بهشت و جهنم از دیدگاه قرآن

پس از دگرگونی در کل نظا م آفرینش یا دو نفخه صور اسرافیلی و آشکارشدن صحرای محشر و حشر تمام موجودات، جهنم و بهشت نیز از ملکوت و باطن آفرینش پدیدار می شود.
و اذا الجحیم و اذا الجنة ازلفت.۱

آنگاه که جهنم شعله ور گردد و بهشت نزدیک شود.
جهنم تمام اهل محشر را احاطه می کند و صدای نفیر دلخراش آتش، زلزله بر اندام اهل محشر می اندازد. و نیز گفته شد که پلی از مو باریکتر و از شمشیر برنده تر برروی جهنم برپا می گردد که برروی این پل پنجاه موقف و گردنه به نام پنجاه وظیفه عبادی( اوامر و نواهی) مستقر می گردد. یک عده از آدمیان و جنیان بدون اینکه حق عبور از صراط و عقباتش را داشته باشند و به جرم شرک به خدا و فساد اعتقادی و عملی بدون حساب در شعله های جهنم افکنده می شوند

وعده ای دیگر قدم برروی پل نهاده مواقف را یکی پس از دیگری به تندی و کندی – بستگی به خلوص وکدورت اعمال دارد- پشت سر می گذارند و با پشت سرنهادن آخرین موقف که نامنش بنا به اکثر روایات« مرصاد»

( حق الناس) است، دیواره های با شکوه بهشت با درهای هشتگانه اش آشکار می گردد. هر طایفه ای به تناسب شأن ایمانی خود از یکی از این درها وارد می شود و در وضعی قرار می گیرد که تا ابد متنعم می شود. زندگی در این نشئه به قدری زیبا و لذت بخش است که انسان هرگز آرزوی تحویل و دگرگونی آن را به مخیله خود راه نمی دهد.

خالدین فیها لایبغون عنها حولاً.۲
در آنجا جاویدانند و از وضعی که دارند دگرگونی نمی خواهند.
کمتر کسی است که تاکنون از خودش این سئوال را نکرده باشد: بهشت کجاست؟ اگر بگوییم بهشت هم اینک موجود است اما در باطن این جهان مادی است، آنگاه بیان بعضی از روایات که وجود بهشت در آسمان و وجود جهنم را در زمین مطرح می سازند، خدشه دارد می شوند. و اگر بگوییم که با متلاشی شدن زمین و آسمان جهنم و بهشت برروی این ویرانه عظیم ساخته خواهد شد، این موضوع نیز مفاد بساری از احادیث را- که بهشت و جهنم را خلق شده و موجود می

مثالی و ملکوتی دارد و یک بعد مادی و طبیعی. جهنم و بهشت به صورت مثالی در ملکوت و باطن عالم ماده وجود دارد همانطور که بسیاری از صورتهای خیالی و مثالی در ماورای هیاکل جسمان در باطن روح ما وجود دارد و ما هر وقت که میل داشته باشیم آنها را از مخزن این صورتها، یعنی حافظه بیرون می آوریم و در صورت لزوم صورتهای تازه ای خلق می کنیم. بنابراین، جهنم و بهشت در حال حاضر وجود دارند اما بر ما که در عالم ماده اسیریم، پوشیده است. ظهور صورت مثالی جهنم و بهشت مستلزم یک دگرگونی همه جانبه در نظام مادی جهان است. همانطور که صورت پنهان میوه با دگرگون شدن وضع کل آشکار می شود،

صورت ملکوتی بهشت را پس از دگرگونی آسمانی و صورت ملکوتی جهنم را( جهنم و بهشت) مصالح مادی و بیرونی خود را از زمین و آسمان جستجو می کنند، همانطور که ملکات انسانی( صورتهای مثالی) با خاک و گل قیامت( بدن خاکی قیامتی) می آمیزد و شکل می گیرد. اینک به نمونه هایی از احادیث نوع اول( یعنی مثالی وملکوتی بودن بهشت و جهنم می پردازیم:

هروی( یکی از اصحاب امام رضا(ع) به امام عرض کرد: یا من رسول الله! درباره بهشت و جهنم به من خبر بدهید آیا آن دو هم اکنون خلق شده اند؟ امام(ع) فرمود:
« آری، رسول خدا زمانی که به معراج رفتند، داخل بهشت شدند و جهنم را هم دیدند. عرض کردم: عده ای می گویند: بهشت و دوزخ مقدر هستند که روزی آفریده شوند و اکنون خلق نشده اند. امام فرمود: آنها از ما نیستند و ما هم از آنها نیستیم. کسی که آفرینش( فعلی) بهشت و جهنم را انکار می نماید،، همانا پیامیر خدا(ص) را انکار نموده و ما را تکذیب کرده و بر ولایت ما نیست و در آتش جهنم مخلد خواهد بود.( آنگاه به آیه ای از آیات قرآن استناد می فرماید):
هذه جهنم التی یکذب بها المجرمون * یطوفون بینها و بین حمیم آن.۳

این است آن جهنمی که مجرمون تکذیبش می کردند در حالیکه آنها در جهنم بین آتش و آب جوشان دوزخ دور می زنند.
( و سپس به یکی از احادیث معراجیه اشاره کرده) از قول رسول خدا(ص) چنین می فرماید:« آنگاه که مرا به آسمان بردند، جبرائیل دست مرا گرفت و مرا داخل بهشت نمود و رطب بهشتی به من داد و من هم آن را تناول نمودم و نطفه فاطمه(س) از آن میوه بهشتی بسته شد از این جهت فاطمه حوراء انسیه( حوری با هویت انسانی) است هر وقت که مشتاق بوی بهشت می شوم دخترم فاطمه را می بویم».
* نمونه دوم

امام صادق(ع) فرمود« خداوند کسی را نیافریده مگر اینکه در بهشت منزلی و در جهم منزلی برایش خلق فرمود: پس هنگامی که اهل بهشت را در بهشت و اهل آتش را در آتش قرار دادی منادی ای ندا می دهد که ای اهل آتش! بیایید و آنها را در کنار آتش می آورد و از منازل آنها در آتش پرده برمی دارد سپس به آنها گفته می شود، این است آن منزلی که در صورت عصیان پروردگارتان، وارد آن می شدید…. سپس ندا می دهند: ای اهل جهنم، سرهایتان را بالا کنید و

منازلتان را در بهشت بنگرید، آنها، سرهایشان را بالا می کنند و منازلشان را در بهشت می نگرند، پس به آنها گفته می شود: این است آن منازلی که در صورت اطاعت پروردگارتان، داخل آن می شدید… پس آنها( بهشتیان فعلی) میراثشان( جهنم) را به جهنمیان فعلی می سپارند و جهنمیاان هم میراثشان( بهشت خود را) به بهشتیان فعلی می سپارند و این است قول خدای عزوجل:
« اولئک هم الوارثون الذین یرثون الفردوس هم فیها خالدون»۵

• نمونه سوم
رسول خدا(ص) فرمود: آنگاه که مرا به آسمان بردند، داخل بهشت شدم پس در آنجا ملائکی دیدم که مشغول بنا هستند: خشتی از طلا و خشتی از نقره می گذارند و گاهی هم از کار باز می ایستند. به آنها گفتم: چرا گاهی می گذارید و گاهی از کار باز می ایستید؟ عرض کردند: منتظر می مانیم تا مصالح برسند: گفتم: مصالح شما چیست؟ عرض کردند: قول مؤمن در دنیا
( یعنی):« سبحان الله والحمدلله و لا اله الله و الله اکبر»؛ که می گوید ما هم مشغول ساختن می شویم و هنگامی که نمی گوید ما هم کاری انجام نمی دهیم.۶

• نمونه چهارم
رسول خدا(ص) فرمود:« در لیلة الاسراء به ابراهیم(ع) برخورد نمودم و او به من گفت: به امنیت امر کن که تا می توانند در بهشت درخت بکارند، زیرا در زمین بهشت بسیار وسیع و خاکش بسیار پاکیزه است. گفتم مقصود از نهادن درخت در بهشت چیست؟ گفت:« لا حول ولا قوة الا بالله».۷
همانطور که ملاحظه می شود بهشت و جهنم تجسم خود اعمال است که لحظه به لحظه در حاق وجود آدمی که متصل به ملکوت آفرینش است، ساخته و پرداخته می شود و هر آن که انسان بمیرد از این ساخته ها و تصاویر پرده برداری می گردد:« یوم تبلی السرائر».

در ذیل نمونه ای از احادیثی که زمین و آسمان را، مکان جهنم و بهشت معرفی می کند، آورده می شود:
ابن عباس می گوید: دو تن از یهودیان بر امیرالمؤمنین( ع) وارد شدند و سئوالانی مطرح ساختند( منجمله): بهشت کجاست؟ جهنم کجاست؟ حضرت فرمود:
« اما بهشت، بهشت در آسمان است و اما آتش(جهنم)،جهنم در زمین.عرض کردند: مقصود از هفت( جهنم) چیست؟فرمود: مقصود هفت باب جهنم است که طبقه طبقه روی هم است. عرض کردند: مقصود از هشت( بهشت) چیست؟ فرمودند: هشت در بهشت.»۸
علی بن ابراهیم قمی در اثبات اینکه بهشت در آسمان است بر آیه ذیل استناد می کند.

لا تفتح لهم ابواب السماء و لا یدخلون الجنة.۹
«درهای آسمان برای آنها بازنشده و داخل بهشت نمی گردند.»
و در مورد زمینی بودن جهنم نیز به این آیه استناد می کند:
و اذا البحار سجرت

آنگاه که دریاها شعله ور می شوند.
در آیات سوره تکویر مقدمه پیدایش جهنم و بهشت را تغییرات عمده در آسمانها و زمین معرفی می کنند:
اذا الشمس کورت* و اذا النجوم انکدرت* و اذا الجبال سیرت* ….»۱۰

( ای رسول ما یادآور) هنگامی که آفتاب تابان تاریک شود. ستارگان آسمان تیره شوند. و کوهها به حرکت درآیند. و شتران عشار( دوماهه آبستن) را رها کنند و بدور افکنند. و هنگامی که وحوش به عرصه قیامت محشور شوند. و هنگامی که دریاها( چون آتش) شعله ور گردند. و هنگامی که نفوس خلق همه با هم جنس خود درپیوندند. و هنگامی که دختران زنده بگور شده را باز پرسند. که آن بی گناهان را شما به چه جرم کشتید؟ و هنگامی که نامه اعمال خلق گشوده شود. و هنگامی که آسمان را از جای برکنند. و هنگامی که آتش دوزخ را سخت بیفروزند. و هنگامی که بهشت را به اهلش نزدیک سازند.
درجات و اسامی بهشت

بهشت( جنت) همانطور که در قرآن کریم آمده است بصورت جمع( جنات) ذکر شده است:« جنات تجری من تحتها الانهار». بنابراین بهشت یکی نیست بلکه بهشتهاست.
امام صاق(ع) فرمود::« نگویید یک بهشت زیرا خداوند می فرماید:« درجات بعضها فوق بعض».( بهشت درجاتی است که بعضی فوق بعض دیگر است».
درجات بهشت فوقانی و درخشنان بودنشان بصورت طبقات نیست، این جهنم است که بصورت طباق( طبقه فوقانی) روی هم چیده شده که طبقه اسفل از

طبقه اعلی سوزنده تر و عذاب آورتر است، بلکه این درجه بندی( در بهشت) براساس تفاوت ماهوی لذتهای مادی و معنوی بهشتیان است. بعنوان مثال کسی از باغی پر از سیب خوشش می آید و دیگری از باغ پر از گیلاس، به همین جهت، بهشتیان به غیر از نعمات خود نعمات دیگران را آرزو نمی کنن، اگر چنین باشد بهشت، دار آرامش و لذت نیست، به همین جهت است که قرآن کریم در توصیف روحی بهشتیان می فرماید:

خالدین فیها لا یبغون عنها حولاً ۱۱
هیچ دگرگونی با وضعیت دیگری را طلب نمی کنند.
برای درجات بهشتی نمی توان تعداد معینی ذکرنمود زیرا مراتب ایمان محدود نیست در حدیث ذیل، محدودیت درجات در عدد صد شاید از مقوله کثرت باشد:
رسول خدا(ص) فرمود:« بهشت صد درجه است، مابین هر درجه ای از این درجات به منزله تفاوت درجه بین آسمان و زمین است. و فرودس عالیترین درجه است که وسط آن جایی است که از آن نهرهای بهشتی جاری می شود».۱۲

هرکدام از این درجات نامی دارد که قرآن کریم بعضی از آنها را ذکر فرموده است:
رضوان: ( آل عمران: آیه ۱۵)،الجنات النعیم : ( مائده ۶۵) ، دارالسلام:( نام عمومی تمام مراتب بهشت)، ( انعام : ۱۲۷)،جنات عدن: ( توبه: ۷۲)، جنات الفردوس ( کهف: ۱۰۷) ، جنةالخلد :

( فرقان : ۱۵)، جنات المأوی : ( تنزیل: ۱۹)، مقعد صدق: ( قمر: ۵۵)
حدیث ذیل نیز بعضی از اسامی بهشت را خاطرنشان می کند.
عبدالله بن علی، بلال حبشی مؤذن رسول الله (ص) را ملاقات می کند و از او می خواهد که بهشت را توصیف نماید. بلال هم از قول رسول خدا(_ص) حدیث مفصلی ذکر می کند که قسمت مورد نظر ما این است:

«…. گفتم: اسم این نهر چیست؟ فرمود: جنة المأوی، گفتم: آیا وسط آن غیر از این است؟( آیا مرتبه بالاتری وجود دارد)؟ فرمود: آری بهشت عدن، و آن در وسط بهشتهاست که دیوارهای آن از یاقوت سرخ فام است و سنگریزه هایش لؤلؤ. گفتم: آیا غیر از این بهشتها، باز هم هست؛فرمود: آری، بهشت فرودس. گفتم دیوارش چگونه است …. فرمود: دیوارش از نور است….».۱۳
ساختار بهشت

در توصیف دیوارها و کاخها وغرفه های بهشتی ما به کرات یا واژه های طلا و نقره و لؤلؤ و یاقوت و مرجان و … و سایر احجار کریمه برخورد می کنیم و تعجب می کنیم که: مگر با دگرگون شدن جهان و تغییراتی بنیادین که بوسیله حرکت جوهری صورت می گیرد باز هم این سنگها و مصالح مادی وجود دارد؟ پاسخ این سئوال این است که:

اولاً: در همین طبیعت مادی میلیونها سال طول کشیده تا خاک تبدیل به سنگ و سنگ تبدیل به فلزات کم استقامت و سپس محکم و محکم تر شده تا برسد به نقره و طلا و پلاتین وسایر سنگهای قیمتی نظیر فیروزه و یاقوت و زبرجد و ….

ثانیاً: در نظام آخرت همین خاکها و سنگها و فلزات با افاضه حضرت حق به فلزها و سنگهای بسیار زیبا و خوشرنگ تر مبدل شده که براستی قابل مقایسه با طلا و نقره و جواهر این دنیا نیستند. تنها اسم است که بین آنها اشتراک دارد همانطور که درباره بوها و طعمهای بهشتی خواهیم گفت با مشابه دنیویشان به هیچ وجه قابل مقایسه نیستند. بنابراین اگر قصرها و کاخها و غرفه ها و داخل و کناره نهرها با چنین الفاظی توصیف می شوند، جای هیچگونه تعجبی نیست. این تعجب و استبعاد ناشی از تنگ نظری ماست که دوست داریم همه چیز را با مشاهدات فعلی خود مقایسه کنیم، همانطور که جنین داخل در رحم هرگز میل ندارد بین غذایی که توسط خون از جدار رحم می آشامد باغذای خوشگوار طبیعت نظیر، شیر و گوشت و انواع میوه جات، تفاوتی قایل شود.