مقدمه

هنر در هر دوره متناسب با تفکر غالب و روح حاکم برآن دوره معنا مییابد. چنانکه تلقی جدید هنر با عنوان art ، با آن چیزی که در تمدنهای شرقی و به خصوص در ایران وجود داشته، متفاوت است. واژه هنر در متون کهن فارسی و در دوره

اسلامی به معنای فضیلت آمده است و این کلمه به قابلیت، لیاقت، کفایت و توانایی فوقالعاده جسمی یا روحی تعبیر می شده

است.

هنر در عالم اسلام ارتباط مستقیم با فتوت و جوانمردی داشته است. کسی که میخواسته وارد حرفه و پیشهای شود ابتدا

باید وارد طریق فتوت میشده است. مهمترین منبع درباره طبقات و اصناف هنرمندان در عالم اسلام، فتوت نامههاست. فتوت نامههای خاص هر صنف، رسم و آیین آن صنف را بازگو میکرد که هدف، اعتبار بخشیدن به اصالت آن پیشه بود. اهمیت

روانی این فتوت نامههای اختصاصی هر صنف در آن بود که به پیشهها منزلت یکسانی میبخشید و مقام پیشه را در پیوند با شخصیتهای معتبر روحانی قرار میداد و از این طریق کسب اعتبار و آبرو برای پیشه میکرد. (بنیاردلان، (۶۹ : ۱۳۸۸
اینگونه پرورش اهل صنعت، بیعیب و نقص بودن آثار صناعی و حدّی از مراتب مرغوب بودن فرآوردهها را ضمانت

میکرد. (همان، (۷۱ : ۱۳۸۸ در این سنت همه هنرها منشأ آسمانی داشته است و برای هنرمند شدن، شخص باید به نزد استاد رفته و راه و رسم جوانمردی را یاد میگرفته است.

در دوره جدید، بحث از هنر در آرای متفکران مدرن به امر خلاقیت و نوآوری و نبــوغ فردی و ذوق شخصی تقلیل مییابد و آن وجه از هنر مورد نظر قرار میگیرد که در مرتبه استتیک (aesthetics) است و متعلق به بحث معرفتشناسی است. (نوروزی طلب، (۱۴ : ۱۳۸۸ اما بحث هنر در بین متفکران مسلمان جنبه وجود شناسانه دارد. آنها هنر و زیبایی را در نسبت با هستی و کل عالم می بینند.
این پژوهش به روش توصیفی براساس مطالعه کتابخانه ای با نگاهی به تعریف هنر دینی و خصوصاٌ هنر اسلامی ، مفهوم

هنر و زیبایی را در اندیشه عرفان اسلامی ایران بررسی می کند. از آنجا که در هنر اسلامی بر حضور و نشانه خداوند خالق نسبت به مخلوقاتش تأکید شده است. آثار هنری مسلمانان با این اصل همراه شده و همیشه یاد خداوند در انواع آثار هنری مشاهده می شود. در همه اشکال هنر اسلامی پیامهای آشکار و نهان بسیاری یافت میشود که دعوت به مشاهده و پرستش

خداست . هنر اسلامی بر اشکال و تصاویر نابی که در مقابل اشیاء طبیعی قرار دارند، تمرکز میکند.

هنر در عالم اسلام

عنوان هنر اسلامی از دو جنبهی کلی قابل بررسی است. اول به عنوان حقیقتی که اساس ادیان ابراهیمی است. و دوم به

عنوان هنری که با آغاز رسالت نبی اکرم (ص) حقیقتی معنوی را به صورتهایی هنری در تاریخ اسلام آشکار کرده است. هنر اسلامیصرفاً به معنی هنر ساخته شده به دست مسلمانان نیست.

هنر اسلامی متعلق به عالمی است که معنویت، باطن آن و زیبایی، حقیقت ذاتیاش است که در صور هنری تجلی یافته است. (نوروزی طلب، (۶ : ۱۳۸۸ هنر اسلامی میکوشد که جمال الهی را به صورت آیات الهی نشان دهد و به آدمیان بگوید که زیبایی موجود در طبیعت، که واقعاً هم موجود است، از زیبایی الهی حکایت میکند. یعنی فی نفسه به صورت مستقل و

۲

بدون انتساب به حق، نمیتواند با خود عالم سروکار داشته باشد، بلکه با عالمی سروکار دارد که نسبتی با حق داشته باشد. (پازوکی (۸۸ : ۱۳۹۲ باطن هنر اسلامی از آخرین دعوت الهی به حق نشأت میگیرد و صورتی از عشق ابدی است که

مخاطب را به سوی »احد« میبرد. (نوروزی طلب، (۱۰ : ۱۳۸۸ این هنردر واقع بازتاب حقایق معنوی، در مواد شکل گرفته

