مقدمه

انسانها از بدو پیدایش همواره بـهدنبـال دسـتیابی بـه رفـاه و آسایش بودهاند .(۱) اما بـا پیـشرفت و ارتقـای سـطح بهداشـت جوامع انسانی، توجه بـه مـسایل ذهنـی و عینـی در مـورد رفـاه اهمیت زیادی پیدا کرد و واژه طول عمر و درمان در برابر کیفیت زندگی قرار گرفت .(۲) هنکلیف١ و همکارانش معتقدنـد: امـروزه برای تعیین نیازها و ارتقای سطح سلامتی افراد تحـت مراقبـت، کیفیت زندگی آنها را مورد بررسی قـرار مـیدهنـد .(۳) سـازمان جهانی بهداشت در سال ۱۹۹۳ کیفیت زنـدگی را چنـین تعریـف میکند: »کیفیت زندگی عبارت است از تصورات افراد از موقعیت خود در زندگی با توجه به محتـوای فرهنگـی و ارزش سیـستمی که در آن زندگی میکنند و در رابطـه بـا اهـداف، اسـتانداردها و نگرانیهای آنها.(۴) « همانطور کـه در تعریـف فـوق ملاحظـه میشود برای کیفیت زندگی شش حیطه بیان شـده کـه شـامل: سلامت جسمانی، وضعیت روانـی، سـطوح اسـتقلال، ارتباطـات اجتمـــاعی، ارتباطـــات محیطـــی و علایـــق معنـــوی اســـت.

۱ Hinchliff

کینگ٢ معتقد است ابعاد مختلفی بر روی کیفیـت زنـدگی اثـر میگذارنـد و ایـن ابعـاد شـامل وضـعیت اقتـصادی- اجتمـاعی، روحی- روانی و شغلی است .(۵) ایوانز٣ و کـوپ٤ ابعـاد کیفیـت زندگی راُبعد جسمانی، روانی، اجتمـاعی، خـانوادگی، اقتـصادی، تفریحی و معنوی میدانند آنهاُبعد جـسمانی را دریافـت فـرد از تواناییهایش در انجام فعالیتها و وظـایف روزانـه کـه نیـاز بـه صرف انرژی دارد تعریف کرده،ُبعد روانی را جنبههـای روحـی و احساسی سلامت مانند افسردگی، ترس، عصبانیت، خوشـحالی و آرامش دانستهاند .(۶) گاگنموس٥ و همکـارانش در تعریـفُبعـد اجتماعی ذکر میکنند که اینُبعد به توانایی فرد در برقرار کردن ارتباط با اعضای خانواده، همسایگان، همکاران و سایر گروههای اجتماعی و وضعیت شغل مربوط مـیشـود (۷)ُ.بعـد خـانوادگی، نحوه تعاملات خانوادگی و میزان حمایتهای خانوادگی، تأثیراتی

۲ King 3 Evans 4 Cope

۵ Guggnumoos

زمستان ۸۵، دوره نهم، شماره چهارم

۲۶
…بررسیکیفیتزندگیوعواملمرتبطبا

که شغل بر ایفـای نقـش اعـضا دارد و نقـش افـراد خـانواده در برداشــت کلــی از کیفیــت زنــدگی را شــامل مــیشــود .(۵) ُبعد اقتصادی، میزان تطابق تصور افـراد بـا مـسایل اقتـصادی و میزان پـذیرش آنهـا از زنـدگی روزمـره را نـشان مـیدهـد .(۶) ُبعد تفریحی تنها بر وقت آزاد تأکید نکرده بلکه مشتمل بر کلیـه فعالیتهای جسمانی و تجاربی که در اوقات فراغت رخ میدهـد نیز میباشد (۷)ُ.بعـد معنـوی، بخـش قابـل تـوجهی از زنـدگی بسیاری از انسانها را به خود اختصاص داده کـه بـه کمـک آن انسانها میتوانند از عهده مشکلات و شـادمانی زنـدگی برآینـد

.(۶)

