مقدمه

از جمله موضوعاتی که در اقتصاد بینالملل مورد مطالعه قرار می گیرد بررسی روند نرخ مبادله تجاری میان کشورها است. به عبارت دیگر نسبت قیمت صادرات به قیمت واردات برای هر کشور از اهمیت خاصی برخوردار میباشد. زیرا کاهش نرخ مبادله تجاری یک کشور (به شرط ثابت بودن سایر شرایط) ممکن است از طریق انتقال درآمد از آن کشور به کشورهای دیگر باعث کاهش رفاه مردم کشور موردنظر گردد. یکی از مباحثی که همگام با گسترش روابط تجاری بینالمللی بین کشورهای پیشرفته و کشورهای در حال توسعه مطرح شده، تغییرات نرخ مبادله بین این دو گروه از کشورها است. بسیاری از تحقیقات نشان میدهد که نرخ مبادله تجاری کشورهای در حال توسعه در مقابل کشورهای توسعهیافته، کاهش پیدا کرده است. بنابراین برای جلوگیری از این مسئله تنوع بخشیدن به صادرات را به عنوان یک راه حل عنوان کردهاند.

مسئله تنوع بخشیدن به صادرات به منظور بهبود رابطه مبادله و رشد اقتصادی در کشورهای در حال توسعه به طور عمده پس از جنگ جهانی دوم مطرح گردیده است.

پربیش١ (١٩٥٠) و سینگر٢ (١٩٥٠) طی مطالعاتی نشان دادند که رابطه مبادله مواد اولیه نسبت به کالاهای صنعتی و یا به طور کلی رابطه مبادله کشورهای در حال توسعه نسبت به کشورهای توسعه یافته طی چند دهه اخیر کاهشی بوده است. اگر رابطه مبادله به ضرر مواد اولیه و به نفع کالاهای صنعتی باشد، کشورهای در حال توسعه برای واردات کالاهای صنعتی کشورهای پیشرفته بایستی مقدار بیشتری تولیدات کشاورزی و مواد اولیه صادر کنند. این پدیده باعث میشود درآمد حقیقی از کشورهای در حال توسعه به کشورهای توسعهیافته منتقل شود. بنابراین شکاف درآمدی بین این دو گروه از کشورها بیشتر میگردد. این دیدگاه پایه تئوری پربیش و سینگر را تشکیل میدهد. پربیش(١٩٥٠) مطرح میکند که کشورهای در حال توسعه برای جلوگیری از بدتر شدن رابطه مبادله تجاری شان باید ترکیب کالاهای صادراتی خود را از مواد اولیه به کالاهای صنعتی تغییر دهند و با

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱٫ Prebisch (1950) 2. Singer (1950)

۶۸۱ پژوهشنامه بازرگانی

متنوع سازی صادرات صنعتی خود آن را بهبود بخشند. بنابراین پربیش (١٩٥٠) متنوعسازی را به مفهوم تغییر صادرات یک کشور از کالاهای اولیه به کالاهای صنعتی و افزایش تعداد و سهم آن در کل صادرات تعریف کرده است.١

در کشور ما، سهم عمده صادرات متعلق بـه صـادرات نفتـی اسـت و صـادرات غیرنفتـی سهم کمتری در کل صادرات کشـور دارد. اگـر صـادرات غیرنفتـی را بـه دو گـروه عمـده

“صــادرات مــواد اولیــه، کالاهــای ســنتی و محصــولات کشــاورزی” و “صــادرات کالاهــای صنعتی” تقسیمبندی کنیم، این دو گروه از صادرات در طـول زمـان سـهمهـای متفـاوتی از کل صادرات غیرنفتی را تشکیل دادهاند. از شروع برنامه چهارم عمرانی کشـور (٥١‐١٣٤٧)

تا پایان برنامه پنجم (٥٦‐١٣٥٢) قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، یعنی بـین سـال هـای ١٣٤٨ تا ١٣٥٧، سیاست متنوعسازی صادرات اتخاذ و بر صنعتیشدن کشور تأکید گردیـد. همـان طور که ملاحظه می شود در این دوره صادرات صنعتی از رشد قابل ملاحظـه ای برخـوردار بوده است. بنابراین از سـال ١٣٤٨ تـا سـال ١٣٥٧ سـهم صـادرات کالاهـای صـنعتی در کـل صادرات غیرنفتی رو به افزایش بوده، به طـوری کـه سـهم آن از کـل صـادرات غیرنفتـی از مقدار ٣/١١ درصد در سال ١٣٤٧ بـه ٢/٢٥ و ٣٠ درصـد بـه ترتیـب در سـالهـای ١٣٥١ و ١٣٥٧ رسیده است.

