تاثیر فرهنگ در بزهکاری جوانان

بزهکاری بیشتر نتیجه تضاد موجود در ارزشهای فرهنگی و همینطور عدم وسائل برای رسید به هدفهای مورد نظر است. تا تفاوت در سرع تغییر برخی از افراد به علل گوناگون به طور کامل(اجتماعی) نمی وشند. یعنی ارزشهای حاکم بر جامعه به طور کامل در درون انها نقش نمی گید و انها را از ارتکاب اعمال ضد اجتماعی باز نمی دارد.

البته این ناسازگاری ارزشی که در افراد (منحرف) یا (بزهکرای) شکل می گیرد خود معلول وجود اختلاف و تضاد در ارزشهای حاکم بر گروه های اجتماعی است. طبق آماری که بدست آمده بزهکاری در طبقاتی که دارای سطح فرهنگ پایین تر می باشند در کلیه کشورها بیشتر از طبقاتی است که دارای سطح فرهنگ بالاتر هستند

و به ندرت دیده می شود خانواده های تحصیل کرده نوجوانان بزهکار تحویل جامعه دهند. بهترین مدرک، نوشته ای مجلات و روزنامه های کشورهای مختلف است که جوانانی برای چند تومان پول مرتکب خشونت با والدین یا جرح و ضرب دوستان و در نتیجه منجر به وقوع قتل می گردند. از طرف دیگر فرهنگ هر جامعه هدفهای بخصوصی را به عنوان آرمانهای دست یافتنی برای اعضای جامعه مطرح می کند، در حالی که (وسایل) رسیدن به این هدفها در اختیار همه قرار ندارد

برای نمونه در فرهنگ آمریکا کسب موفقیت های مادی از ارزشهای اصلی جامعه است داشتن خانه بهتر اتومبیل جدیدتر و عضویت در کلوپ های مختلف برای صاحبان این مزایا آبرو، تشخیص، احترام و اعتبار می اورد و آنها را افرادی موفق معرفی می کند در عین حال برای همه افراد این امکان وجود ندارد که از طریق کار و کوشش شرافتمندانه به این امتیازات برسند،

واز این نظر است که برخی ارا که به اندازه دیگران تحت تاثیر فهنگ مادی گرا و تبلیغات دائمی جامعه در تشویق افراد به موفق شدن قرار دارند ولی فاقد وسائل و امکانات لازم(پول، اعتبار، تخصص…) هستند برای رسیدن به اهداف مقبول اجتماعی به وسایل انحرافی مثل بزهکاری متوسل می شوند.. با این وصف بزهکاری را هم می توان تا حدودی معلول تفاوت سرعت تغییر در بخشهای مختلف اجتماعی دانست.

تاثیر جنسیت بر افزایش بزهکاری:
اختلاف بزهکاری دخرتان و پسرا از لحاظ کیفیت و نوع جرایم ارتکابی و میزان جرایم: جرایم پسران است. پسران بیشتر مرتکب جرایم خشونت بار و پیچیده مثل جرایم منتهی به صدمات یدنی و قتل می شوند. عامل اول توجیه کننده این اختلاف عامل فیزیکی است.

توانمندی، زور و قدرت لازم برای ارتکاب جرایم خشونت بار در دختران بر خلاف پسران وجود ندارد اما تفاوت پرخاشگری بین دو جنس: سرشت گرایان پرخاشگری محسوس را بسته به کیفیت هورمونی می دانند در صورتی که محیط گرایان آن را به فاکتورهای محیطی وصل می کنند. این است که کودکان از والد هم جنس خویش بیشتر از والد غیر هم جنس تاثیر می پذیرن

.د این احتمال نی زمی رود که پسران برای کارای خشن خود بیشتر پاداش دریافت می کنند اما دختران در عوض تنبیه می شوند. دختران کوچک شدیدا با معلمین مونث و مادران خویش همانند سازی می کنند. این مسئله سبب می شود که یمل پرخاشگرانه بیشتر مردان ناشی از عوامل بیولوژیکی است که به وسیله تقویت کننده های محیطی تشدیدی می شود. و اما عامل دوم که عاملی روانی است دختران از نظر روانی اصولا افرادی احساسی، عاطفی حساس، مطیع و آرام هستند و این خصوصیات سبب می شود مرتکب قتلهای خونین یا تخریبهای گسترده نشوند.

