برنامه ریزی توسعه

مقدمه :
همانطور که گفته شد، سه دیدگاه یا جهان بینی کلی، می توان برای زندگی انسان درنظر گرفت که براساس آنها، آرمانها، اهداف، نیازها تبیین و تعریف می شوند و برای دستیابی به آنها سعی می شود از امکانات موجود و بالقوه، از طریق برنامه ریزی، استفاده بهینه به عمل آید.

این دیدگاهها عبارتند از :
۱ ) دیدگاه رفاه طلبی فردی و اجتماعی که دیدگاهی مادیگرایانه است و به صورت سرمایه داری و کمپونیسم مشهود است. در این دیدگاه اقتصاد پایه و اصل است. و کار وسیله تأمین معاش است.
۲ ) دیدگاه انسانگرایانه شرقی. در این دیدگاه فطرتهای انسانی و اخلاقی پایه اند و کار وسیله رشد و تکامل انسانی است.

۳ ) دیدگاه الهی : که در این دیدگاه انسانها به پرستش و عبادت و خداگونه شدن می پردازند. کار در این دیدگاه عبادت تلقی می شود.
باید توجه داشت جامعه ای وجود نداشته و ندارد که مبتنی بر یک دیدگاه صرف باشد. معمولاً به صورت ترکیبی از سه دیدگاه فوق جریان دارد و تفاوتها در میزان آمیختگی و گرایش بسوي یک دیدگاه است.

تعریف برنامه ریزی :
از برنامه ریزی، تعاریف (بلحاظ دیدگاههای مختلف) زیادی بعمل آمده است. در اینجا سعی می شود تعریفی عملیاتی (اجرائی) و انتزاعی ارائه شود تا ویژگی جامع و مانع بودن تعریف حفظ شود.
برنامه ریزی، فعالیتی است ذهنی، شناختی – تحليلي، سنجیده، منطقی، منظم و مستمر، به منظور استفاده بهینه از امکانات در جهت دستیابی به اهداف (در راستای چشم انداز و آرمانها) مشخص با توجه به محدودیتها در مدت معین.

عناصر برنامه ریزی :
۱ ) شناختی – تحلیلی : برنامه ریزی حاصل مطالعات گسترده شرایط درونی و بیرونی و روند تحولات آنها، به منظور تشخیص نقاط قوت و ضعف و تحدیدها و فرصتها و همچنین نتایج تحلیلهای «چه شوداگر» است که در طراحی استراتژیها و محورهای تصمیم و حرکت و اقدام، بکار می روند. و شامل ۴ اقدام به شرح زیر می باشد :
۱ ) دست یابی به اطلاعات دقیق، درست و به موقع درباره شرایط واقعی درونی و بیرونی
۲ ) بررسی و تحلیل روندها و احتمال تغییر آنها در آینده
۳ ) بررسی چگونگی تغییر روابط بین متغیرها
۴ ) طراحی سناریوهای محتمل و قابل قبول و جامع است.
در این بخش ، شناختی – تحلیلی، سعی می شود به سؤالات محوری برنامه ریزی پاسخ داده شود. که عبارتند از «کجا هستیم» به «کجا می رویم»، «چگونه می توانیم برویم و به چه قیمتی یا هزینه ای».

۲ ) فعالیتی است سنجیده :
برای دست یابی به هدفها، راهها، مسیرها و روشهای مختلفی پیشنهاد می شود. که هرکدام محاسن و معايبي و به عبارتی بازدهی و هزینه های متفاوتی دارند. از این رو این پیشنهادها با توجه به امکانات و محدودیتها و شرایط و اولویت و فوريت هدفها با هم مقایسه و مناسبترین آنها انتخاب می شوند.

۳ ) فعالیتی است منطقی :
یعنی بین راه حلهای منتخب و امکانات اجرایی، مدیریتی و سازماندهی آنها، باید روابطی منطقی و قابل قبول تدوین گردد. این روابط معمولاً مبتنی بر تجارب و یافته ها (دانش برنامه ریزی) هستند. از اینرو در برنامه ریزی از مدلها و معادلات ریاضی، مانند معادلات اقتصاد سنجی استفاده می شود.
۴ ) فعالیتی است منظم :

