پیش درآمد

بحث از جمعیت، پویایی و ابعاد آن، یعنی میزان رشد، ساختار سنی، باروري، مـرگ و میـر و مهـاجرت، به شدت متأثر از محیط و بستر اجتماعی در حال تغییر پیرامونی خود هستند، آنها نیز به نوبه خـود، ابعـاد مختلف توسعه نظیر توسعه اقتصادي، توسعه اجتماعی، توسعه انسانی، و توسـعه پایـدار را تحـت تـأثیر قرار میدهند (صادقی، ۱۳۸۸، ص .(۱۶ از اینرو، همواره بحث از جمعیت، ازدیاد و یا کـاهش و کنتـرل آن و نیز تنظیم خانواده، در طول تاریخ در عرصههاي علمی و مباحث نظري و عملـی از جملـه مباحـث جذاب و جدالی بوده است. حداقل قدمت این بحث را میتوان به بیش از دوهـزار و سیصـد سـال قبـل یعنی به زمان افلاطون برگرداند. آنجا که وي در کتاب جمهور خود این بحث را ایـنگونـه مطـرح کـرده است که وقتی یک گروه نخبه حاکم بخواهد جامعه را هدایت کند، باید به مقوله جمعیـت توجـه نمایـد: …»که هدف آنها حفظ تعداد میانگین جمعیت باشد… موارد بسیار دیگري نیز وجود دارد که بایـد مـدنظر قرار گیرد. مواردي نظیر اثرات جنگها و بیماريها و موارد مشابه که دولت میتواند با کمک آنها تا حـد امکان از بزرگ یا کوچک شدن بیش از اندازه جمعیت جلوگیري کند« (افلاطون، .(۱۳۶۷ همچنین بـراي حکومـتهـا، حاکمــان، و سیاسـتمداران موضــوع جمعیـت همــواره بـه عنــوان موضـوعی راهبــردي و استراتژیک مطرح بوده است.

در کشور ما نیز در سالهاي اخیر، به ویژه پس از انقلاب اسلامی، بحـث کنتـرل جمعیـت از طریـق »تنظیم خانواده«، موضوعی چالشی و بحثانگیز بوده است. چالشهـاي جمعیتـی در قالـب محورهـایی نظیر مسائل جمعیت، و شهرنشینی، جمعیت و اشتغال، جمعیت و محیط زیست، توزیـع درآمـد و فقـر، امنیت غذایی، شاخص سواد و آمـوزش، برابـري جنسـیتی و توانمندسـازي زنـان، سیاسـت اجتمـاعی، بهداشت و سلامت، تغییر ساختار سنی جمعیت و پیامدهاي آن و آینده باروري در ایران مطـرح و مـورد بحث و بررسی قرار گرفته است (صادقی، ۱۳۸۸، ص .(۱۸۶ اهمیـت موضـوع تـا جـایی اسـت کـه بـا نگاهی اجمالی به روند رشد جمعیت از دهه پنجاه تا دهه هفتاد ۱۳۵۵)ـ(۱۳۷۵، ما شـاهد دوبرابـر شـدن جمعیت ایـران هسـتیم. در سـال ۱۳۷۵ جمعیـت ایـران، حـدود ۶۰ میلیـون نفـر گـزارش شـد. از نظـر جمعیتشناسان، ۲۰ سال گذشته دورة انفجار جمعیـت جـوان در کشـور بـوده اسـت (جهـانفر، ۱۳۷۶، ص۵۰ـ.(۵۱ از اینرو، برنامه تنظیم جمعیت در ایران پس از انقلاب، میان دولتمـردان بـه یـک سیاسـت راهبردي تبـدیل گردیـد. بـویژه مشـکلات جنـگ و پـس از آن و نابسـامانیهـاي فرهنگـی، اجتمـاعی، اقتصادي، تحریمها و نیز مشکلات فراروي کشور در بخش آمـوزش، بهداشـت، مسـکن و… زمینـهسـاز تبدیل »کنترل جمعیت« و »تنظیم خانواده« به یک موضوع راهبردي شد. اکنون پیامد این موضوع در دهـه ۹۰ این شده است که ما با افت شدید جمعیت مواجه هستیم و در چند سال آینده با رشد منفی جمعیـت