به دست انسان است. حقایقی که انسان نقش و نشان آنها را دریافت داشته است. هنرمند با قابل ادراک ساختن این حقایق، آنها

را به عنوان شواهدی بر مشیت الهی که در حق عالم رفته است، برجای میگذارد. (لوئیس میکون، (۲۰۵ : ۱۳۹۰

بنابراین این هنر بایستی از منظری مورد بررسی قرار گیرد که نه تاریخی است و نه توصیفی، ولی بر چیزی مبتنی است که میتوان از آن به عالم معنوی اسلام تعبیر کرد. تاریخ هنر که علمی متجددانه است، لاجرم هنر اسلامی را به روش تحلیلی

محض مورد بحث قرار میدهد، بدین صورت که این هنر را به شرایط و موقعیتهای تاریخی تجزیه و تأویل میکند. چیزی

که در یک هنر، لازمان است و هنر قدسی مانند هنر اسلامی همیشه حاوی عنصری لازمان است، از دایره چنین روشی بیرون

میماند.از سوی دیگر علم متجددانه تاریخ هنر، بیشتر معیارهای زیباییشناختیاش را از هنر کلاسیک یونان یا از هنر مابعد قرون وسطی گرفته است. این هنر، به رغم تحولات اخیر آن، همواره فرد را خالق واقعی هنر دانسته است. از این دیدگاه یک اثر تا آنجا اثر هنری است که نقش و نشان نوعی فردیت را به بیان بیاورد. (بورکهارت، (۲۰۹ : ۱۳۹۰ هنر اسلامی هم واجد خلاقیت است و هم در خدمت بیان، اما این خلاقیت و بیان در خدمت مفاهیمی با اتکای به جهان بینی اسلامی قرار میگیرند.
(هاشمینژاد، (۲۲۶ : ۱۳۸۷ این هنر، اساساً برگرفته از توحید است. یعنی از تصدیق به وحدت الهی با تدبر در آن مأخوذ

است. ذات توحید ورای الفاظ است. ذات توحید خود را از طریق پرتوهای دفعی و منقطع عیان میسازد. این پرتوها، با برخورد به سطح تخیل بصری، در قالب صورتهای بلورین منعقد میشود و همین صورتها نیز ذات هنر اسلامی را تشکیل

میدهد. (بورکهارت، (۲۲۴ : ۱۳۹۰

ماهیت هنر اسلامی همواره محل بحث هنر پژوهان و نویسندگان بوده است. مبانی نظری این هنر که برخاسته از آداب دینی و دستورات صریح یا برداشتهای هنرمندان از قرآن و روایات شکل گرفته از سوی هنرمندان به کار گرفته شدهاند، قابلیت دستهبندی به اصول مشخصی دارند که میتوان از مهمترین شاخصههای هنر اسلامی به این موارد اشاره کرد: -۱ عدم بازنمایی عینی طبیعت . -۲ پرهیز از عمقنمایی (پرسپکتیو). -۳ حضور وحدانیت در هنر اسلامی . -۳ گرایـــش به تجرد .

-۴ ذرهگرایی در هنر اسلامی -۴ اهمیت فضاهای خالی . (میرزایی، (۶ :۱۳۹۲

تولیدات هنری در عالم اسلام

تولید هنری در اسلام دو ویژگی اساسی دارد، اولاً این تولید هنری، از منظر معنوی اخلاقی، اساساً از پیام قرآنی و از ارزشهای چیزی که این هنر میخواهد آن را به مرتبهی صوری ترجمه یا منتقل کند، مأخوذ است. ثانیاً از منظر فنی، این هنر

بر انتقال قواعد و رویههای ثابت از پدر به فرزند یا از استاد به شاگرد مبتنی است. چنین انتقالی به هیچ وجه مستلزم تکرار

راکد و قهری طرحهای اولیه نیست. به عکس، در اکثر موارد این انتقال یک منبع الهام ثابت برای هنرمندان و یک نوع ثبات در

مرتبه فنی را تضمین کرده که فضای مطلوب برای خلق شاهکارهای بیشماری را که به هیچ وجه تکراری نیستند، فراهم آورده است. (لوئیس میکون، (۱۹۸ : ۱۳۹۰

۳

همهی گونههای هنری شکل گرفته یا رواج یافته در سرزمینهای اسلامی را نمیتوان در شمار هنرهای اسلامی قرار داد. هرچند توسط هنرمندان مسلمان انجام شده باشد. زیرا گونههای متنوع هنری با الهام از هنرهای معاصر در بین هنرمندان

مسلمان و شناخته شده کشورهای اسلامی رایج است که با هیچ یک از ساختارها و اصول معین هنر اسلامی سازگاری ندارد.

