چکیده

پژوهش حاضر به منظور هنجاریابی زیر مقیاس های ارزشیابی آزمون میکر در دانش آموزان کلاس های سوم تا پنجم ابتدایی انجام شده است. نمونه پژوهش مشتمل بـر ۲۹۲ دانـشآمـوز دختر و پسر است. آزمون توانایی های شناختی میکر دارای چهار زیرمقیاس ارزشیابی است که بر اساس الگوی چندعاملی۴ و شناختهشده هوش گیلفورد ۵(۱۹۵۹ )ساخته شده اسـت. نتـایج نشان داده که ضریب پایایی زیرمقیاس ها ۰/۷۷ است. ضریب پایایی کل آزمون ۰/۷۸ اسـت.

برای روایی ملاک از روش روایی همزمان استفاده شده است. همچنین، نتایج پـژوهش نـشان

* این مقاله ازرساله دکتری نویسنده اول مقاله گرفته شده است. تاریخ دریافت: ۱۳۸۶/۳/۳؛ تاریخ آغاز بررسی: ۱۳۸۶/۴/۲۰؛ تاریخ تصویب: ۱۳۸۷/۳/۶-۱دانشجوی دکتری روان شناسی دانشگاه اصفهان و مربی دانشگاه ایلام
E-mail: Jmohammadzadeh@ mail. ilam. ac. ir

-۲استاد یار روان شناسی دانشگاه اصفهان dr. oreyzi @ edo-ui.ac.ir

-۳استاد روان شناسی دانشگاه اصفهان. آدرس: اصفهان، دپارتمان روانشناسی، دانشگاه اصفهان.

۴- Meeker’s Cognitive Abilities Test Multifactoral 5- Guilford

داده است کـه میـان زیرمقیـاس هـای ارزشـیابی آزمـون میکـر و ارزیـابی دروس تحـصیلی دانشآموزان رابطه معنادار وجود دارد .(p</001)

یافتههای مربوط به هنجاریابی چهار زیرمقیاس ارزشیابی آزمـون تـشخیص توانـاییهـای شناختی میکر با توجه به رتبه درصدی ارائه شـده اسـت. نتـایج نـشان داد کـه در برخـی از زیرمقیاس های۱ ارزشیابی (سه زیر مقیاس EFU، EFC و (ESS دانش آموزان ایرانی نـسبت به دانش آموزان آمریکایی بالاتر هستند و تنها در زیر مقیاس ESC پایین تر هستند. بـر اسـاس یافتههای پژوهش حاضر پیشنهاداتی برای بهبود تواناییهای ارزشیابی ارائه شده است.

کلید واژهها: هنجاریابی آزمون میکر، روایی همزمان با درجهبندی معلـم، سـاختار هـوش گیلفورد، ارزشیابی شناختی، ارزشیابی نمادی و تصویری

مقدمه

در طول تاریخ یافتن افرادی با تواناییهای برتر شناختی مورد نظر بوده است. برای مثال در چین باستان، حتی ۲۲۰۰ سال قبل از میلاد آزمونهایی برگزاری میشده است تا افرادی که در رقابتهای مربوط به آن برنـده مـیشـوند، بـرای تـصدی مـشاغل مهـم حکـومتی جایگزین شوند (دوبوا۲، ۱۹۷۰ به نقل از دانت.( ۲۰۰۱۳ در اسپارت قـدیم، یـافتن کودکـان باهوش و با استعداد، برای پرورش و منصوب کردن آنان در مشاغل مهم مربوط بـه جامعـه بزرگسالی مورد نظر بوده است (دیویس۴ و ریم۵، ۱۹۸۹، به نقل از دانـت .(۲۰۰۱ در همـه فرهنگها تمایل و انگیزۀ دریـافتن توانـاترین و بـا اسـتعداد تـرین افـراد محـسوس اسـت

(رنزولی۶ ، .(۱۹۸۶ این مسئله در آموزش و پرورش هر کشور از اهمیتی خاص برخـوردار است.

۱- Evaluation Subscales 2-Debois 3-Dunnette 4 -Davis 5-Rim 6-Renzulli

۷۹

غالباً معلمان ، والدین، وخود افراد از استعدادهای خود به درستی آگاه نیستند (شـکلتون و فلچر، .(۱۳۷۴ هرگاه معلمان و والدین استعداد دانشآموزان و کودکان خود را شناسـایی کنند، میتوانند آنها را در مسیر درست هدایت نمایند. شناختن استعدادها از طریق آزمونها امکانپذیر است. بیشتر آزمونها فقط هوش عمومی را میسنجند (مانند آزمونهـای هوشـی وکسلرو بینه) یا فقط برخی استعدادها را شناسایی میکنند (مانند آزمونهای مک کارتی۱ که فقط تواناییهای کلامی، حرکتی، ادراکی، عملکردی، و عددی را میسنجد) یا اینکـه بـرای سنجش همگان مناسب نیستند و صرفاً برای گروهی از کودکان مناسباند (ماننـد مجموعـه آزمونهای ارزیابی کودکان کوفمن.(۲ از این گونه آزمونها بیشتر روانشناسان بـالینی، بـرای شناسایی مشکلات کودکان، در نیل به موفقیتهای تحصیلی بهره میگیرند، اما آزمون میکر تواناییهای شناختی دانشآموزان را بر اساس الگوی گیلفورد شناسایی و توصیفی دقیـق از تواناییهای اختصاصی آنان فراهم میکند و برای شناسایی اسـتعدادهای گونـاگون مناسـب است. بسیاری از شکستهای یادگیری، ناشی از فقدان تواناییهای هوشی در دانشآمـوزان است. الگوی ساختار هوش۳ این ناتوانیها را شناسایی کـرده و بـرای بهبـود توانـاییهـای هوش راهبردهایی ارائه میکند. این آزمون نیمرخی بسیار اختصاصی از تواناییهای دانـش-

آموز بهدست میدهد و نقاط ضعف آنها را در ساختار هوش گیلفورد مشخص می کند.

همچنین، بر اساس الگوی ساختار هوش میتوان راهبردهای آموزشی را بـرای تقویـت مهارتهای فراشناختی ارائه کرد. ابتدا باید، دانشآموزان را به وسیله آزمون سنجش کـرد و در پایان سنجش نمرات به دست آمده را برای آموزش به معلم گزارش نمود تـا پـس از آن معلمان، آموزش فراشناختی را در پنج زمینـه ارائـه کننـد: درک مطلـب، حافظـه، قـضاوت، مسئلهگشایی، و خلاقیت. بعضی مدارس آموزش فراشناختی را در ۱۵ دقیقه به دانشآموزان ارائه میکنند، در حالی که مدارس دیگر یک دوره را در روز به این فعالیـتهـا اختـصاص میدهند. هدف آموزش فراشناختی گسترش ذهن دانشآموزان در زمینههایی اسـت کـه در برنامه درسی گنجانده نشده است. اگر این مهارتهای فراشناختی در آنها افزایش یابد، قادر

۱-McCarthy 2-Kaufman Assessment Battery for Children 3-Structure of Intellect

به درک برنامههای درسی معمـولی خواهنـد بـود (شـارون کـردز۱، .(۲۰۰۱ رابـرت میکـر۲

(۱۹۹۶) بر اساس الگوی ساختار هوش گیلفورد یک ارتباط چندکانالی در آموزش را مطرح میکند که مشاوران خلاق او طراحی کردهاند تا در آن بر نقش معلم، دانـش آمـوز، و مـواد آموزشی در تدریس تأکید میشود.

