازده نسبی شرکتهای موفق بیشتر از بازده نسبی صنعت است.
۳٫ بازده نسبی شرکتهای ناموفق کمتر یا مساوی بازده نسبی صنعت است.
روشهای پژوهش:
غالب مطالعات تحقيقي يك روش يا استراتژي را نشان مي دهند

كه به سادگي قابل تشخيص است و شامل رويه هاي مشترك خاصي مانند بيان مساله ، جمع آوري اطلاعات و نتيجه گيري اند . جزئيات اين رويه هاي خاص تا حدود زيادي با روش تحقيق معين مي شوند . هر يك از اين روشها براي پاسخ گوئي به يك نوع مساله متفاوت هستند .
اين طبقه بندي عبارتند از : تحقيق تاريخي ، تحقيق توصيفي ، تحقيق پيمايشي ( زمينه يابي ) ، تحليل محتوا ، مطالعه ميداني ، مورد كاوي ، تحقيق همبستگي ، آزمايش ميداني ، تحقيقات علّي ( آزمايشي)، تحقيق علّي – تطبيقي . ( خاكي ، ۱۳۸۲ ، ص ۲۱۲-۲۰۸ ) .
در اين روش براي گردآوري اطلاعات عمدتاً از پرسشنامه است

فاده مي شود ولي فنون ديگري مانند مصاحبه ، مشاهده ، تحليل محتوا … هم به كار مي روند . مشخصه پيمايش مجموعه ساختمند يا منظمي از داده هاست كه آن را « ماتريس متغير بر حسب داده هاي موردي » مي نامند . ( خاكي ، ۱۳۸۲ ، ص ۲۱۲ ) .
با توجه به ماهيت پژوهش در علم مالي در اين تحقيق نيز از روش پيمايشي استفاده شده است . در روش تحقيق پيمايشي نمونه اي از كل جامعه مورد تحقيق با استفاده از تكنيكهاي مورد نظر انتخاب شده و با بررسي نمونه يك نتيجه كلي حاصل مي شود .
جامعه آماري:
جامعه آماري اين پژوهش شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده كه تعداد آنها در سال ۱۳۸۲، ۳۷۱ در سال ۱۳۸۳، ۴۱۵ و در سال ۱۳۸۴، ۴۳۴ شركت مي‌باشد.

روش نمونه گيري و گروه نمونه :
روش نمونه گيري در اين پژوهش ، نمونه گيري طبقه اي مي باشد . جامعه آماري پژوهش حاضر داراي صنعت هاي مختلفي مي باشد كه هر صنعت طبقه اي از جامعه بوده و خصوصيات مربوط به خود را دارا مي باشد و اين خصوصيات در صنايع مختلف متفاوت هستند و بر اي اينكه نمونه آماري داراي خصوصيات يكنواخت بوده و امكان تحقيق مطلوب وجود داشته

باشد و درجه بندي در شرايط يكسان صورت پذيرد از نمونه گيري طبقه اي استفاده شده است . گروه نمونه اين پژوهش نيز شركتهاي صنعت خودرو و ساخت قطعات پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مي باشد .
از بین شرکتهای موجود در بورس اوراق بهادار تهران، بایستی صنعتی انتخاب می¬شد که قابلیت تطبیق با قاعده روش DEA را داشته باشد که در آن ، (تعداد متغیرهای خروجی)، (تعداد متغیرهای ورودی) و در نهایت تعداد شرکتهای نمونه است. که پس از بررسی اطلاعات برای سالهای ۱۳۸۲، ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴ کل بورس تهران، «صنعت خودرو و ساخت قطع

ات» مناسب تشخیص داده شد، قابل ذکر است که تعداد شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهاردار تهران در سال¬های مذکور به ترتيب ۳۷۱، ۴۱۵ و ۴۳۴ شركت بوده است و تعداد شركت‌هاي نمونه اين پژوهش در سالهاي مذكور که اطلاعات آن قابل دسترس و کامل بوده و در درجه¬بندی دخیل می¬باشند بترتیب ۲۶، ۲۷ و ۲۸ شرکت می¬باشند.
ابزارهاي گردآوري اطلاعات :
يكي از ابزارهاي مهم گردآوري اطلاعات این پژوهش، پرسشنامه AHP است . علاوه بر آن با مراجعه به بازار بورس اوراق بهادار تهران و مطالعه مجلات هفتگي و ماهنامه و فصلنامه هاي بورس و مصاحبه با متخصصان و همچنين بررسي گزارشها و سي دي هاي بازار بورس و سيستم اطلاع رساني تدبير پرداز و آريا سهم و پارس پرتفوليو ، اطلاعات آماري لازم تهيه گرديد .
. نتايج حاصل از آزمون فرضيه‌ ها:
نتایج حاصل از آزمون فرضیه اول
بین بازده نسبی شرکتهای درجه¬بندی شده و بازده نسبی صنعت تفاوت معنی¬داری وجود ندارد.

