مقدمه :
بچه با حركات دست و پا كم كم مهارتها را ياد مي گيرد و با مشاهده رفتار و حركات اطرافيان , عادات و آداب آنها را جذب ميكند و با رد يا قبول دنيايي كه براي خود ساخته , آن را تجربه مي كند . پس بيشتر از طريق آزمايش تا خطا , شادي تا غم , تجربه تا تلقين و گفتگو تا هدايت , مسائل را فرا مي گيرد .

در نتيجه كودك بيشتر از طريق عشق ,از راه شكيبايي ,از طريق درك و فهم ,از راه احساس تعلق داشتن به ديگري ,از طريق عملي و از راه احساس موجوديت كردن ,مسائل را مي آموزد .با گذشت هر روز از زنمدگي ,طفل اندكي از آنچه از ديگران مي دانند ,مي انديشند و درك مي كنند ,را فرا مي گيرد .

اگر خوب دقت كنيم مي بينيم بچه ها از نظر استعدادها يي كه دارند با يكديگر متفاوتند .دو كودك را نمي توان پيدا كرد كه از همه لحاظ شبيه هم باشند .مثلاً اگر در كلاس درس سوالاتي از آنان شود هر كدام از اين دانش آموزان به وسيله هوش و استعداد هاي ذاتي كه دارند ,جوابهاي گوناگوني را خواهند داد.

لذا روانشناسان و جامعه شناسان با كمك علم زيست شناسي ,پرونده تحصيلي را جهت هر يك از محصلين اتداع نموده اند كه هر يك از اين پرونده ها ,مي توانند بيانگر خصوصيات و شايستگي هاي فرد فرد دانش آموزان باشد .

امروزه همه تلاش ها كنكا شها و تحقيقات به اين جهت است كه تمام نو نهالان براي تعليم و تربيت بهتر و ترقي و تكامل بايد از همه متمايز و شناخته شوند .
آگاهي از تفاوتهاي فردي مي تواند ما را در حل بسياري از دشواريها ياري دهد ,وقتي قبول كرديم كه انسانها از نظر تواناييهاي ذاتي و اكتسابي تفاوت دارند ,در پي اين نخواهيم بود كه از همه ,رفتارهاي يكساني را انتظار داشته باشيم .
اگر كلاس بندي هر يك از دانش آموزان در پايه ها و مقاطع تحصيلي به صورت به صورت علمي و شايسته انجام گيرد ,امكان غفراگيري و كسب مهارت ,با توجه به كلاس بندي صحيح و مدون ,وجود خواهد داشت .

دنياي ما درياست هر كودكي ماهيست
دنياي بي ماهي يك ذره زيبا نيست
هر ماهي دريا رنگي به خود دارد
بعضي سفيد و سرخ بعضي سياه و زرد
اين ماهيان با هم يك رو و يك رنگند

بيگانه با گينه بيگانه با جنگد
آنها نمي خواهند دريا شود بي آب
از غصه مي ميرند در خشكي و دريا
حيف است اگر ماهي باشد زدريا دور
ماهي گريزان است از حوض و بنگ و تور
زيبايي ماهي زيبايي درياست

با آب و آزادي دنياي ما زيباست
اسد الله شعباني
تاريخچه تشكيل مدارس در ايران
در زمانتهاي قديم كه تقريبأ مردم بي سواد بوده و حتي از سواد خواندن قران نيز بي بهره بودند ,در كشور هاي آسيايي و كم كم در ايران و هند ثروتمندان كم كم به فكر تحصيل سواد افتاده و علاقمند وراغب به تحصيل قران و ساير كتب مذهبي گرديدند .ثروتمندان آن زمان ,فرزندذان خود را براي تعليم و قران و ساير فرائض ديني به مكانهايي كه بعدأ به نام مكتب خوانده شد ,مي فرستادند .مكتب خانه هاي اوليه ,عموماً تاريك و بدون نور و روشنايي بوده است ,مردم هم بدون در نظر گرفتن شرايط ,فرزندان پسر خود را به مكتب خانه مي فرستادند .گاهي به مكتب خانه ملاخانه گفته مي شد .ماهانه مبلغي به عنوان شهريه به ملا مي پرداختند و كساني كه پول براي پرداخت شهريه فرزندان خود را نداشتند ,مقداري مايحتاج روزانه از قبيل تخم مرغ ,برنج ,…..را به جاي پول به ملا مي دادند .

