مقدمه

از مسائل مهمی که در مسیر بررسی تاریخی منسوجات و سیر تحول و تکامل آنها پژوهشگران این عرصه را با موانعی مواجه میسازد نوع مواد پروتئینی و سلولزی تشکیلدهنده این نوع محصولات است. این مسئله در بررسی سیر تاریخی فرش دستباف بهوضوح قابل مشاهده است و کمبود آثار بهجامانده و در دسترس این محصول تاریخ فرش و فرشبافی ایران را بهویژه در قرون اولیه اسلامی با ابهاماتی مواجه کرده است، بهطوریکه اگر ملاک بررسی تاریخی فرش در پنج قرن نخست هجری در ایران آثار باقیمانده تلقی گردد نتیجه غیرواقع خواهد بود. در این میان به نظر میرسد استفاده از منابع مکتوب تاریخی و حتی ادبی تصویر بهنسبت واضحتری از گونهها، شیوهها و نیز جغرافیای تولیدات این دوره را به دست خواهد داد.١

هدف اصلی این پژوهش شناسایی وضعیت فرشبافی قرون اولیه اسلامی با استناد به منابع مکتوب تاریخی و ادبی است که بر این مبنا به بررسی فرش دستباف از منظر تنوع گونهها بهلحاظ تکنیکی و شیوه بافت و جغرافیای مناطق فرشباف پرداخته خواهد شد. اهداف این مقاله بر اساس دو پرسش اصلی ذیل پیگیری میگردد:

١. گونهها و شیوههای تولیدی فرش دستباف در پنج قرن اولیه در منابع مکتوب چیست؟

٢. جغرافیای مناطق تولید فرش ایران در دوره زمانی فوق در منابع مکتوب به کدام نواحی اشاره میکند؟

روش انجام پژوهش

در این پژوهش اطلاعات بهروش کتابخانهای گردآوری شده و بهشیوه تاریخی تحلیل میگردد. در این تحقیق، با استناد به فراوانی (تحلیل کمی) کاربرد واﮊگان در منابع مکتوب، به تحلیل دادهها پرداخته شده است. در همین رابطه با استفاده از نرمافزارهای تخصصی مرتبط از جمله جغرافیای جهان اسلام، نورالسیره، تاریخ ایران اسلامی٢ واﮊگان مربوطه استخراج شده است. در انتخاب منابع مدنظر، با هدف دوری از دگرگونیها و تحریفهای احتمالی، تنها به متون فارسی و نه ترجمهشده از زبانهای دیگر (عربی) استناد شده است.

پیشینه پژوهش

بررسی تاریخ فرش ایران براساس منابع مکتوب تاریخی از برخی جنبهها مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است که از آن جمله میتوان به تحقیقات سیروس پرهام، باربارا اشمیت، حشمتی رضوی، و تورج ژوله اشاره کرد. آقای سیروس پرهام در مقاله »فرش گرهبافته در متون فارسی سدههای نخستین اسلامی«، با استناد به منابع مکتوب، اشارات مختصری به گونهها و مناطق فرشباف ایران کرده است. باربارا اشمیت در مقالهای تحت عنوان »فرشهای دوران ایران اسلامی تا مغول)«یار شاطر،١٣٨٤: ٦٣) به موازات

تصویر۱. قالی سلجوقی مکشوفه از مسجد علاﺀ الدین قونیه، قرن ۲۱میلادی، مأخذ:نصیری، ۹۸۳۱: ۷۱

جستجوی آثار باقیمانده دوران اسلامی بهصورت محدود از منابع مکتوب تاریخی نیز استمداد میجوید. آقای فضلاالله حشمتی رضوی در کتاب تاریخ فرش ایران با استناد به منابع مکتوب قرون اولیه هجری، به برخی مراکز تولید و شیوههای فرشبافی آن میپردازد. در مباحث ذکرشده تلاش محققین در تأکید بر اعتباربخشی منابع مکتوب بوده و در این مقاله سعی گردیده تا بهصورت تخصصی و با استناد به منابع مکتوب تاریخی، شرح مبسوطی از گونهها و مراکز تولید ارائه کند.