اکنون به منظور درک بهتر مفاهیم امروزی از هوش به بررسی مفاهیم گذشته مربوط بـه آن میپردازیم.

مطابق با نظر سریل برت( ۱۹۵۵)۳ واژه هوش به اینتلیجنتیا۴ بر میگردد، اصطلاحی کـه سیسرو۵ آن را معرفی کرد. دیدگاه اسپیرمن( ۱۹۲۷)۶ از هوش، وحدت گرا۷ بـود. هـر دو این اصطلاح را به روانشناسی هربرت اسپنسر( ۱۸۹۵)۸ نسبت میدهند که بر نقش زیست-

شناسی در هوش تأکید داشت. اسپنسر هوش را قدرت ترکیب تأثیرات مجزا تعریف میکند و این مفهوم را به نظریه تکامل نسبت میدهد. این تعریف الگویی برای نظریهپردازان بعدی شد. بورینگ (۱۹۲۳) هوش را آن چیزی تعریف میکند که آزمون هوش انـدازه مـیگیـرد.

مطابق با نظر پترسون(۱۹۲۵)۹ هر چند بینه یک تعریف رسـمی از هـوش ارائـه نکـرد، امـا دیدگاههایی در مورد هوش داشت. بینه(۱۹۰۹، نقل از گیلفورد ،(۱۹۶۷ بر عملیات مربـوط به مسئلهگشایی یا تفکر تأکید داشت که در آن سه مرحله جهتیـابی، سـازگاری، و خـود-

انتقادی را تشخیص داد. جهتیابی معادل بـا مفهـوم اخیـر »مجموعـه ذهنـی«۱۰ اسـت کـه فعالیت مربوط به جستجوی هدف یک جنبه مهـم آن اسـت. سـازگاری مربـوط بـه یـافتن شیوههایی برای رسیدن به مقصود، ابداع روشها و انتخاب روشهاست.

۱-Sharon Cordes 2-Robert Meeker 3-Cyril Burt 4-Intelligentia 5-CiCero 6-Spearman 7-Monarchic 8-Herbert Spencer 9-Peterson 10-Mental Set

۸۱

از نظر بینه خود-انتقادی، نوعی خود-ارزشیابی است. او بعدًا مرحلـه چهـارم ادراک یـا فهم را اضافه کرد که دارای چهار مرحله جهت یابی، ادراک، ابداع، و انتقـاد بـود. توصـیف بینه از تفکر یا مسئلهگشایی کاملا هماهنگ با تفکر اخیر اسـت. دیـدگاه بینـه در تـضاد بـا دیدگاه وحدتگرای اسپیرمن از هوش است. بینه معتقد بود که قدرتهای ذهنی هر آزمودنی مستقل و نابرابر هستند و ممکن است حافظه ضعیف با توانایی قضاوت بـالا همـراه باشـد.

وکسلر((۱۹۵۸ به چیزی که یک تعریف عملیاتی از هوش است اشاره دارد: هوش، ظرفیت کلی یا پیچیدۀ فرد در عمل کردن با یک هدف معین، در فکر کـردن بـه طریقـی عاقلانـه و متناسب، و در داشتن مناسبات سودمند با محیط است.
بیشتر منابع و یافتههای موجود در زمینه تاریخچه سنجش هوش (برای مثال آناستازی۱،

۱۹۷۶، کرانباخ۲،۱۹۷۰، استرنبرگ۳، (۱۹۷۹ بیانگر وجود الگوی ساختاری هوش به صورت یکی از عوامل مهم در نظریههای هوش است. در قلمرو نظری، هر مقوله بسیار مهم پیـشینه باید شامل: الف) نظریههای چنـدعاملی؛ ب)نظریـههـای رشـدی؛ و ج)الگوهـای پـردازش اطلاعات باشد. اسپیرمن (۱۹۲۳) نظریهای از هوش را ارائه کرد که نشان دهندۀ یک جملـه مربوط به عامل اصلی بود که بر مبنای تحلیل عوامل به دست میآید و جملـه خطـا نـشان دهنده عامل اختصاصی هـوش و یـک توانـایی خـاص بـود و عامـل عمـومی آن را تببـین نمیکرد. در پی آن نظریههای چند عاملی تورندایک( ۱۹۲۷)۴ و ترستون( ۱۹۳۸)۵ و نظریـه سلسلهمراتبی ورنون( ۱۹۵۰)۶، نظریه هوش سیال۷ در مقابل هوش متبلور۸ کاتل( ۱۹۵۰)۹

مطرح شد. دیدگاههای گیلفورد (۱۹۶۷) و میکر (۱۹۶۹) ارتباطی نزدیک با دیدگاه ترسـتون دارد، با این تفاوت که فعالیتهـای ذهـن (بـرای مثـال حافظـه) و محتـوای آن (بـرای مثـال محاسبه عددی) در نظریه گیلفورد جدا از یکدیگرنـد، امـا در نظریـه ترسـتون بـا یکـدیگر

۱-Anastasi 2-Cronbach 3-Sternberg 4 -Thorndike 5 -Thurston 6-Vernon 7 – Fluid 8-Crystalized 9 – Cattle

مربوط و آمیخته هستند. برخلاف اسپیرمن، گیلفورد عامل کلی (g) را که به شکل یک نمره

IQ کلی فرض میشود، در نظر نمیگیرد، بلکه از توانـاییهـای شـناختی کـه بـه صـورت عوامل متعدد و گوناگون هستند نام میبرد که آنها را به صورت یک نمره واحد نمـیتـوان توصیف کرد. در الگوی ساختاری هوش گیلفورد بعضی از عناصر به صورت سلسلهمراتبی هستند، همانطور که در الگوی ورنون (۱۹۵۰) چنین چیزی به چشم میخورد، امـا بعـضی دیگر ماهیت سلسلهمراتبی ندارند. بنابراین چارچوب کلی تواناییهای شناختی بـه صـورت سلسلهمراتبی نیست. از دیدگاه نظریه دو عاملی (کاتل، ۱۹۶۳، نقل از میکر و میکر، (۱۹۹۱،

گیلفورد (۱۹۸۰) یک مقایسه کامل و جـامعی از دیـدگاههـای متفـاوت ارائـه کـرده اسـت.

همچنین الگوهای پـردازش اطلاعـات را داس۱، کربـای۲ و جـارمن( ۱۹۷۵)۳ و اسـترنبرگ

(۱۹۷۹) بیان کردهاند. مقایسه میان این نظریهها را با نظریههای چند عاملی ذکر شده در بالا ساتلر( ۱۹۸۲)۴ واسترنبرگ((۱۹۷۹ انجام دادهاند. استرنبرگ((۱۹۸۳ معتقد است که نظریهای مانند نظریه گیلفورد (۱۹۶۷) حاوی بسیاری از عناصر پردازش اطلاعات است گرچـه ایـن نظریه از دانش روانسنجی برخوردار است. میکر((۱۹۹۱ معتقد است کـه میـان دو آزمـون معروف، مقیاس هوش استنفورد- بینه و مقیـاس تجدیـد نظرشـده وکـسلر بـرای کودکـان، ارتباط وجود دارد زیرا عناصری مشترک وجود دارد که این آزمونها درصدد انـدازهگیـری آنها هستند. در عین حال الگوی ساختار هوش گیلفورد در تلاش برای ارائه تنها یک نمـره

IQ واحد نیست که عاملی یک بعدی و کلی را بـرای هـوش در نظـر مـیگیـرد. بـرعکس آزمونهای استنفورد- بینه یا مقیاسهای وکسلر سعی بر ارائه نمـرهای واحـد بـرای هـوش دارند. همچنین تعداد زیرمقیاسهای آزمون تواناییهـای یـادگیری هـوش دو برابـر تعـداد آزمونهای مقیاس تجدید نظر شده وکسلر است، بنابراین نمونه تواناییهـا بـسیار بیـشتری است.

۱-Das 2-Kirby 3-Jarman 4-Sattler

۸۳

به علاوه زیرمقیاسهای تولید واگرای آزمون ساختار تواناییهای یادگیری هـوش بـی-

نظیر است و در مجموعه آزمـونهـای سـنجش شـناختی بـه چـشم نمـیخـورد. گیلفـورد کارکردهای شناختی خاص را بر اساس پنج نوع عملیـات۱ یـا فعالیـت (شـناخت، حافظـه، تولید واگرا، تولید همگرا، ارزشیابی) تحلیل میکند که محصول۲ ششگانه ایـن عملیـات یـا فعالیتها (مانند واحدها، طبقه ها، نظام ها، رابطه ها، تبدیلات و تلویحات) بـا چهـار نـوع محتوا۳ (تصویری، نمادی، معنایی، رفتاری) که مبنای فعالیتها یا عملیـات اسـت صـورت میگیرند. در طبقهبندی وی صدوبیست توانایی متمایز بهدست میآید که بـرای بـسیاری از آنها در آزمون تواناییهای شناختی میکر سؤالاتی تدوین شـده اسـت. در پـژوهش حاضـر سعی شده است که به سؤالهای پژوهشی زیر پاسخ داده شود.

-۱آیا میزان ضریب پایایی آلفای کرانباخ قابل قبول است؟

-۲توزیع فراوانی و نمودار ستونی آزمون میکر چگونه است؟

-۳ آیا نمرات زیرمقیاسهای آزمون میکر با نمرات حاصل از ارزیـابی معلـم از دروس تحصیلی، رابطه دارد؟

-۴ رتبه درصدی آزمون توانایی های شناختی میکر چگونه است؟

 روش

جامعه آماری و گروه نمونه جامعه آماری، کلیه دانشآموزان پایههای سوم تا پنجم مقطع ابتدایی شهر اصفهان در سال تحصیلی ۸۵-۸۶ بوده است. روش نمونهگیری، خوشهای دو-
مرحلهای است. در مرحله اول از میان منـاطق آمـوزش و پـرورش اصـفهان، دو منطقـه بـه صورت تصادفی انتخاب و در مرحله دوم از میان مدارس ابتدایی دو منطقه، چند مدرسه به روش تصادف انتخاب و گروههای نمونه از میان مـدارس و از پایـههـای سـوم، چهـارم، و پنجم انتخاب شدهاند. حجم نمونه ۳۰۰ نفر بوده که با توجه به افت هشت نفری آزمودنیها در عمل حجم نمونه به ۲۹۲ نفر کاهش یافته است.

۱-Operation 2-Product 3-Content

۴۸ فصلنامه نوآوریهای آموزشی، شمارۀ۲۵، سال هفتم، بهار۱۳۸۷

ابزار گرد آوری دادهها

ابزار گردآوری دادهها در پژوهش حاضر، مقیـاسهـای ارزشـیابی آزمـون توانـاییهـای شناختی میکر بوده که دارای چهار زیرمقیاس است که عبارتنـد از: -۱ارزشـیابی واحـدهای تصویری.۱ وظیفه دانشآموز در این آزمون، مقایسه کردن اشکال بـرای پیـدا کـردن شـکلی است که دقیقا مانند شکل محرک است. -۲ارزشیابی طبقات تصویری .۲ تکلیف دانش آموز در این آزمون، پیدا کردن شـکلی اسـت کـه بیـشترین اشـتراک را بـا شـکل محـرک دارد. -۳ارزشیابی طبقات نمادی.۳ این آزمون توانایی دانش آموز را در داوری دربارۀ شباهتهای مسائل حساب را میسنجد و فرد اعـداد را بـا مـلاکهـای متفـاوت طبقـهبنـدی مـیکنـد. ۴ -ارزشیابی نظامهای نمادی .۴ در این مورد، تکلیف فرد ارزشیابی نظامهای اعـداد اسـت.

برای هر یـک از ایـن زیرمقیـاسهـا نمونـهای در بخـش ضـمیمه آورده شـده اسـت. ایـن زیرمقیاسها بر اساس الگوی مکعبی هوش گیلفورد ساخته شده است. او در این الگـو سـه ُبعد محتوا، فرآورده، و عملیات را مشخص کرده استُ.بعد عملیات دارای پنج مقوله اسـت که ارزشیابی یکی از آنهاست. این زیرمقیاسها مربوط به مقولـه ارزشـیابی هـستند. الگـوی هوش گیلفورد مطابق با تحلیل عاملی پاسخهای بزرگسالان به سؤالات آزمون شکل گرفتـه است. میکر و میکر (۱۹۷۳) از این الگو جهت شناسایی تواناییهای آموزشی در کودکـان و اخیرا در بزرگسالان استفاده کردهاند. این زیرمقیاسها را محمد زاده، عریضی، و مولوی بـه فارسی ترجمه کردهاند. زیرمقیاسهای EFU دارای ۲۶ سؤال، ۱۷ EFC سؤال، ۲۷ ESC،

و ESS دارای ۸ سؤال است. به دلیل سختی ۱۴ سؤال پایانی ESC برای این سطح سنی، این سؤالات اجرا نشدهاند. زمان اجرای آزمون ۲۳ دقیقه بوده است.

۱-Evalution of Figural Units (EFU) 2- Evalution of Figural Classifications (EFC) 3- Evalution of Symbolic Classifications (ESC) 4- Evalution of Symbolic Systems (ESS )

هنجاریابی زیرمقیاسهای ارزشیابی آزمون تواناییهای شناختی میکر
۸۵

نتایج پژوهش

برای سنجش پایایی زیرمقیاسها مطالعهای مقدماتی روی دانشآموزان کلاسهای سـوم تا پنجم ابتدایی بهعمل آمده که نتـایج آن در جـدول شـماره ۱ ارائـه شـده اسـت. در ایـن جدول، N حجم آزمودنیها و G کلاس است. همانطور که دیده می شود، زیرمقیـاسهـا از نظر پایایی شرایط تقریبا مشابهی دارند که دامنه آن از ۰/۶۶ تا ۰/۷۰ است.

