بيرينگهاي ساده

(بيرينگهاي ساده )
در صفحات بعدي ماروشها و داده‌ها و اطلاعاتي را در مورد طراحي بيرمنيگهاي Beamngs روغن‌كاري شده به صورت هيدروليكي رودين ميكس يا بيرينگهاي Full – Film (فيم – كامل )انواع ژورنال و thwust ارائه كرده‌ايم، به هر حال قبل از اين كه اين روش و متدها را بيان كنيم. به نظر مي‌رسد كه مفيد باشد اگر ما ابتدا آن جنبه‌هايي بيرينگ Beamngs مربوط به انواع قابل دسترس بيرينگ را مورد بررسي قرار دهيم. روش روغن‌كاري و روش‌هاي ( روغن‌كاري: سختي و براق سازي سطح: روشهاي ماشيني كردن machining، علامت‌ها (seals) و نسبتهاي طول به قطر ‌ باي كاربردهاي مختلف.

در پاراگراف بعدي بخشهاي مربوط به طراحي يك ‌ در مورد اين مسائل را به وجود مي‌آورد و تعديلاتي ‌ پلاتي دربارهاي قابل مجاز allowable Leamn)) از زماني كا ساير شرايط عمل كنند. full-film در يك بيرينگ Beamngs وجود دارد را ارائه مي‌كند.
رده‌هاي بيرينگ‌هاي ساده (Plain Beamng) – Beamng (بيرينگ ) نايي كه لغزشهايي در مقايسه بين سطح‌هاي mating (مات كننده ) ايجاد مي‌كنند شامل سه دسته كلي هستند: بيرينگ‌هاي راديال كه شافت‌هاي چرخنده Rotating shafls يا ژورنالها journals را حمايت مي‌كنند. بيرينگ‌هاي Thnust كه بارهاي محوري را در بخشهاي چرخنده ايجاد مي‌كند

. و بيرينگ‌هاي guide يا Alipper كه قسمتهاي متحرك را در يك خط مستقيم هدايت مي‌كند. بيرينگ‌هاي لغزنده راديال ما كه به طور عمومي بيرينگ هاي Sleeve (استوانه‌اي ) ناميده مي‌شوند ممكن است چندين ن.ع مختلف باشد، كه معمولي‌ترين آنها بيرينگ Plain full jouwnal است. كه در ‌ ۳۶۰۰ با mating jouwnal خود مي‌باشد، و بيرينگ pawtial jouwnal ‌ كمتر از ۱۸۰ درجه دارد. اين نوع آخري زماني مورد استفاده قرار مي‌گيرد كه جهت بار ثابت مي‌باشد و مزايايي مانند سادگي، راحت ‌ روغن‌كاري، كاهش اصطحلاك را دارد.

جنبشهاي نسبي بين بخشهاي بيرينگ هاي ساده مي‌تواند اتفاق بيفتد. (I) يك لغزش خالص بدون وجود مايع يا واسطه روان كننده گازي بين سطوح متحرك نظير همراه عمل خشك نايلون و تفلون (z) همراه روغن‌كاري هيرروديناميكي كه در آن يك گوه (wedge)يا film bildup واسطه روغن‌كاري كننده توليد شده است. همراه جدايش كلي يا بخشي سطوح بيرينگ (۳) همراه روغن‌كاري (روان كنندگي ) هيدرواستاتيك كه در آن يك واسطه روان كننده تحت فشار بين سطوح mating ايجاد مي شود كه يك نيروي مخالف در برابر بار به كار رفته يا جدا شدن اين سطوح ايجاد مي كند. و (۴) همراه يك شكل يا هيبريدب يا تركيبي روغن‌كاري هيدروديناميكي و هيدرواستانيكي.

در زير تعدادي از مزايا و مصدات بيرينگ هاي (plain) تماس لغزشي در مقايسه بيرينگ‌هاي (ضد سايش) تماس غلطشي ذكر شده است.
مزايا: ۱- نياز به فضاي كمتر. ۲- در هنگام كار كردن آرام‌تر و كم‌سر و صداتر هستند. ۳- از لحاظ هزينه قيمت پايين‌تري دارند، بخصوص در توليد با حجم بالا؛ ۴- استحكام و انعطاف‌ناپذيري و خمش‌ناپذيري بيشتري دارند. طول مدت استفاده آنها به طور كلي به خاطر fatigue محدود نيست.

زيان‌ها:۱- داراي اصطكاك و سايش بالاتر مي‌باشد كه در نتيجه منجر به مصرف نيروي بيشتري مي‌شود. ۲- در سيستم روغن‌كاري آمادگي بيشتري براي خراب شدن توسط مواد خارجي دارد.
۳- احتياج به روغن‌كاري (Lubwication) بيشتري دارند.
۴- آمادگي بيشتر براي خراب شده توسط تجهيزات روغن‌كاري مزاحم دارد.

انواع بيرينگ‌هاي Jouwnal انواع بسياري از اشكال بيرينگ Jounal به وجود آمده است: كه تعدادي از آنها در شكل I نشان داده شده است.
بيرينگ‌هاي حفره – محيطي Circumferential- bearings، شكل I(a) يك حفره روغني (groove) 1/0 دارد كه در در اطراف بيرينگ گسترش دارد. روغن تحت فشار در اين حفره باقي مي‌ماند. حفره بيرينگ را به دو بيرينگ كوتاه‌تر تقسيم مي‌كند. به هر حال فوايد مربوط پايداري كم اهميت مي‌باشد، و اين طراحي به طور كلي در wecipwating – load main و بيرينگ‌هاي ميله‌اي ارتباطي به خاطر يكپارچگي توزيع روغن‌ استفاده مي‌شود.

بيرينگ‌هاي استوانه‌اي كوتاه راه‌حلي بهتر نسبت به بيرينگ ciwcum fewential – gwoove براي كارهاي سرعت بالا و بار كمتر مي‌باشد. غالباً بيرينگ براي افزايش واحد بارگذاري به يك ميزان واقعي كوتاه شود، كه باعث مي‌شود شباهت (shaft) در يك وضعيت مختلف‌المركزي اساسي در بيرينگ قرار مي‌گيرد. تجربه نشان داده است كه به ندرت ناپايداري به وجود مي‌آيد زماني كه مختلف‌‌المركزي شافت از ۶/۰ بيشتر مي‌باشد. بيرينگ‌هاي بسيار كوتاه غالباً براي اين نوع كاربرد استفاده مي‌شود. زيرا آنها يك ظرفيت بارگذاري – چرخش موقت بالاتر توليد نمي‌كنند.

بيرينگ‌هاي cylindwical- orwshot شكل (b) زماني استفاده مي‌شوند كه سرعت‌هاي سطحي fprn10000 يا بيشتر وجود دارد، و جايي كه جريان روغن‌كاري اضافي براي حفظ يك درجه حرارت بيرينگ معقول مطلوب است به كار برده مي‌شود. اين بيرينگ يك حفره ciwcumfewential وسيع دارد كه از يك حفره روغن‌ محوري به حفره ديگر در طول نيمه بالايي بيرينگ گسترش دارد غالباً روغن براي حفره twailing- wdgeoil پذيرفته شده است. يك سوراخ ورودي براي كنترل جريان روغن به كار برده مي شود.

عملكرد كولر از حذف كردن عمل sheawing در طول يك بخش بزرگ از نيمه بالايي بيرينگ و به وسيله يك گسترش و محدوده بزرگ از جريان اضافي روغن سرد در طول نيمه بالايي بيرينگ به وجود مي‌آيد.
بيرينگ‌هاي فشاري، شكل (c) 1- يك حفره در طول نيمه بالايي بيرينگ به كار رفته است. حفره در يك dam (سد) تيز در حدود جهل و پنج درجه به صورت عمودي در جهت چرخش شافت shaft)) به پايان مي‌رسد. روغن به درون اين حفره با عمل shwar حاصل از چرخش شافت وارد مي‌شود و سپس به وسيله dam (سد) متوقف مي‌شود.

در عملكرد با سرعت بالا، اين موقعيت يك فشار بالا در طول نيمه بالايي بيرينگ به وجود مي‌آورد. فشار به وجود آمده در حفره روغن و در اطراف نيمه بالايي بيرينگ بار را در نيمه پاييني بيرينگ افزايش مي‌دهد. اين بار توليد شده مختلف‌المركزي شافت را افزايش مي‌دهد. اگر eccentricity (نا هم مركزي) به ميزان ۶/۰ يا بيشتر افزايش يابد مي‌تواند باعث عملكرد پايدار تحت شرايط سرعت بالا، كه باعث افزايش بارگذاري موثر مي‌شود. اين نوع طراحي يك زمان اوليه دارد. كثيفي موجود در روغن باعث خراشيدگي و سايش لبه تيز dam (سد) مي‌شود و به قابليت ايجاد فشار بالا آسيب مي‌رساند.

بيرينگ‌هاي حفره‌اي- چندگانه شكل (d) 1، گاهي اوقات براي ايجاد جريان افزايش يافته روغن استفاده مي‌شود. به نظر مي‌رسد كه وقفه و گسيختگي در ‌ روعن باعث مي‌شود كه بيرينگ يك عملكرد پايدار را نشان دهد.

بيرينگ هاي بيضوي شكل (e) I واقعاً بيضوي شكل نيستند، اما از دو بخش سيلندري شكل تشكيل يافته‌اند. اين بيرينگ دو قطعه‌اي، يك فاصله ايمن (clearance) بزرگ در جهت شكاف (split) دارد.و يك حد مجاز يا فاصله ايمن كوچك Snall clewance) ( در جهت بارگذاري با زواياي راست نسبت به split (شكاف) دارد. در بارهاي سبك ، شافت نسبت به هر دو نيمه بيرينگ در حالت مختلف‌المركز (wccwntwic) قرار مي‌گيرد، و شايد بيرينگ بيضوي شكل يك حريان روعن بالاتر نسبت بيرينگ سيلندري شكل نظيرش داشته باشد.

بيرينگ‌هاي Eeeiptical- overshowt (كه در شكل نشان داده شده است.) بيرينگ‌هاي بيضور شكلي هستند كه در آنها نيمه بالايي به وسيله يك حفره روغن وسيع در تماس با حفره‌هاي روغني محوري قرار گرفته است. اينها قابل مقايسه با بيرينگ‌هاي cylindwical –overshort (سيلندري شكل خيلي كوتاه هستند)
بيرينگ‌هاي بيضوي شكل جا‌به‌جا شده، شكل (F) I در مراكز تقان‌هاي دو بيرينگ هم در جهت عمودي و هم در جهت افقي جا‌به‌جا ديده مي‌شود. اين طراحي نسبت به يك بيرينگ سيلندري شكل منحني (stiffness) بيشتري هم در جهات افقي و هم در جهات عمودي دارد. همچنين جريان روغن بزرگتري نيز دارد. اين به طور وسيعي مورد استفاده قرار مي‌گيرد، اما باعث پايداري بالا و عملكرد سرمايشي بالا مي‌شود.

بيرينگهاي Three- Lobe كه از برش عرضي سه مكان دايره‌اي شكل ساخته شده‌اند.
اينها به صورت بيرينگهاي crntioil whip زمانيكه مركزهاي منحني هر يك از اين Lobe ها به درستي در خارج از دايره clearance قرار گيرد كه مركز شافت مي‌تواند در داخل بيرينگ باشد. سه حفره محوري براي تامين روعن وجود دارد. اين يك طراحي بسيار مشكل براي سازنده مي‌باشد زيراا اين لازم و ضروري است كه آن را به صورت سه بخش توليد كند. سوراخ (bore) به وسيله گوه‌هايي كه بين هر يك از اين سه بخش وجود دارند ماشيني شده است. گوه‌هابعد از اينكه ماشيني شدن كامل شد حركت مي‌كنند.

بيرينگ هاي Pivoted – shoe شكل (h) I يكي از بيرينگ هاي بسيار پايدار هستند. سطح بيرينگ به سه بخش يا بيشتر شده است كه هر يك از اين بخشها نسبت به مركز محوردار شده‌اند. درعمل، هر كدام از shoe ها براي ايجاد يك فيلم روغن گوه‌اي شككل wcdge- shaped 0/1 film كج شده‌اند. بنابراين يك نيرو را به وجود مي‌آورند كه تمايل دارد شافت (shaft) را به صرف مركز بيرينگ هل دهد. براي چرخش در يك جهت، shoe ها گاهي اوقات در نزديكي يك انتها محوردار شده‌اند و به وسيله خميده شدن به طرف شافت نيرو وارد مي‌كنند.

بيرينگهاي Nutwacker شكل (j) I از دو بيرينگ نيمه سيلندريكالي تشكيل شده‌اند بيرينگ قسمت بالايي به آزادي مي‌تواند در جهت عمودي حركت كند و به سمت شافت به وسيله يك سيلندر هيدروليكي نيرو وارد مي‌كند. فشار روغن خارجي ممكن است براي بارگذاري در نيمه بالايي بيرينگ توسط سيلندر هيدروليكي مورد استفاه قرار گيرد. با اين كه ممكن است روغن با فشار بالا از نيمه پايين بيرينگ به دست آيد

كه اين عمل به وسيله Tapping يك سوراخ به داخل فيلم روغن با فشار بالا انجام مي‌شود بنابراين يك بيرينگ self- louding را به وجود مي‌آورد. نوعي كه مي‌تواند ناهم‌مركزي eccentwicity بيرينگ را نسبت به نقطه افزايش دهد و باعث مي‌شود يك عملكرد پايدار حاصل شود. بيرينگ‌هاي هيدرواستاتيكي – بيرينگ‌هاي هيدرواستاتيكي زماني مورد استفاده قرار مي گيرند كه شرايط عمل كننده به روغن‌كاري fullfilm نياز دارد كه به طور هيدروديناميكي نمي‌تواند ايجاد شود. بيرينگ به صورت هيدروليكي روغن‌كاري شده چه thwust و چه wadial باشد تحت فشار حاصل از يك منبع خارجي روغن‌كاري مي‌شود. بعضي از مزاياي بيرينگ‌هاي هيدرواستاتيكي نسبت به ساير بيرينگ‌ها به قراري است كه ذكر ميشود.

اصطكاك و سايش كمتر: ظرفيت بارگذاري بالا قابليت اعتبار بالا، سختي بالا، و طول عمر طولاني.
بيرينگ هاي هيدرواستاتيكي به صورت موفقيت‌آميزي براي بسياري از كاربردها مورد استفاده قرار مي‌گيرد شامل ابزار ماشيني، آسياب‌هاي غلطشي (rolling mills) و ساير ماشين‌آلات با حركت كند و بارگذاري سنگين. به هر حال تكنيكهاي خاصي شامل يك دانش مربوط به مولفه‌هاي هيدروليكي خارجي كه براي package (دسته‌بندي كردن) بيرينگ مورد نياز است. طراح در مورد استفاده از اين نوع بيرينگ بدون يك دانش كامل در مورد تمام جنبه‌هاي مشكلات، بايستي هشيار و محطاط باشد. تعيين و مشخص كردن اجراي عمل كننده بيرينگ‌هاي هيدرواستاتيكي يك قسمت ويژه از رشته روغن‌كاري (Lubrication) مي‌باشد كه در كتابهاي مرجع خاصي به آن پرداخته شده است.

طراحي : طراحي در يك بيرينگ لغزشي به طور كلي در يكي از دو طريقي كه ذكر مي‌شود، انجام مي‌شود: (۱) يك بيرينگ تحت شرايط مشابهي عمل مي‌كند كه به عنوان يك مدل يا پايه و اساس مي‌شود كه با استفاده از آن بيرينگ جديد طراحي مي شود.

(۲) در غياب هز تجربه قبلي مربوط به بيرينگ‌هاي مشابه در محيطهاي مشابه ظرفيتهاي خاصي در ارتباط با شرايط عمل و نيازهاي عملياتي ساخته مي‌شود و يك طراحي آزمايشي بر اساس پارامترهاي طراحي كلي يا قوانين thumb انجام مي‌شود. آناليزهاي مفصل مربوط به روغن‌كاري (lubwication) براي انجام طراحي و جزئيات عمليات و نيازها انجام مي‌شود.

روشهاي عملكرد بيرينگ- توانايي جا‌به‌جايي بار يك بيرينگ لغزشي bearing) Sliding) بر اساس نوع فيلم سيال (fuid film) بين سطوح متحركش شكل گرفته است. تشكيل و شكل‌گيري اين نوع فيلم از يك جهت به طراحي بيرينگ و از جهت ديگر به سرعت چرخش بستگي دارد. بيرينگ سه شيوه يا قسمت طراحي عمليات دارد كه شامل full- film، mixed film و روغن‌كاري مرزي (boundary lubrication) مي‌باشد كه همراه با تاثيرات سايشي و اصطكاكي در شكل شماره ۲ نشان داده شده است. در ارتباط با عملكرد فيزيكي اين سه شيوه مي‌تواند به صورت زير توصيف شود.

۱- full –film يا روغن‌كاري هيدروديناميكي يك جدايش فيزيكي كامل از سطوح لغزشي را به وجود مي‌آورد كه منجر به اصطكاك و سايش كمتر و طول عمر بالا مي‌شود. براي انجام دادن روغن‌كاري Lubrication) )full- film در شرايط هيدروديناميكي، پارامترهاي زير بايستي انجام شوند. ۱- روغن كاري انتخاب شده ويزكوزيستي مناسبي براي عمليات ارائه شده دارد.

۲- سرعت‌هاي جرياني روغن‌ماري مناسب حفظ شده‌اند.
۳- روشهاي طراحي مناسب و ملاحظات طراحي مناسب مورد استفاده قرار گرفته‌اند.
۴- سرعت سطح در بيشتر از ۲۵ فوت در هر دقيقه حفظ شده است.
۱- زماني كه يك روغن‌كاري full- film حاصل شد ضريب اصطكاك بين ۰۰۵/۰ – ۰۰۱/۰ مي‌تواند پذيرفته شود.
۲- روغن‌كاري مرزي Boundawy Lunriction زماني اتفاق مي‌افتد كه سطوح لغزشي به يكديگر همراه فقط يك فيلم خيلي نازك روغن‌كاري ماليده شوند. اين نوعاز عملكرد فقط در استفاده‌هاي با حركت چرخشي كند يا حركت تناوبي قابل قبول است

. در روغن‌كاري مرزي كامل، حركت چرخشي يا تناوبي به طور معمولي از ۱۰ فوت در هر دقيقه كمتر مي‌باشد كه ضرايب اصطكاك حاصله بين ۱۴/۰ – ۰۸/۰ مي‌باشد. اين بيرينگ‌ها غالباً به وسيله گريس روغن‌كاري شده‌اند يا مكرراً توسط روعن‌، روغن‌كاري مي‌شوند.

۳- روغن‌كاري mixed- film يك روش عملياتي بين روشهاي full- film و مرزي مي‌باشد. همراه اين روش، يك جذابيت نسبي سطوح لغزشي به وسيله فيلم روغن‌كاري وجود دارد؛ به هر حال، در روغن‌كاري مرزي ،محدوديت‌هاي سرعت سطح و فرسودگي حاصل خواهد شد. با اين روش روغن‌كاري يك سرعت سطح از ۱۰ فوت در دقيقه تجاوز خواهد كرد كه ضرايب اصطكاكي بين ۰۸/۰-۰۲/۰ خواهد بود براي تقارب دادن به اين نقطه از عملياتش ، يك بيرينگ ژورنال از مقام اين روش‌هاي عملياتي عبور مي‌كند.

در نهايت ، journal و بيرينگ در مقياس با هم هستند، و بنابراين زماني كه شروع مي‌شود، عمليات در مرحله روغن‌كاري مرزي مي‌باشد. زماني كه شناخت Shaft)) با سرعت شروع به چرخش مي‌كند و فيلم هيدرواستاتيكي شروع به ساخته شدن مي‌كند، فعاليت بيرينگ وارد مرحلة روغن‌كاري mixed- film مي‌شود. زماني كه طراحي سرعت و بارها انجام شد، عملكرد هيدروديناميكي در يك بيرينگ خوب طراحي شده روعن‌كاري full- film و ايجاد خواهد كرد.

روشهاي بيرينگ‌هاي Retaining چندين روش وجود دارد كه مطمئن شويم كه يك بيرينگ در يك محفظه باقي خواهند ماند. روشي را كه بر اساس كاربرد ويژه مورد استفاده قرار مي‌دهيم: اما ابتدا نياز است كه ديواره بيرينگ ضخامت يكنواخت و يكساني داشته باشد تا از بروز نقاط ضعيف در ساختن و توليد جلوگيري شود كه ممكن است منجر به distortion (كج شدگي) گرمايي و الماسيتكي شود.

پرس كردن يا Shrink fit يك روش عمومي و رضايت بخش براي بيرينگ (retainin) پرس كردن يا shwink بيرينگ در محفظه همراه يك interfewence fit مي‌باشد. اين روش كاربرد و استفاده از بيرينگ‌هاي را كه در طول كل ديواره داراي يك ضخامت يكنواخت و يكسان هستند را ممكن مي‌سازد.

برش‌هاي استاندارد (standawd bushing همراه قسمت داخلي صيقل داده شده و قطرهاي خارجي در سايز داخلي تقريباً برابر با ۵ اينچ در دسترس مي‌باشد. Stock bushing به طور معمول در قطرهاي خارجي برابر سه اينچ يا كمتر با over nominal برابر ۰۰۳/۰ تا ۰۰۲/۰ اينچ توليد شده‌اند. براي قطرهاي بيشتر از ۳ اينچ، قطرهاي خارجي nominal over بين ۰۰۵/۰ – ۰۰۳/۰ اينچ مي‌باشد. زيرا اين مقاومت (tolerance) در بوشينگ‌هاي استاندارد ساخته شده‌اند، ميزان press fit توسط سايز و اندازة housing –bore ()سوراخ – محفظه)كنترل مي‌شود.

در نتيجه press (پرس كردن ) يا shrink fit ، سوراخ مواد بيرينگ matewid) bearing of bore The به وسيله مقداري بسته (Closein) مي شود. به طور كلي، اين قطر حدوداً به ميزان ۷۰ تا ۱۰۰ درصد ميزان ijterfednce fit كاهش مي‌يابد. هر گونه تلاش براي پيش‌بيني كاهش، به صورت يك تلاش براي جلوگيري از CIEARANCE MACHINING بايستي اجتناب شود.
Shrink fit بايستي به وسيله سرد كردن بيرينگ در يك مخلوط يخخش و الكل يا در هواي مايع انجام شود. اين روشها، از روشهاي گرمايشي و محفظه‌اي ساده‌تر و آسان‌تر هستند. يخ خشك در الكل يك درجه حرارت حدود ۱۱۰ درجه فارنهايت و هواي مايع در ۳۱۰ درجه فارنهايت مي‌جوشد. زماني كه يك بيرينگ در حوضچه پرس مي‌شود، driving force بايستي به صورت يكنواخت براي انتهاي بيرينگ استفاده مي‌شود تا از upsetting يا peening بيرينگ جلوگيري شود. سطح‌هاي mating بايستي تميز، براق شده باشند.

روش‌هاي Kejing يك تنوع از روشها مي‌تواند براي ثابت كردن موقعيت و وضعيت بيرينگ با توجه محفظه‌اش به وسيله Kejing مورد استفاده قرار مي‌گيرد. روش‌هاي Kejing ممكن در شكل شماره ۳ نشان داده شده است كه شامل: (a) set screws ، (b) ubodwuff key ، (c) boited beawing flanges ، (d) Threaded bearings ،(e) dowel pins ،(f) housing مي‌باشد.
فاكتورها بايستي مد نظر قرار گيرد، زماني كه انتخاب كردن هر يك از اين روش‌ها به صورت زير باشد:
۱- حفظ كردن ضخامت ديواره يكسان و يكنواخت مواد بيرينگ، به ويژه در ناحيهload- Carruing بيرينگ
۲- تا حد امكان فراهم كردن ناحيه تماس بين بيرينگ و محفظه، سطوح mating بايستي صاف و مسطح، تميز و عاري از هر عيب و نقص باشند تا انتقال گرما به راحتي صورت گيرد.

۳- جلوگيري از هر گونه تغيير شكل محلي بيرينگ كه ممكن است در نتيجه روش Keying به وجود آيد. ماشيني كردن ( (machiningبعد از Keying توصيه شده است.
۴- توجه كردن به امكان انحراف بيرينگ كه از تاثير تغييرات درجه حرارت در روش Keying خاص حاصل مي‌شود.
روشهاي sealing
زماني كه روان ‌كننده‌ها و سيالات در عمليات مورد استفاده قرار مي‌گيرند، آماده‌سازي بايستي به صورت نرمال انجام شود تا از نشت‌كردن به نواحي ديگر جلوگيري شود. اين آماده‌سازي به وسيله استفاده از دستگاه sealing و نوع ديناميك و استاتيك انجام شده اس

ت. سه واژه براي توصيف ايستگاه‌ها و ابزارهاي مورد استفاده قرار گرفته براي sealing استفاده مي شود.
Seal: يك وسيله جلوگيري كننده از حركت سيالات، گازها يا مواد در طول درزها، شكافها در يك ظرف مي باشد.
Packing: يك dynamicseal كه زماني مورد استفاده قرار مي گيرد كه بعضي از انواع حركت نسبي بين بخش هاي انعطاف ناپذير و سخت يك مجموعه اتفاق مي افتد.
Gaskets: يك staticseal كه زماني مورد استفاده قرار مي گيرد كه هيچ حركت نسبي بين بخش هاي وصل شده وجود نداشته باشد.

دو عملكرد مهم بايستي بوسيله تمام كاربردهاي sealing حاصل شدند : جلوگيري از فرار مايع و جلوگيري از مهاجرت مواد بيگانه از ديوار خارجي.

اولين چيزي كه بايستي مشخص شود اين است كه آيا اين مناسب است از seal استاتيك استفاده كنيم يا در seal ديناميك. براي از عهده برآمدن در مورد نيازهاي يك كاربرد است تيكي بايستي هيچ حركت نسبي بين قسمتهاي وصل شده پايين seal قسمت mating وجود نداشته باشد. اگر هيچ گونه حركت نسبي وجود نداشته باشد كاربرد بايستي به صورت ديناميك در نظر گرفته شود و seal بر طبق آن انتخاب مي شود.