چکیده

هدف پژوهش بررسی تأثیر روش تدریس همیاری بر عزتنفس ،نگرش نسبت به مدرسه و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پسر پایهی ششم مقطع ابتدایی بود. پژوهش حاضر، شبه آزمایشی بود که تعداد ۵۰ نفر دانشآموز پسر به شیوهی تصادفی انتخاب شدند و در دوگروه قرارگفتند.باگروه آزمایش روش تدریس همیاری کار شد. ابزار پژوهش مشتمل بود بر پرسشنامهی سنجش نگرش نسبت به مدرسه ، پرسشنامهی عزت نفس کوپر اسمیت و پیشرفت تحصیلی. نتایج نشان داد روش تدریس همیاری بر پیشرفت تحصیلی و نگرش نسبت به مدرسه دانش آموزان تأثیر مثبت دارد ولی این روش بر عزتنفس دانش آموزان پسر پایهی ششم تأثیر معنیداری نداشت.

کلیدواژهها: روش تدریس همیاری، پیشرفت تحصیلی، نگرش نسبت به مدرسه، عزتنفس

مقدمه

مدتهاست که در نظام آموزشی ایران معلمان با تکیه بر روشهای سنتی، بهویژه سخنرانی، شاگردان را به حفظ و تکرار مفاهیم علمی ترغیب میکنند و علیرغم اینکه در محافل علمی و تربیتی و حتی اجرایی صحبت از فعال بودن شاگرد، رشد فکری و آزاداندیشی میشوداما عملاً چنین نظرگاههائی جنبهی شعارگونه به خود گرفتهاند. از سوی دیگر صحبت از تقویت روحیهی همکاری و رفاقت در بین شاگردان و رشد اجتماعی آنان میشود اما در عمل نه تنها گام مؤثرتری در این راستا برداشته نمیشود بلکه اغلب اوقات همکاری و رفاقت به نوعی رقابت تبدیل میشود که نتیجهی آن افزایش حس حسادت، کینه و دشمنی در بین شاگردان است. سبک غالب در اکثر آموزشهای کلاسی سنتی است به این معنا که شاگردان در زمینه یادگیری مفاهیم درسی، کمتر با موقعیتهای چالش آور مواجه میشوند، فرصتهای کمتری برای تعامل، هم فکری، همکاری و بحث و گفتگوی معلم با شاگرد و شاگردان با یکدیگر فراهم میشود، دانش آموزان به یادگیری طوطیوار ترغیب میشوند، رقابت جایگزین همکاری میشود و احتمال خطر جمعگریزی و گوشهگیری و کاهش عزتنفس در بین شاگردان افزایش مییابد. طی سالهای اخیر توجه فزایندهای به بهبود وضعیت آموزش در سراسر دنیا صورت گرفته میتوان گفت: کلید یادگیری افراد انگیزهی بالای آنها در فراگیری است. تدریس یکی از عناصر اصلی در بهوجود آوردن انگیزهی یادگیرندگان است. اگر قرار است دانش آموزان خوب تربیت شوند و شهروندان مفیدی در آینده باشند میبایست برای بر عهده گرفتن نقشهای بزرگسالی آماده شوند و راز و رمز این آماده شدن در فعالیت همیاری و پرهیز از رقابت ستیزهجویانه و فردگرایانه است، آنان باید افرادی خلاق، نقاد، برخوردار از سعهیصدر و دارای بینش علمی و آزادی اندیشه و عامل به رعایت حقوق دیگران باشند، برای دست یافتن به این مهم، در برنامههای مدارس، بهویژه در روشهای یاددهی -یادگیری، باید

۱

روشهایی گنجانده شود که از طریق آنها، دانش آموزان قابلیتهای چگونه آموختن را از طریق همکاری و نظم فکری بیاموزند .

تئوری وپیشینه تحقیق

به اعتقاد کارشناسان تعلیم و تربیت دانش آموزانی که از طریق یادگیری فعال به یادگیری میپردازند نهتنها بهتر فرامیگیرند بلکه از یادگیری لذت بیشتری هم میبرند؛ زیرا بهجای اینکه شنونده صرف باشند فعالانه در جریان یادگیری مشارکت میکنند و خود را مسئول یادگیری خویش میدانند. از جمله روشهای فعالی که امروزه توجه صاحبنظران تعلیم و تربیت را به خود جلب کرده است، یادگیری مشارکتی است.

یادگیری از طریق همیاری که در شروع قرن بیستم از طرف جان دیویی مطرح شد (الیس و والن ؛ ترجمه رستگار و ملکیان، (۱۳۷۶ در چند سال اخیر از بحثهای دائمی آموزش شده است. معلمهای مدارس ابتدایی، متوسطه اول و متوسطه دوم گروههای یادگیری از طریق همیاری را مورد آزمایش قرار میدهند تا ببینند آیا یادگیری دانش آموزانشان بیشتر و بهتر میشود یا فقط از یادگیری لذت میبرند؟

یادگیری مشارکتی از جمله روشهای فعالی است که امروزه مورد توجه بسیاری از صاحبنظران و متخصصان تعلیم و تربیت قرار گرفته است و به اعتقاد جویس و همکاران در صورتی که روشهای مشارکتی با سایر روشها ترکیب شوند، تأثیرات فزایندهای خواهند داشت (جویس و همکاران، ۲۰۰۴؛ ترجمه بهرنگی، .(۱۳۸۹

مشارکت فعال دانش آموزان در فرایند یاددهی و یادگیری یکی دیگر از مباحث اساسی است که توجه بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب کرده است، چون مشارکت فعال دانش آموزان در فرایند تدریس موجب درگیری ذهنی آنها و افزایش میزان یادگیری میشود (محمودی و همکاران، .(۱۳۸۸

نکتهی مهمی که به نظر میرسد این است که هر کار گروهیالزاماً مشارکتی نیست؛ در کار گروهی ممکن است فراگیران به طور فردی یا رقابتی تلاش کنند و فقط ظاهر کار گروهی را حفظ نمایند، اما در کار گروهی مشارکتی، دانش آموزان بهصورت غیررقابتی با یکدیگر کار میکنند تا به هدفهای مشترک درسی برسند (کاگان ، .(۲۰۰۴ میتوان گفت مبانی نظری »آموزش یادگیری به شیوهی همیاری« متأثر از دو دیدگاه عمده و اساسی است. یکی »دیدگاه رشدی« که برگرفته از نظریههای »پیاژه « و »ویگوتسکی و همکاران« آنهاست و دیگری »دیدگاه انگیزشی« که بیشتر به اقدامات »لوین«، »اتکینسون « و »اسکینر « مربوط میشود (اسلاوین ، .(۱۹۸۷

یادگیری همیاری یا روش تدریس به شیوه همیاری عبارت است از روشی که برای ساخت دادن به یادگیری کلاسی، دانش آموزان به گونهای جهت رسیدن به اهداف مشترک با یکدیگر کار میکنند، درحالیکه بهمنظور دانش و مهارت آموزشدیده، پاسخگویی فردی تک تک اعضاء گروه مورد نظر است (بارون ؛ به نقل کلی ، .(۱۹۶۴

پیشرفت تحصیلی عبارت است از سنجش عملکرد یادگیرندگان و مقایسه نتایج حاصل با هدفهای آموزشی از پیش تعیین شده، بهمنظور تصمیمگیری در این باره که آیا فعالیتهای آموزشی معلم و کوششهای یادگیری دانش آموزان یا دانشجویان به نتایج مطلوب انجامیدهاند و به چه میزانی؟ (سیف، .(۱۳۸۲