چکیده

در مواجهه با معماری اسلامی مشاھده می کنیم که فرم، رنگ، نورپردازی، شخصیتها، ترکیب عناصر و کلیه اجزای دیگر اثر معماری به گونهای متفاوت از دیگر آثار ھنری و معماری تاریخ ھنر جهان خلق شدهاند.گویی که زبان بیانی ھنرمند مسلمان در بازگو کردن روایت وی از عالم ھستی از رمز ویژهای بهره گرفته است. معماری و نور به ھمان اندازه در کارھای یک ھنرمند مسلمان به یکدیگر وابستهاند که جسم و روح، یکی برای زنده بودن و دیگری برای حضور مادی در این جهان به دیگری نیاز دارد .زمانی که نور بر جسم فضا جاری میشود ھر دو جهان مرئی وجود پیدا میکنند. رنگ ھا نیز در معماری ایرانی- اسلامی ھمواره مورد نظر معماران بوده و از آغاز پیدایش شب و روز، تاریکی و روشنایی زندگی بشر تحت
تأثیر این عنصر بوده است.
این مقاله با بیانی توصیفی تحلیلی و با استفاده از
مطالعات کتابخانه ای و میدانی ،ضمن بررسی مفهوم نور و
رنگ در عناصر مهم معماری به رابطه ناگسستنی این دو عنصر
از معماری ایرانی- اسلامی می پردازد.

واژگان کلیدي: نور، رنگ، معماري ایرانی- اسلامی.

مقدمه

شکر و سپاس آفریدگاری را که به کمال علم از راه محبت، نور ارادت را در اراضی باطن انسان که غیب التفس است بذر شجره سعادت گردانید و به قدرت کردگاری، آن تخم را در برآورد و شجره سعادت از آنجا برآورد و به آسمان قربش رسانید، و به حکمت پروردگاری ثمره نور ولایت از آن شجره بذر آورد و به عنایت ازلی از ھمه موجوداتش در گذرانید(سمنانی، ۱۳۸۳، .(۳۰۱

مفاھیم نور و ظلمت در تاریخ زندگی بشر بسیار تأثیرگذار و در ھمه جوانب حیات وی مورد توجه بوده است “اساس طبیعت
۱

بر این منوال گذاشته شده است که دو بخش تاریک و روشن پی در پی ھم میآیند. تاریکی و روشنی نمادھایی ھستند صریح و مفاھیم روحانی و عرفانی زیادی را در بر دارند. تا تاریکی نباشد، نوری نیست و تا نور نباید محتوا آشکار نشود. تاریکی، گمراھی است، امتناع از به سوی کمال رفتن است. تاریکی ستمگری و عصیان و سرکشی علیه خالق است و این خود
بزرگترین گمراھی و بیرون شدن از نور و سقوط در تاریکیھا
و ظلمات است. نفاق و دورویی است، توقف و سکون و ایستایی
و عدم رشد است. روشنایی، خداپرست و زندگانی در جو توحید است. نور در قرآن مجید در چندین مورد با ھدایت و رستگاری قرین و شاید مترادف آمده است” ( آیت الهی، ۱۳۶۴، .(۱۸۸در مواجه با معماری اسلامی مشاھده می کنیم که فرم، رنگ، نورپردازی، شخصیتها، ترکیب عناصر و کلیه اجزای دیگر اثر معماری به گونهای متفاوت از دیگر آثار ھنری و معماری تاریخ ھنر جهان خلق شدهاند. گویی که زبان بیانی ھنرمند مسلمان در بازگو کردن روایت وی از عالم ھستی از رمزگان ویژهای بهره گرفته است. در جایگاھی که ھنر خود نوعی معرفت است و ھنرمند در نظری که به عالم ھستی دارد، ھمواره در صدد کشف و ظهور و بروز مراتبی از پدیدهھای آن است.در ادامه مقاله ابتدا با بررسی مفهوم نور و رنگ و پرداختن به تاثیر ھر کدام از این عناصر در معماری ، قصد در بازشناسی مفهوم آنها در روانشناسی معماری ایرانی-اسلامی خود را داریم.

خداوند نور آسمانها و زمین است مثَل نور او چون چراغدانی است که در آن چراغی باشد، آن چراغ در آبگینه اي، آن آبگینه گویی ستارة تابانی است که از روغن درخت پر برکت زیتونی که با آن نه خاوري و نه باختري است، فروزان است. روغنش گر چه آتشی به آن نرسیده نزدیک است روشنی بخش جهان است، روشنی بر روشنی است خداي ھر که را خواھد به نور خود ھدایت کند و خداي براي مردم مثلها می زند و خداي به ھمه چیز داناست.» سوره نور . آیه « ۳۵

معناي نور

نور، مترادف ضیاء و ضوء و روشنایی است. در لغت و در اصطلاح علوم نور و ضوء اندکی متفاوتند. ضوء، “نور ذاتی شی” مضی و کیفیتی است که کمال بالذات شی شفاف از آن جهت که آن شی شفاف است محسوب میشود . اما نور از غیر خود مستفاد شده و کیفیتی است که جسم غیرشفاف از آن بهرهمند شده و شفاف بالفعل میگردد. (نوربخش، ۱۳۸۳، (۳۹-۴۰

اھمیت مبحث نور

اشیأ در این عالم یا از خود نور منتشر می کنند و به واسطه نور خود دیده میشوند. مانند :خورشید، شیشه گداخته، رشته لامپ و فلز مذاب و یا به واسطه نوري که بر اثر تابش به سطح خارجی آنها به چشم انسان می رسد دیده می شوند. بر این اساس ھر شیء غیر نورانی در مواجه با تابش نور قسمتی از آن را جذب می کند که به انرژي گرمایی تبدیل می شود،

۲

قسمتی
را از خود عبور می دھد و قسمت دیگر را منعکس می
کند که موجب رؤیت آن می شود. اما جداي از فرایند علمی
نور در طبیعت، مفهوم و ماھیت نور ھمواره مورد توجه بشر بوده است. نور در ادیان و مذاھب مورد احترام و تقدس بوده است. در دین زرتشت، تفسیر ھستی، فرشته شناسی و تقدس آتش بر مبناي نور است. در دین یهود، اولین مخلوق خدا، نور است و در مسیحیت، عیسی مسیح ( ع)، “کلمه” و “نور” و یا خدا و نور و یا پدر نورھاست و درنور ساکن است. در اسلام نیز بر معنویت نور تأکید شده است. ھمچنین نور در عرفان و تصوف با تأسی از قرآن، اسمی از اسماء الهی دانسته شده و عبارت از تجلی حق به اسم “الظاھر” یعنی وجود ظاھر در
تمام موجودات و گاه بر ھر چه که پنهان را آشکار می کند
از علوم لدنی، و اردات الهی که ماسوي را از دل بیرون
می کند، اطلاق می شود. نور در نثر و نظم در ادبیات فارسی به انحاء گوناگون بکار رفته است(نوربخش، ۱۳۸۳، .(۳۸