چکیده

همه هنر ها به طور عرضی با همدیگر ارتباط دارند ،چرا که منشا تمام آنها تجلی زیبایی است. در عالم وجود دو عنصر معماری و موسیقی ارزش قدسی دارند ، معماری همان موسیقی و موسیقی همان معماری است. معماری موسیقی جامد است. هم موسیقی و هم معماری بسیار وام دار علم ریاضی هستند. رابطه بین موسیقی و معماری یک رابطه ذهنی است و نه یک رابطه واقعی بنابراین به طور کلی اساس برخورد شکلی با بررسی لایه های درونی بر پایه نسبت هایی است که با بهره گیری از علم هندسه به طور مشترک در موسیقی و معماری وجود دارد. فضا را میتوان به طور مشترک هم در موسیقی یافت و هم در معماری، زیرا که هر دو اینها ما را در فضایی متفاوت تر از آنچه به طور معمول در آن زندگی میکنیم قرار میدهند. فضا نه به طور مطلق امری ذهنی است و نه میتوان آن را عینی قلمداد کرد بلکه در مرز این دو قرار دارد. فرضیه ما شناخت وجوه تشابه معماری ایرانی با موسیقی ایرانی است تا ما روشن میسازد که : خاستگاهی که آفرینش معماری از آن آغاز میشود و مسیری که طی میشود تا به هدف نهایی برسد در آفرینش موسیقی نیز صادق است مقاله پیش رو سعی دارد به روش کتابخانه ای به بررسی کاربردی زیبایی شناسی در موسیقی و معماری بپردازد و سپس الگویی مطلوب برای فضای معماری همگون با مفاهیم موسیقی ارائه دهد. پس ساخت بنایی ماندگار ملزم به شناخت دقیق روابط مشترک بین موسیقی و معماری است.

واژه های کلیدی: معماری، موسیقی، فضا، زیبایی شناسی

۱

مقدمه

معماری موسیقی جامد است. همان موسیقی است که در عالم غیر مادی جریان دارد و معماری ایرانـی مصـداق بـارز و عینـی در جهان مادی دستگاهها و نغمههای موسیقی ایرانی است .میتوان عنوان نمود که هر بنایی علی الخصوص بناهایی که جایگاه ویژهای را در فرهنگ ما دارا می باشند هر کدام تداعی کننده موسیقی در دستگاه خاص خود مـی باشـد. وقتـی سـخن از مشـترکات معمـاری و موسیقی به میان می آید ابتدایی ترین پرسش به ماهیت وجودی این دو هنر برمیگردد که یکی بـه ذات ملمـوس و عینـی و دیگـری تجریدی و ذهنی است. در طی این مقاله خواهیم دید آفرینش معماری از همان خاستگاهی برمیخیزد و از همان گذرگاه هـایی عبـور میکند و به همان سرمنزل هایی میرسد که آفرینش موسیقی نیز مقید به آنهاست. برخی از هنرها درون فضـای تحدیـد شـده تحقـق می یابند و در نقطه ای از آن فضا جایگزین میشوند و برخی دیگر به ذات با حرکت در آمیخته اند.معماری علاوه بر آنکه تحدیـد فضـا میکند هم میتوان داخل و هم در بیرون از آن به حرکت پرداخت. موسیقی نیز آنگاه که بر روح انسان و فضای درونی وی اثـر گـذاری میکند حرکت انسان ها را درون فضای معینی برمی انگیزد.که جلوه گر بازتاب های مستقیم صوت بر انسان است.در هنـر ایـن مـرز و بوم موسیقی ایرانی سراسر وجود معنوی و تاریخی ایرانیان را در برگرفته و چون سایر هنرهـا، متـاثر از مفـاهیم جـاودان و اعتقـادات مذهبی مردمان این سرزمین است.از سوی دیگر اثر معماری به وسیله شکل یا فرم خـاص خودش،قابلیـت آن را دارد کـه نقـش یـک وسیله ارتباط فرهنگی- اجتماعی را عهده دار شود.تحلیل ویژگی های کالبدی و فضایی در معماری و مقایسه آن بـا مفـاهیم موسـیقی ایرانی میتوان دیدگاه و الگویی جدید در باب هنر معماری متاثر از موسیقی ایرانی ارائه داد.مساله ای که این نوشتار سعی در پرداخـت آن دارد بارزترین و پراهمیت ترین وجه پیوندی این دو هنر یعنی »فضا « است .گویی در حال و هـوای معمـاری و موسـیقی گذشـته چیزی وجود داشته که امروز تغییر کرده است. هدف این نوشتار بررسی عمیق ترین لایه مفهومی مشترک میان ایـن دو هنـر، یعنـی بررسی »رابطه فضای موسیقی و معماری « است.

رابطه موسیقی و معماری

همواره رابطه ای مفهومی میان موسیقی و معماری وجود داشته و هر دو بیانگر مفاهیم واحدی بوده اند در دوران رنسانس ،انسان محور هر دو هنر قرار میگیرد و اثر آن در معماری به شکل فضای مرکزی که بهترین پرسپکتیو را در اختیار انسان قرار میدهد و در موسیقی به صورت موسیقی آوازی به دلیل بهره گیری از صوت انسان در اولویت قرار میگیرد در دوران باروک حرکت و پویایی در معماری و دینامیک پله ای در موسیقی ، در روکوکو تزئینات زیاد در معماری استفاده از سازهای مختلف در موسیقی ، در دوران نئو کلاسیک احیای تعادل و هماهنگی در هر دو هنر با نگاهی به باستان و در نهایت در مدرن و بعد از آن پست مدرن به چند فضایی، فضای مجازی ، بی مرزی و … در موسیقی و معماری میرسیم. دردوران پیش از مدرن در هردو هنر مفهوم واحد وجود داشته ولی از دوران مدرن به بعد با عدم وجود یک مفهوم مشخص و به جای آن با چند مفهومی و تعدد مفاهیم رو به رو هستیم. بررسی ارتباط میان فضای موسیقی و معماری در گذشته و امروز یکی از بحث های همیشگی درعرصه هنر بوده است چنان که ایاسیس زناکیس که از شاگردان » لوکوربوزیه « بود در کتاب » موسیقی و معماری « خود بر نقش علم و هندسه در انطباق و نزدیک سازی این دو هنر تاکید کرده است. رابطه میان معماری و موسیقی یک رابطه مجازی و ذهنی است و نه یک رابطه واقعی یعنی میتوان گفت به گونه ای برداشت هر کسی از نوع موسیقی که میشنود وفضای معماری که در آن وارد میشود متفاوت است و بستگی به روحیات مخاطب دارد . بنابراین به طور کلی اساس برخورد شکلی با بررسی لایه های درونی، بر پایه نسبت هایی است که با بهره گیری از علم هندسه به طور مشترک در موسیقی و معماری وجود دارد.در واقع این چنین است آنچه که از علم به غیر از هنر موسیقی و معماری را به هم ربط میدهد علم ریاضی است. که از راههای تبدیل موسیقی به معماری میتوان به ترجمه فاصله زمانی اصوات به اعداد اشاره کرد.
×