فصل اول
کلیات و طرح تحقیق
( تأثیر اسباب بازی در بهبود کودکان پیش دبستانی بستری در بیمارستان)

مقدمه
شش سال اولیه زندگی کودک سالهای «حساس» هستند زیرا میزان رشد در این سالها نسبت به مراحل دیگر رشد، سرعت بسیار بیشتری دارد. پرورش کامل استعدادهای کودک، بویژه در این سالها نیاز به محیطی محرک و برانگیزنده دارد. منظور از «محیطی محرک را برانگیزنده» محیطی است که برای کودک فرصتهای فراهم می آورد تا کودک با آزمایشها، اشیاء و مکانهای متنوع روبرو شدن، کسب تجربه نماید. برای کودک فرصتهایی ایجاد می کند تا کودک با بزرگترها، گروههای دیگر و همردیفان خود مواجه شود و به تعامل معنی دار و غنی با آنها بپردازد و محیطی است عاطفی و حمایتی کودک را تأمین نماید (کول، ۱۹۹۱، ترجمه مفیدی ،۱۳۸۰)

«انسان در تمام مراحل زندگی خود دارای نیازهائی است که بایستی حداقل به طور نسبی برآورده شوند، زیرا که ارضای باعث می گردد انسان روند تکاملی خود را به گونه طبیعی تر سپری کند. کودک در هر یک از مراحل مختلف زندگی خود تا بزرگسالی، نیاز به تحرک جسمی و فعالیت مغزی دارد، که تا حد زیادی می توان آن را بوسیله بازیهای دوران کودکی تأمین نمود». (کریمی، ۱۳۶۸).

گاه والدین دانسته یا ندانسته از بازی، تنها برای آرام کردن کودک خود استفاده می کنند، در صورتی که بازیهای دوران کودکی هم در تکوین شخصیت فردای فرزندشان موثر است، هم اینکه ذهن او را در مورد مسائلی که پیش خواهد آمد، باز می کند و باعث می شود کودک با درک بهتری به سوی زندگی حقیقی که فراتر از بازی ها و رویاهای اوست گام بردارد. کودک در بازیهایش به مسائلی دست پیدا می کند که شاید اگر بارها توسط والدین آنها تأکید شود، نمی تواند آن

ها را هضم و درک کند. در صورتی که اجرای آن ها همراه با همسالانش اثر بیشتری بروی خواهد گذاشت. (منصور، ۱۳۷۷). کودک بخشی از اوقات خود را در شبانه روز صرف بازی می کند، بنابراین با تفریح و سرگرمی، در واقع آمادگی لازم را برای مواجه شدن با زندگی و ناسازگاریهای آن پیدا کرده و در جمیع ابعاد نیز تکامل می یابد.

بازی، فرصتهایی را برای کودک فراهم می کند تا او مهارتهای حرکتی درشت و ظریفش را رشد دهد و سلامت جسمی اش را تأمین کند. بازی به کودک کمک می کند تا قدرت تخیل و خلاقیت خود را رشد دهد، محیطی را برای کودک مهیا می کند تا به تمرین مهارتهای اجتماعی خود بپردازد. بازی همچون مفری است که کودک از طریق آن عواطف و هیجانهایش را ابراز می کند، بازی به کودک کمک می کند تا نظامهای ارزشی را درک کند. (شریدان، ترجمه توکلی، ۱۳۸۲)».

بازی فرصت بی همتایی برای بزرگسالان نیز فراهم می کند تا دنیا را از دیدگاه کودک درک کنند، و از آنجا که بازی برای کودکان مهالیتی بسیار لذت بخش است کودکان را ترغیب می کند تا آرام باشند، حالت دفاعی را که ممکن است داشته باشند کاهش دهند و احساسات خود را بی پرده بیان کنند. بازی همچنین به آنها کمک می کند تا مهارتهای اجتماعی مفیدی بدست آورند و رویکردهای جدید و کارآمد حل مسئله را آزمایش کنند. (هیوز، ترجمه گنجی، ۱۳۸۴).

بازی کودک آموزش و درس نیست، بلکه گونه ای آزمایش کردن فرهنگ است. به بیانی دیگر، کودک خود را از بازی به فرهنگ جامعه و قوم خود نزدیک می کند.
کودک شیرخوار از راه جنب و جوشهای «حسی حرکتی» خود را با محیط زیستی تازه، سازگار می سازد و سپس در خردسالی می کوشد با وسیلۀ بازی، رشد و تکامل جسمی و عقلی خود را تدمین سازد و در اجتماع بزرگسالان جایی برای خود باز کند. (انگجی، ۱۳۸۴).

