تاثیر ساختار بدهی بر سود آوری شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

چکیده
در این مقاله هدف بررسی تاثیر ساختار بدهی بر سود آوری شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. در راستای این هدف کلیه شرکتهای که اطلاعات صورتهای مالی(ترازنامه و صورت سود وزیان ) آنها در بورس اوراق بهادار برای ۵سال موجود بوده است مورد بررسی قرارگرفت.به طور کلی ۵۰شرکت از شرکتهای پذيرفته ش

ده در بورس اوراق بهادار انتخاب شد.به همین منظور اطلاعات۵ساله در خصوص میزان کل بدهی ،سود عملیاتی،سودقبل از بهره ومالیات وسود خالص جم

ع آوری ومورد آزمون قرار گرفت.به منظور آزمون داده ها از رگرسیون ساده وضریب همبستگی استفاده شده است. نتایج به دست آمده حاکی از این است که،به طور کلی بين بدهي و سودآوري رابطه معنا دار وجود دارد.

واژهاي كليدي:ساختاربدهي،سودآوري،صورتهاي مالي،سودعملياتي،سود قبل از ماليات،سودخالص وسود هر سهم
The impression of debt structure o

n the profitability of company that accepted in Tehran security exchange
M.GHanbari o.Jalilian H.Jalilian
Abstract:
The main purpose of this article is the review the impression of debt structure to profitability of company that accepted in Tehran security exchange .in this way, investigate the total catering industrial company that the financial statement information (balance sheet, income statement) of them is exist for five years in Tehran security exchange. In order to, 50 company of the company is selected and 5(ten) years information of them about the total debt, operation profits, pretax profits, net profit is gathered and for analysis, of this data is use the simple regression and correlation coefficient .in whole, the

final result indicate, except the relation between.
Key word : debt structure, profitability, statement information, pretax profits, net profit .
مقدمه:
مدیریت مالی را می توان دانش وفن تأمین و کاربرد وج

وه برای رسیدن به هدف یا دانش و علم اداره پول تعریف کرد . به طوري كه وجوه اشخاص ومؤسسات را تحصیل یا جمع آوری و آن را خرج یا سرمایه گذاری می کند. در صورتی که ترازنامه را نمودی از وضعیت یک شرکت سهامی در نظر بگیریم ،مدیریت م

الی با تصمیم گیری نسبت به بدهیها و حقوق صاحبان سهام ،منابع مالی را تأمین می کند وبا تصمیم گیری نسبت به دارائیها ی جاری وبلند مدت آنها را سرمايه گذاري مي كند.
شرکتها هنگام نیاز به منابع مالی جدید می توانند یا از طریق

استقراض ویا اینکه با واگذاری قسمتی از مالکیت شرکت به وجوه مورد نیاز دست یابند . هر شرکت هنگام تصمیم گیری برای استفاده از منابع مالی جدید باید هزینه تأمین مالی را مشخص کرده و آثاری را که هر کدام از منابع بر بازده و ریسک عملیاتی شرکت می گذارد تعیین نماید . استفاده از شیوه های صحیح تأمین مالی برای اجرای پروژه های سود آور می تواند در جهت افرایش ثروت سهامداران شرکت نقش اساسی ایفا کنند.
گروهی از متخصصان مالی بر این عقیده هستند که ارزش شرکت بستگی به عملکرد مدیریت دارد نه ساختار سرمایه آن ، آنها می گویند اتخاذ تصمیم صحیح در زمینه سرمایه گذاری می تواند باعث دستیابی به افزایش ثروت وسود بیشتر سهامداران شود ، اتخاذ تصمیم مدبرانه در زمینه تأمین مالی يكي از اين تصميمات است.
در مقابل نظریه فوق ، توجه به صرفه جویی های مالیاتی ناشی از هزینه بهره بدهی و پایین بودن هزینه بدهی نسبت به سایر منابع سرمایه ، بیشتر متخصصان امور مالی را متقاعد کرده است که استفاده از بدهی در تأمین مالی بلند مدت شرکت باعث افزایش ارزش شرکت وافرایش ثروت مالکان می شود . بر این اساس شرکت باید بین ارزش صرفه جویی مالیاتی بهره و هزینه های مختلف ورشکستگی تعادل برقرار نماید . یعنی تنظیم نسبت بدهی به گونه ای باشد که ارزش شرکت را حداکثر نمايد ، درحقیقت این گروه دستیابی به هد