بچه ها در اتاقهاي كوچك و تاريك ,روي فرش هاي كهنه و پوسيده اي كه اغلب از جنس حصير ,گليم و جاجيم بود مي نشستند و تعداد آنها در اتاقهاي كوچك گاهي بالغ بر ۵۰ الي ۶۰ نفر مي شد . به مدرس مكتب خانه ,آخوند مي گفتند ,كه بعد ها به او “”آميرزا “لقب دادند .

عمل خواندن و نوشتن از كنج مساجد و يا تكاياي مذهبي به بعضي از خانه ها رسوخ پيدا كرد , و اين عمل كم كم در شهرهاي كوچك و حتي در قصبات و روستاها انجام مي گرفت . البته اهالي محل از فرستادن دختران خود به اين مكتب خانه ها ابا مي كردند .
در اين ميان زنان قديمي , فقط قرآن را به صورت طوطي وار مي خواندند و از نعمت نوشتن محروم بودند . كم كم بر اثر روابط با كشورهاي همجوار و حتي با اروپا و بر اثر مطالعه كتب روان شناسي و علوم ديگر , مردم اين زمان به اين فكر افتادند كه نشستن بر روي حصير هاي كهنه و فرسوده و يا روي زميني كه رطوبت دارد , فرزندان آنها را به عوارض جسمي از قبيل رماتيسم و بيما ريهاي قلبي مبتلا مي سازد .

بعضي فرنگ رفته هاي آن دوره كه به ايران آمده بودند , و مطالعات اندكي در امر تعليم و تربيت داشتند , كم كم به فكر تاسيس مدارس نيمه رسمي و نيمه ملي در ايران افتادند ,
كه معروفترين آنها مرحوم ميرزا حسن رشديه است . حاج ميرزا حسن رشديه به پسر ميرزا مهدي در سال ۱۲۷۶ در تبريز متولد شد , پدرش از مجتهدين با سواد
آن عهد بود و فرزند خود را از كودكي با علوم ديني آشنا ساخت .

ميرزا حسن به سبب حافظه قوي كه داشت در مكتب خانه آن شهر از روزهاي آغازين درس , به جانشيني مدرس بر گزيده شد . تحصيل اوليه او با آموزش كتابهاي جامع عباسي –ابواب الجنان –گلستان –جامع المقدمات –ترسل شروع شد
به زودي ابو نصر فراهاني جواني رشيد شد و عمامه بر سر گذاشت و بر منبر رفت . پدر او را به بيروت فرستاد . و در سال ۱۲۹۸ هجري قمري در بيروت داخل يكي از مدارس فرانسويان شد و با اصول جديد اروپايي به ادامه تحصيل پرداخت .

در همين سالها آرزوي ايجاد مدارس به سبك جديد در ايران در دل او پيدا شد .
وي در جايي مي نويسد : ( در اروپا از هر صد نفر يك نفر با سواد , و در ايران از هر ده هزار نفر يكنفر با سواد است . پس عيب در مكتب خانه ها است . بايد مدارسي به سبك جديد بسازيم . در سال ۱۳۰۰ به شهر اسلامبول رفت و مدارس آنها را بازديد كرد و با روش اداره آنها آشنا شد .و همچنين با سازمان و تشكيلات آنها آشنا شد و سازمان و تشكيلات آنها را پسنديد و تصميم گرفت به ايران بيايد و مدارس شبيه آن مدارس را ايجاد كند . در سر راه به ايران اول به ايروان رفت و در آنجا آشنايي داشت و براي ايرانيان مدرسه اي با اصول جديد تاسيس كرد .

چهار سال بعد از تاسيس اين مدرسه ناصر الدين قاجار هنگام بازگشت از سفر فرنگ از آن مدرسه بازديد كرد .
اما ناصر الدين شاه اين مدرسه ( رشديه ) را نپسنديد و دستور تعطيل مدرسه و اعزام رشديه به تبريز كرد . پس از آمدن رشديه به تبريز با شخصيتي به نام ميرزا عبد الرحيم نجار زاده طالبوف كتابي به نام كتاب احمد اولين بار براي كودكان نوشت . كتاب غنه سپهري ( تاريخ اسلام و پيامبر ) و در فيزيك نيز كتاب نوشته است و با كمك و دستياري او در تبريز مدرسه اي به نام مكتب رشديه باز مي كند اما متاسفانه طالبوف به كلات تبعيد مي شود و مكتب به حالت نيمه تعطيل در مي آيد . تا آن كه يكي از سران دولت قاجار معروف به امين الدوله كه مردي خير خواه و دور انديش بود رشديه را به تهران دعوت مي كند و به او كمك مي كند تا مدرسه اش را در سال ۱۳۱۵ قمري در تهران پي ريزي كند و بسياري ازآزاد انديشان تهران نيز به ياري او مي شتابند و گذشته از آنكه محل مناسبي را در اختيارش مي گذارند ( باغ كربلاي عباس علي ) كمكهاي مالي دولتي و غير دولتي نيز به او مي شود و نيز به همت امين الدوله هيئت امناي مدرسه رشديه تشكيل مي شود كه بعد ها به وزارت علوم منتقل مي گردد و هسته اصلي انجمن معارف را تشكيل مي دهد .

اما متاسفانه بعد از عزل امين الدوله رشديه مورد بي مهري واقع مي شود و در سال ۱۳۱۹ بعد از انحلال مدرسه تهران را به قصد زيارت خانه خدا ترك مي گويد رشديه در سالهايي كه پس از ميرزا عليخان امين الدوله در تهران زندگي مي كرد در گيرودار سياست نيز افتاد و فعالانه در جامعه حضور يافت و در كنار فعاليتهاي سياسي خود به تاسيس ديگر مدارس دست زد و تا پايان عمر زندگي پر فراز و نشيبي را گذراند . و بارها تبعيد شد و با زندان افتاد و الحق او را مي توان بنيان گذار و يا يكي از بانيان آموزش و پرورش جديد در ايران ناميد .
مرحوم رشديه در سال ۱۳۲۳ شمسي در قم از دنيا رفت . بعد ها مدارسي به افتخار آن مرحوم به نام رشديه در مشهد , قم , اهواز , اردبيل , خوي و نيز در تهران تاسيس شد كه در زمان طاغوت به مدرسه مروي تبديل شد .

از مدارس تهران قديم كه نامي از آنها در تاريخ مانده مي توان چند مدرسه زير را نام برد :
۱- مدرسه حكيم باشي كه در ميدان ارك قرار داشت
۲- مدرسه امامزاده زيد كه در اوايل دوره قاجار تاسيس شده بود .
۳- مدرسه پا منار در محله پا منار .
۴- مدرسه دار الشفا.
۵- مدرسه امين الدوله در محله چال ميدان .