تأملی در سیاست کنترل جمعیت؛ آثار و پیامدهای آن  ۵۵۱

و پیر شدن تدریجی جمعیت مواجهیم. به هر حال، این موضوع با توجه به تأثیرات فرهنگـی، اقتصـادي، اجتماعی و حتی سیاسی گستردهاش از جمله موضوعاتی است که باید به جد مـورد بحـث اندیشـمندان قرار گیرد. این پیامدهاي ناخوشایند موجب شده است کـه نظـام اسـلامی در ایـن موضـوع تجدیـدنظر نموده و پیامدهاي منفی سیاست کنترل جمعیت را جدي تلقی نماید.

در همین زمینه، بر اساس سناریوي رشد پایین جمعیتی، که سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۰ منتشـر کرده است، اگر ایران به همین صورت به ادامه جایگزینی جمعیتـی بپـردازد و برنامـهاي بـراي تعـادل آن نداشته باشد، در۸۰ سال آینده جمعیت ۳۱ میلیونی را تجربه خواهد کـرد! از ایـن میـان، ۴۷ درصـد ایـن جمعیت را افراد سالمند بالاي ۶۰ سال تشکیل میدهند. ایران در حال حاضر جز ۱۰ کشوري اسـت کـه به سرعت به سمت کهنسالی در حال حرکت است و از این جهت در جایگاه ششم جهان قـرار دارد. بـه گونهاي که در بیست سال آینده، وارد مرحله اول سالمندي جمعیتـی خواهـد شـد و در ده سـال آینـده، مرحله دوم سالمندي را تجربه خواهـد کـرد .(Amir ahmadi, 1990) ایـن خطـري بـالقوه بـراي کشـور محسوب میشود؛ زیرا کاهش جمعیت به معناي کاهش نیروي انسانی کارآمد و فعال میباشـد. ایـن بـه معناي وارد کردن نیروي کار و کارشناسان فنی از سایر کشورهاسـت، کـه خـود راه دیگـري بـراي ورود فرهنگ بیگانه به کشور است.

با نگاهی اجمالی به علل و عوامل عمده افزایش جمعیت در ایران، بـهویـژه در ایـن مقطـع از تـاریخ ایران، میتوان به عوامل زیر در این زمینه اشاره کرد:

عوامل مذهبی: در اسلام داشتن فرزند بسیار و ازدیاد جمعیت مسلمان توصیه شده اسـت. عـلاوه بـر این، سقط جنین به دلیل ترس از روزي فرزندان و فقر نکوهش شده است.

عوامل فرهنگی: همواره در تاریخ ایران زمین، بهویـژه در گذشـتههـاي نـهچنـدان دور، خـانوادههـاي بزرگ و پرجمعیت داراي ارج و منزلت اجتماعی بودهاند. تمایل به زندگی گروهی و افزایش اقتـدار نیـز از خانواده به دلیل داشتن فرزند زیاد، زمینه تکثیر نسل را فراهم آورد.

عوامل اجتماعی: فقدان نظام تـأمین اجتمـاعی در گذشـته، مـردان و زنـان ایرانـی را از دوران پیـري، ناتوانی یا مرگ سرپرست خانواده، به هراس واداشته، داشتن یار و غمخـوار و عصـاي دسـت و مـددکار دوران پیري، از جمله دلایل علاقه والدین به داشتن فرزند بسیار بوده است (خانی، .(۱۳۷۸

اما در خصوص جمعیت و پیامدهاي منفی و یا مثبت آن، توجه به سـؤالاتی چنـد و بازکـاوي اصـل موضع ضروري است. اینکه به راستی آیا ارتباطی میان فزونـی جمعیـت بـا مسـائلی همچـون سـلامت، بهداشت، آسیبهاي اجتماعی و رفتاري وجود دارد؟ نقش سیاستهـاي اسـتعماري، حاکمیـت فرهنـگ مدرنیته و جنبشهاي فمینیستی در مقوله کنترل جمعیت چیست؟ آیـا ازدیـاد جمعیـت بـهتنهـایی منشـأ

۶۵۱  ، سال سوم، شماره اول، زمستان ۰۹۳۱

مشکلات است؟ آیا به راستی شهرنشینی و پیامدهاي ناشی از آن، در ارتباط مستقیم با افـزایش جمعیـت است و یا این مشکلات ناشی از توسعه نامتوازن است؟ آیا پیشرفتهـاي تکنولـوژیکی در تولیـد منـابع غذایی و انرژي، سرعت بیشتري نسبت به افـزایش جمعیـت داشـته اسـت؟ بـا توجـه بـه اینکـه کنتـرل جمعیت منجر به پیرشدن جمعیت است و جمعیت جوان و فعال رکن اساسی توسعه است، آیا میتـوان بدون جمعیت جوان و فعال، به توسعه سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادي نائل آمد؟!

این پژوهش، درصدد پاسخگویی به این سؤالات اسـت. ازایـنرو، در تـلاش اسـت تـا بـا بازکـاوي سیاست کنترل جمعیت، آثار و پیامدهاي آن را بررسی نموده، بسترهایی که منجر به طرح این سـناریو در بسیاري از کشورها و از جمله ایران شده و به سرعت هم نتیجه بگیرد را مورد بررسی قرار دهد.

مفهومشناسی بحث

به کلیه کسانی که به طور مستمر در یک واحد جغرافیایی(کشور، استان، شهرستان، شهر و یا روسـتا) بـه صورت خانوار و خانواده زندگی میکنند، »جمعیت« گفته مـیشـود (کـاظمیپـور، ۱۳۸۸، ص.(۳ امـا در موضوع »کنترل جمعیت« و »تنظیم خانواده« توجه به این نکته ضروري است که آنها را بایـد از یکـدیگر تفکیک کرد. »کنترل جمعیت« به مباحث کلان افـزایش جمعیـت و پیامـدهاي اجتمـاعی و اقتصـادي آن میپردازد و »تنظیم خانواده« افزایش موالدی را عمدتاً از نظر فردي و در سطح خانواده، مـورد توجـه قـرار میدهد.

واژة »تنظیم« در لغت به معنی ترتیب و آراستگی، استحکام و ترتیبدادن است (دهخـدا، ۱۳۴۴، ج ۱، ذیل واژه)؛ یعنی خانوادهها و دولت براي افراد و جامعه و مطابق امکانات، برنامـهریـزي نماینـد. »موالیـد« نیز به معنی فرزندان، نباتات و حیوانات است (همان) و در اصطلاح به معنی تولید و تکثیر نسـل صـالح و کارا است.

واژههاي »تنظیم خانواده«، »بهداشت باروري« و »کنترل جمعیت«، هریـک عـلاوه بـر اشـتراکاتی کـه دارند به مبانی یا اهداف معینی اشاره میکنند. »تنظیم خـانواده«، دسـتورالعملهـایی اسـت کـه طـی آنهـا بارداري زنان، کنترل و فاصلهگذاري میشود. در نتیجه، تعـداد جمعیـت خـانواده کـاهش مـییابـد. ایـن دستورالعملها گاهی جنبه حکومتی پیدا میکند و به یک برنامه تبـدیل مـیشـود. در ایـن صـورت، بـه عنوان یکی از سیاستهاي دولتی شناخته میشود. »بهداشت باروري« در کاربرد وسـیع و جهـانی خـود به سلسله رفتارهایی اشاره دارد که هدف اصلی آن ایمنسازي روابط جنسی است. از آنجایی کـه روابـط جنسی و بهبودي نسل میتواند به بارداري منتهی گردد، ایـن دسـتورات و رفتارهـا »بهداشـت بـاروري«

تأملی در سیاست کنترل جمعیت؛ آثار و پیامدهای آن  ۷۵۱

نامیـده شــدهانــد. امــا واژة »کنتــرل جمعیــت«، واژهاي جمعیــتشــناختی اســت (شـیخی،۱۳۷۹، ص۶۵؛