ف نهایی شرکت یعنی حداکثر کردن ثروت سهامداران را

از طریق کاهش هزینه ها دنبال می کنند . یعنی به حداقل رساندن هزینه تأمین مالی اهميت مي دهند . بر اساس این نظریه اگر وضع یک شرکت به گونه ای باشد که بتواند از صرفه جویی مالیاتی بهرمند شود به نفع آن شرکت است که از راه استقراض تأمین مالی نمایید . بدیهی است که شرکت با توجه به هزینه های اضافی ناشی از نابسامانی یا بحران مالی باید میزان وام های خود را محدود کند.

ادبیات و پیشینه تحقیق:
نظریه معروف مودیلیانی ومیلر .در سال( ۱۹۵۸) که معتقد بودند ترکیب ساختار سرمایه تاثیری در ارزش شرکت ندارد سر آغازی بود برای انجام تحقیقات متعدد در زمینه شناخت ساختار مطلوب سرمایه شرکتها . به دنبال مقاله فوق دانشمندان متعددی د

ر انتقاد از نظریه مودیلیانی و میلر یا تأیید آن نظریات مختلفی ارائه دادند .از جمله این افراد می توان از دیوید دورانددر (۱۹۵۹) ،فرد و ستون در(۱۹۶۳) ،داوسن ،بروور و جاکوب (۱۹۶۵) ،مرتون (۱۹۷۷)و جک بیکرنام برد.
عکس العمل های گسترده متخصصان علوم مالی در قبال ن

ظریه،مودیلیانی ومیلر ،این دو نفر را وا داشت که طی مقالاتی که منتشر کردند به دفاع از نظر خود بپردازند و یا در مواردی اصلاحاتی در آن انجام دهند . آنها در نظریات بعدی به تاثیر صرفه جویی های مالیاتی هزینه بهره بدهیها ،تاثیر روشهای تامین مالی بر ارزش شرکتها را تأیید کردند .
فاماو فرنچ در سال ۱۹۹۲،تفاوت مقطعی میانگین بازده سهام را بر ریسک بازار،اندازه شرکت،اهرم مالی ،ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام به ارزش بازار حقوق صاحبان سهام و نسبت سود به قیمت از طریق رگرسیون مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند ریسک بازار و اندازه شرکت به میانگین بازده سهام ارتباطی ندارد.اما میانگین بازده سهام با ارزش دفتری اهرم مالی رابطه معکوس وبا ارزش بازار اهرم مالی رابطه مستقیم دارد. از این رابطه توسط فاما و فرنج به عنوان معما یاد شده است.
کریستی۱۹۹۰ به این نتیجه رسید که در فرضیات طرح پاداش ،بدهی در تشریح انگیزه های مدیریت جهت دستکاری سود از بیشترین اهمیت آماری برخوردار است .
داروق و دیگران در ۱۹۹۸ مدیریت سود را در شرکتهای ژاپنی مورد بررسی قرار دادند،نتیجه تحقیق آنها نشان داد که بین هزینه های سیاسی ،طرح پاداش ،ساختار مالکیت ،و تامین مالی داخلی با دستکاری سود ارتباط وجود دارد.
در سال ۱۹۷۶ اسکات و مارتین طی تحقیقاتی که در ایالات متحد

ه انجام دادند به این نتیجه رسیدند که نوع صنعت یک عامل مؤثر و تعیین کننده در ساختار مالی شرکتها ست.
ریمرز در تحقیق سال ۱۹۷۵ خود به این نتیجه رسید که در کشورهای فرانسه و ژاپن ساختار مالی در میان صنایع مختلف تفاوت معناداری دارند درحالی که در کشورهای هلند و نروژ این تفاوت در صنایع مختلف مشاهده نمی شود.