١. منابع مکتوب مورد استناد

منابع مکتوب٣مورد استناد در این پژوهش را میتوان به شکل زیر دستهبندی کرد:

مطالعه منابع تاریخی در روشن کردن بسیاری از علوم و فنون هر دوره از جمله سیاست، جامعهشناسی، فرهنگ و هنر نقش مهمی ایفا میکند. کتب تاریخی قرون نخستین اسلامی حاوی اطلاعات ارزشمندی درباره سلسلهها و حکومتهای مستقل و نیمهمستقل ایرانی است که از میان آنها تاریخ سیستان،٤ تاریخ بیهقی،٥ زینالاخبار (تاریخ گردیزی)،٦ از دسته کتب خاص تاریخی و نیز کتاب حدودالعالم من المشرق الی المغرب،١ از دسته کتب جغرافیایی، در این پژوهش مورد

تصویر ۲. قالی سلجوقی مکشوفه از مسجد علاﺀالدین قونیه – قرن ۲۱م مأخذ: همان، ۷۱

استناد قرار گرفته است. این چهار کتاب (مربوط به سدههای ٤ و٥ هجری) در اصل به زبان پارسی تألیف شده است.٢

در استناد به این متون تاریخی، فراوانی و نوع کاربرد واﮊگان مرتبط با انواع گستردنیها، کلیدی بر ماهیت آن در دوران مذکور است. نکته حائز اهمیت در مطالعه این آثار، آشنایی کامل برخی از نویسندگان مذکور با انواع تمایزات کیفی و تکنیکی دستبافتههاست: »این پیشتازان جغرافیا، جامعهشناسی و اقتصاد، حد فاصل بین انواع و اقسام دستبافتهای زمان خود را در حد ممکن و لازم مشخص داشتهاند. آنان بهوضوح تمام از گلیم و قالی بسان دو چیز متفاوت سخن گفتهاند و عملاً آن خط فاصل باریک را، که مورد خواست و نیاز ماست، میان این دو تقسیم دستبافتهها ترسیم کردهاند« (پرهام، ١٣٧١: ٧).٣

منابع تاریخی، علیرغم دارا بودن خصوصیات ادیبانه، بهصورت مستقیم و غیرمستقیم حامل دادههای تاریخی، فرهنگی و اجتماعی نیز هستند (ملایی توانا، ١٣٨٦: ١٠٨). از آنجا که شاعران و نویسندگان از روحی نکتهسنج برخوردار بودهاند و از طرفی بهسبب آنکه با توده مردم و هم با مقامات فرهنگی و سیاسی مرتبط بودهاند، آثارشان تا حد زیادی میتواند بازتاب اوضاع زمانهشان باشد. بنابراین، در پژوهشهای تاریخی، آثار ادبی و مطالعه آن یکی از روشهای مناسب در روشن کردن زوایای تاریک تاریخ خواهد بود. فرضیه این پژوهش برای بررسی این قِسم آثار، براین اساس پایهگذاری شده که اصولاً هنرمندان عرصه ادب در بهکارگیری لغات و واﮊگان، در ترکیببندی آثار منظوم به دایره لغات رایج و قابل درک مخاطب هم عصرخویش در جهت انتقال بهینه مفاهیم شعری و ادبی التفات خاصی میکردهاند، بهطوریکه در بسیاری از این آثار علاوه بر واﮊه کلی فرش و بساط و گستردنی، میتوان سایر دستبافتهها را نیز تمیز داد. در برخی از این ابیات، بهکارگیری واﮊگان

مرتبط به فرش، بهاندازهای تخصصی میگردد که مخاطب هوشمند، با نگاهی تیزبینانه و با در نظر گرفتن قراین و تضادهای ادبی موجود در متن قادر خواهد بود توانایی تمییز کیفی انواع دستبافتههای رایج در دوران مذکور را به دست آورد.٤ در این پژوهش فراوانی (تحلیل کمی) و محتوای کارکردی (تحلیل کیفی) واﮊگان مرتبط به فرشبافی در ابیات رودکی، فردوسی، فرخی سیستانی و ناصر خسرو جستجو شده است. این استناد و جستجو در منابع مورد نظر (اعم از تاریخی، جغرافیایی و ادبی) به دو مرحله کلی تقسیم میشود: در مرحله اول به استخراج گونهها و تمایزات تکنیکی مفرشها میپردازد و در مرحله دوم شناسایی جغرافیای مناطق فرشباف در دوران مذکور را پی میگیرد که در این مرحله منابع تاریخی و جغرافیایی بیشتر مورد استناد قرار گرفته است.

