تأثير جو روانی _ اجتماعی کلاس درپيشرفت تحصيلی

مقدمه
بنابر نظرات ، متخصصان تعليم وتربيت دورة ابتدايي يکی ازمهمترين سطح آموزشی است که درحقيقت ارکان وبنيان آموزشهای کلاسيک برآن استواراست . گفته شده است که سوادارتباط مستقيمی بافرهنگ داردوفرهنگ خودبه دوطبقه خاص وعام ويافرهنگ شخصی واجتماعی تقسيم می شود.

آنچه به نظرمی رسد فرهنگ غيرازسواداست امابايد توجه داشت که جهان بينی وبينش انسان به وسيله آن شکل ونشأت می گيرد هيچ کس رانمی توان بدون فرهنگ دانست . زيراروانشناسان ، جامعه شناسان وزيست شناسان براين عقيده اندکه حتی جانوران هم برای خودفرهنگی دارند که درمراحل پايين قراردارند .

بايد توجه داشت که تحصيلات درمدرسه که خود يک محيط اجتماعی است فرهنگ شخص راارتقاء می دهد وطبعا” وقتی آحادملت دارای فرهنگ وبينش بالاتری باشندمنحنی فرهنگ اجتماعی قوس صعودی رامی پيمايد .وقتی می گوييم مدرسه مکانی است که بابرنامه مشخص وزمان تعين ومعلم تعيطن شده درتعليم وتربيت وآموزش تحصيل نقش اساسی دارد واين بدان معناست که درآن تغييررفتاريايادگيری ايجادمی شود ، بنابراين بايداذعان نمودکه خودجامعه سبب آموزش می شودومدرسه نيزيک محيط اجتماعی است ووقتی که تغييررفتاردراوليای محصلين انجام شدوباسوادشدند،دارای فرهنگ وبينشی خواهندشدکه نسبت به سرنوشت فرزندان خودبي تفاوت نباشندوهمکاری وهمياری بااولياء مدرسه ومعلمين راسرلوحه کارشان قرارمی دهند وازاين ارتباط يکی ازراههای مهم پيشرفت تحصيلی است ( سيف ، ۱۳۶۵ )

پيشرفت تحصيلی دريک واحدآموزشی موجب می گردد تاحس رقابت درسايردانش آموزان برانگيخته شودمسايلی ازاين قبيل درمجموعه باعث می گردد تاجوحاکم برمحيط آموزشی دارای روند پياباشدودروضعيت زمينه های لازم برای رشد روحيه کنجکاوی ودقت دربين دانش آموزان فراهم می گرددکه درصورت هماهنگی سايرمسائل بااين وضعيت ، آينده نويدبخش ودرخشانی برای دانش آموزان متصوراست ( پورشافعی ، ۱۳۷۰ )

دربعداجتماعی مسئله پيشرفت تحصيلی می تواندموجبات نشاط محيط خانوادگی وابراز رضايت آنان را ازنهادآموزشی جامعه فراهم سازد واطمينان بيشترآنان رابه دست اندرکاران امرآموزشی جامعه بيشترکنداين امرنيز به نوبه خودموجب می گرددتاپيشرفت تحصيلی دانش آموزان که دراصل به معنای ايفای نقش محول به آنان است ، می توان درتعادل نظام اجتماعی نيز مؤثرواقع شود.وپيشرفت تحصيلی دانش آموزان يکی ازشاخص های مهم درارزشيابی آموزش وپرورش است وتمام کوشش ها وکشش های اين نظام ، درواقع جامة عمل پوشاندن،بدين امرتلقی می شودبه عبارتی جامعه به طورويژه نظام آموزش وپرورش نسبت به سرنوشت کودک ، رشدوتکامل موفقيت آميز وجايگاه او درجامعه علاقمندونگران است وانتظاردارد، ازپيشرفت تحصيلی به عنوان يکی ازابعادپيشرفت درنظام آموزش وپرورش ، مفهوم انجام تکاليف وموفقيت دانش آموزان درگذراندن دروس يک پايه تحصيلی مشخص ياموفقيت دانش آموزان درامريادگيری مطلب درسی مستفادمی شود(پورشافعی ، ۱۳۷۰ )