جدول -۱ضرایب پایایی زیرمقیاسهای ارزشیابی آزمون تواناییهای شناختی

میکر در دانشآموزان کلاس های سوم تا پنجم ابتدایی

زیر مقیاسها آلفا بازآزمایی فرمهای همتا
N=50 سوم G= N=50 چهارمG= N=50 پنجم G=

EFU 0/67 0/68 0/69
EFC 0/66 0/67 0/70
ESC 0/67 0/68 0/69
ESS 0/68 0/68 0/69

جدول -۲ ضرایب پایایی بازآزمایی و فرم های همتای زیرمقیاسهای آزمون شناختی میکر در دانشآموزان کلاس های سوم تا پنجم ابتدایی
زیر مقیاسها آلفا بازآزمایی فرمهای همتا
N=292 G= 3-5 N=514 G=2-6 N=987 2-6
G=

EFU 0/77 0/66 0/50
EFC 0/77 0/35 0/14
ESC 0/77 0/74 0/69
ESS 0/77 0/61 0/63

همان طور که در جدول شمارۀ ۲ دیده میشود، ضرایب پایایی ترکیبی کلاسهای سوم تا پنجم مطالعه حاضر یکسان است. ضرایب بازآزمایی و فرمهای همتا مربوط بـه ضـرایب

۶۸ فصلنامه نوآوریهای آموزشی، شمارۀ۲۵، سال هفتم، بهار۱۳۸۷

ترکیبی کلاسهای ۲-۶ است که متناسب با کلاسهای ابتدایی دو کشور بوده است. نمونـه بازآزمایی و فرمهای همتا مربوط به نمونه اصلی میکر است(.(۱۹۹۱

جدول -۳ میانگین و انحراف معیار پسران و دختران در زیرمقیاسهای ارزشیابی آزمون تواناییهای شناختی میکر در دانشآموزان کلاسهای سوم تا پنجم ابتدایی
زیرمقیاس پسران دختران
x s2 x s2 t p

EFU 12/19 3/77 12/34 3/11 0/38 0/70
EFC 9/7 2/87 9/89 2/52 0/59 0/55
ESC 8/25 3/69 7/37 3/41 -2/12 0/03
ESS 3/1 1/79 2/36 2/1 -2/87 0/004

همانطور که در جدول شمارۀ ۳ دیده میشود تفاوتی معنـادار در میـانگین دختـران و پسران در زیرمقیاسهای ارزشیابی دیده میشود.

حالا به سه جدول زیر (جداول شمارۀ (۴ دقت کنید.

شمارۀ -۴ میانگین و انحراف معیار زیرمقیاسهای آزمون ارزشیابی میکر در

دانشآموزان کلاسهای سوم تا پنجم ابتدایی

کلاس سوم N=97 t p
زیرمقیاس پسران دختران

s2 s2
x x

EFU 10/07 2/82 10/3 2/88 0/33 0/74
EFC 8/47 3/65 9/04 3/06 0/83 0/40
ESC 6/6 3/63 5/26 2/92 2/01 0/04
ESS 2/19 1/58 1/28 1/27 3/13 /002

هنجاریابی زیرمقیاسهای ارزشیابی آزمون تواناییهای شناختی میکر ۸۷

کلاس چهارمN=97 t p
زیرمقیاس پسران دختران

s2 s2
x x

EFU 12/28 2/64 12/77 2/29 0/96 0/33
EFC 9/89 2/24 10/33 1/76 1/06 0/29
ESC 8/02 3/06 7/75 3/04 0/43 0/66
ESS 3/07 1/74 2/47 1/78 -1/66 0/09

کلاس پنجم N= 98 t p
زیرمقیاس پسران دختران

s2 s2
x x

EFU 14/17 3/54 13/94 3/03 -/35 0/72
EFC 10/71 2 10/26 2/42 -1/07 0/31
ESC 10/09 3/49 9/08 3/18 -1/49 0/13
ESS 3/76 1/71 3/32 2/52 -1/02 0/30

همانطور که در جداول شمارۀ ۴ دیده میشود، تفاوتی معنادار میان میانگین دختـران و پسران وجود دارد.

در بخش زیر نمودارهای مربوط به زیرمقیاسها دیده میشود:

نمودار ستونی زیرمقیاس ارزشیابی واحدهای تصویری

همانطور که دیده میشود، توزیـع نمـرات زیرمقیـاس ارزشـیابی واحـدهای تـصویری طبیعی است.
چکیده

در این تحقیق اثر تجارت خارجی در شکل نوین آن یعنی برونسپاري بـینالمللـی منـابع بـر رشـد اقتصـادي کشورهاي آسیایی و پاسیفیک مورد مطالعه قرار میگیرد. براي این منظور، الگوي اقتصادسنجی کـه بـر اسـاس مدل سدربم و تیل (Soderbom and Teal, 2003) تصریح شده است، علاوه بر متغیر برونسپاري با بکـارگیري سایر متغیرهاي مستقل مانند سرمایه انسانی، نیروي کار وسرمایه فیزیکی در طـی دورهي ۱۹۹۵ – ۲۰۰۶ بـرآورد شده است. نتایج حاصل از تخمین نشان میدهد که سرمایه انسانی اثر مثبت و معنیداري بـر رشـد اقتصـادي کشورهاي آسیایی و پاسیفیک در طی دورة مـورد مطالعـه داشـته اسـت. افـزون بـر ایـن، اثـر متقـاطع متغیـر برونسپاري بینالمللی و سرمایهي انسانی، بر رشد اقتصادي مثبت و کاملاً معنی داري است. لـذا بـا اسـتناد بـه نتایج حاصل شده، تأثیر برونسپاري بینالمللی بر رشد اقتصادي در کشورهاي منتخب توأم بـا رشـد سـرمایه انسانی تحقق مییابد. بنابراین، سرمایهگـذاري در منـابع انسـانی، بـا ارتقـاي مهـارتهـا، دانـش و تـوان فنـی میتواند زمینهي نگرش عمیقتري به توسعهي تجارت و رشد اقتصادي را در کشورهاي مورد بررسـی فـراهم آورد.

واژه هاي کلیدي: رشد اقتصادي، برون سپاري بین المللی، سرمایه انسانی، آسیا و اقیانوسیه.

طبقهبندي J24:JEL،O19،O40

________________________________________________________________

) – * نویسنده مسئول ) komail@econ.ui.ac.ir

تاریخ دریافت: ۱۳۸۸/۱/۱۸ تاریخ پذیرش: ۱۳۸۸/۹/۱

International Outsourcing, Human Capital Development and Economic Growth in Asia- Pacific Countries

SeyedKomailTayebi

Associate Professor in Economics, University of Isfahan Zahra ZamaniMA in Economics

Abstract The objective of this research is to explore the effect of international outsourcing on economic growth in Asia-Pacific countries. Accordingly, a panel regression model based on Soderbom and Teal ( 2003) is estimated using data of the considered countries over the period 1995-2006 . In addition to international outsourcing, the model includes human capital, labor force and physical capital as the other exploring variables. Empirical results show that human capital has a significant and positive effect on economic growth of Asia- Pacific countries. Additionally, the cross effect of international outsourcing and human capital on growth has been statistically significant. Hence, investing in human resources, skill promotion and technology improvement are the main keys of trade expansion and economic growth in the

countries under consideration.

Keywords: Economic Growth, International Outsourcing, Human Capital, Asia-

Pacific.

JEL Classification: J24, O19, O40

مقدمه

عوامل بسیاري رشد اقتصادي کشورها را تحت تأثیر قرار میدهند که یکـی از مهمتـرین آنهـا تجارت است. تجارت خارجی با فراهم آوردن امکان بهـرهگیـري از صـرفههـاي مقیـاس، فنـاوري پیشرفته، امکان تخصیص بهینه منـابع و افـزایش رقابـت در تولیـد محصـولات، مـیتوانـد موجبـات رسیدن بـه رشـد اقتصـادي را فـراهم آورد. همچنـین تجـارت خـارجی کانـال اصـلی بـراي انتقـال اندیشهها، افکار، دانش و فناوريهاي پیشرفته است. در مفهومی وسیعتر، جهانی شدن فرصـتهـاي زیادي را براي ملتها فراهم آورده است کـه از طریـق آن کشـورهاي جهـان (و بـه ویـژه در حـال توسعه) استراتژيهاي مختلفی را براي حضور بیشتر در عرصه اقتصاد جهانی تدوین نموده اند. از آن جمله میتوان به آزادسازيها، خصوصی سـازي و فعـال سـازي بازارهـاي مـالی، یکپـارچگیهـاي

اقتصادي، تشدید جذب سرمایهگذاري مستقیم خارجی و نهایتـاً گسـترش تجـارت در شـکل نـوین برون سپاري بینالمللی۱ منابع اشاره نمود. تفاوت هزینه در کشورهاي مختلف ممکن اسـت مشـوقی باشد تا برونسپاري بین المللی منابع به کار گرفته شود. به طوري که بنگاهها تصمیم میگیرنـد مراحـل مختلف تولید را مانند طراحی، تولید قطعات و مونتاژ که براي ایجاد کالاي نهائی مـورد نیـاز اسـت در کشورهاي دیگر کامل کنند.