برنامه ها و فعالیتهای برنامه (طرح ها)، پس از انتخاب و تدوین روابط (برنامه ها، ارگانها و ساماندهی آنها) لازم است به صورت اسناد نوشتاری، شبکه های ترسیمی (پرت؛ سی پی ام و …)، نمودارها معادلات و توابع و … تدوین و تنظیم شوند و تا زمانیکه روی کاغذ نیامده اند، نامحسوس و ذهنی هستند و واقعیت نیافته اند. و قابل اجرا نخواهند بود.
۵ ) فعالیتی است مستمر :

هر برنامه ای براساس اطلاعات گذشته و بعضاً احتمالی و نارسا و براساس برآوردهای تغییرات روندها و روابط بین متغیرها تهیه و تنظیم می شود. بدیهی است پيش بينيها دقیق و منطبق با واقعیتها نباشند. علاوه بر آن، هر برنامه ای، ممکن است در اجرا با تنگناهایی مواجه شود. از اینرو لازم است هر برنامه ای ضمن اینکه باید انعطاف پذیر تدوین شود، در تمام مراحل اجرا، بازبینی و اصلاح شود. از طرفی، چرخه حیات کسب و کار، سازمان و دولت و جامعه، تداوم دارد و تجارب و یافته های برنامه در حال اجرا، می تواند در تدوین برنامه های بعدی مورد استفاده قرار گیرد.

۶ ) تصمیم گیری و برنامه ریزی :
هر برنامه ای شامل ۳ رکن است : اهداف، وسایل و منابع و تدابیر و راهبردها. از اینرو، تهیه و تدوین برنامه مستلزم پاسخگوئی به سه سؤال فوق است. ۱ ) هدفها کدامند؟ چه مقصدی داریم و چه می خواهیم. ۲ ) به چه وسایلی و منابعی نیاز داریم و با چه محدودیتهایی و موانعی روبرو هستیم و ۳ ) چه تدابیر و راهبردهایی برای استفاده از منابع برای دستیابی به هدفها می توانیم بکار بریم.
اگر برنامه ریزی، به سبک آرمانی باشد، تصمیم گیری آسانتر است چون در این صورت، برنامه ریزی نیاز به مطالعه و محاسبه و تأمّل و بررسی نیست.

اگرچه، در برنامه ها، هدفها (غایی) معمولاً به صورت آرمانی انتخاب می شوند، ولی راهبردها و خط مشی ها و منابع نمی توانند بدون توجه به واقعیتهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و آموزشی جامعه و امکانات سازمان تعیین شوند.
برنامه ریزی، اصولاً، مجموعه ای از تصمیمگیریها و انتخابهای مرتبط و منطقی است. از اینرو در هر برنامه ای سه مفهوم مستمر است : انتخاب، ریسک یا خطر و محدودیت.

۱ ) انتخاب :
اگر برای نیل به هدف فقط یک راه وجود داشته باشد، نیاز به انتخاب نیست ولی برنامه ریز باید به نیازها و هدفهایی که درخواست می شود، راههای مختلفی که جهت دستیابی به هدفها پیشنهاد می شوند و امکانات گوناگونی که می تواند مورد استفاده قرار گیرد توجه کنید.

۲ ) احتمال ریسک و خطر :
برنامه ریز باید بکوشد تا راهها و تدابیر متعددی برای رسیدن به اهداف بیابد. مزایا و معايب آنها را بسنجد. اگر مزایای یک راه حل به طور مشخص و روشن بر مزایای راه حلهای دیگر برتری داشته باشد، انتخاب چندان دشوار نخواهد بود. در غیر این صورت، تصمیم گیری مستلزم سنجش و مقایسه مزایا و معایب راه حلها و انتخاب براساس شاخصهای سازمان خواهد بود که توأم باخطر و ریسک است.

وجود شاخص ها یا معیارها، موجب عینی شدن انتخاب و کاهش ریسک می گردد. ولی این معیارها باید در ارتباط با اهداف، امکانات و موانع تعریف و تعیین شوند.
گاهی چنین به نظر می رسد که برنامه ریزی سبب کاهش ریسک می گردد. ولی برنامه ریزی ریسک را از بین نمی برد بلکه سعی در پذیرش ریسک معقول و حساب شده دارد. چنین ریسکی، بازتابهای عملی قابل توجهی دارد. از جمله مسئله پاسخگوئی و مسئولیت نتایج و عواقب اقدام و تصمیم را مشخص می سازد. عواقب و نتایج اقدام در عهده تصمیم گیر برنامه می افتد و مجریان مسئول اشتباهات برنامه قرار نمی گیرند.

