برنامه ريزي آموزشي در شركت توسعه نيشكر و صنايع جانبي

مقدمه
– برنامه ريزي
واژه برنامه ريزي از نظر كاربردي، معنايي وسيع دارد. ما در مكالمات روزانة‌ خود غالباً آن را به صورتهاي مختلف به كار مي بريم:
‍«برنامه كار من اين است كه …. «برنامة‌ امروز من مراجعه به فلان موسسه….» براي هفته آينده برنامه ريزي كرده ام كه به فلان منطقه مسافرت كنم. الان برنامه ام آن است كه بروم بازار خريد كنم…. «برنامة‌اين ترم تحصيلي چنين است و براي ترم آينده چنان خواهد بود…» برنامه كلاسي امروز عبارت است از : زنگ اول رياضي – زنگ دوم زبان و… و غيره
ما هر يك از فعاليتهاي ياد شده را تحت عنوان «برنامه» ياد مي كنيم . در صورتي كه مفهوم بسياري از آنها در حقيقت برنامه و برنامه ريزي نيست بلكه قصد و اراده و ميل ما را در انجام كارها نشان مي دهد.

برنامه ريزي به مفهوم ساده ودر عين حال عملي كلمه عبارت است از طرح و تهيه نقشه محاسبه شده براي رسيدن به هدف يا هدفهاي مورد نظر . پس قبل از آن كه به كار برنامه ريزي بپردازيم اول بايد هدف يا هدفهاي خاصي را در ذهن خود مشخص كنيم سپس براي رسيدن به آنها به طرح نقشه و پيش بيني هاي لازم بپردازيم.
ما در زبان فارسي از مفاهيم مختلف: طرح ، پروژه ، برنامه درسي، آموزشي، تقويم درسي هفتگي …. به نام برنامه و برنامه ريزي ياد مي كنيم البته هر يك از اين مصاديق مفهوم و اعتبارموضوعي خاصي داشته كه يا ديگري تفاوت كلي دارد. (فرجاد، محمدعلي، اصول برنامه ريزي آموزشي و درسي)‌.

برنامه ريزي آموزشي:
همان طور كه ذكر گرديد يكي از مصاديق برنامه ريزي، برنامه ريزي آموزشي مي باشد كه تعريفي كه «كوميز» آن ارائه مي دهد چنين است:
«برنامه ريزي آموزشي به معني وسيع كلمه عبارت است از بررسي نيازهاي آموزشي درجامعه مورد عمل، تجزيه و تحليل وضع موجود، كشف كمبودها، علل و انگيزه هاي توسعه و اتخاذ روشهاي هر چه بهتر و كارآمدتر براي تامين خواسته هاي اجتماعي به منظور اين كه نتايج كار هر چه بهتر ، جامعتر و موثرتر باشد.»

برنامه ريزي آموزشي به مفهوم جديد آن براي اولين بار در سال «۱۹۲۳» در كشور اتحاد جماهير شوروي مورد استفاده قرار گرفت. از اين اگر چه برنامه ريزي آموزشي داراي سابقه اي بين طولاني است و در واقع از آن زماني كه جوامع بشري كوشش نموده اند تا فرزندان خود را چنان تربيت كنند كه جوابگوي هدفهاي معيني ، در جهت تحقق آرمانهاي جامعه خود باشند، مي توان گفت برنامه ريزي آموزشي متداول بوده است. ولي مفهوم معاصر آن بسيار نوپا مي باشد. و عملاً مفهوم جديد برنامه ريزي آموزشي در سطح بين المللي در دهه «۱۳۴۰» شمسي (۱۹۶۰ ميلادي) در رابطه با ضرورت رشد اقتصادي مطرح شد و به تدريج گسترش يافت.

مروري بر تجربيات كشورهاي گوناگون در اين زمينه نشان مي دهد كه برنامه ريزي آموزشي، علي الاصول، به منظور گسترش نظام هاي آموزشي تدوين شده است و هدف آن، فراهم ساختن فرصتهاي يادگيري هر چه بيشتر براي گروه هاي واجب التعليم و علاقمند به يادگيري از يكسو و تربيت نيروي انساني ماهر مورد نياز توسعه اقتصادي كشورها، از سوي ديگر بوده است.
در ايران، مانند بسياري از كشورهاي ديگر طي سه دهه گذشته، به تدريج واحدهاي مرتبط با برنامه ريزي آموزشي در چهارچوب كلي برنامه ريزي عمراني و توسعة‌كشور در سازمانهايي نظير وزارت آموزش و پرورش و سازمان برنامه و بودجه ، ايجاد شده است.

