بهزا بلور پدیده ای در شبکه BBC

بهزاد بلور:
بهزاد بلور پدیده جالبی در تشکیلات بی.بی.سی فارسی است. در حالی که پس از تحولات سال ۲۰۰۳ و ماجراهای منتهی به مرگ مشکوک دکتر “دیوید کلی” دانشمند وزارت دفاع بریتانیا و اخراج “اندرو گیلیگان” که منجر به منع کارکنان بی.بی.سی در نوشتن برای دیگر رسانه ها یا داشتن وبلاگ و وب سایت اختصاصی شد، آقای بلور، این متخصص محترم سرگرمی و امور فرهنگی بی.بی.سی ، ضمن کار در رادیو و نوشتن برای بخش آن لاین بی.بی.سی ، سایت اینترنتی شخصی خود را که دارای لینک مستقیم به محتویات بی.بی.سی است داشته و البته برای وب سایت ها و وبلاگ های آشکار و نهان متعدد وابسته به بی.بی.سی فارسی نیز مطلب می نویسد و برنامه تهیه می کند.

قاعدتا با توجه به پس زمینه ای که آقایان آفاق، چپمن و سمبروک درباره اهمیت برنامه های تفریحی و فرهنگی و ضرورت کمک بریتانیا به برقراری رسانه های آزاد و مستقل مطرح می کنند، باید توقع داشت که بهزاد بلور نیز به عنوان یک تهیه کننده ارشد حرفه ای و باسابقه از کوشاترین افراد در تحقق این اهداف مورد ادعا باشد.

به ویژه آن که این قبیل فعالیت های فرهنگی-تفریحی موجب شده تا اقای بلور حتی در سرویس های دیگر بی.بی.سی نیز به عنوان “مفسر امور فرهنگی ایران” شناخته شده و به استناد سخنان وی این گونه اعلام شود که: قانون زندگی در تهران این است موی مردم باید نشسته به نظر برسد!” و یا این که “جالب ترین کار در ایران حضور در پارتی های شبانه است!”

اقای بلور هم اکنون نیز به مدد میلیون ها یوروی مرحمتی پارلمان و وزارت خارجه هلند برای دخالت در امور ایران به عنوان تنویر افکار ایرانیان، در بخش “تراست” بی.بی.سی (یکی از مهم ترین نهادهای بی.سی جهانی در زمینه جذب، تربیت و آموزش کادرهای متخصص مورد نظر از کشورهای جهان سوم) در کنار دیگر زعمای این قوم کارآمد، به آموزش روزنامه نگاران جوان خام دست و جویای نام ایرانی مشغول است که بعدا به آن می پردازیم.

مروری بر برنامه های رادیویی و نوشته های اینترنتی بهزاد بلور و واکنش مخاطبان نشان می دهد که ایشان حتی در بین هواداران خود (نه با مقیاس و استانداردهای اسلامی و ایرانی که با معیارهای رسانه ای انگلیسی) به وقاحت و پرده دری شهرت داشته و این قضاوت عمومی به سادگی در اظهار نظرهای مخاطبان برنامه های وی قابل مشاهده است.
بد نیست برای بررسی این ادعا به چند نمونه توجه کنیم: این تهیه کننده تفریحی-فرهنگی بی.بی.سی فارسی چند ماه پیش در یک برنامه زنده رادیویی آدرس ای میل یک دختر ۱۴ ساله مخاطب ایرانی را برای ارسال عکس های عریان خود برای آن نوجوان ، خواستار شد!

کسانی که با قوانین جزایی در بریتانیا آشنایی و سر و کار داشته باشند به خوبی می دانند که چنین اقدامی ضمن آن که در یک رسانه عمومی دولتی ، خلاف عرف و رویه بوده و موجب اخراج گوینده آن خواهد شد، از نظر قانونی نیز جرم محرز و مصداق کامل سوء استفاده جنسی از کودکان زیر سن قانونی (پیدوفیلیا) بوده و بدون تردید مستوجب پی گرد حقوقی، محاکمه و زندان است. ولی چه باید کرد که مخاطب ، ایران و ایرانی است و در برخورد با ایران هیچ آداب و ترتیب و منع اخلاقی وجود ندارد، هر چند متولی اصلی اجرای پروژه تلویزیون فارسی بی.بی.سی و شماری از همکاران ریز و درشت داخلی و فرامرزی وی منتسب به یک فرقه مذهبی (بهاییت) باشند که مدعی احترام به اصول شرافتی و رعایت مکارم اخلاقی است.

مورد دیگر سردمداری آقای بلور در اشاعه فرهنگ ، موسیقی مبتذل خیابانی آکنده از فحاشی رکیک است که وی این مساله را از بی.بی.سی به مجری گری کنسرت های لندن با استفاده از عنوان و سمت بی.بی.سی نیز کشانده است.
شدت ابتذال برخی از این محصولات موسیقی پخش شده در بی.بی.سی فارسی به حدی است که حتی برخی از شبکه های بدنام و بی اعتبار لس آنجلسی نیز به دلیل اشاعه فرهنگ دریدگی و دری وری از پخش آن خودداری می کنند.

با این وجود ، کمتر برنامه ای از مجموعه روز هفتم، شب هفتم و برنامه رادیویی زیگزاگ را می توان یافت که از نعمت این برنامه های بی هویت، مبتذل و توهین آمیز بی بهره باشد.
اخیرا نیز در برنامه رادیویی تازه متولد شده موسوم به زیگزاگ که دارای یک سایت مستقل اینترنتی هم هست و با مدیریت مجموعه تراست بی.بی.سی جهانی اداره می شود، از سوی مجریان، نحوه تولد این برنامه بدون پرده پوشی دقیقا به عمل نزدیکی، تجاوز جنسی، بارداری و تولد یک نوزاد تشبیه شده که این قلم از بیان عین کلمات آن شرم دارد.
از همین دست جناب آقای بلور در پست روز ششم ماه مه وب سایت شخصی خود، شرح مفصل و مشعشعی برای ارشاد خوانندگان، درباره سایز و دیگر جزییات آلت تناسلی خود را با عنوان “ورود افراد ۱۳ سانت به بالا اکیدا ممنوع است” ارایه کرده که با کمال معذرت و شرمساری از خوانندگان، بخش هایی از آن را با سانسور نقل می کنیم.

“… پیش از تکنوازی، به خودم گفتم ببینم که آلت تکنوازیم چند سانتیه؟ من که مطمئن بودم که ۱۵ سانت روشاخشه، با کمال اعتماد به نفس مترو گذاشتم کنارش…”
نویسنده ی ماهر، قدرتمند و فرهیخته و تهیه کننده حرفه ای رسانه قدرتمند و صادق بی.بی.سی فارسی با تاثر و تالمی وصف نشدنی و تراژیک به شاهکار ادبی، اخلاقی، هنری و البته رسانه ای خود ادامه می دهد: “چشمتون روز بد نبینه. عین ان وا رفتم! هر چی زور زدم، فکرای کثیف کردم فایده نکرد، اندازه اش ۱۳ سانته و بس.”
ادامه مطلب به تاثر شدید تهیه کننده ارشد تلویزیون، رادیو و بخش آن لاین فارسی بی.بی.سی و نتیجه گیری فیلسوفانه وی درباره این فاجعه تاریخی و جبران ناپذیر و جفایی که در عالم خلقت به او شده اختصاص دارد.

به دلایلی کاملا آشکار، ادامه این نوشته عفیف، آموزنده و سرشار از اطلاع رسانی تفریحی – فرهنگی آزاد و مستقل این روزنامه نگار ارشد بی.بی.سی متاسفانه حتی با حذف و تعدیل و نقطه چین نیز به هیچ وجه قابل درج نیست.
ممکن است ادعا شود که این مطالب در سایت شخصی نویسنده درج شده و لزوما ربطی به بی.بی.سی ندارد. در پاسخ باید گفت: اولا، همه فعالیت های آقای بلور با نام شبکه بی.بی.سی فارسی آمیخته، مطالب آن پر از ارجاع به فعالیت های وی در آن شبکه است و و حتی نام وبلاگ شخصی سابق او نیز از نام بی.بی.سی گرفته شده است.
کسانی که با رسانه های بین المللی و چرخه انتشار مطالب در رادیوها و دیگر رسانه های عمومی آشنا باشند به خوبی می دانند که فاصله بین تولید اولیه تا پخش ، فاصله زیادی است و در این مسیر، مسئولان و دبیران مختلفی مطلب را بررسی می کنند.

لابد این اظهارات و عملیات دقیق و محاسبه شده آقای بلور و تحقیقات ایشان درباره “رابطه شورت و سوراخ و دوستی” همان چیزی است که در سخنرانی آقای سمبروک رییس غیرمستقیم ایشان در همایش اصفهان به عنوان “اطلاعات و اخبار دقیق و واقعی” و “حفظ استانداردهای طلایی ارزش های عمومی” توسط بی.بی.سی از آن یاد شده است !
و دفاع جانانه آقای بلور از فحاشی در موسیقی رپ و متهم کردن مخالفان این مساله به سانسورچی بودن( این که بچه های رپر می گن که رپ نباید توش فحش باشه و حرف از پارتی و مواد بده ، منو یاد ارشاد میندازه. انگار این وزارتخونه تو DNA همه ایرانیا حله و هیج واکسنی نیست که مغلوبش کنه!) از چه سنخی است ؟!
انصاف باید داد. در طول حیات بخش های فارسی رادیوی اسراییل و تلویزیون و رادیوی آمریکا و دیگر شبکه های فارسی زبان بیگانه، با همه عملکرد منفی آن ها، چند بار چنین نوشته ای ارجمند و پرمغز را از یک نویسنده یا تهیه کننده ارشد آن شبکه ها سراغ دارید؟!

این در حالی است که مردم عادی معتقدند رادیوهای اسراییل و آمریکا مغرضند و غیرحرفه ای و بی.بی.سی منصف است و حرفه ای. این موضوع را هم باید در زمره غلط های مشهوری گذاشت که باید در آن ها تجدید نظر و بازنگری مجددی صورت گیرد.

آیا تولید و وجود این گونه مطالب ارزشمند است که آقای سمبروک را واداشته تا در نتیجه گیری سخنان خود اظهار نظر کند: “ایران نیازمند گوش کردن بیشتر به دنیا است”؟!
خوش خیالی و خام دستی است اگر تصور کنیم مدیریت بی.بی.سی از شاهکارهای آقای بلور بی خبر باشد. پرسشی که در این میان وجود دارد این است که اگر اقدامی مشابه نوشته آقای بلور توسط یک نویسنده بخش انگلیسی سرویس داخلی بی.بی.سی، آن هم با استفاده از نام، شهرت و نفوذ آن شبکه، صورت می گرفت چه برخوردی با او می شد؟