همچنین امروزه ارتباط تنگاتنگ بـین سـرمایه انسـانی و رشـد اقتصـادي امـري بـدیهی بـه نظـر میرسد. ارتقاء سطح دانش و تخصص نیروي کار، زمینه استفاده بهتر از ظرفیتهاي موجود کشور را توسعه میبخشد. افزایش توان علمی نیروي کار از یک سـو شـرایط اسـتفاده از منـابع موجـود را بهبود داده و از سوي دیگر، امکان استفاده از منابع جدید و روشهاي تازه را اشاعه میدهد. اهمیت سرمایه انسانی به عنوان یکی از منابع توسعه اقتصادي از مدتها پیش وارد مباحـث اقتصـادي شـده است. آدام اسمیت اولین اقتصاددان کلاسیکی است که مهارت را به عنوان یکی از عوامل اساسـی، که تفاوت دریافتی و بهرهوري را توضیح میدهد؛ معرفی میکند. او با در نظر گرفتن الزام تفـاوت در نیروي کار، نظریه تقسیم کار را در کتاب ثـروت ملـل بیـان نمـود. آدام اسـمیت تقسـیم کـار را موجب کسب تجربه و مهارت، اتلاف کمتر زمان و اختراع ماشینآلات تولیـد مـیدانسـت. از نظـر وي آموزش و تخصص باعث انباشت سرمایه انسانی، بهرهوري بیشتر و پیشرفت فنـاوري اسـت. بـه عبارت دیگر تشکیل سرمایه انسانی منجر به بهرهوري نیروي کـار، رشـد دانـش بشـري و در نتیجـه رشد تولید و شاخصهاي توسعه اقتصادي خواهد شد .(Adam Smith, 1978)

شولتز۲ که به پدر نظریه سرمایه انسانی معـروف گشـته اسـت بـه اهمیـت و ضـرورت توجـه بـه سرمایه انسانی در تحلیلهاي اقتصادي تاکید فراوان دارد و معتقد اسـت کـه بـدون در نظـر گـرفتن چنین نظریهاي، توضیح نرخ رشد اقتصادي و نیز چگونگی توزیع درآمد شخصـی نـاقص اسـت. او علاوه بر سرمایه فیزیکی و نیروي کار، موجودي سرمایه آموزشی را در اقتصـاد وارد کـرد و نشـان داد علاوه بر آن دو، عوامـل دیگـري نظیـر بهبـود کیفیـت نیـروي انسـانی، سـطح فنـاوري و صـرفه جوییهاي ناشی از مقیاس در رونـد رشـد اقتصـادي مشـارکت عمـده دارنـد ( Psacharapoulos,

________________________________________________________________

۱- International Outsourcing 2- Schultz

.(۱۹۷۲ لوکاس (Lucas, 1988) و سایر پیروان مکتب کلاسیک جدید، بر نقش سرمایه انسـانی در درونزایی الگوي رشد اقتصادي تأکید ورزیدند.
بدینترتیب این مقاله درصدد بررسی تأثیر سرمایه انسانی و تجـارت خـارجی بـراي رسـیدن بـه رشد اقتصادي در کشورهاي منتخب آسیایی و اقیانوسیه است. آنچه مهم است، مطالعه رابطه میـان تجــارت خــارجی و در شــکل نــوین آن بــرونســپاري و رشــد اقتصــادي اســت، کــه مــیتوانــد از مسیرتأثیرگذاري سرمایه انسانی و تشکیل آن بر بخشهاي تجاري این کشورها شکل بگیرد. بر این اساس، بخش اول این مقاله ادبیات نظري مرتبط را مرور میکند. در بخش دوم بـا الهـام از ادبیـات موضوع چارچوب نظري مدل رشد پایهریزي میشود، بخش سوم بـا اسـتفاده از دادههـاي تـابلویی مدل ارایه شده را برآورد میکند تا به طور تجربی ارتباط بین رشد و عوامل مؤثر بر آن مانند بـرون سپاري، سرمایه انسانی را مورد مطالعه قرار دهد. بخش چهارم که بخش پایانی است به نتیجهگیري و ارایهي پیشنهادها براي کشورهاي منتخب اختصاص دارد.

-۱ مروري بر ادبیات موضوع

نقش تجارت بینالملل در ادبیات رشد همه کشـورها مـورد تأکیـد قـرار گرفتـه اسـت. ادبیـات نظري، سازوکارهاي متنوعی که در آنها تجارت بر رشد تأثیر میگذارد را پیشـنهاد مـیدهـد. تجـارت بینالملل امکان بهرهگیري از توانمنديهاي اقتصادي بالقوه را، باتوجه به مزیتهاي نسبی موجود و قابل خلق، به وجود میآورد و علائم روشنی را براي سرمایهگذاري در طـرحهـاي اقتصـادي قابـل رقابت در عرصه جهانی پدیدار میکند. همچنین تجارت بینالملل، نـرخ رشـد اقتصـاد را از طریـق دسترسی به بازارهاي خارجی، فناوري و منابع تحت تأثیر قرار میدهـد. در مطالعـات تجربـی ماننـد فدر (Feder, 1982) و ادواردز (Edvards, 1998) استدلال شده است که انتقال بینالمللی فنـاوري به جریان بازرگانی ارتباط دارد. هر چه بخشهاي بیشتري از اقتصاد در معرض رقابت بـینالمللـی قرار گیرند، میزان برخورداري از فناوري برتر و فشار براي اتخاذ و تطبیق فنـاوري بـهمنظـور حفـظ قدرت رقابتی، بیشتر میشود.

چنگ و هسیو (Cheng and Hsu, 1997) به بررسی رابطه علّی سرمایه انسانی و رشد اقتصادي براي کشور ژاپن پرداختهاند. نتیجه مطالعهي آنها نشان میدهد کـه در ژاپـن سـرمایه انسـانی عامـل رشد اقتصادي است و همچنین رشد اقتصادي عامل رشد سرمایه انسـانی بـوده اسـت یـا بـه عبـارت دیگر یک رابطه دو سویه بین این دو متغیـر در ژاپـن وجـود دارد و سـرمایه انسـانی و رشـد اقتصـادي

همدیگر را تقویت میکنند. در این مطالعه از شاخص نسبی تعداد فارغ التحصیلان دانشگاهها به نیروي کار استفاده شده است. این و دوکولیاس (In and Doucouliagos, 1997) رابطه علّی بین سـرمایه انسانی و رشد را براي کشور آمریکا بررسی کردهاند به طوري که نتایج مطالعه آنها نشان مـیدهـد اثر سرمایه انسانی روي رشد اقتصادي بخش خصوصی آمریکا مثبت بوده است.