موضوع موردبررسی ماادراک انتظاردانش آموزان (دختروپسر) ومعلمان شان ازجوروانی _ اجتماعی موجوددرکلاس وهمچنين جوروانی _ اجتماعی موردتمايل درکلاس است که چقدرارتباط باپيشرفت تحصيلی داردبنابراين درصدد بررسی آن هستيم که معلمان به ويژه دانش آموزان چه برداشتی ازجوروانی _اجتماعی کلاس باجوآموزشی کلاس داردبه نظرآنان اين جوچگونه بايد باشد؟ اين مسئله درجايگاهی موردبررسی قرارمی گيرد که دارای اهداف آموزش وپرورش است .
۱) عنوان پژوهش : تأثيرجوروانی _ اجتماعی کلاس درپيشرفت تحصيلی ( پايه پنجم ابتدائی )

۲) بيان مسئله : بنابراين درپهنه موردمطالعه يک طرف معلم ودانش آموزان وازطرف ديگر آموزش مطرح است دراين موردمی توان گفت آموزش به هرگونه فعاليت ياتدبيرازپيش طرح ريزی شده گفته که هدف آن ايجاد يادگيری در ياد گيرندگان است .آموزش مستلزم فعاليت متقابل بين حداقل دو نفر معلم و متعلم است .(سيف ،۱۳۷۵ )
در آموزش ،بر قراری رابطه با شاگردان مهم است و برای اينکه شاگردان خبر ما را دريافت کنند لازم است که به چند نکته توجه شود واين به طور اجمال عبارتند از :خبر متناسب باشد :در بیانيه قابل فهم و معنا را ذکر شود و واکنش های دانش آموزان در مقابل آن متناسب و مثبت باشد و بين معلم و دانش آموزان رابطه متقابل وجود داشته باشد .
۳)سؤالات پژوهش

سؤالات مورد مطالعه در اين تحقيق بارتند از :
۱) آیا بین ادراک و انتظار ،دانش آموزان و معلمين از جو روانی _اجتماعی تفاوتی وجود دارد؟
۲)آيا رابطه بين ادراک و انتظار دانش آموزان از جو روانی _اجتماعی کلاس با پيشرفت تحصيلی وجود دارد ؟
۳)آيا رابطه ای بين ادراک و انتظار معلمين از جو روانی _اجتماعی کلاس ،با پيشرفت تحصیلی وجود دارد ؟

هر قدر متغيرها يا ادراک و انتظار که عوامل سازنده جو کلاس درس هستند به هم نزديکتر باشند جو مناسب تر است و در نتيجه پيشرفت تحصيلی بهتر خو اهد بود بنابراين در اين مورد می توان گفت :در محيط آموزشی ،شناسايي اين متغير ادراک و انتظارات دانش آموزان و معلمين از جو _اجتماعی کلاس ،معلمان را در رسيدن به اهداف آموزشی و تفکر دربارة شيوه های فعاليت آنها ما ياری می دهد واين پرسشنامه به نحوی مؤثر بازده دروس مختلف را بنابر کار برد مؤلفه های جو پيش بينی کند و يک ابزار معتبری برای پيشگيری بازده آکادميک دروس مختلف همانند تست ها بهره هوشی است .اين پرسشنامه می تواند به تنهايي همانند تستها ی بهره هوشی مورد استفاده قرار گيرد و يا اگر می خواهيم پيشگويي رابهبود بخشيم می توانيم آن را ه را ،با تستهای بهره هوشی بکار بريم .

۴)اهداف پژوهش
برای اينکه مسئله ممکن باشد لازم است که مؤلفه های سازنده ادراک و انتظار جو کلاس معين گردد سه مؤلفه کلی برای جو روانی _اجتماعی کلاس تعيين می کنند .۱- بعد تعامل افراد مشارکت ،ارتباط معلم شاگرد و ارتباط شاگرد با شاگرد .۲_ بعد تحولی و به پيشرفت تحصيلی توافق شده به کار و به هدف ۳_ بعد نگهداری مستقيم چيزی که به سازمان دهی مقررات و تغيير وابسته است (سير کمالی ،۱۳۷۲ ).مؤلفه های که برای گروه بندی جزئيات مشمول جو روانی _ اجتماعی کلاس ذکر کرد به قرار زير است مشارکت ، دلبستگی مقابل شاگرد _ شاگرد ، برخورداری از پشتيبانی معلم ، اهميت به کار و تکليف ،نظم و سازندهی ،مقررات ،نو آموزی ،و بر ضرورت تحقيق در اين نهفته است که آموزش بر اساس علاقه به دنبال خود موفقيت و کسب لذت همراه دارد و اين موفقيت به دنبال خود موجب پيشرفت تحصيلی می گردد و پيشرفت تحصيلی موجب علاقه دانش آموزان به تحصيل و ادامة آن می شود .
۵)فرضيه های اصلی پژوهش

