تاريخچه بازي

مقدمه
صحبت از دنیای بچه هاست،سخن از بازی است و اثر آن بر تعلیم و تربیت ،بازی نیز همانند جنبه های دیگر زندگی انسان دچار تحولات و تغییراتی شده است .بازی با خاک،تیله بازی و غیره تقریبا قدیمی شده است و جای خود را در خانواده های مرفه به رایانه،آتاری و بازی تلویزیونی داد است .در هر حال با این تغییرات می توان گفت بازی لازمه ی دوران کودکی

است و به تعبیری ، کودک بدون دوران بازی ،بدون دوران زندگی است.
مفاهیمی که در بازی کودکان نهفته است بسیار فراتر از مفهوم واژه هایی چون تفریح و سرگرمی می باشد بازی آموزش دهنده مفاهیم اساسی به کودک می باشد،اثر کا ملا مستقیم بر روی آموزش و پرورش کودک می گذارد،وی را از خود محوری ها می ره

اند،زندگی اجتماعی را به کودک می آموزد،همچنین راه گریزی است از ناکامی ها و فراموشی شکست ها.بنابراین می توان گفت که بازی یکی از مهم ترین شیوه های تربیتی می باشد.امروزه از بازی به عنوان یک روش درمانی استفاده می کنند.از طریق بازی،کودکان مضطرب، پرخاش گر، خجالتی ، عاطفی ، نا امید،افسرده ، ترسو ،… را می شناسدو به کمک بازی به روان درمانی آنان می پردازند و سلامت و بهداشت روانی و. جسمی را برای آ

نان فراهم می آورند.پس بطور کلی می توان نتیجه گرفت که این مساله یعنی بررسی بازی به عنوان یک عامل با اهمیت در زندگی کودک می باشد و باید همه افراد جامعه اعم از کارشناسان تعلیم وتربیت ، مربیان ، والدین و هر کسی که به نحوی با کو

دک در ارتباط می باشد با دقت فراوان به این مساله توجه کنند و باثیرات روحی ،روانی،ذهنی وجسمی بازی روی کودکان اهمیت بدهند.

تعریف بازی:

بازی در عرف به معنای حرکت و جنب و جوش می باشد و از دیدگاه های مختلف تعاریف خاصی برای آن شده است .در فرهنگ و بستر ،بازی این گونه تعریف شده است:
الف) حرکت،جنبش و فعالیت به مثابه حرکت عضلات ؛
ب) آزادی یا محدوده ای برای حرکت یا جنبش؛
ج) فعالیت یا تمرین برای سرگرمی ،تفریح یا ورزش.
در این تعریف به جنبش های حرکتی و عضلاتی تاکید زیادی ش

ده است.در فرهنگ عمید بازی سرگرمی به چیزی ،ورزش،تفریح تعریف شده است(البته به صورت اسم) به صورت فعل این گونه تعریف شده :بازی کردن ،چیزی در دست گرفتن و خود را بیهوده با آن سرگرم ساختن است.به نظر می رسد در این تعریف بیش تر به معنای مجازی تاکید شده نه به معنای منطقی و حقیقی آن.

تاريخچه بازي:
بازي از بدو پيدايش انسان وجود داشته و در حقيقت جزيي از زندگي انسان از بدو وتلد تازمان مرگ است،انسان از نظر فيزيكي نياز به ح

ركت و جنبش داردكه بازي جزمهمي از اين حركت و جنبش است .در ابتدا اسباب بازي هاي انسان مواد و اشياء خام و طبيعي بوده كه از طبيعت به دست آمده بودند مثل سنگ، شاخ حيوان و … اماباپيش رفت انسان و تسلط او برمحيط و طبعيت بازي ها تغيير كرده به گونه اي كه امروزه كم تر به بازي هاي قديمي پرداخته ميشود و بازي هاي فكري همچون شطرنج ،آتاري،رايانه و… جاي آنان را گرفته است.پيدايش زبان براي انتقال انديشه ها تنوع ذيگري به بازي ها داده و بازي هايي كه درآن زبان و گفتار استفاده هاي بيش تري مي شد،رواج پيدا كرد .به طور كلي بازي يكي از شيو ه هاي مهم براي پرورش و تربيت ابعاد مختلف وجود انسان است.