از آن جایی که آینده هر کشور و اجتماعی به کودکان جامعه بستگی دارد، بنابراین توجه به کودکان و مسائل مربوط به آنان باید در اولویت قرار بگیرد. یکی از مسائلی که ممکن است کودک در دوران زندگیش با آن مواجه شود، بستری شدن در بیمارستان است.
بستری شدن در بیمارستان بر کودکان یک بحران اجتماعی شدن و سازگاری با محیط جدید است، آن هم در شرایطی که نه تنها از سلامت جسمی برخوردار نیست بلکه در معرض برخورد با عواما ناشناخته و خطر آخرین قرار دارد. (سمی یانلو، ۱۳۷۹).

بستری شدن هرگز نمی تواند تأثیر در زندگی کودک باشد. کودکان وقتی به بیمارستان می آیند با صداها، بوها، نورها، و شرایط مختلف روبرو می شوند و تأثیرات منفی در بیمارستان بر روی کودک باعث میشود که او از پذیرش اقدامات درمانی اجتناب ورزد.
اگر فقط به معالجه کودکان که دارای بیماری فرمن هستند و یا به دفعات مکرر و طولانی در بیمارستان بستری می باشند اقدام گردد ولی احتیاجات فیزیکی، عاطفی و ذهنی آنان تحریک نشود، ممکن است در روند تکامل کودک خللی وارد شود.

بنابراین در پذیرش کودک در بیمارستان علاوه بر مراقبتهای جسمی باید حمایت روانی و عاطفی نیز مورد توجه باشد.
بیان مسأله
بازی در همه مراحل زندگی سهم عمده ای در رشد بدنی و روانی ایفا می کند. بازی به خودی خود آنقدر برای کودکان طبیعی است که اگر آنان را از انجام دادن بازی منع کنند رشدشان با اختلال مواجه شده و دچار افسرگی می شوند.
بازی نه تنها می تواند به کودک برای رفع برخی از نیازها کمک کند، بلکه فرصتی به وجود می آورد تا کودک بتواند از نظر روانی نیز ارضا گردد. او از طریق فشارهای درونی خود را تخلیه می نماید. (طباطبائی نیا، ۱۳۶۶).

بازی شغل کودک است و راهی است برای کسب تجربه، به خصوص در مورد مسائل پر اضطراب زندگی و استرس های مختلف از جمله بیمار شدن. (سالاری، ۱۳۸۰).
براساس اصول ۴و ۷ مصوب مجمع عمومی سازمان ملل متحد (۱۹۵۹)، پرورش کودک در محیطی سالم و مراقبت و حمایت خاص از او و همچنین تهیه امکانات کامل از جمله بازی و تفریح از طرف جامعه و مقاماا اجتماعی، از حقوق مسلم کودکان می باشد. (عبادی ۱۳۶۶).

«یونیسف و سازمان بهداشت جهانی نیز توجه به سلامت کودک را جزء شاخص های بهداشتی جوامع ذکر کرده اند. » (دل پیشه، ۱۳۷۰) «گرانت (۱۹۹۰) عقیده دارد حمایت از سلامت همه جانبه کودکان یکی از بهترین راههای سرمایه گذاری برای توسعۀ اقتصادی و اجتماعی می باشد که برای دستیابی به این هدف لازم است به سلامت کودکان و نهایتاً آن چه که این سلامتی را تضمین می کند (تغذیه، محبت و .. ) توجه شود.» (قنبری، ۱۳۸۴).

از آن جا که کودکان آینده سازان جامعۀ خویش هستند، بنابراین توجه به سلامت بدنی و روانی آنان از اهمیت شایانی برخوردار است. کودک به عنوان یک شخص دارای نیازهای بدنی، روانی و اجتماعی می باشد. این نیازها در سطحی متناسب باسن و سال و تلاش واقعی کودک و خانواده، بطور طبیعی بررسی و ارضاء شوند. لیکن هرگونه تغییر و یا بیماری، سلامتی کودک را به مخاطره انداخته و در نتیجه حالت نامتعادل و غیر عادی ایجاد می کند که باعث عدم ارضای نیازهای کودکان می شود.

