بندر امام خميني (ره)

پيشگفتار
مجموعه حاضر حاصل تلاشي است كه طي آن سعي گرديده است تا جايگاه تاريخي و ساختار اجتماعي و شرايط جغرافيائي و آب و هوائي بندر امام خميني (واقع در استان خوزستان) به خوانندگان و علاقه مندان به تاريخ و فرهنگ اين قطعه ارزشمند از خاك ميهن معرفي شود، از آنجا كه هدف اصلي در آ‏فرينش اين مجموعه شناخت وجوه فرهنگي و تاريخي اين شهر بوده است،

سعي بسيار به عمل آمده است تا از ارائه آمار و ارقام كه هم موجب ملال خواننده و هم اينكه گذشت زمان باعث غيرقابل استناد شدن آنها مي‌شود پرهيز به عمل آيد، اگر درجايي از كتاب آمار و ارقامي آورده شده است در مقام اجراي حكم ضرورت بوده است،

ديگر اينكه با توجه به اهداف پيش گفته، در تأليف كتاب، علي رغم نقش انكار ناپذير صنايع و تأسيسات عظيم صنعتي موجود در بندر امام كه هر يك به تنهايي نقش به سزايي درچرخة اقتصاد كشور دارند

به هيچ روي قصد ارائه گزارش در مورد آنها را نداريم جز در آنجا كه به طريقي با موضوعات طرح شده‌ي ما ارتباط پيدا مي‌كنند.

در همين ابتدا ذكر اين نكته ضروري مي‌نمايد كه : بندر امام همچون مادري مهربان ورنجديده، اين همه كارخانه و مجتمع و تأسيسات صنعتي را در آغوش خويش جا داده است ( كه وجود يك شهر كافيست)

و رنج رشد و بزرگي و بلوغ آنها را به جان خويش خرديده است اما اينك و با كمال تأسف شاهد بي مهري اين فرزندان فراموشكاريم كه زحمات طاقت فرساي مام خويش را بر طاق نيسان نهاده اند و قدم شايسته اي براي رفع مشكلات عديده‌ي وي كه بعضاً معلول وجود خود آنهاست برنمي‌دارند.
بجاست كه فرزندان موصوف در حد وسع خويش در حفظ و نگهداري گاهواره هاي خود بكوشند و سعي بليغ نمايند تا رنگ و روي آن و روي آبرومندي به آن ببخشند.

بدون شك بندر امام خميني و اهالي سختكوش آن نقش ارزنده‌اي در زنجيره ‌ي اقتصاد كشور داشته و دارند ليكن متاسفانه حركت چشمگير و قدم شايسته اي در جهت شناسايي زواياي فراموش شده‌ي تاريخي و فرهنگي اين شهر كه يكي از دروازه‌هاي اصل ورود كالا به كشور و بزرگترين بندر ميهمان نيز هست ،

صورت نگرفته است، دقيقاً به همين دليل هنگامي كه يكي از اهالي در سفر به خارج از استان قصد معرفي شهر موطن خويش را به ديگران دارد، نيازمند ارائه توضيحات فراواني در اين زمينه است.

نگارنده كه خود در اين خاك تفتيده قدم به عرصه‌ي گيتي نهاده است و هم در اين خاك باليده است در جهت اداي دين به زاد بوم خويش و اهالي مهربان و خونگرم و با فرهنگ آن به كتابت اين مجموعه دست زده است.

براي هر چه پربارتر شدن اين مجموعه سعي بسيار شده است تا هرچند به گونه اي با تاريخ و گذشته بندر امام در ارتباط بوده است (اعم از اسناد مكتوب و خاطرات و اطلاعات شفاهي معمرين) مورد استفاده قرار گيرد.

در اين راه دهها جلد كتاب تاريخ وسفرنامه و مقاله مورد مطالعه و بررسي و كنكاش واقع و با غالب مطلعين در اين زمينه مصاحبه به عمل آمده است.

به عنوان مثال، با صرف بيش از يكسال وقت و از ميان ۹۵ هزار برگ سند تاريخي تعداد ۱۴۱۱ برگ سند تاريخي، اداري استخراج گرديده است كه قدمت بسياري از آنها به بيش از هفتاد سال مي‌رسد، ما حصل اين كندوكاو انشاء الله در كتابي تحت عنوان ( بندر امام خميني از منظر اسناد تاريخي) به چاپ خواهد رسيد، ضمناً براي تجسم روشن تر بندر قديم، با ياري جستن از اهالي، عكسهايي از بندر در ابتداي تاسيس جمع آوري و در قسمت هاي مختلف كتاب به چاپ رسيده است.

اميد است مكتوب حاضر بتواند، همچون جرعه‌اي، اندكي از تشنگي ذهن جويا و پوياي جوانان اهل بندر كه از گذشته بندر چيزي نديده و نشينده‌اند، بكاهد. از آنجا گفته‌اند: فقط ديكته نانوشته، غلط ندارد، مؤلف كار خود را از عيب و نقص و اشتباه بري نمي‌داند، ليكن رجاء واثق دارد كه اهل نظر با سعه صدر و بزرگواري خطاهاي احتمالي را خواهند بخشيد، و درجهت اصلاح در چاپهاي بعدي و تنوير ذهن نويسنده، موارد را متذكر خواهند شد. 

در اينجا جا دارد تا از تمامي كساني كه بنحوي با كمك به اين حقير، مرا در تدوين اين مجموعه ياري دادند، از همين ابتدا سپاسگزاري و تشكر خويش را اعلام نمايم.

تركيب جمعيتي و جغرافيايي تاريخي بندر:
همزمان با آغاز احداث اسكله‌هاي ششگانه بندر و همچنين كشيده شدن خط آهن شمال به جنوب در سال ۱۳۲۸ موج كارگران جوياي كار از شهرهاي مختلف كشور و بخصوص از استانهاي همسايه به سوي بندر سرازير شد و ايشان بدين ترتيب شالودة احداث بندر امام خميني را بنيان نهادند، بافت غالب جمعيتي شهر را تركيبي از استانهاي ذيل تشكيل مي‌داد.

۱- استان لرستان (غالباً اليگودرزيها)
۲- استان ايلام (كلها)
۳- استان همدان (غالباً‌اسدآباديها)
۴- بوشهريها
۵- ماهشهري‌ها و هنديجاني‌ها

زيستگاه ساكنان اوليه بندر در پنج محله و يا كمپ بود كه عبارت بودند از :
۱- كمپ تركها
۲- كمپ الگودرزيها
۳- كمپ كردها
۴- كمپ (علي جعفر) (تگزاس)
۵- بيست فاميلي( ناظم آباد)

لازم به ذكر است كه بجز مهاجريني از استانهاي ياد شده، اقليتي از ساير نقاط كشور در شهر سكونت و اشتغال داشتند، اما به هر حال لرها- كردها- اعراب و تركها اقوام اصلي تشكيل دهنده موزاييك انساني بندر امام هستندكه گذشت زمان آنها را با ظرافت و زيبايي در كنار هم چيده است.

با شروع جنگ تحميلي عراق عليه ايران و مهاجرت ساكنان شهرهاي آبادان وخرمشهر به بندر امام (‌سربندر) آمار هموطنان عرب ساكن بندر امام بنحو چشمگيري افزايش يافت و از حق نبايد گذشت كه وجود آنها به رونق كسب و كار در بندر كمك شاياني كرده است.

هر چند افزايش نامتعارف جمعيت شهر، حاشيه نشيني را موجب گرديده است و اين موضوع در نفس خود موجب بروز ناامني‌هايي است.

از آنجا كه بر پايي بندر قديم در زميني ناآماده و بدون در نظر گرفتن هر گونه اصول شهرسازي و معماري صورت گرفته بود، شهر بيشتر به يك اردوگاه اسكان موقت شباهت داشت تا مكاني مناسب براي زيست دائم.

مصالح بكار رفته در ساخت بناها غالباً چوبها و الواري بود كه بوسيله كشتي ها و در لابلاي محموله آنها به بندر آورده مي‌شد.
كف كوچه‌ها و معابر فاقد هر گونه كف پوش و يا زيرسازي و جويهاي روباز آن مملو از لجن و مأمن انواع حشرات و جايگاه جانوران موذي همچون موش بود.

همانگونه كه پيشتر گفتيم شهر از بديهي ترين امكانات و تأسيسات زيربناي همچون آب لوله كشي و سيستم فاضلاب شهري بي بهره بود و آب مصرفي اهالي به وسيله راه آهن توسط واگن‌هاي تانكر دار از محل رودخانه گرگر به بندر حمل و توسط سقايان در شهر توزيع و به فروش مي‌رسيد.

در كنار تمامي خانه‌ها نيز جايگاه سرپوشيده‌اي به شكل حوض ساخته شده بود كه فاضلاب منزل به آنجا وارد و سپس توسط اشخاصي كه از عهده اين كارشان برمي‌امدند، بوسيله سطل خارج و در دريا تخليه مي‌شد، همين شيوة دفع فاضلاب بخوبي مي‌تواند وضعيت بهداشتي شهر درآن روزگار را در مقابل چشمان خوانندگان ترسيم كند.

در چنين شرايطي، اهالي از داشتن وسايل رفاهي همچون كولر، يخچال، تلويزيون و مكانهاي تفريحي و ورزشي نيز بي بهره بودند، ليكن عليرغم تمامي اين محروميت‌ها همانگونه كه در بخش‌هاي ديگر خواهد آمد، ورزشكاران نامي و اشخاص مستعد و فرهيخته‌اي از ميان اين مردم برخاسته‌اند كه وجود هر كدامشان به تنهايي مي‌تواند مايه افتخار شهري شود.

شرايط طاقت فرساي زندگي، چنانكه اشاره شد، بندر را تبديل به يك تبعيد گاه ذبح آور براي مخالفان سياسي حكومت شاه نموده بود كه از ميان آنها مي‌”وان از آيت الله توسلي نام برد.

(ناخدا عباس دريانورد)
در جريان جستجوهاي خود در آثار مكتوب و مجموعة منابعي كه حاوي اطلاعاتي در ارتباط با بندر امام بوده است به نام مرحوم ناخدا عباس دريانورد برخوردم.

اين ناخداي دريادل كاپيتان نخستين ناو نيروي دريايي به نام (مظفري) بوده است، اما مي‌توان او را كريستف كلمب بندر نيز ناميد، چرا كه براساس مدارك موجود ايشان كاشف راه دريايي خود موسي منتهي به بندر امام است و پيشنهاد وي منجر به احداث تأسيسات بندري در محل فعلي خود شد و بنا به گفته خود ايشان در خاطرات مكتوبي كه از ايشان بجا مانده است،

سالهاي متمادي در بندر بسر برده است وبندر را كه در آن زمان تازه متولد شده بود، براي برداشتن گامهاي نخستين خود ياري داده است.

يكي از وجوه بارز اين شخصيت تاريخي، ادبي، نوحه‌هاي شيوا و دلنشيني بوده است كه اين بزرگوار در رثاي شهداي دشت كربلا سروده است و تا آخرين روزهاي حيات پربار خود آنها را با لحن سوزناك خود در مجالس عزاداري امام حسين و يارانش مي‌خوانده است.

هم اكنون نيز شاهديم كه نوحه‌هاي ناخدا عباس گرمابخش مجالس عزاداري شهداي كربلا در سرتاسر استان‌هاي خوزستان و بوشهر مي‌باشد.
به رغم آنكه ناخدا عباس از تحصيلات آكادميك برخوردار نبوده است از خط خوش و قريحه سرشاري سود مي برده است.

در اشعاري كه از وي بر جاي مانده است اشاراتي به سربندر رو بندر قديم مي‌بينيم از جمله:
گويند به من زود چرا پير شدي وز بندر شاپور چرا پيرشدي
بنگر رفقاي رذل تو مرد شدند تو چون خر وامانده به گل گير شدي
بيزارم از اين رياست و دفتر خويش مأيوسم از اين امور و سربندر خويش
تا چند تحمل و چنين زجر كشم از اين همه موذيان دور و بر خويش

نظر به خدمات تأثير گذار ناخدا عباس به بندر، نگارنده طي نامه‌اي خطاب به اعضاي محترم شوراي شهر بندر امام، از آن شورا درخواست كرده‌ام كه به خيابان، ميدان و يا محله‌اي به ياد مرحوم ناخداعباس دريانورد نامگذاري شود.