چکیده
امروزه از روش های نوینی برای انطباق ساختارهای معماری با نیازهای کاربران استفاده می شود. یکی از این روش ها علوم نوروساینس است که تاثیراتی شگرف در حوزه های گوناگون علمی در چند دهه اخیر داشته است. پیشرفت های گسترده این دانش، زمینه را برای بکارگیری آن و ارتباطش با دانش معماری را فراهم ساخته است. با بکارگیری این دانش در مطالعات معماری می توان تاثیرات ساختارهای معماری را بر فعالیت های عصبی سیستم مغز کاربران فضاهای گوناگون شهری مورد بررسی قرار داد. این مطالعات معماران را به درک واکنش های رفتاری، روانشناختی و احساسی مشتریان در طراحی ساختمان ها نیز هدایت می کند.

بازار به عنوان مظهر کاملی از بنیان های مدنی و نمود عینی یک نظام اقتصادی و پیدایش فضاهای جمعی، در گذشته نقشی پراهمیت در زندگی مردم ایفا می کرده است. بر مبنای این فرض که با استفاده از معیارها و اصول نوروساینس می توان تاثیرات مثبت و منفی ای که این عناصر بر مغز و درک بصری کاربران دارند را نیز تشخیص و مورد بررسی قرار داد، این سوال مطرح می شود که عناصر کالبدی بازارهای ایرانی چه تاثیری بر درک بصری و شناختی کاربران دارند و چگونه این عناصر، الگوهای احساسی و رفتاری مشتریان و بازدیدکنندگان را تحت تاثیر قرار می دهند؟

در این راستا این مطالعه با بررسی های کتابخانه ای و با استفاده از روش توصیفی تحلیلی به دنبال دستیابی به اصولی در جهت پیشبرد این دانش در حوزه معماری و طراحی ساختارهایی مطابق با الگوهای رفتاری، روحی و عملکردی کاربران فضاها می باشد. دستاوردهای این نوشتار ارائه ساختارها و راهکارهایی علمی در جهت برانگیختگی احساسات مثبت و هیجانات کاربران فضاهای معمارانه است.

واژه های کلیدی: “نوروساینس”،” مغز و سیستم عصبی کاربران”، “ساختارهای معماری”،”الگوهای احساسی و رفتاری کاربران”،” معماری بازارها”.

۱

مقدمه
موج غرب گرایی ای که از چندین دهه پیش در ایران آغاز شده و تا به امروز ادامه داشته، کالبد و کارکرد بسیاری از ساختمان ها را تحت تاثیر قرار داده است. در این دوران روی کار آمدن سبک مدرن و پیروی صرفا تقلیدی و ظاهری معماران و طراحان از این سبک بدون توجه به سایر جوانب، جنبه های انسانی فضا را چه از لحاظ فیزیکی و چه از لحاظ روانی تحت تاثیر قرار داده است . درحالیکه انسان ها اصل اساسی طراحی و مخاطبان اصلی بناها می باشند . بنابراین ساختمان ها می بایست در خدمت انسان ها و بستر طراحی باشند.

انسانها موجوداتی با ابعاد فیزیکی- کمی و روانی- کیفی می باشند. در سده اخیر در حالیکه به ابعاد فیزیکی- کمی فضاها توسط معماران کم و بیش توجه می شده است اما ابعاد روانی- کیفی انسان ها (به عنوان کاربران اصلی ساختمان ها) کمتر مورد توجه قرار گرفته است. فضاهای معماری با زندگی انسان ها رابطه ای ناگسستنی دارند. انسان ها از طریق حواس خود با فضاهای پیرامونی خود ارتباط برقرار کرده و آنها را درک می کنند. درک فضا باعث بروز رفتارهایی در انسان ها می شود. معماران با چگونگی نحوه طراحی شان و ایجاد پدیده های گوناگون در فضاهای معماری می توانند بر ادراک و رفتار کاربران تاثیر گذارند. از دیدگاه فرتیز استیل:” اندازه مکان، درجه محصوریت، تضاد، مقیاس، تناسب، فاصله، بافت، رنگ، بو، صدا و تنوع بصری ادراکات و به تبع آن رفتارهای انسان ها را تحت تاثیر قرار می دهد.” [۱] معماران با تنظیمات درست هریک از این عناصر می توانند درک انسان از فضا را که تحت تاثیر فعالیت های یاخته های عصبی مغز است را تحت تاثیر قرار دهند. یاخته های عصبی مغز انسان در مواجهه با هر یک از این پدیده ها شروع به فعالیت می نمایند. این فعالیت ها پس از طی مراحل پردازشی منجر به بروز احساسات و رفتارهایی خاص در کاربران می شوند. در این راستا معماران با همکاری متخصصان علوم اعصاب و علوم شناختی می توانند دست به طراحی هایی مطابق با الگوهای رفتاری و احساسی کاربران زنند و وجوه ذهنی کاربران را تحت تاثیر قرار دهند و در نهایت احساس لذت و خوشایندی را برای آنها در ساختمان هایی با کاربری های متفاوت در شهرها فراهم نمایند.

بازارها یکی از مهمترین کاربری های چند منظوره شهری در گذشته به شمار می رفته اند، که شهروندان برای هدف خاص خرید و یا گذراندن اوقات فراغت و … به آنجا مراجعه می نمودند. بنابراین توجه به ساختارها و عناصر کالبدی و معنوی شکل دهنده این کاربری ها در جهت برانگیختن حسی مثبت برای کاربران و احساس خشنودی آنها امری حیاتی به شمار می رود. این نوشتار با مطالعه و بررسی موضوعات مرتبط با معماری و یافته های علوم اعصاب در این حوزه به بررسی راهکارها ایده های خلاقانه و معمارانه طراحان و معماران در طراحی بازارها در گذشته نیز پرداخته است. با وجود اینکه سال های بسیاری از ساخت بازارها می گذرد، مشاهده می شود

که طراحی هر یک از عناصر این بناها علت خاصی داشته و برای رفع نیازهایی مشخص به کارگرفته شده اند.

با تکیه بر اصول و مبانی نوروساینس می توان ادعا نمود که بکارگیری هر یک از عناصر کالبدی و محتوایی در ساختار بازارها علت خاصی داشته و موجب برانگیخته شدن احساسات و واکنش های رفتاری خاص و رفع نیازهایی مشخص در کاربران این گونه فضاها می شده است. امروزه قواعد نوروساینس و ارتباط آن با دنیای معماری را می توان به عنوان روشی نوین در فرآیند طراحی معماری به شمار آورد که افق های جدیدی را در پیش رو دارد. با ترکیب راهکارهای حاصل شده از ارتباط میان نوروساینس و معماری بازارها و شیوه های زندگی امروزی انسان ها می توان در جهت رفع نیازهای کاربران و ایجاد فضاهایی امروزی در تطابق با ترجیحات آنها گام برداشت.

ادراک محیط:
درک محیط یکی از مفاهیم مهم در عرصه معماری و مطالعات متقابل انسان و محیط می باشد. دنیای اطراف سرشار از محرک هایی است که از طریق حواس پنجگانه انسان ها دریافت می شوند، به بیانی ساده تر می توان ادعا نمود که هر عنصر یا ساختاری در محیط، که قابلیت درک شدن را داشته باشد نیز به ادراک محیط کمک می کند. ” نظام عصبی و ادراکی انسان مسئول برقراری ارتباط بین انسان و محیط پیرامونی او است.” [۲]

کاربران فضاهای معمارانه، محیط های اطرافشان را از طریق ویژگی هایی که در آنها وجود دارد نیز شناسایی می کنند مانند فرم، رنگ، تناسبات، هندسه و … . محیط های پیرامونی سرشار از محرک های بصری است، گیرنده های بینایی اطلاعات را دریافت نموده و به سیستم عصبی منتقل می سازند. آنچه را که از محیط تبدیل به اطلاعات معنایی می شوند نیز ادراک محیط نام دارد. انسان ها از طریق ادراک می توانند با محیط اطراف خود در تعامل باشند. امروزه طراحان به دنبال این مسئله می باشند که فرآیند طراحی شان را به گونه ای پیش برند و به نتیجه برسانند که درک مناسب و خوبی از محیط برای کاربران فراهم آورند تا آنها با حضور در آن فضا حس آرامش را درک نمایند. از زاویه زیست شناختی، ادراک محیط را می توان تجاربی ذهنی از محیطی که شامل عناصر و اجزای گوناگون است نیز در نظر گرفت، که معمولا ناشی از تحریک گیرنده های حسی بدن است. ” این تحریک ها به وسیله مکانیزم هایی به صورت فعالیت های نورونی تبدیل شده و سپس به نواحی مرکزی نظام عصبی فرستاده می شوند تا در آنجا پردازش نورونی بیش تری بر روی آنها صورت گیرد این مرحله، مرحله نهایی از پردازش نورونی در مغز است که پایه گذار ادراکات انسان ها از محیط های اطراف می شود.” [۳] اینجاست که نقش پراهمیت مغز و سیستم عصبی انسان ها در فرآیند ادراک محیط باز شناخته می شود. برای داشتن محیط

۲

هایی سازگار و متناسب با نیازهای ادراکی- رفتاری کاربران، باید شناختی صحیح و دقیق از رابطه بین انسان و محیط به دست آورد.

درک بصری انسان ها برای برقراری روابط اجتماعی، درک محیط، ارتباطات محیطی، تجربیات و تصورات محیطی بسیار مهم است. در تصویر شماره ۱ چگونگی درک بصری انسان در محیط نشان داده شده است .

تصویر شماره ۱، درک بصری انسان ها ( ANFA workshop summery, (2005

این تصویر نشانگر این موضوع است که یک عنصر محیطی چگونه از طریق شاخصه هایش ( درخشانی، رنگ، بافت و …) به تحریک قوای بینایی انسان می پردازد. سلول های بینایی انسان عناصر گوناگون این تصویر را از یکدیگر تمییز می دهند و بعد آنرا از طریق معنا بخشی طی یک فرآیند ذهنی و( با بر انگیختن احساسات و توجه، ایجاد خاطره و اثر گذاری بر سیستم عصبی) درک کرده و منجر به بروز رفتار می شود.

بدین منظور به دلیل ارتباط تنگاتنگ ادراک با نظام عصبی و پرداختن به جزئیات رابطه بین انسان و محیط، در بخش بعد به ساختار مغز و سیستم عصبی انسان و چگونگی عملکرد و نقش آن در فرآیند ادراک نیز پرداخته شده است.

ساختار مغز و دستگاه عصبی انسان

مغز یکی از حساس ترین و پیچیده ترین اعضای بدن به شمار می رود که بخشی از سیستم اعصاب مرکزی است .” دستگاه عصبی انسان مجموعه ای از سلول ها و ارتباطات سلولی است که باعث برقراری ارتباط انسان با دنیای درون و محیط پیرامون شده است. دستگاه عصبی از سلول هایی تشکیل شده است که وظیفه آنها دریافت محرک های حسی و انتقال آنها به اندام های عمل کننده ( غدد یا عضلات) می باشد. در دستگاه عصبی محرک های حسی که دارای منشا درونی یا بیرونی هستند با یکدیگر هماهنگ می شوند. پیام

های عصبی وابران۱ نیز با یکدیگر هماهنگ شده و باعث عملکرد هماهنگ اندام های عمل کننده می شوند.” [۴] مغز دارای قسمت های مختلف با عملکردهایی متفاوت است که به شرح زیر است:

-۱ نیمکره های مغز ( مخ)
-۲ ساقه مغز
-۳ مخچه
-۴ قشای مغز ( قشر مخ)
-۵ سیستم لیمیک

متوسط وزن مغز در مردان ۱۳۵۰ گرم و در زنان ۱۲۵۰ گرم است که یک پنجم از انرژی تولید شده در بدن به وسیله مغز استفاده می شود. اولین و مهم ترین جزء از مغز نورون ( سلول عصبی) نام دارد که به عنوان پایه ای ترین قسمت از مغز معرفی می گردد مغز از تعداد زیادی سلول عصبی به نام نورون تشکیل شده
است. مغز از طریق این سلول ها پیامهای مختلفی (پیام های عصبی) را به قسمت های مختلف بدن فرستاده و پیامهایی را نیز دریافت میکند. مخ بخشی از مغز است که به صورت دو نیمکره می باشد که مرکز فرایندهای عالی ذهن، محل ثبت احساسها، آغاز اعمال ارادی، تصمیمگیری و تدوین نقشه است.۲ قسمت های مختلف تشکیل دهنده نیمکره ها شامل لوپ پیشانی، لوپ آهیانه ای، لوپ پس سری، لوپ گیجگاهی و لوپ حاشیه ای است که هر یک وظیفه خاصی را بر عهده دارند. در تصویر شماره ۲ بخش های مختلف نیمکره مغز و عملکرد هر یک نشان داده شده است.

تصویر شماره ۲، بخش های مختلف نیمکره مغزی، ماخذ:

(www.pinterest.com)
مغز به عنوان یکی از ارگان های بدن تمامی ادراکات حسی را از حواس پنجگانه دریافت و آنها را پردازش می نماید . ” بخش بزرگی از مغز به قوای بینایی و هماهنگی اش با سایر حواس اختصاص داده می شود” [۵]

-۱ پیام هایی که از مغز و نخاع به سمت اندام ها و ماهیچه ها ارسال می شود.
-۲ برگرفته از سایت http://fa.wikipedia.org

۳

رسانش پیامهای عصبی را بر دوش دارند. نورون ها سلول های
سامانه عصبی بدن انسان از یاخته های عصبی ای تشکیل شده تحریکی هستند که برای دریافت محرک ها و هدایت جریان عصبی
است که دارای خواص ویژه ای از جمله تأثیرپذیری نسبت به تخصص یافته اند.” [۴]
محرکهای خارجی، ایجاد یک جریان عصبی که نمایانگر تأثیر نورونها از راه رشتههایی بنام دندریت پیام را دریافت کرده و از راه
محرک است، هدایت جریان عصبی از یک نقطه ی دستگاه به نقطه رشتههای دیگری بنام آکسون پیام را به یاخته دیگر رسانش میکنند.
ای دیگر و سرانجام انتقال آن از یک واحد عصبی به واحدی دیگر نیز در سیناپس نورونها به یکدیگر یا به اندامهای بدن پیوسته
می باشد. یکی از وظایف سامانه عصبی دریافت پیام ها از حواس نمیشوند، بلکه تنها در نزدیکی هم قرار میگیرند و با تراوش
پنجگانه است. دریافت حواس هنگامی اتفاق میافتد که
بدن از
پیامرسانهای عصبی (مانند استیل کولین یا نور اپی نفرین) پیوند
راه نورونها، گلیا و سیناپسها۳به گردآوری اطلاعات و دادهها برقرار میگردد. هریک از این یاخته های عصبی توانایی ارتباط و