علي رغم فعاليتهاي برنامه ريزي آموزشي در حيات ، در طي اين مدت، همزمان با تكوين وگسترش مفهوم برنامه ريزي آموزشي و روشهاي آن ، شاهد پيشرفتهايي در زمينه كمي و كيفي نظام هاي آموزشي بوده‌ايم. اما، با وجود موفقيتهاي به دست آمده ، مسايل جديد و حاوي به نسبتهاي متفاوت در كشورهاي گوناگون در حال وقوع است، از جمله: بيكاري دانش آموختگان ، عقب ماندگي تكنولوژيك افزايش سريع هزينه ها به نسبت درآمدها، كاهش نسبي ظرفيت نظام آموزشي در مقابل افزايش تقاضا براي آموزش و حاكميت ديوان سالاري، در حالي كه مسايل جدي گذشته مانند نابرابريهاي شانس در آموزش و اجتماع همچنان لاينحال مانده است.

با توجه به مطالب ياد شده و به منظور چاره جويي مسايل موجود، برخي از صاحبنظران در مسايل مربوط به نظام هاي آموزشي معتقد هستند كه مديريت آموزشي را بايد تقويت كرد و به تقاضاي اجتماعي براي آموزش پاسخ مثبت داد. در حالي كه گروهي ديگر از صاحبنظران بر اين اعتقادند كه برنامه ريزي آموزشي را بايد تقويت كرد و از آن به عنوان راهبردي انعطاف پذير استفاده نمود و با وسعت ديد به كليه عواملي پرداخت كه در امر برنامه ريزي آموزشي نقش ايفا مي كنند.

اما از آن جا كه يك اقتصاد در حال رشد نمي تواند مسأله نياز به نيروي انساني متخصص براي بخشهاي مختلف اقتصادي را ناديده بگيرد، كشورهاي در حال رشد ناگريزند با تقويت برنامه ريزي آموزشي، نظام هاي آموزشي خود را كارآمدتر كنند.

و با توجه به اينكه برنامه ريزي آموزشي ارتباط تنگاتنگ يا برنامه ريزي اقتصادي دارد. (مشايخ ، فريده، فرايند برنامه ريزي آموزشي) و از آنجايي كه هر سازمان و موسسه براي خود يكسري اهداف، منابع، امكانات و البته محدوديتها و موانعي دارد بنابراين امر برنامه ريزي در سازمانها و موسسات و بخشهاي مختلف اقتصادي لازم است و هر سازمان براي بكارگيري بهتر منابع و امكاناتي كه در دسترس دارد و براي تحقق اهدافش برنامه ريزي انجام مي دهد مطالبي كه در ذيل آمده نيز مربوط است به برنامه ريزي درباره اهداف، منابع، موانع، سياستها و خط مشي ها و شيوه هاي برنامه ريزي و نحوه ارزيابي برنامه ها در شركت «توسعه نيشكر و صنايع جانبي» مي باشد كه جناب آقاي مهندس مجيد پارسايي مدير قسمت «خمير مايه و الكل» بيان فرموده‌اند:

– عملكرد گذشته و وضع موجود برنامه ريزي در آن مؤسسه (شامل سازمان و تشكيلات كنوني برنامه ريزي در آن مؤسسه ،‌شيوه هاي ارگانيكي برنامه ريزي در آن مؤسسه ، و ارتباط اين مؤسسه با نهادهاي ديگر برنامه ريزي براي هماهنگي برنامه ها)؟

بر اساس قانون مصوب مجلس شوراي اسلامي وزارت كشاورزي وقت موظف گرديده كه به منظور تأمين بخشي از شكر مورد نياز كشور و همچنين صنايع جانبي آن كه شامل خميرمايه- اتانول – كاغذ MDF – خوراك دام مي باشد طرحي را به نام توسعه نيشكر و صنايع جانبي اجرا نمايد.
در گذشته با ايجاد معاونت طرح و برنامه در شركت تشكيلات مورد نظر براي اجرا پروژه طراحي گرديده و واحدهاي اجرائي طراحي و تعريف شده و تشكيلات مربوطه ايجاد گرديده و طرح پياده شده است. بر اساس شيوه هاي متداول مديريت و برنامه ريزي پس از تكميل هر پروژه بصورت شركت مستقل تجاري درآمده تا به فعاليت خود ادامه داده و در جهت تحقق اهداف اوليه طرح عمل نمايد.