٢. استخراج گونهها و شیوههای فرش دستباف از منابع مکتوب :

٢١. فرش: این واﮊه میان عوام مردم معمولاً بهمعنی قالی کاربرد دارد: » اگرچه گلیم، زیلو، جاجیم، پلاس، نمد و …
نیز فرش میباشند اما اصطلاح فرش معمولاً برای قالی بهکار میرود)«دانشگر،١٣٧٢: ٣٨٨). اما در بسیاری از منابع مکتوب ادبی آن را معمولاً مترادف با اقسام مختلف افکندنی
ﻭ گستردنی٥ بهکار بردهاند:

– »و فرشهای گرانمایه از محفوریهای ارمنی و قالیهای اویسی و بوقلمون« (گردیزی،١٣٦٣: ٤٠٨)

– بگسترد فرشی اندر ایوان خویش

بفرمود کامدش فرهاد پیش (فردوسی) از بررسی نوع کاربرد واﮊه فرش در متون، این نکته قابل

استناد است که در صورت همجواری این واﮊه در کنار سایر انواع دستبافتهها منظور نویسنده فرش گرهدار خواهد بود. به نظر میرسد فرش بهگونهای غالب در این متون مترادف با قالی گرهباف به کار رفته باشد. امروزه نیز در زبان فارسی معاصر، واﮊه فرش بهطور عام، رساننده مفهوم گستردنی پرزدار است و مفهوم ثانوی گلیم را دربرنمیگیرد، مگر آنکه بهغیر از آن اطلاق شود که این موضوع در نقل قولی از کتاب حدودالعالم قابل تشخیص است:

» – بساطها و فرشها و زیلوها و گلیمهای باقیمت خیزد« (حدودالعالم،١٣٦٢: ١٣٠).

در متن ارائهشده، مؤلف به چند قسم متمایز گستردنی اشاره دارد و بهظاهر تأکید بر ارزش و اهمیت آن قسم یا اقسام است که اول میآید، بدین معنی که بساط و فرش از زیلو و گلیم برتر و باقیمت تر است (پرهام،١٣٧١: ٨).

در مورد شعری از فردوسی به مدد قرینه شعری (فرش و بوریا) و تضاد معنایی بین آن دو لغت، جنس گستردنی اول (فرش) از نوع گره بافته خواهد بود:

فصلنامه علمی- پژوهشی نگره

١.حدودالعالم من المشرق الی المغرب (مؤلف ناشناس) کتاب ارزشمندی در موضوع جغرافیا به زبان فارسی و تألیف حدود ٣٧٢ق است. این کتاب که برای یکی از امیران دستنشانده سامانی (ابوالحارث محمد فریغونی) نوشته شده مربوط به تاریخ سامانیان است (ورهرام، ١٣٧١: ٣٥).

٢. همانطور که قبلاً ذکر شد، برای آنکه از دگرگونیها و بدفهمیها

ﻭ تحریفهای احتمالی ترجمهای دوری شود، تنها به متون فارسی
ﻭ نه ترجمهشده از زبانهای دیگر(عربی) استناد شده است. ٣. این ویژگی در کتاب حدودالعالم من المشرق الی المغرب بسی بیش از سایرین بارز وهویدا شده است:»در این کتاب از نحوه برشمردن و تمییز دادن نام هر نوع کالا، حدس قریب به یقین میرود که مؤلف حتی به تفاوتهای ظاهری و ساختاری همه این زیراندازها آگاه بوده است)«حشمتی رضوی، ١٣٨٧: ١٥١).

٤.برای مثال در بیت زیر ناصرخسرو در قالب قراین شعری، ضمن تأیید پشمینهای بودن دو دستبافته، به کیفیت برتر قالی نسبت به پلاس اشاره میکند:
هرچند که پشم است اصل هر دو بسیار به است از پلاس قالی
(ناصر خسرو). ٥.البته خود واﮊه گستردنی نیز بهعنوان فرش دستباف در بسیاری از متون مورد استفاده قرار گرفته است:
به زیرش بگسترد گستردنی بیاورد چیزی که بد خوردنی
(فردوسی)
۹۴

شماره۱۳پاییز۳۹

بررسی گونهها، شیوهها و جغرافیای تولید فرش ایران در پنج قرن اولیه هجری، با تکیه بر منابع مکتوب

١. از تو خالی نگارخانه جم فرش دیبا فکنده بر بجکم
(رودکی). جامه زرین و فرشهای نوآیین

شهره ریاحین و تختهای فراوان (رودکی).

