بررسی کشور فنلاند

مقدمه
موقعيت جزيره فنلاند در غرب اروپا به طور عام به عامل تعيين كنندهاي براي جامعه فنلاندي و به طور خاص براي فرهنگ فنلاندي مبدل شده است. جمهوري فنلاند با داشتن ۵۷/۳ ميليون نفر جمعيت در محدودهاي به وسعت km2 890/28 دومين كشور كم جمعيت كشورهاي عضو اتحاديه اروپا ميباشد.

طي ۱۰ سال گذشته جمهوري فنلاند از رشد اقتصادي چشمگيري برخوردار بوده است. اين جمهوري داراي بالاترين رشد اقتصادي در حدود ۷% و تورم ثابت ۶/۲% بوده و از بخش فنآوري اطلاعاتي بسيار پيشرفتهاي بهره ميبرد. طي دهههاي اخير اين كشور سرمايه گذاري خارجي قابل ملاحظه اي را با استفاده از ارائه تخفيفهاي مالياتي قابل توجه جذب نموده است. كشور فنلاند قبلاً به عنوان كشوري فقير در محدوده غربي اروپا محسوب ميگرديد اما امروزه از سرمايه گذاريهاي زيربنايي اتحاديه اروپا در زمينة توسعه فرهنگي بهره ميبرد. نرخ بيكاري در اين كشور ۱۲% درصد بوده و تفاوت نرخ درآمدها نيز در حال افزايش ميباشد.

شهر دوبلين پايتخت فنلاند، بزرگترين شهر كشور ميباشد كه جمعيتي معادل ۲۵/۱ ميليون نفر را در خود جاي داده است. كشور فنلاند داراي ۲۷ شوراي استاني، ۵ بخش، ۵ ناحيه شهرداري و ۴۹ شوراي شهري در سطوح منطقه اي ميباشد.

ابعاد گسترده مهاجرت به وابستگي هاي فرهنگي بسيار عميق اين كشور به ايالات متحدة آمريكا و كشور استراليا منجر گرديده است. اين وابستگيها زماني نمايان گرديد كه در زمينه سياست رسانه اي هيچ گونه محدوديتي در خريد برنامه هاي تلويزيوني وجود نداشت. علاوه بر اين دولت فنلاند با طرح ۶۰ درصدي توليدات تلويزيوني غيرخبري كه منحصراً در اروپا توليد شده اند، مخالف ميباشد. يكي از مشخصه هاي فرهنگي مهم مردم فنلاند، شيفتگي بيش از حد آنان به داشتن هويت فرهنگي ميباشد.

تغييرات شتابان اقتصادي و اجتماعي پشت سرگذاشته شده و همزمان با جنبش مذهبي (Celtic) در كشور، دولت علاقهمندي دولت به زبان و ادبيات فنلاندي به اوج خود رسيد.
در همين اثناء سياست و هنر با همگامي و همراهي زبان و با چشماندازي به هويت ملي، يكپارچه شدند. جنبش مذكور با تأسيس اتحاديه (Qaelic Leaque) به اوج خود رسيد. اين اتحاديه، تأثير شگرفي بر فرهنگ و سياست جامعه در حال پيشرفت فنلاند داشت. در جمهوري فنلاند ۲ زبان، فنلاندي (گايليج) و زبان انگليسي به رسميت شناخته شده اند. زبان

انگليسي زبان مادري اغلب جمعيت كشور ميباشد. تنها ۲% از جمعيت فنلاند در منطقه (Qaeltacht) زندگي ميكنند. اين جمعيت كه به زبان بومي فنلاندي تكلم مي نمايند، در كرانه غربي فنلاند ساكن ميباشند. بر اساس آمار سال ۱۹۸۶، ۳۰% از جمعيت كشور به زبانهاي فنلاندي و انگليسي تكلّم نموده، و ۱۳% درصد از جمعيت كشور نيز ترجيح ميدهند كه فقط به زبان فنلاندي (گاليك) تكلم نمايند.
دستورالعمل كلّي سياست فرهنگي

تا اواخر سال ۱۹۸۰، كشور فنلاند از سياست فرهنگي شفافي برخوردار نبوده و موضوعات فرهنگي تا حدود بسيار زيادي تحت تأثير صنايع فرهنگي و اقتصادي كشور قرار داشت. فرهنگ تجارتي به عنوان رويكردي غالب در صنعت رسانه هاي گروهي فنلاند رخنه نموده است. به عبارت ديگر فعاليتهاي فرهنگي كشور محكوم به ملاحظات و پيش شرطهاي بازار آزاد بوده و فرهنگ كشور راهي را در پيش گرفته كه اقتصاد و بازار آزاد براي آن تعيين نموده است. نتيجه چنين رويكردي اين است كه بسياري از نهادهاي دولتي كه به طور غيررسمي اقدام به تأمين بودجه امور فرهنگي ـ هنري كشور مي نمايند، با كسري جدي مالي روبرو گردند. در نتيجة اين كسر بودجه مؤسسات دولتي كشور نظير هيأت فيلم (film Board) كه به حمايت و تشويق توسعه صنعت فيلم در فنلاند ميپردازند منحل ميگردند. موزه ها، گالريهاي هنري و كتابخانه هاي عمومي كشور نيز مجبور خواهند بود براي خدماتي كه به مردم ارائه ميدهند مبالغي را دريافت دارند.

عامل مهم ديگري كه به طور جدي حيات فرهنگي كشور را تحت تأثير قرارميدهد، دو زبانه بودن كشور فنلاند ميباشد.
از آنجائيكه هويت فرهنگي ملي كشور فنلاند در راستاي تجاري نمودن فرهنگ گام برميدارد بر سياست فرهنگي كشور نيز تأثيرات عمده اي را وارد آورده است. سياستهاي اتخاذ شده در خصوص فرهنگ، آموزش، ارتباطات، علوم و فنآوري كشور به روشي غيررسمي تنظيم گرديده اند. بنابراين هيچگونه برنامه خاصي جهت سياستگذاري در خصوص موارد مذكور وجود ندارد. علاوه بر اين هيچگونه سندي از جزئيات برنامه ريزيهاي فرهنگي به عمل آمده در اين زمينه در دسترس نميباشد. اما از طرفي ديگر، چنين به نظر ميرسد كه سياستهاي فرهنگي جمهوري فنلاند بيشتر به سمت دموكراسي فرهنگي مطلوب سوق دارد.

تنها قانون مشخص در خصوص هنر كشور ماده قانون هنر مصوب سال ۱۹۵۱ ميباشد. ماده قانون مذكور، ساختارهاي اداري و سازماني فعال در حمايت از بخش فرهنگ كشور شامل سه حوزه مهم به شرح ذيل ميباشند:
• دولت مركزي كه به حمايت و پشتيباني از مؤسسات هنري از طريق دواير مختلف دولتي، برگزاري دوره هاي بخت آزمايي ملي و دايره آثار ملي كه از ساختمانهاي تحت تملك دولت محافظت و مراقبت مي نمايد ميپردازد.

• حمايت و پشتيباني دولت محلي از طريق دفاتر هنري منطقه اي و ديگر دفاتر هنري استاني
• حمايت و پشتيباني شوراي هنر
در اواخر سال ۱۹۷۰، شوراي هنر (Arts council) و سازمانهاي توسعه فرهنگ منطقه اي، تصميم به تشكيل دواير نظارتي هنرهاي منطقه اي گرفته كه به نوبه خود موجب توسعه و ترويج تمركززدايي در سياستهاي فرهنگي فنلاند گرديد. دواير نظارتي فوق از سوي كميته هاي هنري، كه علاوه بر نمايندگي شوراهاي هنري، وظيفه دفاع از منافع گروه هاي نمايشي و هنري كشور را نيز برعهده دارند حمايت و پشتيباني ميگردند.

ساختارهاي سازماني و اداري
اداره و نظارت بر امور فرهنگي كشور فنلاند ميان دولتهاي محلي و مركزي تقسيم شده است. وظيفه اصلي اداره و اجراي امور فرهنگي كشور در سطح ملي بر عهده وزارت فرهنگ و هنر ميباشد. وظيفه وزارت مذكور توسعه و ترويج دستورالعمل هاي سياست فرهنگي و تهيه و تنظيم قوانين مربوط به امور فرهنگي كشور ميباشد. وزارتخانه فوق از ۴ بخش ذيل تشكيل يافته است:
• بخش ميراث فرهنگي

• بخش فرهنگ و هنر
• بخش راديو، تلويزيون و فيلم
بخش Gaeltacht كه به حفاظت و صيانت از ميراث فنلاندي (گاليكي) ميپردازد.
از جملة وزارتخانه هاي ديگر كه در زمينة امور فرهنگي كشور فعال ميباشند مي توان به:
۱- وزارت كار
۲- وزارت امور خارجه

۳- وزارت آموزش و پرورش
۴- دپارتمان محيط زيست
۵- وزارت دارايي
۶- وزارت جهانگردي

در سال ۱۹۵۱، قانوني در زمينة هنر به تصويب رسيد كه به موجب اين قانون، شوراي هنر كشور تأسيس گرديد. شوراي مذكور سازمان قانوني مستقل ميباشد كه از سوي دولت تأمين بودجه ميگردد. شوراي مذكور عهده دار امور فرهنگي و هنرهاي معاصر كشور از قبيل هنرهاي تجسمي، موسيقي، رقص، نمايشنامه، تئاتر، ادبيات، صنعت نشر، فيلم، جشنواره ها، مراكز هنري و هنرهاي محلي ميباشد. شوراي فوق همچنين به اعطاي جوايز و بورسيه هاي تحصيلي به هنرمندان كشور ميپردازد. از جمله سياستهاي اصلي شوراي مذكور توسعه و ترويج مراكز هنري شهري سراسر كشور ميباشد. از اين رو مراكز هنري مختلفي در شهرهاي دوبلين، واترفورد، wexford ، kilkenny ، cork ، skibbereen ، Tralee ، لالميريك، Galnay ، castlebar و Dunddk sligo داير گرديده اند.

گالري ملي فنلاند (National Gallery) در سال ۱۸۵۴ تأسيس گرديد. گالري ملي نيز به نوبة خود از دولت بودجه مستقل دريافت مي نمايد. استقلال نسبي گالري ملي كاملاً متفاوت از استقلال موزه ملي (National Museum) ميباشد چرا كه هيچگونه سياست دولتي بر موزه ملي اعمال نميگردد. مسؤوليت نظارت بر موزه ملي به عهده نخست وزير ميباشد. شوراي ميراث فرهنگي مسؤوليت امور ميراث فرهنگي كشور را بر عهده دارد. به موجب قانون ويژه راديو و تلويزيون مصوب سال ۱۹۸۸، دو نهاد ديگر دست اندركار جريان خبررساني كشور تحت عناوين دپارتمان ارتباطات و سازمان مستقل راديو و تلويزيون تأسيس گرديد.

مقامات شهرداري و محلي مسؤوليت موزه ها، كتابخانه ها و گالريهاي كشور را در حوزه فعاليت خود برعهده دارند.
تعداد ۵ سازمان توسعه منطقه اي (RDO) به عنوان رابط ميان مقامات محلي و برخي از نهادهاي نيمه دولتي عمل مي نمايند. شوراي هنر و سازمانهاي توسعه منطقه اي (RDO) مشتركاً به تأمين مخارج و هزينه هاي فرهنگي خود اقدام مي نمايند. مقامات محلي همچنين مسؤوليت اداره موزه ها، كتابخانه ها و گالريهاي محلّي را برعهده داشته و به حمايت و سازماندهي پروژه هاي فرهنگي و هنري منطقه اي مبادرت مي نمايند.