اما از لحاظ نوع جرایم که دختران بیشتر مرتکب جرایم علیه عفت و اخلاق حسنه می شوند و پسران بیشتر مرتکب جرایم علیه اموال و اشخاص مثل سرقت و ایراد ضرب و جرح البته نه اینکه دختران مرتکب سرقت و ضرب و جرح نمی شوند، بلکه غالب جرایم آنها علیه عفت و اخلاق حسنه است مهمترین عامل توجیهی عامل فیزیکی و زیست شناختی است فیزیک دختران آنان را در معرض جرایم علیه عفت قرار می دهد و اما از لحاظ میزان، علی الاصول نرخ بزهکاری دختران کمتر از نرخ بزهکاری پسران است.

عوامل توجیهی این اختلاف:۱- وجود محدودیت برای دختران در محیط خانواده در مقایسه با پسران و وجود همین محدودیت برای دختران در سطح اجتماع که اختصاص به عرف و اجتماع خاص ندارد و یک عامل جامعه شناختی است و دیگر از لحاظ بیولوژیکی نسبت به دختر مخصوصا در جوامع شرقی حساسیت بیشتری نشان داده می شود.

۲- تفاوت دخترا و پسران از لحاظ فیزیکی(بیولوژیکی یا زیست شناختی) که هر کاری را به دختران نمی دهند. مثلا در کارهای نظامی ۹۹% آن پسران هستند و وضع بیولوژیکی دختران در تمام دنیا یکسان است.
۳- تفاوت دختران و پسرا در ساختار روان شناختی
۴- نارسایی آماری به عنواان یک عامل فرعی که معمولا جرایمی که دختران مرتکب می شوند، کمتر به دادگستری کشیده می شود.

آقای رادوین راچ ساترلند ضمن پذیرش این اختلاف عامل عمده این اختلاف را در میزان حضور زنان در جامعه دانسته و گفته است اگر بر میزان حضورو و فعالیت زنان در جامعه افزوده وشد. به همان نسبت بر آمار رفتارهای مجرمانه افزوده می شود.

تاثیر تقلید دختران از پسران در ارتکاب جرم: بسیاری از دختران برای اینکه توانائیهای خود را نشان بدهند دست به اعمالی مردانه می زنند مثلا نشان می دهند که پسران این قدرت را دارند که سرقت کنند آن هم با لباسهای مبدل پسرانه یا به ورزشگاه آقایون با همین لباس مردانه می روند اینان با دو جنسیت سر می کنند

باطنا دختر و ظاهرا یک پسر اما در این مودر کارهای خشن تر اغلب احساساتی بودنشان مانع کار بسیار وحشتناکی می وشود این گروه سعی می کنند فقط کارهایی را انجام دهند که دیگران کر کنند آنان نیز مثل پسران از استقلال کافی برخوردارند و نیاز به توجه بیش از حد خانواده را لازم نمی بیند.

تعیین خشونت در خرده فرهنگ بزهکاری
در خرده فرهنگ بزهکاری توسل به خشونت امری مشروع است به نظر کوهن در میان طبقات پایین نوعی خصومت نسبت به طبقات بالاتر پدید می آید، زیرا طبقات بالا موقعیت خود را بالاتر می بنند و به طبقات پایین بی اعتنایی می کنند. این خصومت شامل هنجارهای طبقات میانه و بالا نیز می شود، زیرا آنها را عامل ارتقای خود می شمارند. البته خشونت همیشه بدلیل ناکامی پدید نمی آید، اما و آنچه مسلم است این است

که خشونت، کینه وحسادت از جمله پاسخهایی است که هر کس در مقابل تحقیر دیگران از خود ابراز می کند. بر عکس جوان بزهکار، جوان خیابانگرد که با اخلاق مراتب بالاتر مماشاع می کند جلو خشم خود می ایسند و دست به پرخاشگری نمی زند، زیرا قواعد مراتب بالا را مشروع می داند.

روانشناسان تجربی به می گویند که هنجارهای اخلاقی که به نحو موثری در وجود فرد درونی شده اند، به آسانی کنار زده نمی شوند. و اگر وضع معیارهای جدید بتوان مشکل زندگی فرد را حل کند جانشین نظم اخلاقی جامعه می وشد اما نظم اخلاقی جامعه فراموش نمی شود بلکه به ناخودآگاه فرد سپرده می وشد و در موارد خاص برای ظهور فشار می آورد.

اگر تبوانند راهی برای ظهور خود پیدا کند، هم هدستاوردهای معیار های جدید را واژگون می کند. نشانه حضور معیار در ناخودآگاه همان احساس اضطراب است.
روانکاوان از راههای مختلفی صحبت می کنند که می توان با اضطراب مقابله کرد.

یکی از راه مقابله با آن ابزار عسک العمل شدید و غیرعادی در مقابل بروز محرکهای درونی است. این عکس العمل یک عکس العمل زمانی برای مقابله با تهدیدات درونی است که به صورت خشونت علیه یک گروه که مورد تاید خرده فرهنگ است بروز می کند.

تاثیر خانواده های متلاشی:
یکی از عوامل اصلی و اولیه تمایل نوجوانان به بزهکاری محسوب می وشد. زیرا اکثرا ناراحتی های نوجوانان زائیده امر و نهی و سختگیری های والدین، و بی مهری در کودکی و محرومیت و عدم رفاه و امنیت، عصبانیت والدین، سستی اصول اخلاقی، حمایت زیاد از نوجوان، منع شدید و بی جا در امور جنسی آرزوهای جاه طلبانه والدین برای نوجوان می باشد که گاهی هم به افسردگی یا جنون منتهی می گردد.

افسردگی:
بسیای از مشکلات اخلاقی و رفتاری نوجوان ریشه در برخوردهای نامناسب پدر و مادر و مربیان درد. تجربه نشان داده در بیشتر موارد که نوجوانان به خانواده های آگاه و مربی شایسته دسترسی دارند از زندگی سالم و موفقی برخوردارند انی نشان می دهد که نوجوانان به خوبی تربیت پذیر هستند و اگر نابسامانیهایی در اخلاق و رفتار برخی زا آنان ماشهده می شود ناشی از نبود تربین صحیح است.
خانواده نخستین محیط اجتناب ناپذیری است که کودک با آن تماس می گیرد محیطی که طفل لاجرم چشم در آن گشوده است و رشد خویش را آغاز کرده است جدیی والدین برای فرزندا و خود انها بسیار حائز اهمیت و قابل بررسی است چرا که وضعیت فرزندان پس از طلاق و جدایی والدین از نگران کننده ترین و بحث انگیزترین جنبه طلاق بوده است.

تحقیقات نشان می دهد که طالق و از هم پاشیدگی کانون خانواده حتی پیش از نزاع موقتی بین زن و شوهر موجب ناراحتی کودکان از جمله افسردگی می شود.
کلمه افسردگی هنگامی که به یک حالت نسبت داده می وشد تمام معانی عامیانه خود را به همراه دارد و نشانگر احساس کاسلت روان، کمبود انرژی از دست رفته، نامیدی و بی فایده بودن است

و بی علاقگی و بدبینی نیز به همراه ان می آید. صفات ویژه حالت عکس آن شور و هیجان شادی، امید، و خوشبینی است حالت افسردگی اغلب پس از ناامیدی و یا احساس از دست دادن چیزی به وجو می آید ولی بسیاری از اوقات هم ظاهرا ناگهان و خود به خود ایجاد می شود. برخی از مردم بیشتر استعداد بروز چنین حالات ناگهانی را دارند و افراد دوره ای نامیده می شوند. فردی که در کی مرحله بحرانی رشد و تکامل کمبود شدیدی را تجربه کرده است

نه تنها در زندگی بعدی خود بیشتر آماده و مستعد ابتلاء به افسردگی است بلکه این خطر وجود دارد که شخیت افسرده در وی شکل بگیرد. اینها افرادی خهتسند که نگرشی ویژه و مبتنی بر افسردگی در قبال زندگی دارند بدبینهایی که در خو هیچ چیز خوب و در دیگران هیچ چیز با ارزش را نمی بینند. در واکنش های افسردگی تقریبا همیشه نگرانی همراه افسردگی هست به طوری که فرد احساس تنش و ناآرامی می کند بیمار احتمالا تپشهای ناراحت کننده قلب دارد،

اشتهای خود را از دست می دهد و ممکن است اسهال بگیرد، شبها نگرانی مانع خواب او می شود و یا کابوسهای ناراحت کننده خوب نامنظم او را بر هم می زند او حالت ناامیدی و بی دفاعی دارد. احساس ضعف روحیه می کند و به هیچ چیز نمی تواند اشتیاقی نشان دهد حتی اگر شاغل به کاری باشد نمی تواند حواس خود را متمرکز سازد بکله افکارش هموارده متوجه شکست طرد و ناامیدی است

او خود را پر از گناه و خطا می بیند تقصیر خودش است که این طور است و یا گاناه به گردن یک بی عقلی است که مدتها قبل انجام داده و آن را فراموش کرده است. فرد ممکن است آنقدر احساس ناراحتی کند که معتقاد شود بدنش عملا در حال پوسیدن است بیمار صداهایی را می شنود که از او انتقاد می کنند و افرادی را می بیند که راجع به او حرف می زنند و ممکن است آنقدر احساس گناه شرم وبی دفاعی کند که خودکشی تنها راه نجات به نظر برسد. همان گونه که علل بیماری افسردگی را می توان به سه گروه ارگانیک، روانی و اجتماعی تقسیم کرد، نحوه رویارویی با این بیماری را نیز می توان در این سه گروه جای داد.

اعمالی را که یک فرد خود برای درمان افسردگی خویش می تواند انجام دهد نیز عبارتند از:
۱٫ اصلاح رفتار: فعال باشد حتی اگر برایش دشوار است بیکار و منزوی نباشد.
۲٫ اصلاح افکار: افکار افسرده او را درمانده می کند اگر یاد بگیرد به اتفاقات چگونه نگاه کند می تواند فعالیت و شادابی و امیدواری را از سر بگیرد.

۳٫ استفاده از سیستم های طبیعی ضد افسردگی: برای کسب یاری و حمایت از دیگران احساس شرم نداشته باشد.
باقلر، ۱۳۷۸
فصل دوم
بخش دوم

اعتیاد
معتاد کسی است که عادت به مصرف دارو دارد و در نتیجه مصرف که نیاز جسمی و روانی اوست اخلاق عمومی، سلامت و رفاه خود، خانواده و اجتماع را به خطر م یاندازد یا به عبارتی دیگر اعتیاد را می توان یک مسمومیت مزمن دانست که برای شخص و هم برای خانواده و جامعه اش مضر است این پدیده از مشکلات اجتماعی فراگیر جهان امروز است که اندیشمندان و متخصصان مختلف از جمله رونپزشک و جرم شناس و حقوقدان از آن به عنوان پدیده ای شوم نام می برند و هر کدام در عرصه محصولات خویش سعی در از بین بردن آن دارند

بیشتر کسانی که بصورت حاد به اعتیاد گرفتارند نوجوانان، جوانان و میانسالان هستند که متاسفانه قشر اداره کننده اجتماعند ایران از یک سو به دلیل دارا بودن بافت جمعیتی جوان بیشترین آسیب پذیری را در مقابل اعتیاد و مواد مخدر دارد و از سوی دیگر به دلیل قرار گرفتن در منطقه کشت تولید و ترانزت مواد مخدر رسالت در مبارزه با این پدیده شوم و سطح ملی- منطقه ای و بین المللی احساس می کند.

زندگی گاهی همراه با ناکامی و شکست اس برخی از ما احساس می کنیم که نباید با ناکامی مواجه شویم و زندگی همیشه باید بر وقف مراد باشد بنابرانی به خودمان می قبولانیم که همیشه باید بدون مشکل باشیم لذا با یان طرز تفکر قدرت تحمل شکست را نداریم و به محض روبرو شدن با ناکامی ز هم می پاشیم نقش اعتقدات دینی و مذهبی نیز در پیشگیری از آسیبها و انحرافات اجتمعی انکار ناپذیر است.

مواد مخدر شامل ۱- تریاک ۲- مرفین ۳- هروئین ۴- کوکائین ۵- ال- اس- دی ۶- امفتامین ها ۷- ماری جوانا و حشیش ۸- والیوم و لیبرالیوم ۹- متادون.

حالاتی که این مواد در ابتدا بر روی شخص گذاشته و معمولا باعث کشیدن جوان به این مواد می وشد عبارتند از خواب آرامش بخش، تشدید احساس ،خنده های بی مورد، طولانی و لذت بخش بودن و زمان و مکان، معمولا وقتی تاثیر مواد تمام می وشد به معتاد حالت بدی دست می دهد و باعث می وشد که شخص برای بدست اورد حالت قبلی ودباره به طرف مواد کشیده می شود و متاسفانه به علت اثرات روحی که در آغاز مصرف به آنها دست می هد

از مصرف آن ممکن است احاسس لذت ببرند و کم کم به وابستگی جسمی و روانی معتاد پایان می پذیرد چون کاربرد و مصرف داروهای مخدر ابتدا برای لذات روحی و جنسی و شهوت در موقع مقارتب می باشد افراد زیادی به آن گرایش پیدا نموده و معتاد می شوند ولی شهوت در موقع مقاربت می باشد افراد زیادی به آن گرایش پیدا نموده و معتاد می شوند ولی متاسفانه پس از مدتی مصر لذات فوق فقط به صورت احتیاج جسمی و روانی در می آید.

اعتیاد با آاث رو پیامدهای مخرب و نابودکننده اش یکی از معضلات اساسی جامعه بشری در شرایط کنونی محسوب می شود چرا که در واقع پیامدهای مخرب اعتیاد بر تمامی کشورها تاثیر گذار است و تغییرات سریع در شرایط اتقصادی و اجتماعی قابل دسرتس بودن مواد مخذر و وجود تقاضای فزاینده برای آنها همگی بر حساسیت روز افزون مشکل جهای مود مخدر می افزاید.

با توجه به روند روز ازون کشت تولید، مواد مخدر و شیوع بیش از پیش اعتیاد به مواد مخدر حکایت از ناموفق بودن اقدامات جامعه بین المللی در مبارزه با این بلای خانمانسوز دارد ولی با این وجود در قیاسی با سایر کشورهای جهان ایران در مبارزه با مواد مخدر در ماین کشورهای جهان مقام اول را به خود اختصاص داده است.

اثرات شوم اعتیاد:
اعتیاد یا وابستگی دارویی به مواد مخدر… و زیانهای بسیرای برای شخص معتاد، خانواده و جامعه از جنبه های جسمی، روانی، ارتکاب جرایم، اقتصادی و … دارد.

تنها مساله ای که برای معتاد مهم است تهیه و مصرف ماده مورد اعتیاد است و برای دست یافتن به ماده مودر نیاز از هیچ کاری خودداری نمی کند . اگر او پول خرید دارو را ندارد در سنین نوجوانی است ابتدا به سراغ جیب پدر، کیف مادر و دیگر افراد خانواه می رود. وقتی دیگر نتوانست به پول نقد در خانواده دست یابد، چه بسا به فکر سقت اشیاء موجو در خانواده و فروش آنها می افتد.

اگر از خانواده قطع امید کند به جستجوی پول از طریق دیگر می پردازد که منجر به فروش مواد، سرقت و جرم و قتل می شود از جمله آثار شومی که اعتیاد بار یشخض معتاد دارد گریزان شدن او از خانواده و نزدیکان و جامعه است همه به او به عنوان مجرم ادم پست و انگل نگاه می کنند او برای خود نقش و جایگاهی در خانواده و جامعه نمی یابد

در نتیجه به گوشه و کنار خیابان ها یا به افراد معتاد همانند خود پناه می برند ،شغل خود را از دست می دهند عضو باندهای قاچاق می شوند وبه انجام مبادرت می ورزند یا آنکه برای رهایی از اعتیاد و زنگی نکبت بار دست به خودکشی می زند.

اولین جامعه کوچکی که آثار شوم اعتیاد یک فرد به آنها لطمه میزند خانواده است اگر اعضای خانواده را پدر و مادر، خواهران و برادران معتاد در نظر بگیریم معتاد علاوه بر زیانهای اقتصادی، به این افراد ضربه روانی نیز می زند، باعث می شود که آنها نیز احساسا شرمساری کنند.

در مورد معتادانی که همسر و فرزند دارند علاوه بر مشکلات فوق، فقر، فساد و بی نظمی که در اداره امور خانه و تربیت فرزندان بر اثر اعتیاد پیش می آید دردناکترین اثرش طلاق است که خود طلاق، باز اثرات شوم دیگری را از جهت شکل گیری شخصیت فرزندان به دنبال دارد.

اعتیاد و جرم لازم و ملزوم یکدیگرند. معتاد هم به خاطر تهیه ماده مورد مصرفش مرتکب جرم و جنایت مانند سرقت و غیره می شود و بعد از مصرف مواد بر اثر آن جنایاتی مانند تجاوز و قتل مبادرت می ورزد چه بسا قتلها، سرقت ها، تجاوزها، ترورها که بر اثر یا در ارتباط با مصرف یا قاچاق مواد مخدر و …. رخ می دهد.

راه حلهایی برای ریشه کن شدن مصرف مواد مخدر:
بدون تردیدی اعتیاد معلول است و تا هنگامی که علل از بین نرود معلول همچنان باقی خواهد ماند متاسفانه علل اعتیاد بقدری زیاد است که شاید بتوان گفت شمار آنها با شمار معتادین برابری می کند

این مبالغه نیست که بگوییم علت اعتیاد هر معتاد باید در ویژگیهای روانی و زندگی خودش جستجو شود و از جمله عواملی که می تواند در جلوگیری از ابتلاء به اعتیاد موثر باشد می توان به ایجاد مراکز تفریحی سالم- ایجاد اماکن ورزشی متعدد- رونق بخشیدن به امور کتابخانه های شهری و روستایی و غنی کردن آن و همچنین آگاهی دادن به جوانان و نوجوانان ناآگاهی که خود تیشه به ریشه زندگی خود زده و جوانی که، به سبب نیروی جوانی خویش می توانست

در هر عرصه باعث مباهات کشورش شود تبدیل به انگلی خواهد شد که به جای تولید به مصرف کننده تبدیل خواهد شد یکی هم از عوامل اعتید کمبود محبت والدین به فرزندان می باشد که جوان به سبب کمبود محبتی که در خانه دارد ان را در بیرون جستجو کرده و برای جلب محبت دست به هر کاری می زند غافل از دامهایی که سر راهش قرار دارد.

پیشگیری
اعتیاد به طور کلی پدیده ای است اجتماعی، اگر چه خصوصیات روانی یک فرد او را به مصرف مواد مخدر کشانده باشد زیرا این حالات روانی عمدتا بر اثر برخوردهای اجتماعی و افراد خانواده- که کوچکترین واحد اجتماعی است- در شخص پدی آید و این به اثبات رسیده که کوکانی که در خانواده های آلوده به مواد مخدر زندگی می کنند بیشتر در معرض آلوده شدن هستند. راه حل مشکل عتیاد در حقیقت پیشگیری از معتاد شدن کودکان، نوجوانان و جوانان به پاک نگه داشتن محیط خانه از آلودگی به مواد مخدر و … است.

اگر خانواده می خواهند که واقعا فرزندانشان پاک بوده و به طرف مواد نروند باید آغوش پاک و پرمهرشان را برای آنها همیشه باز نگه دارند رفتار آنها باید به حدی دوستانه باشد که کمبود عاطفی حساس نکند از اوضاع و احوال ف رزندان خود با خبر باشند، چه ساعتی به خانه می آیند و اگر دیر آمدند برای چه دیر آمده اند؟ با مدرسه درارتباط باشند و دوستانه فرزند خود را بشناسند و بدانند که از چه خانواده هایی هستند و چگونه تربیت شده اند در حد امکان وسایل تفریح را برای جوانان و نوجوانان خود فراهم کنند.

در مورد اعتیاد به مواد مخدر و … پیشگیری تنها راهی است که از اسارت دائمی اعتیاد مزمن جلوگیری م کند اگر چه در دراز مدت پیشگیری تنها راه جلوگیری از روی اوردن جوانان به مصرف نابجای مواد مخدر و … و اعیتاد است باید برنامه جامع و دقیق برای این منظور داشت ولی درمان وبازتوانی معتادان موجود هم امری اجتناب ناپذیر است باید به اعتیاد به عنوان یک بیمار نگاه کرد نه یک مجرم. اگر بر فرض یک نوجوانی چند بار ماده اعتیاد آور مصرف کرده باشد

زیر نظر متخصصان و با مراقبت اولیاء ترک مصرف برایش کار آسانی است ولی والدین باید او را از تیررس شیاطین کمن کننده دور نگه دارند باید به هر شکل ممکن، فرد معتاد را متقاعد کرده که برای ترک اعتیاد داوطلب شود وگرنه معالجات و کوششهایی که در جهت رفع وابستگی جسمی معتاد به عمل آمده، مادام که وابستگی روانی او قطع نشود

اثر موقتی خواهد داشت ولی چه خوب است که هر جوان یا نوجوانی آنقدر اعتماد به نفس و اراده قوی داشته باشد که از همان ابتدا به دام عتیاد این بلای خانمانسوز نیفتد و ما بتوانیم با آگاهی کامل و خانواده ها با امن پر از مهر و عطوفت خود جوانانی تحویل جامعه دهند که نه تنها سربار جامعه نباشند بلکه بتوانند گرهی را از مشکلات مردم حل کنند و کشوری داشته باشیم آباد و پاک از هر گونه ناپاکی ها. آمین.

راههای پیشگیری
۱٫ برای جلوگیری و پیشگری از اعتیاد باید از ترک سیگار شروع نمود. اگر با نوجوان خود روبرو شویم و وی را در حال سیگار کشیدن ببینیم چه عکس العملی در ما ایجاد می شود.لیکن اگر بتوان با شناخت انگیزه های قوی فرزند خود به وی احساس مسئولیتی در همان جهت و زمینه بدهیم و این مسئولیت را روز به روز گسترش دهیم.

۲٫ داشتن احساس قوی و مصمم برای ترک سیگار از شرایط اولیه برای ترک سیگار است و به دنبال آن ورزش کردن.
۳٫ دادن اموزشهای لازم از طرف اولیاء و مربیان و نحوه استفاده صحیح از اوقات فراغت.
۴٫ دادن آموزش به جوانان در مورد زندگی مستقل همراه با راهنمایی برای پیدا کردن شغل انتخاب همسر و تشکیل خانواده .

۵٫ ایجاد فضای سالم تفریحی و سرگرم کننده در تمام نقاط کشور جهت جذب جوانان و نوجوانان.
۶٫ مدیران اجرایی با ایجاد کلاسهای آموزش خانواده و ارقام معتادان جوان و نوجوان کشور و معرفی عوامل موثر که بر اعتیاد آنها تاثیر دارند.

اکبری، ابوالقاسم، مشکلات نوجوانی و جوانی پاییز ۸۱
به هر ترتیب مبارزه با اعتیاد و قاچاق مواد مخدر نیاز به یک برنامه ریزی بنیادی و واقع بینانه دارد.
بستن و کنترل متدها، مجازات شدید قاچاقچیان، جمع آوری جدی معتادان و بازسازی آنان، عدم آزادی تا حصول اطمینامه از مداوا و معالجه آنان که همکاری با پلیس بین المللی از اقدامات مناسب در این زمینه می باشد.

دکتر نجمی توانا، علی، جرم شناسی
فرهنگ
انسانها به کمک نیروی اندیشه توانسته اند برخلاف دیگر جانداران خود را از تسلیم و وابستگی بی قید و شرط به طبیعت برهانند و برای مبارزه و تسلط بر آن، راهها و روشها و وسایلی را اختراع کنند، که به مجموعه آنها فرهنگ گویند. فرهنگ مجموع پاسخهای انسان به پرسشها و نیازهای گوناگونی ناشی از ضروریات زندگی در طبیعت و در جامعه است. تایلور فرهنگ را حاصل رفتار و کردار انسانهایی می داند که در جامعه زندگی می کنند. به بیان دیگر فرهنگ شیوه کلی زندگی در هر جامعه است.

از آنجا که فرهنگ قوام دهنده و نظام بخش کارکردها و ساختار های اجتماعی است و رفتار هر یک از افراد جامعه از آن تاثیر می پذیرد. بنابراین باید با دقت مورد بررسی قرار گیرد تا از راه آن بتوان به تبیین رفتار فردی و گروهی در جامعه پرداخت.

ویژگیهای فرهنگ
فرهنگ دارای ویژگیهایی چند است:
۱٫ انتقال پذیری: یعنی فرهنگ فرایندی است که از طریق آموزش از نسلی به نسل بعدی انتقال می یابد، ادامه پیدا می کند و دگرگون می شود. فرهنگ با انتقال تجربه ها، الگوها و قالبهای رفتاری را در ذهن افراد جامعه ، حک می کند و زمانی این قالبها حک شد، آثار تجربه ها، عمیق و مداوم و مستمر می وشند. فرایند حک کردن، از طریق جامعه پذیری، فرهنگ پذیری و یادگیری انجام می وشد؛

۲٫ آموختی: فرهنگ را می توان به عنوان مجموعه ویژگیهای رتفاری و اکتسابی افراد یک جامعه تعریف کرد. واژه تعیین کننده دراین تعریف، همان واژه اکتسابی است که فرهنگ را از رفتاری که نتیجه وراثت زیست شناختی است، متمایز می سازد.؛
۳٫ همگانی: بدین معنی که فرهنگ دستاورد فردی نیست؛ بلکه مجموعه ای از افراد در پیدایی ان شریک و سهیمن؛

۴٫ وسله ای برای کنترل و نظم اجتمعی: از آنجا که افراد، شیوه های رفتاری و الگوهای فرهنگی جامعه را چه به صورت سطحی(جامعه پذیری) و چه به وصورت عمقی(فرهنگ پذیری) یاد می گیرند فرهنگ وسیله ای است که رتفار و تمایلات و کردار آنان را یک نواخت می کن واز طریق مجازاتهایی که عمال می کن، باعث کنترل و ایجاد نظم در جامعه می شود.