مقدمه

بشر از دیر باز در جیره غذائی خود از پروتئینهای گیاهی استفاده میکرده و در این بین حبوبات و از جمله گیاه نخود نقش مهمی را ایفاﺀ نموده است. یکی از روشهای مناسب افزایش عملکرد محصول نخود در واحد سطح استفاده از ارقام مناسب با شرایط اقلیمی هر منطقه در تراکم مناسب کاشت است، بنحوی که حداقل رقابت تخریبی بین بوتهها وجود داشته باشد. در تراکمهای بیش از حد ایجاد خرد اقلیم نامناسب و به دنبال آن خطر شیوع بیماریها و آفات، عملکرد دانه را کاهش

مکاتبه کننده: ناصر مجنونحسینی

میدهد. اما، انتخاب تراکم مطلوب جهت دستیابی به حداکثر عملکرد نخود توسط محققین در شرایط اقلیمی زراعی مختلف توصیه شده است.

بر طبق گزارش سینگ و همکاران (١٩٨٠) مناسب ترین تراکم بوته برای نخود با توجه به شرایط های محیطی ٣٥ بوته در مترمربع می باشد . حال آنکه، خالد احمدی و کانونی(١٣٧٣)

در شمال غربی ایران مناسبترین تراکم بوته نخود سفید را ٢٥ بوته در مترمربع اعلام داشتند. یادیو و سینگ (١٩٨٩) طی آزمایشی بر روی نخود زراعی، با فاصله ردیف ثابت ٥٠

۲۱۰۱ مجله علوم کشاورزی ایران، جلد ٣٤، شماره ٤، سال ١٣٨٢

سانتیمتر ، تراکم های ٢٥، ٣٥، ٤٥ و ٥٥ بوته در مترمربع را روی خطوط اعمال نمودند و بالاترین عملکرد از تراکم ٥٥ بوته در واحد سطح حاصل گردید. وایشیا و فیاض قاضی (١٩٩٢)،

نشان دادند که محتوی کلروفیل برگ نخود به طور معنیداری تحت تاثیر میزانهای مختلف بذر در ٩٠ و ١٢٠ روز پس ازکاشت قرار گرفت. این نتایج نشان داد که ٧٥ و ١٠٠ کیلوگرم بذر در هکتار به طور معنیداری محتوی کلروفیل بالاتری نسبت به میزان ١٢٥ کیلوگرم بذر در هکتار طی دو زمان مورد نظر داشتهاند. جات و مالی (١٩٩٢) نیز، طی یک آزمایش بر روی سه واریته نخود، نشان دادند که با افزایش میزان بذر از ٦٠ به ٨٠ کیلوگرم در هکتار در ٧٥ روز پس از کاشت مقادیر کلروفیل a و b به طور معنیداری افزایش یافته است.

کوردالی (١٩٩٦) طی یک بررسی بر انتقال مجدد ماده خشک ساقه در گیاه نخود نشان داد که میانگین انتقال مجدد ماده خشک ساقه بین زمان گل دهی و زمان رسیدگی در حدود ١٨ – ٣٠ درصد میباشد. در گیاه نخود، ٧٠ – ٦٠ درصد ماده خشک طی مرحله رویشی به برگ و دمبرگ اختصاص مییابد و باقیمانده مربوط به رشد ساقه و شاخهها است. تامپسون و مارتین (١٩٩٥) نیز طی یک مطالعه در گیاه نخود نشان دادند که با افزایش تراکم، میزان انتقال مجدد ماده خشک ساقه در هر بوته به طور معنیداری با کاهش مواجه شده است.

