چکیده

عطار، مولوی ، سنایی ، ابن عربی وابن فارض ، بی شک ازبرجسته ترین عارفان صاحب ذوقی هستندکه پهنه ای تازه درمیدان عرفان اسلامی گشوده اند ، وزندگی آنها به مانشان می دهد که چگونه می توان »خود«گمشدهخویش رادراعماق وجودبازیافت.واولین مرحله حرکت به سوی کمال ، یافتن این»گم شده «است .زیراحالت» کشف نشده-درون« بخش، زندهِروان ماست . وتمام عارفان برای رسیدنبه کمال وتقدّس ، به دنبال بخش گمشده وجوداند و »تولد دوباره« که از جمله صور کهن الگویی و نیرومندترین نماد تجدید حیات است.رمزی است برای دستیابی به فرایندفردیت که درآن عارف توفیق تبدیل احوال وتصفیه وپاکسازی خودرامی یابد.مقاله حاضرتلاش می کندتاوجوه مختلف کهن الگوی» تولددوباره« درزندگی عرفا رامطالعه کندومیدان این مطالعه ،زندگی پنج تن ازعرفا است . وازنتایج بدست آمده از این بررسی می توان به این نکته اشاره کردکه تجلی آنیما ممکن است به صورت شیخ و مراد

رمذکّ باشدکه درهرصورت مرد را به کمالات انسانی میرساند.

کلیدواژگان: عطار، مولوی ، سنایی ، ابن عربی ، ابن فارض ،کهن الگوی »تولددوباره «

مقدّمه

یکی از مهمترین و پیچیدهترین آرکی تایپها ، آنیما( Anima )است. آنیما روان مؤنث درون مرد یا طبیعت زنانه مستتر در مرد است. آنیما از مهم ترین کهن الگوهای یونگ است، چنانکه در کلام یونگ میتوان آنیما را، بزرگ بانوی روح مرد دانست.(یاوری، (۱۳۷۴:۱۹۰ این بزرگ بانوی روح مرد همان است که در ضرب المثل آلمانی به حوا معروف است:» هر مردی حوا را درون خود دارد.« (گورین، (۱۹۶ : ۱۳۷۰ اسطوره ها و روانشناسی یونگ بر این باورند که انسان ازلی، نر- ماده یعنی دو جنسی ( Hermaphrodite) بوده است. این بحث در کتاب مهمانی یا ضیافت افلاطون آمده است. این کتاب حکایت ملاقات آلیکیبیادس و سقراط درباره عشق که همان اسطوره اروس است، و به بررسی اساطیری نیمه دیگر و عشق پرداخته است. افلاطون چنین میگوید: » خدایان نخست انسان را به صورت کرهای آفریدند که دو جنسیت داشت. پس آن را به دو نیم کردند بطوری که هر نیمه زنی از نیمه مردش جدا افتاد، از این روست که هر انسانی به دنبال نیمه گمشده خود سرگردان است و چون به زنی یا مردی بر میخورد، می پندارد که نیمه گمشده اوست.)«افلاطون، (۴۱۶ : ۱۳۸۰ در حالی که نیمه گمشده هر انسان درون خود اوست که به بیرون فرافکن می کند.

۱ استادیاروعضوهیأت علمی دانشگاه آزادواحدبناب
۲ کارشناسی ارشدزبان وادبیات فارسی دانشگاه آزادواحدبناب leilanemati60@yhoo.com

کارل گوستاو یونگ هم در روانشناسی خود به دو جنسی بودن انسان ازلی اشارهای آشکار دارد و میگوید حتی در ایام قبل از تاریخ هم این عقیده وجود داشته که انسان ازلی هم نر است و هم ماده.( یونگ،(۲۳۰ : ۱۳۸۰ در فرهنگ نمادها روان زنانه را آنیما ( Anima) و روان مردانه را آنیموس ( Animus ) خواندهاند. یونگ آنیما و آنیموس را از مهمترین آرکی تایپها در تکامل شخصیت میداند و میگوید:» در نهایت، انسانی به کمال انسانیت خود میرسد که آنیما وآنیموس در او به وحدت و یگانگی کامل برسند.). « یونگ،۱۳۷۰ب: (۴۹

آنیما مرد را به کمالات انسانی میرساند. به عنوان راهنما یاریاش میکند و باعث بروز انگارههای خلاق ذهنی در او می شود و این مرتبهای است که هر کسی نمیتواند به آن دست یابد. آنیما در نمود راهنما، نقش راهنمایی را دارد که برای فرد امکان میدهد تا خود را با ارزشهای واقعی درونی همساز کند و راه به ژرفترین بخشهای وجود برد. به اعتقاد یونگ، “آنیما”، در بعد مثبتش می تواند الهام آفرین باشد، چنان که بئاتریس (Beatrice) به صورت فرشته بر دانته متجلی می شود و او را با خود به سیر در بهشت میبرد. (فوردهام،۲۵۳۶، ص: .(۹۹ ناخودآگاه جمعی انسان، مضامینی را در بردارد که یونگ آنها را “آرکی تایپ” می نامد. در این کهن الگوها به دلیل این که ریشه ای چند میلیون ساله دارند، مفاهیمی جهانی اند. (شایگان فر، ۱۳۸۰، ص: (۱۳۸ و در اصل گرایش های ارثی مشترکی هستند که انسان در موقعیت های گوناگون از خود نشان می دهد. به قول کارل، مسایل بنیادی و فطری حیات بشری چون تولددوباره، رشد، عشق، خانواده، مرگ، تضاد بین فرزندان و والدین و رقابت دو برادر جنبه کهن الگویی دارند. (شمیسا، ۱۳۷۸، ص: (۳۴۲ اماآنچه مارابیشتربه سمت داستان کهن الگویی می کشاند.حضورکهن الگوی چون تولددوباره یابه زبانی دیگرکیمیاست که برآرکی تایپ بودن مسئله صحه می گذارد،تولددوباره که نشانه استیلای روحانی است وکیمیاگری رمزی برای دستیابی به فرایندفردیت است و همچون مجرایی به سویی نوزایی است که درآن عارف توفیق تبدیل احوال وتصفیه وپاکسازی خودرامی یابد .