چه باک است اگر نیست مان فرش و قصر چو در دین توانگر تر از قیصر
(ناصر خسرو). من دین ندهم ز بهر دنیا
فرشم نه به کار و نه اوان (ناصر خسرو).
خریدار دیبا و فرش وگهر به درگاه پیران نهادند سر
(فردوسی). درم دارد و گنج و دینار نیز
همان فرش دیبا و هرگونه چیز (فردوسی).
بگسترد فرشی ز دیبای چین تو گفتی مگر آسمان شد زمین
(فردوسی). ٢.از: نی، به معنی نای + سان (پسوند شباهت).

زیر یکی فرشوشی گسترد

باز بدزدد ز یکی بوریاش در برخی از منابع تاریخی، این واﮊه بهصورت مجزا استفاده شده و در این صورت پی بردن به منظور دقیق

نویسنده را با کمی اشکال مواجه میسازد:

» -با چند تن از بزرگزادگان رومیان، آن حصار را بگشاد،

ﻭ ایشان را اسیر گرفت، و مالی عظیم از آنجا برداشت از زر

ﻭ سیم و مروارید و یاقوت و جواهر و متاع و فرش و سلاح« (گردیزی،١٣٦٣: ٨٦).

البته در اینگونه متون، میتوان با تحلیلی کیفی و با توجه به لغات مجاور و ارزش آن فرضیه دیگری در جهت تشخیص نوع و جنس دستبافته مدنظر ارائه کرد. در نقل قول فوق، همجواری فرش با زر و سیم و مروارید و یاقوت و غیره این تصویر را در ذهن متبادر میکند که فرش مدنظر نویسنده میبایست همارز اجناس قیمتی دیگر بوده و این همجواری شایسته فرش ارزشمندی (گرهبافتهای) است که حتی میتوانسته از الیاف گرانبهایی چون ابریشم و زر و سیم (زربفت) بهرهای داشته باشد:

– »پس هرچه مال از جواهر و زر و سیم و جامه و فرش و اوانی بود همه بر اشتران بار کردند، و لشکر بکشید،
ﻭ روی سوی هندوستان نهاد با آن خزینه و حرم و بنه« (همان: ٤٣٩).

در برخی از ابیات، همجواری لغاتی چون قصر، دنیا، اوانی، دیبا، گوهر، گنج و دینار با » فرش « پیرو فرضیه فوق است.١ همچنین در ابیات زیر فردوسی از فرش گرانمایهای سخن میگوید که گویا همپایه فرشهای اسطورهای ایرانی، همچون بهارستان، بوده است:

یکی فرش گسترده شد در جهان

گه گوهر نشانش نگردد نهان کجا فرش را مسند و مرقد است

نشستنگه نصربن احمد است

و همچنین در بیت زیر:

ببرد آن کیی فرش نزدیک شاه گرانمایگان برگرفتند راه

بزرگان به رو گوهر افشاندند

که فرش بزرگش همیخواندند این فرضیه در نقل قولی از کتاب تاریخ سیستان به نوعی دیگر، و از منظر مواد و مصالح بهکاررفته در انواع

گستردنیهای مطرح شده تصریح میشود:

– …»و در قلعه بگشادند، و سی روز هر روز پانصد استر

ﻭ پانصد اشتر از بامداد تا شبانگاه ز آنجا همی درم و دینار و فرش و دیبا و سلاح قیمتی و اوانی زرین و سیمین بر گرفتند، دون آنچه بر آنجا ماند از خورشهای بسیار و فرش پشمینه که کسی دست فرا آن «… (تاریخ نیستان، ١٣٦٦: ٢٣٠).

همجواری فرش در کنار دینار و دیبا، این ذهنیت را پیش میآورد که فرشی است از جنس ابریشم و دارای ارزشی

تصویر ۳. قطعه قالی ترک – مغول با خطوط تزیینی کوفی- ۰۷۲۱ تا ۰۷۴۱ میلادی، مأخذ:ﮊوله،۱۸۳۱: ۶۲

بالاتر از فرشهای پشمینه است. تصریح فرش پشمینه در آخرین سطر، تضاد جنسیت این دو فرش را کاملاً محرز میگرداند، علیالخصوص زمانی که تاکید بر اجناس دون و کم ارزش در سطر آخر(فرش پشمینه و…) به وضوح قابل تشخیص است (تصویر ١).

٢٢. بساط: بساط نیز یکی از لغات رایج در آثار مکتوب این دوران بوده و اغلب به مفهوم انواع گستردنی بهکار میرود. این واﮊه از قرن نهم هجری بهتدریج مفهوم و کاربرد دیگر یافته است (پرهام،١٣٧١: ٨). ناصرخسرو در بیت زیر از بساطی که حصیری است (نیسان) سخن رانده است:

به صحرا بگسترد نیسان ٢ بساطی که یاقوت پود است و پیروزه تارش
در این واﮊه به مانند »فرش«، و به تناسب لغات بهکاررفته در متون، مفهوم فرشِ گره بافته پرزدار را نیز میتوان استنتاج کرد. شاید اطلاق در مفهوم گرهدار بودن واﮊه » بساط« را در بیت فرخی سیستانی بتوان بهوضوح مشاهده کرد:

بساط غالی رومی فکندهام دو سه جای درآن زمان که به سویی فکندهام محفور

بساطی که مورد نظر فرخی سیستانی بوده از نوع گره بافته (قالی) است و بنا به تقارن شعری میتوان به ارزش و

تصویر ۴. قالی محرابی بلوچ خراسان، معاصر، مأخذ: همان، ۸۹۱

موقعیت اجتماعی بساط(قالی) نسبت به محفور(فرش تخت باف) پی برد، زیرا بنا به تمکن مالی شاعر بهجای محفور از قالی استفاده کرده است (تصویر ٢). فرخی سیستانی در بیتی به نوعی بساط تولیدی در شوشتر اشاره کرده است. طبق استنادات متعدد تاریخی، شوشتر از مراکز تولید منسوجات و گستردنیها بوده است:

خزان به دست مه مهر در نوشت از باغ بساط ششتری و هفت رنگ شادروان

و همچنین در بیت زیر:

تا که گردد که و کهسار تو تختی ز گهر دشت و هامون چو بساطی شو از شوشتری

از طرفی، فردوسی در بیت زیر از بساطی سخن میگوید که جنس آن، بار دیگر یادآور فرش همسنگ و مشابه بهارستان است:

بساطی بیفکن پیکر به زر

زبر جد١ برو بافته سر به سر

٣ ٢. قالی/ غالی:٢ در استفاده از این واﮊه، معنی فرش گرهبافته پرزدار مورد نظر است. »قالی بهطور اخص و بدون استثنا به معنی فرش گرهبافته خوابدار پرزدار است« (پرهام،١٣٧١: ٨). در میان متون مورد بررسی، این واﮊه در

یک نمونه، بهصورت »غالی« آمده است و این نوع نامگذاری شاید شایسته معنی لغوی آن باشد. غالی از نظر لغوی به معنی »گرانقیمت مقابل کم بهاﺀ« است (دهخدا،١٣٧٧: ١٦٥٣) و بدیهی است که این نوع گستردنی نسبت به سایر زیراندازهای رایج ارزش بیشتری داشته است.

بساط غالی رومی فکندهام دو سه جای درآن زمان که به سویی فکندهام محفور

(فرخی سیستانی) علی حصوری در واﮊهشناسی »قالی« معتقد است که اصل آن از واﮊه »کالین و کارین« اخذ شده است، به معنی کاشتن و هشتن. ایرانیان باستان به دلیل شباهتی که در به کار گذاشتن تار و پود در قالی بافی به »کاشتن و هشتن« کشاورزان وجود داشته، از واﮊه کالین و قالین استفاده

کردهاند (حصوری،١٣٧٥: ٦٥).

گفتنی است واﮊه قالی در کتب تاریخی مورد استناد به استثنای تاریخ سیستان مورد استفاده نویسندگان قرار گرفته است و همچنین در مقایسه با سایر لغات از لحاظ فراوانی کمترین کاربرد را نیز داشته است: