چکیده

اقتصاد مقاومتی(( Resistive economy راهبردي است مهم که در سالهاي اخیر توسط رهبر معظم انقلاب بیان شده و هدف آن، نیل به توسعه با استفاده از تمام توان داخلی و مقاومت در مقابل تحریمها با ایجاد کمترین بحران، آن هم در شرایطی که صادرات و واردات به راحتی میسر نیست میباشد. اتخاذ این شیوه به خودي خود بسیار دشوار به نظر میرسد؛ بهخصوص آنکه تحقق آن تا حد بسیار زیادي وابسته به همراهی مردم و متأثر از سبک زندگی ایشان است.

از طرفی طی سالهاي اخیر و با همهگیر شدن استفاده از شبکههاي ماهوارهاي – علیرغم منع قانونی – و مهمتر از آن، کمتوجهی رسانههاي داخلی بهخصوص رسانه ملی به تبیین و نهادینه ساختن سبک زندگی مطلوب ایرانی – اسلامی در کنار خنثی نمودن اثرات گسترده آن شبکهها، سبک زندگی مردم جامعه به شدت تحت تأثیر این مؤلّفهها قرار گرفته و به نظر میرسد همین امر تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی را با چالشی جدي مواجه ساخته، عملا دولت را با مشکلاتی اساسی مواجه سازد.

ما در این پژوهش به مطالعه موردي بر روي یکی از پر مخاطبترین شبکههاي ماهوارهاي فارسیزبان، یعنی شبکه (من و تو (۱ پرداخته

و ضمن بررسی نحوه تأثیر این برنامهها بر طیف وسیعی از جامعه به دنبال پاسخ به این پرسش اساسی هستیم که این شبکهها چگونه بر سبک زندگی جامعه ایران، بر خلاف الزامات راهبرد اقتصاد مقاومتی، تأثیر میگذارند؟ و به دنبال اثبات این فرضیه هستیم که برنامههاي تولید شده توسط شبکههایی از این دست، با هدف قرار دادن خانوادهها، بیش از هر چیز باعث تغییر ارزشهاي ایرانی – اسلامی حاکم بر خانواده
و گسترش فرهنگ مصرفزدگی شده و از این طریق مانعی جدي در به اجرا در آمدن راهبرد اقتصاد مقاومتی محسوب میشود.

واژگان کلیدي: اقتصاد مقاومتی، سبک زندگی، شبکههاي ماهوارهاي، شبکهمنوتو، تأثیرات رسانه، برنامههاي ماهوارهاي.

مقدمه

»اقتصاد مقاومتی(Resistive economy)« را باید راهبردي اساسی در نظام جمهوري اسلامی بدانیم که

اتخاذ آن از سوي رهبر معظم انقلاب بیانگر اهمیت و حساسیت دو چندان آن است. اما تحقق این سیاست و به اجرا در آمدن صحیح آن مستلزم وجود شرایط خاصی است که بیش از هر چیز بر »اراده جمعی جامعه«

استوار است.

اقتصاد مقاومتی به اقتصادي اطلاق میشود که در آن حوزههاي فشار به اقتصاد در اثر تحریمها شناسایی

شده و نسبت به کنترل و بیاثر کردن آن فشارها از سوي مراکز تصمیمگیري اقدام لازم بهعمل میآید. در حقیقت اقتصاد مقاومتی راهبردي لاجرم است در مقابله با هجمه دشمن نسبت به تلاش براي از میانبردن

همایش ملی نقش سبک زندگی در اقتصاد مقاومتی
۲

زیرساختهاي اقتصادي کشور. این نوع اقتصاد بیش از هر چیز بر سه اصل »کاهش وابستگیها « ، »اهتمام به

تولید« و »حمایت از محصول داخلی« به منظور خودکفایی تأکید دارد. در اقتصاد مقاومتی »اصلاح الگوي مصرف« و تغییر آن از مصرف کالاهاي خارجی به سمت مصرف کالاهاي ساخت کشور مورد توجه قرار

میگیرد و کنترل مصرف از مؤلّفههاي اصلی آن محسوب میشود. از اینروست که باید گفت بخش مهمی از

آنچه تحت عنوان »سبک زندگی« مردم جامعه از آن یاد میکنیم پایه و اساس موفقیت این راهبرد محسوب

میشود.

در تعریفی اجمالی میتوان »سبک زندگی(Life style) « را همان ارزشها، عادتها، رسوم و فرهنگ آحاد جامعه دانست که در ابعادي بزرگتر، ماهیت رفتاري اجتماعی به خود میگیرد و به عنوان شاخصهاي

اجتماعی ظهور مییابد؛ اما این ویژگی مهم سالهاست که تحت تأثیر رسانههاي عمومی و متأثر از الگوهاي

ارائه شده توسط آنها دستخوش تغییراتی شده است.

ما در این پژوهش با روش مطالعه منابع کتابخانهاي و مطالعه موردي بر روي یکی از مهمترین و پر مخاطبترین شبکههاي ماهوارهاي فارسی زبان، یعنی شبکه (من و تو (۱، ضمن تأکید بر میزان تأثیر این برنامهها بر طیف وسیعی از جامعه و همینطور الزامات اصلی تحقق راهبرد اقتصاد مقاومتی به دنبال پاسخ به این پرسش اساسی هستیم که تأثیر برنامههاي شبکههاي ماهوارهاي بر سبک زندگی مردم ایران چگونه به

چالشی فرا روي تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی تبدیل میشود؟ با توجه به بررسی انجام شده به نظر میرسد

برنامههاي تولید شده توسط شبکههایی از این دست با هدف قراردادن خانوادهها بیش از هر چیز باعث تغییر ارزشهاي ایرانی – اسلامی حاکم بر خانواده و گسترش فرهنگ مصرفگرایی در جامعه شده و از این طریق مانعی جدي در به اجرا در آمدن راهبرد اقتصاد مقاومتی محسوب میشود.

مبانی نظري تحقیق

موضوع تأثیر رسانهها بر رفتار اجتماعی مخاطبین همواره از موضوعات مورد اختلاف پژوهشگران علم ارتباطات محسوب میشود. در دورههاي نخست این مطالعات، اکثر نظریهپردازان بر تأثیر قطعی و فوري رسانهها اعتقاد داشتند؛ اما بعدها این رویکرد تضعیف شد و جاي خود را به اثر گذاريهاي ضعیف و محدود رسانهها داد. در دهههاي اخیر اکثر نظریهپردازان ضمن توجه ویژه به اهمیت روز افزون رسانهها بر اثرگذاريهاي مشروط و در عین حال قوي رسانهها بر مخاطبین و جامعه نظر دارند. بیشک امروزه رسانههاي

جمعی نقشی مهم و اساسی در چگونگی ادراك ما نسبت به دنیاي پیرامون ایفا میکنند و شاید اغراق نباشد اگر

بگوییم این جهان، جهان تصاویر است. تصاویري که حتی میتوانند هویت و جایگاه افراد را دستکاري و به نوعی بازنمایی کنند.

در این حوزه، نظریههاي بسیاري قابل طرح و بررسی است؛ لیکن یکی از مهمترین نظریهها »نظریه

کاشت۱« است که در دهه ۱۹۶۰ میلادي توسط »جورج گربنر۱« ارائه شد. او معتقد است معنا توسط رسانهها

۱-Cultivation Theory

همایش ملی نقش سبک زندگی در اقتصاد مقاومتی
۳

تولید میشود و مخاطبان با پذیرش چنین معناهایی به همدیگر نزدیک میشوند(بهرامی کمیل؛ .(۲۵:۱۳۸۸

کانون تمرکز نظریه کاشت بر بررسی تأثیر تصویرسازي تلویزیون از واقعیت بر فهم مخاطبان از واقعیت قرار دارد (ویمر و دومینیک، (۷۱۲:۱۳۸۴ نظریه کاشت در حوزه رسانه همچنان از اهمیت بالایی برخوردار است.