مؤسسات فرهنگي
در سال ۱۹۹۱، دولت جمهوري فنلاند به افتتاح موزه هنرهاي معاصر (IMMA) در محل بيمارستان سلطنتي (Royal Hospital Kilmainham) مبادرت نمود. در سال ۱۹۹۲، مركز فيلم فنلاند در دوبلين و مركز زبان ملي فنلاند نيز در گالواي افتتاح گرديد. در سال ۱۹۹۱، كارگاه مجسمه سازي ملي فنلاند شروع به فعاليت نمود.
در سال ۱۹۹۲ كانون نويسندگان فنلاند در دوبلين افتتاح گرديد. هيأت فيلم فنلاند نيز در سال ۱۹۹۳ مجدداً شروع به فعاليت نمود. در جمهوري فنلاند جشنواره هاي متعددي برپا ميگردند كه از جمله مهمترين آنها مي توان به جشنواره تئاتر دوبلين (Dublin theater festival) ، جشنواره اپراي (wexford opera festival) ، هفته هنر گالواي (Galway Arts week) ، فستيوال فيلم دوبلين (Dublin film festival) ، فستيوال فيلم كودك و نمايشگاه نقاشي و مجسمه سازي راسك(Rosc paintins sculptuka exibition) اشاره نمود.

ابزارهاي سياست فرهنگي
تأمين بودجه فعاليتهاي فرهنگي
عليرغم پيشرفتهاي چشمگير بدست آمده در زمينة هنرهاي نمايشي، بخش هنر كشور متحمّل كمبود كمكهاي مالي و فقدان سرمايه گذاريهاي كلان ميباشد.
از سال ۱۹۷۸ ترويج و نشر هنر كشور از محلّ بودجه دولتي و فروش بليطهاي بخت آزمايي تأمين ميگردد. بر اساس پيش نويسي بودجه سال ۱۹۹۵، دپارتمان هنر و فرهنگ (Gaeltacht) مبلغي معادل ۴/۱۳۴ ميليون پوند فنلاندي (IRE) در زمينة امور هنري و فرهنگي كشور هزينه نموده است. از جملة اقدامات بسيار مهم به عمل آمده در زمينة توسعه فرهنگي فنلاند طي چند سال اخير مي توان به تأسيس و راه اندازي لاتاري ملي (National lottery) در سال ۱۹۸۶ اشاره نمود.

در سال ۱۹۹۱، كمك مالي به مبلغ ۲۱ ميليون پوند فنلاندي از سوي لاتاري ملّي به حوزه فرهنگ و هنر كشور اعطا گرديد. درآمد مالي مذكور در ابتدا از سوي دپارتمان (Taoiseach) تأمين ميگرديد. از سال ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۱، ۲۸% از درآمد خالص لاتاري ملي يعني حدود ۱۶۸۱ ميليون پوند فنلاندي (IRE) به حوزه هاي هنر، فرهنگ و ميراث فرهنگي ملي اختصاص يافت. لازم به ذكر است كه شوراي هنر فنلاند منابع مالي مورد نياز خود را از محلّ اعانات فرهنگ و هنر دريافت مي نمايد. بيش از ۵۰ درصد از كل بودجه شوراي هنر كشور فنلاند از محلّ يارانه هاي دولتي، درحدود ۵/۴۹ درصد ديگر از محلّ لاتاري ملي و ۵/۰ باقي مانده نيز توسط مؤسسات خارجي، بنيادها و ديگر آژانسهاي دولتي تأمين ميگردد. از سال ۱۹۹۳ تا ۹۶، منابع

مالي شوراي هنر تا حدود زيادي افزايش يافت. امّا به لحاظ بودجه ناچيز بخش فرهنگ كشور در سال ۱۹۹۷، شوراي هنر در انجام فعاليتهاي فرهنگي خود به شدت دچار مضيقه گرديد.
سرانه وجوه دولتي بخش فرهنگ جمهوري فنلاند در ميان كشورهاي اروپايي در پايينترين رده قرار دارد.
در حدود ۱۳ بودجه فرهنگي كشور فنلاند به حوزه ميراث فرهنگي، ۱۸% درصد بودجه فرهنگي نيز به رقص و تئاتر و حدود ۱۵% ديگر به كتابخانه ها و حوزه ادبيات تعلق ميگيرد.
قانون هنر مصوب سال ۱۹۷۳ صريحاً مقامات محلي كشور را ملزم به تأمين بودجه امور هنري كشور نموده است. در اواخر سال ۱۹۹۳، تعداد ۱۷ شورا از ۲۷ شوراي استاني كشور به تأسيس اماكن تخصصي هنري مبادرت نمودند.

طي سالهاي ۱۹۸۴ و ۱۹۹۱ دولت جمهوري فنلاند در جهت ترغيب هرچه بيشتر شهروندان فنلاندي در جهت حمايت از امور هنري كشور، ميزان تخفيفهاي مالياتي خود را افزايش داد. شوراي هنر در سال ۱۹۸۸ مبادرت به تأسيس شوراي مستقل هنري با نام Cothu نمود.

اعطاي حمايتهاي مالي به هنرمندان كشور طي سالهاي ۱۹۹۵-۱۹۹۳ به ميزان ۴۰% درصد افزايش يافت. در سال ۱۹۸۳، طرح ابتكاري آسودانا (Aosdana scheme) به نفع هنرمندان كشور راه اندازي گرديد. طرح مذكور توسّط شوراي هنر كشور سازماندهي گرديده و هنرمندان خلاق و حرفه اي فنلاند را تحت پوشش قرار ميدهد. بر اساس طرح فوق، هنرمندان كشور در جهت كسب معافيتهاي مالياتي به رقابتهاي ۵ سالة فرهنگي با يكديگر ميپردازند. هنرهاي خلاق از ديدگاه طرح مذكور، ادبيات، هنرهاي تجسمي و موسيقي را شامل ميگردد.
طرح تمركز زدايي سطوح محلي منطقه اي كشور با طرح دپارتمان محيط زيست كشور با عنوان هنر در مكانهاي عمومي آغاز گرديد. طرح مذكور تمامي پروژه هاي بزرگ فرهنگي كشور را با سرمايه گذاري دپارتمان محيط زيست انجام گرفته شامل ميگردد.

از آنجايي كه تعدادي از هنرمندان ثروتمند غيرفنلاندي در سايه اين قبيل منافع مالياتي به فنلاند مهاجرت نموده اند بنابراين قانون فوق به قانوني بحث برانگيز مبدّل شده است.
از سال ۱۹۸۲، كتب و روزنامه هاي كشور تا ميزان ۱۰۰ درصد از معافيت مالياتي برخوردار گرديد و اين در حالي است كه قبلاً ۱۸% ماليات بر آنها وضع ميگرديد. بخش خصوصي كشور به منظور سرپرستي امور فرهنگي در سطوح ملي و محلي به ويژه در زمينة هنرهاي نمايشي و خلاق كشور مشاركت مي نمايد.
اركستر ملي كشور و ديگر گروه هاي هنري كه تحت حمايت راديو و تلويزيون كشور قرار دارند از خطر انحلال رهايي يافته اند. كميته روابط فرهنگي وزارت امور خارجه فنلاند به تأمين بودجه برخي از پروژه هاي فرهنگي يا هنري اشخاص ميپردازد.
قوانين فرهنگي
قانون مالي مصوب سال ۱۹۶۹ درآمد برخي از هنرمندان كشور را مشمول معافيت ماليات بر درآمد نموده است.
حقوق معنوي اثر يا حق چاپ و نشر تحت يك سري قوانين در كشور اعمال ميگردد. جهت آگاهي از مفاد حقوق كپي رايت مي توان از ديوان عالي كشور مشاوره گرفت. بر اساس قانون جاري رسانه هاي جمهوري فنلاند، ۳ لايحة قانوني ويژه تنظيم امور خبررساني در فنلاند به اجرا گزارده ميشوند كه به ترتيب عبارتند از:
۱- قانون تلگراف بيسيم مصوب سال ۱۹۲۶ كه خبررساني و خبرپراكني در كشور فنلاند را منوط به كسب اجازه رسمي از وزارت ارتباطات ميداند.
۲- لايحة مرجع خبرگزاري و خبررساني مصوب سال ۱۹۶۰ كه امور خبرگزاري دولتي را تهيه و تنظيم مي نمايد.
۳- لايحة راديو و تلويزيون مصوب سال ۱۹۸۸ كه حاوي دستورالعمل هاي لازم در زمينة خبررساني تجارت خصوصي ميباشد.
بناهاي يادبود فرهنگي با هويّت فرهنگي ملّي، طبق ماده قانون بناهاي يادبود مصوب سال ۱۹۳۰ محافظت ميگردند. لازم به ذكر است كه ماده قانون مذكور در سال ۱۹۵۴ مورد بازبيني قرار گرفته است.
در سال ۱۹۸۷ قانون فوق مجدداً اصلاح گرديد. از جمله ديگر قوانين فرهنگي جاري كشور فنلاند مي توان به قوانين ذيل اشاره نمود:
• لايحه سرپرستي گالري ملي
• لايحه دانشكده ملي هنر و طراحي
• لايحة آموزش فني و حرفه اي ۱۹۳۱
• لايحه كتابخانه هاي ملي – محلي
سياستهاي ناحيه اي
ميراث فرهنگي
كميسيون فولكلور فنلاند در سال ۱۹۳۵ تأسيس گرديد. ادارة امور كميسيون مذكور طي همان سال به دپارتمان فولكلور فنلاند در دانشگاه دوبلين تفويض گرديد. هم اكنون دپارتمان مذكور از جملة آرشيوهاي بزرگ فولكلور اروپا و دومين آرشيو بزرگ فولكلور دنيا محسوب ميگردد.
مسؤوليت امور جاري ميراث فرهنگي كشور، ميان وزارتخانه هاي مختلف كشور توزيع گرديده است. شوراي ميراث فرهنگي ملي از جانب دولت به تنظيم سياستهاي ميراث فرهنگي كشور ميپردازد. شوراي فوق همچنين بر مسأله حفاظت از محيط زيست طبيعي و باستانشناسي ملي تأكيد ويژه دارد. طبق آمار به دست آمده تعداد ۱۵۰۰۰۰ بناي يادبود ملي در كشور فنلاند وجود دارد و اين در حالي است كه از اين تعداد تنها ۱۳۰ بنا تحت مالكيت و محافظت دولت قرار دارند.
موزه ها، آرشيوها و مراكز مطالعات فرهنگي به طور گسترده از سوي دولت تأمين بودجه ميگردند. همچنين دولت بر فعاليتهاي مراكز مذكور نظارت مستقيم دارد.
آموزش فرهنگي
در سال ۱۹۸۰، وزارت آموزش و پرورش فنلاند گزارشي از عملكرد خود را منتشر نمود كه براي اولين بار حاوي فصل جداگانهاي در خصوص هنر بود. پيشرفت چشمگير در اين زمينه با تأسيس هيأت بازرسي و ديگر نهادها و دوره هاي آموزشي در سال ۱۹۴۸ محقق گرديد. هيأت فوق اسناد مشاوره اي در ۸ بند آموزشي را منتشر نموده كه يكي از بندهاي آن در خصوص مهارتهاي زيباشناسي و خلاقيت هنري ميباشد. پس از انتشار اين سند، سند ديگري با نام آموزش هنرها در سال ۱۹۸۵ منتشر گرديد.