در كنار اين مدارس , مدارسي نيز وجود داشت كه از سوي خارجيان تاسيس شده بود اين نوع مدارس پيش از تهران در مناطقي مسيحي نشين , در اروميه تاسيس شده بود و در دوره محمد شاه قاجار در تهران دو مدرسه يكي از سوي انگليسي ها بنام كالج تاسيس گرديد . در كنار اين مدارس از سوي انديشمندان و صاحبنظران تعليم و تربيت در تهران مدارسي جهت تدريس علوم جديد به شيوه نوين تاسيس شد كه نخستين آن مدارسي بنام رشديه كه از سوي ميرزا حسن رشديه اول در تبريز و سپس در تهران تاسيس يافت . شيوه تدريس در مدارس رشديه به اين صورت بود كه در كنار صرف و نحو عربي , دانش جديد اروپايي نيز تدريس مي شد و مدارس با نظم و انضباط خاصي اداره مي شد .
تاريخچه كلاس بندي در ايران

در زمانهاي نه چندان دور , در دوره قاجار كلاس بندي با توجه به سن و قد كودكان صورت مي گرفته , بدون آنكه كيفيت تحصيلي آنه در نظر گرفته شود .
يعني كلاسها را به دو يا سه قسمت تقسيم مي كردند و دانش آموزان را از لحاظ بزرگي و كوچكي و كوچكي قد و هيكل تقسيم مي نمودند , بدون اينكه استعدادهاي ذاتي آنها در نظر گرفته شود .

كم كم در اثر پيشرفت علم و كشفيات گو نا گون و به وجود آمدن شناسنامه , كه تاريخ تولد و مشخصات هر كس در آن مشخص و معلوم بود , كلاس بندي به صورت الفبايي و يا با توجه به چگونگي پيشرفت تحصيلي دانش آموزان صورت گرفته است و تا به امروز كه ملاكها , ميزان تحصيلات والدين , شغل والدين , وضعيت اقتصادي , نوع مسكن , خصوصيات علمي و اخلاقي دانش آموز , سلامت جسمي و سلامت رواني و … را مي توان نام برد .
مساله تحقيق :

بيان مساله :
در اين تحقيق ما در پي پاسخ اين سوال هستيم كه كلاس بندي بهينه چيست و چه تاثيري در ارتقا و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان دوره ابتدايي دارد :
دبستان خانه شاگرد و معلم و محلي است كه بناي زندگي اطفال در آن پي ريزي مي شود و يادگارهاي گوناگون از دوره پرشور و هيجان طفوليت در خاطره ها به جاي مي گذارد . در همين خانه بزرگ است كه مغز كوچك اطفال شكل اجتماعي

مي گيرد و به آهنگ با انضباط زندگي آشنا مي شود .
اگر دبستان را به ساده ترين صورت آن در آوريم , واحد كوچكي از آن باقي مي ماند كه كلاس درس ناميده مي شود . آنجا نيز قاعدتا”” عده اي طفل خرد سال با شخصي به نام معلم گرد هم نشسته اند و مقدمات كتاب زندگي را ورق مي زنند