محمودیان، ۱۳۸۳، ص .(۱۵۳

پیشینه بحث

هرچند جمعیت ایران پس از دهه ۲۰، به دلیل افزایش مسـتمر مـرگ و میـر بـا کـاهش جـدي جمعیـت مواجه بود، اما در دوره زمانی بین سالهاي۱۳۳۰-۱۳۶۰، بـا رشـد شـتابان جمعیـت مواجـه گردیـد. بـه طوري که میانگین رشد سالانه جمعیت در این چهار دهه، به رقمی حدود ۳ درصد افـزایش یافـت. ایـن رشد سالانه موجب شد که جمعیت ایران هر ۲۰ سال، دو برابر و در طـول یـک قـرن، بـیش از شـانزده برابر شود. یعنی جمعیت ایران از ۱۹میلیون نفر در سال ۱۳۳۵، به حدود ۵۰ میلیـون نفـر در سـال ۱۳۶۵ افزایش یابد. افزایش نرخ رشد اقتصادي کشور، ارتقا کیفیت و امید به زنـدگی در ایـران و نیـز گسـترش بهداشت عمومی و به تبع آن کاهش میزان مرگ و میر نوزادان و اطفـال، نقـش تعیـینکننـدهاي در رشـد شتابان جمعیت ایران داشت. به عبارت دیگر، این تحولات موجب شد که رشد طبیعی سـالانه جمعیـت ایران در فاصله سالهاي ۱۳۵۵ تا ۱۳۶۵، به رقم ۳/۲ درصد افزایش یابد. (امیراحمدي (۱۳۶۹

در ایران، سیاستهاي جمعیتی مبتنی بر تنظیم خانواده، طی دو مرحله بـه اجـرا گذاشـته شـد: ابتـدا، پیش از انقلاب و از سالهاي ۱۳۴۱ براي اولین بار دولت به مسائل جمعیتی توجه کـرد. در برنامـه سـوم عمرانی، مسئله جمعیت مورد توجه قرار گرفـت و در سـال ۱۳۴۶ واحـدي بـه نـام »بهداشـت و تنظـیم خانواده« در وزارت بهـداري وقـت شـکل گرفـت. پـس از پیـروزي انقـلاب اسـلامی، مـدت کوتـاهی برنامههاي تنظیم خانواده به بوته فراموشی سپرده شـد. نتیجـه ایـن امـر، افـزایش سـریع موالیـد و رشـد جمعیت بود (کلانتري، ۱۳۷۸، ص.(۱۳ اما در سالهـاي پـس از جنـگ تحمیلـی و از سـال ۱۳۶۸، ایـن موضوعمجدداً در دستور کار قرار گرفت. آمار رسمی نشان میدهد که ایران با افـزایش ۳/۹ نـرخ رشـد جمعیت، از لحاظ نرخ رشد جمعیت در ردیف سوم کشورهاي جهان قـرار گرفتـه اسـت. از ایـن پـس، موضوع کنترل جمعیت و لزوم تنظیم خـانواده از سـوي محافـل گونـاگون علمـی و سیاسـی مطـرح و موافقت و مخالفتهاي زیادي در پی داشت.

همین امر موجب شد که سیاستهاي تعدیل رشد جمعیت از طریق تشـویق و ترغیـب برنامـههـاي تنظیم خانواده و کاهش سطح زاد و ولد و باروري در کشور گرفته شود. تـدوام ایـن سیاسـت در دوران سازندگی و اصلاحات موجب شد که طی سالهـاي ۶۵ تـا ۸۴، سـطح »بـاروري« در ایـران بـا سـرعتی استثنایی و کمسابقه در سطح بینالمللی کاهش یابد. بهطوري که شاخصهاي باروري و بهتبع آن، میـزان زاد و ولد در مقایسه با سال ۱۳۶۵، به کمتر از نصف تقلیل یافت. میزان باروري کـل از ۶/۵ نـوزاد زنـده

۸۵۱  ، سال سوم، شماره اول، زمستان ۰۹۳۱

براي هر زن در سال ۱۳۶۵، به کمتر از ۳ نوزاد زنده و بهتبع آن، میزان رشـد طبیعـی سـالانه جمعیـت از ۳/۲ درصد در سال ۱۳۶۵، به کمتر از ۱/۵ درصد در حال حاضر تنزل یافته است. .(Amir ahmadi, 1988)

در این میان، غفلت بزرگی که دولتهاي چهـارم تـا نهـم مرتکـب آن شـدند، ایـن بـود کـه رابطـه سیاستهاي کنترل جمعیت، با ترکیب جمعیتی معکوس میباشد؛ یعنی با کاهش موالید و کـاهش رشـد جمعیت، ساختار جمعیتی دگرگون میشود؛ به این معنا که سیاست کاهش مستمر زاد و ولـد و انتقـال از باروري طبیعی به باروري کنترل شده، به تدریج ساختار سنی جمعیت ایران را از وضعیت جوانی خـارج و به طرف سالخوردگی سوق میدهد. در صورت تداوم سیاست کنترل جمعیتی، روند کـاهش جمعیـت کمتر از ۱۵ ساله، به حدود ۱۵ درصد خواهد رسید!

کنترل جمعیت؛ سیاستی استعماری

جنگهاي تجاوزکارانه همواره سه هدف عمده را دنبال میکنند: .۱ توسـعه ثـروت (سـرمایه)؛ .۲ اشـغال سرزمین (گسترش سرزمین)؛ .۳ افزایش نفرات (نیروي انسانی). بـه عبـارت دیگـر، هـدف جنـگهـاي تجاوزکارانه، دسترسی و سیطره بر منابع، اعم از منابع مالی، تجاري، طبیعـی و انسـانی اسـت. اسـتراتژي جنگطلبان، و تجاوزگران براي رسیدن به این هدف، کنترل منابع و به حداقل رساندن آن است. این امـر از طریق جنگ مستقیم و کشتن سربازان و بمبباران شهرها و کشتن انسانهاي بیگناه، با هـدف کـاهش سیطره و نفوذ دشمن بر منابع، کاهش مصرف آنهـا از ایـن منـابع و در نتیجـه، کـاهش جمعیـت محقـق میشود. به عبارت دیگر، مهمترین مانع دشمن در جنگهاي تجاوزکارانه، وجود جمعیت جوان و مولـد

است. ژاکلین کاسون((Jacqueline Kasun در کتـاب جنـگ علیـه جمعیـت((The War Against Populations،

نشان میدهد که کنترل جمعیت جهانیکاملاً، منطبق بر پارامترهاي دکترین نظـامی و یـک جنـگ تمـام

عیار است .(panindigan.tripod.com/panindigan.html)

از نظر آلوین تافلر، پس از پایان جنگ سرد، سرویسهاي جاسوسی دچار بحران هویـت شـده و بـه دنبال هدف و مأموریتی قابل توجه بودند تا وجود خود را توجیه کنند. از دیدگاه آنها دشمن، دیگر اتحاد جماهیر شوروي نبود، حتی کشور کمونیستی چین نبود. کمیسیون سهجانبه پیمـان اقتصـادياي در سـال ۱۹۷۳ میان آمریکا، اروپا و ژاپن در دفاع از منابع اقتصادي مشترك در مقابل کشـورهاي در حـال توسـعه منعقد گردید. این کمیسیون سهجانبه، به عنوان تسریعکنندة تغییر قطب ژئوپلتیک از »شرق در مقابل غرب« به »شمال در مقابل جنوب« به کار رفت. دشمنی که این کمیته خطر آن را جدي میدانست، رشد جمعیت بومی در کشورهاي کمتر توسعهیافته با منابع غنی بود ۱۹۹۳, p.155)،. (Alvin and Heidi Toffler

تأملی در سیاست کنترل جمعیت؛ آثار و پیامدهای آن  ۹۵۱

بنابراین، به نظر میرسد در وراي شعارهاي جذاب و فریبنده، همراه با بیان یافتههاي به ظـاهر علمـی در زمینه پیامدهاي کنترل جمعیت، استعمارگران قرار دارند که در پی منافع خود هستند. در دهه هفتـاد و در زمان هنري کسینجر (مشاور امنیت ملی رئیس جمهور وقت آمریکا) پروژهاي دربارة تأثیر روند رشـد جمعیت جهانی بر امنیت ملی آمریکا طراحی و انجام شد. این پروژه، روند فزاینده رشد جمعیت جهـانی را برخلاف امنیت ملی آمریکا دانسته و با تشریح استراتژي آمریکا در مورد جمعیت جهانی، سیاسـتهـا، راهکارها، چگونگی همکاري سازمانهاي بینالمللی و روش ترغیب و اقنـاع رهبـران کشـورهاي مـورد

نظر براي کاهش روند رشد جمعیت را تبیین میکند .(www.whitehouse.gov/nsc/history.html-7)

بر اساس این پژوهش، جمعیت کشورهاي در حال توسعه و با منابع غنی در صـورتی کـه بـا همـان ضریب رشد افزایش یابد، موجبِ به شدت بالا رفتن خواستها و انتظـارات عمـومی در میـان مـردم از جمله آموزش، اشتغال، بهداشت و مسکن میشود که خود به ناپایداريهاي اجتماعی و سیاسـی در ایـن کشورها تبدیل خواهد شد. این ناپایداريهـا در کشـورهاي داراي منـابع غنـی، تـا انـدازه زیـادي منـافع کشورهاي صنعتی همچون آمریکا و بهره آنها از این منـابع و سـرمایهگـذاري در کشـورهاي فـوق را بـه خطر خواهد انداخت(.(Ibid از سوي دیگر، فشار ایجاد شده براي تأمین نیازهـاي ایـن جمعیـت بـالا، در آینده موجب میشود که دولتها و حاکمان این کشورها، به دنبال افـزایش قیمـت نفـت جهـت تـأمین نیازها و انتظارات رفاهی و معیشتی مردم خود باشند. افزایش قیمت نفت نیز تأثیر بسـیار منفـی بـر روي

اقتصاد آمریکا خواهد داشت (panindigan.tripod.com/panindigan.html)

به همین دلیل، نظریهپردازان کشورهاي استعماري با صراحت نگرانـی خـود را از افـزایش جمعیـت جوان کشورهاي جهان، به ویژه کشورهاي اسلامی اظهار میدارند. در واقع، افزایش جمعیت کشـورهاي اسلامی، معضل عمده فراروي کشورهاي استعماري است. از اینرو، سایر کشورها را تشـویق بـه کنتـرل جمعیت میکنند. ساموئل هانتینگتون در بخشی از مصاحبه خود، درباره تمدن اسـلام و چـین و چـالش آنها با تمدن غرب، با اشاره به نقش روزافزون مسلمانان میگوید:

تمدن اسلام تمدنی است که چالش آن تا حدودي متفاوت از دیگر چالشهاست؛ چراکهنای تمدن اساساً ریشه در نوعی پویایی جمعیت دارد. رشد بالاي زاد و ولد، که در اکثـر کشـورهاي اسـلامی شـاهد آن هستیم، این چالش را متفاوت کرده است. امروزه بیش از ۲۰ درصد جمعیت جهان اسلام را جوانان ۱۵ تا ۲۵ ساله تشکیل دادهاند(گاردنر، ۱۳۸۶، ص.(۲۹۶
علاوه بر این، افزایش جمعیت مسلمانان در خود کشورهاي غربی نیز نگرانی دیگـر قـدرتهـاي بـزرگ است. رشد منفی جمعیت نـژاد اروپـایی و زاد ولـد زیـاد مسـلمانان، بـر بسـیاري از مناسـبات سیاسـی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادي کشورهاي مزبور تأثیرگذار است؛ زیرا همـواره در طـول تـاریخ جمعیـت،

۰۶۱  ، سال سوم، شماره اول، زمستان ۰۹۳۱

یک عامل مهم در اقتدار سیاسی است. به همین دلیـل، امـروزه کشـور چـین، یـک تهدیـد جـدي بـراي قدرتهاي بزرگ محسوب میشود.

در مجموع، به نظر میرسد شعار کنترل جمعیـت، بـه عنـوان یـک سیاسـت راهبـردي بـا اهـداف و انگیزههاي خاص، از سوي کشورهاي توسعهیافته و استعماري نسـبت بـه کشـورهاي جهـان سـوم و در حال توسعه تبدیل شده است.

جمعیت؛ توسعه یا فقر؟

اجمالاً، در زمینه بحث توسعه و جمعیت، سه دیدگاه وجود دارد:

دیدگاه بدبینانه(مالتوس و نئومالتوسینها)، خوشبینانه(بازراپ، سایمون و کوزنتس) و بیطرفانه (مدلهاي جدید اقتصادي) مطرح شده که به ترتیب رشد جمعیت را مانع، محـرك و بـیتـأثیر در فراینـد رشـد و توسعه اقتصادي میدانند… علاوه بر این، در رویکرد و گفتمان جدید جمعیت و توسعه، بهویژه بـا توجـه به تجربه انتقال ساختار سنی شرق آسیا و رشـد معجـزهآسـاي اقتصـادي همـراه بـا آن، تئـوري پنجـره جمعیتی((Demographic Window، و مفاهیم مرتبط بـا آن، از قبیـل فایـده یـا امتیـاز جمعیتـی، هدیـه

جمعیتی، و… در خصوص تاثیرات رشد و پویایی جمعیت بر رشد و توسعه اقتصادي مطرح شـده اسـت (جمعی از نویسندگان، ۱۳۸۸، ص .(۳۰۶ در هر سه رهیافت، و مدل نظري، بر رشد جمعیـت بـه عنـوان متغییر پویایی جمعیت تأکید شده است. این امر موجب شده تا تأثیر تک عامل جمعیتی کلیـدي در فراینـد توسعه اقتصادي، یعنی ساختار سنی جمعیت و تغییرات آن نادیده گرفته شود. (همان،ص (۳۰۸

با این وجود، همواره در بحث از جمعیت و توسعه، توجه به این مهم وجود داشته که کلیديترین عامـل توسعه، نیروي انسانی است. نیروي انسانی محور و محرکه رشد اقتصادي و توسعه اجتمـاعی، اقتصـادي و سیاسی استچهار. عاملِ سرمایه مادي، سرمایه انسانی، عامل طبیعی و سرمایه زیرساختی و زیربنـایی از عوامل رشد و توسعه اقتصادي کشور محسوب میشوند. محدودیت هریـک از ایـن عوامـل، رشـد و توسعه اقتصادي را محدود میکند. براي مثال، اگر در کشوري سرمایه و منابع مالی قوي باشد، امـا رشـد جمعیت و بهتبع آن، منابع انسانی محـدود گـردد، فراینـد رشـد و توسـعه عقـیم خواهـد مانـد. از نظـر کارشناسان توسعه، اگر جمعیت کشوري جوان، مولد، فعال و کارا باشد، میتواند عامـل رشـد و توسـعه بوده و بهعکس، اگر جمعیت کشوري سالخورده، غیرمولد و مصرفی و ناکارا باشد، مانعی بـراي رشـد و توسعه خواهد بود. مثال روشن این امر، پرجمعیتترین کشور جهان، یعنی کشور چین میباشـد کـه بـه دلیل مولد و کارا بودن جمعیت خود، توانسته است بیشترین نرخ رشـد اقتصـادي را در بـین کشـورهاي قدرتمند اقتصادي با نرخ ۸ درصد به ثبت رسانده و مازاد درآمد ارزي خود را تا ۲۰۰ میلیـارد دلار ارتقـا

تأملی در سیاست کنترل جمعیت؛ آثار و پیامدهای آن  ۱۶۱

دهد. این امر شاهدي است بر اینکه جمعیت زیاد، با یک مدیریت کارآمد اقتصادي، نهتنها تهدید نیسـت، بلکه فرصتی طلایی و بینظیر براي رشد و توسعه میباشد.