بهداشت و بار وری

روند تغییرات جمعیت از گذشته ی دور تاکنون
در مورد تاریخچه ی رشد جمعیت دنیا از گذشته دور تا کنون سه مرحله ی اساسی را می توان مشخص کرد که با ورود از هر مرحله به مرحله ی دیگر تغییر و تحول اساسی در روند رشد جمعیت رخ داده است. این مراحل عبارتند از :

۱٫ مرحله ی قبل از پیدایش کشاورزی که معیشت انسانها مبتنی بر صید و شکار و خوشه چینی بود.
۲٫ مرحله ی بعد از پیدایش کشاورزی که آغاز آن به حدود هزاره ی هشتم قبل از میلاد مسیح (ع) بر می گردد.(۱)
۳٫ مرحله ی بعد از انقلاب صنعتی که از اواخر قرن هیجدهم میلادی به بعد را در بر می گیرد.

تردیدی نیست که با پیدایش کشاورزی تحولی عظیم در شئون مختلف زندگی بشر به وجود آمد که بهبود نسبی سطح معیشت از آن جمله است. یکی از نتایج این بهبود افزایش حجم جمعیت و شتاب گرفتن میزان رشد آن در مقایسه با دوره ی معیشت مبتنی بر صید و شکار و خوشه چینی بود. باز تردیدی نیست که بعد از انقلاب صنعتی در اواخر قرن هیجدهم میلادی بر حجم جمعیت دنیا به سرعت افزوده شد و روند رشد جمعیت ابتدا در قاره ی اروپا و سپس در سایر مناطق شنابی بسیار سریع تر از

مرحله ی قبل از انقلاب صنعتی گرفت. البته در بین هر کدام از این مراحل سه گانه مراحل فرعی تری هم بود که بر روند رشد جمعیت تأثیر می گذاشت. مثلاً بین مرحله ی دوم و سوم در تحدود هزاره ی چهارم قبل از میلاد به تدریج شهرها ایجاد شد که به نوبه ی خود در تشدید روند رشد جمعیت موثر افتاد. گو اینکه به دست دادن رقم و عدد برای جمعیت دنیا در مقاطع تاریخی دوران های گذشته کاری مشکل است، معهذا کوشش های ارزنده ای در مورد برآورد رقم جمعیت در هزاره های قبل به عمل آمده است.

گاه گروه های مجهزی از پژوهشگران رشته های مختلف، در چارچوب مطالعات تاریخی خود کوششی نیز در برآورد جمعیت در ادوار گذشته، بر اساس آثار و نشانه ها و بررسی اوضاع و احوال سیاسی اقتصادی و اجتماعی نموده اند. در چنین مطالعاتی دیرینه شناسان، باستان شناسان مردم شناسان، مورخان، جغرافی دانان، اقتصاددانان، جامعه شناسان و جمعیت شناسان با یکدیگر تشریک مساعی نموده و در شناخت جنبه ها و ابعاد مختلف زندگی از گذشته های دور تا حال حاضر موفقیت هایی کسب کرده اند. (۱)

یکی از صاحبنظران که در براورد تعداد جمعیت از گذشته ی دور تا حال حاضر و نیز در جمع آوری و حک و اصلاح برآوردهای دیگر محققان کوشش های ارزنده کرده است« جان دوراند؟» اقتصاددان و جمعیت شناس معاصر است. در جدول ۲-۱ ارقامی که دوراند برای برآورد جعیت دنیا از زمان پیدایش کشاورزی تا سال ۱۹۷۰ تهیه کرده است منعکس می باشد. (ارقام به دست داده شده برای سالهای ۱۹۸۷ و ۱۹۹۶ بر اساس برآوردهای سازمان ملل متحد است.)

در جدول شماره ۲-۱ هر چه به گذشته دورتر می رویم میزان اعتبار برآوردها کمتر می گردد و جنبه ی تقریب آنها بیشتر می شود. در حالی که ارقام مربوط به یکی دو قرن اخیر بر اساس سرشماری های عمومی کشورها و اطلاعاتی کم و بیش مستند تهیه شده است، ارقام مربوط به گذشته های دور و هزاره های پیشین، بنا بر استنباط هایی در مورد تعداد و تراکم تقریبی جمعیت محاسبه شده است. مبنای این استنباط ها اطلاعاتی در مورد نوع معیشت ، زمینه های تکنولوژیک، و سازمان های سیاسی و اجتماعی جوامع در دوران های پیشین بوده است. همچنین در برآورد های مربوط به دوران های گذشته از اطلاعات تاریخی در مورد وقایعی چون اپیمدمی ها، جنگ ها و هجوم و گریزها، قحطی ها، بلایای طبیعی، به وجود آمدن سکونت گاه های جدید و یا از بین رفتن سکونت گاه های قدیم و گسترش و تحدید زمین های زیر کشت و عوامل دیگری از این دست استفاده شده است. (۱)

۸۰۰۰ قبل از میلاد ( آغاز پیدایش کشاورزی) ۱۰-۵
حدود صفر میلادی
۱۰۰۰ میلادی
۱۲۵۰ میلادی
۱۵۰۰ میلادی
۱۷۵۰ میلادی
۱۹۹۰ میلادی
۱۹۷۰ میلادی
۱۹۸۷ میلادی
۱۹۹۹ ۳۳۰-۲۷۰
۳۴۵-۲۷۵
۴۵۰-۳۵۰
۵۴۰-۴۴۰
۸۰۵-۷۳۵
۱۷۱۰-۱۶۵۰
۳۷۰۰-۳۶۰۰
۵۰۰۰
۶۰۰۰

برآورد رقم ۵ تا ۱۰ میلیون نفر جمعیت برای طلیعه ی انقلاب کشاورزی بر اساس مطالعات و تحقیقاتی است که در مورد پتانسیل جمعیتی که می توانسته است با تکیه بر معیشت مبتنی بر صید و شکار و خوشه چینی بر روی کره ی زمین زندگی کند انجام گرفته است. برای به دست دادن این برآورد ها از یک سو کوشش شده است تا محدوده ی تقریبی مناطقی که در معیشت صید و شکار و خوشه چینی مورد زیست بشر بوده است مشخص گردد و از سوی دیگر تراکم جمعیت در یک چنین نوع معیشتی به طور تخمین محاسبه شود. از تلاقی این دو یعنی مناطق مورد زیست بشر و ترکم جمعیت قبل از پیدایش کشاورزی رقم جمعیتی بین ۵ تا ۱۰ میلیون نفر برآورد شده است. (۱)

برای سال صفر میلادی (حدود میلاد مسیح) رقم جمعیت دنیا حدود ۳۰۰ میلیون نفر برآورد شده است که به هر حال افزایش چشمگیری را در مقایسه با رقم جمعیت دنیا در مرحله ی قبل از پیدایش کشاورزی نشان می دهد. شاید با معیارهایی که امروزه برای رشد جمعیت رایج است رسیدن جمعیت دنیا به ۳۰۰ میلیون نفر در سال صفر میلادی چندان رشد بالایی از جمعیت به نظر نیاید.، ولی در مقایسه با دوره ی معیشت مبتنی بر صیدو شکار و خوشه چنین میزان رشد جمعیت در این دوره بالنسبه در خور توجه بوده است که می توان آن را ناشی از پیدانش کشاورزی و نتیجتاً اسکان نسبی جمعیت و بهبود تغذیه و به طور کلی مساعدتر شدن اوضاع اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی دانست. (۱)

مسلم این است که متوسط میزان افزایش جمعیت دنیا از شروع انقلاب کشاورزی تا زمان میلاد مسیح به طور چشمگیری بیشتر از میزان افزایش جمعیت دوران قبل از پیدایش کشاورزی بوده است. بر اساس شواهد باستان شناسی از نقاط مختلف دنیا این مطلب محقق گذشته است که تعداد تراکم جمعیت در نقاطی که اقتصاد کشاورزی رواج داشته به مراتب بیشتر از جمعیت آن نقاط در زمانی بوده است که انسان ها به طریق صید و شکار و خوشه چینی زندگی می کرده اند.

به سختی می توان زمینه ای برای برآورد جمعیت بین سالهای ۸۰۰۰ قبل از میلاد تا تولد مسیح به دست داد. می توان متصور شد که در شروع دوره ی کشاورزی و زمانی که کشاورزی محدود به قسمت های اندکی از دنیا بوده است . رشد جمعیت نسبت به هزاره های بعد از آن کند بوده است. تاریخ توسعه ی شهرنشینی در دنیای باستان دلالت بر آن دارد که با افزوده شدن جمعیت های متراکم کشاورزی در کنار شهرها، هزاره ی سوم پیش از میلاد بالنسبه دوران رشد زیاد جمعیت در آسیا و شمال آفریقا و شاید دسگر نقاط بوده است. افول شدید تمدن رایج در هزاره ی سوم باعث کاهش میزان رشد جمعیت در هزاره ی دوم قبل از میلاد گردید. در هزاره ی اول قبل از میلاد

تمدن عصر آهن در چین، هندوستان، ایران و نواحی مدیترانه ای به اوج شکوفائی خود رسیده بود و این امر دلالت بر افزایش مجدد در رشد جمعیت این دوره ی نسبت به هزاره ی قبل دارد، کما این که برآوردهایی که برای جمعیت دنیا در سال صفر میلادی به دست داده شده است حول و حوش رقم ۳۰۰ میلیون نفر دور می زند. (۱)
هزاره ی اول بعد از میلاد بار دیگر دوره ی کاهش میزان رشد جمعیت و شاید توقف رشد جمعیت است به طوری که برآورد جمعیت برای سال ۱۰۰۰ میلادی تقریباً با برآورد جمعیت برای سال صفر میلادی برابر است . هر چند در این هزاره رشد جمعیت نوساناتی داشته، ولی متوسط رشد سالانه برای تمامی هزار سال تقریباً صفر بوده است. البته به رغم عدم اطمینانی که در مورد برآوردها وجود دارد باید اذعان کرد جمعیت نواحی چین، آفریقای شمالی، اروپا، آسیای جنوب غربی در هزاره ی اول میلادی اگر کاهش نیافته باشد، افزایش زیادی هم نداشته است. بنابر تفسیر «اوشر»، در حول و حوش میلاد مسیح قسمت عمده از منابع تکنولوژیک جهان به حد اکثر تحول خود نایل شده بودند.

«دوراند» معتقد است که افزایش جمعیت بسیاری از این نقاط در سالهای بعد از ۱۰۰۰ میلادی این تفسیر را تردید پذیر می سازد. از نظر دوراند افزایش جمعیت ژاپن، آسیای جنوب شرقی، آفریقای مداری و آمریکا در هزاره ی اول میلادی امری محتمل بوده باست، گو اینکه نمی توان شواهد کمی بر این مدعا ارائه کرد.
بین سال های ۱۰۰۰ و ۱۳۰۰ میلادی سالهای گسترش جمعیت در چین و اروپا بوده است. این در حالی است که برای تحقیقات تاریخی و باستان شناسی هنوز روشن نشده که در سایر نقاط دنیا در این سالها گسترش جمعیت به چه صورت بوده است. قرن چهاردهم میلادی به وضوح شاهد یکی از نقاط حضیض در منحنی افزایش جمعیت دنیاست.

کشت و کشتار معروف به مرگ سیاه (black death)که بر اثر اشاعه ی نوعی از طاعون بود در اواسط قرن چهاردهم و اپیدمی های طاعون متعاقب آن محققا تنها بحدود به اروپا و شمال آفریقا و آسیای جنوب غربی نبوده است. گو اینکه میزان تأثیر آن بر نواحی آسای مرکزی، چین و هند نامشخص است. (۱)

توقف موقت دیگری در افزایش جمعیت دنیا در قرن شانزدهم به سبب خالی از سکنه شدن آمریکا رخ داده است. با ورود اروپائیان به قاره جدید در اثر اپیدمی هایی که آنان به سوغات آورده بودند، کشتار بومیان به دست تازه واردان متجاوز، سختی معیشت ناشی از به هم خوردن اقتصاد بومی و بالاخره دست دازی حکومت های استعماری بخش اعظم جمعیت بومی آمریکا منهدم شد. البته میزان و تعداد جمعیت بومی از دست رفته در آمریکا در این دوران مشخص نیست.به هر حال گمان می رود کمتر از چند ده میلیون نفر نباشد. دوراند احتمال می دهد که قلع و قمع جمعیت بومی آفریقا در قرن شانزدهم شاید آنقدر بوده باشد که افزایش جمعیت اروپا، چین و سایر نقاط دنیا را کم و بیش خنثی کند و رشد عمومی جمعیت در این قرن را به صفر برساند.