اندرسون در بررسیهای خود در سال ۱۹۹۰ حول ارتباط بین ساختار مالی و تکنولوژی به این نتیجه رسید که شرکتهای سرمایه بر نسبت بدهی بالاتری در مقایسه با شرکتهای کاربر دارند.
در کشور ایران تحقیقات مربوط به ساختار سرمایه و به طور کلی علوم مالی سابقه طولانی ندارد و عمدتاً شامل تحقیقاتی است که در سالهای اخیر در رابطه با بورس تهران صورت گرفته است .
رضا تهرانی (۱۳۷۴) در رساله دکترای خود نتیجه می گیرد که نسبت سهام در بورس اوراق بهادار تهران متأثر از کلیه متغییر های مالی بر ارزش سهام نیست و مهم ترین عوامل موثر بر قیمت سهام ،سود هر سهم و سود نقدی هر سهم است در حالی که متغیرهایی مانند ریسک و انتظارات رشد تاثیر مهمی بر قیمت سهام ندارد. {۸}.
رحمانی ،محمود (۱۳۷۴)در رساله فوق لیسانس خود به این نتیجه رسید که انتشار سهام موجب کاهش قیمت سهام می شود و بدهی بدون ریسک قیمت سهام را کاهش میدهد.{۱۲}.
سید جواد دلاوری در رساله فوق لیسانس خود نتیجه می

گیرد که نسبت بازدهی حقوق صاحبان سهام شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تحت تاثیر روش های تامین مالی قرار نمی گیرد.{۱۹}.
امید پور حیدر در رساله فوق لیسانس خود به این نتیجه رسیده است که ساختار مالی شرکتهای فعال در بورس تهران در گروهای مختلف صنعت با یکدیگر اختلاف معنی داری ندارد و در بازار سرمایه اعتبار دهندگان نوع صنعت را مد نظر قرار نمی دهند

.{۲۰}.
احمدی ،محمدرضا(۱۳۸۰).در پایان نامه کارشناسی ارشد خود به این نتیجه رسید که یک استنتاج قطعی در مورد وجود رابطه معنی داری بین نسبت ساختار سرمایه و نسبت بازده به دست نیامده است،اما چنین به نظر آمده که رابطه به طور کامل منفی نباشد{۲۱}
علی باغانی در رساله فوق لیسانس خود این نتیجه را می گیرد که روشهای تامین مالی کوتاه مدت بر بازده سهام شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تاثیر چندانی ندارد {۲۲}
اهميت موضوع تحقيق:
به منظور سرمایه گذاری و تهیه برنامه های مالی کوتاه مدت و بلند مدت ،تشخیص یافتن منابع مالی قابل استفاده اعم از داخلی یا خارجی برای تهیه سرمایه از اهمیت خاصی برخوردار است و مدیریت همواره با چنین تصمیماتی مواجه است و

باید با توجه به هزینه و آثاری که بر ثروت سهامداران ،ارزش شرکت و قیمت سهامدارند ،این منابع را انتخاب نمایند .این تحقیق به دنبال آن است تا درک کند که ساختار بدهی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران چگونه است و ساختار بدهی چه آثاری بر سود سهام دارد. و در این باره اطلاعاتی جمع آوری نماید تا مدیران در

جهت بهینه سازی تصمیمات مربوط به نحوه تامین مالی کوتاه مدت و بلند مدت از آن استفاده نمایند.
اهداف تحقيق:
هدف نهایی از انجام این تحقیق این است که بیان نماید آیا ساختار بدهی اثرات قابل ملاحظه ای بر سود آوری شرکتهای پزيرفته در بورس اوراق بهادار خواهد داشت وهمچنین بیان مواردی است که مدیریت را در تصمیم گیریهای خود نسبت به تامین مالی یاری نماید.
فرضيه هاي تحقيق:
به طور کلی در این تحقیق با توجه به آنچه که بیان شد فرضیه های تحقیق به شکل زیر تعریف شده است.
فرضيه اصلي :

بين ساختار بدهي و سودآوري شركتها رابطه معنادار وجود ندارد.
بين ساختار بدهي و سودآوري شركتها رابطه معنادار وجود دارد.
فرضيات فرعي:
فرضيه اول:

بين ساختار بدهي و سود خالص رابطه معنادار وجود ندارد.
بين ساختار بدهي و سود خالص رابطه معنادار وجود دارد.
فرضيه دوم
بين ساختار بدهي و سود قبل از كسر ماليات رابطه معنادار وجود ندارد.
بين ساختار بدهي و سود قبل از كسر ماليات رابطه معنادار وجود دارد.
فرضيه سوم
بين ساختار بدهي و سود عملياتي رابطه معنادار وجود ندارد.
بين ساختار بدهي و سود عملياتي رابطه معنادار وجود دارد.