در این گونه مواقع وظیفۀ مراقبین، پرستاران و سایر بهداشتی است که برای حفظ تعادل محیط بیرونی و درونی کودک مداخله کرده و نیازهای او را فراهم نمایند تا روند تکاملی او به هیچ وجه مختل یا متوقف نشود. از جمله این مارد زمانی است که کودک به علت بیماری در بیمارستان بستری می شود. «کودکان بسیار آسیب پذیرند و میزان ابتلای آنان ئ در نتیجه میزان بستری شدن آنان نیز چشمگیر می باشد.» (زید شهری، ۱۳۸۴)
بستری شدن کودک در بیمارستان سبب اضطراب ناشی از جدایی از والدین، ترس از محیط جدید، ترس از ناتوانی ها، و ترس از ادامه زندگی می شود. در حقیقت این فرایند برای کودک و والدینتش یک بحران موقعیتی است.

طبق تحقیقات انجام شده طی سال ۱۳۸۷ در تهران، تعداد کل کودکان سنین متفاوت مراجعه کننده به مراکز درمانی شهرداری تجریش، طالقانی و مهراد در طی این سال ۲۵۶۶۲۷ هزار نفر بوده است که از این تعداد ۵/۰ درصد بستری شده اند.
واقعیت این است که بیمارستان به عنوان یک محیط تنش زا تلقی شده و پذیرش در بیمارستان با شیوه های معمول سبب ایجاد اضطراب شدید در بیمارستان می شود.

به طور کلی که در بیمارستان بستری می شود، صرف نظر از نوع و شدت بیماری، همین عامل تنش زای بستری شدن در بیمارستان در قدم اول، ضربه هولناکی را به بیمار وارد می کند و همین اضطراب ایجاد شده موجب تشدید بیماری و نیز کندی روند بهبودی در بیمار می گرد. به گفته سیلیگمن ، هرچه اضطراب کودکان بیشتر باشد، میزان استفاده آنان از خدمات پزشکی بیشتر و مدت اقامت آنها در بیمارستان طولانی تر خواهد شد؛ که این امر از یک طرف هزینه زیادی را متحمل سیستم بهداشتی و خانواده کودک کرده و از طرف دیگر به علت اقامت طولانی کودک در بیمارستان، عوارض بستری شدن و بیماریهای عفونی کودک و خانواده وی را تهدید می کنند (ممی یانلو، ص ۴ ، ۱۳۷۹).

بنابراین باتوجه به مطالب فوق، یافتن راهی برای سازگاری موثر و منطقی کودکان و والدینشان، ضروری به نظر می رسد. بازی یک وسیله مهم و قابل تعدیل با مشکلات کودک در محیط بیمارستان که به برآورده شدن نیازهای کودک و خانواده کمک می کند. مراقبین بهداشتی می توانند از بازی برای کمک به تکامل شناختی، مهارتهای حل مسئله، مهارتهای اجتماعی و بیان احساسات، ترس ها و عواطف کودک استفاده کنند. کمبود امکانات و وجود مشکلات عدیده در

ممالک در حال توسعه موجب شده است که موضوع بازی به خصوص در کودکان موجب بی مهری، کم توجهی و والدین، مراقبین و کسانی که با بچه ها سرو کار دارند، قرار گیرند (شریدان، ۱۳۸۲). با توجه به نقش بازی و اسباب بازی در سلامت بدنی و روان شناختی کودک و نادیده انگاشتن این امر مهم در بیمارستانها، پژوهشگر بر آن شد تا درباره بازی ها و اسباب بازیها و تأثیر آن در بهبود حال کودکان پیش دبستانی بستری در بیمارستانهای کودکان شهر تهران، (یعنی زمانی که کودک از خانواده دور می شود و همچنین مسأله انطباق کودکان با محیط بیمارستان) مباحثی را مطرح کند.

این تحقیق در پی پاسخ به این سؤال است که : آیا بازیها و اسباب بازیها باعث بهبود حال کودکان پیش دبستانی بستری در بیمارستان می شود؟
اهمیت و ضرورت این تحقیق

بازی فعالیتی طبیعی برای کودکان به شمار می آورد و از بدون تولد نشانه های آن دیده می شود و تا بزرگسالی ادامه می یابد. او از طریق بازی، طریق مقابله با شرایط زندگی را می آموزد و یاد می گیرد که در چه مواقعی چه کاری را باید انجام دهد. او از طریق بازی، طریقه مقابله با شرایط زندگی را می آموزد و یاد می گیرد که در چه مواقعی باید از مقررات پیروی کند و یا با دیگران همکاری کند و یا برای مدتی بجنگند و یا مصالحه کند.

