چكيده
اين تحقيق به منظور بررسي تأثير مهد كودك در بالا بردن هوش عملي مقاطع اول و دوم و سوم ابتدايي كه قبل از ورود به مدرسه دورة مهد كودك و پيش دبستاني را طي كرده اند انجام گرفته است .
براي نمونه برداري از بين دانش آموزان شهرستان ابهر ، ناحيه يك آموزش و پرورش اين شهر تعداد ۹۶ نفر در مقاطع تحصيلي اوّل ، دوّم ، سوّم به طور تصادفي خوشه اي گزينش شدند كه از اين تعداد نيمي پسر و نيمي دختر هستند .
فرضيه هاي اساسي اين پژوهش عبارتند از :

ـ رشد هوش عملي كودكان برخوردار از آموزش هاي مهد كودك بيش از رشد عملي كودكان محروم از آموزشهاي مهد كودك است .
ـ بين كودكان دختر و پسر برخوردار از آموزشهاي مهد كودك بر رشد هوش عملي تفاوت معناداري وجود دارد .

ـ نتايج بدست آمده از تحقيق حاكي از آن بود كه تفاوت بين دو گروه معنادار نبود .نتايج حاصل از آزمونt محاسبه شده مربوط به نمره هاي حاصل ازمكعبهاي كهس نشان داد كه فرض صفردر هردو گروه از پسران و دختران تاييد مي شود و فرض خلاف رد مي شود اين بدان معنا است كه رشد هوش عملي در دو گروه مهد رفته يا نرفته معني دار نبود به عبارت ديگر فرضيه پژوهش مبني بر تفاوت اين گروه تاكيد نمي شود.در كل يافته هاي اين پژوهش مي توان نتيجه گرفت كه آموزشهاي مهد كودك بر رشد هوش عمل تاثيري ندارد و بين رشد هوش عمل كودكان مهد كودك رفته و نرفته تفاوت معنا داري وجود ندارد.

 

مقدمه
همه روزه در روزنامه ها آگهي تشكيل دوره هايي را مي خوانيم كه ادعا مي شود گذراندن آنها موجب بالا رقتن نمره هاي داوطلب در آزمونهايي نظير استعداد تحصيلي ، آزمون ورودي دوره هاي بعد از ليسانس و …… مي شود .

آماده سازي داوطلبان براي گذراندن اينگونه آزمونها به كسب و كار سوادآوري تبديل شده است كه نوعي از آن را مي توان در مهد كودك مشاهده كرد . براساس تجربيات و بررسيهاي روان شناختي و تربيتي ، سال هاي اوليه زندگي كودكان نقش اساسي در رشد و پرورش آنان ايفا مي كند چرا كه ۸۰ درصد شخصيت كودك ظرف ۶ سال اوليه حيات شكل مي گيرد و بر اين اساس آموزش و پرورش پيش دبستاني از اهميت ويژه اي برخوردار بود . و تلاش عمدة دولت ها براين بوده است كه هر روزه تعداد بيشتري از كودكان تحت پوشش آموزشهاي اين دوره قرار گرفته و با توجه به ويژگيها و نيازهاي فردي از آموزشهاي مناسب و سازنده برخوردار گردند . اينكه آماده سازي تا چه حد مي تواند نمره هاي آزمونها را بهبود بخشيد خود مسلة بحث انگيزي است (مفيدي ، ۱۳۶۸) ؟

اگر بخواهيم در قرن ۲۱ كه قدرت كشورها در نيروي انساني نهفته است به پيشرفت همه جانبه در زمينه هاي فردي ، اجتماعي ، اقتصادي ، صنعتي ، علمي و فرهنگي نايل شويم به شخصيت هاي رشد يافته انسان هاي متفكر و دست هاي ماهر و توانا نيازمنديم و چنين شخصيت هايي به جهت بالندگي همه جانبه بايد تربيت شوند . (اشتري ـ ۱۳۸۳) .

