برنامه ريزي براي ايجاد نيروگاه هاي جديد

مقدمه
ساخت يك نيروگاه معمولاً ۵ تا ۶ سال از زمان تصميم گيري براي ساخت تا زمان بهره برداري از اولين واحد آن بطول مي انجامد. بنابراين برنامه ريزي سالانه CEGB شامل اقدام در مورد نيروگاه هاي جديدي است كه قرار است در مدت هفت الي نه سال آينده (كه به اين مدت اصطلاحاً سالهاي پياده سازي گفته مي شود) به مرحله بهره برداري برسند قبل از هر تصميم جدي در مورد سفارش يك نيروگاه جديد CEGB بايستي موافقت و زير كشور را تحت بخش دوم از قانون روشنايي الكتريكي مصوب ۱۹۰۹ همراه با هر نوع رضايت و امتياز مربوط به آن را

كسب كرده و همچنين بايد بطور جداگانه مجوز مالي را از طرف دولت دريافت نموده باشد. CEGB بايستي نياز به ايجاد نيروگاهها را در پرتو وظايف قانوني خود بدقت بررسي كند . اوست كه بايد بررسي نمايد كه آيا نياز به ظرفيت جديد به منظور تامين اطمينان از بابت دسترسي به برق كافي ، يا درآمد بيشتر و يا ايجاد اطمينان در مورد تنوع در ذخيره سازي انواع سوخت وجود دارد يا نه علاوه بر آن ممكن است كه ساخت يك نيروگاه جديد با ظرفيت مورد نظر به منظور زمينه سازي جهت منافع آتي توجيه پذير باشد.

ملاحظات ظرفيتي
ظرفيت مورد نياز بر اساس حداكثر تقاضاي ساليانه برآورد مي گردد. لذا اولين قدم در تخمين ظرفيت پيش بيني حداكثر تقاضا براي هر زمستان در طول سالهاي برنامه ريزي است.
در اين پيش بيني فرض بر آنست كه بار حداكثر عمدتاً در اثناي روزهاي كاري هفته در ماههاي دسامبر تا فوريه هنگامي كه هوا از سردي با شدت متوسط برخوردارست ، روي مي دهد و لذا به آن ميانگين تقاضاي حداكثر زمستاني (ASC) گفته مي شود . شرايط ASC بوسيله تحليل آماري اطلاعات هواشناسي و تغييرات تقاضا كه بر اثر تغييرات آب و هوا بوجود مي آيد تعيين مي شود .

رعايت امور اقتصادي
پيش بيني ظرفيت جديد كه تقاضاي مورد نياز را تامين نمايد تنها دليل و توجيه براي ساخت يك واحد توليدي جديد نيست. ساخت و ساز جديد بايستي از لحاظ اقتصادي غير قابل توجيه باشد و همچنين اجازة از كار اندازي بعضي از واحدهاي قديمي موجود را نيز بدهد.
در اصل يك واحد تا زماني كه از نظر اقتصادي از يك واحد جديد با صرفه تر باشد در حال سرويس نگه داشته مي شود. از انواع هزينه ها مي توان هزينه قابل اجتناب خالص (NAC) و هزينه موثر خالص (NEC) را نام برد.

شكل ۱ ـ ۱ دياگرام مربوط به تركيبي از واحدهاي ممكن در آينده كه در سال ۱۹۸۵ توسط CEGB مد نظر قرار گرفته است را نشان مي دهد .
مطالعات برنامه ريزي سيستم :

عمل برنامه ريزي اوليه با بررسي شدت بار سيستم و تشخيص ميزان توليد آينده و نيازهاي انتقال برق شروع مي شود. در مراحل مقدماتي نوع و اندازه نيروگاه انتخاب مي شود براي هر نيروگاه مي توان ارزيابي فني اوليه ، هزينه هاي كلي و برنامه ساخت را تهيه كرد.
هنگامي كه اين مطالعات كامل شد ليست نيروگاههاي گوناگون تهيه شده و در برنامه توسعه اولويت بندي مي گردد.

اخذ مجوز جهت تأسيس يك نيروگاه جديد :
مطالعات مربوط به مكان و طراحي نيروگاه تا آنجا كه رضايت دولت را براي توسعه يك مكان جلب كند ادامه مي يابد . سپس بر اساس روند قانوني كار ، طبق مقررات بخش ۲ قانون روشنايي الكتريكي مصوب سال ۱۹۰۹ درخواست ساخت نيروگاه به وزير ايالت داده مي شود . علاوه بر رضايت نامه بخش ۲ ، CEGB درخواست مجوز برنامه ريزي براي ساخت را بر اساس مقررات قانون برنامه ريزي شهر و منطقه مصوب ۱۹۷۱ داشته باشد. بخشي از اين قانون به وزير ايالت اين اجازه را مي دهد كه مجوز برنامه ريزي را همزمان با رضايت نامه بخش ۲ صادر نمايد. در عين حال وزير ايالت ممكن است شرايط اصلي را كه بدنبال رضايت نامه بخش ۲ و همچنين مجوز مالي CEGB طراحي و ساخت پروژه را شروع مي كند. شكل ۳ ـ ۱ يك نمونه از برنامه زمان بندي براي طراحي و ساخت مقدماتي نيروگاه را نشان مي دهد.

قسمت عمده اي از برنامه مطالعاتي را مشاوره با مقامات مسئول وزارتي و ايالتي و همچنين مقامات قانوني ديگر مانند مسئولين آب تشكيل مي دهد.
سند جزئيات توسعه نيروگاه همچنين شامل يك بخش فني است كه در رابطه با اتصالات سيستم انتقال و پارامترهاي نيروگاه اصلي است ، بويژه ترانسفورماتور ژنراتور كه بايد بطور مناسب با سيستم انتقال متناسب باشد. جزئيات مربوطه شامل موضوعاتي از قبيل ضريب قدرت امپدانس سن كرون ، تنظيم فركانس و عكس العمل ديناميكي واحد در مقابل تغييرات ميزان تقاضاي برق و همچنين راهنماي هاي لازم در مورد سيستم كمكي است كه موجب مي گردد كه اين شبكه داراي اطمينان كافي باشد.
تحقيق در انتخاب محل نيروگاه :

نيازهاي اصلي محل نيروگاه
يك نيروگاه به طور ساده كارخانه ايست كه انرژي ذخيره شده در سوخت را به انرژي الكتريكي تبديل مي كند. بنابراين نيازهاي اصلي يك نيروگاه مشابه كارخانجات ديگر است .
• وجود منبع ماده خام اوليه (سوخت) با قيمت رقابتي.

• دسترسي به بازار براي فروش محصولات (انتقال).
• نيروي كارگر با ميزان و كيفيت لازم.

• در دست داشتن وسايل براي رفع نشتي ها و محصولات جانبي .
• زمين لازم براي ساخت و عمليات .

مادة خام اوليه كه از آن در يك نيروگاه حرارتي الكتريسيته بدست مي آيد مي توان ذغال سنگ، نفت ، اورانيوم و يا گاز طبيعي باشد. الكتريسيته بعنوان محصول اصلي از طريق سيستم انتقال و توزيع به مراكز مصرف فرستاده مي شود. محصولات جانبي مانند خاكستر و يا پس مانده هاي سوخت اورانيوم و همچنين روش مقرون به صرفه اي براي رفع اين فضولات اغلب از مسائل عمده هستند. نشتي هاي نيروگاه مقادير بسيار زياد حرارت مي باشد كه دفع آنها معمولاً نيازمند منابع بسيار زياد آب است كه بخاطر قيمت بايستي در نزديكي محل نيروگاه در دسترس باشد. محصولات احتراق نيز كه همراه گازهاي سوخته شده با حجمهاي زياد خارج مي شوند نيز بايد به گونه اي به محيط داده شوند كه با مقررات هواي پاك مغايرت نداشته و يا آلودگي جوي ايجاد نكند.

به نيازهاي تكنيكي عمده براي جايگاه نيروگاههاي هسته اي و ذغال سنگي همراه با اندازه نيروگاهي كه هم اكنون مورد نظر هستند در جدول ۱-۱ آمده است.