بناهاي مبتني بر ساخت ثابت

نشده است بلكه بناي مبتني بر ساخت ثابت ، به نحوي طراحي مي شود كه بتواند قابليت گوناگوني يافتن و متنوع بودن پلان طبقات در هر زمان را فراهم آورد . تطبيق پذيري و قابليت تنوع پذيري بايد بدون آن كه نياز به كوشش خيلي زياد يا تجربه فني ساكن خانه باشد . بيشترين حق انتخاب را در اختيار كساني بگذارد كه درنهايت در بناهاي مبتني بر ساخت ثابت ، سكونت مي گزينند .

در تصميم گيري ساخت ثابت ، حداقل دو شركت كننده وجود دارد كه مستقلاً و يكي پس از ديگري عمل مي كنند . اولين شركت كننده طراح ساخت ثابت است كه زيربناي اصلي را تهيه

مي كند و سپس ساكن خانه است كه در يك روند مستقل ، واحد مسكوني را به وجود مي آورد .
طراح ساخت ثابت در يك چارچوب اجتماعي عمل مي كند كه در آن ، كار او از چندين لحاظ ارزيابي مي شود .
۱) ضوابط مورد قبول عمومي در مورد يك واحد مسكوني مناسب .

۲) ضوابط خاص مشتري كه روي ساختار خانه سرمايه گذاري مي كند يا آن را كامل
مي سازد تا براي فروش يا اجاره در اختيار افرادي ديگر قرار دهد .
پس حداقل سه دست اندركار در اين زمينه وجود دارد :

الف ) طراح
ب ) دولت
ج ) مشتري

البته اگر فقط مسائل فني مطرح باشد ، اين روش موفقيت آميز خواهد بود ، ولي بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه در صورتي كه جوابگويي به نيازهاي اجتماعي و رواني آدمي بيش از حد ساده گردد ، كيفيت زيست وي كاهش خواهد يافت و اين روندي است كه در انبوه سازي مسكن اتفاق افتاد ، يعني با حذف فرديت از خانه ، نقش مصرف كننده به عنوان يك شركت كننده فعال از بين رفت . اين مسأله باعث بر هم زدن تعادل حوزه عمل محيط مسكوني مي شود ، تعادلي كه در طول حوزه هاي عمل در شهر را كه تراكم بيشتر در آن الزامي است حفظ مي كند و درعين حال برخصوصيات زندگي فردي و جمعي تأكيد مي نمايد . چرا كه شايد لازم باشد كه افراد مهر خود را بر خانه خويش حك كنند .
ساخت ثابت و واحد آزاد

تا زماني كه افراد نتوانند در مورد چگونگي واحد مسكوني خود و نيز نحوه چيدن وسايل آن نظر بدهند نمي توان گفت كه خانه جوابگوي نيازهاي شخصي افراد است و تا هنگامي كه توليد به نحوي سازمان داده نشود كه شخص ساكن خانه نتواند در روند توليد مشاركت كند ، از تكنولوژي به نحو احسن استفاده نشده است .

اصطلاحات ساخت ثابت و واحد آزاد براي دستيابي به اهداف فوق ، يعني مشاركت ساكنان خانه در روند طراحي و توليد وضع شده است . اين اصطلاحات مبين روشني مي باشند كه براساس آن ، تعيين چگونگي ساخت ثابت به عهده جامعه قرار مي گيرد و تصميم گيري در مورد واحدهاي آزاد بر عهده فرد گذاشته مي شود . يك جامعه با بنا كردن ساخت ثابت ، براي افراد خود مسكن فراهم مي كند ، اما خانه وقتي به وجود مي آيد كه فرد ، يك واحد آزاد را در ساخت ثابت برپا كند به عبارتي ديگر ، خانه محصول تلاش اجتماع و فرد است .

هم اكنون در صنعت ساخت مسكن ، بين چهارچوب سازه و آن عناصري كه در اين چارچوب قرار مي گيرند تفاوتي وجود دارد كه ما با آن آشنايي داريم ، ولي تفاوت ساخت ثابت و واحد آزاد از نوع ديگري است تفاوت اول صرفاً در زمينه فني است ، در حالي كه تفاوت دوم مربوط به نحوه نظارت و قدرت تصميم گيري است . البته معمولاً يك واحد آزاد، يك عنصر سازه اي نيست بنابراين ساكن خانه مي تواند خود تصميم بگيرد كه كي و كجا بايد چنين عضوي را بكار برد ، اگر وي تصميم بگيرد كه اين عنصر را جابجا كند ، سازه نبايد فرو ريزد .