عوامل موثردر بازي

ازجمله عواملي كه در بازي تاثير دارند جنس ،سن، هوش و محيط و خلاقيت مي باشد.

 

ارزش هاي بازي

بازي براي هريك از ابعاد وجودي انسان ارزشمند است،در بعد جسماني ،رواني،اجتماعي،آموزشي،و اخلاقي داراي ارزش بسياري است.

ارزش جسماني:

 

بازي هاي كودك در پرورش نيروي بدني و حواس او تاثير زيادي دارد،دراكثر فعاليت ها و بازي هاي كودك،عضلات و اندام هاي مختلف او به كار گرفته شده و موجبات تقويت او را فراهم مي سازد.از طريق بازي حواس بينايي،شنوايي ولامسه كودك پرورش مي يابد و هماهنگي چشم و دست به وجود مي آسد،فعاليت عضلات سبب مي شود تاسلول هاي عضلاتي حجيم و بزرگ تر شوند و اين حالت را هايپروتروفي گويند و هرگاه سلول هاي عضلاتي فعاليتي ن

داشته باشند ،به تدريج كوچك تر و ضعيف تر مي شوند كه آن را آتروفي گويند.به تدريج بازي هاي پر تحرك جاي خود را به بازي هاي فكري و كم تحرك مي دهند كه به نظر هاركوك اين تغيير مي تواند ناشي از تاثير عقايد والدين و اشخاص مهم در زندگي كودك و هم

سالان و كودكان گروه سنس بالاتر باشد.از نظر روان شناسان ،بازي به كودك فرصت مي دهد تا توانايي هاي جسماني خودش را در مقايسه با معيارهاي خود و ديگران آزمايش كند.

ارزش هاي اجتماعي :

كودك به كشف محيط خود پردازد و نخستسين گام هاي اجتماعي شدن را از طريق بازي بر مي دارد و همكاري ها و تشريك مساعي را ياد گرفته و بر چگونگي تاثير گذاري و تاثير پذيري از ديگران آگاه مي شود،از طريق بازي ياد مي گيرند كه چگونه مي توانند مورد پذيرش ديگران واقع شوند،همچنين بر چگونگي اشتفاده از توانايي هاي ديگران براي رفع نيازهاي خود آگاه مي شوند،او در بازي ياد مي گيرد كه بايد نكات اجتماعي و قواعد بازي را رعايت كند،همچنين به مفاهيم اجتماعي همچون نوبت گرفتن ،احترام گذاردن به حقوق ديگران ،صبر حوصله كردن،پيروزي و شكست را مي آموزد.نقش هاي اجتماعي از طريق بازي كودكان به آنها آموخته مي شود ،مثل نقش رهبري ،مربي گري،مادري وپدري .در حقيقت مي توان گفت كه بازي سازنده انسان اجتماعي است و كودكان از طريق بازي هاي دسته جمعي به ارزش افراد

ديگر پي مي برند و مي دانند كه بدون آنها بازي مقدور نيست.

ارزشهاي آموزش و تربيتي

كودكان از طريق بازي مفاهيم ذهني جديدي را ياد مي گيرند و بارنگ هاي شكل هاي گوناگون و جهات مختلف (بالا،پايين، چپ، راست)آشنا مي شوند، به دليل

ين كه در بازي فشاري به كودكان تحميل نمي شود و به راحتي مي توانند همه چيز را فرا بگيرند و امروزه مي توان مشاهده كرد كه در اكثر پايه هاي اول ابتدايي اگر شيوه تدريس معلم بر بازي استوار باشد موفقيت فراگيران بيش تر خواهد بود و اصولاً بهتر است كه در مدارس ابتدايي ، ساعات رسمي را به بازي هاي خلاق و آموزنده اختصاص دهند تا يادگيري دانش آموزان درآموزش مطالب خاص بيش تر شود.