 

روش جمع آوري داده ها:
روشهايي كه در اين تحقيق جهت گردآوري اطلاعات استفاده شده است يكي مطالعه سوابق،كتب،پايان نامه ها و نشريات در دسترس و ديگري منابع ثانویه که مهم ترین آنها اطلاعات بورس واوراق بهادار می باشد.

قلمرو تحقيق:
استفاده از صورتهاي مالي شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در قالب صورتهاي مالي، استخوان بندي اصلي تحقيق را تشکيل ميدهد . به همین خاطر صورتهای مالی را برای حدود۵ سال (سال ۱۳۸۰تا ۱۳۸۴) مورد تجزیه وتحلیل قرار می دهیم، پس قلمرو زمانی این تحقیق پنج ساله می باشد.
قلمرو مکاني تحقيق کليه شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد.
روش تحقيق:
در این تحقیق روش تحقیق بصورت قیاسی _ استقرایی است ،که در مبانی نظری تحقیق از روش استدلال قیاسی و در اثبات یا رد فرضیه های تحقیق با بکارگیری روشهای مناسب آماری از استدلال استقرایی در تعمیم نتایج استفاده شده است.ارتباط ساختار بدهی به عنوان متغییر مستقل با سودآوری شرکتها به صورت یک متغییر وابسته با استفاده از مدل آماری همبستگی مورد آزمون قرار خواهد گرفت.
اطلاعات مربوط به كل۵ سال(۸۴-۸۰)
م وابسته
م مستقل
سود عملياتي
سود قبل از ماليات

سود خالص

بدهي rضريب همبستگي
Sigسطح معني داري r ضريب همبست

گي
sigسطح معني داري R ضريب همبستگي
Sig سطح معني داري

۶۱۷%
۰۰۰۱%
۶۱۲%
۰۰۰۲%
۵۶۳%
۰۰۰۳%

آزمون فرض اول:
بين ساختار بدهي و سود خالص رابطه معنادار وجود ندارد.
بين ساختار بدهي و سود خالص رابطه معنادار وجود دارد.
ضريب همبستگي بين بدهي وسود خالص برابر۵۶۳% با سطح معني داري ۰۰۰۳% مي باشد، نتيجه مي گيريم كه بين بدهي و سود خالص ارتباط معني داري وجود دارد فرض رد و فرض مقابل آن يعني قبول است.
ضريب تعيين شدگي سود خالص توسط بدهي۷/۳۱در صد است كه نشان دهنده ارتباط معني دار مي باشد. مدل رگرسيون آ

ن به صورت زير مي باشد.
R2=/317
Y2=58896.917+/025X
آزمون f براي معني دار بودن مدل با۲۲۲/۱۱۵ f = و سطح معني داري۰۰۰۳% نشان دهنده اين است كه مدل ارائه شده يك مدل مناسب است.
آزمون فرض دوم:
بين ساختار بدهي و سود قبل از كسر ماليات رابطه معنادار وجود ندارد.
بين ساختار بدهي و سود قبل از كسر ماليات رابطه معنادار وجود دارد.
از آنجاي كه ضريب همبستگي بين بدهي و سود قبل از کسرماليات برابر ۶۱۲% با سطح معني داري ۰۰۰۲% مي باشد نتيجه مي گيريم كه بين بدهي و سود قبل از کسر ماليات ارتباط معني داري وجود دارد ، پس نتيجه مي گيريم فرض رد و فرض مقابل آن قبول است.
ميزان تعيين شدگي سود قبل از کسر ماليات توسط بدهي۵/۳۷ در صد مي باشد كه نشان دهنده معني دار بودن ارتباط مي باشد، به همين دليل مي توانيم مدل رگرسيون را برازش دهيم.
R2=/375
Y3=64451.955+/03X
آزمون F براي معني دار بودن مدل نشان ميدهد كه۸۷۵/۱۴۸ F=با سطح معني داري۰۰۰۲% است كه مي توان نتيجه گرفت كه مدل يك مدل مناسب است.

