برنامه ریزی تعمیرات اساسی

فعاليتهاي بازسازي به منظور احياء مجدد تجهيزات مستهلك شده كه عمر عملياتي آنها به پايان رسيده است انجام مي‏گيرد. بطور معمول، براي تجهيزات، يك عمر مفيد و يا پريود بازسازي (مثلاً بصورت سال) تعريف مي‏شود كه با فرض اينكه تجهيزات مورد نظر بدون پيش آمدن مشكلي و بصورت استاندارد مورد بهره‏برداري قرار گيرند (و يا اينكه بنا به دلايلي مدتهاي طولاني بصورت دپو در انبار باقي نمانده باشد) بايستي در پايان طول عمر مفيدشان بازسازي گردند.

با اين تعريف و مفهوم، بازسازي نيز مي‏تواند يك فعاليت قابل پيش‏بيني باشد. لكن هميشه اينطور نبوده بلكه ممكن است بنا به دلايل مختلفي لازم شود كه تجهيزات زودتر يا ديرتر از پريود تعريف شده براي آنها، بازسازي شوند. در اين موارد ممكن است اپراتورها يا بازرسين،

نياز به بازسازي پيش از موعد را اعلام نمايند و يا سيستم تعمير و نگهداري، پس از فرارسيدن زمان بازسازي و انجام بازرسي، امكان تأخير و تعويق زمان بازسازي را مجاز بداند.

تعميرات اساسي يا بازسازي، قبل از رسيدن دستگاه به يك حالت معين از شكست يا خرابي انجام مي‏گيرد. اگر روند و برنامه استفاده از دستگاه در طول دوران بكارگيري براي سازمان مشخص باشد

مي‏توان ادعا كرد كه بازسازي يا تعميرات اساسي، يك فعاليت قابل پيش‏بيني است و نقش پيشگيري از شكست دستگاه را ايفاء مي‏كند.

در طول پريود تعميرات اساسي يا بازسازي، تعميرات جزئي روي دستگاه انجام مي‏گيرد كه اين تعميرات جزئي حسب مورد بصورت تعميرات پيشگيري و يا بعد از خرابي‏هاي جزئي دستگاه صورت مي‏گيرد.

شكل زير نتايج معمول از انجام تعميرات جزئي، اساسي تا رسيدن به موعد جايگزيني را نشان مي‏دهد؛
تعدادي از مشكلاتي كه در اجراي سنتي تعميرات اساسي در گذشته وجود داشت به شرح ذيل مي باشد :

– در دوره در سرويس بودن تجهيزات هیچگونه سیستم نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه وجود نداشت و تجهیزات اغلب پس از خرابی و از کار افتادگی تحت تعمیر قرار می گرفتند.تفکر حاکم بر واحد نت و برنامه ریزان نیز سازماندهی امور بعد از خرابی بود.

– چنین تفکری وجود داشت که تعمیرات اساسی ، یعنی پیاده سازی و تعمیر کلیه تجهیزات و ماشین آلات کارخانه.در اصل تعمیرات اساسی به یک پروژه پیاده سازی و نصب و راه اندازی مجدد کارخانه بدل شده بود.

– تنظيم شدن برنامه ریزی بر اساس گروه های کاری باعث مشكلاتي در موارد مشترک، شده بود.( برای مثال در برنامه گروه برق به تعمیر الکتروموتوری اشاره شده بود

که پیش نیاز آن دمونتاژ آن توسط گروه مکانیک بود، درحالی که گروه مکانیک اعلام می کرد هنوز موعد کار بر روی الکتروموتور مذکور مطابق برنامه اش را نرسیده است.)

– برنامه بسیار تئوری بود و آنچه در عمل رخ می داد بسیار متفاوت از برنامه بود.گرافها و گزارشها به مرور صوری و غیر واقعی شدند.

– به دلیل حجم بالای فعالیتهای تعمیراتی، کیفیت کار گروه های اجرایی پایین آمده بود و زمان به اندازه کافی برای انجام با دقت امور، وجود نداشت.

– به دلیل عدم انطباق فعالیتهايی که انجام می شد با آنچه در برنامه صوري بود به مرور و در عمل گروه های کاری بدون توجه به برنامه ، گسیخته و خارج از کنترل فعالیتهایشان را انجام می دادند.

مقدمات و مراحل كلي براي برنامه ریزی و کنترل تعمیرات اساسی :
در ابتدای امر بهتر است یک نرم افزار کنترل پروژه مانند مایکروسافت پروژکت يا پریماورا جهت امر كنترل پروژه تعميرات اساسي انتخاب گردد .

همخوانی کامل مایکروسافت پروژکت با سایر نرم افزارهای کاربردی مانند مجموعه مایکروسافت آفیس در کنار قابلیت های حرفه ای آن می تواند یک امتیاز باشد .

( در پروژه های کوچک با حجم کم فعالیتها و دوره ی زمانی کوتاه مدت، شما می توانید تمام امور پروژه را در محیطی مانند مایکروسافت اکسل طراحی و اجرا کنید)
– برنامه ریزی بر اساس ماشین آلات انجام مي گردد. به این معنی که کلیه تعمیرات مورد نیاز یک دستگاه (مکانیکی – تاسیساتی – برق و ایزاردقیق) شناسایی و برنامه ریزی مي شود .

– طی جلساتی مشترک با حضور سرپرستان واحدهای توليد ، تعمیرات و بازرسان فنی اولویت بندی و زمانبندی فعالیتهای تعمیراتی انجام مي گردد .

– گروه های کاری شناسایی و فعالیتهای موازی و یا توالی کارها براساس گروه های اجرایی برنامه ریزی مي شود .
– مواد و متریال مورد نیاز برآورد شده و پروسه خرید و تامین مي بايست پیش از اجرای کار پیگیری گردد .

– برنامه نبايد درگیر جزئیات گردد . برای مثال یک فعالیت را می توان تعمیر الکتروموتور تعریف نمود و دیگر به جزییاتی نظیر دمونتاژ نمودن – انتفال به کارگاه برق و … اشاره نکرد.

– برای هر فعالیت تعمیر و یا سرویس ، در زمان تعمیرات اساسی دستورکار صادر مي گردد و دستورکار بايد پس از انجام به تایید بازرسی فنی و توليد به عنوان تحویل گیرنده کار برسد.

– بر اساس ماهیت برنامه، حجم فعالیت ها و برنامه زمانبندی، در دوره زمانی مشخص درصد پیشرفت فعالیت ها مي بايست ثبت گردد و نمودارهای مقایسه ای تهیه و پروژه کنترل گردد.

برنامه ريزي تعميرات اساسي با در نظر گرفتن مراقبتهاي قبلي تجهيزات
فوايد بهره گیری از مراقبت بر اساس وضعیت در هنگام برنامه ریزی تعمیرات اساسی وجود دارد :
مراقبت وضعیت و بازرسی های ويژه پيش از آغاز تعمیرات اساسی یکی از اساسی ترین مبناهای برنامه ریزی تعمیرات اساسی می باشد.

انجام بازرسی های PM در زمانهاي مشخص ، پیش از دوره تعمیرات اساسی و نیز تحلیل و آنالیز نتایج بازرسی های دوره ای نقش موثری در تعیین فعالیتهای مورد نیاز خواهد داشت.

– از برنامه ریزی فعالیتهای تعمیر بر روی تجهیزاتی که بر اساس نتایج بازرسی ها و آنالیزها نیازی به تعمیر ندارند، جلوگیری می نماید.