انسان از بدو تولد تا شش ـ هفت سالگي حساس ترين و مهمترين مراحل رشد خود را طي مي كند اين سالها مرحلة شكل گيري شخصيت است كه با حساسيت زياد كودك نسبت به پيرامون خود شخص مي شود و زمان آموزش قبل از دبستان است نفوذ تأثير اين منطقه مي تواند دائمي باشد . ثابت شده است كودكاني كه مراكز پيش دبستاني را طي كرده اند

آسان تر از كودكاني كه از اين امتياز محروم بوده اند وارد دبستان و مرحلة بعدي تحصيل مي شوند بنابراين گذراندن دورة پيش دبستاني عامل مهمي در موفقيت تحصيلي به حساب مي آيد هرگاه مراكز پيش دبستاني نظير مهد كودك ها يا كودكستانها داراي برنامه هاي با كيفيت بالا باشند كمي ضروري براي خانواده ها در دنياي امروزي به شمار مي آيد . (باز اللهي ـ ۱۳۸۱) .

لذا كودكاني كه از حدود سه تا شش سالگي به مراكزي مي روند كه در آنجا بازي ـ تفريح و آزمايشات هوشي بر روي آنها انجام مي شود ، با اين فرض ها بايد داراي معلومات و تواناييهاي بيشتري باشند .
در اين تحقيق ، بررسي تأثير آموزشهاي مهد كودك بر رشد كودكان به عنوان اصلي در پژوهش حاضر است .
بيان مسئله : (سوال پژوهشي)
متخصصان عقيده دارند كه شخصيت هر انسان در شش سال اول زندگي شكل مي گيرد و لذا سال هاي اوليه زندگي كودك از نظر تعليم وتربيت بسيار پر اهميت مي باشد كه كوتاهي در مورد آن زيان بار است . امروزه جهت رشد و بالندگي بهتر كودكان از مراكزي نظير مهد كودك ها استفاده مي شود كه هدف از ايجاد اين مراكز كمك به رشد جسماني ، ذهني ، عاطفي و اجتماعي كودكان و در نهايت كمك به شكوفايي استعدادها و علايق آنان مي باشد . (پارسا و ۱۳۷۴) .
از طرفي آموزش و پرورش هم مانند بسياري ديگر از امور زندگي پيوسته در حال تغيير و تحول است از اين رو مسئولان تعليم و تربيت يك جامعه بخصوص معلمان و مربياني كه با كودكان در ارتباط هستند بايد به تحولات تعليم و تربيت و روش هاي پيشرفته تر آگاهي يافته و روش كار خود را اصلاح و تغيير دهند . (برقك ، ۱۳۷۲) .
تنها با تشخيص مراكز توجه و كانون ررغبت كودك مي توانيم مطلب مورد نياز او را به وي بياموزيم ، مي توان فعاليت هايي كه در برنامه روزانه ، هفتگي و ماهانه كلاس هاي آمادگي و يا ضميمه مهد كودك ها پيش بيني شده است را نظير فعاليت هاي زبان آموزي ، آموزش مفاهيم و علوم اجتماعي ، ديني و اخلاقي و هر نوع فعاليت را كه در اطراف يك موضوع متمركز شده را مركز فعاليت كودكان قرار دهيم (برقك ، ۱۳۷۲) .
لذا با توجه به آنچه توصيف شده در اين پژوهش سعي مي شود بررسي شود كه آيا بين كودكاني كه از آموزش هاي مهد كودك برخوردار بوده اند با كودكاني كه از اين آموزشها برخوردار نبوده اند تفاوت معناداري در رشد هوش عملي وجود دارد ؟ .
آيا بين كودكان دختر و پسر برخوردار از آموزش هاي مهد كودك بر رشد هوش عملي تفاوت معناداري وجود دارد ؟ .