در مطالعه اجزاﺀ عملکرد نخود مشاهده شد که تعداد غلاف در گیاه با افزایش تراکم کاهش داشت(٣)، بنحوی که افزایش تراکم از ٢٠ به ٦٠ گیاه در متر مربع منجر به ٣٢ درصد کاهش تعداد غلاف شد. اما، تعداد دانه در غلاف و وزن صد دانه تفاوت معنیدار نشان ندادند. صدیق و سجلی (١٩٨٥) گزارش نمودند که در نخود تعداد شاخههای فرعی تحت تاثیر تراکم قرار دارد و با افزایش تراکم تعداد آنها کاهش مییابد، بنابراین احتمال دارد که در اثر تنظیم تراکم به نحوی که تعداد ساقههای اصلی در واحد سطح افزایش و تعداد شاخههای فرعی کاهش داشته باشد، عملکرد افزایش یابد. افزایش بوته در عدس بر طبق گزارش وات و سینگ (١٩٩٢) موجب کاهش اجزای عملکرد از جمله تعداد غلاف در بوته و تعداد دانه در غلاف خواهد شد ولی اثر معنیداری بر وزن هزار دانه نخواهد داشت زیرا این جزﺀ از عملکرد در عدس کمتر تحت تاثیر تراکم قرار میگیرد، در

نهایت با افزایش تعداد بوته در واحد سطح کاهش عملکرد در بوته جبران شده و عملکرد مطلوب در تراکمهای بالاتر حاصل خواهد شد.

در مطالعه حاضر، جهت دستیابی به رشد سبزینه و پوشش گیاهی مطلوب بویژه در ابتدای رشد رویشی کم نخود برای دریافت کارآمدتر نور و برای حصول حداکثر عملکرد، به آزمایشی برای تعیین تاثیر تراکم بوته بر میزان کلروفیل و درصد انتقال مجدد ساقه در ارقام مختلف نخود سفید که یکی از روشهای مناسب مدیریت در این محصول بشمار میرود، پرداخته شده است.

مواد و روشها

به منظور بررسی اثرات چهار تراکم کاشت ٢٧، ٣٦، ٤٦ و ٥٧ بوته در متر مربع بر برخی صفات فیزیولوﮊیک، عملکرد دانه و اجزاﺀ عملکرد در چهار رقم نخود سفید جم، کوروش، ٤٨٢ –

ILC و ۱۳-۰۶-۲۱ آزمایشی در سال ٨٠-١٣٧٩، بصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی کرج (٣٤ º٣٥ عرض شمالی، ٥٦ º٥٠ طول شرقی جغرافیائی و ارتفاع ١١٦٠ متر از سطح دریا) انجام شد.

خاک محل آزمایش لوم رسی با ٠٦٦/٠ درصد ازت کل، ٩/١١ پیپیام فسفر و ٢٢٠ پیپیام پتاسیم قابل جذب بود. با توجه به میزان پایین ازت کل و فسفر قابل جذب در خاک محل آزمایش، به منظور تامین عناصر غذائی لازم همزمان با کاشت معادل ١٥٠ کیلوگرم کود فسفات آمونیم به خاک اضافه گردید، و سپس فاروها به فاصله ٥٠ سانتیمتر از یکدیگر تهیه شد. قبل از کاشت، آزمایش قوه نامیه بذور هر چهار رقم برای حصول اطمینان از درصد جوانهزنی مطلوب انجام گرفت. عملیات کاشت در تاریخ ١٣/١٢/١٣٧٩، در کرتهائی به طول ٥ و عرض ٥/٢ متر

(مشتمل بر ٥ ردیف کاشت هر یک بفاصله ٥٠ سانتیمتر) در شیارهائی به عمق ٥ سانتیمتر بصورت هیرم کاری با دست، صورت گرفت. آبیاری کرتها به فاصله ١٠ روز یکبار و با استفاده از سیفون انجام گردید. علفهای هرز موجود در طول فصل رشد دوبار طی ٢٥ و ٥٠ روز بعد از کاشت با دست وجین شدند.

میزان تراکمهای مورد نظر در کرتهای آزمایشی از طریق تنک

مجنون حسینی و همکاران: تاثیر تراکم بوته بر صفات زراعی، میزان کلروفیل و … ۳۱۰۱

کردن بوتههای اضافی ٢٠ روز پس از سبز شدن بدست آمد. به منظور جلوگیری از حمله کرم برگ خوار و غلاف خوار نخود سمپاشی به کمک حشره کش سیستمیک دیازینون به میزان دو در هزار در اواخر اردیبهشت ماه انجام گرفت.