در هر حال در یک روندکلی بین سالهای ۱۰۰۰ تا ۱۷۵۰ میلادی مطمئناً منحنی رشد جمعیت دنیا سیر صعودی داشت، به طوری که بنا بر برآورد در این دوره جمعیت دنیا حداقل دو برابر شده است.

بالاخره به تکثیر فوق العاده و رشد عظیم و جهانگیر جمعیت در عصر جدید و مرحله ی بعد از انقلاب صنعتی می رسیم. اطلاعاتی که در دست است دلالت دارد که منحنی رشد جمعیت در قرن هیجدهم نه تنها در اروپا، که به سبب شروع انقلاب خنعتی گسترش جمعیتی خود را شروع کرده بود، بلکه در چین و روسیه ی نیز سیر صعودی داشته است. محققاً در طول قرن نوزدهم و شاید پیش از آن، جمعیت در اروپا و حتی مناطق دیگری که از نظر صنعتی و تکنولوژیک به پای اروپا نمی رسیدند رشد نسبتاً بالا داشته است. علی رغم نارسایی آمارهای موجود، کاملاً روشن است که جمعیت نواحی آمریکای شمالی، آسیای جنوب غربی و آمریکای جنوبی و مرکزی در طول قرن نوزدهم افزایش درخور توجهی داشته است. (۱)

افزایش میزان رشد جمعیت در قرن هیجدهم و نوزدهم میلادی در سال های نزدیک به نیمه قرن نوزدهم جمعیت دنیا را از مرز یک میلیارد نفر گذراند و در ۱۹۰۰ آن را به رقمی در حدود یک میلیارد و هفتصد میلیون نفر رساند. شتابان جمعیت در قرن حاضر به خصوص در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین جمعیت دنیا را در اوایل دهه ی ۱۹۶۰ میلادی به بیش از سه میلیارد نفر در آخرین سال قرن یعنی سال ۱۹۹۹ به شش میلیارد نفر رسانده است.

جدول توزيع جمعيت ، ثروت و منابع طبيعي در مناطق مختلف جهان(۱)
افریقای جنوب صحرا کشورهای غرب آسیای جنوبی آسیای شرقی آسیای جنوب شرقی و اقیانوسیه آمریکای لاتین و کارائیب همه کشورهای در حال توسعه کشورهای پیشرفته صنعتی کل جهان

مساحت اراضی (به میلیون هکتار) جنگل و بیشه زار ۲۰۵۵ ۱۱۸۶ ۵۷۵ ۱۱۰۸ ۴۸۶ ۲۰۰۷ ۷۴۹۵ ۵۳۵۴ ۱۲۸۴۹
(به صورت درصدی از مساحت اراضی) ۲۳ ۴ ۱۴ ۱۴ ۵۰ ۴۷ ۲۶ ۲۸ ۲۷
منابع سرانه آب داخلی قابل تجدید (به متر مکعب در سال) ۶۲۸۳ ۵۴۶ ۲۸۵۴ ۲۲۲۸ ۱۱۸۹۵ ۲۱۴۹۷ ۵۹۷۵ ۱۰۸۰۴ ۶۹۱۸
میزان برداشت سالانه ی آب آشامیدنی: در صد از منابع آب ۵/۱ ۲/۱۴۰ ۴/۱۶ ۰/۱۷ ۰/۲ ۹/۱ ۳/۶ ۵/۹ ۳/۷

سرانه (متر مکعب) ۱۳۲ ۹۲۶ ۶۵۸ ۴۷۱ ۳۱۵ ۵۱۰ ۴۹۶ ۱۰۶۹ ۶۲۶
میازن تولید گاز اکسید و کربن (شاخص آلودگی هوا بر حسب تن در سال) ۰/۱ ۷/۳ ۰/۱ ۰/۳ ۶/۱ ۶/۲ ۰/۲ ۴/۱۱ ۱/۴
تولید ناخالص داخلی (بیلیون دلار) ۲۷۴ ۳۸۱ ۴۳۱ ۱۲۹۸ ۶۳۸ ۱۶۱۴ ۴۸۰۱ ۲۲۷۸۸ ۲۷۸۴۶
در آمد ناخالص ملی سرانه (به دلار) ۵۱۸ ۲۱۶۲ ۳۴۶ ۱۰۵۵ ۱۴۰۷ ۳۳۱۳ ۱۱۴۱ ۱۸۱۵۸ ۴۸۸۰