تولد دوباره از جمله صور کهن الگویی است که جزونمودهای مثبت آنیما به شمارمی آید ما،دراین پژوهش پس ازنگاه اجمالی به بررسی نمودمثبت آنیما، این مسئله راموردکنکاش قرارداده ایم که آنیما هر چند اصالتاً مؤنث است اما گاهی می تواند به صورت مذکر نیز متجلی شودونهایتاً به نحوه رویارویی پنج تن ازعرفا باکهن الگوی آنیما پرداخته-ایم .

»تولددوباره «

نمادمثبت آنیما

در نمود مثبت،”آنیما” به صورت خردی ملکوتی در میآید که در نهایتِ پیراستگی تجلی میکند. این پیر خرد و جنبهملکوتی، معمولاًدر برهه های سخت روحی، رخ می نماید و فرد سرگردان را هدایت میکند ومنجربه تولددوباره اومی- گرددو به مثابهی نوعی فرایند جبران در ذهن عمل میکند. این جنبه را میتوان چنین تبیین کرد که قهرمان، خود به دلایل برونی و درونی قادر به انجام کاری نیست،بنابراین تدبیری که باید این نتیجه را جبران کند به صورت راهنما بر او، آشکار میگردد. ومنجربوتولددوباره انسان میگردد.تولد دوباره از جمله صور کهن الگویی و نیرومندترین نماد تجدید حیات است. شاعران وقتی به این نتیجه میرسند که مرگ پایان زندگی نیست، خواه ناخواه به حیطه تولد ثانوی وارد میشوند. »سایر مایعات، ظروف، درختان، مارها و حیوانات دیگر و پرندگان که در آنها نوعی دگرگونی رخ میدهد، نماد تولد دوباره هستند.« (الیاده و…،(۵۴۹ : ۱۳۸۳ دگرگونی شخصیت، دگرگونیای است که

در روح انسان ایجاد میشود؛ مثل دگرگونیای که در بودا، مسیح، خضر، موسی و … رخ داده که این دگرگونی مبنای ولادت دوباره است و به انسان احساس آرامش میدهد

نخستین بار”کارل گوستاویونگ”به اهمیّت ومعنای نمادین کیمیاگری درآثارش اشاره کرد.کیمیاگری ازدانش های کهن ایرانیان هم به شمارمی آید،ریشه درمطالعات اسلامی یکی ازاصحاب حضرت صادق (ع)جابربن حیان ،داردکه درغرب باعنوان (geber)شناخته شده است .کیمیاگری ودانش های پیرامون آن به نوعی باروان شناسی وعرفان اسلامی ارتباط می یابد.بسیاری ازکهن الگوها ونمادهای کیمیاگران چون تولددوباره (rebirth)مورداشاره واستفاده کیمیاگران بوده است .کیمیادرمعنای سمبلیک ورمزیش به مراحلی برای تبدیل احوال ورسیدن به نورانیت ازطریق تصفیه وصفای جان اشاره داردوکیمیایکی گرداندن ووحدت دویی درروح است.(سیرلوت ،۱۹۷۳،ص(۸

آنیمای مذکرومؤنث

به نظر یونگ: “شخصی در درون ما به نام “موجود دیگر” وجود دارد. یعنی آن شخصیت آزادتر و برتر که در درون ما به کمال می رسد (یار درونی روح). یعنی آن کس دیگری که خود ماست اما کاملاً به او دست نمی یابیم. فرایندهای دگرگونی برآنند تا آنها را کم و بیش با یکدیگر نزدیک کنند، اما خودآگاهی ما ملتفت مقاومت هاست، زیرا آن شخص دیگر غریب و مرموز می نماید. لازم نیست شما دیوانه باشید تا صدای او را بشنوید، بر عکس این ساده-ترین و طبیعی ترین چیز قابل تصور است” (یونگ، ۱۳۶۸، ص: .(۱۴۸ روند فردیت بی وجود این پیر دانا، امکان پذیر نیست و در تمام مناسک مذهبی و سیر و سلوک های عرفانی، چنین راهنمایی دیده می شود. می توان تصور کرد که یک جنبهآرمانی تجلی آنیما به صورت شیخ و مراد مذکر است یعنی آنیما هر چند اصالتاً مؤنث است اما گاهی می-تواند به صورت مذکر نیز متجلی شود، اگر چه روح و نفس (Magna mater) اساساً مؤنث است.