تاثير نوع دندانه و عوامل فيزيكي بر تخريب برخي از رنگينه هاي طبيعي در منسوجات ابريشمي صفويه

چكيده: نساجي به عنوان هنر وهم به عنوان صنعت در شكل گيري و بسط تمدن ايران نقش بسزايي داشته است كه اوج اين شكوفايي در دوران ساسانيان و صفويه مي باشد. در اين پايان نامه تاثير نوع رنگ، نوع دندانه و عوامل فيزيكي مانند نور، رطوبت و دما بر تخريب بعضي از رنگينه هاي طبيعي منسوجات

ابريشمي دوران صفويه بررسي شده است. فصل اول شامل تاريخچه اي از منسوجات ابريشمي صفويه است كه اهميت اين دسته منسوجات و ضرورت پژوهش روي اين منسوجات را بيان مي كند. فصل دوم شامل ساختمان شيميايي، خصوصيات الياف ابريشمي و تاثير مواد شيميايي بر ابريشم مي باشد. فصل سوم به تعريف رنگ و چگونگي پيدايش رنگ، شيمي رنگ رنگينه هاي طبيعي مورد استفاده درزمان صفويه و فرمول شيميايي آنها پرداخته شده و در انتها عمليات رنگرزي و نيروهاي بين مولكولي در عمل پيوند بين رنگ و الياف آورده شده است. فصل چهارم شامل رنگرزي ابريشم كه حاوي دانه ها و انواع آن و رنگ هاي

طبيعي مستعمل در دوره صفويه كه در رنگرزي الياف ابريشمي بيش از بقيه رنگ ها مورد استفاده بوده است، مي باشد. در فصل پنجم، تخريب منسوجات ابريشمي شامل عوامل فيزيكي مخرب كه نور، رطوبت و حرارت مي باشند؛ تخريب رنگهاي طبيعي و نرخ كم رنگ شدگي رنگ ها و مقاومت رنگ ها در طول زمان و در آخر تخريب الياف ابريشم و مراكز فعال در الياف ابريشم مورد بررسي قرار گرفته است. در فصل ششم اسپكترو سكوپي مولكولي شامل مادون قرمز lR و ماوراء بنفش UV و اسپكترو سكوپي اتمي و نحوه عمل آنها مورد بررسي قرار گرفته است. بخش دوم پايان نامه، شامل بخش عملي و كارهاي آزمايشگاهي

انجام گرفته و آناليزهاي دستگاهي مي باشد كه به بررسي تاثير نور اثبات نوري، تاثير رطوبت، تاثير حرارت، استحكام و نيز بررسي هاي lR و نيز UV-VIS پرداخته شده است. به طور كلي از بين سه عامل نور، حرارت و رطوبت مهم ترين تاثير مربوط به نور مي باشد، پس حفاظت نوري نمونه هاي تاريخي بايستي بخوبي رعايت شود. تاثير نور بيشتر بر تغيير رنگ مي باشد، اگر چه رطوبت و حرارت بر استحكام خود الياف تاثير دارند. شرايط حمام رنگرزي كه خود شامل دو جنبه دندانه و شرايط اسيدي و بازي حمام مي باشد بر استحكام الياف و همچنين تغيير ساختار رنگ تاثير دارد، اگر چه اين تاثيرات غيرقابل اجتناب به نظر مي رسند ليكن مي توان با بررسي هاي بيشتر به شرايطي دست يافت (از نظر غلظت مواد در استفاده رنگرزي و دماي حمام رنگرزي)، كه در آن شرايط تغييرات استحكام و ساختار رنگ به يك حالت بهينه رسيده باشند.

در تدوين اين رساله از بيست و يك منبع فارسي و چهار منبع لاتين استفاده شده است.
۲- دقت، اشرف. تحليل علمي آسيب هاي شيشه معبد چغازنبيل و طرح حفاظتي آن. كارشناسي ارشد مرمت اشياء فرهنگي و تاريخي. دانشكده مرمت. استاد راهنما: مارقويسان، واهاك. ۱۳۷۸ . عكس، طرح، دياگرام، جداول، كتابنامه.

چكيده: جغازنبيل يكي از نادر ترين و ارزشمند ترين آثار باستاني جهاني و گنجينه اي از درايت هاي استثنايي بشريت مي باشد و حفظ و نگهداري هر بخشي از اين اثر عيلامي به معناي حفاظت از تاريخ فرهنگي اوليه بشريت به شمار مي رود. موضوع مورد مطالعه و حاصل كار از بررسي هاي كتابخانه اي و آزمايشگاهي آن در سه فصل ارائه شده است. براي مشخص شدن مسير تحقيق و نتيجه گيري مطلبوب تر در فصل اول محورهايي مشخص شده كه عبارتند از:

– ازتمدن ايلام، دروه ي مياني و چغازنبيل، به عنوان شاهكار جهاني اين دوره كه خود گنجينه غني از هنر اين دوران است در نظر گرفته شد.
– از مجموع آثار متنوع به دست آمده و از بين خمير شيشه و شيشه كه در قالب مجسمه، مهر و … لوله هاي تزئيني سياه و سفيد بود كه شاخص ترين آنها لوله هاي شيشه اي مورد بررسي قرار گرفت.

در فصل دوم براي پي بردن به آسيب لوله هاي شيشه اي چغازنبي، نيازمند دانشي در زمينه ي شناخت ساختار «structure» و تركيب آن «composition» و عوامل گوناگون به ويژه مقاومت شيميايي «chemicalDurabilityofglass» بود تا آسيب هاي آن بهتر مورد بررسي قرار گيرد.

– از بين بسياري از خواص شيشه از جمله فيزيكي و شيميايي به بررسي مقاومت شيميايي پرداخته شد. در بخش آسيب شناسي (فيزيكي، شيميايي، بيولوژيكي) از نظر شيميايي، به اثر تماس محلول كه به طور خاص به دو صورت (اسيدي، آبي) وجود دارد. محلول هاي آبي كه از اهميت ويژه اي برخوردارند مورد بررسي قرار گرفت. زيرا مكانيزم تخريب از اين طريق در شيشه ها بسيار عميق است در حالي كه محلول هاي اسيدي غير از اسيد فلوئيد ريك تاثير چنداني در شيشه ها ندارد.

– حفاظت و مرمت شيشه ها تا به امروز به گونه هاي مختلفي مطرح شده كه در ابتداي حفاظت و مرمت نياز به لايه برداري از رسوبات و تميز نمودن شيشه مي باشد كه غير از روش هاي مكانيكي و محلول هاي مختلف، جديدترين روش غير تخريبي ليزري مطالعه شده است.
فصل سوم نيز به تجزيه و تحليل فرايند آسيب هاي نمونه از طريق آناليز لايه اي و تطابق آن با اطلاعات موجود و مطالعه رسوب نمونه ها توسط دستگاه ميكروسكوپ الكترونيكي edx و sem پرداخته شد و با توجه به محدوديت نمونه از هر حيث، مواد تشكيل دهنده لوله هاي شيشه اي عيلامي از معبد چغازنبيل را شناسايي و تفاوت مكانيزم تخريبي هر يك از شيشه هاي سياه و سفيد و بررسي و نهايتاً طرح حفاظتي و مرمتي هر يك از نمونه ها پيشنهاد شده است. درحال حاضر مناسب ترين روش پيشنهادي اين است كه ابتدا با شيوه هاي غير تخريبي (غيرمكانيكي) با توجه به شرايط شيشه، لا يه هاي رسوب و نمك

شيشه زدوده وآن را با ماده آزمايش شده و سازگاراستحكام بخشي تثبيت نموده، سپس آن را در خلا، نگهداري كرد واگر ايجاد خلاء ميسر نبود آن را در فضاي ويترين با رطوبت نسبي زير RH=40% و در دماي ۱۸- T=12 حفاظت و نگهداري نمود. جهت تدوين اين رساله از سي و يك منبع فارسي و يازده منبع لاتين استفاده شده است.

۳- نكويي اصفهاني، محسن. مطالعه و بررسي آسيب هاي ناشي از دوده و غبار بر روي بسترهاي گچي و مرمت بخشي از كشته بريهاي رنگي كاخ عالي قاپو. كارشناسي ارشد مرمت اشياء فرهنگي و تاريخي. دانشكده مرمت. استاد راهنما: عابد اصفهاني، عباس. ۱۳۷۸، ۱۷۲ص. عكس، آمار جدول، كتابنامه.
چكيده: از جمله آسيب هاي وارده بر كاخ عالي قاپو، نشستن دوده و غبار بر تزئينات كشته بري رنگي آن است كه به شكل هاي گوناگون در طبقات اين بنا ديده مي شود. وجود اين لايه هاي دوده و غبار در بعضي قسمت ها باعث محو شدن اثر و در قسمت هايي نيز عاملي براي پيشرفت تخريب شده است. عمل پاكسازي دوده و غبار و مرمت هاي انجام شده، بر مبناي راه و روش مشخص و مدوني نيست و بيشتر حاصل روش تجربه و خطا مي باشد و در نتيجه

ناهماهنگي در تزئينات ديده مي شود. بنابراين در يافتن روش هاي مورد نظر شناخت نوع آسيب، ميزان پيشرفت آسيب، انتخاب روش هاي فيزيكي، شيميايي متناسب با نوع آسيب و پيشرفت آن مورد نظر بوده است. با توجه به بررسي هاي انجام گرفته بر روي بخش مورد مطالعه و در راستاي هدف اصلي اين رساله سوالاتي مطرح مي شود كه برخي از اين سوالات عبارتند از:

۱- بودن يا نبودن رابطه بين جنس دوده و غبار با آسيب هاي وارد برآن. ۲- موجود يا عدم موجود رابطه بين جنسيت، دوده و غبار، رنگ و بستر با ريزش و تخريب آن. ۳- انتخاب روش مكانيكي و شيميايي يا هر دو براي عمل پاكسازي. ۴- رابطه بين مواد پاك كننده و جنسيت دوده، رنگ و… و حساسيت آن ها در برابر اين موارد. ۵- به وجود آمدن مشكل استحكام دوده بر روي تزئينات بعد از تثبيت. ۶- به كارگيري پاك كننده ها و حلال هاي آلي (قطبي و غيرقطبي) و اثر آن بر تزئينات. ۷- تفاوت تثبيت كننده ها بر بستر رنگ و دوده. ۸- رابطه ارتفاع، ميزان نشست دوده و غبار و عمل زدايش دوده از بستر. ۹- تفاوت رنگدانه ها در شرايط يكسان با آسيب هاي متفاوت. خلاصه فعاليت هاي انجام شده در چهار فصل جداگانه ارائه شده است:

در فصل اول مروري بر تاريخچه كاخ عالي قاپو و مسايل تاريخي مرتبط با آن ارائه شده است. فصل دوم به معرفي نقوش و تزئينات بخش هاي مختلف اين كاخ و همچنين بررسي فنون، مواد و مصالح به كار گرفته شده در كشته بري هاي اين كاخ اختصاص يافته است. فصل سوم به عنوان آسيب شناسي كشته بري هاي رنگي كاخ عالي قاپو به بررسي عوامل تخريبي مختلف از جمله آسيبهاي ناشي از رطوبت، انسان، نمكها، حرارت و … پرداخته است و در فصل چهارم نيز كه

محور اصلي فعاليت هاي عملي از جمله بررسي هاي آزمايشگاهي، آزمايشات تشخيص ميزان توانايي شيوه هاي مختلف مرمتي تميزكاري، موزون سازي رنگي و غيره را تشكيل مي دهد به شرح كامل عمليات انجام گرفته در رابطه با اهداف رساله و سوالات مطرح شده به عنوان مفروضات، اشاره شده است. با توجه به نتايج به دست آمده از آزمايشات و بررسي هاي انجام گرفته در راستاي هدف اصلي اين رساله و همچنين مشكلات ناشي از كاربرد روش هاي معمول، موارد ذيل به عنوان يك روش اصولي دربرخورد با لايه هاي گرد و غبار و دوده پيشنهاد مي گردد:

– توجه كافي به اهميت لزوم پيشگيري قبل از درمان. براي مثال كنترل شرايط محيطي در حد امكان و تمهيداتي جهت حذف عوامل ايجاد كننده و يا تشديد كننده آسيب ها.

– تشخيص صحيح و شناخت كامل مسائل فني مربوط به هر بخش خاص قبل ازاقدامات مرمتي.
جلوگيري از ريزش لايه هاي آسيب ديده تزئينات قبل از عمليات تميز كاري به وسيله يك تثبيت كننده و استفاده از حلال هاي مناسب. در تدوين اين رساله از ۱۶ منبع فارسي و ۶ منبع غيرفارسي استفاده شده است.

۴- رحمتي، سعيد. بررسي و تهيه پوشش هاي حفاظتي چرم و استفاده از آن ها در حفاظت و مرمت چند نمونه جلد چرمي تاريخي.
كارشناسي ارشد مرمت آثار فرهنگي و تاريخي. دانشكده مرمت. استاد راهنما: عابد اصفهاني، عباس. زمستان ۱۳۷۸٫ ۸۵ ص. عكس، تصاوير ميكروسكوپي، كتابنامه.

چكيده: پوست يكي از موادي است كه به خاطر داشتن خواص منحصر به فرد از ابتداي حياط انسان، مورد توجه و استفاده ي بشر قرار گرفته است. عمل آوري پوست كه با گرفتن مواد زائد و اضافه كردن مواد گندزدا و پايدار كننده انجام مي شود محصولي به نام چرم به دست مي آيد. الياف سازنده ي چرم پس از اين مرحله تحت تاثير عوامل مختلف محيط آسيب هاي شيميايي، فيزيكي و بيولوژيكي خواهند ديد.

اين آسيب ها عواملي هستند كه نياز به يك پوشش حفاظتي براي الياف را به وجود مي آورند. پوشش حفاظتي تركيبي از موادي است كه هركدام مانع عملكرد هر يك از آسيب هاي نام برده مي شوند. براي ساخت اين پوشش ها از دو نوع روش كه توسط محققين حفاظت چرم در دنيا پيشنهاد شده است استفاده شد. تركيبات اصلي اين پوشش ها ماده نرم كننده، ماده پوشش دهنده، ماده روان كننده و ماده گندزدا مي باشد. پس از تهيه ي پوشش دهنده ها، دوام آنها و

همچنين دوام يك نمونه آماده شده تجاري كه توسط عمليات فرسوده گي تسريعي مورد آزمايش قرار گرفته است. با مقايسه نتايج اين آزمايش مشخص شد كه يكي از انواع فوق، مقاوم تر از بقيه است. اين ماده كه از لانولين موم زنبور عسل، استئارات سديم لاكتات پتاسيم، فنل و آب تركيب شده بوده براي مرمت وحافظت چند نمونه جلد چرمي تاريخي مورد استفاده قرار گرفت. جلدهاي مورد بحث كه از تنوع زيادي برخوردارند، اكثراً از جنس چرم مي باشند كه از نظر هنري و فرهنگي داراي ارزش هستند و هم خود عاملي حفاظت كننده براي كتب ارزش مند بوده اند. در اين رساله مشخص شد كه از مهمترين موارد حفاظت گران

چرم، ساخت ماده اي است كه به داخل الياف چرم نفوذ كرده و خواص انعطاف پذيري آن را تا حد زيادي به آن باز گردانده و عاملي براي حفاظت چرم در برابر آسيب هاي مختلفي مي شود. براي نگهداري اين نمونه ها بهترين شرايط در دمايي بين ۱۶ تا ۲۵ درجه سانتيگراد و رطوبت نسبي بين ۵۰ تا ۶۵ درصد و دور از نور مستقيم خورشيد فراهم مي شود و در ضمن هواي محيط نگهداري بايد تا حد امكان عاري از آلودگي هاي جوي باشد.

توصيه ديگر اين كه هيچ كدام از اين نمونه ها نبايد در تماس يا مجاورت اشياء آهني قرار گيرند. حتي الامكان محيط نگهداري در برابر حمله ي حشرات وديگر عوامل بيولوژيكي مصون باشد و هر چند مدت، نمونه ها مورد بازبيني قرار گيرند. در هنگام انبار كردن اين نمونه ها با هر كتاب ديگري نيز بايد توجه داشت كه به شكل صحيح قرار گيري آنها توجه شود و در حالتي خارج از شكل طبيعي قرار نگيرند زيرا كه به زودي به شكل نا هنجار در خواهند آمد. اين رساله با استفاده از ده منبع فارسي و شش منبع غيرفارسي در چهار فصل تدوين شده است.

۵- خاكبازان، مژگان. مطالعه ويژگيهاي برخي از مواد حفاظتي جهت حفاظت نقوش تصويري بقاع منطقه گيلان كارشناسي ارشد مرمت اشياء فرهنگي و تاريخي، دانشكده مرمت. استاد راهنما: عابد اصفهاني، عباس. ۱۳۷۹٫ ۱۰۲ص. عكس، تصاوير ميكروسكوپي، جداول، كتابنامه.

چيكده: اين رساله در پنج فصل تنظيم شده است. در فصل اول به بررسي تاريخي ديوار نگاره هاي تصويري منطقه و ارزش هاي موجود در آنها و فن شناسي نقاشي ها پرداخته شده است. در فصل دوم، آسيب شناسي نقاشي ها به صورت تخصصي مورد بررسي قرار گرفته است. فصل سوم درباره مباني نظري حفاظت و تئوري استحكام بخش ها مي باشد. فصل چهارم اين مجموعه نيز به انواع رزينها پرداخته شده و فصل پنجم كه شامل بخش عملي مي باشد، آزمايشاتي در شرايط مختلف بر روي چندين ماده حفاظتي متداول صورت گرفته است. با توجه به داده هاي به دست آمده از اين فصل، مناسب ترين مواد استحكام بخش جهت استفاده در اقليم مرطوب گيلان و نقاشي هاي ديواري منطقه، پيشنهاد شده است.

نتايج به دست آمده از آزمايشات عبارت است از:
۱- با در نظر گرفتن اين مساله كه پريمال AC33 كه به نسبت ۱:۵ در آب مقطر رقيق شده بود و نرمال و ارنيس ۵% حل شده در گزيلن، بيشترين مقاومت را در مقابل رطوبت و نور UN از خود نشان داده اند، جهت استفاده در نقاشي هاي ديواري اين منطقه مناسب تر مي باشند.

۲- ورني هاي دامار و ماستيك winsor در ضخامت۲ لايه، بيشترين مقاومت را در مقابل رطوبت از خود نشان داده اند. همچنين ورني دامار، در مقابل نور UV نيز مقاومت خوبي داشته است. ۳- به علت ظهور سفيدك بر روي نمونه هاي ورني مات، استفاده از اين ورني در مناطق مرطوب و فضاهاي باز، مناسب نمي باشد. ۴- در مورد فضاهايي كه كاملاً ايزوله شده و ميزان رطوبت به ميزان حداقل مي باشد. استفاده از پارالوئيد B-72 با ضخامت يك لايه، مناسب مي باشد. اما با توجه به مقاومت كم پارالوئيد در مقابل نور UV ، در هنگام استفاده ازاين ماده، بايد با اخذ تدابيري، از تشعشات نور UV جلوگيري نمود. ۵- گرما، عامل بالا رفتن سرعت واكنش مي باشد. بنابراين درماههاي شرجي سال، خطر تاثير گرما و رطوبت بيشتر مي باشد و در اين زمان بايد كنترل بيشتري بر روي نقاشي ها اعمال گردد.

۶- با توجه به اين مساله كه در تمامي نمونه هاي مذكور، پس از طي مدت زمان ۱۲۰۰ ساعت رطوبت سرد و ۴۰ ساعت رطوبت گرم و از بين رفتن لايه پوشش دهنده، آثاري از شوره و كپك ظاهر شده است. پيشنهاد مي شود كه وضعيت نقاشي ها در فواصل زماني مختلف كنترل و در صورت لزوم، عمليات تجديد لايه پوشش دهنده انجام گيرد.

البته مهم ترين كار در جهت حفظ نقاشي هاي ديواري منطقه در ابتدا دفع رطوبت از بنا بوده و اقدامات فوق با فرض دفع كامل رطوبت از بنا و با هدف حفظ و نگهداري لايه سطحي رنگ انجام گرفته است.

همچنين نتايج حاصله به معناي رد و يا قبول قابليت هاي اين چسبها نيست و ممكن است در جايي ديگر و تحت شرايط بهتري بتوان از مواد مذكور، بهترين استفاده را نمود. بهر حال تصميم گيري در مورد انتخاب مواد ومصالح گوناگون با توجه به شرايط، برعهده حفاظت گران و مرمتگران مي باشد. مطالعات كتابخانه اي اين رساله با استفاده از چهارده منبع فارسي و پنج منبع غيرفارسي انجام شده است.

۶- بيات، كاظم. تدوين اصول فرهنگي حفظ و مرمت اسناد و كتب تاريخي در ايران كارشناسي ارشد مرمت اشياء فرهنگي و تاريخي، دانشكده مرمت. استاد راهنما: وطن د وست. عبدالرسول. تابستان ۱۳۷۹٫ ۱۲۴ص. كتابنامه.

چيكده: اين رساله به تجزيه و تحليل ضروريات حفظ و مرمت اسناد و كتب تاريخي با توجه به كشمكش ها و تهاجمات فرهنگي روز و نيازمندي جامعه كنوني ايران به شناخت ارزش ها و نكات روشنگرانه و وحدت آفرين اين گونه آثار مي پردازد.
اسناد و كتب تاريخي نمونه هاي شاخصي از افكار، اعمال و طرز زندگي گذشتگان مي باشد كه مي تواند در صورت حفظ شدن، روشنگر مسائل بي شماري از گره هاي اجتماعي امروز و نسل هاي آينده هر جامعه اي قرار گيرد.

اين رساله در چهار فصل «تعاريف» ، «تاريخچه و اهميت و اسناد و كتب تاريخي ايران»، «ضرورت هاي حفظ و مرمت اسناد و كتب» و «طبقه بندي اصول اخلاقي و فرهنگي حفظ و مرمت اسناد و كتب» تهيه شده كه اميد است بتواند به عنوان تلاشي هرچند جزئي تاثير بسزايي در تدوين اصول فرهنگي حفظ و مرمت اسناد و كتب تاريخي و ساير آثار فرهنگي كشور عزيزمان ايران داشته باشد.

با توجه به مباحث ارائه شده در رساله و نتيجه گيري كلي از آن مي توان گفت كه چون اسناد و كتب تاريخي برگرفته شده از دستاوردهاي فكري و فرهنگي اقشار مختلف جامعه مي باشد، بنابراين لازم است كه همگام با هرگونه برنامه ريزي حفاظتي و مرمتي و نيز تدوين قوانين و مقررات مربوطه، توجه كافي به مسائلي مانند اصلاح و ارتقاء افكار عمومي نسبت به ارزش هاي فرهنگي آثار تاريخي و ضرورت هاي حفظ و بنابراين زماني اهداف مربوط به حفاظت از اسناد و كتب تاريخي موفقيت آميز و متناسب با جايگاه واقعي فرهنگ وتمدن ايران اسلامي خواهد بود كه مخاطبين اصلي اين امر يعني مردم از آمادگي هاي لازم فكري و فرهنگي جهت درك ارزش هاي آثار مكتوب تاريخي برخوردار شوند. در بررسي كتابخانه اي اين رساله از ۱۰۷ منبع فارسي و ۲ منبع غيرفارسي استفاده شده است.

۷- صنيع زاده، حيدر. بررسي كاربرد مواد ويژه در رفوي قالي و روشهاي بهينه سازي. كارشناسي ارشد مرمت اشياء فرهنگي و تاريخي، دانشكده مرمت. استاد راهنما: معتقد، سوسن. شهريور ۱۳۷۹٫ ۱۰۰ص. عكس، جداول، كتابنامه.
چيكده: قالي ايران به عنوان يك صنعت و هنر شاخص در كشورمان از جايگاه ويژه اي برخوردار است. و رفوگري حرفه اي ترميمي و تكميلي، و فني هنري است كه چگونگي آن نياز به نقد و بررسي دانشگاهي دارد.

مواد طبيعي و شيميايي مورد مصرف در رفوي قالي، امري است كه بنابر تجربه استاد كاران آن توصيه و مورد استفاده قرار مي گيرد و بررسي هاي آزمايشگاهي آن مي تواند محاسن و معايب علمي آنها را روشن سازد.

هيدروسولفيت سديم و پرمنگنات پتاسيم دو ماه شيميايي عمده مورد مصرف در كارگاههاي رفوگري و قاليشويي هستند كه به لحاظ ايجاد تغيير در رنگ و حالت الياف استفاده مي شوند.