با توجه به عامل ریسک، اهمیت اصل مشارکت شناخته می شود. چون اگر مجریان و متأثّران برنامه در برنامه ریزی شرکت داده شوند، نسبت به نتایج و عواقب برنامه اندیشیده و از خطای تصمیم گیری کاسته می شود (البته کندی تصمیم گیری اجتناب ناپذیر است).

۳ ) محدودیت منابع :
محدودیت منابع، برقراری اولویت (اهمیت و فوریت) در تأمین خواسته ها را موجب می شود. اگر محدودیت نبود، نیاز به برنامه ریزی نبود. از اینرو تعیینی اولویتها، نخستین و حساسترین مرحله برنامه ریزی است.

امکانات : از نظر برنامه ریزی امکانات برنامه، حاصل تلاقی مجموعه منابع و موانع است و شامل :
۱ ) مجموعه انتظارات و نیازها
۲ ) مجموعه منابع و موانع
۳ ) مجموعه اولویتها و راهبردها

این مجموعه ها ثابت و یکسان نیستند و برحسب زمان تغییر می کنند و تغییر هر یک در محدوده امکانات اثر گذاشته و آنرا تغییر می دهد. مثلاً در نمودار زیر اگر از موانع و محدودیتها کاسته شود و دایره آنها کوچکتر گردد به نظر می رسد که قلمرو امکانات نیز تنگتر می شود. حال آنکه چنین تصوری درست نیست. اگر منابع ثابت باشد هر قدر از محدودیتها کاسته شود، بر وسعت امکانات افزوده می شود. و یا هرقدر انتظارات و نیازها بزرگتر شوند، چنین به نظر می رسد، قلمرو امکانات نیز وسیعتر می گردد. و ..

سه دایره متحدالمرکز یا سه دایره معرف :
۱ ) مجموعه انتظارات، نیازها، خواسته ها
۲ ) مجموعه منابع : مالی، علمی و فنی
۳ ) مجموعه موانع و محدودیتها

مرکز هر سه دایره یکی بود و معرّف کانون اجتماع می باشد که از آن، نیازها، خواسته ها، منابع، امکانات ،موانع، محدودیتها و … ناشی می شوند و متناسب با رشد جامعه، توسعه یافته و گسترش می یابند.

دایره اول : یا دایره بزرگ، معرف مجموعه انتظار ات و نیازهای جامعه است و چون نامحدود است، این دایره معمولاً نقطه چین، باز و در حال افزایش می باشد.
دایره دوم : معرف مجموعه منابع مادی، مالی، علمی و فنی است که اجتماع در اختیار می گذارد. برخی از منابع مانند ذخایر طبیعی قابل افزایش نبوده و رو به نقصان هستند. ولی برخی منابع رو به افزایش دارند. چون منابع تکافوی خواسته ها را ندارند، اولویت بندی خواسته ها اجتناب ناپذیر می گردد. از اینرو دایره منابع کوچکتر از دایره خواسته ها است.

دایره کوچک معرف مجموعه موانع و محدودیتها است که مانند منابع، برخی طبیعی اند که تغییرپذیری محدودی دارند. مانند ساختار روانی و ذهنی انسان. و برخی تغییرپذیری بیشتری دارند، مانند دوری و نزدیکی یا فاصله. که با پیشرفت فناوری ارتباطات، از اهمیت آن کاسته شده است.
محدوده امکانات در حدفاصل منابع و موانع قرار دارند، این محدوده حوزه امکانات نامیده می شود.
هر قدر دامنه منابع وسیعتر شود، حوزه امکانات نیز بزرگتر می گردد و هرقدر از موانع کاسته شود، قلمرو امکانات بازتر می گردد و برعکس.

فرایند برنامه ریزی: برنامه ریزی شامل مراحل زیر است :
۱ ) جستجو برای شناسایی امکانات، فرصتها، موانع و محدودیتها و تعریف نیازها (برحسب دیدگاه غالب) و تحولات و بهبودهای لازم، از جمله موارد تعامل و تقابل اقتصادی و …

۲ ) دسته بندی و تحلیل اطلاعات بدست آمده : بررسی تأثیرات متقابل فعالیتها اعم از داخلی و خارجی برای کسب دیدگاهها برای طراحی هوشیارانه برنامه ها. از جمله اینکه بین داده ها، روابط روشنی وجود دارد. آیا داده ها مورد تائید افراد اجرایی هستند. آیا اطلاعات به صورت جدول، نمودار تدوین شده اند.
۳ ) درک تاثیر فعالیتها بر روی هم : از طریق مطابقت متغیرها در حالت کلی و جزئی.
۴ ) تدوین مفروضات برنامه باتوجه به موانع. مفروضات نتیجه برداشت ما از محیط اند و مفروضات مهم، پرسشهای جامع اند که با توجه به شرایط مطرح می گردند.