 « بازی، انگیزشی برای کنجکاوی و ابزاری برای کشف مسائل است» ( اسمیت، ۱۹۹۸ ). بازی کردن راهی برای احساسات است؛ چرا که به کودک این امکان را می دهد تا هیجانات منفی چون خشم و عصبانیت خود را ابراز کند. بازی برای کودک همانند هوایی است که تنفس می کند.

مارلو عقیده دارد که یکی از طرق سازگاری کودکان با مساله بستری شدن، همانا بازی است، که بدین طریق هم می توان او را ارشاد کرد هم تکامل ذهنی و رشد جسمی و عاطفی وی را تحریک کرد. هاروای هم معتقد است، بازی باعث کاهش تنش های ناشی از فشار محیطی، ایجاد احساس راحتی و آرامش در فرد بازی کننده می شود. در بازی، کودک در دنیای خودش یاد می گیرد که چگونه با مشکلات محیطی سازمانی برای رسیدن به هدفها برخورد نماید، چگونه خود را آماده سازد و به چه صورت موقعیتها را شرح دهد. بازی یکی از روشهایی است که از طریق آن می توان تأثیرات بیماری و بستری شدن و عوارض ناشی از جدایی از والدین و وارد شدن به محیط ناآشنا و اقدامات درمانی را کاهش داد.

« بورن و گیبونز به نقل از اریکسون می گویند، کودک ضمن بازی نگرانی ها، ناکامیها و به طور کلی رضایت و عدم رضایت خود را نشان می دهد و با توجه به اهمیت و نقشی که بازی وارد می توان بدین وسیله نارضایتی ها و ناکاملیهای کودک را تسکین داد » (کریمی، ۱۳۶۸).

از این رو با توجه به اینکه اثرهای سوء بستری شدن در بیمارستان بر بم و روان کودک در این سنین و با امید به اینکه مراقبان، پرستاران و والدین با توجه به اهمیت بازی، آن را به عنوان مقیاس اندازه گیری و ارزیابی مشکلات انتخاب نموده و تدابیر لازم را اتخاذ و به بهبودی کودک سرعت بخشند و در بازگرداندن سلامتی و ادامه زندگی گذشته اش یاری اش نمایند، زمینه انجام دادن این پژوهش فراهم آمده است.

سوال اصلی تحقیق
آیا بازی ها و اسباب بازی ها باعث بهبود حال کودکان پیش دبستانی بستری در بیمارستان های کودکان می شوند؟
سؤالات فرعی تحقیق
 آیا بین بازی و اسباب بازی و میزان اضطراب کودکان پیش دبستانی بستری در بیمارستان رابطه مثبت وجود دارد؟
 آیا بین بازی و اسباب بازی و میزان درد کودکان پیش دبستانی بستری در بیمارستان رابطه معنادار وجود دارد؟

 آیا بین ترسهای بالینی و میزان درد کودکان پیش دبستانی بستری در بیمارستان رابطه وجود دارد؟
 آیا بین ترسهای بالینی و میزان اضطراب کودکان پیش دبستانی بستری در بیمارستان رابطه وجود دارد؟
فرضیه اصلی تحقیق
بازی ها و اسباب ها باعث بهبود حال کودکان پیش دبستانی بستری در بیمارستانهای کودکان می شوند.
فرضیه تحقیق

اسباب بازی موجب کاهش میزان اضطراب ناشی از درد کودکان بستری در بیمارستان می شود.
اهداف تحقیق
بررسی تأثیر بازی ها و اسباب بازی ها در بهبود حال کودکان پیش دبستانی بستری در بیمارستان های کودکان شهر تهران.
کمک به آشنایی کارکنان، مراقبان، والدین و … با تأثیر بازی در بهبودی و تندرستی کودکان بستری شده.

تعریف نظری عملیاتی اصطلاحات
 تعریف بازی : « بازی هر نوع فعالیتی است که فرد برای لذت بردن انجام می دهد بدون اینکه به نتیجه آن توجه داشته باشند » (شعاری نژاد، ۱۳۸۵ ).
 تعریف عملی بازی : در این پژوهش منظور جلسات بازی پژوهشگر با کودک شامل استفاده کردن از اسباب بازیهایی است که در تعریف عملیاتی اسباب بازی آورده شده است، که براساس ابزار سنجش ترس های بالینی کودک و متناسب با سن و شرایط کودک تعیین می شوند.
 اسباب بازی : به وسایلی اطلاق می شود که کودکان با آنها شخصیت خود را از نظر ذهنی و روانی شکل می دهند و آینده خود را در قدرت آنها جست و جو می کنند. (احمدی، ۱۳۸۰).

 تعریف عملی اسباب بازی : منظور از اسباب بازی، در این پژوهش عبارت است وسایل و اسباب بازیهای مانند کتاب، وسایل و لوازم پزشکی، پازلها و … براساس ابزار سنجش ترسهای بالینی کودک (رویه های درمانی، محیط، مسائل درون فردی، مسائل برون فردی) و با توجه به شرایط و سن کودک مشخص می شوند.

 تعریف عملی بهبودی : در این پژوهش، منظور کاهش بروز عوارض ناشی از بستری شدن، به خصوص اضطراب ، درد، ترس می باشد.
 تعریف اضطراب : اضطراب یک حالت هیجانی، مبهم ، ناخوشایند همراه با کیفیتهایی از بیم ، وحشت ، استیصال و ناآرامی است (موسوی، ۱۳۷۸).
 تعریف عملی اضطراب : اضطراب به عنوان متغیر وابسته در این پژوهش با استفاده از ابزار سنجش اضطراب تصویری توسط پژوهشگر قبل و پس از مداخله اندازه گیری و تکمیل می شود.

 تعریف درد : درد عبارت است از رنج شدید عضوی یا عمومی که تحملش دشوار باشد (دهخدا، ۱۳۷۷).
 تعریف عملی درد : درد به عنوان متغیر وابسته در این پژوهش عبارت است از میزان شدتی از درد که بیمار مطلق با مقیاس خود سنجی در مشخص می نماید.

 تعریف بستری شدن : به حالتی گفته می شود که « یکی از تخت های بیمارستان شخص اختصاص داده می شود و این شخص برای مدت کوتاهی در آنجا می ماند و تحت مراقبت و درمان قرار می گیرد (ممی یانلو، ۱۳۷۹).
 تعریف عملی بستری شدن : در این تحقیق بستری شدن عبارتست از اختصاص دادن تخت به یک کودک بیمار که به دستور پزشک اطفال با تشکیل پرونده باید در بخش مخصوص کودکان بستری شود.

 کودکان بستری شده : در این پژوهش، منظور ما کودکان ۴ تا ۶ ساله هستند که مدت بستریشان از یک ماه بیشتر باشد.
۱ از تولد تا ۱۸ ماه کودکان شیرخوار
۲ از ۱۸ ماهگی تا ۳ سال کودکان نوپا
۳ از ۳ تا ۴ سال کودکان نوباوه
۴ از ۴ تا ۶ سال کودکان آمادگی

 تعریف عملی کودکان پیش دبستانی : منظور ما در این پژوهش کودکان ۴ تا ۶ ساله می باشد.
 تعریف بیمارستان : بیمارستان مؤسسه ای است با هدف اصلی فراهم آوردن کلیه امکانات لازم جهت بهبودی افرادی که دارای مشکلات سلامتی می باشند (زند شهری، ۱۳۸۴).
 تعریف عملی بیمارستان : در این پژوهش، منظور بیمارستانهای کودکان شهر تهران می باشد که واحدهای مورد پژوهش (کودک بیمارف والدین او) برای تشخیص و درمان بیماری به آنها مراجعه کرده و برنامه بازی و اسباب بازی توسط پژوهشگر برای آنها اجرا می شود.

فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق

بازی
بازی خود مدرسه بزرگی است که کودک در آن تربیت می شود و از تمام جهت، برای زندگی آماده می گردد و همه نیروهای بدنی، عاطفی و اجتماعی او رشد و پرورش می یابند. به عبارت دیگر، بازی وسیله ای است که کودک خود را با آن تربیت می کند، و بی شک این تربیت، بهترین و مفیدترین انواع تربیت است (شعاری نژاد، ۱۳۸۵). روان شناس معروف کودک به نام گزل و ایلگ این گونه بیان داشته اند « بازیهای کاملاً جذاب برای رشد کامل عقلی ضروری به نظر می رسد. » (سلمان، ۱۳۷۱)

کودکی که از بازی می گریزد هرگز رشد سالم ندارد و از لحاظ روانی بیمار است و باید فوراً به درمان او پرداخت. به عقیده وولورث حتی تخیل کودک، نوعی بازی است و می توان گفت : بازی معمولاً اگر دائماً هم نباشد – شامل عامل تخیل و اختراع است. (شعاری نژاد، ۱۳۸۵).
در واقع، بازی به کودک کمک می کند تا دنیایی که در آن زندگی می کند، بشناسد، بفهمد و کنترل کند. کودک به هنگام بازی، درباره خودش، دیگران با آنها مطالب و مهارتهایی را یاد می گیرد.

