بیماری های هلو

سفيدك پودري هلو و شليل
 سفيدك پودري هلو و شليل Peach powdery mildew
بيماري سفيدك سطحي يا سفيدك نمدي هلو اولين بار در ايران دراطراف تهران درسال ۱۳۲۶ توسط اسفندياري گزارش شده است. معمولا درهرجا كه هلو كشت مي‌شود بيماري نيز ديده مي‌شود. علاوه بر هلو به شليل نيز حمله مي‌كند. عامل بيماري قارچ Sphaerotheca pannosa var. Persica است. علت نامگذاري آن به پانوزا بواسطه توليد حالت نمدي است. قارچ انگل اجباري است و نمي توان آن را روي محيط كشت پرورش داد. اين قارچ زمستان را به دو صورت ريسه درجوانه و بصورت كليستوتيسيم مي‌گذراند.

نشانه‌هاي بيماري روي برگ در ابتدا بصورت ايجاد لكه‌هاي سبز كمرنگ و يا مايل به قهوه‌اي ودرنهايت تشكيل بافت نمدي است. برگهاي پير بندرت مورد حمله قارچ قرار مي‌گيرند و مقاومند. خسارت بيماري در حالتي كه به ميوه حمله مي‌كند فوق‌الاده زياد است زيرا ارزش و بازار پسندي ميوه بطور محسوس تقليل مي‌يابد. روي ميوه لكه‌ها گرد هستند. اگر ميوه سبز باشد لكه سفيدرنگ و اگر ميوه متمايل به قرمز رنگ باشد لكه زرد چركين به نظر مي رسد. قسمتهاي لكه‌دار ميوه سفت و سخت شده و از رشد طبيعي باز مي‌ماند. سرشاخه‌هاي مبتلا به قارچ باريك و ضعيف مانده وجوانه‌هاي آنها كوچك مي‌شود.

كنترل بيماري:
• كنترل مكانيكي: آبپاشي، باران، آب سردوگرم ، ازبين بردن غشاي نمدي ازجمله اقداماتي است كه دركاهش بيماري موثر است.
• كنترل بيولوژيكي: قارچ عامل بيماري در مناطق مرطوب بوسيله تعدادي قارچهاي هيپرپارازيت كه مهمترين آنها Cicinobolus cesatii مي‌باشد پارازيته شده‌اند و ازبين مي روند ويا لااقل كاهش مي‌يابد.
• كنترل زراعي: حفظ حاصلخيزي خاك، هرس و واريته‌هاي مقاوم(ارقام هلو مخملي، كاردي و حاج كاظمي نسبت به بيماري حساس و ارقام پائيزه مقاومند.)
• كنترل شيميايي:
۱- دينوكاپ(كاراتان) LC EC 35% و ۱ درهزار
۲- دينوكاپ(كاراتان) FN-57 WP18.25% و ۱ درهزار
۳- سولفور(الوزان- كوزان) WP80-90% و ۴-۳ درهزار
۴- بنوميل(بنليت) WP 50% و ۰٫۵ درهزار
توصيه‌ها: بهترين زمان سمپاشي بعد از ريختن گلبرگها و تشكيل ميوه است. درصورت لزوم ۷-۳ نوبت سمپاشي انجام مي‌گيرد. نوبت اول سمپاشي مهم است و سمپاشي‌هاي بعدي به فاصله ۱۰ روز انجام مي‌پذيرد.

بیماری سفیدک سطحی هلو و شلیل
 عامل بیماری: var. persicae Sphaerotheca pannosa
 علایم بیماری :
ابتدا روی برگها و سر شاخه های جوان لکه های رنگ پریده ظاهر می شود که تدریجا از میسلیوم سفید نمدی شکل پوشیده می گردند. برگهای مورد حمله پس از مدتی شکل طبیعی خود را ازدست می داده – پژمرده و خشک می گردند.وسپس می ریزند بخش انتهای شاخه های جوان نیز از میسلیوم سفید رنگ قارچ پوشیده می شود.میوه های آلوده چنانچه ریز و ابتدای تشکیل آنها باشد می ریزند . اگر میوه ها بعدا آلوده شوند روی آنها لکه های سفت به رنگ سفید یا قهوه ای متمایل به خاکستری ایجاد می گردند. باغداران به این بیماری کچلی هلو می گویند.

مبارزه:
برای مبارزه می توان از الوزال به نسبت ۵ در هزار و یا ازکاراتان به نسبت ۱٫۵در هزار استفاده نمود.
▪ پیچیدگی برگ هلو Peach Leaf Curl

بیماری پیچیدگی برگ هلو که به فارسی بیماری لب شتری و یا بیماری باد سرخ هلو نامیده می شود ، اولین بار در اوایل قرن نوزدهم در اروپا شناخته شده است و در آمریکا نیز بیماری مزبور زودتر از سایر بیماری های هلو مشخص گردیده است و در سال ۱۸۴۵ از ایالات شرقی آمریکا و در سال ۱۸۵۵ از ایالت کالیفرنیا گزارش شده است . در ایران نیز احتمالاً بیماری از قدیم الایام وجود داشته است ولی اولین گزارش کتبی مربوط به سال ۱۳۲۵ از اسفندیاری می باشد . بیماری پیچیدگی برگ هلو با آنکه در بعضی از مناطق جهان به علت نا مساعد بودن شرایط محیطی وجود ندارد ولی خسارت آن در اروپا و قسمت هایی از چین ، افریقا ، استرالیا ، آمریکای جنوبی، آمریکای شمالی و زلاند نو شدید می باشد . در ایران بیماری از نواحی آذربایجان ، سواحل دریای خزر ، استان های مرکزی ، اصفهان ، خراسان و زنجان گزارش شده و احتمال می رود که در بعضی مناطق هلو کاری دیگر نیز وجود داشته باشد .
▪ علائم بیماری
خسارت بیماری شامل پیچیدگی ، تورم و تغییر رنگ و ریزش برگ ها و آلودگی جوانه ها و سر شاخه ها و سرانجام ضعف کلی درخت می باشد . درختان جوان بیش از درختان پیر در برابر این بیماری حساس هستند و به طور کلی بیماری در مناطق گرم وخشک اهمیت اقتصادی ندارد . مشخص ترین علائم بیماری روی برگ ها ظاهر می شود ، به این که در بهار برگ ها پیچیده و پهنک در بعضی از قسمت ها متورم ، کلفت و به رنگ سفید ، زرد یا قرمز در می آید . به همین جهت در اصطلاح زبان فارسی بیماری لب شتری نامیده می شود . میوه ها نیز ممکن است آلوده شود و قبل از موعد مقرر بریزند . برگ های آلوده به بیماری زود ریخته و برگ هائی که بعداً تشکیل می گردند سالم باقی می مانند . نشانه های بیماری ممکن است فقط روی تعدادی از برگ های هر درخت ظاهر شود ولی عملاًتمام برگ ها را مبتلا می گرداند . موقعی که برگ های آلوده به رنگ قرمز یا ارغوانی در آمدند تشکیل اسپورهای قارچ عامل بیماری در سطح فوقانی شروع می شود . بارقارچ به صورت گرد خاکستری رنگی سطح برگ را می پوشاند و در همین موقع برگ ها به رنگ قهوه ای روشن درآمده و خزان می کند. این ریزش برگ بستگی به شرایط آب وهوائی دارد . به طوری که در هوای گرم وخشک برگ ها زودتر و معمولاً در اوایل تیر ماه یا در مرداد ماه می ریزد و اگر مقدار زیادی از برگ ها خزان کند برگ های جدیدی از جوانه های خواب تشکیل و ظاهر می شود . شاخه های جوان مبتلا نیز کمی متورم شده و رشدشان متوقف می گردد و یا اینکه به رشد خود ادامه داده و لکه ها به صورت شانکر باقی می مانند .
شکوفه ها و میوه های جوان آلوده نیز اغلب قبل از موعد می ریزد . روی پوست میوه های بزرگتر ، قسمت های تغییر رنگ یافته و چروکیده ای ظاهر می شود .
▪ عامل بیماری
قارچ عامل پیچیدگی برگ هلو اولین بار در سال ۱۸۷۵ توسط برکلی به نام Ascomyces deformans مشخص گردیده اما این نام با آنکه بعداً در سال ۱۸۶۹ توسط فوکل به Exoascus deformans تغییر یافت ، تولازنه درسال ۱۸۶۶نام این قارچ را Taphrina deformansکه در واقع همنام دو گونه فوق الذکراست می داند میسیلیوم و هیف های رویشی این قارچ با قارچ های دیگر متفاوت و مشخص می باشد . هیف های نسبتاً کوتاه ، خمیده ، پیچیده و طویل آنها بسیار متغیر و بندهای هیف نیز نامنظم می باشد و این نوع هیف ها را معمولاً در بافت پارانشیم برگ می توان یافت . هیف های زایشی یا آسک زای قارچ روی هیف های رویشی تکامل یافته تشکیل می گردد . هیف های رویشی زیر اپیدرم سطح فوقانی و ندرتاً سطح تحتانی برگ می رویند . این هیف ها در بین سلول های اپیدرمی نفوذ کرده و آزادانه بین اپیدرم و کوتیکول در جهات مختلف رشد و نمو می نمایند . سپس بزودی لایه هیمنیوم بین بافت اپیدرم و کوتیکول تشکیل می گردد . آنگاه هیمنیوم در بافت آلوده شکل گرفته و سرانجامتشکیل آسکوسپورهای قارچ را می دهد . آسک ها معمولاً اندازه شان متغیر و به طول ۱۷-۳۶ میکرون و عرض ۷-۱۵ میکرون می باشند . در داخل هر آسک معمولاً هشت آسکوسپورکروی که قطر آن بین ۳-۷ میکرون است تشکیل می شود . آسکوسپورها عموماً به طریق جوانه زدن تندش می یابند و تولید کنیدی می کنند .