۵ ) تعیین بدیها و تعیین قوت و ضعف هر یک : انتخاب هر بدیلی چه تأثیراتی را بدنبال دارد؟ از نظر هزینه، کیفیت، اثر بخشی و همچنین کاربرد فناوری و روشهای نوین انجام کار.
۶ ) انتخاب و اجرای یک طرح : براساس معیارهای ارزیابی، با توجه به اینکه طرح منتخب چه الزامات (مانند آموزش، تجهیزات، مکان و …) جدیدی می خواهد، آیا مورد پذیرش عوامل اجرائی هست و آیا انعطاف پذیر است؟

۷ ) تدوین برنامه های جنبی : برای پشتیبانی از یک برنامه (مثلاً طرح یا پروژه منتخب) لازم است. برنامه های جنبی ای مانند استخدام، آموزش، مکان، تأسیسات و … را پیش بینی و تدارک نمود.
۸ ) تدوین و تنظیم زمانی و مکانی فعالیتها : اینکه فعالیتها چه هستند، کجا و کی و توسط چه کسانی و چگونه و با چه ترتیب و توالی زمانی و مکانی اجرا شوند.

۹ ) تعریف برنامه به صورت عملیات، در مشخص کردن هزینه ها، تخصیص یا تحصیل بودجه و تعیین ضوابط کاری و هزینه برای نظارت و هدایت و کنترل عملیاتی و مالی.
۱۰ ) پیگیری و بازبینی : بررسی چگونگی پیشرفت برنامه۱ – برای تهیه گزارشات و مدارک دوره ای برای مدیریت.۲ – تعیین محدوده رضایت بخش نتایج ۳ – برای انجام اقدامات اصلاحی و پیشنهادهایی برای بهبود برنامه ریزی های بعدی.

ضرورت و اهمیت برنامه ریزی :
به منظور نجات از نظاره گر بودن و گیج و مبهوت ماندن در برابر حوادث و رویدادها و بدست گرفتن امور زندگی مطابق میل و خواسته خود، ناچار از برنامه ریزی هستیم. از اینرو برنامه هیچگاه منجر به شکست نمی شود بلکه شکست در برنامه ریزی رخ می دهد.

دلایل ضرورت برنامه ریزی :
۱ ) برنامه به فعالیتها جهت داده و هماهنگی ایجاد می کند. میدانید کجا و چگونه حرکت و اقدام کنید که منابع اتلاف نشود.
۲ ) مراحل دست یابی به اهداف و آرمانها تعریف و تعیینی می شوند و از این طریق میزان توفیق پیشرفت مشخص می شوند.

۳ ) با برنامه ریزی کنترل امور در دست بوده و ما را از تسلیم به شانس و تقدیر و دیگران که ممکن است موجب یاس و نومیدی گردد نجات می دهد.
۴ ) برنامه ریزی به دنبال خود آرامش و اعتماد به نفس آورده و ما را از سردرگمی و ابهام نجات می دهد.

۵ ) برنامه، زندگی را هدفمند می سازد و مانع احساس خلاء می گردد.
۶ ) با هدفمندی و ایجاد شور و شوق موجب موفقیت می شود و موفقیت ارزشمند است.
۷ ) برنامه به انسان توانایی زیستن برحسب میل خود را با حداقل نیاز به دیگران را فراهم می آورد.
۸ ) با برنامه ریزی، شکرگزار نعمتها شده و ناظر عطایا و نعمات الهی (امکانات) خواهید شد.
۹ ) برنامه زمینه ای است که بصیرت و شعور ناخودآگاهتان بیاريتان بیاید و رشد کند.

۱۰ ) آسایش : محصول برنامه ریزی است. چون اگر خواهان اداره سرنوشت خود باشید، واقعاً آزاد خواهید بود.
شرایط لازم برای اجرای موفق برنامه :
۱ ) وجود سازمان برنامه ریزی با تخصیصهای مربوطه
۲ ) وجود مراکز پشتیبانی اطلاعاتی و تخصصی
۳ ) وجود مرجع تعریف و تدوین هدفها، ارزشها، هنجارها

۴ ) آماده سازی منابع
۵ ) وجود سیاست مناسب توسعه در ابعاد مالی، اقتصادی و …
۶ ) رعایت جوانب بهره وری و اثربخشی از طریق هم پوشی، همیاری، اعتماد و اطمینان
۷ ) توجه به آموزشهای اساسی و علمی – فنی برای تأمین منابع انسانی برای ارتقا موازین اخلاقی، تعاونی و مدیریتی توده مردم.
برنامه ریزی توسعه اقتصادی :
برنامه ریزی توسعه اقتصادی تلاش آگاهانه ای است که توسط یک سازمان مرکزی، برای تأثیرگذاری، جهت دادن و در مواردي کنترل تغییراتی که در متغیرهای اصلی اقتصاد، مانند تولید ناخالص داخلی، مصرف، سرمایه گذاری، پس انداز و … در یک کشور یا یک منطقه معین در طول زمان برحسب مجموعه ای از هدفهای از پیش تعیین شده صورت می گیرد.

بخشهای برنامه توسعه :
هر برنامه توسعه از دو بخش مهم تشکیل می شود :
۱ ) در بخش نخست : ۱ – هدفهای کلان و اساسی اقتصادی – اجتماعی و سیاسی – فرهنگی توسط مقامات مسئول تعریف و تدوین می شوند و محورهای اصلی و مرزها را مشخص می سازند ۲ – و به دنبال آن، هدف های جزئی و تفصیلی متعددی قرار می گیرند و سپس ۳ – توانائیهای کشور از نظر تولید، توزیع و خدمات شناسایی می شوند، امکانات باید به دقت و درست برآورد شوند تا از اتلاف منابع و ایجاد اخلال در دست یابی به هدفها جلوگیری شود.

۲ ) در بخش دوم: سازمان و مدیریت اجرایی برنامه موردتوجه قرار می گیرد تا مسئولیتها، وظایف و تعهدات مشخص گردند و آئین نامه ها، مقررات و دستورالعملهای اجرایی و قوانین موردنیاز تعریف و تدوین و تصویب گردند.

محتوای برنامه ریزی توسعه :هر برنامه توسعه، در خود، مفاهیم زیر را دارد :
۱ ) هر برنامه مبتنی بر مفروضات اصلی (مکتب اقتصادی) است.
۲ ) هر برنامه بیانگر محلهای مصرف وجوه عمومی است.
۳ ) هر برنامه به منزله زمینه های حاکمیت ارزشی یا نظام اقتصادی است.

۴ ) هر برنامه در تخصیص مطلوب منابع (کار، مواد، ارز و …) به مناطق و بخشهای اقتصادی است.
۵ ) هر برنامه وجود یک سازمان مرکزی جهت تدوین، نظارت، ارزیابی و اصلاح است.
۶ ) هر برنامه نشاندهنده ابزارهای سیاست اقتصادی و چگونگی استفاده از آنها است.
۷ ) هر برنامه نشان دهنده وظیفه هدایت، نظارت و کنترل دولت بر اقتصاد است.
شرایط لازم برای برنامه توسعه :
۱ ) وجود سازمان برنامه ریزی.
۲ ) وجود مراکز اطلاعاتی و آماری

۳ ) وجود مراکز سیاستگذاری (هیئت دولت و شورای اقتصاد)
۴ ) وجود مرکز تدوین اولویتها . از جمله «چشم انداز» بلند مدت
۵ ) آماده سازی منابع : بودجه بندی

۶ ) ایجاد تعادل بلندمدت. از نظر اقتصادی، سیاسی و اجتماعی از نظر عرضه و تقاضای عوامل.
۷ ) وجود تشکیلات سالم اداری. (بعهده سازمان امور اداری و استخدامی است).
۸ ) وجود سیاست مناسب توسعه : شامل سیاست پولی، مالی، ارزی و تجاری
۹ ) وجود کارایی : از طریق همکاری، هم پوشی، اعتماد و اطمینان.