هدف پژوهش
هدف اصلي پژوهش پي بردن به تأثيرات آموزش هاي مهد كودك بررشدهوش عملي كوكان است .
در واقع در اين پژوهش سعي مي شود بررسي صورت گيرد در بين كودكاني كه به مهد كودك رفته اند و آموزش ديده اند با كودكاني كه سابقة رفتن به مراكزي مثل مهد كودك ها را ندارند و مشخص شود كه بين اين ۲ گروه چه تفاوت هايي مي تواند در خصوص رشد هوش عملي در آنان وجود داشته باشد ؟ آيا كودكان در اين مراكز فقط به بازيهاي ساده و حفظ شعر مي پردازند يانه در كنار آن به كسب تجارت و هوش عملي مثل : بازي با خمير و درست كردن اشيا و بازيهاي ابتكاري و بازيهاي خلاقيت را مي آموزند ؟ آيا اين آموزشها باعث بالا رفتن هوش عملي كودكان در آينده مي شود ؟
اهميت پژوهش
امروزه آموزش پيش از دبستان در كشورهاي در كشورهاي توسعه يافته در زمره بخش هاي اساسي آموزش عمومي به شمار مي رود در اين گونه كشورها از ساليان دور براي توسعه آموزش پيش دبستاني سرمايه گذاري شده است . تأثير آموزش هاي كودك در سنين زير شش سال برهمگان آشكار است و از زمانهاي دور انديشمنداني چون افلاطون ارسطو ، كمينوس ، شروع تعليم وتربيت را از دامان مادر واوان كودكي پيشنهاد نموده اند . انديشمندان حوزه تعليم وتربيت دورة‌ معاصر همچون فردبل ، ردسود پستالوزي و … نيز بر اين امر تأكيد نموده و معتقدند سال هاي اول زندگي و تجربيات يافته هاي اين دوره پايه و اساس يادگيري و موفقيت هاي آينده كودكان به شمار مي رود .
تحقيقات انجام شده از تأثير نگرش اوليا بر تعليم وتربيت كودكان گواهي مي دهند چنان كه اوليا آگاه و علاقمند به رشد كودك در پرورش كودكان خود موفق تر بود . و كودكاني شاد ، سالم و پويا به جامعه تحويل داده اند . خانواده هايي كه به سرنوشت كودك خود مي انديشند قطعاً با به كارگيري همه امكانات به منظور رسيدن به وضعيت مطلوب با تصويرهاي ذهني مثبت براي كودك خويش گام بر مي دارند . اين گونه اوليا با آگاهي ازاين كه آموزش پيش از دبستان (دورة ۳ تا ۶ سال ، نقش بسزايي در رشد پرورش و خلاقيت و توانمندي ها و شخصيت كودك در فرهنگ پذيري و جامعه پذيري دارد در تلاش براي شناسايي مراكزي هستند كه بدون هيچ گونه فشار رواني آنهارا با نقش هاي گوناگون افراد و تأثير آن بر زندگي آشنا نمايند و با دقت و توجه به نيازهاي كودكان زمينة كسب تجربيات كودك را فراهم آورند . ) (اشتري ـ ۱۳۸۳) .
از طرفي هزينه كردن در اين مقطع سني با برنامه ها و آموزشهاي صحيح براي كودكان سبب مي شود بستر فرهنگي مناسبي براي تغيير بسياري از عادات غلط باشد ، تأثير آموزشهاي مستقيم در اين دوران چندين برابر آموزشهاي غير مستقيم نظير رسانه هاي گروهي است و نيز از لحاظ حقوقي هم پرداختن به آموزش كودكان يعني حمايت از حقوق شناخته شدة آنان . (اللهياري و همكاران ۱۳۸۰) .

ـ اما اينكه مهد كودك (اين آموزش ها) تا چه حد بر روي هوش عملي كودكان مؤثر است نيازمند بررسي و مطالعة بيشتر است ؟

تاريخچه مهد كودك در ايران»
كودكستان براي اولين بار در ايران در سال ۱۳۰۰ با تلاش معلمي سخت كوش و دلسوز به نام «جبار عسگرزاده» باغچه بان در شهر تبريز داير گرديد . باغچه بان با توجه به فرهيختگي و آشنايي با كودك و ادبيات كودك ، جان مايه اولين فعاليت هاي خود را در اين زمينه به كار گرفت . او با آفرينش هنري خود براي كودكان شعرهايي سرود و داستان هايي نوشت تا با اين ره توشه آنها را به منزلگه عشق و هنر و نوع درستي رهنمون كرد . به پرورش روح و فكر آنان بپردازد . وي در مدت عمر خود عمده ترين تلاشهايي را معطوف به كودكان نمود و در اين زمينه توفيقاتي حاصل كرد . پس از او ثمين دخترش راه او را ادامه داد (اشتري ، ۱۳۸۲) .

وي در سال ۱۳۰۷ كودكستان ديگري در شيراز تأسيس كرد البته كودكان خانواده هاي مرفه به خصوص كارمندان عالي رتبه در كودكستان مزبور شركت كردند و بازي ها و مراقبت هاي گروهي را تجربه مي كردند . با استقبالي كه از اين كودكستان ها به عمل آمده طي مدت كوتاهي در تهران و پاره اي از شهرهاي بزرگ از سوي بخش خصوصي كودكستانهايي افتتاح و با برنامه هاي ساده اي از قبيل بازيهاي مرسوم آموزش مقدماتي خواندن و نوشتن و نقاشي ، عروسك بازي و غيره در جلب رضايت خانواده ها تلاش مي كردند . اولين آئين نامه

كودكستان ها در سال ۱۳۱۲ به تصويب شوراي عالي فرهنگ رسيد كه در مادة اول آن سن اطفال و مورد پذيرش كودكستان را ۴ الي ۷ سال در نظر گرفته بود . در سال ۱۳۳۴ در وزارت فرهنگ ادارة مشتعلي براي كودكستان ها تأسيس شد و در سال ۱۳۳۵ نيز آئين نامه جديد براي ادارة امور كودكستانها به تصويب رسيد كه در آن سن كودكان بين ۳ تا ۶ سال قيد شده بود در سال ۱۳۴۰ ادارة امور كودكستانها نيز منحل شد وتمام كارهاي مربوط به كودكستان ها به ادارة تعليمات ابتدايي محول گرديد باگذشت زمان نحوة مديريت آنها هم تغيير كرد ، چنان كه هم اينك اين مراكز به انواع زير تقسيم مي شوند .

۱ ـ مهد كودك دولتي ؛ كه با بودجه دولت و هزينه آن اداره مي شوند .
۲ ـ مهد كودك خود كفاء كه توسط ادارات ، كارخانجات ، موسسات ، سازمان ها و بيمارستان ها و … اداره مي شوند .
۳ ـ مهد كودك خصوصي ؛ كه با سرماية اشخاص حقيقي شكل گرفته اند .

۴ ـ روستا مهد ؛ كه در مراكز روستايي به همت اشخاص و حمايت سازمان بهزيستي داير شده اند .
۵ ـ مهد كودك تخصصي ؛ كه در آنها از يك يا چند كارشناس فرهنگي، هنري ، و ورزشي استفاده مي شد .

۶ ـ مهد كودك (كودك در خانه) ؛ كه در منزل مدير مسئول با سه تا هفت كودك تأسيس مي گردند . اين مراكز به صورت نيمه وقت ، پاره وقت ، تمام وقت و در برخي نقاط به صورت
۷ ـ مهد كودك غير انتفاعي ؛ كه توسط افراد خيّر و مؤسسات خيريه ايجاد مي شوند و به صورت رايگان سرويس دهي مي كنند . (تركمان ، ۱۳۶۹) تا سال ۱۳۷۷ حدود ۲ تا ۳ % كودكان واجد شرايط به مهد كودك مي رفتند . اما با توسعه كمي مهد كودك ها و تا حدودي نياز آفريني در اين زمينه اينك حدود ۷ % كودكان به مهد مي روند در سال هاي گذشته با وجود اهميت آموزش ازدبستان و روي كره هاي فراواني كه در دنيا به آن وجود داشته و به نوعي طبق تعاريف صندوق حمايت از كودكان سازمان ملل (يونيسف (۱)) يكي از شاخص هاي رشد يافتگي و توسعه ، تعداد كودكان موجود در مهدهاي كودك دانسته شده است (بازاللهي ، ۱۳۸۱) .

بايد دانست كه كشور ما هم در تدارك توسعه اين آموزش مي باشد ولي تا دستيابي به استانداردهاي جهاني كه آموزش حداقل ۷۰ % كودكان سه تا شش سال را ضروري مي داند بسيار فاصله دارد . در حال حاضر در كشورهاي مثل آمريكا فرانسه ، انگليس ، آلمان و ديگر كشورهاي توسعه يافته بين ۸۵% تا ۹۵% از كودكان واجد شرايط از اين آموزش ها برخوردارند ، حتي در كشورهايي مثل آفريقاي جنوبي (۲۶ % ) و هند (۹۵%) با وجود فقر و امكانات محودودتر به آموزش دوران اوليه كودكي توجه خاص شده است و در راستاي تعيين و تصويب قوانين حمايت از كودكان تلاش هايي صورت گرفته است ، چنان كه با برنامه ريزي كلان در زمينه محتوا و روش آموزش ، تجهيزات و …. هماهنگي هاي لازم را در فرهنگ پذيري و جامعه پذير كردن نسل آينده نموده اند . اما متأسفانه در كشور ما در زمينه آموزش كودك و محتواي آن كار اصولي و گسترده اي صورت نگرفته و هنوز برنامه اي مدرن و منظم مند آماده نشده است .

 

چنان كه در مهد كودكي با تلاش خود با استفاده از منابع قابل دسترسي و همت مدير و مربيان مهد كودك نسبت به تهيه محتوا برنامه آموزشي اقدام مي نمايد كه قطعاً كيفيت آن به دقت ، علاقه و منابع قابل دسترسي آنان بستگي داره . براساس تحقيقات و بررسي هايي نگارنده در مورد مهد كودك هاي كشور طي ۵ سال گذشته انجام داده است . مهم ترين علل عدم كارايي مهد كودك در كشور عبارتند از :

۱ ـ نداشتن مهدهاي آموزشي مدرن كه در آن به خلاقيت مربي نيز توجه شده باشد ؛
۲ ـ كمبود كادر مجرب وآموزش ديده علاقمند به كار با كودك ؛
۳ ـ كمبود اطلاع رساني و تبليغات در زمينه اهميت آموزش پيش از دبستان ؛

۴ ـ عدم حمايت هاي دولت از مهد كودك و اولياء ؛
۵ ـ فصلي بودن فعاليت هاي مهد كودك ؛

۶ ـ عدم تأمين شغلي مربيان ؛
۷ ـ جابه جايي مكان هاي مهد كودك و درگيري هاي دايمي براي تهية ساختمان ؛
۸ ـ بي ثباتي شغلي و عدم استمرار فعاليت مربي در اين شغل به علت هاي گوناگون از جمله ازدواج ، باردارشدن ، جابه جايي منزل ، عدم تأمين مالي ، برخوردهاي غير اصولي و …. ؛
۹ ـ عدم آشنايي مديران مهد كودك با سيستم هاي مديريتي ؛
۱۰ ـ نداشتن برنامه هاي آموزشي كوتاه مدت و بلند مدت براي هر گروه سني به صورت مجزا ؛
۱۱ ـ كمبود منابع وكتب ؛

۱۲ ـ‌مشكلات مالي مديران ؛
۱۳ ـ غير ضروري بر شمردن آموزش پيش دبستاني از طرف اولياء ؛
۱۴ ـ عدم نظارت كيفي از طرف سازمان بهزيستي و ارائه ندادن راه كارهاي مناسب و كاربردي ؛

۱۵ ـ كمبود ارتباطات و تعاملات بين مديران و مربيان مهدهاي كودك ؛
۱۶‌ ـ توقع غير منطقي برخي از اوليا در خصوص آموزش مستقيم به كودك ؛
۱۷ ـ بالا بودن ميزان استهلاك سرمايه در مهد كودك ؛

۱۸ ـ عدم تخصيص يارانه به مهدهاي كودك از سوي دولت ؛
۱۹ ـ براين اساس، براي جبران همه نقايص وعلل ذكر شده به همدلي و تلاش همه جانبة مسئولين ، اولياء مهدهاي كودك ، بيش از پيش نياز است تا بتوان كودكاني صلح جو ، خلاق و پويا پرورش داد (اشتري ، ۱۳۸۲) ؛
دورة پيش دبستاني و مهد كودك و اهميت آن :
اين دوره معمولاً از ۳ تا ۴ سالگي آغاز مي شود و مدت آن ۲ تا ۳ سال است . دورة كودكستان را دورة جدا شده تدريجي از محيط ثانوس و مألوف خانه و آماده شدن براي انس گرفتن و كار و فعاليت در مدرسه گويند .
دوره اي كه «باغچة كودكان» يا «خانة كودكان» نيز نام گرفته است . (استادان طرح جامع آموزش خانواده ـ ۷۹) مزاياي تجربة كودكستان هم توسط والدين وهم توسط معلمين تأييد مي شود . اين تجربه به عنوان مقدمه اي بر آموزش رسمي ، فراهم آورندة تجاربي همنشيني و اجتماعي شدن ، تشويقي بر استدلال و شروع فرآيند جداسازي از والدين و خانه محسوب مي شود . از نظر تعليم وتربيت ، آموزگاران كودكستانهاي رسمي فرآيندهاي «آمادگي» براي خواندن و ساير يادگيري ها را آغاز كرده و كودك را با گسترة وسيعي از تجاربي كه بينايي براي سالهاي بعدي مدرسه فراهم مي آورد آشنا مي كنند .
بزرگترين عيب منحصر به فرد كودكستانهاي دولتي در تمام كشور ديده مي شود اين است كه آنها با نيازهاي كودكان داراي تواناييهاي بالا همخواني ندارند . براي كودكان تيز هوشي كه اغلب مي توانند بخوانند ، اعداد و تركيبات ابتدايي را مي شناسند ، و معمولاً اغلب فعاليت هاي آماده سازي كودكستانها را گذرانده اند ، عوامل اندكي براي تهيج آنها در اين دنياي بيگانه وجود دارد . كتابها بيش از حد آسان است ، بازيها پاسخگوي تواناييهاي آنها نيست و همكلاسي اشان نياز آنها به فعاليت هاي پيچيده تر يا كارهاي عالي تر را درك نكرده و پاسخ نمي دهند . آنها هنوز مدرسه را آغاز نكرده طعم ملالت و ناكامي و انزوايي را كه در طي سالهاي بالاتر بدتر و بدتر خواهند شد مي چكند در حالي كه اغلب والدين از حضور كودك خود در چنين كودكستانهايي استقبال مي كند . والدين كودكان تيز هوش خود را مجبور به بررسي ساير راه حل هاي ممكن مي بينند . اگر كودكان قبلاٌ در مهد كودك حضور يافته باشند والدين ممكن است دريابند كه كودكان تيزهوشان پيش از اين بوسيلة مدرسه سرخورده شده اند . حتي والديني كه كودكانشان چنين تجاربي را نداشته اند ذينفع هستند ، زيرا براي آنها اين ترس وجود دارد كه كودكانشان چنين تجاربي را نداشته اند ذينفع هستند . زيرا براي آنها اين ترس وجود دارد كه كودكستان يك تجربة ملالت بار و بيهوده خواهد بود (كلانكي ۱۳۷۷ ) .
اهداف و فرضيه ها :
هدف كلي : بررسي تأثير آموزشهاي مهد كودك بر رشد هوش عملي كودكان ۷ ـ۹ ساله دختر و پسر شهرستان ابهر است .
هدف فرعي يا جزئي :

اين است كه مهد كودك مي تواند هوش عملي را در كودكان بالا ببرد يعني آن دسته از كودكاني كه به مهد كودك نرفته اند از هوش عملي كمتري برخوردارند زيرا مهد كودك مركزي است كه كودك بايد در آنجا به فعاليت هاي عملي دست بزند و از ابتكار و هوش ابتكاري برخوردار باشد .
اهداف كاربردي :

۱ ـ با توجه به افت تحصيلي بالا به خصوص در ميان كودكان خانواده هاي كم درآمد و آنان كه مشكلات خانوادگي دارند مي تواند اهميت وارد كردن كودكان به جريان آموزش سنين خردسالي را درك كرد .

۲ ـ ثابت شده اند كودكاني كه مراكز پيش دبستاني را طي كرده اند آسان تر از كودكاني كه از اين امتياز محروم بوده اند وارد دبستان و مراحل بعدي تحصيل مي شوند . بنابراين گذراندن اين دوره عامل مهمي در موفقيت تحصيلي به حساب مي آيند (بازاللهي ، ۱۳۸۱) .
۳ ـ از طريق هزينه كردن در اين مقطع سني با برنامه ها و آموزش هاي صحيح براي كودكان سبب مي ش

ود بستر فرهنگي مناسبي براي تغيير بسياري از عادات غلط باشد . تأثير آموزشهاي مستقيم در اين دوران چندين برابر آموزشهاي غير مستقيم نظير رسانه هاي گروهي است (اللهياري و همكاران ۱۳۸۰) .

۴ ـ تحقيقات انجام شده از تأثير نگرش اوليا بر تعليم و تربيت كودكان گواهي مي دهند چنان كه اوليا آگاه و علاقمند به رشد كودك ، در پرورش كودكان خود موفق تر بوده و كودكاني شاد ، سالم و پويا به جامعه تحويل داده اند . خانواده هايي كه به سرنوشت كودك خود مي انديشند قطعاً به كارگيري همه امكانات به منظور رسيدن به وضعيت مطلوب با تصويرهاي ذهني مثبت براي كودك خويش گام بر مي دارند و از محيط اطراف و مراكز تعليم وتربيت و منابع مختلف ديگر به اين منظور استفاده مي برد (اشتري ـ ۱۳۸۳) .۵ ـ اوليا آگاهي از اين كه آموزش پيش از دبستان (۳ تا ۶ سال) نقش بسزايي در رشد و پرورش خلاقيت و توانمندي ها و شخصيت كودك در جهت فرهنگ پذيري و جامعه پذيري دارد . در تلاش براي شناسايي مراكزي هستند كه بدون هيچگونه فشار رواني بر كودكان آنها را با نقش هاي گوناگون افراد و تأثيرات آن بر زندگي آشنا نمايند و با دقت و توجه به نيازهاي كودكان كسب تجربيات كودك رافراهم آورند (اشتري ـ ۱۳۸۳)

 

فصل دوّم
روش تحقيق

تعاريف نظري اصطلاحات :
هوش : آنچه يك آزمون ميزان شده هوش مي سنجد و توانايي آموختن از راه تجربه ، تفكر به شيوة انتزاعي و رويارويي مؤثر با محيط .
هوشبهر : (IQ)

نمره اي كه در مقايسة عملكرد فرد با عملكرد ساير افراد هم سن را در يك آزمون هوشي امكانپذير مي سازد .
سن عقلي (سن ذهني) (MA)

واحد مقياس پيشنهادي بنيه براي هوش آزمايي . در يك آزمون هوشي كه درست ميزان شده باشد گروه طرف كودكان شش ساله داراي سن عقلي شش ، گروه صرف كودكان هفت ساله داراي سن عقلي هفت هستند و به همين ترتيب ساير گروههاي سني . كودكي كه سن عقلي او بيشتر از سن تقويمي اوست يك كودك پيشرفته و كودكي كه سن عقلي او كمتر از سن تقويمي اوست يك كودك عقب مانده محسوب مي شود .
سن تقويمي : (سن زماني) (CA)

سن شخص از آغاز تولد .
تعريف عملياتي واژه ها :
آموزش مهد كودك :
تعليماتي است كه در مراكز مهد كودك و پيش دبستاني به كودكان داده مي شود . مفاهيم كمي در رياضي مانند كو و زياد و بالا و پائين ، شمارش ، مفاهيم طبيعي و روزمره مانند روز و شب و كوه و دشت و جنگل و …. و مفاهيم اجتماعي و فرهنگي مانند پليس ، پزشك و معلم و …. مدنظر است . در مهد كودك اين مفاهيم به عنوان مفاهيم پايه آموزش داده مي شود .
هوش :
آنچه از يك آزمون ميزان شدة هوش مي سنجند و توانايي آموختن از راه تجربه ، تفكر به شيوة انتزاعي و رويارويي مؤثر با محيط .
هوشبهر :
نمره ايست كه فرد در آزمون مكعبهاي كهس انجام مي گيرد .