در اين تحقيق، ضمن تهيه نمونه هاي رنگرزي شده الياف مورد مصرف در خامه، تار و پود قالي با روناس، اسپرك و نيل سنتزي، تاثير بصري و آزمايشگاهي (تاثير بر استحكام و ازدياد طول) محلول اين دو ماه با درصدهاي مختلف و بطور جداگانه بر الياف پشم، ابريشم و پنبه بررسي و نتايج آن اعلام شده است، همچنين پس از نور و طبيعت دهي الياف تهيه شده ميزان تاثير شرايط محيطي بر آنان مورد ارزيابي قرار گرفته است.

نتايج آزمايشات در مورد تاثير تخريبي محلول هيدروسولفيت بر استحكام الياف اندك (كمتر از ۱۰%) و تاثير تخريبي محلول پرمنگنات پتاسيم به تناسب نوع ليف متفاوت و قابل تامل ارزيابي شده و همچنين افزايش تخريب در شرايط محيطي خاص (نور و رطوبت) قابل توجه بوده است و پس از اين آزمايشات، دو اقدام در بهينه سازي روش ها توصيه مي شود:

۱- بهبود امر رنگرزي الياف در نيل به رنگ و لطافت مورد نظر و عدم استفاده از مواد شيميايي پس از رنگرزي به منظور تغيير در رنگها.
۲-در صورت ضرورت استفاده از اين مواد ،بارعايت مقدار ،زمان و شرايط ،ضمن استفاده از حداقل ممكن،مواد مشابه كم تاثير شناخته وترويج گردند .در تدوين رساله از ۱۸ منبع فارسي و ۱۲ منبع غير فارسي استفاده شده است.

۸٫ ا براهيمي ،افشين .مطالعه ميداني – آزمايشگاهي نقش فرآورده‌هاي بوم آورد در تثبيت و استحكام بخش خشت خام وا ندو كاهگل .كارشناسي ارشد مرمت اشياء فرهنگي و تاريخي . دانشكده مرمت . اساتيد راهنما : طالبيان ، محمد حسن.حاجي ابراهيم زرگر ،اكبر.بهار ۱۳۸۰ . ۴۶۱ ص (۲ جلد).عكس ،جداول ،طرح ،نمودار ،فهرست تصاوير ،كتابنامه .

چكيده: به عقيده اغلب كارشنسان ،سرزمين ايران دير پاترين يادمان‌هاي معماري خشتي و گلي را در خود جاي داده است.مصالح سازنده چنين آثاري در عين سادگي تهيه و صرفه اقتصادي كه بهترين سازگاري را نيز با اقليم پيرامون داشته كه مطلوب‌تر ين ارزش‌هاي زيست محيطي را نيز به ساكنان آن ارزاني داشته ‌اند.در مورد چنين بناهائي ، رسيدگي ومراقبت دائم ،نتايجي به مراتب رضايتبخش تر از اغلب دخالت‌هاي كالبدي و مرمت‌هاي پرهزينه ،به دنبال داشته است.در واقع هر اندازه بتوانيم كه با اين قبيل آثار معماري ، ساده‌تر و طبيعي تر برخورد كنيم موفق تريم .
استحكام بخشي مصالح گلي خام و اصطلاحا تثبيت نمودن آنها با استفاده از مواد افزودني كه تحت عنوان كلي،بهينه سازي نيز از آن ياد مي‌شود،ابتكاري است كه در اين مورد به كار گرفته شده و سابقه‌اي طولاني دارد.

دراين ميان آنچه كه كمتر بدان توجه شده ،امكان سنجي استفاده از ضايعاتي است كه انسان‌ها در نتيجه فعاليت هاي صنعتي – كشاورزي خود به وجود آورده اند.چنانچه بتوان از اين گونه ضايعات ،فرآورده‌هاي جديد جهت استحكام بخشي و بهينه سازي مصالح گلي خام تهيه كرد،علاوه بر صرفه جوئي قابل توجه اقتصادي از حيث تامين مواد اوليه ، به پاكسازي محيط زيست كمك فراواني خواهد نمود.

در اين رساله تلاش شده است ك با استفاده از فرآورده‌هاي جنبي كشاورزي منطقه مورد مطالعه (باگاس و ملاس )و ضايعات صنعتي كارخانه‌هاي موجود(لجن آهك )،محصولي تهيه كرد كه بتوان از آن جهت تثبيت مصالح گلي خام مرمتي (خشت واندود كاه گل )با در نظر گرفتن ويژگي‌هاي اقليمي و مباني نظري مرمتي بهره جست.

با اين كه كليت روش‌هاي اجرائي به منظور تهيه چنين ماده استحكام بخشي،براساس تلفيقي از تجربه‌هاي جهاني مشابه انجام گرفته است ،اما از حيث انتخاب مواد اوليه در نوع خود ابتكاري جديد مي‌باشد .به علت وفور منابع اوليه در منطقه مورد مطالعه و روش تهيه آسان،بي آنكه نياز به حضور دائم كارشناسان مربوطه باشد،اين فرصت پديد مي‌آيد كه بتوان اقدامات حفاظتي – مرمتي موثر تر و بادوام تري را در يك مورد ذيگورات چغازنبيل ،تشكيلات معمار ي وابسته به آن واحيانا ديگر يادمان هاي معماري خشتي – گلي همجوار،انجام داد.مطالعه كتابخانه‌اي اين رساله با استفاده از ۱۱۸ منبع فارسي و ۱۳ منبع خارجي انجام شده است.

۹٫زاهديان ،كتايون .بررسي عوامل تغيير رنگ در لعابهاي زرد و سبز كاشي‌هاي هفت رنگ مسجد امام در (دوره صفويه ) .كارشناسي ارشد مرمت اشياءفرهنگي و تاريخي .دانشكده مرمت .استاد راهنما:عابد اصفهاني ،عباس.۱۳۸۰٫ ۱۳۲ ص . عكس ،نقشه ،جداول ،دياگرام ،كتابنامه .

چكيده :با توجه به اين كه يكي از پررونق‌ترين دروه‌هاي معماري ايران دوره صفويه بوده و از اين دوره آثار و بناهاي ز يادي برجاي مانده است،بدين جهت حفظ و حراست و مطالعه اين بناها از اهميت خاصي برخوردار مي‌باشد.موضوع مورد بررسي در اين رساله ،بررسي فقط يك مشكل منحصر به يك بنا نيست بلكه بررسي مشكلي است كه كما بيش مي‌توان در آثار دوره صفويه ديد .با تمام اين محاسن وجود مشكلاتي همچون موضوع اين مجموعه نقطه ضعف‌هايي در

ساخت اين لعابها مي‌باشد كه علاوه بر اين مسئله ،تاثير شرايط محيطي و مساعد بودن وضعيت اين لعابها جهت تخريب باعث بروز اين مشكل شده است.
تحقيق انجام شده در اين مجموعه ،بررسي و اثبات عوامل تخريب دو نمونه لعاب زرد و سبز دوره صفوي مي‌باشد كه هر دو نمونه دچار رنگ باختگي شدند كه جهت بررسي،اين نمونه از مسجد امام تهيه شده است.

خصوصياتي كه لعاب از خود نشان مي‌دهند در رابطه با تركيب شيميايي آنها مي‌باشد.بنابراين جهت بررسي عناصر تشكيل دهنده لعابها،با ميكروسكوپ الكترونيكي (SEM) مورد مطالعه قرار گرفتند.

آناليز زرد سالم مشخص مي كند كه لعاب سربي مي‌باشد و عامل ايجاد رنگ زرد،سرب مي‌باشد .سربي بودن لعاب بيانگر ضعيف بودن و مستعد تخريب شدن تحت شرايط محيطي مي‌باشد. وجود سرب در اين لعاب آن هم به ميزان زياد ذهنيتي به جز خروج سرب از شبكه را ايجاد نمي‌كند .به دنبال اثبات خروج سرب وتبادل يوني ،آزمايشي انجام شد كه نشان دهنده خروج سرب از شبكه مي‌باشد. تصاوير ميكروسكوپي از هر دو نمونه لعاب تهيه شد و تصوير لعاب زرد سالم

نشان دهنده دو فاز مي‌باشد كه آناليز آنها نيز نشان مي‌دهد كه تخريب يكساني ندارند .يك فاز ضعيف و فاز ديگر مستحكم مي‌باشد.فاز ضعيف غني از سيليس و آلومينيم مي‌باشد .حال اگر اين مجموعه تحت تاثير حلال يا عامل تخريب كننده قرار گيرند فاز ضعيف تحت الشعاع قرار گرفته و آنچه كه باقي مي‌ماند غني از

چهار وجهي هاي سيليس مي‌باشد.نتيجه آزمايشات و خروج سرب از شبكه تاييد اين مطلب مي‌باشد .در صورت حرارت دادن مجدد لعاب مي توانيم در سطح تراكم ايجاد كنيم تا مجددا لعاب شفاف به دست آيد.با حرارت دادن مجدد نمونه لعاب زرد تخريب شده در دماي ۷۵۰ درجه لعاب كاملا شفاف و براق شده بيش از سه برابر زرد سالم مي‌باشد كه اين عدد بيانگر تخريب شبكه مي‌باشد.

لعاب سبز رنگ ، لعاب تركيبي مي‌باشد(لعاب زرد +عامل رنگ سبز)با توجه به اين مسئله تحليل تخريب لعاب سبز رنگ ساده شده و مواردي كه بر روي لعاب زرد رنگ گرفته شد،در اين جا مصداق پيدا مي‌كند .

لعاب سبز سالم و تخريب شده نيز آناليز شدند (sem)، اما در مورد پيکهاي به دست آمده براي لعاب سبز تخريب شده ديده مي شود که پيک سرب نسبت به سيليس مرتفع تر مي باشد . لعاب سبز حاوي مس مي باشد و با توجه به اين که مس حلاليت سرب را افزايش مي دهد ، باعث باز شدن شبکه نيز مي شود . صعود پيک سرب نسبت به سيليس نشان دهنده مرحله دوم تخريب يعني تخريب شبکه مي باشد . به دليل حضور مس و حلاليت بيشتر سرب مرحله تبادل يوني قبلاً طي شده و هم اکنون در مرحله دو تخريب مي باشد . لعاب سبز در دماي ۷۵۰ درجه درجه شفافيت و جلاي اوليه خود را با زيافتو آزمايشات نشان مي دهد که :
۱- به دليل سربي بودن لعاب ها ، استحکام کمي داشته و مستعد تخريب تحت شرايط محيطي هستند. ۲- اولين مرحله تخريب تبادل يوني و خروج سروب از شبکه مي باشد . ۳- مرحله انتهايي تخريب ، تخريب شبکه مي باشد . در تدوين اين رساله از ۱۱ منبع فارسي استفاده شده است .
۱۰ . فدايي ، حميد . آسيب شناسي آجرهاي گنبد خواجه نظام الملک در مسجد جامع اصفهان و بناي ذيگورات چغازنبيل . کارشناسي ارشد مرمت آثار تاريخي .
دانشکده مرمت . اساتيد راهنما : پايدار ، حسين و ذبيحي ، شهلا ، پاييز .۱۳۸۰ ، ۱۹۶ ص . عکس ، جداول ، نمودار ، طرح ، واژه نامه ، جدول نتايج آناليز ، کتابنامه

چکيده : پايان نامه حاضر مروري به مبحث آجر در دو بناي شاخص معماري قبل و بعد از اسلام دارد : نخست مشکلات آجرهاي گنبد نظام الملک در مسجد جامع اصفهان بررسي مي شود و سپس ضمن پرداختن به ذيگورات چغازنبيل در استان خوزستان ، مشکلات اجرهاي آن مورد بحث قرار مي گيرد . در اين مطالعه آسيب شناسي هدف مقايسه مشکلات اين دو بنا نيست بلکه سعي شده تا شناختي نسبي نسبت به فرآيند تخريب در آجرهاي تاريخي هر يک از اين دو بناي ارزشمند ارايه گردد .

فصل نخست اين پايان نامه به عمده ترين عوامل آسيب رسان به مصالح آجري مي پردازد و مطالعات مورد آسيب شناسي نيز در ارتباط با گنبد نظام الملک و بناي ذيقورات چغازنبيل در فصل هاي دوم و سوم انعکاس يافته است . انجام مطالعاتي تاريخي و کالبدي با هدف شناخت گنبد خانه از جمله مباحث مطرح در بخش اول از فصل آسيب شناسي آجرهاي گنبد نظام الملک است . بخشي از اين فصل به آسيب هاي مختلف سازه يي در گنبد خانه و اقدامات مرمتي که

تاکنون در محل انجام شده اختصاص دارد . با وجود آن که رياضيات دقيق و مکانيک بي نقص اين گند هزار ساله تا به امروز آن هم در کشوري زلزله خيز همچنان پابرجاست ولي در گذر زمان سيماي دروني آن با دگرگوني هاي فراواني روبرو بوده است . عمده ترين اين دگرگوني ها مربوط به فرسودگي شديد سطوح آجري است به گونه يي که زيبايي و يکپارچگي دروني آن به شدت مخدوش شده است . در واقع آسيب ديدگي نمايي آجري و خردشدگي سطحي آجرها در اين

گنبدخانه از جمله اساسي ترين مشکلات آن است . لذا به منظور درک درست از چنين فرآيند تخريبي ، کار آسيب شناسي آجرهاي آسيب ديده گنبد نظام الملک با همکاري پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار تاريخي – فرهنگي در زمستان سال ۱۳۷۷ آغاز شد . در اين ارتباط ، روي نمونه هاي آجر آزمايشات متعددي همچون اندازه گيري تخلخل ، آزمون يخ زدگي ، مطالعات ميکروسکوپي و آناليزهاي

۱۱٫ حسيني سير ، سيد حسين . بررسي ملات هاي به کار برده شده در ذيگورات چغازنبيل ، بهينه سازي و ساخت ملات حفاظتي . کارشناسي ارشد مرمت آثار تاريخي . دانشکده مرمت . اساتيد راهنما : وطن دوست ، رسول – عابد اصفهاني ، عباس . تابستان ۱۳۸۱٫ ۴۱۴ ص . عکس ، جداول ، نقشه ، کتابنامه .
چکيده : اين پايان نامه با عنوان بررسي و شناسايي ملات هاي به کار رفته در ذيگورات چغازنبيل ، بهينه سازي و ساخت ملات حفاظتي در شش فصل تدوين شده است . فصل اول آن به معرفي تاريخي مجموعه چغازنبيل و مجموعه تاريخي و موقعيت جغرافيايي آن مي پردازد . در ادامه وضعيت اقليمي منطقه و

چغازنبيل ، چگونگي وضعيت پوشش گياهي و وضعيت زمين شناسي آن مطالعه و بررسي شده است . در فصل دوم ابتداء به مطالعه و بررسي ميداني ملات هاي به کار رفته در زيگورات پرداخته شده و در ادامه نيز به شناسايي آزمايشگاهي روش هاي مختلف شيميايي و کاني شناسي انها اشاره شده است .