– با تشخیص نوع عیب موجود در دستگاه (مثلا خرابی بلبرینگ یا الاین نبودن شفت و …) تشخیص نوع فعالیت تعمیر و گروه کاری انجام دهنده کار و در نتیجه برنامه ریزی فعالیت تعمیر دقیق تر و آسان تر خواهد بود.

– به دلیل مشخص بودن تجهیزات معیوب، میزان فعالیتهای غیر ضروری کاهش یافته و در نتیجه بهره گیری موثر تر از زمان با تمرکز بر فعالیتهای ضروری امکان پذیر می گردد.

– با توجه به تمرکز بر فعالیتهای ضروری ، علاوه بر کاهش قابل ملاحظه هزینه های تعمیرات اساسی، تخصیص بودجه نیز موثر تر صورت خواهد گرفت.

به این معنی که برای مثال تامین و تدارک قطعات و مواد ضروری به دلیل کاهش حجم کارهای غیر ضروری آسان تر می گردد.مدیریت امور پیمانکاران نیز منسجم تر صورت خواهد گرفت.

– خسارات متداول در دوره تعمیرات اساسی خصوصا در ارتباط با تجهیزات حساس کاهش می یابد.( برای مثال باز و بسته نمودن یک کمپرسور بدون انجام هیچ گونه تعمیری جهت انجام بازرسی تجهیز خود باعث خسارت بوده و نیاز به تعویض برخی قطعات را ایجاب می کند در صورتی که با انجام بازرسی PM بدون نیاز به باز نمودن کمپرسور از معیوب بودن و یا سلامت تجهیز آگاه خواهیم شد.)

– برنامه ریزی فعالیتها، گروه های کاری ، برآورد مواد و متریال مورد نیاز دقیق تر صورت می گیرد.

لزوم تعريف و تعيين قسمتها و بخشهاي مختلف سازمان كه به نحوي با سيستم نت مرتبط بوده و نقشي را در فراگرد سيستم ايفاء خواهند نمود، لزوم وجود ارتباط اطلاعاتي بين اجزاء مختلف سازمان و سيستم جهت انجام فعاليتها و عمليات برنامه‏ريزي شده نگهداري و تعميرات، اعلام نيازهاي تعميراتي و پشتيباني، هماهنگي انجام امور،

جاري ساختن دستورالعملها، سياستها و احكام، لزوم تعريف و ايجاد روشهاي سيستماتيك ركوردگيري (ضبط و ثبت اطلاعات) در مورد بازخور فعاليتها، گزارش چگونگي و نحوه انجام فعاليتها و عمليات نت، تعيين و ايجاد كانال ارتباطي براي بازتاب اطلاعات و… جملگي لزوم طراحي يك سيستم اطلاعاتي براي اعمال نگهداري و تعميرات سيستماتيك در سازمان را آشكار مي‏سازند

بنحوي كه بدون وجود آن، سازمان همانند پيكري خواهد بود كه علائم حيات در آن وجود ندارد و اعضاء يا اجزاء ذيربط كه هر كدام جهت انجام كاري مشخص در فراگرد سيستم ايجاد گرديده‏اند توان اجراي وظايف تعريف شده را نخواهند داشت و بعبارت ديگر بدون وجود يك سيستم اطلاعاتي، سيستم نگهداري و تعميرات و اجراي آن در سازمان امكانپذير نخواهد بود.

سيستمهاي نت از جمله سيستمهاي باز و در حال تبادل هميشگي اطلاعات و مواد با محيط اطراف خود هستند و ارتباط اين سيستمها با محيط بيروني از يك طرف و از طرف ديگر ارتباطات داخلي اجزاء سيستم بايد به گونه‏اي تعيين و تبيين شود كه مشخص كننده

ديدگاههاي طراحي و اجراي سيستم در سازمان مورد نظر با توجه به ويژگيها، توانائيها و قابليتهاي سازمان باشد عليهذا در سيستم مزبور با هر قابليتي كه مورد نظر باشد يك سري ارتباطات منطقي بين اجزاء تعريف و مدلي براي گردش عمليات نت ارائه شده است.