آزمون فرض سوم:
بين ساختار بدهي و سود عملياتي رابطه معنادار وجود ندارد.
بين ساختار بدهي و سود عملي

اتي رابطه معنادار وجود دارد.
ضريب همبستگي بين بدهي و سود عمليات۶۱۷% R= با سطح معني داري۰۰۰۱%= SIG مي باشد مي توان نتيجه گرفت كه بين بدهي وسود عملياتي ارتباط معني داري وجود دارد. فرض پذيرفته مي شود و فرض رد .

ضريب تعيين شدگي سود عملياتي توسط بدهي ۱/۳۸ درصد مي باشد، كه معني دار است. مي توان مدل رگرسيون را برازش نمود.
R2= /381
Y4=78293.75+/03X
آزمون F براي معني دار بودن مدل نشان مي دهد كه۵۰۱/۱۵۲ F=با سطح معني داري۰۰۰۱% است كه مي توان نتيجه گرفت كه مدل يك مدل مناسب است.

نتيجه گيري:
همان طور كه از يافته هاي اين تحقيق مشاهده مي شود، با توجه به سؤال اصلي پژوهش كه بيان گرديد (آيا ساختار بدهي بر سود آوري شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تاثيردارد يا خير) به اين نتیجه رسيدم.
يافته هاي تحقيق براي رابطه بين بدهي و سود خالص با استفاده از ميانگين ۵ساله نشان دهنده وجود رابطه معني دار بين بدهي و سود خالص مي باشد با توجه به سطح معناداري كه از۰۵/كمتر است و هم چنين ضريب تعيين بدست آمده(۳۱۷R2=/ ) مي توان نتيجه گرفت كه ۷/۳۱ درصد از تغيیرات سود خالص به وسيله تغيیرات بدهي بيان مي شود. بنابراين فرض صفر رد و فرض يك قبول مي شود. پس مي توان نتيجه گرفت كه بدهي بر روي سود خالص شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران اثر گذار است.
يافته هاي تحقيق براي رابطه بدهي و سود قبل از ماليات با استفاده از ميانگين ۵ساله نشان دهنده وجود رابطه معني دار بين بدهي و سود قبل از ماليات مي باشد با توجه به سطح معناداري كه از۰۵/ كمتر است و هم چنين ضريب تعيين بدست آمده(۳۷۵R2=/) مي توان نتيجه گرفت كه ۵/۳۷ درصد از تغيیرات سود قبل ازکسر ماليات توسط تغیيرات بدهي حاصل مي شود. بنابراين فرض صفر رد و فرض يك قبول مي شود. پش مي توان نتيجه گرفت كه بدهي بر روي سود قبل ازکسر ماليات شركتهاي پذيرفته شده در بورس ا

وراق بهادار تهران اثر گذار است.
با توجه به نتايج حاصل از همبستگي رابطه بين بدهي و سود عملياتي براي دوره ۵ساله تحقيق ، شواهد بدست آمده مؤيد آن

است كه سطح معني دار روابط بين بدهي و سود عملياتي كمتر از ۰۵/ است كه نشان دهنده رابطه بين بدهي و سود عملياتي مي باشد . ضريب تعيين شدگي سود عملياتي توسط بدهي ۱/۳۸ در صد مي باشد ،بيان كننده آن است كه ۱/۳۸درصد از سود عملياتي به وسيله بدهي بدست مي آيد. در اين فرضيه فرض صفر رد وفرض اول تأييد مي شود .
به طور كلي بين ساختار بدهي و سودآوري رابطه معني داري وجود دارد.

