مقدمه

اختالف نظر میان معماران و مردم یک چالش قدیمی است، اما در دوران معاصر با افزایش سبک\های مختلف معماری

و تخصصی\شدن حوزه\های مختلف طراحی معماری بر اهمیت این چالش افزوده شده است. ورود رسانه نیز به عنوان عنصر مهم دوران مدرن و تأثیرگذاری آن در زندگی امروز بشر سبب شده مخاطبین گستره وسیعی از بناها را تجربه کنند. بسیاری از معماران ایده\ها و مفاهیمی را در ذهن پرورانده که حاصل تجربه و آموخته\های آن\هاست و بارها توسط متخصصان مورد تقدیر و توجه قرار گرفته\اند. ایده\هایی که از لحاظ نظری کامالً مطلوب و ایده\آل بوده و طبق آموزه\ها
و پیش\بینی\ها باید مورد اقبال عموم واقع شوند. اما بسیاری از معماران از این نکته شکایت می\کنند که ایده\هایشان توسط مردم و یا مسئولین درک نشده و مورد توجه قرار نمی\گیرد. تفاوت نگاه مسئولین ذی\ربط، توده\های مردم و دیگر گروه\های تأثیرگذار با نظر معماران و طراحان موجب می\شود، بسیاری از پروژه\های معماری در عمل به اجرا درنیامده
و یا در حین اجرا و بهره\برداری دچار تحوالت زیادی توسط بهره\برداران گردد که ایده اصلی پروژه را به طور کلی دچار دگرگونی می\نماید. تاکنون بحث\های زیادی در حوزه این اختالف نظر صورت گرفته لیکن تحقیقات مدونی به انجام نرسیده است. البته نحوه برطرف کردن یا به حداقل رساندن این تفاوت و نزدیک شدن فاصله میان طراحان و بهره\برداران در حوزه این مقاله نبوده و باید در جایگاه خود مورد بررسی قرار گیرد. هدف از این تحقیق، تبیین تأثیر سواد بصری در احساس زیبایی در آثار معماری بوده و برای کسب این هدف الزم است، رابطه ذهن و عین در درک زیبایی آثار معماری مورد مطالعه قرار گیرد.

سؤاالت تحقیق

-۱ آیا دانش و آگاهی افراد بر درک آن\ها از زیبایی معمارانه تأثیر می\گذارد؟

-۲ آیا میزان برخورداری افراد از سواد بصری و آشنایی ایشان با دانش معماری بر انتخاب آن\ها از آثار معماری موثر است؟

این تأثیر چگونه قابل تفسیر خواهد بود؟
روش تحقیق

روش تحقیق مورد پژوهی با استفاده از راهکارهای ترکیبی (Groat & Wang, 2010) و مطالعات میدانی و کتابخانه\ای بوده و رویکرد آن تحلیل نظریه\های موجود و ساخت نظریه\ای جدید است. برای بررسی این سؤاالت طی تحلیل ادبیات تخصصی موضوع به بررسی دو نظریه غالب فرمالیسم و تلفیق\گرایی در زمینه درک زیبایی پرداخته\شده و ویژگی\های هر یک از این دو نظریه بیان می\گردد تا بتوان با استفاده از مقایسه آن\ها عوامل مؤثر بر درک زیبایی در مخاطب را شناسایی کرد. پس از آن، آزمونی عملی برای بررسی تأثیر سواد بصری بر احساس زیبایی طراحی شده که براساس آن بتوان تفاوت میان گزینش افراد با میزان سواد بصری متفاوت را مشخص نمود. بر این اساس پرسشنامه\ای شامل بناهای انتخاب شده به شکلی هدف\مند در اختیار گروه\های پرسش\شونده با سواد بصری متفاوت گذاشته\شده تا براساس الگوی امتیازدهی به بناها بتوان این تفاوت\ها را کمی نموده و با توصیف و تحلیل داده\های کمی، علل و ریشه\های اختالف نظر میان این گروه\ها را مشخص\کرد.