نتیجه :
نتایج حاصل از آزمون این فرضیه در هر یک از سالهای ۱۳۸۲، ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴ دلالت بر رد این فرضیه دارد و بیانگر آن است که بین بازده نسبی شرکتهای درجه¬بندی شده و بازده نسبی صنعت تفاوت معنی¬داری وجود دارد.
نتایج حاصل از آزمون فرضیه دوم

بازده نسبی شرکتهای موفق بیشتر از بازده نسبی صنعت است.
نتیجه :
نتایج حاصل از آزمون این فرضیه در سال ۱۳۸۲ دلالت بر قبول فرضیه مذکور داشته و در سالهای ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴ حاکی از رد فرضیه فوق می¬باشد.
نتایج حاصل از آزمون فرضیه سوم
بازده نسبی شرکتهای ناموفق کمتر یا مساوی بازده ن

سبی صنعت است.
نتیجه :
نتایج حاصل از آزمون فرضیه فوق در سال ۱۳۸۲ و ۱۳۸۴ دلالت بر قبول فرضیه داشته و در سال ۱۳۸۳ حاکی از رد فرضیه مذکور می¬باشد.
پیشنهادهای تحقیق در راستای پژوهش:
۱- فراهم ساختن زمینه شفافیت اطلاعاتی بازار سرمایه از طریق ایجاد تحول در گزارش¬دهی مالی شرکتها و به هنگام بودن اطلاعات، خصوصاً در زمینه متغیرهای مطرح شده در الگو.
۲- تشکیل موسسات درجه¬بند مستقل که فقط به انجام امور مربوط اشتغال داشته باشند.
۳- اعلام یک طیف رتبه و درجه به بازار سرمایه از طرف سازمان بورس اوراق بهادار تهران جهت تفکیک شرکتهائی که ارزش سرمایه¬گذاری دارند با سایر شرکتها.
۴- انجام رتبه¬بندی سالانه كلي توسط سازمان بورس اوراق بهادار تهران بر اساس صورتهای مالی واقعی شرکتها به جزء رتبه¬بندی رایجی که در بورس اوراق بهادار تهران فعلاً انجام می¬گیرد.
۵- تشکیل کمیته¬ای در هر یک از بورسهای استانی جهت دریافت نظرات و پیشنهادات و انتقادات در رابطه با درجه¬بندی شرکتها.
۶- دعوت از صاحبنظران و اقتصاددانان و تشکیل سیمنارهای مرتبط با درجه¬بندی توسط سازمان بورس اوراق بهادار تهران.
۷- ایجاد مکانیزم الکترونیکی برای درجه¬بندی پویا توسط سازمان بورس اوراق بهادار تهران.
پیشنهادانی برای تحقیقات آینده:
در اين قسمت توصيه مي‌شود كه محققين آتي در خصوص موضوعات زير تحقيقاتي را انجام دهند:
۱- رتبه¬بندی شرکتها بر اساس سایر متغیرهائی که در این الگو ارائه نشده است.
۲- بررسی ارتباط بین اطلاعات حسابداری و کارایی بازار سرمایه.
۳- بررسی ارتباط بین خصوصی¬سازی و کارایی بازار سرمایه.
۴- بررسی بازار سرمایه ایران و فرصت سرمایه¬گذاری.

۵- بررسی موانع موجود بر سر راه سرمایه¬گذاری خارجی.
۶- بررسی مقایسه¬ای درجه¬بندی بورس تهران با درجه¬بندی سایر بورسهای دنیا.
فهرست منابع :
الف- فارسی:
۱- آذر ، عادل ،((تحليل پوششي داده ها و فرآيند تحليل

سلسله مراتبي ، مطالعه تطبيقي)) ، فصلنامه مطالعات مديريت ، سال ۱۳۸۱ ، شماره ۲۵
۲- امامي ميبدي ،علي، ((اصول اندازه گيري کارائي و بهره وري )) ، موسسه مطالعات و پژوهشهاي بازرگاني ، ۱۳۷۹
۳- جهانخاني ؛ علي ، حسين، عبده تبريزي ، ((نظريه بازار کاراي سرمايه )) ‌، تحقيقات مالي ، ۱۳۷۲ ، شماره ۱
۴- جهانخاني ، علي ، علي، پارسائيان ، ۱۳۷۶ ، ((مديريت سرمايه گذاري و ارزيابي اوراق بهادار )) ، تهران : انتشارات دانشگده مديريت دانشگاه تهران
۵- زارعي ، بتول ، ۱۳۷۹ ، ((طراحي معيارهاي ارزيابي در موسسات درماني)) ، پايان نامه کارشناسي ارشد مديريت ، دانشگده مديريت دانشگاه تهران
۶- سازمان مديريت صنعتي ، ۱۳۸۰ ، ((فهرست ۱۰۰ شرکت برتر (IMI-100 ) )) ، بخش مشاوره و تحقيق ، گروه اقتصاد
۷- سرمد ، زهره ، عباس، بازرگان ، الهه ، حجازي ، ۱۳۷۶ ، روشهاي تحقيق در علوم رفتاري ، تهران : موسسه انتشارات آگاه.
۸- فدائي نژاد ، اسماعيل ، ۱۳۷۳ ، (( بررسي کارائي بازار سرمايه در بورس اوراق بهادار تهران )) ، پايان نامه تحصيلي درجه دکترا ، دانشکده مديريت دانشگاه تهران
۹- قليزاده ، محمد حسن ، ۱۳۸۳ ، (( طراحي مدل رتبه بندي شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران )) ، پايان نامه تحصيلي درجه دکترا ، دانش

گده مديريت دانشگاه تهران
۱۰- نمازي ، محمد ، زکيه ، شوشتريان ، ((مروري بر آزمونهاي کارايي بورس اوراق بهادار در سطح ضعيف )) ، تحقيقات مالي ، ۱۳۷۵ ، شماره ۱۱و۱۲
ب‌- لاتین:
۱۱- Fama ‘ Eugene’ ((Efficient capital ‘ Markets: A Review of theory and -11 Empirical work))’journal of finance ‘ Vol’25’1970.
– Sharpe.F.will

iam,investment,prentice- hall,1978,pp.230-25312
13-Babic,z,plazibat.N,Ranking of Enterprises Based on Multicriteria Analysis,international journal of production economics,1998