افریقای جنوب صحرا کشورهای غرب آسیای جنوبی آسیای شرقی آسیای جنوب شرقی و اقیانوسیه آمریکای لاتین و کارائیب همه کشورهای در حال توسعه کشورهای پیشرفته صنعتی کل جهان

جمعیت (به میلیون نفر)
۱۹۹۵ (تخمین) ۴/۵۴۳ ۶/۲۴۱ ۳/۱۲۹۳ ۸/۱۲۹۵ ۹/۴۸۶ ۵/۴۷۱ ۰/۴۳۹۰ ۱/۱۲۳۳ ۱/۵۶۲۷
۲۰۱۵ پیش بینی ۷/۹۱۹ ۸/۳۷۱ ۰/۱۷۶۸ ۰/۱۴۹۸ ۴/۶۳۶ ۸/۶۱۸ ۲/۵۸۹۲ ۷/۱۲۹۴ ۹/۷۱۸۶
نرخ رشد سالانه جمعیت(درصد)

(۱۹۷۰-۱۹۹۵) ۹/۲ ۸/۲ ۳/۲ ۶/۱ ۱/۲ ۱/۲ ۱/۲ ۷/۰ ۷/۱
۱۹۹۵-۲۰۱۵) ۷/۲ ۲/۲ ۶/۱ ۷/۰ ۴/۱ ۴/۱ ۵/۱ ۲/۰ ۲/۱
تاریخ دو برابر شدن جمعیت ۲۰۲۰ ۲۰۲۳ ۲۰۳۴ ۲۰۷۱ ۲۰۳۸ ۲۰۳۹ ۲۰۳۷ ۲۲۲۳ ۲۰۴۶

نرخ موالید (در هزار) ۱۹۹۵ ۱/۴۳ ۹/۳۱ ۲/۴۸ ۲/۱۷ ۴/۲۵ ۹/۲۳ ۱/۲۶ ۶/۱۲ ۶/۱۲
۲/۲۳نرخ مرگ و میر (در هزار)۱۹۹۵ ۹/۱۴ ۷/۷ ۲/۹ ۱/۷ ۷/۷ ۵/۶ ۷/۸ ۱/۱۰ ۰/۹
نرخ وابستگی (درصد) ۱۹۹۵ ۲/۹۳ ۲/۷۷ ۲/۷۰ ۷/۴۷ ۴/۶۳ ۱/۶۳ ۹/۶۳ ۵/۵۰ ۸/۶۰
نرخ باروری کلی(تعداد) ۱۹۹۵ ۰/۶ ۴/۴ ۵/۳ ۹/۱ ۰/۳ ۸/۲ ۲/۳ ۷/۱ ۹/۲

نرخ مرگ و میر مادران (در صد هزار) ۹۷۵ ۳۹۶ ۵۵۱ ۹۵ ۴۴۹ ۱۹۱ ۴۸۸ ۳۰ ۴۳۰
نرخ مرگ ومیر اطفال (درهزار) ۱۰۴ ۵۵ ۷۴ ۳۷ ۴۸ ۳۵ ۶۵ ۱۳ ۶۰
نرخ استفاده از وسایل جلوگیری(درصد) ۱۶ ۳۷ ۴۱ ۸۲ ۵۳ ۶۴ ۵۶ ۷۰ ۵۸
جدول توزيع جمعيت و نرخ رشد آن در مناطق مختلف جهان در سال ۱۹۹۵(۱)

تعداد جمعیت
شمار جمعیت در یک زمان معین، خود یکی از ویژگی های تعیین کننده ی جمعیت است. در شرایطی بخشی از مسائل و مشکلات اقتصادی و اجتماعی به شمار جمعیت مربوط می شود اما در شرایط دیگری همان تعداد جمعیت می تواند عاملی برای رفع آن مسائل و مشکلات باشد. « آلفرد سووی» یکی از پایه گذاران جمعیت شناسی، کم جمعیتی کشورهای افریقا را مهمترین انگیزه سلطه گران در اسبیلا به آن سرزمین ها می دانست که وابستگی، فقر و مسائل بسیار پیچیده ی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را به دنبال داشت. (۱)

در مقابل،«برتراندراسل» فیلسوف معروف نیز معتقد بود که «احتمال هیچ به اندازه ی خطر قحطی جهانی به سبب افزایش فوق العاده جمعیت نیست.» ازدیاد بیش از اندازه ی جمعیت، به افزایش مصرف، آلودگی محیط زیست و کاهش قابل ملاحظه ی منابع و ثروت های طبیعی تجدیدناپذیر منجر می شود و در مسائل عدیده ای را بر سر راه تأمین اجتماعی و رفاه عمومی قرار می دهد.