صـادقی و عمـادزاده (Sadeghi and Emad-zadeh, 2003) بـا اسـتفاده از تـابع تولیـد کـاب-

داگلاس کوشیدهاند تا تولید اضافی ایجادشده به واسـطه آمـوزش بیشـتر را بـرآورد کننـد. ضـرایب برآوردي کششها همگی در سطح %۵ اهمیت معنادار بودهاند. نتایج این بررسی نشـان مـیدهـد کـه عامل سرمایه انسانی یک عامل با ثبات است که ضریب آن مثبت و نمایانگر تأثیر مثبت آموزش بـر تولید است.

سدربم و تیل (۲۰۰۳)، به بررسی تأثیر درجه باز بودن اقتصاد و سرمایه انسانی بر رشد اقتصـادي

۹۳ کشور طی دورة ۱۹۷۰-۲۰۰۰ از طریـق دادههـاي تـابلویی پرداختنـد. نتـایج ایـن تحقیـق نشـان میدهد که درجه بازبودن اقتصاد تأثیر مثبت و معناداري بر روي رشد کشورها داشته است. در واقع باز بودن بیشتر اقتصاد، سبب افـزایش نـرخ رشـد مـیشـود، ولـی سـطح سـرمایه انسـانی بـر رشـد اقتصادي، تأثیر معنیداري نداشته است.
هــرزر (Herzer, 2005)، تــأثیر صــادرات کالاهــاي صــنعتی، صــادرات مــواد اولیــه و واردات کالاهاي سرمایهاي بر رشد اقتصادي کشور چین را طی دوري ۱۹۶۰ – ۲۰۰۱ مورد مطالعه قرار داده است. نتایج این پژوهش نشان میدهـد کـه صـادرات صـنعتی و واردات سـرمایهاي موجـب انتشـار دانش، علوم و فناوري هاي پیشـرفته شـده، سـطح بهـرهوري عوامـل تولیـد را ارتقـا داده و بـر رشـد اقتصادي تأثیر مثبت و معناداري داشته است.

چن و گوپتا (Chen and Gupta, 2006)، به بررسی اثر متقابل میـان درجـه بـازبودن اقتصـاد و سرمایه انسانی بر رشد اقتصادي در ۲۰ کشور آفریقایی طی دورة ۱۹۹۰-۲۰۰۳ و با استفاده از روش دادههاي تابلویی میپردازند. نتایج مطالعه آنهـا نشـان مـیدهـد کـه بـازبودن اقتصـاد تـأثیر مثبـت و معناداري بر رشد اقتصادي این کشورها دارد. همچنین اثر متقابل میان آموزش و بـازبودن، منفـی و از نظر آماري معنیدار بوده است. این نتیجه بیانگر آن است که این کشورها از لحاظ استانداردهاي آموزشی در سطح بسیار پائینی قرار دارند، بهطوري کـه بـا ایـن سـطح از سـرمایه انسـانی، قـادر بـه استفاده از سرریزهاي دانش و فناوري هاي انتقال یافته ازطریق گسترش بازبودن نیستند.

لیبرتو (Liberto, 2008) ارتباط بین رشد و سرمایه انسانی را در مناطق ایتالیا بررسی میکنـد. او از میانگین آموزش ابتدائی، متوسطه و دبیرستان استفاده کـرده اسـت. او نتیجـهگیـري مـیکنـد کـه آموزش تنها در رشد جنوب نقش داشته است. با تجزیه آموزش به سه قسمت اصلی او نتیجهگیـري میکند که آموزش ابتدائی در جنوب با اهمیت است در حالی کـه آمـوزش در سـطح دبیرسـتان روي رشد منطقهاي اثر منفی دارد. در همین حال میتوان به مطالعات پریچت (Pritchett, 1996)، اسلام

(Islam, 1995)، لاو، جمیسـن و لاوت (Lau, Jemison and Louat, 1991) اشـاره نمـود کـه از

بیمعنا بودن اثر آمـوزش و در بعضـی مـوارد منفـیبـودن آن روي رشـد اقتصـادي حکایـت دارنـد

.(Rogers and Rachlyn, 1939)

کاستانتینی و مـانی (Costantini and Monni, 2008) رابطـه علـی بـین رشـد اقتصـادي و توسـعه انسانی را مورد مطالعه قرار میدهند. آنها نقش سرمایهگذاري در سرمایه انسـانی انباشـته را بـه منظـور ایجاد مسیر توسعه پایدار مورد تأیید قرار دادند.

به طور خلاصه تصویر کلی پدید آمده از مسیر این ادبیات از وجـود ارتبـاط معنـی دار و مثبـت نیروي کار، سرمایه فیزیکی، برون سپاري بینالمللی منابع و رشد کل کشورها حمایت میکند. با این حال، در اکثر مطالعات تکیه اصلی بر نقش، حجم یا جریان تجارت و یا آزادسازي تجاري اسـت و به مصداقهاي نوین آن از جمله برونسپاري بینالمللی منابع کمتر پرداخته شده اسـت. هـدف ایـن مطالعه ارزیابی میزان تأثیرگذاري بـرونسـپاري بـینالمللـی منـابع و بـه خصـوص اثـر متقـاطع آن و سرمایه انسانی بر رشد اقتصادي کشورها است.

–۲ چارچوب نظري

الگوهاي متعددي جهت توضیح رشد اقتصادي یک کشـور در طـی زمـان و نیـز مقایسـه رشـد سرانه بین کشورها توسط اقتصاددانان ارایه شده است. یکی از اولـین الگوهـاي ارائـه شـده در ایـن زمینه الگوي سولو۱ است که کلی به صورت Yf(K,AL) ارائـه شـده اسـت. در ایـن تـابع Y

تولید، K سرمایه فیزیکی، L نیروي کار و A معرف دانش فنی یا کارایی نیروي کار است.

________________________________________________________________

۱- Solow

YitAit Kitα Lβit
: سطح بهـرهوري و :i,t

Ht= l t×Lt
7

الگوهاي دیگري نیز براي توضیح رشد درآمد سرانه در طـی زمـان و یـا بـین کشـورها طراحـی شدهاند. اغلب الگوها از تصریح رشد سولویی، خـانوادهاي از مـدلهـاي رشـد درون زا۱ را تشـکیل میدهند. براي مثال یک نمونهي بارز از مدلهاي رشد مبتنی بر تابع تولید کاب- داگلاس است، به

طوري که:

(۱) Y=F(Kt , Ht) = Ktα(Ht1−α)
Kt و Ht مقدار سرمایه فیزیکی و سرمایه انسانی و Yt ستاده را بـراي دوره t نشـان مـیدهـد.
تابع تولید F همگن از درجه یک و خوشرفتار فـرض مـیشـود. ضـریب α نشـان دهنـده کشـش

تولید نسبت به عامل تولید است. نهاده سرمایه انسانی مقدار سرمایه انسانی بـه کـار رفتـه بـر حسـب

ساعات کار هر کارگر با lt و زمانهاي کار همـه کـارگران بـر حسـب نفـر- سـاعت بـا Lt نشـان داده

میشود. بنابراین Ht

(۲)

سدربم و تیل (۲۰۰۳) الگوي رشد خود را بر اسـاس تـابع کـاب- داگـلاس و بـه صـورت زیـر

تصریح میکنند:

(۳)

که در آن:

:Y تولید ناخالص داخلی، :K موجودي سرمایه، :L نیروي کار، A
s
بهترتیب، بیانگر زمان و کشور مورد بررسی است.

در بیشتر الگوهاي رشد که در زمینه اقتصاد باز مطرح شدهاند به ویژه براي کشـورهاي در حـال توسعه علت رشد پایا، »توسعه بهرهوري« ذکر شده است، که فراینـد ایـن توسـعه از طریـق تجـارت
بینالملل، آموزش، تحقیق و توسعه سرمایه انسانی به جریان می افتد.

سطح بهرهوري تابعی از تجارت خارجی و سرمایه انسانی بهصورت زیر در نظرگرفته می شود:

lnAitcγ۱ . lnTitγ۲ .lnHit (4)

که در آن؛

________________________________________________________________

-۱ شرح گسترده در مورد مدلهاي رشد توسط بارو و سالا (۱۹۹۵) جمع آوري شده است

۸ مجله دانش و توسعه؛ شمارة ۲۹ (علمی- پژوهشی)

:A بهرهوري عوامل تولید، :T بردار متغیرهـاي تجـارت، :H شـاخص سـرمایه انسـانی، t و i

بهترتیب نشان دهندة زمان و کشورهاي مورد مطالعه خواهند بود. حال میتوان عوامـل اثرگـذار بـر سطح بهرهوري را وارد تابع تولید کرد، به گونهاي که رابطه (۴) در رابطه لگـاریتمی (۳) جـایگزین

میشود و از طریق آن رابطه (۵) حاصل میشود:

lnYitcγ۱٫lnTitγ۲ .lnHitα.lnKitβ.lnLit (10)

که در آن:

:T بردار متغیرهاي تجارت، :H هزینههـاي آموزشـی بـهعنـوان شـاخص سـرمایه انسـانی، :K

موجودي سرمایه، :L نیروي کار.

همانطور که قبلاً نیز توضیح داده شد سرمایه انسانی و تجارت خارجی میتوانند در اثرگذاري بر رشد تولید مکمل یکدیگر باشند. از یکسو توسعه و گسترش تجارت خارجی در گرو آموزش وسیعتر نیروي کار است، زیرا آموزش و تربیت نیروي انسانی براي کسب مهـارتهـاي مختلـف و پیشبرد امر تولید، میتواند با بالابردن سطح مهارت و تخصص نیروي کار، کارآمد کردن و افزایش قابلیتهاي آن، موجب ارتقاي کمی و کیفی تولیـد و افـزایش تـوان رقابـت در بازارهـاي منطقـه و جهان شده، زمینه صادرات بیشتر و در نتیجه توسعه تجاري را فراهم سازد. از سوي دیگر، تجارت خارجی کانال اصلی براي انتقال اندیشهها، افکار، دانـش و فنـاوريهـاي پیشـرفته اسـت. پـذیرش و قبول، انطباق و تأسی از این فناوريها، به شدت به موجودي سرمایه انسانی در کشور دریافتکننده بستگی دارد. لذا نیروي کار براي استفادة درست و بهینه از این فناوري ها و تطبیق آنهـا بـا شـرایط داخلی تولید، باید تخصص و مهارت کافی داشـته باشـد. بنـابراین در مـدل سـدربم و تیـل (۲۰۰۳)

تجارت خارجی از طریق افزایش رقابت و با وارد کردن تکنیکهاي جدیـد تولیـدي، تقاضـا بـراي نیروي کار ماهر را افزایش داده و افراد را به فراگیري مهارتها و تخصصهـاي مـورد نیـاز تشـویق میکند. لذا در این الگو، رابطه ترکیبی میان سـرمایه انسـانی و تجـارت خـارجی بـهصـورت متغیـر

ضربی ((lnTit * lnHit به مدل اضافه میشود. پس بنا به تعریف:

lnYitcγ۱٫lnTitγ۲ . lnHitλ.(lnTit * lnHit )
(11)
α. lnKitβ. lnLit
در ادبیات اقتصادي، بر اهمیت منابع انسانی براي رشد و پیشرفت تاکید فراوانی شده است. رشد و توسعه اقتصادي یک جامعه زمانی میسر خواهد شد که نیـروي آمـوزش دیـده جهـت چرخانـدن چرخهاي عظیم اقتصاد به کار گرفته شود. در این مطالعـه از متغیـر »هزینـههـاي آموزشـی« بـه عنـوان

Li , et

Chena, et
برونسپاري بین المللی، توسعه منابع انسانی ۹

شاخص سرمایه انسانی استفاده میشود. در واقع هزینههاي آموزشی نوعی سرمایهگذاري در نیـروي انسانی به حساب آمده و سبب افزایش مهارتها و تواناییهاي افراد میشود که یکی از عوامل مهم در پیشرفت فناوریکی، ارتقاء بهرهوري کل عوامل تولید و رسیدن به رشد اقتصادي است. لذا مخـارج و هزینههاي آموزش تا آنجا که بازتاب کیفیت آموزشی باشد، میتواند به عنوان شاخص مناسبی بـراي سرمایه انسانی در نظر گرفته شود.

از سوي دیگر، براساس نظریههاي جدید رشد اقتصادي و تجـارت خـارجی، واردات کالاهـاي صنعتی سبب سرازیر شدن فناوري از کشورهاي طرف تجاري شده و از طریـق ارتقـاي بهـرهوري، سبب افزایش رشد اقتصادي میشود. کشـورهاي در حـال توسـعه نیـز بـا از میـان برداشـتن شـکاف فناوري میتوانند از طریق واردات، فناوريهاي پیشرفته را منتقل کرده و با سرمایهگذاريهاي قابـل ملاحظه در زمینهي آموزش و ارتقاي سرمایهي انسانی، زمینهي بومی کردن فناوريهاي وارداتی را فراهم کنند. در این راستا برون سپاري بین المللی و چندپارگی تولید بـه حـد کـافی مسـتند شـدهانـد و اثرات آنها بر تولید و بهرهوري نهادهها موضوع اصلی بسیاري از مطالعات تجربی در دهه اخیر بوده است. این مطالعات اغلب براي یافتن راهی جهت دستیابی به فروشنده نهاده با قیمت پایینتر و البتـه بـا

کیفیت بالاتر که با انگیزه پاسخ به افزایش رقابتهاي بینالمللی است، صورت مـیگیـرد (

.(al., 2004

فینسترا (۱۹۹۸) در خصوص برونسپاري تولید عروسکهاي باربی۱ توضـیح مـیدهـد. او بیـان میکند مواد خام (پلاستیک و مو) شرکت ماتل۲ از تایوان و ژاپن تهیه میشود و مونتاژ در اندونزي و مالزي صورت میگیرد. مدلها از ایالات متحده تهیه میگردنـد و عروسـکهـا در چـین ملـبس میشوند و نقاشیهایی که براي جذابشدن عروسکها صورت میگیرد در ایـالات متحـده انجـام میشوند. زمانی که افراد واژه جهانیشدن۳ را به کار میبرند در واقع آنها رویههاي تولیدي مشابه با

آنچه فینسترا و سازمان تجارت جهانی به آن اشاره کردند را در ذهن دارند. لی و همکاران (

(al., 2008 در مطالعه خود به دو انگیزه براي برونسپاري اشاره کردهاند. اول بهـره بـردن از مزیـت

________________________________________________________________

۱- Barbie Doll 2- mattel 3- Globalization

۰۱ مجله دانش و توسعه؛ شمارة ۲۹ (علمی- پژوهشی)

تفــاوت هزینــه در کشــورهاي مختلــف و دوم افــزایش تــوان رقابــت پــذیري و متمرکــز شــدن بــر مکانهایی که مرکز رقابت هستند.
فینسترا و هانسون (Feenstra and Hanson, 1997) تأثیر تجارت و تغییـرات تکنیکـی بـر دسـتمزد کارگران تولیدي و غیر تولیدي را مورد بررسی قرار دادند. آنها تجـارت را بـا بـرونسـپاري خـارجی نهادههاي واسطهاي و تغییرات تکنیکی را به وسیله حرکت به سمت سرمایه با فنـاوري پیشـرفته ماننـد کامپیوتر ارزیابی میکنند. آنها نتیجه میگیرند که برونسپاري خارجی و مخارج صـرف شـده جهـت تجهیزات با فناوري پیشرفته میزان قابل توجهی از افزایش دستمزد کارگران غیرتولیـدي (بـا مهـارت)

را نسبت به کارگران تولیدي (بی مهارت) که در دهه ۱۹۸۰ رخ داد را شرح مـیدهـد. آنهـا بـه ایـن نتیجه دست مییابند که تجارت استخدام را به سوي کارگران ماهر در صنایع سوق میدهد.
به علاوه هنگامی که فـرض مـیشـود کـه فعالیـتهـاي بنگـاههـاي خـارجی بـه طـور وسـیع از فعالیتهاي بنگاههاي داخلی مستقل هستند فعالیتهاي آنها بر شدت مهارت داخلی تـأثیر نـدارد. ولـی در عین حال فعالیتهاي برونمرزي ممکن است بـر مقیـاس فعالیـتهـاي داخلـی تـأثیر بگـذارد و بنابراین به طور غیر مستقیم بر شدت مهارت تأثیر میگذارد .(Head and Ries , 2002)

اسلاتر (Slaughter, 2001) در ارتباط با برونسپاري و افزایش مهارت کارگران بـه ایـن نتیجـه دست مییابد که دادههاي صنعت ایالات متحـده، ارتبـاط مثبـت بـین فعالیـتهـاي MNC و ترفیـع مهارت در سالهاي ۱۹۷۷-۱۹۹۴ را تأئید نمیکند. در عین حـال فینسـترا و هانسـون (۱۹۹۶) نتیجـه میگیرند که برونسپاري (شرح داده شده به صـورت کالاهـاي واسـطهاي و نهـائی جانشـین تولیـد داخلی) میتواند . %۲۱/۳ – ۱۸/۹ از افزایش سهم کارگران غیر تولیدي در صورتحسـاب دسـتمزد صنایع SIC را در سالهاي ۱۹۷۹ – ۱۹۹۰ توجیه کند.

همان طور که بیان شد دلیل برونسپاري برون مرزي۱ در بنگاههاي کشورهاي توسعهیافته کـاهش هزینههاي تولید و فرآوري و تمرکز بر مرکز فعالیت هاي تجاري است. همان گونه که این بنگاهها به جستجوي راههایی براي افزایش رقابت پذیري هستند برونسـپاري بـینالمللـی منـابع بـه تـدریج بـه عنوان منبع مهم بازسازي تجارت و تغییر شـکل بنگـاه داراي اهمیـت مـیشـود ( Kakabadse and
.(Kakabadse, 2005

________________________________________________________________

۱- Offshore Outsourcing

برونسپاري بین المللی، توسعه منابع انسانی ۱۱

۱-۲ الگوي اقتصادسنجی

در این مطالعه بهمنظور نشان دادن ارتباط میان تجارت و رشد اقتصادي در کشورهاي منتخب، از متغیـر برونسپاري منابع بهعنوان شاخص تجارت خارجی استفاده شده است. لذا به پیروي از سدربم و تیل
(۲۰۰۳)، فینسترا و هانسون (۱۹۹۷) و کو و هلپمن (۱۹۹۵) در قالـب یـک فـرم اقتصادسـنجی مـدل تولید به عنوان الگوي رشد اقتصادي کشورهاي منتخب نمونـه در دورههـاي ۱۹۹۵ – ۲۰۰۶ معرفـی میشود:
lnYitcγ۱٫ln OSitγ۲ . lnHitλ.(lnOSit * lnHit )
(12)
αlnKitβlnLitεit

به طوري که OSit برونسپاري بینالمللی منابع در کشـور i در زمـان t اسـت کـه دادههـاي ایـن متغیر به وسیله نسبتی از کالاهاي واسطهاي وارداتی نسبت به کالاهاي واسـطهاي در هـر کشـور بـه دسـت میآید. در عمل، شاخص برونسپاري از مجموع کالاهاي واسـطهاي وارد شـده بـه کشـور مـورد نظـر نسبت به تولید ناخالص داخلی آن کشور حاصل میشود (فینسترا و هانسون، .(۱۹۹۷ کالاهاي واسطهاي به صورت ترکیبی از پنج گروه کالا شامل سختافـزار، ابزارهـاي ماشـینی، ماشـین آلات و تجهیـزات الکتریکی، اجزا و تجهیزات الکترونیکی و ماشین آلات و تجهیزات است. سایر متغیرهـا در معادلـه فوق به صورت زیر تعریف می شوند:

:lnY لگــاریتم طبیعــی تولیــد ناخــالص داخلــی، :lnOSit لگــاریتم طبیعــی تجــارت، :lnH

لگاریتم طبیعی مخارج آموزشی بهعنوان شاخص سـرمایه انسـانی، :lnK لگـاریتم طبیعـی سـرمایه فیزیکی، :lnL لگاریتم طبیعی نیروي کار، :i , t بهترتیب بیانگر زمان و کشور مورد بررسی است.

با توجه به این که دسترسی به دادههاي K (موجودي سرمایه) براي همه کشورها امکانپـذیر نبـوده است بنابراین از دادههاي تشکیل سرمایه به عنوان شاخص اسـتفاده مـیشـود. در نهایـت εit جملـه اخلال است که در برگیرنده سایر عوامل توضـیح داده نشـده اسـت و فـرض مـیشـود یـک متغیـر تصادفی خوش رفتار (نوفه سفید(۱ است.

________________________________________________________________

۱- White Noise

۲۱ مجله دانش و توسعه؛ شمارة ۲۹ (علمی- پژوهشی)

معادله (۷) با استفاده از دادههاي ۲۲ کشور منتخـب آسـیا و اقیانوسـیه۱ بـراي سـالهـاي -۲۰۰۶۱۹۹۵ به روش دادههاي تابلویی برآورد میشود. در حقیقت، مبادلهي بین المللـی کالاهـاي واسـطهاي یک بنگاه را قادر میسازد که به تمام نهادههاي موجود قابـل دسـترس در جهـان دسـت یابـد. از آن جایی که بیشتر کشورهاي منتخب کشورهایی در حال توسعهاند کـه بـا مشـکلات کمبـود سـرمایه، سطح پایین فناوري مواجه هستند لذا این کشورها میتواننـد بـا اسـتفاده از تجـارت خـارجی بـر ایـن مشکلات غلبه کنند. یعنی این کشورها با استفاده از برونسپاري بینالمللی میتوانند مسیري را بـراي ورود فناوري پیشرفته به کشور خود فراهم آورند و راه دسـتیابی بـه رشـد بـالاتر را همـوار سـازند.

همچنین انتخاب کشورهاي آسیایی و تلاش در جهت توسعه روابط تجاري این کشورها تلاشی در جهت بیان اهمیت تشکیل اتحادیههاي همکاري کشـورهاي آسـیایی اسـت. دادههـاي مـورد نیـاز از منابع بانک جهانی ۲۲۰۰۸ و اطلاعات مربوط به واردات واسطهاي از لوح فشرده PC-TAS بـه دسـت آمده است.