چکیده

پژوهش حاضر به بررسی تأثیر رقابت در بازار محصول بر مدیریت واقعی سود شرکتهای سود ده پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران میپردازد. برای دستیابی به این هدف، شاخصهای هرفیندال- هیرشمن ۱۹۳۰) )، لرنر (۱۹۳۴) و لرنر تعدیل شده (۱۹۵۸) به عنوان معیارهای رقابت در نظر گرفته شدهاند و برای ارزیابی مدیریت واقعی سود از مدل دیفوند و پارک استفاده شد. در این پژوهش ۵۶ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازهی زمانی ۱۳۹۱-۱۳۸۲ با روش حذف سیستماتیک ساده انتخاب شد و برای آزمون فرضیهها از مدل رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد که نتایج حاصل از آزمون فرضیههای پژوهش با استفاده از دادههای ترکیبی بیانگر این است که به طور کلی شاخصهای هرفیندال- هیرشمن، لرنر و لرنر تعدیل شده بر مدیریت واقعی سود شرکتها تأثیر مثبت یا مستقیم وجود دارد اما تأثیر مذکور معنادار نمیباشد. این یافته با نتایج پژوهشهای داتا و همکاران (۲۰۱۲) و کریستو و فنگتیان (۲۰۱۲) از نگرش تأثیر مطابقت دارد، هر چند در این پژوهش معناداری آن مورد تأیید قرار نگرفت.

کلید واژهها: رقابت در بازار محصول، مدیریت واقعی سود، شاخص هرفیندال- هیرشمن، شاخص لرنر، شاخص لرنر تعدیل شده

-۱ مقدمه

این پژوهش سعی دارد که به بررسی تأثیر رقابت در بازار محصول بر مدیریت واقعی سود شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بپردازد. رقابت یک ابزار مفید و مؤثر برای حل مشکلات سازمانها و بهبود اداره امور شرکتها است (فاما، .(۱۹۸۰ در یک بازار رقابتی شرکتهایی که شایستگی دارند در بازار باقی میمانند. رقابت بر بقای شایستهترینها دلالت میکند و گردانندگان بازار، ممکن است در مواجه با رقابت فزاینده و برای کسب سود بیشتر، وسوسه شده و با دست یازیدن به رقابت ناسالم در پی کسب قدرت بازار برآیند (جعفری و تاجیک، .(۱۳۹۰

رقابت در بازار از یک سو شرکتهای موجود را مجبور میکند به دنبال اطلاعات رقبا باشند و از سوی دیگر اطلاعات خودشان را برای داشتن مزیت رقابتی پنهان کنند. سود گزارش شده در شرکتها به عنوان معیار مهم تصمیمگیری به شمار میآید که همواره مورد استفاده طیف وسیعی از استفادهکنندگان قرار میگیرد و محاسبهی سود شرکتها متأثر از برآوردی حسابداری است، تهیهی صورتهایمالی به عهدهی مدیریت میباشد، ممکن است بنا به دلایل مختلف، مدیریت اقدام به دستکاری سود نماید (تینگ و لی، .(۲۰۱۱

مدیر صرفاً با تکیه بر ساختار بازار میتواند به تفسیرهای گمراه کننده از روابط اقتصادی سود دست بزند که این خود میتواند از طریق اقلام تعهدی اختیاری و یا فعالیتهای واقعی مدیر انجام شود (هلی و همکاران، .(۱۹۹۹ در حالیکه مدیریت اقلام تعهدی تصمیماتی را در بر میگیرد که در

۱

محدودهی استانداردهای پذیرفته شدهی حسابداری بوده و عملکرد واقعی اقتصادی را پنهان میسازد. مدیریت واقعی سود زمانی انجام میشود که مدیران شرکتها اقداماتی را انجام میدهند که از چشمانداز و راهبرد اصلی شرکت منحرف میشوند تا بتوانند سود گزارش شده را مدیریت کنند.

شرکتهای پیشرو بازار، از منافع رقابتی بیشتری نسبت به دیگران برخوردارند و این به دلیل تجربه بیشتر قدرت معامله با فروشندگان و مشتریان، توجه به سرمایهگذاران و تحت تأثیر قرار دادن رقبا میباشد. بنابراین، مدیران شرکتهای پیشرو بازار، دستکاری فعالیتهای واقعی را کم اهمیت ملاحظه میکنند (وو، .(۱۹۸۳

در تعدادی از مطالعات انجام شده، رقابت در بازار محصولات شرکتها به عنوان عامل مؤثری مطرح شده است که فعالیتهای تأمین مالی، سرمایهگذاری و توزیع وجوه نقد آنها را تحت تأثیر خود قرار میدهد (دیچو و همکاران، .(۱۹۹۵ شواهد متقاضی در خصوص اثرهای رقابت در بازار محصول بر انگیزههای مدیران در خصوص دستکاری و مدیریت سود وجود دارد.