با وقوع انقلاب اسلامی و جنـگ تحمیلـی، صـادرات غیرنفتـی کـاهش یافتـه و تـا سـال ١٣٦٤ روند نزولی داشته اسـت. در دهـه اول انقـلاب سـهم صـادرات صـنعتی کـاهش قابـل ملاحظهای یافته به طوری که سهم آن در صـادرات غیرنفتـی در سـالهای ١٣٥٨ و ١٣٦٥ بـه ترتیب برابر با ٨ و ١٢ درصد بوده اسـت. از جملـه دلایـل ایـن کـاهش را مـیتـوان تعطیلـی بنگاههای تولیدی وابسته، تحریم اقتصادی، تخریب کارخانهها و برخی بنادر مهـم صـادراتی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

.۱ گاه متنوعسازی را به مفهوم تنوع در انواع کالاهای صادراتی گرفتهاند. بنابراین منظور از آن متنوع نمودن ترکیب صادرات کشور در کلیه بخشها است. البتﹼه در مقاله حاضر منظور ما از تنوعسازی همان است که در متن اصلی ذکر شده است یعنی حرکت از صادرات مواد اولیه و کالاهای کشاورزی به صادرات کالاهای صنعتی.

تاثیر تنوعسازی صادرات از کالاهای اولیه و کشاورزی به … ۱۸۷

کشور در زمان جنگ و کمبود ارز خارجی برای تـأمین نیازهـای مؤسسـات صـنعتی عنـوان کرد.

پــس از پایــان جنــگ و بــا شــروع برنامــه اول توســعه در ســال ١٣٦٩ بــا توجــه بــه سرمایهگذاریهای کلان و اعمال سیاستهای تشویق صادرات، سهم صادرات صنعتی رشد چشمگیری داشته به طوری که ارزش آن از ٥/٢٤١ میلیـون دلار در سـال ١٣٦٩ بـه ٨/١٥٧٩ میلیون دلار در سال ١٣٧٦ افزایش یافته و سهم آن از کل صادرات غیرنفتی از ٧/١١ درصـد در سال ١٣٦٨ به ٦٠ درصد در سال ١٣٧٩ رسیده است. بنـابراین بـر اسـاس آمارهـا از آغـاز برنامه اول توسعه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، سهم صادرات صنعتی رو به افـزایش بـوده که ایـن افـزایش سـهم عمـدتاﹰ ناشـی از متنـوعشـدن و رشـد تولیـدات گروههـای کالاهـای صادرات صنعتی از جمله صادرات”مـواد شـیمیایی و پتروشـیمی”، “چـدن، آهـن و فـولاد”، “شمش مس، ورق و مفتول آن” و ” لوازم خانه و بهداشتی داخل ساختمان” بوده است.١

هدف اصلی این مقاله بررسی تأثیر تنوع بخشیدن به صادرات بر خالص رابطه مبادله و رابطه مبادله درآمدی در ایران میباشد. برای این منظور مقاله حاضر با استفاده از الگوهای خودتوضیح با وقفه های توزیعی (ARDL) روند بلندمدت سریهای زمانی خالص رابطه مبادله پایاپا و رابطه مبادله درآمدی را در رابطه با چهار گروه کالاهای صنعتی صادراتی، کالاهای سنتی و کشاورزی صادراتی، صادرات غیرنفتی و کل صادرات برآورد مینماید.

برآورد هر روند با استفاده از روش پیشنهادی بلینی و گرینوی (١٩٩٣) و آتوکورالا (٢٠٠٠)

صورت گرفته تا از بروز رگرسیون کاذب جلوگیری شود. بررسی تأثیر تنوعسازی بر روابط مبادله در ایران با استفاده از روش فوق تاکنون در ایران انجام نشده است. بنابراین هدف این مقاله پر کردن این شکاف در ادبیات مربوط به اقتصاد ایران میباشد.

این مقاله شامل پنج قسمت است. به دنبال مقدمه در قسمت اول به تحقیقات انجام شده و نظریات ارائه شده در خصوص رابطه میان تنوع بخشیدن به صادرات و تغییرات نرخ مبادله پرداخته می شود. قسمت دوم به ساختار الگو و روش برآورد اختصاص دارد. در قسمت سوم، الگوها برآورد شده و روند بلندمدت خالص رابطه مبادله و رابطه مبادله

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

.۱ مأخذ آمارها: بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، گزارش اقتصادی و ترازنامه، سالهای مختلف.