۱۰ ) پرورش نیروی انسانی شایسته برای ارتقاء موازین اخلاقی – تعاونی و مدیریتی برای دست یابی به اثربخشی و اجتناب از اسراف و تبذیر و فساد
۱۱ ) تعریف الگوی مصرف در تمام زمینه های توسعه و بهبود تولید کالاهای داخلی، پس انداز و سرمایه گذاری فراهم شود.
انواع برنامه ریزی توسعه : برنامه های توسعه را، از ابعاد مختلف طبقه بندی کرده اند. در زیر به ۴ بُعد از آن اشاره می شود :

الف : برنامه ریزی توسعه برحسب نظامها یا مکاتب اقتصادی :
۱ ) برنامه ریزی توسعه در نظام سرمایه داری :
در این برنامه ریزی ها که بیشتر جنبه هدایتی دارند، هدفها حالت اجباری و آگاه سازی دارند و بیشتر در کشورهای سرمایه داری مورد استفاده قرار می گیرند. این برنامه ها بیشتر ضد دورانی بوده و به منظور ایجاد ثبات اقتصادی به اجرا گذاشته می شوند. در این برنامه ها، دولتها با استفاده از سیاستهای اقتصادی (مالی، پولی، ارزی و بازرگانی خارجی)، به طور غیرمستقیم و غیرمتمرکز، جریانات اقتصادی را هدایت می کنند.
۲ ) برنامه ریزی توسعه در نظامهای سوسیالیستی :
کشورهای کمونیستی، اقدام به برنامه ریزی جامع، متمرکز و اجباری نمودند. ولی متوجه شدند که این روش کارایی ندارد. و از شدت اجبار و تمرکز آن کاستند. در این نظامها، هدف برنامه ریزی، طی فرایند صنعتی شدن و مدیریت پس انداز و سرمایه گذاری دولتی است. در این کشورها، یک سازمان مرکزی، برنامه های جامع کشور را براساس نیازهای جامعه تدوین و تنظیم می کند.
۳ ) برنامه ریزی توسعه در نظامهای مختلط :

در این نظامها، بخشهای دولتی و خصوصی به صورت متمرکز و غیرمتمرکز در کنار هم اند و بخش سومی نیز که تعاون نامیده می شود، وجود دارد. در این نوع برنامه ریزی، آزادیهای سرمایه داری با توجه به منافع اجتماعی پذیرفته شده و سعی می شود از مزایای مثبت سیستم متمرکز و غیرمتمرکز استفاده شود.
۴ ) برنامه ریزی توسعه :

کشورهای در حال توسعه، با استفاده از این روش، در پی غلبه بر نوسانات اقتصادی و کندی رشد خود هستند. این روش طی چهار مرحله به تکامل خود رسیده است.
۱ – برنامه ریزی پروژه های مجزا ؛ در این مرحله، چند پروژه مؤثر مانند احداث بیمارستان دانشگاه و راه سازی به اجرا گذاشته می شود. تا شرایط برنامه گسترده تر فراهم شود.

۲ – مرحله سرمایه گذاری تلفیقی دولتی و خصوصی : در این مرحله بر مبنای اولویت بندی، مجموعه ای از پروژه ها انتخاب و توسط دولت و بخش خصوصی اجرا می شود. و سازمانهای اجرایی و فنون تهیه آمار کم کم شکل می گیرند.

۳ – مرحله برنامه ریزی جامع : در این مرحله، کل اقتصاد (دولتی و خصوصی و تعاون) و اهداف اقتصادی چون عرضه و تقاضا، تورم و رکود، رشد و اشتغال در سطح کلان، بخش و طرح درنظر گرفته می شود. تدوین و اجرای این مرحله بسیار دشوار است. مسایلی چون تغییرات سریع سیاسی و مدیریتها ، کمبود تخصصها و آمارهای لازم و پژوهشهای موردنیاز از موانع بزرگی محسوب می شوند.
۴ – مرحله برنامه ریزی هسته ای : در این مرحله، با توجه به مشکلات اساسی بخشهای اقتصادی برای غلبه بر این مشکلات، پروژه هایی در هر بخش شناسایی و از طریق بودجه به اجرا گذاشته می شود.

این روش یا مرحله دارای مزیتهای اجرایی زیر است :
الف : شناسایی مسایل اساسی هر بخش
ب : طرح پروژه های مؤثر برای هر بخش
ج : محدود کردن منابع لازم و بالا بردن توان اجرائی با توجه به نوسانات بودجه ای
د : استفاده از نیروی انسانی متخصص محدود در چند پروژه.

ب : برنامه ریزی از نظر قلمرو : شامل
۱ ) برنامه ریزی جامع که کل اقتصاد کشور را دربر می گیرد.
۲ ) برنامه ریزی محدود که بخش یا حوزه های معینی را شامل می شود.