ارزش درماني:

 

امروزه بازی درمانی جایگاه ویژه ای در درمان کودکان داردکه در این رابطه می توان نمونه های زیادی را مطرح کرد از جمله بازی درمانی دختری بنام دیبز در کتاب جست وجوی خویشتن.

ارزش اخلاقی:

یکی از مهم ترین عوامل تربیت اخلاق کودک،بازی است که از طریق آن رفت

ارهای خوب و بدشناسایی می شود.در و از طریق بازی استکه ارزش های اخلاقی به صورت مناسب درونی می شوند.
مثلا می آموزد که اگر بخواهید در بازی یک فرد قابل قبول باشد می باید درست کار،صادق و عادل باشد.
مثلا کودکی پلیس می شود وبه دستگیری افراد دزد می پردازد،به تاثیر اصول اخلاقی اقدام می کند و کسی که دزد می شود و با دستگیر شدن تنبیه را می پذیرد در حقیقت به زشتی عمل دزدی صحه می گذارد و به اجرای عدالت اجتماعی تن میدهد.
ارزش روانی:کودک در بازی به همانند سازی می پردازد و بسیاری از صفات خوب و مطلوب را درون سازی می کند و از طریق بازی به هویت مردانگی و زنانگی می رسد و از طریق بازی تخلیه هیجانی کرده و احساسات خود را بیرون می ریزد.
باتوجه به مطالب ذکر شده تحت عنوان ارزش های مختلف بازی حال می توان نتیجه گرفت که بازی در زندگی انسان دارای اهمیت و افر و همچنین فواید زیادی می باشد،در بازی است که کودک با خود و وجود خودش آشنایی به دست می آورد و نحوه استفاده صحیح ازآنها را یاد می گیرد..
فواید بازی
بازی فعالیتی است جدی که نمی توان کودک را ازآن بازداشت .درپرتو بازی ، کودک استعدادهای بالقوه خود را شکوفا سازد. بافی،گاهی با به هم ریختن وسایل بازی و یا دست کاری وسایل بزرگ ترها.دربازی کودکان از خود محوری خارج میشوند و توانایی همکاری را در بازی های گروهی بدست میآورند.
با بازی های ابتکاری خود،به شخصیت آینده خود شکل میدهد و می توان گفت این نوع فعالیت ها در تعلیم و تربیت او نقش بسیار با اهمیت را ایفا می کند.
مک دونال بازی رالازمه رشد و تکامل انسان و ساخت شخصیتی او می داند.او معتقد است که بدون بازی شخص قادر به شناخت طبیعی خود و کسب معرفت دنیای خا

رج نخواهد شد.
به واسطه بازی انسان می تواند یک زندگی توام با سلامت رشد یافته داشته باشد،توسط بازی قدرت ارداه و تصمیم گیری به صورت کامل رشد خواهد یافت،توس

ط بازی انسان خود را ملزم به انجام مقررات و قوانین می کند.از طریق بازی حالات روانی و احساسات کودک تعدیل می شود که این مساله به برخورد اطرافیان نسبت به بازی کودک نیز بستگی دارد.
از طریق انواع مختلف بازی داده های مغز بارورترشده و برغنای خود در جهت بهره دهی در زندگی آینده طفل می افزاید،هرچه دادها بیش تر باشد او را آماده دریافت اطلاعات بیش تر با سرعت بیش تر از قبل می کند.

مجموعاً می توان گفت که بازی مقدمه ایجاد همه پیشرفت هامی تواند باشد به شرایط این که عوامل موثر بربازی شرایط مطلوب را ایجاد کنند.پیشرفت ذهنی،جسمی،روحی ، اجتماعی و از همه مهمتر پیشرفت آموزشی و تربیتی را به دنبال خواهد داشت، پس والدین و همه مربیان باید توجه داشته باشند که بازیبرای کودکان فقط نقش سرگرمی را ایفا نمی کند بلکه جهت و شکل می دهد به همه ابعاد وجود آنها.
بازی اگر به صورت سودمند انجام شود متضمن نتایج و فواید بزرگی است ،ورزش وبازی وسیله تقویت و نمو بدن و حافظ صحت و مولد روح فعالیت است که اثر آن بر تعلیم و تربیت کاملا مشهود است به طور اجمال ضامن سلامتی بدن و روح وصبر و استقامت در برابر مشکلات زندگی ،تواضع و فروتنی ،نشاط و گشاده رویی و بسیاری از فضایل است که

در هیچ کتابی نمی توان آنها را آموخت.

نظریه های مربوط به بازی:

روان شناسان به خاطر علاقه شدیدی که به تبیین رفتارها

ی انسان دارند به بیان بازی و علل آن درکودکان و حیوانات نیز پرداخته اند.همچنین در این نظریات مطرح کرده اند که بازی چگونه در تعلیم و تربیت موثر است که مجموعا نظریات مختلفی در این راستا وجود دارد که اینک به بررسی اجمالی آنها می پردازیم:
از جمله این نظریات:
۱- نظریه انرژی اضافی؛
۲- نظریه استراحت و تنش زدایی یا رفع خستگی ؛
۳- نظریه پیش تمرین ؛
۴- تکرارفعالیت های اجدادی،
۵- فعالیت دهلیز فعالیت های غریزی،
۶- نظریه لذت جویی،
۷- نظریه تصفیه عواطف(کاناریسس)،
۸- نظریه پیازه و فروید،

۹- نظریه پیاژه،

نظریه انرژی اضافی

شیلر ،فیلیوف و شاعر آلمانی بازی را مصرف بدون هدف انر

ژی اضافی می داند.در کتاب های درسی نظریه انرژی اضافی را به شیلروهربرت اسپنسر نسبت می دهند که مورد تایید سایر محققین نیست.طرفداران این نظریه معتقدند که بدن مقداری انرژی که آن را به صورت فعالیت های هدف دار یعنی کار یا فعالیت های بی هدف یعنی بازی مصرف می کند.براساس این دیدگاه ،هر وقت انرژی بدن بیش از حد متعادل باشد و ارگانیسم افزایشی در انرژی خود احساس کند،آن گاه بازی آغاز می شود.

نظریه تنش زدایی یا رفع خستگی

معتقدان به این نظریه از جمله لازاروس و پاتریک اعتقاد دارند که بازی برای جبران کمبود انرژی انجام می شود و بازی ها شکل هایی از استراحت وآرمیدگی هستند.طبق این نظریه بازی وقتی انجام میشود که فرد خسته است و برای تجدید قوا به آن روی می

آورد یعنی انسان در هنگام بازی انرژی اضافی از دست نمی دهد بلکه به میزان انرژی قبلی می افزاید و برای رفع تنش های خود و رفع خستگی نیاز به بازی دارد.مکررا مشاهده شده است که خستگی ناشی ازیک نواختی بازی با یک نوع اسباب بازی با انتخاب شکل دیگری از بازی رفع می شود،بنابراین در این لحظه برخلاف نظریه انرژی اضافی برای بازگرداندن انرژی مصرف صورت می گیرد لذا زمان بازی هنگامی فرا می رسد که انرژی بدن حداقل خو

د باشد نه زمانی که بدن انرژی بیش از حد را در خود احساس می کند،در این نظریه توع بازی چندان مهم نیست بلکه آن چه مهم است این است که برای کسب انرژی مصرف شده می توان از هر بازی استفاده کرد.

نظریه پیش تمرین:

گروس ،ارائه دهنده این نظریه می باشد.وی اولین روان شناسی است که اهمیت زیادی را به بازی داده است وآن را به عنوان عاملیمهم در رابطه با ساخته ش

دن زمینه ذهنی کودک در نظر می گیرد،در این نظریه به نقش هایی اجتماعی تاکید شده است.به عقیده گروس بازی یک سلسله پیش تمرین عمومی است یعنی از طریق بازی ،کودک برای فعالیت هایی که در زندگی بزرگ سالی می باید به عهده بگیرد آماده می شود و البته خوداز این آماده شدن آگاه نیست.بنابراین به نظر گروس کودکان از طریق بازی به تدریج با نقش ها و وظایف بزرگسالی آشنا می شوندو برای زندگی آینده آماده می گردند.مث

لا عروسک بازی یک دختر بچه تمرین برای مادر شدن وی در آینده است یا بازی کردن نقش پزشک در کودکی ممکن است نوعی آمادگی برای کسب این حرفه در بزرگ سالی باشد هرچند گاهی نیز ممکن است واکنش سازی علیه ترس ازآمپول و پزشک باشد.
نظريه تكرار فعاليت هاي اجدادي:

اين نظريه بيش تر توسط استانلي هال مطرح شده است و طبق اين نظريه بازي در حيوانات و كودك يك نوع فعاليت فطري و ارثي تلقي مي شود.در اين نظريه برخلاف نظريه پيش تمرين، بازي در ارتباط با اعمال گذشته انسان در نظر گرفته مي شود نه درارتباط با آينده .
اين نظريه مي گويد انسان به صورت طبيعي و از طريق وراثت مهارت هاي

ي را در وجود خود دارد كه در زمان حاضر(در زندگي بزرگ سالي امروز )مناسب زندگي نيستند و لذا بايد به گونه اي اين مهارت ها ي غير ضروري را كنار بگذارد و بهترين راه ب

راي دور ساختن اين مهارت ها بازي است و بهترين دوره نيز دوره كودكي است كه بايد اين مهارت ها از وجود او بيرون ريخته شود ، براساس نظريه اين نظريه كودك براي رسيدن به مرحله رشد و تكامل انسان امروزي درست مراحل راطي مي كند كه انسان بدوي در مسير تبديل شدن به انسان متمدن امروزه طي كرده است (مثلا بازي با تير و كمان )به عبارت ديگر كودك در دوران رشد خود تمام مراحلي كه نوع انسان در طول تاريخ تكامل خود پيموده است طي مي كند و دوران بهترين موقعيت براي تصفيه اعمالي است كه در زندگي آينده نيازي به آنها نخواهد بود، از ميان روان شناسان به خصوص روان كاوان تنها يونگ است كه از اين نظريه حمايت مي كند و نا خود آگاه جمعي را مطرح مي كند.

انتقادات اين نظريه:

 

 

لهمان و ويتي نظريه تكرار فعاليت هاي اجدادي را در همان محل هايي كه استانلي هال مورد بررسي قرارداده بود، بررسي كردند و نتايج نظريه هال مورد تاييد قرارنگرفت ،چرا كودكاني كه در زمان هال با تير و كمان بازي مي كردند و غار مي ساختند امروزه با موشك و هواپيما بازي مي كنند و اين نشان مي دهد كه بازي كودكان تجديد فعاليت هاي اجداد گذشته نيست.

فعاليت دهليز فعاليت هاي غريزي:

 

اين نظريه توسط كار ارائه شده است .وي مي گويد: بازي همچون دهليزي است كه غرايز ازآن سر بيرون مي آورند مثلا دختر بچه از طريق عروسك بازي غريزه مادري را نشان مي دهد و تير اندازي و قشون بازي نيز نشان دهنده فعاليت جنگ جويي كودك است.