به منظور اندازهگیری کلروفیل برگ در مرحله گلدهی از پنج بوته در هر کرت به طور تصادفی برگهائی چیده و پس از قرار دادن در کیسه نایلونی و ظرف یخ به آزمایشگاه انتقال یافت.

سپس با استفاده از روش میدنر (١٩٨٤) یک گرم نمونه برگ تازه از هر تیمار در هاون چینی مورد سایش قرار داده شد و آنگاه به کمک محلول استن بعنوان حلال، رنگدانهها (کلروفیل)

از بافت برگها استخراج گردید و با اسپکتروفتومتر (مدل UV-160A ، شیمادزو – ﮊاپن) میزان کلروفیل a و b به ترتیب در طول موج های ٦٦٣ و ٦٤٥ نانومتر تعیین شد. درصد انتقال مجدد ساقه با استفاده از روش میتسورو و همکاران (١٩٩١)

طبق فرمول زیر و با توجه به اختلاف وزن خشک ساقه طی مراحل گل دهی (حداکثر) و رسیدگی فیزیولوﮊیکی(حداقل)

بدست آمد. در هر کدام از مراحل گلدهی و رسیدگی یک نمونه برداری به مساحت یک متر مربع از هر تیمار برداشت (از ردیف دوم) و تنها وزن خشک ساقه (بدون برگچه) لحاظ گردید.

وزنخشکساقهدرزمانرسیدگی- وزنخشک ساقه در زمان گلدهی
= درصدانتقال مجدد ساقه

وزن خشک ساقه در زمان گلدهی

در انتهای فصل رشد، میانگین ارتفاع و تعداد شاخههای فرعی از ده بوته در هر کرت بطور تصادفی اندازهگیری و شمارش شد و در هنگام برداشت بوتههای دو ردیف سوم و چهارم هر کرت پس از حذف نیم متر حاشیه از دو طرف بطول ٣ متر (مساحت ٣ متر مربع) با دست از سطح خاک جدا شد و جهت تعیین عملکرد دانه (برحسب کیلوگرم/هکتار) به آزمایشگاه منتقل گردید.

برای اندازهگیری تعداد غلاف در بوته از هر تیمار در زمان رسیدگی ١٠ بوته بطور تصادفی برداشت شد و تعداد غلاف و دانههای هر بوته شمارش و سپس میانگین تعداد غلاف و تعداد دانه در هر بوته تعیین گردید. از تقسیم تعداد دانهها بر تعداد غلاف در هر بوته، تعداد دانه در غلاف محاسبه شد. همچنین با استفاده از دستگاه بذر شمار، هزار دانه بطور تصادفی از هر تیمار شمارش و پس از توزین وزن دانه بر حسب گرم بدست آمد.

دادههای حاصل با استفاده از نرم افزار Mstat-c و Excel مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت و میانگین داده با استفاده از آزمون دانکن مقایسه شدند.

نتایج و بحث

نتایج تجزیه واریانس نشان میدهد (جدول ١) که ارقام نخود سفید از لحاظ درصد انتقال مجدد ساقه، ارتفاع بوته، تعداد شاخههای فرعی، تعداد غلاف در بوته و دانه در غلاف، وزن هزار دانه، عملکرد تک بوته، عملکرد دانه در واحد سطح و بالاخره درصد شاخص برداشت اختلاف معنیداری (٠١/٠(p ≤ دارند.

تراکمهای مختلف کاشت نیز بر صفات ذکر شده (به استثنای عملکرد دانه در واحد سطح و وزن هزار دانه) و همچنین بر میزان کلروفیلهای a و b و ab اثرات معنیداری نشان دادند، اما اثر متقابل رقم و تراکم فقط بر میزان کلروفیل برگ معنیدار بود. خالد احمدی و کانونی (١٣٧٣) نیز در بررسی خود بر روی ارقام نخود سفید و سیاه در کردستان اثر متقابل رقم× تراکم را غیر معنیدار گزارش نمود.