میزان تواناییهای خود را با دیگران مقایسه می کند و بدین ترتیب مفهومی روشن تر واقع گرایانه تر از خود به دست می آورند.
از طریق بازی است که کودک ارزشهای اجتماعی جامعه ای را که بدان تعلق دارد کشف می کند در نهایت به سازگاری کودک با محی اجتماعی اش کمک می کند. در واقع بازی پیش تمرینی است سودمند، جهت آماده شدن برای زندگانی (شریفیان ، ۱۳۸۰).
تعریف بازی

در فرهنگ جامع روان شناسی بازی را این گونه تعریف کرده اند. بازی، فعالیتی که به طور کلی برای تفریح و سرگرمی صورت می گیرد (پورافکاری، ۱۳۸۴).
پیاژه روان شناس معروف سوئیسی، برای تعریف بازی معیارهایی را پیشنهاد می نماید. واضح است فعالیتهایی که فاقد چنین معیارهایی هستند به نظر او از مقوله کار می باشند :
۱ ) بازی داری هدفی درخود است.
۲ ) بازی اختیاری است.
۳ ) بازی دلپذیر و خوشایند است.

۴ ) بازی فاقد سازماندهی می باشد.
۵ ) بازی از قید کشاکش و پرخاش آزاد است (آذریان، ۱۳۳۶).
بهترین توصیف برای بازی، توسط کاترین گاروی در سال ۱۹۷۷ ارائه شده است :
۱ ) بازی خوشایند و لذت بخش است.

۲ ) بازی هیچ هدف بیرونی ندارد و متوجه هیچگونه هدف عملی نیست، بلکه انگیزش ذهنی کودک است.
۳ ) بازی خودجوش و داوطلبانه است و بازیگر خود نوع آن را انتخاب می کرد.
۴ ) بازی کردن مستلزم درگیری فعالانه بازی گر است (مجیب، ۱۳۷۷).
اهداف بازی

با توجه به تعریفی که از بازی شد، اهداف بازیهای کودکان را می توان به شرح ذیل فهرست کرد :
۱ ) ایجاد نشاط
برای رشد عاطفی کودک هیچ چیز ضروری تر از ایجاد بانشاط نیست. در سایه این عامل است که کنجکاوی و شوق کودکان برای فهم اشیاء و محیط پیرامون آنان می تواند رشد نماید. شادی کودکان بیشتر ناشی از به کارگیری امکانات و توانمندیهای موجود و کسب و موفقیتهای آنی و زودگذر است.
به وسیله بازی است که کودک از سرگرمی و به کارگیری حواس خود احساس شادمانی می نماید.
۲ ) بهبود رشد بدنی

کودکان حساس ترین مراحل رشد بدنی خود را می گذرانند. لازمه بهبود این رشد، به کارگیری حواس مختلف است. در سایه بازی توأم با جست و خیز، سوخت و ساز بهتر انجام می شود در حقیقت بازی نوعی ورزش ساده محسوب می شود که سلامت بدنی کودک را تأمین می نماید. بازی در تنظیم عمل دفع، تسریع گردش خونف فرمی مفاصل و پرورش و تقویت سلسله اعصاب نیز موثر است.
۳ ) رشد روانی عاطفی

یکی از امکانات مهم برای رشد روانی و عاطفی، بازی است. این عامل است که تا سنین بزرگسالی در شخصیت و رفتار فرد تأثیر می گذارند. کودکانی که در سنین اولیه به خوبی بازی نکنند ممکن است در مراحل بعد زندگی، عبوس، بهانه گیر و دیرجوش بار آیند.

۴ ) پرورش تخیل
تقویت اندیشه و تفکر کودکان بیشتر از طریق تخیل صورت می گیرد. بازی در پرورش تخیل سهم بسزایی دارد. تخیل در تکوین شخصیت کودکان چنان تأثیر دارد که برخی از روان شناسان بین تخیل و سلامت شخصیتی فرد سنین بالاتر رابطه مستقیم قائلند. اسباب بازیها در حقیقت و مسائلی هستند که تخیل را تقویت می کنند (عسگری / ۱۳۸۴).
طبقه بندی بازی
بازی به شکل گوناگونی در جوامع مختلف جلوه می نماید. بازیهای بی شمار کودکان متخصصین را بر آن داشته تا با ارائه طبقه بندیهای به این تعدد، شکلی ببخشند. اما از آنجائیکه برای هر طبقه بندی ملاکهای خاصی منظور شده است، نمی توان طبقه بندی خاصی را به عنوان کلی انتخاب کرد. اما در اینجا برای نمونه، یکی از بهترین و کاملترین طبقه بندیها را مورد بررسی قرار می دهیم.
طبقه بندی پیاژه
طبقه بندی پیاژه یکی از کاملترین طبقه بندیها در مورد بازیست که طی آن مراحل بازی کودکان بررسی می شود. در این طبقه ندی بازی کودکان به سه دسته بازیهای حسی – حرکتی، تمرینی و با قاعده تقسیم می شوند. در هر یک از این دسته ها نیز مراحلی قابل تشخیص است.

۱ ) بازیهای حسی – حرکتی
در دوره حسی – حرکتی (از تولد تا ۲ سالگی) بازی کودکان عمدتاض تقلیدی از صداها و رفتار افراد و حیواناتی است که در محیط زندگی آنها وجود دارد. تقلید کودکان در این دوره شش زیر مرحله دارد که هر مرحله از مرحله قبل کاملتر بوده است.

مرحله اول (از تول تا ۱ ماهگی) : در اولین ماه تولد، کودکان پاسخهای عزیزشان را هرچه بیشتر بهبود می بخشد. در واقع در این مرحله مقدمات تقلید با جنبه انعکاسی فراهم می شود و کودکان در استفاده از بازتابهایی چون مکیدن، گریه کردن، پاسخ به صدای بلند و حرکت سر به سمت نور و نیز دریافتن محرکی که زمینه کارکرد پاسخهای درونیشان را فراهم می آورد مهارت می یابند (مجیب، ۱۳۷۷). در این مرحله تعداد زیادی از وقت کودک صرف خوابیدن می شود، بنابراین یادگیری آشکارا و بسیار اندک است. او در اکثر ساعات بیداری، وقت خود را صرف تمرین طرح های شناخته شده ای که آماده دارد (بازتاب) و از قبل و در هنگام تولد با او بوده اند می نماید. در این هنگام بهترین بازی کودک عبارت از خواندن لالایی و تکان دادن گهواره اوست (مجهور، ۱۳۷۰).

مرحله دوم (۱ تا ۴ ماهگی) : در این مرحله اعمالی را که به طور تصادفی ممکن است روی داده باشد و یا اعمالی را که لذت بخش است تکرار و اصلاح کند. مثلاً ممکن است به طور تصادفی پایش به آویز بالای تختش بخورد و آن حرکت کند. چون این تجربه برای او لذت بخش است، برای همین دوباره پایش را حرکت می دهد تا حرکت تولید تولید شود. کودک در این مرحله تحت تأثیر محرکات صوتی قرار می گیرد. اما، او دقیقاً از اصواتی می تواند تقلید کند که خودش برای نخستین بار آنها را ادا کرده باشد. (مجیب، ۱۳۷۷ ).

مرحله سوم ( ۴ تا ۸ ماهگی ) : در این مرحله کودک می تواند صداها و حرکات را تقلید کند اما مشروط به این که در حد تواناییهای او باشند و نیز بتواند منبع تقلید را ببیند. در این مرحله کودک به تدریج در اشیایی که در اطراف او قرار دارد، دخل و تصرف می کند و در محیط تغییراتی ایجاد می کند تا تجارب جالب گذشته را تکرار کند. اما در هر حال تقلید او به صورت کلی است و تقلید جزء به جزء برای او ممکن نیست (مجیب، ۱۳۷۷).

مرحله چهارم (۸ تا ۱۲ ماهگی ) : در این مرحله به تدریج مجموعه حرکات و صداهای کودک بسط می یابد، به طوری که کودک می تواند صداها و حرکاتی را که توسط دیگران ابداع شده و برای او جدید مستند را هم تقلید کند. اینک تصور «شیء ثابت » جزئی از موجودیت ذهنی کودک است. «دالی موشک» نمونه بارز این مدعاست. در این مرحله، مفهوم نمادین نیز رشد می کند. یعنی کودک می تواند، حتی شیء را در ذهن خود نگه دارد. استفاده از اسباب بازیهایی که با دکمه حرکت می کند، یا اشیایی که بتواند آنها را به شیء دیگر بگوید، با یک قوطی خالی که درونش شیء گذاشته نشده نباشد، و یا یک توپ کوچک نرم می تواند برای او جالب باشد. آب بازی و استفاده از ظروف سوراخ دار که آب از آن خارج شود و یا اشیاء غلطان از جمله بازیچه هایی که کودک در این مرحله از بازی با انها لذت می برد (مجیب، ۱۳۷۷).

مرحله پنجم (۱۲ تا ۱۸ ماهگی) : او با استفاده از روش آزمایش و خطا در مورد ویژگیهای اشیاء اطرافش، اطلاعات جمع آوری می کند. او دوست دارد اسباب بازیهای خود را پرتاب کند و با این کار چند کار را تجربه می کند، (شناسایی ویژگی سطحی شیء روی آن سقوط کرده، صدای برخورد شیء با زمین، ساخت و …) در این دوره کودک بارها و بارها حرکتی را با نظم خاصی انجام می دهد، مثلاض پایش را برای به حرکت درآوردن توپ بارها و بارها به آن می زند. این حرکات تکراری بعدها به بازیهای تمرینی تبدیل می شوند (مجیب، ۱۳۷۷).

مرحله ششم (۱۸ تا ۲۴ ماهگی ) : در این مرحله به نظر می رسد که کودکان بیش از دست زدن بع عمل، موقعیتها را نزد خود و به طور ذهنی مورد تفکر قرار می دهند. پیشرفت را در این مرحله می توان در کوششی که برای تقلید به خرج می دهند مشاهده کرد، پیاژه تذکر می دهد که کودان تا مدتی اصلاً نمی توانند از مدلهای تازه تقلید کنند و تنها کارهایی را که انجام می دهند که در گنجینه رفتارشان موجود است. تنها در این مرحله ششم است که کودکان قادر می شوند «تقلید تعویقی » را، یعنی تقلید نمونه های غائب را انجام دهند (کرین، ترجمه فدایی، ۱۳۸۲).
۲ ) بازیهای نمادین

بازیهای نمادین در حدود بین ۱ تا ۲ سالگی شروع می شوند و در ۴ و ۵ سالگی به اوج می رسند. در این مرحله از بازی، عناصر جدیدی وارد بازی کودکان می شوند. واقعیتها تغییر شکل می دهند. اشیایی که وجود ندارد به وسیله اشیای دیگر، نمایش داده می شوند. از تکه چوبی اسب، و با قرار دادن چند بالش در کنار هم باغچه یا خانه می سازند. کودک در این مرحله به تمرین تجربیات زندگی می پردازد و آنها را به شکلهای مختلف تجربه و آزمایش می کند (مقدم، ۱۳۷۰). او اسباب بازیها را به جای خود به بازی می گیرد، گوشی تلفن بازیچه اش را جلوی گوش حیوان اسباب بازیش می گذارند و در واقع نقش اسباب بازی به عنوان یکی از اشیایی که کودک با آن بازی می کند در بازی ابداعی اش تغییر کرده و تبدیل به عنصری نمادین می شود.

اما توجه به این نکته حائز اهمیت است و آن اینکه کودک در بازیهای نمادین اولیه بیشتر از اشیاء واقعی استفاده کنند. قاشق، تلفن، شانه سر واقعی اما به مرور می توانند از اشیاء غیرواقعی بهتر استفاده کنند (مجیب، ۱۳۷۷). بازی نمادی می تواند در مرکز مراقبت بهداشت جهت سازگاری، ترس از جدایی کودک در زمان بستری شدن به کار رود.

بازیهای نقش اجتماعی : معمولاً در این نوع بازیها، کودکان در نقش کس یا کسانی ظاهر می شوند و مسئولتی را بر عهده می گیرند. روان شناسان اجتماعی واژه «سناریو » را برای توضیح الگوهای ذهنی ای که از تسلسل امور و رفتار مناسب در موقعیتهای خاص داریم به کار می گیرند بزرگسالان، کتابها و برنامه های تلویزیونی در آموزش آن به کودک نقش بسیار مهمی دارند. در واقع هرچه نقشها بارزتر باشند و تکرار شوند، درک عمیق تر شده و فراگرفتن آن نقش آسانتر و

بیشتر می شود. آگاهی از سناریوها کمک می کند تا کودک راحتر با مسائل اجتماعی برخورد کند. اشتراک در سناریوها اشتراک اجتماعی، گفتگو و تبادل نظر را ممکن می سازد. براین اساس کودک در بازیهای خیالی خود بسیاری از این سناریوها را تمرین و تکرار می کند. این بازیها به کودک کمک می کند اعمال، حرفها و حالتهای کسی را که در نقش او ظاهر گردیده به نمایش بگذارد و بدین ترتیب مسئولیت، کنترل و انعطاف پذیری را می آموزد.