فرانسیس (۱۹۹۶)، نشان میدهد اگر مدیران در انگیزههای کوتاهمدت از رقابت پیروز شوند در بازارهای رقابتی برای کاهش ارزشمندی اطلاعات سود به احتمال زیاد دست به مدیریت سود بزنند.

-۲ مبانی نظری و پیشینه پژوهش

مبنای رقابت در بازار در نظام سرمایهداری، هم چشمی برای دستیابی بیشتر در راستای رسیدن به مواهب اقتصادی در مقایسه با دیگران است. از چالشهای مهم در مدیریت شرکت، نحوه عمل در مقابل عملکرد رقباست، چنانچه شرکت یا سازمانی توانایی مقابله و بهبود وضع خود در برابر برنامهها و شیوههای عمل رقبا را نداشته باشد به راحتی از صحنه تجارت و رقابت کنار خواهد رفت. اطلاعات حسابداری مدیریت به دلیل نوع خدماتی که به مدیریت میدهد میتواند کمک شایانی در پیروزی مؤسسات در برخورد با رقبا ایفا کند (رنانی، .(۱۳۷۶

هیلی و والن (۱۹۹۹)، مدیریت سود را اینگونه تعریف میکند. “مدیریت سود زمانی رخ میدهد که مدیر برای گزارشگری مالی از قضاوت شخصی خود استفاده میکند، و این کار را با هدف گمراه کردن برخی از سهامداران درباره عملکرد واقعی اقتصادی و یا برای تأثیر در نتایج قراردادهایی انجام میدهد”.

با توجه به تفکیک مالکیت از مدیریت و اهمیت سود برای سهامداران، مدیران انگیزه بالایی در جهت دستکاری سود برای رسیدن به اهداف و سیاستهای تعیین شده دارند. به منظور دستیابی به سطح مورد نظر سود، مدیران میتوانند تا پایان سال صبر و از اقلام تعهدی اختیاری برای مدیریت سود گزارش شده استفاده کنند؛ اما این راهکار ممکن است این خطر را در پی داشته باشد که مقدار سودی که برای دستکاری مد نظر است از اقلام تعهدی اختیاری موجود بیشتر باشد؛ زیرا اقلام تعهدی اختیار از طریق اصول عمومی پذیرفته شده حسابداری محدود شده است (بارتون و سیمکو، .(۲۰۰۲ فرض بر این است که رویدادهای اقتصادی هر شرکت، توانایی مدیران را برای گزارش سود تعهدی دچار محدودیت میسازد. این امکان وجود دارد که مدیران نتوانند از طریق اقلام تعهدی اختیاری در پایان سال به سود مورد نظر خویش دست پیدا کنند. مدیران میتوانند از طریق دستکاری فعالیتهای عملیاتی واقعی در طول سال این خطر را کاهش دهند (اعتمادی و شفاخیبری، .(۱۳۹۰

یو (۲۰۰۸) مدیریت واقعی سود را به این صورت تعریف میکند: “دستکاری فعالیتهای واقعی، انحراف از روشهای عملیاتی عادی بوده است و انگیزهی مدیران از انجام آن گمراه کردن برخی افراد ذینفع است، بهصورتی که باور کنند اهداف گزارشگری مالی از طریق فعالیتهای عادی محقق شده است. دستکاری واقعی سود از طریق روشهایی مانند اعطای تخفیف قیمت و کاهش مخارج اختیاری مانند مخارج پژوهش و توسعه انجام میشود. پژوهشها نشان میدهد معمولاً واحدهای تجاری علیرغم اثر معکوسی که مدیرت واقعی سود بر جریان نقدی آتی دارد، به انجام این شکل از مدیریت سود برای تحقق اهداف کوتاهمدت سود تمایل دارند. ریچود هری (۲۰۰۶)، دستکاری فعالیتهای واقعی را اعمال مدیریتی که از فعالیت-های عادی تجاری ناشی شده و در رابطه با هدف اولیهی برآوردسازی آستانههای خاص سود انجام میپذیرند تعریف نموده است.

