بناهای تاریخی اصفهان

هرفضای ورودی از یک یا چند جزء تشکیل می شده است که هر کدام از آنها دارای خصوصیات کارکردی و کالبدی کما بیش معینی بوده است .
جلو خان ( صحن جلو خان )

جلو خان فضایی وسیع وبزرگ است که درجلوی پیش طاق بعضی ازبناهای بزرگ ومهم ، طراحی و ساخته می شده است . یکی از اهداف احداث جلوخان ، اهمیت بخشیدن به فضای ورودی بنا و تمایز بهتر آن از فضای معبر یا میدان بوده است . دربرخی موارد مانند مسجد امام ( سلطانی ) در تهران ، تعدادی دکان درفضای جلوخان ساخته می شد . تجمع کوتاه مدت برخی از مردم و انجام بعضی از انواع تماسها و تبادلات اجتماعی وگاه اقتصادی در این فضا موجب می گردید که جلو خان نقش یک فضای شهری را نیز ایفاء نماید .
بدنه های جلوخانها را معمولاً طراحی می کردند و به شکلی زیبا می آراستند . آن جبهه از بدنۀ جلوخان که فضای ورودی بنا در آن قرار داشت از بهترین طراحی و تزیین برخوردار می شد .
دربرخی موارد ، استقرار جلوخان در کنار یک میدان ممکن بود موجب شود که حدّ و قلمرو جلوخان از فضای میدان تأثیر پذیرد که دراین صورت با طراحی و احداث یک عنصر معماری از جمله یک دست انداز ، یا سکوّ ، قلمروجلوخان را از فضای میدان متمایزمیکردند . نمونه ای از این اقدام در مسجد امام در اصفهان قابل ملاحظه است.
پیش طاق

پیش طاق فضایی سرپوشیده و نیمه باز مانند ایوان است که درجلوی در گاه ورودی طراحی و ساخته می شده و فضای دسترسی را از فضای معبر متمایز می کرد .
توقف وانتظار برای ورود به بنا در همین فضا صورت می گرفته است . در بسیاری از موارد در کنارهر یک ازدو بدنۀ پیش طاق یک سکّومی ساختند که درهنگام انتظار یا ملاقات وگفتگو یا گذراندن بخشی از اوقات فراغت از آن استفاده می کردند .

عموماً ارتفاع پیش طاق از ارتفاع سایر سطوح و حجمهای مجاور آن بیشترگرفته می شد تا ضمن آن که نمایانگر اهمیت بنا بود ، نشانه ای از موقعیت آن نیز به شمار آید . در مواردی درمرتفع ساختن پیش طاق چنان اغراق می شد که ارتفاع آن به چند برابر سطوح مجاورش می رسید . مانند پیش طاق ورودی مسجد جامع یزد .
دربسیاری از بناها پیش طاق ورودی را باکاشی مزین می کردند و غالباً کتیبۀ بنا راکه شامل مطالبی دربارۀ تاریخ احداث و بانی و آیاتی از قرآن کریم بود ، در قسمتی ازآن قرار می دهند .
درگاه
فضای کوچکی که درِ ورودی در آن قرار می گیرد ، درگاه خوانده شده است . از لحاظ ساختمانی ، درگاه فضایی است که در دو سوی آن دو جرزیا دیوار قرار گرفته است که چهارچوب درِ ورودی در آن نصب شده است . طاق درگاه که آن را نعل درگاه می گویند ، قوسی شکل یا افقی است . طاقهای قوسی شکل معمولاً با آجر و طاقهای افقی غالباً با کمک تیر چوبی ساخته می شده اند . عمق درگاه در بسیاری از بناها در حدود نیم متراست ، اما اندازۀ آن تا حدود ۵/۱ متر نیز می رسیده است .
هشتی

هشتی یا کریاس فضایی است که در بسیاری از انواع فضا های ورودی طراحی و ساخته می شده است . این فضا غالباً بلافاصله پس از درگاه قرار می گرفته است و یکی از کارکردهای آن تقسیم مسیر ورودی به دو یا چند جهت بوده است . دربرخی ازبناهای عمومی یا خانه ها دویا چند راه از داخل هشتی منشعب می شده که هر یک ازآنها به فضای خاص وازجمله به فضای باز داخلی بنا منتهی می شده است .

در بناهایی که از هشتی آنها تنها یک راه منشعب می شده ، فضای هشتی کارکرد یک فضای تقسیم کننده را نداشته ، بلکه به عنوان فضایی برای انتظار و باشکوه نمودن مسیر ورودی مورد استفاده قرار می گرفته است . از فضای هشتی برای تغییر جهت مسیر حرکت نیزاستفاده می کرده اند .
هشت ها دارای نقشه هایی با شکل هشت ضلعی، نیم هشت، مستطیل یا شکلهای دیگر مشابه موارد فوق هستند. هستی بیشتر خانه ها دارای ارتفاعی کم و متناسب با فضای ورودی است اما هشتی بناهای بزرگ و عظیم، مرتفع و مزین به کاشی، کاربندی یا سایرتزئینات هستند.

دالان
دالان ساده ترین جزء – فضای ورودی است که تأمین ارتباط و دسترسی بین دو مکان، مهمترین کارکرد اصلی آن به شمار می آید.
دالان از لحاظ کالبدی فضایی باریک و کم عرض است. البته عرض دالانها متناسب با کارکرد هر بنا وعدة استفاده کنندگان از آنها تعین می شده است. عرض دالانهای مساجد و مدارس بزرگ به طور متوسط بین ۲ تا ۵/۳ متر و عرض دالان خانه های کوچک به طور متوسط در حدود یک متر است.
طول دالانها بسیار متغیر است و به طور متوسط بین ۲ تا ۱۰ متر و در مواردی بیشتر می باشد. در گذشته از واژة دهلیز نیز استفاده می کردند. دالان به عنوان یک فضای معماری به گونه ای است که از لحاظ فیزیکی و ادارکی آن را می توان فضایی عبوری و حرکتی دانست.

ایوان
از دورة ایلخانان آثاری مانند مسجد ورامین برجای مانده است که ایوان در آنها به عنوان یکی از اجزای فضای ورودی مورد استفاده قرار گرفته است. در این نوع بناها، دالانی که در متداد محور درگاه و پیش طاق ورودی قرار دارد به وسط ایوان مجاور حیاط متصل شده است و به این ترتیب دارای کارکرد یک فضای ارتباطی شده است.
در پی روند تکامل طراحی فضاهای ورودی مساجد، راه حلی ابداع شد که بر اساس آن ارتباط هشتی به حیاط توسط دالانهایی که در کنار ایوان قرار داشتند، صورت می گرفت. در این حالت ایوان به عنوان یک فضای اصلی کارکرد داشت.

ساباط
غالباً بخشی از فضای معبر را که سرپوشیده و مسقف می شد، ساباط می نامیدند.
در بالای بعضی از ساباط های واقع در معابر درون محله های مسکونی، فضایی نیز می ساختند که از آن برای اقامت کوتاه مدت یا بلند مدت استفاده می کردند.
معمولاً ساباط در جلوی ورودی بناهایی ساخته می شد که فاقد یک جلوخان بزرگ بودند.
رواق

رواق از لحاظ کالبدی ، فضایی سرپوشیده، نیمه باز و ممتد، و از جنبة کارکردی، فضایی ارتباطی – با ماهیتی متفاوت از فضای ورودی – است که غالباً در پیرامون حیاط (در یک ، دو، سه یا چهار جبهه از یک حیاط) یا در پیرامون یک فضای ساخته شدة برونگرا احداث می شده است.

برخی از عناصر
فضاهای ورودی طراحی شدة بسیاری از بناهای بزرگ و متوسط علاوه بر فضاهای نامبرده، دارای عناصر بسیار متعددی هستند که در این بخش به صورت اجمالی به بعضی از آنها اشاره می شود.
در
در ورودی یکی از عناصر مهم فضای ورودی به شمار می آید که کارکرد اصلی آن کنترل ارتباط میان فضای درونی بنا و فضای بیرونی از آن است. ابعاد و تناسبات در ورودی هر بنا با نوع و کارکرد آن بنا متناسب است.
اهمیت در ورودی بعضی از فضاهای مذهبی یا عمومی چنان زیاد بود که سطح روی آنها را با گره سازی، منبت کاری ، تذهیب، نقاشی، میناکاری یا کتیبه نگاری مزین می کردند.
کوبه و حلقه

کوبه هایی بر روی درها نصب می کردند که در ساده ترین شکل، کارکرد آن اطلاع رسانی بود. روی در ورودی خانه ها دو درکوب فلزی نصب می کردند. هر کوبه روی یک لته در قرار می گرفت یکی از آنها را که چکش می نامیدند، صدای بم تولید می کرد و دیگری را که معمولاً حلقه می نامیدند صدای زیر ایجاد می کرد. چکش در مواردی مورد استفاده قرار می گرفت که مراجعه کننده مرد بود و در هنگامی که مراجعه کنند زن بود از حلقه استفاده می کرد. به این ترتیب ساکنان خانه از جنسیت مراجعه کننده مطلع می شدند و خود را آماده می کردند.
آستانه

بخشی از چهارچوب در که در پایین چهار چوب قرار دارد، آستانه نامیده می شود. آستانة برخی از درها را اندکی بلند می ساختند تا تمایز بین دو فضا به بهترین شکل صورت پذیرد و افراد در هنگام انتقال از فضایی به فضای دیگر با تأنی رفتار نمایند.
سکو

سکو عنصری است که عموماً به صورت زوج در دو سوی پیش طاق بسیاری از نمونه های متعلق به هریک از انواع بناهای سنتی ساخته می شده است. از این عنصر برای نشستن در جلوی یک بنا در هنگام انتظار برای شخصی یا برای رفع خستگی استفاده می کردند. همچنین بسیاری از افراد برای گذران بخشی از اوقات فراغت خود بر روی این سکوها می نشستند و به گفتگو مشغول می شدند.

سردر
بخشی از سط فضای ورودی که در بالای در ورودی قرار داشت، سر در نامیده می شود. این سطح را در انواع فضاهای ورودی به خصوص فضاهای ورودی بناهای نسبتاً بزرگ تزیین می کردند. کمابیش می توان گفت که معمولاً سطح سر در هر فضای ورودی مزین ترین سطح از نمای خارجی هر بنا بوده است. در تزیین این سطح از انواع آجرکاری ، کاشیکاری، مقرنس و گچبری استفاده می کرده اند.

منار
در قرنهای نخستین هجری معمولاً منار (مناره) به صورت منفر در گوشه ای از ساختمان مسجد و در مواردی در نزدیکی فضای ورودی ساخته می شد، اما به تدریج و احتمالاً از اواخر دورة سلجوقیان و به خصوص از دورة ایلخانان به بعد ترکیبی متشکل از دو منار در دو سوی ایوان واقع در جبهة قبله و در مواردی، ایوان واقع در جبهة رو به روی قبله مورد استفاده قرار گرفت.
ساعت

در بالای پیش طاق معدودی از بناهای بزرگ از جمله مسجدها و مدرسه ها یک ساعت بزرگ قرار می دادند. در بالای پیش طاق ورودی مسجد جامع کرمان، مسجد مشیر السلطنه و مسجد مدرسة شهید مطهری (سپهسالار) در تهران ساعت وجود دارد. استفاده از ساعت گویا از دورة صفویه شروع و در دورة قاجاریه و اوایل دورة پهلوی رواج یافت.
روزن

در بالای در ورودی معدودی از خانه ها یک روزن به صورت مشبک و گاهی اوقات بدون یک شبکة محافظ تعبیه می کردند. عوامل متعددی موجب در نظر گرفتن این روزن می شد. در بعضی از بناهایی که دارای بافت مرکزی و درونگرا بودند و از سقف هشتی یا از نقطه ای دیگر نور کافی برای هشتی تأمین نمی شد، در بالای در ورودی روزنی قرار می دادند. در این موارد معمولاً در هنگام شب نیز فانوس یا چراغی در داخل هشتی و در پشت روزن قرار می دادند که هم داخل هشتی و هم بخشی از فضای پیش طاق ورودی را روشن می کرد.
سنگاب

در هشتی بسیاری از بناهای عمومی مانند مسجدها و مدرسه ها یک ظرف بزرگ سنگی قرار می دادند که در آن، آب خنک می ریختند تا مراجعه کنندگان بتوانند رفع تشنگی کنند. در برخی از اسناد به سنگاب با عنوان جام اشاره شده است.
بعضی از این سنگابها دارای حجاری های بسیار ظریف و زیبا هستند به نحوی که یک اثر هنری قابل توجه به شمار می آیند. معمولاً بر روی بسیاری از آنها متنی نوشته می شد که به نام واقف و واقعه کربلا اشاره می گردید.
حوض

در هشتی معدودی از بناها از جمله تعداد اندکی از خانه های بزرگ یک حوض کوچک وجود داشت. معمولاً در این حالت سکوهایی نیز پیرامون هشتی می ساختند که برای افرادی که در هشتی به انتظار می نشستند یا کسانی که در آنجا به گفتگو می پرداختند، فضای مطبوعی پدید آید.
زنجیر

برخی از مسجدهای نخستین از جمله مسجد مدینه در آغاز در ورودی نداشتند. گفته اند که یکی از خلفایاموی موسوم به عمر بن عبدالعزیز، برای جلوگیری از ورود چهارپایان به داخل مسجد مدینه، زنجیرهایی در جلوی آنها آویخت. آویختن زنجیر برای جلوگیری از ورود چهارپایان به داخل بناهای عمومی و مذهبی حتی بعد از زمانی که برای ورودیها، در، ساختند کمابیش ادامه یافت، زیرا در ورودی بسیاری از بناهای مذهبی و عمومی در هنگام روز باز بود.
زنجیر مانند برخی دیگر از عناصر معماری، علاوه بر کارکرد اصلی و نخستین؛ از کارکرد و مفهوم دیگری نیز برخوردار شد. چنان که برخی گفته اند برای ایجاد تواضع در هنگام ورود به یک بنا نیز به کار می رفته است؛ زیرا وارد شوندگان باید سرخود را پایین می آوردند (البته می توانستند زنجیر را نیز بالا ببرند و وارد شوند) و این موضوع برای ورود به یک بنای مقدس، احساس تواضع را در فرد ایجاد می کرده است.
اصول ترکیب کالبدی
انواع اجزاء و عناص فضاهای ورودی غالباً بر اساس اصول معنی با یکدیگر ترکیب شده اند تا یک فضا یا بخشی از یک فضا را شکل دهند. این اصول متعدد هستند و اشاره به همة آنها از ظرفین این مجموعه خارج است. در اینجا تنها چند اصل مهم مورد اشاره قرار می گیرد.
اصل سلسله مراتب
اصل سلسله مراتب یعنی ساماندهی و ترکیب فضاها و عناصر بر اساس برخی از خصوصیات کالبدی یا کارکردی آنها که موجب پدید آمدن سلسله مراتبی در نحوة قرارگیری یا استفاده یا مشاهدة عناصر شود.
ترتیب قرار گیری اجزای ورودی (در کاملترین انواع فضاهای ورودی) به این ترتیب است : جلوخان، پیش طاق، درگاه، هشتی، دالان، ایوان و در معدودی از بناها، ساباط.
اصل محور
عبور از بیرون به درون بعضی از بناهایی که فاصلة بین فضای بیرونی تا فضای درونی در آنها زیاد است، نیاز به توجه و استفاده از اصل محور در طراحی و ترکیب فضای ورودی یا ضروری می ساخته است. این محورها عبارتند از : ۱- محور قبله ۲- یک محور فرضی مستقیم ۳- محور تقارن بنا ۴- محوری غیر مستقیم
اصل تقارن
در بسیاری از انواع بناهایی که طرح آنها با توجه به اصول اساسی ترکیب از جمله اصل تقارن طراحی می شد، در ساماندهی فضای ورودی نیز از این اصل استفاده می کرده اند.
یک نکتة جالب در این زمینه این است که در معدودی از بناها توجه اغراق آمیز به اصل تقارن چنان بوده است که حتی نوشته های کتیبه ای را که در یک سمت سردر قرار می دادند، در سمت دیگر سردر به صورت وارونه و معکوس به کار می بردند و به این ترتیب اصل تقارن در همة جزییات سطح نما رعایت می شد.
شکل مسیر دسترسی به بنا
مسیر دستری از فضای بیرونی به فضاهای درونی دارای شکلهای متعددی بوده است. در مواردی شکل این مسیر بدون طراحی و برنامه ریزی پیشین و تحت تأثیر بافت شهر شکل گرفته و در موارد دیگر طراح شکل مسیر دسترسی به بنا را نیز طراحی و معین می کرده است.
از رو به رو
در مواردی که یک بنای مهم معماری یا معمای – شهری مانند مسجد جامع و دارالحکومه احداث می شد، در جلوی ورودی اصلی یک جلوخان می ساختند و ورودی بنا را در جبهه ای از آن قرار می دادند که مراجعه کنندگان از رو به رو به بنا نزدیک شوند و به این ترتیب فضای ورودی در جلوی دید مراجعه کنندگان قرار گیرد.
از کنار
دسترسی به بناهایی که در کنار یک معبر قرار داشته اند غالباً از کار بنا صورت می گرفته است.
در امتدادی مایل نسبت به بنا
موقعیت ورودی تعداد اندکی از بناها به ویژه در بافتهای پیوسته و متراکم به گونه ای بوده که دسترسی به بنا در امتداد راستایی صورت می گرفته است که با جبهة ورودی زاویه ای حاد داشته است یا به عبارت دیگر مراجعه کنندگان به صورت مایل به بنا نزدیک می شده اند. این مورد بیشتر دربارة برخی از خانه ها یا بناهای نسبتاً کوچک و کم اهمیت مشاهده شده و کمتر اتفاق می افتاده است که مسیر دسترسی به یک بنای مهم بزرگ به این شکل باشد.

 

شکل مسیر دسترسی به فضاهای درونی
شکل مسیر دسترسی به فضاهای درونی با توجه به عوامل متعددی از جمله کارکرد هر بنا، الگوهای اجتماعی و فرهنگی ورود به هر فضا و عوامل اقلیمی طراحی می شده است. شکل این مسیر را در حالت کلی می توان به سه نوع : ۱- مستقیم ۲- غیر مستقیم و ۳- مارپیچ طبقه بندی کرد.

مستقیم
در بناهایی که ورود سریع و آسان مراجعه کنندگان به درون بنا مورد نظر بوده است شکل مسیر دسترسی به فضاهای درونی را حتی الامکان مستقیم و طراحی می کردند. کاروانسراها به خصوص کاروانسراهای بیابانی از این گونه بناها هستند.
علاوه بر این ورودی بسیاری دیگر از بناهای عمومی یا نیمه عمومی مانند مسجدها و مدرسهذ های کوچک و متوسط و گاه بزرگ نیز به شکل مستقیم طراحی می شود.

غیرمستقیم
در طراحی فضای ورودی برخی از بناهای مذهبی بزرگ و طراحی شده مانند مسجدها، مدرسه ها و مزارها و همچنین برخی از باغها و کاخها، برای این که شخص به سرعت ، یک دفعه وارد بنا نشود، بلکه ورود او به تدریج و به صورتی احترام آمیز باشد، مسیر دسترسی را غیرمستقیم طراحی می کردند.

 

مارپیچ
در معدودی از انواع بناها نه تنها سهولت و سرعت دسترسی به فضای داخلی مورد نظر نبوده است بلکه به صورت آگاهانه ای قصد داشتند که مسیر و نحوة دسترسی به فضای داخلی را تحت کنترل و نظارت در آورند و مانع از ورود سریع و ناگهانی شوند.
مقیاس نما
دارای مقیاس انسانی
بسیاری از بناهای معماری مانند خانه ها، حمامها و برخی از مسجدها و مدرسه های کوچک دارای فضایی ورودی با مقیاسی انسانی هستند. ارتفاع فضای ورودی این بناها به طور متوسط بین ۵ تا ۶ متر و ارتفاع در ورودی آنها به طور متوسط بین ۲ تا ۳ متر است. بیشتر این نوع ورودیها معمولاً فاقد جلو خان (به معنی فضایی وسیع در جلوی پیش طاق) هستند و تنها یک پیش طاق دارند که ابعاد فضای آن با توقف یا تجمع چند نفر متناسب می باشد. طبعاً ابهاد و تناسبات سایر عناصر و «جزء – فضا»های این ورودیها نیز با کارکرد آنها متناسب است. به عنوان مثال عرض دالان این ورودیها (در بناهای غیرعمومی) به طور متوسط بین ۱ تا ۲۰/۱ متر و ارتفاع آن بین ۸/۱ تا ۳ متر می باشد.

 

دارای مقیاس فوق انسانی
فضای ورودی بناهای عمومی و مهم را بزرگ و عظیم می ساختند به نحوی که دارای مقیاسی فوق انسانی می شد. ارتفاع فضای ورودی این بناها به طور متوسط بین ۱۰ تا ۱۵ متر است.
معمولاً در ورودی این فضاها نیز بزرگ است و گاهی اوقات تا ۵ متر ارتفاع دارند.
شکل ترکیب نما
شکل کلی نما فضای ورودی هریک از انواع بناها تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله نوع و کارکرد و اهمیت بنا، موقعیت بنا در شهر و همچنین خصوصیات معماری شهر با منطقه ای که بنا در آن قرار گرفته و دوره ای از تاریخ که بنا در آن پدید آمده، قرار داشته است.

کشیده (پهن)
شکل نمای ورودی بسیاری از بناها کشیده یا پهن است و به این ترتیب سطح وسیعی از نمای خارجی بنا به فضای ورودی اختصاص یافته است. معمولاً در بسیاری از این گونه نماها، در هر طرف پیش طاق ورودی یک یا چند دهانه یا طاق نمای نسبتاً عریض نیز وجود دارد. در بعضی از این نماها سکوهایی نه تنها در دو سوی در ورودی بلکه در غرفه ها یا طاق نماهای واقع در دو سوی پیش طاق نیز ساخته شده است . معمولاً در بسیاری از موارد که معبر یا عرصة واقع در جلوی فضای ورودی وسیع و عریض بود، از این تناسبات استفاده می کردند. نسبت بین ارتفاع و عرض این گونه نماها به طور متوسط تقریباً ۵/۱ تا ۵/۲ است.

بلند (مرتفع)
کاربرد شکلهای بلند و مرتفع برای نمای کلی فضای ورودی در دورة ایلخانان بسیار رایج شد. فضای ورودی بسیاری از بناهای متعلق به آن دوره که تاکنون باقی مانده اند از چنین تناسبی برخوردار هستند.
نسبت بین ارتفاع به عرض نماهای بلند تا ۵/۲ به ۱، و حتی گاه بیشتر از آن می باشد.
متوسط
شکل نمای بسیاری از فضاهای ورودی نه بسیار بلند و نه کشیده و عریض بلکه دارای تناسباتی نزدیک به مربع هستند . نمای پیش طاق یا دهانه ورودی بعضی از این ورودیها بلند و کشیده است اما وجود طاقنماها یا غرفه های واقع در دو سوی پیش طاق موجب شده است که نمای سطح ورودی در مجموع از شکلی شبیه به مربع برخوردار شود یعنی تناسباتی که نسبت ارتفاع به عرض به طور متوسط ۱ به ۱ باشد.
آجرکاری
آجر یکی از مهمترین مصالح در ایران است که از گذشته های دور تاکنون برای نماها مورد استفاده قرار می گیرد. مقاومت آجر در برابر باران و سایر عوامل اقلیمی موجب شده است که نمای ورودی بیشتر بناهای خشتی را با آن بپوشانند. نقش پذیری آجر و امکان ایجاد طرحهای گوناگون و سهولت اجرای کار سبب گردیده است که بسیاری از فضاهای ورودی را با آن تزیین کنند.
در قرنهای نخستین پس از اسلام تا اواسط دورة سلجوقیان، آجر مهمترین ماده در تزیین فضاهای ورودی بود.
کاشیکاری

از اواخر دورة سلجوقیان و به خصوص از دورة ایلخانان از کاشی نیز در ترکیب با آجر یعنی به صورت معلقی برای تزیین سطح نما استفاده می کرده اند. به تدریج از اواخر دورة ایلخانان و به خصوص از دورة تیموریان به بعد برای تزیین سطح نمای ورودی از کاشی بیشتر استفاده کرده اند تا جایی که در برخی از بناها تمام سطح نمای ورودی را با کاشی پوشانده اند.
در قرنهای نخستین بیشتر رنگهای فیروزه ای و لاجوردی را برای کاشیها به کار می بردند. در دورة قاجار از رنگهای تند و زنندة صورتی، زرد، قرمز و آبی نیز استفاده کردند.
گچبری

نامقاوم بودن گچ در برابر آب و تأثیرپذیری آن از عوامل جوی موجب گردید که از آن کمتر برای پوشاندن سطح خارجی نمای فضای ورودی که در معرض باد و باران بود، استفاده کنند. در بعضی از فضاهای ورودی که پیش طاق یا غرفه هایی وجود داشت، برخی از قسمتهای واقع در سطح داخلی آنها به خصوص سطح زیرین سقف آنها را که از نفوذ مستقیم باران در امان بود با گچ تزیین می کردند. برای این منظور از طرحها، روشها و شیوه های گوناگون استفاده می شد.
حجاری

برای پوشاندن سطح ازاره و سکوی بسیاری از فضاهای ورودی از سنگ استفاده می کردند زیرا مقاومت، استحکام و دوام آن به خصوص برای این بخش از سطح نما که نسبت به سطوح دیگر بیشتر آسیب پذیر است بسیار مناسب بود. در بناهای معمولی و کوچک از سنگهای معمولی اما در بناهای بزرگ و مهم از سنگ مرمر و سایر سنگهای زیبا و تزیینی استفاده می کردند.

در برخی از مناطقی که انواع سنگهای ساختمانی در دسترس و احداث بناهای سنگی رایج بود همة نمای خارجی فضای ورودی را نیز با سنگ می پوشاندند و برای تزیین آن از انواع روشهای معمول استفاده می کردند.

رنگ
هریک از شیوه های تزیین، رنگ و بافت خاصی به سطوح فضاهای ورودی می دهد. آجر بافتی ریز و رنگی ملایم پدید می آورد . سایه روشن ناشی از بعضی بافتهای آجری که دارای نقشهای برجستة و فرو رفته هستند، ضمن ایجاد تنوع در بافت هر سطح، در کیفیت ادراک رنگ آن سطح نیز بی تأثیر نیست.