فرضيه های مورد مطالعه در اين تحقيق عبارتست از :
۱_ بين ادراک و انتظار دانش آموزان و ادراک جو روانی _ اجتماعی و انتظار معلمين اين دانش آموزان جو روانی _اجتماعی تفاوت معنی داری وجود دارد.
۲)بين ادراک و انتظار دانش آموزان (از جو روانی _ اجتماعی کلاس ) با پيشرفت تحصيلی رابطه وجود دارد .
۳)بين ادراک و انتظار معلمين از جو روانی _ اجتماعی کلاس با پيشرفت تحصيلی دانش آموزان رابطه معنی دار وجود دارد .
۶) تعارف مفاهيم و واژه ها
الف _ تعارف نظری يا مفهو می

۱-۶)جو روانی :عبارت است از رابطه عاطفی بين معلم و شاگرد در چارچوب کلاس (ميرکمالی ،۱۳۷۲ ).
۲-۶)جو اجتماعی :عبارت است از محيطی که در آن محيط شاگردان به فراگيری علم و درک روابط اجتماعی می پردازند ( مير کمالی ،۱۳۷۲ )
۳-۶) پيشرفت تحصيلی :به رتبه و راندمان کار دانش آموزان به صورت معيار عددی در هر سه ماهه دوره تحصيلی و به خصوص در انتهای سال اطلاق می شود (بهاری ،۱۳۷۲ ).
۷)متغیرهای پژوهش
۱-۷) متغير مستقل :متغير مستقل مورد بررسی اين تحقيق جو روانی _ اجتماعی کلاس است و به عبارت ديگر ادراک و انتظارات دانش آموزان و معلمينشان از جو روانی _ اجتماعی کلاس است .

۲-۷)متغير وابسته :
متغير وابسته در مطالعه با پيشرفت تحصيلی است .واژه پيشرفت يعنی تغييرات ايجاد شده در جهت مطلوب و مساعد در رابطه با مسائل آموزشی پيشرفت و درجه موفقيت دانش آموزان در رسيدن به اهداف آموزشی از پيش تعيين شده بر روی رفتار دانش آموزان اعمال می شود و جنبه هايي از آنها قابل مشاهده و قابل اندازه گيری است تغييرات حاصل شده می تواند در هر کدام از سه حيطه شناختی عاطفی و يا روانی _حرکتی جايگزين می شود با اينکه اين سه حيطه اجزاء جدا نشدنی از همديگر ند ولی به دليل فقدان از ابزار های دقيق اندازه گيری برای تمام وسايل عاطفی عملا” قادر به بررسی هر گونه تغييربوجود آمده در رفتار دانش آموزان نيستم تا از شدت وضعف ويا در واقع از کيفييت تغييرات بوجود آمده آگاه باشيم .(صالحی حسينی ،۱۹۹۳ )

۳) متغير تعديل کننده :
۳-۷)متغير تعديل کننده در مطالعه ما چنين است که شامل دانش آموزان دختر و پسر است .
۴-۷) متغير مورد کنترل :در مطالعه حاضر پايه تحصيلی دانش آموزان سال پنجم ابتدايي است
۵-۷) متغير مداخله گر :متغير مداخله گر در مطالعه حاضر امر يادگيری است.

مقدمه
پيشرفت تحصيلی دانش آموزان يکی از شاخص های ههم در ارزشيابی آموزش و پرورش است و تمام کوشش ها و کشش های اين نظام ،در واقع جامة عمل پوشاندن ،بدين امر تلقی می شود .به عبارتی ،جامعه به طور ويژه نظام آموزش و پرورش ،نسبت به سرنوشت کودک ،رشد و تکامل موفقيت آميزوجايگاه او در جامعه ،علاقمند و نگران است و انتظار دارد از پيشرفت تحصيلی به عنوان يکی از ابعاد پيشرفت در نظام آموزش و پرورش ،مفهوم انجام تکاليف و موفقيت دانش آموزان در گذراندن دروس يک پايه تحصيلی مشخص يا موفقيت دانش

آموزان در امر ياد گيری مطلب درسی مستفاد می شود و وجه مخالف آن افت تحصيلی است که يکی از معضلات نظام آموزشی است می باشد که به شيوه های گوناگون همچون عدم موفقيت دانش آموزان در دستيابی به هدف های مقاطع تحصيلی مربوط ،مردودی و تکرار پايه های تحصيلی ،ترک تحصيل زودرس و بيکاری و بلاتکلیفی خود را نشان می دهد .ميزان

پيشرفت تحصيلی ،يکی از ملاک های کار آيي نظام آموزشی است .پيشرفت تحصيلی ،در گرو عوامل بيشمار است که می توان آنها در دو مقولة کلی عوامل مربوط به تفاوت های فردی و عوامل مربوط .به تفاوت های فردی و عوامل مربوط به مدرسه و نظام آموزش و پرورش بررسی نمود به عبارتی پيشرفت تحصيلی ،گاه به علت خصايص ويژگی های شخصيتی و شاخص ذهنی ،اجتماعی عاطفی ،خود دانش آموزان است که می تواند متأثر از عوامل مربوط به خانواده نيز باشد و گاه به علت کارکردهای مدرسه و نظام آموزش و پرورش البته اين دو تا حدی با يکديگر در تعامل اند (پور شافعی ،۱۳۷۰ )

مروری به تحول و پيشرفت تحقيقات در زمينة موضوع
پيشينه تحقيق
کلاس به عنوان جامعه کوچک و فرعی تشکيل از شرکت کنندگانی از جامعه اصلی هر شهر يا کشور است که از نظر فرهنگی رفتاری ،اجتماعی و شخصيتهای با هم متفاوتند و تمامی اين خصوصيات را با خود به درون کلاس می آورند .
بنابراين فرهنگی که هر کلاس در خود جا می دهد ارتباط تنگاتنگ با افرادی دارد که در آن کلاس فعالند وجود تفاوت های فردی بين افراد در کلاس باعث بوجود آمدن تعاملات روانی ،فکری ،اجتماعی و اخلاقی در آن کلاس می شود که اين تعاملات حکايت از جو روانی _اجتماعی کلاس دارد و از طرف ديگر چون افراد کلاس متفاوتند در نتيجه جوهای متفاوتی در کلاسها داير است لذا تعاريف متفاوتی برای جو بايد موجود باشد (به نظر بلوم (۱۹۶۴ )و به نقل از صالحی حسينی ۱۳۹۳ ) .
جو عبارتست از شرايط نيرو ها و محرکهای خارجی که در انسانها تأثير می گذارد و يا محرکهای خارجی را در عوامل فيزيکی ،اجتماعی و فکری خلاصه کرده است و دامنه متغير جو را از درونی ترين فعل و انفعالات اجتماعی تا نيروهای خيلی دور فرهنگی و سازمانی بيان کرده است و به نظر تاگيوری (۱۹۶۸ به نقل از صالحی حسينی )جو مجموع کيفيت محيطی داخل هر سازمان است چهار بعد بوم شناسی و قلمرو يا محيط و سيستم اجتماعی و بعد فرهنگی را بدان نسبت داده است .در اين زمينه بوم شناسی ارتباط مستقيم با وجود عوامل فيزيکی مواد و يا وسائل دارد. قلمرو در بر گيرندة افراد و گروهها ست بعد سيستم اجتماعی روابط الگو شده افراد و گروههاست بعد فرهنگی افراد و گروههاست بعد فرهنگی شامل سيستم های اقتصادی ارزشها ساختارهای تشخيص معانی است ،(موس ،۱۹۷۳ )
جو اجتماعی شامل سه بعد است :

۱_ روابط مشخص کننده نوع و شدت روابط انسانی در درون محيط است و این بعد حدودی را که افراد با محيط در گيرند و به يکديگر کمک می کنند و يا همديگر را کمک می کنند و يا همديگر هدايت می کنند،ارزيابی می کند .
۲_ نظام نگهداری و نظام تغيير بر گيرنده حدی است که محيط در انتظارات و با توقعات خويش ،منظم ،صريح و روشن است از کنترل و نظارت حمايت می کند متوجه و علاقمند به تغييرات و اصلاح آن است .

۳_توسعه مرزی و جهت گيری اهداف در بر گيرنده عامل بالقوه يا موقعيت محيطی برای رشد مسائل انسان و احترام به نفس است .ماهيت اصلی اين بعد تا حدودی از جامعه به جامعه ديگر تغيير می کند و اساسا” بستگی به اهداف جو محيط خاص دارد .(موس ،۱۹۷۳ )
جنبه هايي از محيط يا جو تمامی جنبه های فيزکی ،اخلاقی وعاطفی را که در تعيين رفتار دخالت دارد با واژه فشار بکار می برند و آن را به سه نوع فشار آلفا ،فشارهای عمدی بتا و اختصاصی بتا تقسيم کرده اند:

فشار آلفا جنبه هايي از محيط که رفتار اعضای شرکت کننده را تحت تأثير قرار می دهد بدون آنکه خودآگاه باشد.
فشار عمومی بتا که برداشت افراد فعال گروه از جو يا محيط از طريق يک راه منحصر بفرد است .
فشار اختصا صی بتا بر گزيده و رشتهای شخصی يا اختصاصی هر فرد در مقابل جنبه های بخصوص از محيط روانی است با توجه به مواردمذکور فشار جنبه ای از محيط يا جو است که شوق يا نا اميد کننده احتياجات و تقاضاهای فرد ی بشمار می رود و اگر هر دو واژه احتياج و فشار را در نظر بگيريم در حقيقت از جو صحبت کرده ايم. بنابراين در محيطهای تحصيلی نيازها در رابطه با خواسته ها و تمايلات دانش آموزان است و فشار در رابطه با برنامه محتوای آموزشی روشهای تدريس ،مديريت و سازماندهی مؤسسه وصغيت اخلاقی و عاطفی معلمان ،مديران و اعضاءديگری که در چرخه مدرسه فعالند خلاصه می شود( استرن اسيتن وبلوم ،۱۹۵۶ به نقل ازصالحی حسينی ،۱۹۹۲ )
جوهای تحصيلی مدارس شامل سه بعد است :

۱ _ بعد ساختاری :شامل وضعيت حرفه ای ،سطح آموزشی ،در آمد تعداد افراد خانواده ،هزينه ،نوع مدرسه اندازه کلاس و مدسه و غيره است که بازده آموزشی رابطور مستقيم تحت تأثير قرار نمی دهد.
۲- بعد نگرشی، نگرشها و اهدافی است که شرکت کنندگان اصلی در محيط به همراه خود دارند که حکايت از تفاوتها در طرز فکرها ،برداشت ها و ديدها ،معلمان ،مديران ،والدين ،برادران ،خواهران و دوستان آنهاست .
۳- بعد جزاگرد که اين بعد در رابطه با شرکت چيزها يا اعمالی است که شرکت کنندگان در محيط های آموزشی دانش آموز را تحت تأثير قرار می دهد (کيوز ،۱۹۷۲ به نقل صالی حسينی ،۱۹۹۳ ).
به طور کلی سه نوع جو روانی _اجتماعی کلاس را می توان نام برد :
۱- جو آموزشی بالا که رابطه صميمی معلمين و دانش آموزان مشارکت دانش آموزان در کلاس بحث ما و مناظره دانش آموزان با هم استقلال فکری دانش آموزان نسبت به گفته های معلم ،علاقه به پيشرفت تحصيلی دخالت در سازماندهی و نظم کلاس و غيره از خصوصيات آن است .
۲- جو روانی .اجتماعی پايين حکايت از جوی است که دانش آموزان از يک برنامه کلاس سخت و غير قابل انعطاف بر خوردارند در کلاس بحث و مناظره نمی کنند در انتخاب دروس علاقه نشان نمی دهند .
اشتياق کمتری به پيشرفت تحصيلی دارند ،می توان گفت که معلمين به طور منظم حضور وغياب می کنند
تادانش آموزان راوادارکنندکه به کلاس بياينداختلاف ودودسته ای بين اعضاء کلاس وجودداردوازويژگی بارزاين جوکمبود روابط انسانی است .
۳- جوروانی _ اجتماعی متوسط که مابين دو جوآموزشی مذکورقرارمی گيرد (صالحی حسينی ، ۱۹۹۳ ) . محيط ايده آل تحصيلی است که درآن دانش آموزان فعال باشندزيرادرروش فعال دانش آموزان مستقيما” درکلاس مشارکت دارند ودرگير تکاليف درسی وسازماندهی مطالب می شوند نقش معلم دراين روش هدايت غيرمستقيم دانش آموزان است وحتی دانش آموزان دربرنامه ريزی درسی واجرای مقررات موردتوافق کوشش می کنند. روش فعال باعث شکفته شدن شخصيت عقلی ، اخلاقی وسازمان يافتن مبادلات فکری می شود درنظريه ژنتيک ، تحول شناختی الزاما” برتعامل بين آزمودنی ودنيايي که وی رااحاطه می کندمبتنی است ( پياژه ، ۱۹۷۲ به نقل ازمنصوردادستان )
پس اصل نخستين اين است که هراندازه آزمودنی فعالترباشد ، موفقيت يادگيری بارورترخواهدبودوبه تناسب طرزروان بنه های آزمودنی به وی فرصت برخوردهای تنگا تنگ تری بادنيای جسمانی به افرادداده خواهدشد(پياژه ۱۹۷۲ _ به نقل ازمنصوردادستان )

سپس درروش فعالی که انسان بامسئله ايي درگيرمی شوداگرنتواند جواب مسئله راپيداکنددچارعدم تعادل می شودچون ارگانيزم دائما” درحال تعادل جويي است بنابراين فعالانه می کوشدتاجواب مسئله راپيداکندوبه تعادل برسد وتنها ازطريق روش فعال است که يادگيری واقعی صورت می گيرد دراين موردمی توان گفت : عمل لاينقطع اشياء راتغيير می دهدواين دگرگونی ها به نوبه خودموضوع شناخت انديعنی تأمل بين خواص اشياء وخواص توليدانسانی موجب شناخت اند انسان اشياء رانمی شناسد مگرآن که درآنها اثرکندودرآنها تغييرات به وجودآورد(منصوردادستان ، ۱۳۶۷ ).

واين شناخت ازاشياء ازسه راه انجام می شود :
۱- براثرتجربه ساده باتمرين
۲- براثرتجربه جسمانی به دست آوردن شناخت اشياء ازراه اختراع ساده ومنفک ساختن خاصيت جديدا” کشف شده ازساير خواص وعدم توجه بدانها.
۳- تجربه منطقی رياضی که مستقل برعمل کردن درمورداشياء است وشناخت رامستقيما” ازاشياء به دست نمی آوردبلکه دراشياء خواص راکشف می کند که عمل آن خواص رادارد ساخته است وقبل ازاين عمل ومستقل ازآن ، اين خواص بدانها تعلق نداشته است .(دادستان ،۱۳۶۷ )

پس می توان گفت که تنها روش فعال است که جو وانی _اجتماعی مناسبی را برای يادگيری ايجاد می کند و فرد را به ابداع و نوآوری ، انگيزه و رغبت و غيره وا می دارد و روش مستقل که شاگردان تنها بيننده و شنونده اعمال و گفتار هستند نمی تواند به يادگيری عمق بيانجامد گر چه ممکن است در روشهای غير فعال دانش آموزان با مطالب بيشتر آشنا گردند و مطالب بيشتری را به حافظه خود بسپارند ولی فقط به لفاظی کلمات می انجامد و فرد مطالب را درونسازی نخواهدکرد(پياژه ، ۱۹۷۲ ). ازتحقيقات انجام شده درکشورهای غربی می توان به اين موارداشاره کرد : درسال۱۹۷۲ توسط ميشروگوپيل دوتن ازروانشناسان معروف پرسشنامه ای مشابه همين پرسشنامه به بين ۱۸تامدارس ابتدايي درکشورکاناداانجام شدونتايج حاصل ازآن حاکی ازاين بودکه درک بچه هاازکلاس خيلی پايين ترازانتظارايشان می بودوبعدازتحقيق وبررسی علت عمدة آن رامخلوط بودن پسرهاودخترها دريک فضای آموزشی دانستندچراکه بيشترنارضايتی ها چه ازطرف معلم وچه ازطرف دانش آموزان بخصوص دختران ازاين بابت بود که سبب گرديده بودمحيط يک محيط ناآرام وغيرمفيدگردد چراکه دراين

فضاافکاروتنشهای ديگری نيز دورمی زدوعلت ديگرکه ازنظر شدت دردرجه دوم قرارمی گرفت استفاده ازمشروبات الکلی موادتوسط معلمين بودکه سببب می گرددراندمان کارتاحدچشم گيری پايين بيايد . لذاموس وگوپيل تصميم گرفتندبرای اثبات اين قضيه دوگروه شصت نفری ازبچه هاراجداکرده گروه اول راتحت همان شرايط آموزشی قرارداد . گروه دوم که شامل سی دختروسی پسربودراتحت شرايط جديد آموزشی که شامل تفکيک کلاس آنها ازهم (يعنی سی دختردريک کلاس وسی پسرهم درکلاس ديگر) وديگرانتخاب معلمينی که بعدازتست های اخلاقی هويت اخلاقی آنها ثابت گرديد . وموردتأييد قرارگرفته بودبرآنها درنظرگرفته شدبعداز شش ماه که ازاين کارگذشته باانجام مقايسه فرضيه های آنها جامه عمل پوشيد ومتوجه شدند که گروه دوم که تحت آموزش جديد قرارگرفته بودند ازنظرپيشرفت تحصيلی ۴۰% بيشترازگروه اول پيشرفت داشتند. باتوجه به صحبت های بالااين طورنتيجه می شودکه درکشورهای غربی نتايجی کاملا” متفاوت باکشورخودمان به دست می آيد وسلسله يادگيری وتربيت تحت الشعاع مسائل جنسی ومشروبات الکلی و…. قرارمی گيرد ( نصراصفهانی ، ۱۳۷۱ ).

۲) جايگاه علمی موضوع :
بنابراين درپهنه مورد مطالعه يک طرف معلم ودانش آموزان قراردارندوازطرف ديگر آموزش مطرح است دراين موردمی توان گفت آموزش به هرگونه فعاليت ياتدبيرازپيش طرحريزی شده گفته می شود هدف آن ايجاديادگيری دريادگيرندگان است . آموزش مستلزم فعاليت متفابل بين حداقل دونفرمعلم ومتعلم است (سيف ، ۱۳۷۵ )
درآموزش برقراری رابطه باشاگردان مهم است وبرای اينکه شاگردان خبرهارادريافت کنندلازم است که: خبرهای متناسب باشد (دررابطه بامحسوساتی که انتقال داده می شوند ) .
– خبردربيانی قابل فهم ومعناداربرای دانش آموزان ذکرگردد.

– خبرباواکنش های دانش آموزان متناسب باشد .
– شاگردان درمقابل خبرنگرشی مثبت داشته باشند.
– پذيرش بين معلم ودانش آموزان متقابل باشد (بهاری ، ۱۳۷۲ )
به طورکلی مدرسه کارا دارای يازده ويژگی است که پنج ويژگی آن عبارتنداز:
۱- تعليم وفعاليت شاگردرامدنظردارد.

– شاگردمسئول يادگيريش است درتوصيف موضوعات ووسايل موفقيتهای دروسش شرکت می کند وحتی ريتم يادگيريش راطرحريزی می کند.
– معلم راجع به اونقش منبع مشخصی رابازی می کنداوکمترروی تعليم متمرکزمی شودوبيشترروی شاگردان وساختارفعاليت ، معلومات ومهارتشان (دانش وزندگی ) متمرکزمی شوند.دراين مدارس کمترتعليم وبيشتريادگيری وجوددارد.

– دراين نوع مدارس ازاستانداردهای روشن وواضح عملکردشاگردان دفاع می شودکه اين عملکردها ی موردبحث قرارگرفته وشناخته شده هستندوهمه آنها راپذيرفته اند.
۳- بين معلم ودانش آموزان رابطه مثبت وجوددارد . مشخصه ای که باتعليم آموزشی ومسئوليت تعليم درقبال توفيق همة شاگردان وقبل ازهمه ضعیفترین شاگردان توصيف می شوند.
۴- تعليم برحسب احتياجات شاگردان اجرامی شود دراين مدارس ، معلمين ، شاگردان رامهم می دانند بدانها اعتماددارند احتياجات ورغبت های شخصی ايشان رادرنظرمی گيرند، آماده برای کمک بدانها هستندوشاگردان رابرای رفتارهای همکاری وخودپيروزی تشويق می کنند.

۵- نظم وانضباط دومشخصة مهم ديگريعنی اعتمادورفاه راهم شامل می شود.
بنابراين هدف ايجاديک محيط مناسب آموزشی عبارت ازاستفاده حداکثرازوقت وتلاش معلم ونيرو وتوان دانش آموزمعلم بايداداره کلاس درموضوع درس مسلط باشد وبايد برای آموزش مفيد وپرثمرتر ومهارت انتقال وتفهيم موضوع وچگونگی ايجادارتباط وتعادل راداشته باشد آنان بايد درکلاس فعالانه شرکت داشته باشند يک معلم بايدبداندکه چگونه وچقدر صحبت کند. دانش آموزان نبايد به طوردائم شنونده باشند آنان بايددرکلاس فعالانه شرکت داشته باشند ، سوال کنند وبه پرسش هاپاسخ دهنداظهارنظرکنند، ودرفرآينديادگيری شرکت داشته باشند.معلم بايدهنرهدايت فعاليت هاوبحث های کلاس رابه صورت مطلوب داشته باشد(اسلوين رابرت ، ۱۹۹۱ ). وبازنيزمی توان دررابطه باويژگيهای مهم ذکرنمودکه معلم نمونه سبک تعليم رامدنظرداردتااستعدادهای شاگردان رادرعملکردهای مثبت ( موضوعات ، محتوا ، روشهای کارو…. ) حساب کند، وهمچنين تعادل دقيقی بين خودرهبری وقدرت مرکزی ، استقلال موسسه وحمايت ازکوششهای آموزشی به وسيله مقامات تحصيلی برقرارنمايد وبتواند فرآيند يادگيری رابدون وقفه بارفع موانع به آسانی رهبری کند( بهاری ، ۱۳۷۲ ) .
درآموزش بايد خودکودک فعال باشد دراين موردپياژه می گويد : آموزش بايد فرصت بيشتری به کودک دهدتاعنان رفتاروتجارب خودش رادردست گيرد .ولی دراين حال مهم است که