۸۸۱ پژوهشنامه بازرگانی

درآمدی محاسبه و نتایج تحلیل میگردد. قسمت آخر نیز به جمعبندی و نتیجهگیری اختصاص دارد.

١. تحقیقات انجام شده

از سال١٩٥٠ میلادی تاکنون تحقیقـات فراوانـی در زمینـه تعیـین رونـد رابطـه مبادلـه در بلندمدت در کشورهای در حال توسعه و کشـورهای توسـعه یافتـه انجـام شـده اسـت. اکثـر تحقیقات حاکی از کاهشی بودن خالص رابطه مبادله برای این کشورها میباشد. در اینجا بـا توجه به موضوع این مقاله به برخی از آنها اشاره میگردد. پربیش١ (١٩٥٠) بـرای نخسـتین بار فرضیه بدتر شدن رابطه مبادله کشورهای در حال توسعه نسبت به کشورهای توسعه یافتـه را مطــرح کــرد. پــربیش بــا اســتفاده از دادههــای ســری زمــانی واردات محصــولات اولیــه و صادرات صنعتی کشور انگلیس طـی دوره ١٩٣٨‐١٨٧٦ ایـن فرضـیه را مـورد آزمـون قـرار داده و نتیجــه گرفتــه اســت کــه قیمــت محصــولات کشــاورزی و کالاهــای اولیــه نســبت بــه کالاهای صنعتی حدود یک سوم کاهش یافته اسـت. پـربیش یکـی از راهکارهـای حمـایتی توسط کشورهای در حال توسعه برای ممانعت از کاهش بلندمـدت رابطـه مبادلـه در مقابـل کشورهای صنعتی را متنوعسازی صادرات صنعتی به مفهوم افزایش تعداد و سـهم صـادرات کالاهای صنعتی در کل صادرات کشورهای در حال توسعه عنوان کرده است.

سینگر٢ (١٩٥٠) عدم افزایش خودکار تقاضا و پایینبودن کشش قیمتی تقاضـا بـرای هـر دو گروه مواد خام و محصولات کشاورزی را از دیگـر عوامـل کـاهش قیمـت آنهـا دانسـته است. وی همچنین عنوان میکند کـه تفـاوتهـای سـاختاری کشـورها و بازارهـا و قـدرت انحصاری تولیدکنندگان صنایع باعث مـیشـود کـه قیمـت مـواد اولیـه نسـبت بـه کالاهـای صنعتی تمایل به کاهش داشته و منافع تجاری بین کشـورهای در حـال توسـعه و کشـورهای توسعهیافته به صورت نابرابر توزیع شود.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱٫ Prebisch (1950) 2. Singer (1950)

تاثیر تنوعسازی صادرات از کالاهای اولیه و کشاورزی به … ۱۸۹

کیندلبرگر١ (١٩٥٥) با مطالعه و بررسی رابطه مبادله کشورهای اروپای غربی و رابطه مبادله کشورهای کمتر توسعهیافته در دوره ٥٢‐١٩١٣ دریافته که خالص رابطه مبادله کشورهای اروپای غربی نسبت به کشورهای در حال توسعه غیر اروپایی٥٠% بهبود یافته است. اسپراوس٢ (١٩٨٠) تغییر در کیفیت کالاهای ساخته شده را از عوامل مؤثر در رفتار متفاوت قیمت کالاهای ساخته شده و مواد اولیه در طول زمان دانسته است.

نگوین٣ (١٩٨١) معتقد است که بهبود کیفیت کالاهای صنعتی در فرضیه پـربیش نادیـده گرفته شده است. همچنین هزینههای حمل و نقل مورد توجه قرار نگرفته است؛ به این علـت که قیمت واردات هزینههای بیمه و حملونقل٤ (CIF) را شامل میشود، در حالی که قیمـت صادرات، هزینههای بیمه و حملونقل٥ (FOB) را دربر نمیگیرد.

ساپسفورد٦ (١٩٨٥) نشان میدهد که خالص رابطه مبادلـه پایاپـای مـواد اولیـه نسـبت بـه کالاهای صنعتی کاهش یافته است. گریلی و یانـگ٧ (١٩٨٨) رفتـار قیمـت سـه زیـر گـروه محصولات اولیه شامل موادغذایی، مواد خام کشاورزی غیرخوراکی و فلـزات را نسـبت بـه شاخص قیمت کشورهای صنعتی آزمون کرده و نتیجه گرفتهاند که رفتـار بلندمـدت قیمـت آنها نسبت به ارزش واحد صادرات صنعتی کشورهای صنعتی در طول زمان کاهشی بـوده و فرضیه پربیش ـ سینگر را تأیید مینمایند. به طور کلی آنها نتیجه گرفتـهانـد کـه رونـد رابطـه مبادله کشورهای در حال توسعه غیرنفتی کاهشی است.