شرکتهایی که در صنایع رقابتی فعالیت میکنند به احتمال زیاد اقدام به مدیریت سود میکنند. در یک محیط رقابتی، مدیریت سود ممکن است یک شرکت را در کوتاهمدت موفق نشان دهد ولی در بلند مدت، به احتمال زیاد منجر به از دست دادن شهرت و اعتبار شرکت میشود (مارسیوکیتات و پارک، .(۲۰۰۲

زیربنای رقابت، اصالت دادن به تعقیب منافع شخصی به وسیلهی هر بنگاه است؛ مبنای رقابت چشم و همچشمی برای دستیابی بیشتر برای رسیدن به مواهب اقتصادی در مقایسه با دیگر واحدهاست؛ چرا که هر بنگاهی میکوشد تا نفع خود را تأمین کند و یک وضعیت استثنایی برای خود پدید آورد. دیگر واحدها نیز در پی بیشینهسازی منافع شخصی و حصول به بالاترین وضعیت مطلوب است و دیگر واحدها نیز هدف مشابهی را تعقیب میکنند (فرهنگ، (۱۳۷۱ در این پژوهش در پی ردیابی تأثیر شدت رقابت بر مدیریت واقعی سود هستیم.

۲

هر تحقیق علمی نیاز به مطالعه کارهای پیشینیان و بررسی نتایج و دستاوردهای آنان در مورد موضوع مربوطه دارد.

جعفری و تاجیک (۱۳۹۰)، وجود رقابت سالم مهمترین محرک برای شرکتهای اقتصادی برای افزایش توان رقابتیشان محسوب میشود. توسعه صادرات نیز در کنار توسعه سرمایهگذاری خارجی بر افزایش توان رقابتی شرکتها تأثیرگذار است چرا که حضور شرکتها در بازارهای دیگر کشورها و مواجهه با محیط رقابتی، بر یادگیری آنها تأثیر گذاشته و در فرایندی بلندمدت منجر به ارتقاء توان رقابتی آنها میشود.

آقایی و همکاران (۱۳۹۱)، نتایج یافتههایشان نشان میدهد که بین مدیریت سود واقعی و مدیریت اقلام تعهدی اختیاری، رابطه جایگزینی وجود دارد؛ به گونهای که مدیران برای انجام مدیریت سود، مدیریت سود واقعی را قبل از مدیریت اقلام تعهدی اختیاری انتخاب میکنند.

ایزدی نیا و همکاران (۱۳۹۲)، در بررسی رابطه بین اهرم مالی و مدیریت سود واقعی نشان دادند که، بین اهرم مالی و معیارهای مدیریت سود واقعی، رابطهی معکوس و معنا دار وجود دارد.

خواجوی و همکاران (۱۳۹۲)، نشان داند که بین رقابت در بازار محصول و مدیریت سود رابطه معکوس معناداری وجود دارد.

تینکر و ژو (۲۰۰۹)، در مطالعات خود تحت عنوان رقابت در بازار محصول و مدیریت سود نشان دادند که افزایش شدت رقابت در بازار محصول موجب ایجاد مدیریت سود میشود این موضوع با توضیح اینکه رقابت موجب کاهش قیمت میشود و تغییرپذیری سود را افزایش میدهد، سازگار است.

لاکسمانا و یانگ (۲۰۱۰)، به بررسی رابطه بین رقابت در بازار محصول و مدیریت سود پرداختند و نتایج پژوهشهای آنها نشان میدهد، واحدهای تجاری رقابتیتر نسبت به شرکتهای با رقابت کمتر تمایل بیشتری به مدیریت سود بر مبنای تعهدی دارند.

چپمن (۲۰۱۱)، شرکتها در سه ماه پایان سال، از طریق دستکاری فعالیتهای واقعی نظیر کاهش قیمت به منظور تسریع موقتی فروش اقدام به برآورده ساختن اهداف سود میکنند. شرکتها در موقعیتهای رقابتی نسبت به انگیزههای مدیریت سود، عکسالعمل بیشتری نشان میدهند.

داتا و همکاران (۲۰۱۲)، رابطه معنادار و قوی بین قدرت قیمتگذاری محصول شرکتها و درجه مدیریت سود و رقابت پذیری صنایع است و منعکس کننده این واقعیت است که در سطح صنعت، رقابت بیشتر صنایع با مدیریت سود بیشتر همراه است.

کارونا وهمکاران (۲۰۱۲)، در پژوهش خود با استفاده از فاکتورهای رقابتی مانند، جایگزین محصول، اندازه بازار و هزینههای ورود به صنعت به بررسی رابطه بین رقابت در بازار محصولات و مدیریت سود شرکتها پرداختند. نتایج حاصل از یافتههای آنها نشان داد که رابطه مثبت بین رقابت و مدیریت سود بود.

کریستو و فنگ تیان (۲۰۱۲)، با استفاده از چندین عامل تعیین کننده رقابت مانند اندازه بازار، جایگزینی محصول وطیف وسیعی از متغیرها یک رابطه مثبت قوی بین رقابت در بازار محصول و مدیریت سود پیدا کردند؛ این مطالعات نشان میدهد که عامل صنعت نقش مهمی در میزان مدیریت سود در شرکتها دارد.

-۳ فرضیههای پژوهش

شاخص هرفیندال- هیرشمن، شاخص لرنر و شاخص لرنر تعدیل شده به عنوان معیارهای سنجش رقابت در بازار محصول در نظر گرفته شدهاند و با توجه به مبانی نظری و پیشینه پژوهش، فرضیههایی به شرح زیر تدوین میشود:

فرضیه اول: میزان رقابت در بازار محصول بر اساس شاخص هرفیندال- هیرشمن (۱۹۳۰) تأثیر معنیدار بر مدیریت واقعی سود دارد. فرضیه دوم: میزان رقابت در بازار محصول بر اساس شاخص لرنر (۱۹۳۴) تأثیر معنیدار روی مدیریت واقعی سود دارد.
فرضیه سوم: میزان رقابت در بازار محصول بر اساس شاخص لرنر تعدیل شده (۱۹۵۸) تأثیر معنیدار روی مدیریت واقعی سود دارد.

در این پژوهش، در رابطه با بررسی تأثیر رقابت در بازار محصول بر مدیریت واقعی سود شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ایدههای خود را به صورت فرضیاتی فرض نمودهایم که در مراحل بعدی این فرضیات مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته تا اینکه صحت و سقم آنان مشخص گردد و اهمیت یک فرضیه معین در ارتباط با کارایی آن در مسئله، مورد قضاوت قرار میگیرد.

۳

-۴ روش پژوهش

از لحاظ هدف در حوزه پژوهشهای کاربردی قرار میگیرد که هدف از پژوهش کاربردی توسعه دانش کاربردی در یک زمینه خاص است. چون نوع دادهها، پس رویدادی و تاریخی میباشد لذا روش مناسب برای گردآوری دادههای مورد نیاز آزمون فرضیهها کتابخانهای میباشد و همچنین، جهت بررسی ادبیات پژوهش نیز از روش کتابخانهای استفاده شده است. چون ما قصد تغییر متغیر مستقل بر حسب سنجش افزایش آن روی متغیر وابسته نداشتیم بلکه متغیرها را همان گونه که هستند بررسی میکنیم و روش پژوهش مناسب در این پژوهش توصیفی- علی میباشد و برای آزمون فرضیههای پژوهش از اطلاعات مندرج در صورتهای مالی و یادداشتهای همراه شرکتها از طریق کتابخانه سازمان بورس و نرم افزار آرشیو اطلاعاتی سازمان بورس و سایت سازمان بورس اوراق بهادار تهران، استخراج گردید و برای محاسبه آنها از نرم افزارهای Excel، Eviews-7 و SPSS (فقط برای تشخیص همخطی) استفاده شده است.

-۵ متغیرهای پژوهش

در این پژوهش، از سه دسته متغیرهای مستقل، وابسته و کنترلی استفاده میشود. در این پژوهش، برای اندازهگیری رقابت در بازار محصول از شاخصهای هرفیندال- هیرشمن، لرنر و لرنر تعدیل شده به عنوان شاخص رقابت به کار برده میشوند و متغیر وابسته پژوهش حاضر مدیریت واقعی سود میباشد و در این پژوهش اندازه شرکت، اهرم مالی، عمر و نسبت سودآوری شرکت به عنوان متغیرهای کنترلی در نظر گرفته شدهاند.

-۱-۵ متغیرهای مستقل

• شاخص هرفیندال- هیرشمن :(۱۹۳۰ ) (HHI) میزان تمرکز صنعت را اندازهگیری میکند. در این شاخص نیز هر چه شاخص محاسبه شده بیشتر باشد، میزان تمرکز بیشتر بوده و رقابت کمتری در صنعت وجود دارد و برعکس. شرکتهای موجود در یک صنعت الزاماً فعالیت مشابهی را انجام نمیدهند، برای اینکه یک معیار سنجش معنادار از رقابت بازار محصول بدست آید، به جای صنعت از طبقه صنعت استفاده شد. همانند پژوهشهای دالیول و همکاران (۲۰۰۸) و هی (۲۰۰۹) به عنوان معیار سنجش رقابت بکار گرفته شده است. این متغیر یعنی رقابت با شاخص هرفیندال- هیرشمن از طریق حاصل جمع توان دوم سهم بازار کلیه بنگاههای فعال در صنعت اندازهگیری میشود.