چکیده

یکی از موانع مسئولیت کیفری وفق ماده ۱۵۱ ق م اسلامی اکراه است که در جرائم تعزیری با احراز شرایطی مسئولیت کیفری را از مکرهَ برداشته و مجازات را متوجه مکرهِ می نماید و در جرائم حدی نیز به استناد مواد ۲۱۷ و ۲۱۸ ق م اسلامی و حدیث رفع نقل شده از پیامبر اکرم ( ص) و قاعده ی فقهی درء قابل تحقق بوده و حد الهی را از کرهَم بر می دارد مضاف بر اینکه در باب قتل بر اساس ماده ی ۳۷۵ ق م اسلامی ، اکراه مجوز قتل نبوده و مرتکب قصاص و اکراه کننده به حبس ابد محکوم می گردد ضمن اینکه این وضعیت در خصوص اکراه طفل ممیز ، غیر ممیز و دیوانه متفاوت است از طرفی در جنایات مادون قتل مستند به ماده ۳۷۷ ق م اسلامی اکراه قابل تحقق بوده و اکراه کننده به قصاص
محکوم می گردد .

واژههای کلیدی: جرم – اکراه -مکره َ -مکرهِ – مسئولیت کیفری .

۱

مقدمه:
درآمد

از بدو خلقت انسان تا کنون همیشه این موجود که خداوند کریم اورا اشرف مخلوقات قرار داده و از کوچکترین نهادهای اجتماعی نظیر خانواده و قبیله زندگی خود را آغاز و با تغییر و تحولاتی در جوامع گوناگون به وضعیت فعلی در عصر علم و تکنولوژی ادامه حیات داده پاسخگویی آثار و نتایج اعمال خود بوده بطوریکه خداوند در آیه ۳۸ سوره ی مدثر می فرمایند (( کل نفس بما کسبت رهینه ))یعنی هر کس در گرو اعمال خویش است بر همین اساس در نظام حقوق کیفری ایران که ملهم از احکام شریعت اسلامی است اشخاص دارای مسئولیت بوده مگر آنکه این مسئولیت با موانعی روبرو گردد قانونگذار ما چنین موانعی را طی مواد ۱۴۶ تا ۱۵۹ قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۱۳۹۲ بیان نموده که از جمله ی این موانع اکراه است. اکراه از جمله موانع مسئولیت کیفری است که ریشه فقهی داشته و از کتاب و سنت وارد حقوق ما گردیده چنانکه در حدیث رفع نقل شده از پیامبر اکرم (ص) این موضوع به وضوح بیان گردیده است . در خصوص تأثیر این نهاد فقهی و حقوقی بر مسئولیت کیفری قانونگذار طی موادی از جمله ماده ۱۵۱ و مواد ۲۱۷ و ۲۱۸ (مواد عمومی حدود ) و مواد ۳۷۵ الی ۳۸۰ قانون مجازات اسلامی در جرائم تعزیری ، حدی ، قتل و جنایات مادون قتل پرداخته که هر کدام در ابواب مربوطه شرایط خاص خود را خواهند داشت . هرچند در خصوص موضوع مورد بحث پژوهش هایی صورت گرفته ، اما با توجه به قانون جدید مجازات اسلامی مصوب سال ۱۳۹۲ و نو آوری ها و تغییر و تحولات صورت گرفته راجع به مواد مربوطه به اکراه ، سعی گردیده تا این موضوعات در مباحث آتی مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرارگرفته و در پایان نیز از ماحصل مرقومه نتیجه گیری لازم ارائه گردد .

-۱ معنای لغوی واصطلاحی اکراه

اکراه در لغت از ماده کره(به فتح و ضم اول و سکون ثانی) است. (ابن منظور،(۸۰:۱۴۰۸هرچند که اهل لغت تصریح کرده اند که کره (به فتح) مفهومی غیر از کره (به ضم) در بردارد. در تاج العروس از راغب اصفهانی نقل شده است »الکره بالفتح المشقه التی تناول الانسان من خارج مما یحمل علیه بالاکراه و بالضم ما یناله الانسان من ذاته« کره (با فتحه) مشقتی است که از خارج به انسان می رسد. و بر او با اکراه تحمیل می شود و کره (با ضمه) کراهتی است که از درون انسان را آزار می دهد.(محقق داماد (۹۱:۱۳۸۱ همچنین اکراه در لغت در معانی مختلفی از جمله نخواستن ، ناگواری و وادار کردن (راغب اصفهانی (۴۲۹: به ناخواه و ستم برکاری داشتن، ناپسندی و نفرت، کسی را به زور به کاری وا داشتن، فشار، زور، عدم رضامندی، عدم میل و رغبت، برشمردن زشت شمردن، کسی را خلاف میل و رضای او به کاری مجبور کردن، بی رغبتی، آنچه نکردن آن بهتر است گفته اند.(نصیری سوادکوهی(۴۵:۱۳۸۰ از طرفی اکراه در اصطلاح عبارتست از وادار کردن دیگری بر انجام دادن یا ترک عملی که از آن کراهت دارد.( ولیدی » (۱۹۷/۳ :۱۳۷۳:حمل الغیر علی مایکرهه« همچنین کسی را به ناخواست وی وادار به کاری کردن یا نکردن به نحوی که رضا و میل خاطر شخص از بین برود اما قصد و اراده اش زایل نگردد. (ایمانی (۷۴:۱۳۸۲ آقای دکتر اردبیلی می گوید: اکراه که از اصطلاحات فقهی است بیان مرتبه ای از اجبار است که در آن حال، شخص به عمل یا ترک عملی وادار شده که از آن کراهت دارد و منشاء این فشار روانی تهدیدی نامشروع علیه جان و مال و ناموس مکره است.(اردبیلی: (۹۱/۲ : ۱۳۷۷ آقای دکتر علیرضا فیض در تعریف اکراه گفته است : اکراه وادار کردن کسی است ، دیگری را بر انجام دادن فعل، یا ترک فعل که مورد بی میلی و کراهت اوست. (فیض : (۲۸۷/۱ : ۱۳۶۹ دکتر گلدوزیان می گوید اکراه یعنی وادار کردن دیگری برعمل یا ترک عملی که از آن کراهت دارد، مشروط بر آنکه این وادار کردن با تهدید جانی یا عرضی یا مالی مهم از جانب اکراه کننده توأم باشد. وی می گوید در اکراه شخص مکره فاقد رضا و طیب نفس است و مقصود از سلب اختیار در اکراه فقدان رضا و طیب نفس است.(گلدوزیان(۲۴۸:۱۳۸۲ دکتر نوربها نیز می گوید اکراه عبارتست از بیم