فرل١ یکی از عوامل مؤثر در کیفیت زندگی را شـغل مـیدانـد

.(۵) از سوی دیگر با وجود آن که کار یک منبع بسیار مهم برای امرار معاش و احراز موقعیتهای اجتماعی اسـت. در عـین حـال میتواند به نارضایتی و تحلیل قوای جسمانی و روانی منجر شود. محیط کار از محرکهای فیزیکـی، روانـی و اجتمـاعی تـشکیل شده که هر کدام از این عوامل میتواند عامل ایجاد تنیـدگی بـه حساب آیند (۸) و این اسـترسهـا و فـشارها بـر رفـاه فیزیکـی (سلامتی و عملکرد آن) و رفاه روحی- روانی اثر نـامطلوبی دارد .(۹) از سوی دیگر برخی مشاغــل با تنیدگیهای زیادی همـراه هستند و ایـن مـسأله معلـول ماهیـت آن کـار، نـوع وظـایف و مسؤولیتهای این گونه شغلها میباشـد. اعـضای تـیم پزشـکی کسانی هستند که سطح بالایی از تنیدگی را دریافت میکننـد. از آنجا که پرستاران نیز جزو این تیم بـه حـساب مـیآینـد عوامـل تنیدگیآور میتواند برای آنها تهدیدی روانی یا روانی- اجتمـاعی به حساب آورده شوند .(۱۰)

ایلینگ سیو٢ از قول سیو عنوان میکند که با توجه به تحقیقات گذشته سه عامل بر استرس پرستاران تأثیر دارد کـه عبارتنـد از: کار (بهعنوان مثال: تصمیمگیری، ارتباطات و تفـسیر و تحـولات در کار)؛ محیط (وضعیتهای جسمانی در موقعیتهـای کـاری)؛ رفاه (ارتباطات اجتماعی و ملاکهای سلامتی و رفـاه) کـه ایـن عوامل با یکدیگر در ارتباط متقابل میباشند .(۱۱) علیا نشان داد که بین میزان استرس و کیفیت زندگی، رابطـه معکـوس وجـود دارد .(۱۲)

یکی از قسمتهایی که پرستاران در آن به فعالیت مـیپردازنـد بخشهای روانپزشکی است. تحقیقات نشان داده که پرسـتاران بخشهای روانی حمایت کمتری را نـسبت بـه سـایر پرسـتاران تجربه میکنند .(۱۳) هانیگان٣ در تحقیقی کـه در بـیش از ۳۰۰

۱ Ferrel 2 Oi-ling,Siu 3 Hannigan

پرستار بهداشت روانی جامعه در ولز انجام داد نشان داد که نیمی از پاسخدهندگان، فرسودگی هیجانی بالا و بیش از حد را تجربـه کــردهانــد .(۱۴) گــودرزی از قــول مارســی نقــل مــیکنــد: »روانپرستاران از نظر محدودیتهای شدید مکانی بهدلیل وجود بیماران، تحت حمایت کمتری نسبت بـه دیگـر پرسـتاران قـرار دارند. احتمالاً پرستاران روانی در خطر ابـتلای بـه بیمـاریهـای جسمی و ذهنی قرار دارند.(۱۵) «
بــه اعتقــاد ســایمت٤و همکــارانش، تغییــرات ایجــاد شــده در سیستمهای بهداشتی- درمـانی و تعهـد در قبـال کیفیـت ارایـه مراقبت باعث توجه به این مطلب گردیده که چگونـه مـیتـوان پرسـتاران را از شـغل و کیفیـت زندگیـشان راضـی نمـود و چـه مواردی با سطح رضایت آنها در رابطه است. کسب این اطلاعات میتواند پرسـتاران و مـدیران بیمارسـتانهـا را جهـت افـزایش رضــایت شــغلی و کیفیــت زنــدگی پرســتاران یــاری نمــوده تــا بدینوسیله باعث افزایش فعالیتهای شـغلی و کیفیـت مراقبـت پرستاری و کـاهش تعـداد پرسـتارانی کـه شـغل خـود را تـرک میکنند، شوند .(۱۶)