ج : برنامه ریزی از نظر اجبار : به ۴ نوع تقسیم می شود :
۱ ) برنامه ریزی اجباری : ابعاد و زمینه های شرایط اقتصادی بررسی و نتایج به اطلاع عاملان اقتصادی می رسد. تا آنها تصمیمات مناسب اتخاذ نمایند. مثلاً دولت براساس این بررسیها، سیاستهای اقتصادی اش را تدوین می کند.
۲ ) برنامه ریزی دستوری : در این روش، کلیه فعالیتهای اقتصادی کشور، از طریق دستورات و رهنمودهای مقامات بالاتر و سازمان برنامه ریزی مرکزی تنظیم و کنترل می شود. و بوسیله نهادهای دولتی به اجرا گذشته می شود. تخصیص منابع بیشتر با توجه به ملاحظات سیاسی صورت می گیرد تا ملاحظات اقتصادی.

۳ ) برنامه ریزی ارشادی : تأکید این روش، بر تأمین اطلاعات اقتصادی برای واحدها است : دولت با انجام بررسیهای اقتصادی، مسیرهای فعالیت های اقتصادی و ابزارهای تشویقی آنها را اعلام می کند. تا کارگزاران اقتصادی را هدایت و ارشاد کند. و واحدهای اقتصادی براساس این اطلاعات و ابزارهای اعلام شده (سیاست های اقتصادی دولت) آزادانه خط مشی خود را تنظیم می کنند.
محاسن این روش عبارتند از : انعطاف پذیری اهداف خط مشی های برنامه ها و کاهش اتلافها و هزینه های اجرایی آنها است.
معایب آن عبارتند از : ضعف مشوقها (سیاستها) بدلیل ضعف مکانیسم قیمت و شفافیت بازار، وجود کمبود و مازاد. چون ضعف اقتصادی اثربخشی سیاستهای اقتصادی را خنثی می کند.
۴ ) برنامه ریزی مختلط : این روش ترکیبی از برنامه ریزی دستوری، ارشادی و اخباری است که بر حسب شرایط فعالیتهای اقتصادی از آنها استفاده می شود.

د : برنامه ریزی از نظر مدت : شامل برنامه های بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت از یکسال تا ۲۵ سال در شکل بودجه و چشم انداز با هدفهای اجرایی تفصیلی تا اهداف آرمانی و کلی تهیه و تدوین می شوند.
هـ : برنامه ریزی از نظر قلمرو : شامل برنامه های جهانی، منطقه ای، ملی، ناحیه ای و محلی می شوند.
و : برنامه ریزی از نظر چگونگی تدوین : به دو صورت : مشارکتی و بدون مشارکت مردم مطرح است. میزان مشارکت مردم و نمایندگان متفاوت است.

ز : سطوح برنامه ریزی : از این دید، برنامه ریزی در سه سطح : کلان، بخش و طرح که مکمل هم اند، تدوین می شود.
در سطح کلان : درصد اشتغال، سطح مصرف، پس انداز، سرمایه گذاری، نرخ ارز و .. مطرح است.
در سطح بخش ها : متغیرهای بخش مانند رشد ۱۰ درصدی صنعت و از آن میان رشد ۱۵% سیمان یا آهن تعریف می شود.
در سطح طرح : برنامه ریزی از متغیرهای بخش شروع می شود و در قالب پروژه هایی تعریف می شود. مثلاً برای افزایش ۵% تولید گندم، پروژه اصلاح بذر و کشت در یک روستا اجرا می شود.

مراحل برنامه ریزی اقتصادی :
فرایند برنامه ریزی از ۶ مرحله تشکیل می شود که عبارتند از : نوع مناسب برنامه، تدوین و ایجاد نظم برنامه ریزی یقینی و اهداف کیفی، برنامه ریزی کلان، برنامه ریزی بخشی و برنامه ریزی طرح.
قبل از ورود به مراحل برنامه ریزی، لازم است رژیم مطلوب برنامه انتخاب شود. در انتخاب رژیم مطلوب باید توجه داشت که دیگر دنیای اقتصاد بر محور کشورهای صنعتی نمی چرخد، بلکه اقتصادهای پویا که حاصل مدیریت های آنهاست از اروپا تا شرق آسیا، اصول خود را بسط می دهند. مسئله اساسی در برنامه ریزی، قابلیت کاربرد این اصول از نظر «ارتباط محتوایی با فرهنگ و تفکر ملتها» است. این ارتباط محتوایی موضوع علم اقتصاد شناسی تطبیقی است.