مربی لوازم وشرايطی رادردسترس کودک قراردهد . تاراه پيشرفت نهائی هموارشودالبته منظوراين نيست که کودک به هرکاری مايل است بپردازدبلکه مقصودقراردادن اودرصحنه اوضاع واحوالی است که بتواندمسائل تازه ای رادروی برانگيزد وبين آنها ارتباط برقرارکند. بايددرعين آزادگذاشتن کودکان بتوان آن هاراهدايت کردوهمچنين اومی افزايد هدف ازآموزش که سهم عمده واساسی رامعلمين عهده دارند پروراندن افرادخلاق ، نوآوروخودپيشرواست (پيازه ،۱۹۷۲)
برای همين است که درنظام تربيتی اوبه روش فعال تأکيدمی شود. گرچه نوع آموزش تأثيرمستقيم دريادگيری است ولی يادگيری مطالب آموزشی به عوامل بی شمارديگرمثل هوش ، استعداد، تجارب تمرين انگيزه و… بستگی دارددراين موردمی توان گفت : يادگيری دانش آموزان ازتحصيل برنامه ريزی درسی زمان اختصاص يافته به آموزش وتمرين وتوانائی دبيران دراداره کلاس موفقيت وتحصيلات دبيران ورفتارآنان درکلاس بستگی دارد.ولی زمانی که کيفيت تدريس معلمان به طوررضايت بخش حل نشودپرداختن به سايرمسائل آموزش وپرورش امری بيهوده است . لذارهنمودهای زيرجهت بهبودی اين امرپيشنهادمی شود:
۱- شناختن دانش آموزان درفرآيند يادگيری باآنان .
۲- ايجادانگيزه وتشويق دانش آموزان .
۳- مشارکت دانش آموزان درفرآينديادگيری .
۴- بکاربردن مناسب شيوه های تدريس .
۵- مراعات اصول ارائه مطالب .
۶- برقراری نظم وانضباط درکلاس .
۷- استفاده ازوسايل کمک آموزشی .
۸- ايجادشرايط فيزيکی مناسب درکلاس .
۹- ارزشيابی مستمردانش آموزان .
هرچندکه شيوه تدريس معلمان درهرمقطع وپايه ای بايدمتناسب باهمان شرايط باشد (اصفهانی ، ۱۳۷۱ ).

ولی عوامل متعددی درنارسائيهای آموزشی نگرش معلمين ودانش آموزان درمدرسه دخالت دارندکه می توان گفت : هوش واستعداددررغبت وعلائق ديد فرهنگی عدم شرايط فيزيکی مطلوب درمدرسه تعدادبيش ازاستانداردافراددرکلاس ، عدم اطلاعات وتجارب کافی معلمين عدم تأمين کافی حقوق معلمين به شغلشان جوروانی ، اجتماعی مدرسه ،جوروانی اجتماعی کلاس وغيره ازميان عوامل فوق ، عامل روانی اجتماعی کلاس دردوران جوروانی اجتماعی مدرسه جای داردازاهميت بسزايي برخورداراست : جو روانی _ا جتماعی مطلوب روابط مثبت و هدف داری است که بين دو يا چند انسان در کلاس وجود دارد .بر قراری روابط انسانی مطلوب موجب علاقه و نگرش مثبت و پيشرفت تحصيلی می گردد .پس عوامل سازنده جو روانی اجتماعی کلاس دانش آموزان و معلم هستند که شرايط حاکم آنها را مجبور کرده است هر دو عضويت جامعه باشند دانش آموزان به حکم قانون آموزگاران به منظور تأمين معاش يا حرفه خاصشان که در جای ديگر بجز آموزش و پرورش بکار نمی آيد و بدين طريق منافع مشترک آنها ايجاد می کند تا آنجا که ممکن است زندگی را برای يکديگر لذت بخش و قابل تحمل تر نمايند .