تنها گونههای هنری سازگار با مبانی و اصول مشخص هنر اسلامی که در خدمت اعتلای فرهنگ و معنویات بشری و پیرو

اصول دین اسلام و قرآن شکل گرفته باشند در شمول هنر اسلامی قرار میگیرند. (میرزایی، ( ۸ : ۱۳۹۲ از آنجا که فلسفه

وجودی آدمی، پرستش خدا است ، باید همهی وجود آدمی عمل عبادت و ذکر در برابر صانعش باشد.در واقع لازم است که اعضای جامعه اسلامی اسبابی فراهم کنند تا در تمامی لحظات زندگی، محیط زندگیشان از فضایی مناسب بهر یاد خدا سرشار

باشد. چنین فضایی باید آرام باشد. به طوریکه نه فقط انسان بلکه موجوداتی که به آنها برمیخوریم، خواه موجودات طبیعی و

خواه موجودات صناعی، موجبات و پشتوانههایی برای ذکر شوند. در خصوص تأثیری که باید بر محیط مادی بخشیده شود،

تا این محیط نیز بتواند آینه جهان روحانی شود. باید گفت دقیقاً در همینجا است که آدمی در حریم هنر و در حریم هنر قدسی وارد میشود. (لوئیس میکون، (۱۹۵ : ۱۳۹۰

هنر اسلامی که از ماهیت اسلام بیرون آمده، محورش کلام االله مجید است . از این رو میان هنرها در اسلام از همه مهمتر هنر خوشنویسی، تذهیب و شعر که نزدیکترین کلام به کلام وحی میباشد است که با قرآن مجید تناسب دارد. البته در عالم

اسلام هنرهای دیگری مثل معماری نیز هست که قابل توجه است. عشق برآمده از تفکر اسلامی در معماری مساجد تجلی تام

مییابد چنانچه معماری مساجد و تزئینات آن، فضایی را ابداع میکند که آدمی را به روحانیت فضایی ملکوتی پیوند میزند. این هنرها اصولاً نسبتی از حیث عرفان با دین داشتهاند و تا قبل از دوره مدرن هیچگاه هنرها مستقل از دین نبودهاند. (پازوکی

(۵۸ : ۱۳۹۲ این پیوند حیاتی میان کلام قرآنی و هنر بصری اسلامی را نباید در مرتبه بیان صوری جستوجو کرد. قرآن اثر

هنری نیست، بلکه با وجود زیبایی خیرهکننده بسیاری از آیاتش، چیزی کاملاً متفاوت است و هنر اسلامی نه از معنای ظاهری یا صورت ظاهر آن بلکه از حقیقت آن یعنی ذات باطنیاش مأخوذ است. (بورکهارت، (۲۲۴ : ۱۳۹۰

شاید بتوان گفت ریشه نخستین هنر اسلامی همان قرائت قرآن است، هنر اسلامی، از قبل با همین نخستین کلمات کتاب قدسی، همراه با مطالبی که این کلمات بیان میکنند و به همراه با قالبی که این کلمات از طریق آن به بیان آمدهاند حضور

دارند. قرائت قرآن، هنری است که صدا و تکیه گردیهای آیات قرآنی را در زمان متجلی میسازد. (لوئیس میکون ، : ۱۳۹۰

(۱۹۲ قرائت قرآن، هنر قدسی به معنای کامل کلمه است. هفت شیوه قرائت رسمی قرآن وجود دارد و برای آموختن هر یک از آنها سالها شاگردی لازم است. تأثیر قرائت قرآن برکل موسیقی عربی است خواه این تأثیر به موسیقی دینی مربوط شود،

یعنی همان قسم موسیقی که در نشستهای عرفانی اجرا شده است و خواه به موسیقی ناسوتی ارتباط پیدا کند. (همان،۱۳۹۰

( ۲۰۲ : کلمات وحی خداوندی در یک کتاب گردآمدهاند و مرکب از حروف هستند، دومین هنر اسلامی خوشنویسی است.

خوشنویسی، هنری که آواها را به صورت دیداری استنتاخ و آنها را در مکان ثبت میکند. وظیفه هنر خوشنویسی این است که

جمال جاودانی قرآن را محسوس و ملموس سازد. هر دست خطی در بازی با صور، ابعاد و تناسبهای حروف به طور اخص،

برخی از صفات الهی را برجسته میسازد. ( همان ، (۲۰۳ : ۱۳۹۰ گسترش هنر خوشنویسی به عنوان یک هنر تزئینی به چند

۴

عامل بستگی دارد. اولین عامل که مهمترین است مربوط میشود به کتاب مقدس مسلمانان، قرآن که در آن خداوند یاری الهی را به کسانی که قرآن بخوانند و آن را ثبت کنند وعده میدهد. (ریاح، (۱۱ : ۱۳۹۰