پاول٨ (١٩٩١) رابطه هم تجمعی بین متغیرهای رابطه مبادله کالایی محصولات اولیه غیرنفتی و رابطه مبادله کشورهای در حال توسعه غیرنفتی را با درنظر گرفتن متغیر قیمت نفت بررسی نموده و نشان داده که کشورهای در حال توسعه غیرنفتی دارای یک رابطه مبادله نسبتاﹰ ایستا و با ثباتی هستند. وی پیروی از راهبرد متنوع سازی برای کشورهای در حال توسعه را مهم دانسته است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱٫ Kindleberger (1955), p. 263. 2. Spraos (1980) 3. Nguyen (1981)

۴٫ Cost Insurance and Freight 5. Free on Board 6. Sapsford (1985) 7. Grilli & Yang (1988) 8. Powell (1991)

۰۹۱ پژوهشنامه بازرگانی

سارکار و سینگر ١ (١٩٩١) با بررسی رابطه مبادلـه بـا اسـتفاده از دادههـای ٢٩ کشـور در حال توسعه نتیجه گرفتهاند که خـالص رابطـه مبادلـه صـادرات صـنعتی کشـورهای در حـال توسعه نزولی است. اما نرخ آن کمتر از نصف نرخ کاهشی خالص رابطـه مبادلـه مـواد اولیـه برای این کشورها میباشد. آنها نشان دادهاند کـه رابطـه مبادلـه درآمـدی کالاهـای صـنعتی برای این کشورها در طول زمان افزایش یافته است. سـارکار و سـینگر تأکیـد مـیکننـد کـه هرچند این کشـورها درصـدد رشـد صـادرات صـنعتی خـود برآمـدهانـد امـا نتوانسـتهانـد از نابرابری رابطه مبادله در مقابل کشورهای صنعتی فرار کنند.

لوک٢ (١٩٩٣) با بررسی تأثیر سطح توسعه یافتگی اقتصادی کشورها بر تغییرات خالص رابطه مبادله آنها برای دوره (٨٧‐١٩٦٧) نتیجه گرفته تغییرات خالص رابطه مبادله برای کشورهای با درآمد بالاتر به نسبت مناسبتر بوده است. وی متنوعسازی در صادرات برای کشورهای در حال توسعه، همراه با تلاش مداوم بر تشکیل سرمایه انسانی را عامل مؤثر در بهبود رابطه مبادله ذکر کرده است.

بلینی و گرینوی٣ (١٩٩٣) با بررسی تأثیر قیمت واقعی نفت بر رابطه مبادله برای دوره ٨٩‐١٩٥٥ پرداخته و نتیجه گرفتهاند که خالص رابطه مبادله صادرات غیرنفتی کشورهای درحال توسعه با قیمت واقعی نفت رابطه معکوس دارد. بلاش و ساپسفورد٤ (١٩٩٧) به بررسی تغییرات قیمت محصولات اولیه نسبت به کالاهای صنعتی و تأثیر متغیرهای گوناگون بر روی رابطه مبادله تولیدکنندگان محصولات اولیه می پردازند. بر اساس این تحقیق نرخ افزایش قیمت کالاهای صنعتی در دوره مورد مطالعه بیشتر از نرخ افزایش قیمت مواد اولیه بوده و فرضیه پربیش ـ سینگر تأیید گردیده است.

اپلیارد و فیلد٥ (١٩٩٧) نشان دادهاند که خالص رابطه مبادله کشورهای توسـعهیافتـه طـی دو دهه ٨٠ و٩٠ به طور متوسط ٦/٠ درصد کاهش یافته اسـت. لـوتز٦ (١٩٩٩) بـا اسـتفاده از

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱٫ Sarkar & Singer (1991) 2. Lucke (1993) 3. Bleaney & Greenaway (1993)

۴٫ Bloch & Sapsford (1997) 5. Appleyard & Field, 1997, p. 112, 121, 387 6. Lutz (1999)

تاثیر تنوعسازی صادرات از کالاهای اولیه و کشاورزی به … ۱۹۱

یک مدل تصحیح خطای برداری (VECM) ١ نشان میدهد که نـرخ رونـد بلنـدمـدت بـرای شاخصهای کل قیمت کالاها، قیمت محصـولات کشـاورزی غـذایی، قیمـت مـواد خـام و محصولات کشاورزی غیرغذایی و قیمت فلزات نسبت به شاخص قیمـت کالاهـای صـنعتی همواره منفی بوده است.