منابع:
۱- نيكو مرام ،هاشم ، رهنماي رود پشتي و فريدون هيبتي ، فرشاد ۱۳۷۸، مباني مديريت مالي جلد اول.
۲- نيكو مرام ،هاشم ، رهنماي رود پشتي و فريدون هيبتي ، فرشاد ۱۳۸۱، مباني مديريت مالي جلد دوم .
۳- جهانخاني ، علي و پارسائيان علي ۱۳۷۶، مديريت سرمايه گذاري و ارزيابي اوراق بهادار تهران، انتشارات دانشگاه تهران.
۴- جهانخاني ، علي و پارسائيان علي ۱۳۷۴، مديريت مالي جلد دوم، انتشارات سمت.
۵- جهانخاني ، علي و پارسائيان علي ۱۳۷۱، مديريت مالي جلداول، انتشارات سمت.
۶- شباهنگ ،رضا، مدیریت مالی ،جلد دوم ،مرکز تحقیقات سازمان حسابرسی،۱۳۷۴٫
۷- شاپيرو ، آلن ، استراتژي تأمين مالي بلند مدت شركتها، ترجمه جهانخاني، علي تحقیقات مالی شماره ۲- بهار۷۳
۸- تهرانی ،رضا : بررسی عوامل موثر بر قیمت سهام ، رساله دكتري ، دانشگاه تهران ، ۱۳۷۴٫
۹- جهانخانی علی ،شیوه های تأمین مالی شرکتها در شرایط کنونی بازار سرمایه ایران ؛ماهنامه حسابدار،شماره۱۰۷و۱۰۸،اسفند ۱۳۷۳٫
۱۰- فرانسس وتیلور، سهام عادی و سهام ممتاز ،ترجمه :فریده پوررضوان روح،ماهنامه
۱۲- رحماني محمود ،تاثیر روشهای تامین مالی (وام بلند مدت و انتشار سهام عادی)بر روی قیمت سهام شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران،پایان نامه کارشناسی ارشد مدیریت،دانشگاه تهران،۱۳۷۴٫
۱۳- حسنی، افشین، بررسی تحلیلی محتوایی اطلاعاتی قیمت سهام به عنوان عامل پیش بینی کنندۀ سود، پایان نامه کارشناسی ارشد، بهار ۷۸٫
۱۴- کردستانی، غلامرضا، مدیریت سود ، نشریۀ بورس – ۳۳
۱۵- ستادي، حسن و كيقبادي، پرويز ۱۳۶۴ آمار و كاربرد آن در مديريت، دانشگاه تهران .
۱۶ – نوفرستی، محمد؛ «آمار در اقتصاد و بازرگانی» ، جلد دوم، انتشارات موسسه خدمات فرهنگی رسا، چاپ پنجم ۱۳

۷۶٫
۱۷- آذر ،عادل و مؤمني ،منصور ، آمار و كاربرد آن در مديريت ، جلد دوم، انتشارات سمت، چاپ چهارم،سال ۱۳۷۹٫
۱۸- پي .جونز، چارلز، مديريت سرمايه گذاري ، ترجمه تهراني ، رضا و نوربخش، عسگر، انتشارات نگاه دانش چاپ دوم سال۱۳۸۴٫
۱۹- دلاوری،سید جواد ،بررر بورس اوراق بهادار، دانشگاه تربیت مدرس ، ۱۳۷۷٫
۲۰- پور حیدری ،امید ،بررسی عوامل تعیین کننده ساختار مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ،استاد راهنما محمد تقی شهیدی ،دانشگاه تهران ،۱۳۷۴٫
۲۱-احمدي،محمد رضا، ارتباط ساختار سرمایه و بازده شرکت های بورس تهران در ۱۳صنعت،پایان نامه کارشناسی ارشد حسابداری،دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز،۱۳۸۰٫
۲۲- باغانی علی ، بررسی مقایسه ای اثرات روشهای تامین مالی کوتاه مدت بر بازده سهام شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، استاد راهنما رضا تهرانی ، دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات، ۱۳۸۲٫
۲۳-Chevaller,j (1995).Capital St

ructure and Product-Market Competition, journal of Finance,3.415-435.
24-Fernandez, P.(2001).Optimal Capital Structuer: Problems with the Harvard and Damodaran Approaches,, Working Papers,www.ssre.com.
25- Mackay,P, and Phillips, G,(2001).”Is There Optimal Industry Capital Structure? Working Papers,www.ssre.com.

۲۶-Opler, T.C.,Titman, S.(1994).”Financial Distress and Corporate performance”Journal of Finance, 3.1015-1040
27-Singh,K.Hodder, J.(1999).”Multinational Capital Structure?Working Papers. www.ssre.com.
28- Titman, S., m. Grinblaqtt(1998). Financial Markets and Corporate Strategy. Mcgraw-Hill,Inc.