\پاییز\و\زمستان.۱۳۹۰\شماره\۷ آرمانشهر

.۱ ادراک زیبایی و دانش ذهنی

زیبایی مفهومی است که در طول دوره\های گوناگون تالش\های زیادی در جهت تعریف آن صورت گرفته اما به نظر می\رسد ارائه تعریفی مطلق از زیبایی ممکن نیست. در زبان سغدی واژه “کرشن”۱ نه تنها به معنی زیبایی بوده بلکه در خود معنای فرم و شکل را نیز دارد. استیتکوس۲ نیز که بازتاب عناصر زیبای جهان در نزد یونانیان است، به احساس خشنودی پدید آمده در اثر دیدن آثار هنری نیز اطالق می\شود .(Ayvazian, 2003) نیاز به احساس زیبایی در زمره واالترین نیازهای بشری است. از دیدگاه استاد مطهری حس زیبایی که به دو عنوان زیبایی دوستی و زیباآفرینی از آن یاد می\شود، جزء فطریات اولیه انسان و یکی از وجوه تمایز او با حیوانات است .(Tahbaz,1382, cited by Motahari) “این\که بشر از اولین روزهای خلقت برای زیباسازی محیط زندگی\اش در تالش بوده ثابت می\کند نیاز به زیبایی به عنوان جزیی از فرهنگ، مشخص و قطعی است”(.(Grutter, 2006 در زمینه احساس و ادراک زیبایی دو نظریه عمده وجود دارد، نظریه اول درک زیبایی را تنها بر اساس ویژگی\های فرمی اثر دانسته و نظریه دوم قائل به وجود محتوا و مفهومی در پشت هر اثر هنری است که در درک زیبایی از آن اثر مؤثر واقع می\شود.

-۱-۱ زیبایی به عنوان درک فرم

ریشه این نظریه به ادبیات و فرمالیست\های روسی بازمی\گردد. در نیمه نخست سده بیستم، تحلیل استوار بر شکل و فرم به تدریج شکل گرفت که سردمداران آن فرمالیست\های روسی بودند .(Ahmadi, 2004) این گروه به دنبال اثبات این نظریه بودند که هر اثر ادبی باید بدون توجه به تحلیل\های تاریخی، روانشناسی و اجتماعی خود اثر بررسی گردد )نمودار .)۱ در حقیقت “فرمالیست\ ها لذت حاصل از زیبایی را فراتر از خیر، شر، آرمان و یا حتی تعریف

تأثیر سواد بصری بر درک زیبایی در آثار معماری
۵۳
شماره صفحه مقاله: ۵۱-۶۱

می\شناسند”(Mahdavinejad, 2005 )\ و معتقدند قضاوت اولیه مخاطبین از زیبایی بر مبنای احساس آن\ها بوده و عوامل غیرادراکی از جمله تاریخ و فرهنگ و تجربه فقط در مرحله بعد به احساس زیبایی مخاطب کمک می\کند. از دیدگاه کالیو بل۳ که از سردمداران نظریه فرمالیسم در هنرهای بصری است؛ تجربه زیبایی شناختی تنها توسط ویژگی\های فرمی اثر هنری برانگیخته می\شود .(Molavi, 2004) پس اثر هنری برای کامل بودن باید به وسیله ویژگی\های فرمی خود و نه عامل دیگری از بیرون- مانند مفهوم ایده- احساس زیبایی مخاطبین را برانگیزد.

فرمالیست\ها نظریه\های اهم

نمودار :۱ مهم\ترین نظریه\ها فرمالیست\ها

تجربه زیبایی شناختی توسط جنبه\های فرمال اثر برانگیخته می\شود.

زمینه اثر و شرایط تاریخی و اجتماعی آن در درک زیبایی موثر نیست.

تمایز هنرمندان به دلیل تکنیک یا ویژگی\های فرمی بیان تجربه است.

قضاوت اولیه درباره زیبایی بر مبنای حسیات مخاطب است.

ساختارگرایی و بیان\گری شکل تکامل یافته جنبش فرمالیسم در معماری است. بنابراین طبق این نظریه مخاطب در برخورد با اثر معماری نیازی به دانستن هیچ\گونه اطالعاتی در زمینه اثر نداشته و زیبایی که او از اثر درک می\کند، ارتباطی با اهداف )خیر یا شر( هنرمند آفریننده ندارد. تنها فرم و شکل اثر حس زیبایی شناسانه او را تحریک کرده و تفاوتی میان فردی که دانشی پیرامون اثر هنری دارد و فردی که هیچ پیشینه\ای در ارتباط با اثر ندارد، وجود ندارد.

-۱-۲ زیبایی و محتوا
دیدگاه دوم در زمینه احساس و ادراک زیبایی، مربوط به دسته\ای از نمودار :۲
نظریه\پردازان است که معتقدند محتوای هر اثر هنری نقش مهمی در
زیبایی از دیدگاه افالطون
ادراک زیبایی آن اثر دارد. البته به نظر می\رسد این دیدگاه پیشینه\ای
طوالنی در تاریخ زیبایی شناسی دارد. در مکالمه\های افالطون بارها
زیبایی، عشق، نیکی و درست انجام دادن کار، مترادف یکدیگر
به\کاربرده شده\اند )نمودار .)۲ از نظر او تقارن، تناسب و غیره، خود
زیبایی نبوده و زاده زیبایی\اند. «زیبایی چیزی است در خویشتن و
برای خویشتن که همواره همان می\ماند و هرگز دگرگونی نمی\پذیرد و
همه چیزهای زیبا فقط بدان سبب که بهره\ای از او دارند زیبا هستند»
.(Ahmadi, 2004) افالطون معتقد بود که در پشت هر شی\ء، هر
جاندار و بی\جان و هر ساخته انسانی اعم از اثر هنری و غیرهنری
و پشت هر مفهوم چیزی ناب\تر و اصیل\تر وجود دارد. از دیدگاه او، فرم و محتوا یکی است و فرم یا ایده هرچیز، دربردارنده محتوای آن نیز بوده است .(Rahil Qavami, 2007) بنابراین از دیدگاه افالطون، زیبایی دارای مفهومی همچون خیر و نیکی است و محتوای هر اثر هنری -که فرم آن نشان\دهنده آن محتوا نیز هست- زیبابودن یا نبودن آن را مشخص می\کند.

گروه دوم از نظریه پردازان، نقطه مقابل فرمالیست\ها بوده و به تلفیق\گرایان مشهورند. این گروه، از حضور دانش

و آگاهی در درک زیبایی طرفداری می\کنند و معتقدند، ادراک زیبایی با عواملی چون فرهنگ، زمینه علمی و شرایط شخصیتی تلفیق شده و به\طور همزمان درکی کلی از زیبایی به دست می\دهد (Molavi, 2004) )نمودار .)۳ بنابراین پشت هر اثر هنری محتوایی وجود دارد که سبب آفریده شدن فرم مربوط به آن شده است و این محتوا برای درک زیبایی مهم تلقی می\گردد. برای درک زیبایی آن توسط مخاطب، داشتن درک حداقلی از محتوا، ضروری بوده و در نتیجه میزان ادراک زیبایی بستگی به توانایی مخاطب در درک محتوای اثر دارد.

آرمانشهر \پاییز\و\زمستان.۱۳۹۰\شماره\۷

۵۴

گرایان تلفیق نظریه\های اهم

نمودار:۳ مهم\ترین نظریه\های تلفیق\گرایان

دانش و آگاهی در درک زیبایی موثرند.

فرهنگ و زمینه و شرایط شخصیتی باهم سبب درک زیبایی می\شوند.

آشنایی با مناظر عاملی برای احساس زیبایی است.

محتوای اثر هنری در درک زیبایی آن موثر است

-۱-۳ رابطه ذهن و عین

محتوای هر اثر هنری، به عنوان مؤلفه\ای مهم در برخورد مخاطب با اثر معماری، نیاز به رونمایی دارد تا زیبایی\های اثر خود را به مخاطب نشان دهد. اما آیا افراد متفاوت در برخورد با یک اثر هنری یا معماری دریافت یکسانی از محتوای آن دارند؟ یورگ گروتر(۲۰۰۶)۴ معتقد است، ادراک انسان تنها نتیجه دریافت و تجزیه و تحلیل ارگان\های حسی نیست، بلکه سه عامل وضع روحی انسان در لحظه ادراک، خلق وخوی شخص و عوامل موروثی و زمینه اجتماعی- روانی در این فرآیند نقش اساسی دارند )نمودار .)۴ دانستن زمینه تاریخی و علل وجودی ساختمان، قدمت اثر به عنوان نماد جاودانگی و مدل فرهنگی حاکم بر جامعه، در کنار بافت شخصیتی افراد بر احساس زیبایی از یک اثر تأثیر می\گذارند Grutter,) .(2006 پس آموزش می\تواند در افزایش ادراک زیبایی دخالت داشته و این احساس را تکامل بخشد؛ به طور مثال، لذتی که یک موسیقی\دان از موسیقی می\برد، بسیار بیشتر و غنی\تر از لذت افراد عادی است (Tahbaz, 2003\2004) و یا کسی که حافظ و شعر او را می\شناسد، بسیار بیشتر از کسی که ادبیات نمی\داند، از شعر حافظ لذت می\برد. بنابراین می\توان به این نتیجه رسید که زیبایی، داری مفهوم و محتوا است و تنها فرم ظاهری یک اثر، نمایش\گر زیبایی آن نیست. این محتوا در احساس زیبایی مؤثر است، در نتیجه هر چه محتوای اثر هنری غنی\تر باشد، اثر زیباتر به نظر خواهد رسید. به نظر می\رسد که در برخورد با اثر معماری، باید میان افراد برخوردار از سواد بصری و افرادی که از دانش معماری و سواد بصری بهره\ای ندارند، تفاوتی در میزان درک زیبایی وجود داشته باشد )نمودار .)۴