این نظریه نشان دهنده تأثیر بلندمدت رسانههایی است که اساساً در سطح برداشت اجتماعی عمل میکنند

(گونتر؛ (۳۱۰:۱۳۸۴ و البته تلویزیون و در معناي خاص آن برنامههاي شبکههاي ماهوارهاي از چنین ویژگی

مهمی برخوردارند. مبناي نظري بحث ما در واقع همین نظریه مهم و قدیمی در حوزه رسانه یعنی »نظریه

کاشت« است؛ اما در ادامه، نظریات مهم دیگري هم از سوي اندیشمندان مطرح شده که چون به تکمیل دیدگاه ما در مواجهه با پدیده مهم دنیاي مدرن یعنی رسانه کمک میکند به آنها میپردازیم.

نظریه دیگري که در این حوزه قابل بررسی است و باید آن را در ادامه نظریه کاشت مورد مطالعه قرارداد

»نظریه الگوبرداري۲« است. مطابق این نظریه رسانههایی همچون سینما و تلویزیون مردم را مطابق الگوهاي

ارائه شده از سوي برنامههاي تولیدي به عمل وا میدارند. شکل پیشرفتهتري از این نظریه نیز توسط فردي به نام »بندورا۳« ارائه شد که به »نظریه یادگیري اجتماعی۴« معروف است. این نظریه نیز توضیح میدهد که چگونه تماشاي رفتار دیگران در رسانههاي تصویري موجب اکتساب آن رفتارها میشود. به عبارت دیگر، میتوان گفت مطابق این نظریه همواره نمایش رفتار، به مراتب واقعیتر از زمانی است که مثلاً در رسانههایی مثل رادیو یا رسانههاي مکتوب فقط توصیف کلامی صورت میگیرد (لاوئري و ديفلور، (۶۷۴:۱۳۹۰

در ادامه این نظریات باید به نظریه مهم دیگري به نام »نظریه انتظارات اجتماعی۵« اشاره کنیم. در این نظریه

مثل سایر نظریاتی که به آنها اشاره کردیم اثرگذاري تلویزیون و برنامههاي تلویزیونی بر مخاطبان و نقش این رسانه در فرهنگسازي و تولید هنجارهاي فرهنگی مسلم و مفروض گرفته شده است با این تفاوت که سطح گستردهتري از نقش، براي رسانه مهمی همچون تلویزیون در انتقال هنجارها به مخاطبان در نظر گرفته میشود.

بر اساس این نظریه، رسانهها از جمله تلویزیون، مخاطبان، به ویژه مخاطبان جوان را با انتظاراتی اجتماعی آشنا

میکنند (دفلور، (۶۴۸:۱۳۸۳ که ممکن است تا پیش از آن نسبت به آن آگاهی نداشته باشند.

به این ترتیب و بر اساس این نظریه که در ادامه نظریات قبل میتواند دستمایهاي مناسب براي ادامه بحث ما باشد رسانههاي تصویري همچون تلویزیون و برنامههاي ماهوارهاي با نمایش حوزههاي گوناگون روابط اجتماعی میتوانند شرایط و ضرورتهاي جدیدي از حوزههاي گوناگون زندگی اجتماعی را براي مخاطبان

خود به تصویر بکشند و با نمایش روابط حاکم بر زندگی و سبکهاي مختلف رفتاري در محیط زندگی،

شیوههاي جدید زندگی و اندیشیدن را براي مخاطبان خود به ارمغان آورده بر »سبک زندگی« و رفتار جمعی

یک جامعه تأثیر داشته باشند.

۲- George Gerbner 3- Modeling Theory 4- Albert Bandura 5- Social Learning Theory 6-social expectations

همایش ملی نقش سبک زندگی در اقتصاد مقاومتی
۴

تعاریف و مفاهیم اولیه

به جهت اینکه بتوانیم در ادامه بحث به درك مشترکی از مطالب ارائه شده دست یابیم لازم است در ابتدا به

تعاریفی از برخی مفاهیم اولیه ارائه شده در این پژوهش بپردازیم: