مقدمه

اسلام آخرین و کاملترین دین در میان ادیان الهی است که بهواسطه یکی از بهترین بندگانش برای هدایت بشر آورده شده

است و بهراستیکه خداوند فرمودهاِنﱠاست:الدّینَ» عِندااللهَ الاسلام.«َ این آیه ازآنروست که دین اسلام دربرگیرنده احکام و

فرمانهایی است که زندگی شریفترین مخلوقات تا روز قیامت بر اساس آن بناشده و همه را مکلف به انجام آنها نموده است و عمل به این احکام و فرمانهای الهی، زندگی به سبک اسلامی را به وجود میآورد؛ زندگی که انسان در آن معنا مییابد و اگر در

چهارچوب سبک اسلامی باشد همان حیات طیبه است. حیات باارزشی که اگر خصوصیات و ویژگیهایشبهنحو اَحسَن شناخته و اقامه شوند، نه اسلام به خطر میافتد و نه احدی میتواند در جهت تضعیف آن برآید.

با نظر به اینکه سبک زندگی مسلمانان با توجه به دین شکل میگیرد، پس رابطه عمیقی بین باورها و ارزشهای دینی و سبک زندگی آنها وجود دارد و در عصر معاصر نیز که کشورهای غربی، عزم خود را جزم کردهاند تا تمام کشورهای اسلامی را از هر

نظر تحت سیطره خود درآورند و فرهنگ و باورهای غلط خود را چنان برجستهنمایند که دیگر هیچ اثری از اسلام باقی نماند.

آنگاهکه یک فرهنگ تاریخی میشود و درونمایهها و بنمایههای یک تمدن میگردد، تاریخی شدن آن فرهنگ و تمدن، سبب

پایداری سنت به شمار میآیند. سنت اسلامی از منظر ما از آبشخور وحی و قرآن و نهجالبلاغه و روایات سیراب میشوند و امری

است قدسی و آسمانی و ملکوتی که مرزهای شفاف و روشنی با خرافه گرایی و تجرد دارد، و به نظر میرسد که منشور ارائهشده از سوی مقام معظم رهبری تمامی مؤلفههای سبک زندگی اعم از: هویت، ارزشها، نظام آموزش، زبان و ادبیات، خانواده، ساختار اجتماعی، دینداری فردی و اجتماعی، نظام اقتصادی فردی و خانواده، فنآوری و… با مباحث دینی و اسلامی پیوند خورده است.

درباره موضوع اصلی این مقاله که بررسی تأثیر سبک زندگی اسلامی بر فرهنگ و اقتصاد است باید گفت که در این خصوص

رابطه فرهنگ با سبک زندگی اسلامی و یا اقتصاد با سبک زندگی اسلامی بهصورت جداگانه در میان مفاهیم موردنظر تا حدودی بررسی گشته ولی ازنظر تجمیع این دو مؤلفه (فرهنگ و اقتصاد) و بررسی ارتباط دوگانه با یکدیگر در سبک زندگی اسلامی

پژوهشی رخ نداده است لذا از این حیث این مقاله برجسته بوده و بر آن هستیم تا در این مقاله به این نکته بپردازیم که آیا میان سبک زندگی اسلامی و دو مقوله فرهنگ و اقتصاد رابطهای مثبت برقرار است یا خیر؟

.۳ (آلعمران،(۱۹

*بحث و بررسی

.۱ سبک و سبک زندگی در لغت و اصطلاح:

»سبک در لغت به معنای طرز، شیوه و روش است، شیوه مشخصی که در انجام گرفتن کاری یا ساختهشدن چیزی به کار میرود و در اصطلاح یعنی روش خاص ادراک و بیان افکار بهوسیله ترکیب کلمات و انتخاب الفاظ و طرز تغییر سبک ادبی و

وجه خاص خود را ازلحاظ صورت و معنا القا میکند و آن به نوبه خود وابسته به طرز تفکر گوینده یا نویسنده درباره حقیقت

است و سبک به معنای عام یعنی تحقق ادبی یک نوع ادراک در جهان کهخصایص اصلی مدوّل خویش میسازد.«ُ

اما درباره سبک زندگی دهخدا اینگونه مینویسد: حیات، مهیا، نقیض مرگ، زندگانی، مقابل مردگی، آن صفتی است مقتضی حس و حرکت، معنی زندگی}در حیوان{آن است که حیوان را ادراک محسوسی است و به اختیار خویش حرکتها میکند.ِ

پس زندگی و حیات در لغت زیستن وزندگی کردن است و در اصطلاح در دو معنای عام و خاص بهکاررفته است که به شرح

ذیل است:

تعریف عام: »درباره تمام موجودات زنده به کار میرود و عبارت است از بهرهمندی هر موجود زنده، از اوصافی چون ادراک، احساس، حرکت، تغذیه، رشد و….«
تعریف خاص: »آنکه فقط در مورد انسان به کارمی رود، با توجه به مبانی معرفتی، اعتقادی و افکار و اندیشه انسانها فرق

میکند. افرادی که در عالم حس، ووَهم و خیال به سر میبرند، خواهان زندگی مادی و طبیعی هستند وزندگی را به معنای بهرهگیری هرچه بیشتر از لذتهای مادی، شهوت و غضب است.«ّ

.۲ نگاهی به مفهوم سبک زندگی

با توجه به تعاریف ذکرشده در مبحث قبل سبک زندگی را از سه رویکرد میتوان مورد بررسی قرارداد:

الف ـ رویکرد روانشناسانه: که به ارزشها، هنجارها و منشأ رفتارها توجه ویژهتری میشود و جایگاهی همچون اصطلاح »شخصیت« و »منش« دارد.
ب ـ رویکرد جامعهشناسانه: توجه به رفتارها و نمودهای رفتاری است.

ج ـ رویکرد دینشناسانه: مجموعهای از رفتارهای سازمانیافته که متأثر از باورها و ارزشها و نگرشهای پذیرفتهشده فرد یا

گروهی از افراد شدهاند.«ْ

.۴ علیاکبر دهخدا، لغتنامه دهخدا، ج ۲۸، تهران، موسسه انتشارات دهخدا،۱۳۶۳ .۵ همان، جلد ۲۸

.۶ احمد حسین شریفی، همیشهبهارـ اخلاق و سبک زندگی اسلامی ـ چاپ اول، قم انتشارات معارف، ص ۱۷

سبک زندگی به هستی و وجود فرد وحدت میبخشد و این وحدت بخشی اصلیترین ویژگی سبک زندگی است که به فرد اجازه میدهد تا برای دستوپنجه نرم کردن یا معماهای حاصل در تغییر اجتماعی، آمادگی بیشتری داشته باشند.«َ
رفتارهای موقتی یا موردی افراد یا گروه را نمیتوان سبک زندگی تلقی کرد،مثلاً اگر کسی یکبار کراوات بزند نمیتوان گفت

که این پوشش سبک زندگی او شده است و… . پس سبک زندگی که یک شخص در زندگی برای خود برمیگزیند، ارتباط

مستقیمی با باورها و ارزشهایش دارد. انسان با توجه به شناخت از زندگی برای رسیدن به یک زندگی آرمانی و ایدئال در تلاش

است و برای شکلدهی به این نوع از زندگی به شیوه خاصی عمل میکند. این سبک زندگی است که به زندگی و خود شخص هویت و ارزش میبخشد و درواقع رفتار فرد یا جامعه را از رفتار افراد یا جوامع دیگر ممتاز میسازد.