مسئله برنامه ریزی بهینه یعنی، انتخاب شیوه متناسب با تولید ملی و تأمین حداکثر منافع، با رژیم اقتصادی و سیاسی ارتباط نزدیک دارد. از اینرو ابتدا باید مشخص گردد که : رژیم مطلوب برای کشور خاص کدام است. و برای رژیم مفروض، بهترین برنامه چیست و چگونه تدوین می شود.
۱ ) انتخاب رژیم اقتصادی مطلوب : فعالیت نهادهایی چون موسسات اقتصادی خصوصی و دولتی، نظامهای مالیاتی بازار و اتحادیه ها بستگی به تصمیماتی دارد که د زمینه تولید، مصرف، قیمت گذاری، مالیات و … گرفته می شوند.

در رژیم مطلوب، تصمیمها باید چنان باشند که حداکثر بهزیستی جامعه را درنظر بگیرد. و این خواست نتیجه یک گزینش «هوشمندانه از نهادها و کارد» آنها است.
۲ ) انتخاب نظام برنامه ریزی مطلوب : چگونه می توان تمام نهادها، از جمله نهادهای برنامه ریزی را انتخاب گرد. در سطح محدودتر، چگونگی انتخاب نهادهای برنامه ریز، مطرح است که بستگی به رژیم مطلوب دارد. مثلاً در رژیم لیبرال نیاز چندانی به برنامه ریزی نیست.

در اقتصاد رفاه رکن اصلی کارکرد رفاه اجتماعی است و برد و فرض مبتنی است. نخست توجه به ارجهیتهای فردی که به دانش ما درباره توابع سودمندی افراد و سپس درباره اینکه چگونه می توان منافع افراد را در تعیین بهزیستی اجتماع سنجید و به تابع سودمندی اجتماعی رسید. و دانش ما در هر دو مورد، هنوز محدود است و اظهارنظرها بسیار. با وجود این اقتصاد رفاه می تواند مفید باشد. دانش ما برای حل مسئله رژیم مطلوب کافی نیست مگر در قضایای ساده ای مانند قضيه پارتو که در آن تأثیرات بیرونی و بازده فزاینده، جزو مفروضات محسوب نشده اند.

اینکه چه چیزی رژیم مطلوبست، بستگی به ساختار دارد. پاسخ به سؤال نرخ رشد مطلوب، دشوار است تحلیلهای پیچده علمی تنها در این اواخر، آنرا روشن ساخت. در حال حاضر رشد مطلوب نمی تواند مبتنی بر معلومات گردآوری شده موجود باشد. شاید برای کشورهای در حال توسعه رشد ۷% در سال رشد مطلوب را تأمین کند روشن است که گزینش سطح دشواری برنامه بستگی به نتایج حاصل از تحلیل نرخ مطلوب رشد خواهد داشت.

تعیین نوع مناسب برنامه :
ابتدا باید مشخص نمود با توجه به شرایط مکانی و زمانی، چه نوع برنامه توسعه ای مناسب است. عوامل تعیین کننده نوع برنامه یا اقتصادی اند یا ارزشی.
الف : عوامل توسعه ای شامل :
۱ ) آمار و اطلاعات اقتصادی لازم
۲ ) مطالعات و بررسیها

۳ ) نیروی انسانی متخصص
۴ ) توانمندی دستگاه اداری اجرائی
۵ ) آگاهی از ابزارهای در اختیار دولت

۶ ) گروهها و طبقات اجتماعی ،برای مثال کشورما از یک دید به مصرف کننده، توزیع کننده و تولید کننده تقسیم می شود. و از دید دیگری به روستایی، شهری، کارمند، دانشجو، روحانی، کارگر و … تقسیم می شود.

ب : نظام ارزشی :
اهداف و محورهای توسعه، معمولاً توسط نگرشهای ارزشی شکل می گیرند. در این جا مواردی چون نقش دولت، مالکیت و انسان و … مطرح است. عوامل ارزشی در ایران عبارتند از متون قانون اساسی و کانونهای تصمیمگیری چون رهبری، شورای نگهبان، مجلس و … که نوع مناسب برنامه انتخاب می شود.

برای انتخاب نوع برنامه مناسب، معمولاض جدولی تهیه می شود و انواع برنامه در ارتباط با عوامل ارزشی و فنی ارزیابی می شود.