آلفرد سووی نیز از یک زاویه ی دیگر، جامعه ی انسانی را با سه تهدید اساسی رو به رو می دید:
۱٫ افزایش جمعیت
۲٫ کاهش منابع طبیعی
۳٫ تباهی طبیعت
هر افزایش در یک محیط محدود به کاهش سهم سرانه از مجموعه امکانات منجر می شود و تأثیر نامساعدی بر زندگی و بهروزی سایرین می گذارد مگر آن که امکانات تولید و خلاقیت برای جمعیت روبه افزایش، بیش از آثار زیانبار تخریب و مصرف فراهم شود.

سایر ویژگی های عمده ی جمعیت ایران:
سطح باروری
سطح باروری جمعیت ایران در گذشته بسیار بالا بود. مطالعات باروری در بین کشورهای مختلف جهان سطح باروری ایران در حوالی سال ۱۳۴۵ را یکی از بالاترین سطوح باروری زنان حتی در بین کشورهای در حال توسعه نشان داد. (۱)

اولین مطالعه ی مستقیم سطح باروری زنان کشور که به صورت نمونه گیری چند مرحله ای در فاصله ی سال های ۱۳۵۲ و ۱۳۵۵ انجام گرفت. میزان موالید (تعداد فرزندان زنده تولد شده یکسال معین به میانگین جمعیت آن سال) را ۸/۴۱ در هزار (۵/۳۲ در هزار در نقاط شهری و ۸/۴۸ در هزار در نقاط روستایی) به دست داد و این در حالی بود که دور اول کنترل موالید در کشور از سال ۱۳۴۶ به بعد به اجرا در آمده و سطح باروری کل ۲۵/۶ بود که نشان می داد هر یک از زنان واقع در سنین باروری (۱۵ تا ۵۰ ساله)

در شرایط باروری آن زمان در طول عمر خود به طور متوسط ۲۵/۶ فرزند زنده به دنیا می آورده اند. این تعداد برای نقاط شهری ۴۲/۴ و برای نقاط روستایی ۸۲/۷ بوده است.
سیاست های کنترل موالید تا سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۸ سطح باروری در نقاط شهری را به شدت افزایش داد و این افزایش خود موجب بالا رفتن سطح باروری زنان در کل کشور شد. تجزیه و تحلیل نتایج سرشماری سال ۱۳۶۵ میزان باروری کل زنان کشور را در آن سال ۳۹/۶ فرزند (۴۵/۵ در نقاط شهری و ۷۲/۷ در نقاط روستایی) به دست داد که باز هم یکی از بالاترین سطوح باروری زنان در بین کشورهای مختلف جهان بوده است.
از سال ۱۳۶۸ به بعد، به دلیل اقدامات وسیعی که در زمینه ی کنترل جمعیت و افزایش سطح سواد و آگاهی های اجتماعی صورت گرفت . سطح باروری رو به کاهش نهاد و آثار خود را در هرم های سنی جمعیت در سال های ۱۳۷۰ و ۱۳۷۵ نشان داد. (۱)

گرچه در حال حاضر ارقام مشخصي از سطح باروری زنان در کشور وجود ندارد و یافته های آماری نیز با کاستیهایی مواجه است، لیکن به کمک مجموعه ی اطلاعات موجود می توان سطح باروری زنان کشور در سال ۱۳۷۵ را بین ۶۶/۲ و ۳۰/۴ (بین ۱۹/۲ تا ۷۵/۲ در نقاط شهری و بین ۴۱/۳ تا ۱۷/۵ در نقاط روستایی) برآورد کرد و از آن میان رقم ۳۵/۳ (۷۵/۲ برای نقاط شهری و ۳۰/۴ برای نقاط روستایی) را پذیرفتنی تر دانست. با توجه به آنکه سطح باروری نمی تواند از یک آستانه ای پایین تر رود، کاهش آن در آینده بسیار کندتر خواهد بود و چه بسا تحت تأثیر ساختار جمعیت، با افت و خیزهای مقطعی نیز مواجه شود تا سرانجام در سطح حداقل مطلوبی تثبیت گردد.
سطح مرگ و میر

سطح مرگ و میر را می توان به وسیله ی سنجه های مختلفی چون میزان های مرگ و میر عمومی، مرگ و میر کودکان کمتر از یک ساله و امید زندگی در بدو تولد سنجید. گرچه مطالعات مرگ و میر در ایران، از قدمت بیشتری برخوردار است. لیکن نخستین مطالعه فراگیر در این زمینه نیز در طرح اندازه گیری رشد جمعیت در ایران انجام شده و اطلاعات زیر را برای سال های ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۵ به دست آورد. (۲)

– میزان مرگ ومیر عمومی ۵/۱ در هزار (شهر ۳/۸ و روستا ۹/۱۳)
– میزان مرگ و میر کودکان کمتر از یکساله ۱۱۲ در هزار (شهر ۷۶ و روستا ۱۳۰)
– امید به زندگی بدو تولد مردان ۶۳/۵۷ (۲۷/۶۰ شهر و ۴۴/۵۶ روستا)
– امید زندگی بدو تولد زنان ۴۴/۵۷(۸۴/۶۳ شهر و ۳۰/۵۴ روستا)
از آن به بعد نیز برآوردهایی از این شاخص به عمل آمده است که مهمترین آنها را می توان به شرح زیر بر شمرد.
کل شهر روستا
بخش جمعیت شناسی دانشگاه تهران (۱۶) برای سال ۱۳۷۱ مرد
۸/۶۰ زن
۹/۶۳ مرد
۰/۶۳ زن
۶/۶۶ مرد
۱/۵۸ زن
۸/۶۰
مرکز آمار ایران تهران (۱۷) برای سال ۱۳۷۰

مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران برای سال ۱۳۷۵(۱۸)
۴/۶۲
۸/۶۳
۲/۶۳
۰/۶۶
۵/۶۵
۰/۶۶
۶/۶۶
۵/۶۹
۴/۵۹
۵/۵۷
۰/۶۰
۸/۶۰

میزان مرگ و میر در این مطالعات بین ۶ تا ۸ هزار و مرگ و میر کودکان کمتر از یکساله بین ۳۵ تا ۵۰ در هزار برآورد شده و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نیز آن را برای سال ۱۳۷۵ حدود ۲۶ درهزار برآورد کرده است.( ۱)

وضع ازدواج
در ایران نیز مانند اغلب کشورهای در حال توسعه عمومیت ازدواج بسیار بالاست. در سرشماری سال ۱۳۷۵ درصد افراد هرگز ازدواج نکرده ۴۰ تا ۴۵ ساله از ۷/۱ درصد برای مردان و ۶/۱ درصد برای زنان تجاوز نمی کرده است.
پیش رسی ازدواج (درصد افراد ازدواج کرده در سنین ۱۹-۱۵ ساله) در طول زمان روبه کاهش گذاشته و در دوره ی چهل ساله ۱۳۳۵ تا ۱۳۷۵، از ۳/۶ درصدبه ۶/۲ درصد برای مردان و از ۰/۴۱ درصد به ۹/۱۷ درصد برای زنان کاهش یافته است.

به موازات این تغییر، در میانگین سن ازدواج بار اول زنان افزایش یافته و از ۷/۱۸ سال در ۱۳۴۵ به ۵/۲۲ سال در ۱۳۷۵ افزوده شده است.
میانگین سن ازدواج های بار اول مردان در این مدت تغییر چندانی پیدا نکرده و با نوساناتی در طول دوره از ۲۵ سال در ۱۳۴۵ به ۶/۲۵ سال در ۱۳۷۵ رسیده است.
افزایش میانگین سنی ازدواج های بار اول زنان که همراه با کاهش محسوس پیش رسی ازدواج آنان بوده است، یکی از عوامل عمده کاهش باروری محسوب می شود و عوامل متعددی چون افزایش نسبت تحصیل در این سنین، ارتقاء سطح آگاهی و مسئولیت های اجتماعی، افزایش نسبت شهرنشینی، نوین شدن زندگی و تغییر نگرش ها از مهمترین عوامل موثر بر این امر بوده اند.