جايگاه بازرسي فني در صنعت نفت كشور
جايگاه مهم بازرسي فني به عنوان پزشك صنعت بر متخصصان پوشيده نيست . بازرسان فني در جاي جاي صنعت براي رسيدن به جايگاه مناسبي از رعايت استانداردهاي بين‌‌المللي و همچنين نظارت بر طراحي كارخانه‌‌جات و واحدهاي مختلف صنعتي تلاش مي‌كنند .

البته وظايف بازرسين فني بسيار گسترده‌تر و حساستر است و نقش واقعي آن در بطن صنعت مشخص مي‌شود.در ادامه به نكاتي اساسي راجع به اين صنعت اشاره خواهيم داشت.

صنعت نفت ايران به دليل داشتن بعضاًً تجهيزات فرسوده و يا استفاده بيش از حد ظرفيت و عمر مفيد تجهيزات موجود، نياز بيشتري را نسبت به ديگر كشورهاي پيشرفته، براي بكارگيري اين گونه افراد متخصص و همچنين روشهاي جديد, احساس مي‌كند.

در گذشته بازرسي دستگاهها و قطعات در واحدهاي صنعتي پس ازبازه ‌هاي زماني خاصي كه در استانداردها مشخص شده بود انجام مي‌گرفت ، پس از مدتي بازرسان دريافتند كه اگر سوابق گذشته قطعات را مورد بررسي قرار دهند ، ديد بهتري نسبت به بازرسي در زمان آينده خواهند داشت ;اما اين اطلاعات تنها به صورت كيفي ارائه مي‌شد .

در سالهاي اخير بازرسي بر مبناي ريسك (RBT) روشي براي‌ ارائه اطلاعات بازرسي هدايت مي‌كند. در اين روش دو مورد مهم را مي‌توان عوامل تعيين كننده ريسك تجهيزات دانست.

• Conscquences
• probability

Probability تعداد دفعاتي است كه قطعه در سال نياز به بازرسي , تعمير و يا تعويض دارد. به طور مثال اگر يك قطعه يكبار به تعمير يا تعويض داشته باشد probability آن براي ۱ بار در سال است.

عامل مهم ديگر consquences نيز ميزان هزينه لازم براي هر بار بازرسي و تعمير يا تعويض است كه بر اساس واحد پول بيان مي‌شود.

حاصلظرب دو عامل فوق ميزان ريسك دستگاه را مشخص مي‌كند به بيان ديگر ريسك، بيان كننده ميزان پولي است كه در هر سال براي نگهداري تجهيزات هزينه مي‌شود.

اين اطلاعات براي كليه تجهيزات يك واحد صنعتي بررسي مي‌شود و پس از آن برنامه بازرسي ريسك بر اساس آن تنظيم مي‌شود . اين برنامه شامل تعيين فواصل بازرسي, محدوده‌ي بازرسي و روش بازرسي در هر دوره است.

اطلاعات مربوط به ريسك براي تعيين فواصل بازرسي استفاده مي شود. هر چه ريسك دستگاه بيشتر باشد ، نيازبه بازرسي در فواصل كوتاه‌تري دارد. محدوده‌ي بازرسي با توجه به Consequcnesمشخص مي‌شود و در آخر اطلاعات probability براي تعيين روش بازرسي مورد توجه قرار مي‌گيرد.

بازرسي RBI ميزان قابل توجهي هزينه‌هاي اضافي مربوط به بازرسي‌ها و تعميرات اساسي غير ضروري را كاهش مي‌دهد. علاوه بر اين بازرسي‌ها مكرر خود به نوعي ديگر,

به ميزان زيادي ريسك دستگاه بازرسي RBI توسط يك گروه كه شامل مهندسين فرايند بازرسين فني و بازرس RBI انجام مي‌شود و سعي براين است كه هر قطع