طبقه بندي شاگردان در دبستانهاي معمولي از مهمترين وظايف مدير دبستان است .
در طبقه بندي بايد به رشد جسمي و قدرت فكري و عقلي و رشد ذهني و اجتماعي و سازگاري روحي و اخلاقي كودكان توجه شود , تا اطفال كه بهتر مي توانند با يكديگر كار كنند در يك اتاق قرار گيرند و بين آنان اختلافاتي كه به ناسازگاريها منجر مي شود , بوجود نيايد .
حال بايد ديد كه :
اگر كلاس بندي صرفا””بر مبناي تراز علمي صورت گيرد و معدل كل دانش آموزان در سال قبل ملاك باشد , آيا اين كلاس بندي ايده آل است ؟
اگر كلاس بندي صرفا بر مبناي تراز اخلاقي صورت گيرد و چگونگي رفتار دانش آموزان با ديگران و سازگاري وي با محيط مدرسه و كلاس مد نظر باشد , و دانش آموزاني كه براي مدرسه ايجاد مشكل مي كنند , در كلاسهاي هم پايه به نسبت تساوي تقسيم شوند , آيا چنين كلاس بندي مي تواند مناسب باشد ؟
اگر در كلاس بندي , فقط شرايط سني دانش آموزان در نظر گرفته شود , آيا اين كلاتس بندي بهينه است ؟
و يا اگر در كلاس بندي و تقسيم دانش آموزان بين كلاسها , صرفا به ميزان تحصيلات والدين دانش آموز توجه شود , آيا چنين كلاس بندي مي تواند موفق باشد و موجب هم تراز بودن كلاسها شود و رضايت معلمين همپايه را به دنبال داشته باشد .
براي رسيدن به اين پاسخ , در تهران به مناطق مختلف آموزش و پرورش رفته و از نزديك با نحوه كلاس بندي مدارس آشنا شديم , كه متعاقبا به ذكر آنها خواهيم پرداخت .
اهميت و ضرورت تحقيق
دكتر ابراهيمي استاد دانشگاه تهران مي گويد :
((در بعضي از مدارس , بخصوص در امر كلاس بندي پايه اول دبستان , نحوه تقسيم دانش آموزان در بين كلاسها , فقط بر مبتاي تحصيلات والدين صورت مي گيرد و دليلشان اين است كه دانش آموزاني كه پدر و مادر تحصيلكرده باشد , هيچ گونه زحمتي بر دوش معلم ندارد و معلم فقط بايد به دانش آموزاني رسيدگي كند كه داراي پدر و مادر بي سواد يا كم سواد هستند ))
در بيشتر مدارس ما , كلاس بندي بر اساس معدل كل دانش آموزان صورت مي گيرد , بايد ديد كه آيا اين روش كمي تواند در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان موثر باشد .
فرضيه هاي تحقيق :
۱- بين مدارسي كه كلاس بندي دارند , با مدارسي كه كلاس بندي ندارند از نظر آموزشي تفاوت وجود دارد
۲- سن و جنس دانش آموزان بر روي كلاس بندي آنان تاثير مي گذارد .
تعريف عملياتي اصطلاحات تحقيق :
دانش آموز : افرادي كه در يكي از پايه هاي تحصيلي , مشغول كسب علم و دانش هستند
معدل كل : مجموع نمرات درسي تقسيم بر تعداد دروس
پيشرفت تحصيلي : رفتن دانش آموز از پايه اي تحصيلي به پايه اي بالاتر و كسب معدل بالاي ۱۵
كلاس بندي : تقسيم دانش آموزان در بين كلاسها بر مبناي معدل كسب كرده در سال قبل كه اين معدل كسب شده بايد :
– دانش آموزاني كه معدل سال قبل آنها بالاتر از ۱۸ باشد در يك كلاس
– دانش آموزاني كه معدل سال قبل آنها بين ۱۸ تا ۱۴ باشد در يك كلاس
– دانش آموزاني كه معدل سال قبل آنها كمتر از ۱۴ باشد در يك كلاس
طرح تحقيق :
در كشور ما چندين مدرسه وجود دارد كه از نظر كلاس بندي با مشكل مواجه هستند ما بر آنيم تا روش صحيحي براي حل اين مشكل بيابيم .
در ابتدا بايد بدانيم كه كلاس بندي چيست و چه نقشي بر پيشرفت تحصيلي دارد و بين مدارسي كه كلاس بندي دارند با ديگر مدارس چه تفاوتي وجود دارد و وظايف معلمان در اينگونه مدارس چگونه است .

در اين تحقيق منظور ما از كلاس بندي تقسيم دانش آموزان در بين كلاسها بر اساس معدل سال قبل آنها مي باشد . ما مي خواهيم بدانيم آيا اين روش صحيح است يا خير؟
بهمين دليل به سراغ پايه هاي ابتدايي در چند مدرسه تهران رفته ايم و تحقيق خود را با پرسشنامه و پرونده تحصيلي دانش آموزان شروع كرده ايم .

فصل دوم :
پيشينه تحقيق :
لطف آبادي (۱۳۷۴ ) بر روي نقش كلاس بندي و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان تحقيق كرده است او مي گويد :
در نحوه كلاس بندي بايد خيلي دقت كرد . چون اولين و مهمترين كار در تحصيل مي باشد نبايد دانش آموزان زرنگ و تنبل را از يكديگر جدا كرد . چون بتعث سر خوردگي در دانش آموزان ضعيف مي شود و اشتياق درس خواندن را از همان ابتدا از آنها مي گيرد و در دانش آموزان قوي باعث بوجود آمدن غرور مي شود و باعث مي شود آنها به خود مغرور شوند و در خواندن درس كاستي نشان دهند .

بايددر هر كلاس به طور متوسط از هر سه گروه : زرنگ , متوسط و ضعيف دانش آموزان استفاده شود تا شاهد رقابت و پيشرفت تحصيلي آنان باشيم .

فصل سوم :
روش تحقيق :
ما در اين تحقيق از روش همبستگي استفاده كرده ايم .
جامعه آماري :
تمام مدارس ابتدايي شهر تهران
نمونه آماري :

از مدارس ابتدايي شهر تهران كه از منطقه ۲۰و۱۶ آموزش و پرورش را انتخاب كرده ايم و ۱۰۰ نفر از دانش آموزان اين منطقه كه ۵۰ نفر آنها دختر و ۵۰ نفر آنها پسر مي باشند .
حجم نمونه و روش آمارگيري :
حجم نمونه ما ۱۰۰ نفر دانش آموز مي باشد و در اين تحقيق از روش نمونه گيري خوشه اي چند مرحله استفاده مي كنيم .
ابزارهاي تحقيق :
ابزارهاي تحقيق ما در اين تحقيق عبارت اند از :

پرسشنامه و پرونده تحصيلي دانش آموزان
روش تجزيه و تحليل :
در اين تحقيق براي گزارش ويژگي هاي جمعيتي آزمودني ها از شيوه هاي آمار توصيفي استفاده خواهد شد . اما در تحليل نتايج از آمار استنباطي استفاده خواهيم كرد .
طرح كلاس بندي دانش آموزان اول دبستان (منطقه ۲۰ طرح)
در سال تحصيلي ۷۳-۷۲ طرحي از طرف گروههاي آموزشي منطقه ۲۰ , به مدارس تابعه ارسال شده كه در آن نحوه تست كودكان سال اول دبستان , بيان شده است . در اين طرح از آزمون بينه – سيمون استفاده شده كه از سن سه سالگي شروع مي شود و تا ده سالگي ادامه دارد . اين طرح شامل موارد زير است :
۱- در مورد كودكان سه ساله , شامل :

گفتن نام خانوادگي , بازگو كردن دو عدد , نام بردن اجزاي يك تصوير ,
بازگو كردن جمله شش سيلابي , نشان دادن بيني , چشم و دهان .
۲- در مورد كودكان چهار ساله , شامل :
بازگو كردن سه عدد , بيان جنسيت , نام بردن اسم چند شئ , مقايسه طول دو خط

۳- در مورد كودكان پنج ساله شامل :
بازگو كردن جملات ده سيلابي , شمردن چهار سكه ساده , مقايسه دو وزن با هم , ترسيم يك مربع از روي مدل , تنظيم تصاوير .
۴- در مورد كودكان شش ساله , شامل :
شمردن سيزده سكه , توصيف از نظر كار برد , تشخبص صبح و عصر , ترسيم يك لوزي از روي مدل مقايسه از نظر زيبايي .
۵- در مورد كودكان هفت ساله , شامل :

توصيف يك تصوير , شمردن سكه اي كه سه عدد آن مضاعف باشد , تشخيص دست راست و گوش چپ , تشخيص چهار رنگ , اجراي سه دستور .
۶-در مورد كودكان هشت ساله , شامل :
بازگو كردن پنج عدد, شمردن معكوس از بيست به صفر , تشخيص كمبود تصوير , تاريخ روز , مقايسه دو چيز به طور ذهني .
۶- در مورد كودكان نه ساله , شامل :
تشخيص سكه هاي پول , برگرداندن بقيه از پنج تومان , توصيف بدون در نظر گرفتن مصرف , چرا بايد درس خواند , در خانه چه كسي را بيشتر دوست داري ,
نام بردن ماههاي سال .

۷- در مورد كودكان ده ساله , شامل :
اگر به جايي كه مي خواهيم برويم دير شد چه كنيم , رديف كردن پنج عدد , ترسيم حفظي دو تصوير , انتقاد جملات احمقانه و سه كلمه در دو جمله جداگانه ( ر.ك به بخش ضمائم ضميمه شماره ۱و۲ )
البته براي هر يك از موارد ياد شده , امتيازي در نظر گرفته شده و از طريق مجموع امتيازات كودك , بهره هوشي او محاسبه مي گردد , و بر حسب بهره هوشي بدست آمده در بين كلاسها تقسيم مي شود .

۱۰۰ × = IQ بهره هوش
البته بر حسب جدول ذيل , مشخص مي شود كه اين دانش آموز از نظر بهره هوشي به چه گروهي تعلق دارد .
ايزوله ۲۵-۰
تربيت پذير ۵۰-۲۵

آ‌موزش پذير ۷۵-۵۰
مرزي ۹۰-۷۵
متوسط ضعيف ۱۱۰-۹۰
خوب ۱۲۰-۱۱۰

تيز هوش ۱۴۰-۱۲۰
نابغه ۲۰۰-۱۴۰
همان طور كه اشاره شد , طرح فوق فقط مربوط به كلاس بندي دانش آموزان پايه اول بوده و هيچ گونه طرح مدوني در مورد كلاس بندي ساير پايه ها , از طرف اداره , به مدارس تابعه , ارسال نشده است . در ضمن همانطوركه مي دانيم اجراي يك تست به خصوص در مورد يك كودك كاري به غايت حساس است .
اجراي صحيح يك تست همواره مستلزم تحقق دو شرط اساسي است :
۱- كودك مورد آزمايش بايد تست را با طيب خاطر انجام دهد و در اجراي آن دقت لازم را بزه كار بندد .

۲- كودك نبايد از تست يا از اجرا كننده آن بيمناك , وحشت زده يا به نحوي ناراحت باشد . بايد علاقه كودك را عليرغم خود او به آزمايش مورد نظر جلب كرد .
لذا در ميان صفات مختلف يك تست خوب اين جنبه كه براي كودك سرگرم كننده و جالب باشد نبايد مورد غفلت قرار گيرد . لازم به تذكر است كه آزماينده بايد كودك را با روي خوش بپذيرد , فراموش نكنيم كه مفداري خوردني خواه قبل از اجراي تست براي جلب همكاري كودك به وي داده شود خواه به او وعده دهند كه در صورت موفقيت به وي داده خواهد شد مي تواند مفيد واقع شود . بديهي است كه بايد از هر گونه تذكري در حضور كودك خود داري شود , كودكي كه احساس مي كند در انجام كار معيني شايستگي لازم را از خود نشان نداده است , آرامش رواني را كه براي اجراي موفقيت آميز آزمايشهاي بعدي , ضروريست از كف خواهد داد .

حضور والدين , برادر يا خواهر بزرگتر يا يكي از معلمان كودك , ممكن است او را به طور قابل ملاحظه اي مشوش نمايد . فراموش نخواهيم كرد كه كودك بخصوص اگر با آزمايشهاي طولاني كه تمايل او به بازي را ارضا نمي كند سر و كار داشته باشد زود خسته مي شود . و در اين صورت بايد جلسه آزمايش را قطع كرد و آنرا در فرصت مناسبي از سر گرفت . تستها بايد حتي الامكان بطور انفرادي اجرا شوند و كودكان آنرا يكي بعد از ديگري بگذرانند .
چه كسي بايد تستها را اجرا كند ؟
آيا بايد براي انجام اين منظور از روانشناس حرفه اي استمداد كرد يا معلمان مي توانند اين وظيفه را به عهده بگيرند .