به عبارت ديگر ، هر عنصري درواحد مسكوني كه شخص ساكن خانه بر چگونگي آن نظارت داشته باشد جزئي از مجموعه واحدهاي آزاد است . واحدهاي آزاد الزاماً عناصري پيش ساخته نيستند . يك ديوار آجري مي تواند يك واحد آزاد باشد ، مشروط بر اين كه ساكنان خانه ، تعيين كننده محل جاي گيري آن باشند . البته در صورتي كه ديوار به راحتي جابجا شود ،
تصميم گيري در مورد محل قرارگيري آن نيز سريع تر صورت مي گيرد . از طرف ديگر اگر در قرارداد خريد ، تغيير دادن محل يك قفسه ولو جاسازي نشده ، ممنوع اعلام شود ، آن قفسه بخشي از ساخت ثابت به شمار مي رود . بنابراين ضوابط اجتماعي كه براي تشخيص ميزان نظارت شخصي ساكن به كار مي رود ، تأثيري بسزا بر تعيين واحدهاي آزاد دارد . پس ، منطقاً واحدهاي آزاد بايد مؤلفه هايي غيرباربر باشند كه در داخل « ساخت ثابت » كار گذاشته مي شود ساخت ثابت نيز به خودي خود سازه اي كامل است ولي خانه فقط وقتي تكميل مي شود كه « واحد آزاد » در داخل ساخت ثابت كار گذاشته شود . در اين زمينه توجه به نكات زير لازم مي باشد :
الف ) معيارهاي اجتماعي

صرف نظر از مسائل فني ، اين مسأله كه واحد آزاد كجا آغاز مي شود و ساخت ثابت كجا پايان مي يابد برحسب اوضاع اجتماعي و نيز اقليمي متفاوت ، جواب هاي مختلفي خواهد داشت . اين كه ساخت ثابت و واحد آزاد از چه چيز تشكيل شده است بستگي دارد به شرايط يكسان ، تصور مردم از خود و جامعه شان ، ميزان دگرگوني در رفتار سكونتي و نيز نحوه استفاده از مسكن در طول زمان ، كه البته امكانات تكنولوژيك نيز در اينجا مي توانند مؤثر واقع شوند .

هنگامي كه بر اين اساس ، تصميم گيري درمورد مسكن به ساكنين واگذار گردد ، حيطه دخالت فرد در طراحي مي تواند بسيار وسيع باشد . چگونگي استفاده از اين حيطه ، وابسته به معيارهاي اجتماعي است . محدوديت هاي تكنولوژيك و اقتصادي درهر شرايطي وجود دارد ، ولي در داخل اين محدوده ، تصميم گيري در مورد طرح بايد براساس دخالت فرد مصرف كننده انجام گيرد . با اين شيوه ، راه حل هاي متنوع تر و بيشتري به دست مي آيد تا در مواردي كه به مصرف كننده در روند طراحي ، امكان دخالت فردي داده نمي شود .
ب ) امكان تصميم گيري براي ساكن خانه

منظور اصلي ، طرح يك سري قوانين است براي ايجاد گوناگوني هاي ممكن در خانه قوانيني كه آن قدر ساده باشند كه ساكن خانه دريابد كه كلاً چه اختياراتي براي تغيير دادن مسكن خود دارد بنابراين موارد استفاده از عناصر بايد به آساني قابل درك باشند تا مصرف كننده بتواند در مورد پلان منزل خود تصميم گيرد بدون اينكه مجبور باشد در مورد تمام امكانات مختلف ، مطالعه خاصي انجام دهد .

توجه به اين نكته نيز ضروري به نظر مي رسد كه انعطاف پذيري زياد ، الزاماً بهترين راه حل ها را به دست نمي دهد . ساخت ثابتي كه انواع خاصي از فضاها را ، كه در عين حال قابل تشخيص باشند ، ارائه مي دهد و امكانات مختلف فراواني را موجب مي گردد ، موفق تر است .
اين ساخت ثابت ممكن است ديوارها و ستون هاي ثابت بيشتري داشته باشد ، ولي اين امر بدان معني نيست كه امكانات بالقوه آن از ساخت ثابتي كه بازتر ساخته شده كمتر است . به عبارت ديگر در طراحي ساخت ثابت ، هدف يافتن راه حلي است كه با استفاده از حداقل واحدهاي آزاد ، بتوان به تمام گوناگوني هاي مورد نظر دست يافت .
ج) ساخت ثابت ، محصولي معمارانه

ساخت ثابت ، عموماً چيزي بيش از يك چارچوب خالي يا صرفاً يك اسكلت است . بنابراين يك محصول معمارانه است سازه اي است با فضاهاي مناسب ، آن چنان كه مصرف كننده با آن مأنوس مي شود در آن امكاناتي مي يابد تا با استفاده از واحدهاي آزاد بتواند خانه اي بسازد كه خاص خود او باشد . به همين جهت ، ساخت ثابت همواره يك شيوه خاص زندگي را عرضه مي كند و در نتيجه ممكن است يك سات ثابت براي يكي جذاب و مطلوب باشد و براي ديگري چنين نباشد .
د) ساخت ثابت به عنوان يك مسأله طراحي

در طرح ساخت ثابت ، بيشترين و بهترين استفاده مطرح است . يعني اين كه چگونه مي توان بيشترين تنوع در پلان را با استفاده از كمترين واحد آزاد تأمين كرد ؟ به طور كلي بهترين و اقتصادي ترين راه حل آن است كه تنها عناصري قابل تغيير باشد كه بايد بالاخره در آينده آنها را تغيير داد . اگر تعداد عناصر تغيير پذير خيلي كم باشد ، ساخت ثابت نمي تواند تغييرات طرح را جوابگو باشد و بنابراين چيزي خلاف منطق خواهد شد اگر عناصر تغيير پذير بيش از اندازه باشد كار و سرمايه براي تأمين امكاناتي صرف شده كه از بسياري از آنها هرگز استفاده نخواهد شد .

اين امر درمورد واحدهاي آزاد نيز صادق است . براي اين كه طرح بتواند عوامل مؤثر در بهترين و بيشترين استفاده را به نحو صحيحي ارزيابي كند ، بايد آنها را بشناسد . در عين حال بايد تغييراتي را كه احتمالاً در آينده صورت مي گيرد ، شناخت و تعيين كرد كه چه چيزي بايد مدت زيادي عمر كند و چه چيز اغلب اوقات برداشته يا تعويض مي شود . البته هيچ كس نمي تواند آينده را پيش بيني كند چرا كه اطلاعات ما در مورد روش زندگي نسل هاي آينده و همچنين محرك هايي كه سبب مي شوند مردم چيزي را در خانه خود تغيير دهند ، بسيار كم است . جواب مشخصي براي اين سئوال كه چه موقع و به چه علت خانه تغيير مي كند يا بازسازي مي شود ، وجود ندارد . هرچند در اين زمينه مي توان به عواملي مانند نياز به هويت ، تغييرات در شيوه زندگي ، امكانات تكنولوژيك نوين و تغيير ابعاد خانواده در طول زمان ، اشاره كرد .

البته يكي از دلايل كمبود اطلاعات ما در مورد محرك هاي اين تغييرات و تنوعات ، اين واقعيت است كه اصولاً درخانه سازي انبوه معاصر ، امكانات زيادي براي تغيير باقي نمانده است . مردم از خانه همان طور كه به دستشان مي رسد ، استفاده مي كنند و كمبود مسكن باعث شده كه كسي به انتخاب خانه اي كه مورد علاقه او باشد ، نينديشد .
تأثير مسكن بر مشاركت

تأثير مسكن بر مشاركت ، با توجه به اين واقعيت آشكار مي گردد كه خانه و محيط اجتماعي ، قلمرو طبيعي مورد علاقه ساكنان بوده و نتايج برنامه ريزي ، طراحي و مديريت ضعيف در اين قلمرو ، بلافاصله توسط مردم احساس مي گردد . بنابراين مسكن را بايد به عنوان نخستين عرصه فعاليت اجتماعي افراد تلقي كرد كه در آن مردم با امكانات ومشكلات رودرو قرار مي گيرند . در گروه كار مي كنند ، توأم با اشكال گوناگوني از مشاركت آموزش مي بينند و بدين ترتيب ، ميل و صلاحيت مشاركت گسترده تر اجتماعي را كسب مي كنند .

مشاركت عمومي ، يكي از راه حل هاي مشكل مسكن شناخته شده است كه توسط آن با مردم براساس نيازها و اولويت هايي كه خود تشخيص مي دهند ارتباط برقرار مي شود هرچند كه اين نيازها و اولويت ها ممكن است با هدف هاي اقتصادي برنامه ريزان متفاوت مي باشد با اين همه درباره تأثير اين فعاليت ها بر به زيستي فردي از طريق افزايش همبستگي اجتماعي و ميل به مشاركت گسترده تر ، مطالعات بسيار اندكي صورت گرفته است .

مردم تنها زماني مي توانند به طور مؤثر در فعاليت هاي محيطي پيرامون خويش ، مشاركت كنند كه نوعي حس اجتماعي بودن را در خود تقويت كرده و خود را در انجمن هاي مختلف، سازماندهي كنند . به منظور طرح شاخص هاي اجتماعي مسكن مربوط به مشاركت نيز مي توان عواملي چون تعداد افراد شركت كننده ، نوع سازمان هاي فعال در اجتماع و ساخت قدرت آنها را به عنوان نقطه آغاز ، در نظر گرفت .

جدول شماره ۱۲ – شاخص هاي اجتماعي مربوط به مشاركت مجموعه هايي براي گزينش
شاخص هاي اجتماعي

شاخص هاي مربوط
به ميزان مشاركت درصد ساكناني (مرد ، زن ، جوان و كودك) كه درفعاليت هاي گروهي در محل مشاركت مي جويند .
فراواني حضور (مرد، زن ، كودك )
ميزان مشاركت داوطلبانه (مالي ، زماني و۰۰۰) درفعاليت هاي اجتماعي
شاخص هاي مربوط

به نوع مشاركت تعداد و نوع فعاليت هاي گروهي براي مردان ، زنان ، جوانان و كودكان
فعاليت هاي اجتماعي مربوط به پيشرفت فيزيكي محل
فعاليت هاي اجتماعي مربوط به اداره محل
شاخص هاي مربوط

به ساخت قدرت نمايندگي در سازمان هاي اجتماعي
تعداد رهبران محلي
گزينش رهبران محلي ( به وسيله كسي ؟)
تعويض رهبران محلي
توقيف رهبران محلي

امنيت و ثبات اجتماعي
در اين زمينه موارد زير مي تواند مورد بحث و بررسي قرار گيرد :
۱) امنيت تصرف

يكي از نامحسوس ترين پيامدهاي مسكن ، خو گرفتن و عادت كردن به محيط مسكوني و مسكن است كه دربعضي از موارد با مشاركت اجتماعي مربوط مي شود . يكي از مهم ترين موضوعات ، حق باقي ماندن در منزلي است كه شخص در آن سكونت دارد . به طوري كه در منازل اجاره اي ، به همين دليل مسأله حق مستأجر براي حفظ تصرف در يك مدت زمان طولاني مطرح مي گردد .

۲) ثبات اجتماعي
مورد ديگري كه به اين موضوع مربوط مي شود ، ثبات اجتماعي است . طول مدت اقامت و جابجايي ، شاخص هاي مربوط به اين موضوع را تشكيل مي دهند . از آنجا كه اين عامل از طريق عامل ديگري از قبيل هزينه مسكن تعيين مي شود ، عامل كيفي تري نيز بايد مورد ارزيابي قرارگيرند .
۳) روحيه جمعي همسايگان

نوع اقدامات مثبتي كه توسط ساكنان درواحدهاي مسكوني يا محل انجام مي گيرد ، اتكاء به همسايگان براي مساعدت و احساس امنيت ناشي از دريافت كمك به هنگام نياز ، بازتاب تمايل ساكنان به باقي ماندن در آن اجتماع مي باشد .
۴) نرخ جنايت

هنگامي كه نرخ جنايت افزايش مي يابد ، مردم به ترك محله يا سازماندهي خود براي مبارزه با جنايت ، تمايل پيدا مي كنند . بطوري كه با افزايش نرخ جنايت در بسياري از كشورهاي جهان ، جنايت و رهايي از ترس جنايت ، به يكي از شاخص هاي ثبات اجتماعي تبديل شده است .
۵) معيارهاي ذهني

درعين حال ، خوگرفتن به يك اجتماع محلي ، در شاخص هاي ذهني رضايت از واحد مسكوني و محل ، منعكس مي شود . به همين جهت ، بيان معيارهاي شخصي از قبيل خو گرفتن و رضايت درقالب عينيات دشوار است .

جدول شماره ۱۳ : شاخص هاي اجتماعي مربوط به امنيت و ثبات اجتماعي مجموعه هايي براي گزينش شاخص هاي اجتماعي

– نحوه تصرف
– امنيت تصرف
– رضايت از امنيت تصرف
– مدت زمان اقامت
– جابجايي ساكنان
– فراواني اتكاء به همسايگان براي مساعدت

– ميزان و نوع تغييراتي كه بوسيله ساكنان درواحد مسكوني يا محل انجام مي گيرد
– نرخ جنايت در محل
– ترس از جنايت
– رضايت از شكل منزل
– رضايت از افكار همسايگان

(مأخذ : عباس مترجم ، ابعاد مسكن ، ص ۱۶۱)
مالكيت وتأثير آن بر مشاركت

هنگامي كه براي طراحي يك مجموعه مسكوني برنامه مي شود ، مستأجران آينده آن معمولاً نامعلومند به علاوه از آنجا كه چنين خانه اي براي مدت طولاني برنامه ريزي مي شود ، بر گروه كثيري از ساكنان كه بعد از يكديگر مي آيند ، تأثير مي گذارد . حال اين سئوال مطرح مي شود كه آيا ساكنان اوليه – البته اگر مشخص باشند – مجازند به نيابت از ساكنان بعدي تصميم بگيرند ؟ همچنين مشاركت عمومي ، مدت زمان فرايند برنامه ريزي را نيز طولاني مي كند و ساكنان ممكن است با توجه به اين موضوع ، شور و شوق اوليه خود را از دست بدهند در اين زمينه به عوامل زير مي توان اشاره نمود :

۱) تأثير مالكيت بر مشاركت ساكنين
شوروعلاقه به مشاركت درحيات اجتماعي ، مستلزم درجه معيني از تعهد نسبت به منطقه ( محله ، مجتمع مسكوني ) است . كساني كه فقط براي مدت كوتاهي دريك منطقه اقامت مي گزينند ، تمايل كمتري به مشاركت در زندگي اجتماعي و محيط اطراف خود دارند و بنابراين نمي توانند به قدر كافي ، با ساير كاركنان و مسائل مديريت آشنا شوند . چرا كه مشاركت فعال در مديريت

پروژه هاي مسكن ، مستلزم انجام كوشش هاي قابل ملاحظه اي از جانب ساكنان است ، تا با مسائل مختلف در اين زمينه شوند و راه و روش حل آنها را بياموزند و نيز با موفقيت پروژه هاي مسكن ، آشنا گردند .
۲) ميزان مشاركت مستأجرين

ميزان واقعي مشاركت مستأجرين درمحيط مسكوني ، بخش هاي مختلف ، به ميزان قابل
ملاحظه اي تغيير مي كند . دربعضي از قسمت ها ، مستأجرين غير ذينفع ، خواهان اداره كل پروژه توسط مديريت هستند ، ولي دربيشتر موارد ، ميزان مشاركت آن قدر بالاست كه مشاركت مستأجر در مديريت مسكن را توجيه كند .
۳) نحوه مشاركت ساكنين

به منظور برانگيختن علاقه به مشاركت ، غالباً تلاش هايي درجهت افزايش تماس بين ساكنين صورت مي گيرد نشريات ادواري ، فستيوال ها ، جشن ها ورقابت ها ، در زمره موفقيت آميزترين ابزار انجام اين كار محسوب مي گردند .
پروژه هاي كار جمعي مانند ايجاد يك زمين بازي براي بچه ها نيز مي توانند موجب گسترش روحيه جمعي و افزايش تماس فرد شود . زندگي اجتماعي در مجتمع هاي مسكوني بايد علاوه بر رأي گيري و انتخابات و برگزاري مجامع مختلف ، برتماس و رويارويي مستقيم و همكاري ساكنين نيز استوار باشد .
۴) دلايل عدم توفيق درجلت رضايت ساكنان در پروژه هاي مسكوني

پروژه هاي مسكن ، همواره به طور كل قادر به جلب رضايت ساكنان نبوده اند . براي اين موضوع ، دلايل زير را مي توان ذكر كرد :
الف ) عادات زندگي و سليقه هاي ساكنان ، بسيار سريع تر از آنكه برنامه ريزان قادر به هماهنگي با آن باشد تغيير مي كند .
ب ) مناطق مسكوني كنوني بايد به انجام وظائف اجتماعي بپردازند كه ارضاي آنها بسيار دشوارتر از ساخت فيزيكي يك مسكوني است .
ج ) يكي از اهداف كلي مسكن اين است كه شهروندان ، در تصميم گيري نقش اول را ايفا كنند ، اما اداره مديريت و برنامه ريزي مسكن ، تحقق اين اهداف را دشوار مي سازد .
فصل ششم
مقدمات طراحي
بخش اول : مطالعات تطبيقي
۱) مجتمع مسكوني غدير

۱) بررسي ويژگي هاي كالبدي – فضايي مجموعه
اين مجتمع در منطقه شمال بلوار وكيل آباد و درحاشيه دو خيابان اصلي ، ۳۵ متري شريعتي و ۳۵ متري فلاحي واقع شده و داراي دسترسي هاي سريع و مناسب به مركز شهر مي باشد . دسترسي آن به بلوار وكيل آباد ، از طريق سه راهي زندان و بلوار فلاحي صورت مي گيرد .

كاربري عمده داخل سايت ، مسكوني بوده و مجموعه فاقد فضاهاي جمعي ونيز فضاهاي تجاري ، تفريحي و يا فرهنگي – مذهبي مي باشد .
نظم توده بلوك ها به صورت خطي و رديف است و هردو بلوك مقابل هم ، داراي يك فضاي سبز در مقياس دو بلوك مي باشند . دسترسي سواره براي دو بلوك مقابل هم در سمت ديگر ، از طريق يك خيابان ۵/۱۰ متري كه به هر دو بلوك سرويس مي دهد صورت مي گيرد . ( دريك سمت هربلوك ، محور سواره و در سمت ديگر فضاي سبز در مقياس دو بلوك قرار دارد ) .

براي سيستم سرمايشي مجموعه ، پيش بيني كولر آبي شده و سيستم گرمايش در زون غربي ، سيستم حرارت مركزي و در زون شرقي بخاري و آبگرمكن مي باشد . نما نيز تلفيقي از آجر بلوك ۳ سانتي متري و سيمان است .

از لحاظ سيستم سازه اي ، ديوارها و سقف از بتن مسلم بوده كه به روش جديد قالب تونلي بتن ريزي شده و در هر حركت قالب بندي ، بتن ريزي كامل يك طبقه به انجام مي رسد . به عبارت ديگر سقف و ديوارها به صورت يكپارچه و هم زمان ايجاد شده و عملاً تير و ستون وجود ندارد و اعضاي سازه اي حالت يكپارچه دارند . هم چنين در ساخت آن ، از ديوار برشي نيز استفاده شده است .

بررسي پلان طبقات
عمليات اجرايي اين مجتمع درسال ۱۳۷۶ توسط شركت سرمايه گذاري مسكن بانك مسكن در زميني به مساحت ۶۶۵۶۸ متر مربع و زيربنايي معادل ۱۱۰۰۰۰ متر مربع آغاز گشته است كه همچنان ادامه دارد .

مجموعه دو فاز ۱ و ۲ تقسيم مي شود . فاز ۱ تحت عنوان زون غربي داراي ۶۱۹ واحد بوده و عمليات ساخت آن تقريباً به پايان رسيده است و آماده واگذاري به ساكنين مي باشد ، كه واگذاري چند بلوك به صاحبان آنها تاكنون صورت پذيرفته است . واگذاري واحدها نيز از طريق ثبت نام دارندگان حساب سرمايه گذاري بانك مسكن برحسب امتياز و نيز پرداخت مبلغ واحد مورد نظر صورت مي گيرد .

فاز ۲ مجموعه تحت عنوان زون شرقي داراي ۳۶۰ واحد بوده و عمليات اجرايي آن تاكنون ادامه مي يابد . كل مجموعه (فاز ۱ و ۲ ) داراي ۹۷۹ واحد در ۱۵۷ بلوك مي باشد .
تعداد واحد درهر بلوك ۴ يا ۸ واحد مي باشد . جهت قرارگيري بلوك ها به صورت شرقي – غربي بوده كه موجب تأمين نور شمال و جنوب براي واحدهاي مسكوني مي شود .
در پيلوت بلوك ها ، پاركينگ ۶ وسيله نقليه و انبار به تعداد واحدها قرار گرفته است . در طبقه همكف نيز يك واحد مسكوني به مساحت ۷۷ متر مربع قرار مي گيرد .