نظریه لذت جویی:

ژان شاتو میگوید: سرنوشت کودک اورا به بازی کردن مجبور می کند،یعنی به علت این که کودک از بازی کردن لذت می بردبه آن می پردازد.به عبارت دیگر لذت بردن ،محرک اصلی بازی در کودکان به شمار می رود.

نظریه تصفیه عواطف یا پاک سازی عواطف:

مفهوم کاناریسس (تخلیه هیجانی)را کارل گروس عنوان کرده است.براساس این نظریه بازی به فرد اجازه می دهد تا به طور ناخودآگاه تمایلاتی همچون پرخاش گری ، ناسازگاری و ستیزه جویی را ارضاء نماید.یعنی درهنگام ناراحتی و خشم می باید فعالیتی از فرد سر بزند تا بدن به حالت طبیعی برگردد. ارسطو می گوید بازی نیروی نهفته است که روان آدمی رازا احساسات و امیال نامناسب پاک می کند و عواطف ناخوشایند اورا پالایش می دهد.

نظریه فروید

فروید بازی را فعالیت تخلیه ای می داند.این نظریه به اصل عاطفی بازی توجه است ، فروید به علت ارایه نظریه تداعی آزاد و استفاده ازآن جهت تبیین بازی کودکان به عنوان پدر بازی درمانی شناخته شده است. وی می گوید اگر غرایز انسان ارضاء نشود تعدادی فعالیت های جانشینی رخ می دهد و بازی تجلی تکانش (تحریکات) جست و جوی لذت است، یعنی از طریق بازی کودک احساس لذت می کند و همین باعث تداوم آن می شود به طور کلی فروید برای رفتار بازی دو ج

نبه در نظر می گیرد:
۱- اصل لذت ،یعنی از طریق بازی به کودک احساس لذت دست می دهد.
۲- اصل ضرورت تکرار،یعنی این که کودکان به این دلیل بازی

را تکرار کرده و ادامه می دهند که تجربه ای را که برایشان با اهمیت است یاد بگیرند و برآن مسلط شودند و بعد از مسلط شدن،بازی را متوقف می کند کودک بازی را به عنوان وسیله ای جهت رهایی از تنش درونی به کار می برد،مثلاً کودک به علت وجو

د عقده الکرتا یا ادیپ با یک تضاد و تعارضی روبه رو شده که سعی می کند این تنش درونی را از طریق بازی و به صورت ایفا کردن نقش هایی مانند پدر و مادر به طور هم زمان برطرف نماید،طبق نظریه فروید،بازی کودک به او کمک می کند تابا رویدادهای آزار دهنده و نامطلوب درگیر شود و به صورت تخیلی خود را در قالب بزرگسالان قرار داده و تجربه های مطلوبی را کسب نماید.

نظریه پیاژه

از نظر پیاژه ،بازی راهی است برای دسترسی به جهان بیرون و لمس آن به گونه ای که با وضع کنونی فرد مطابقت کند،با این تبیر،بازی دررشد هوش کودک نقش حیاتی دارد و تا حدودی حضورآن در رفتار آدمی همواره مشهود است مجموعا می توان گفت :
در نظریه پیاژه به مایه شناختی بازی توجه بیش تری شده است.
با دقت در این نظریه می توان به نقش بازی در تعلیم و تربیت پی برد.با توجه به این که پیاژه صراحتا تاکید می کندکه بازی نقش مهمی دررشد ذهنی و هوشی کودک دارد نتیجه گیری می کنیم که لازمه تعلیم و تربیت صحیح نیز رشد هوشی می باشد،پس

می توان گفت بازی درآموزش و پرورش ،مهم ترین نقش را ایفا می کند.

دیدگاه های دانشمندان ایرانی و دیگران

۱- ابن سینا می گوید: کودکان در۶ سال اول زندگی خود از تمایلات خود پیروی می کنند و مربیان نباید آنان رااز آنچه که به آن تمایل دارند محروم سازند وآن چه که باعث محدود شدن کودکان می شود رابر او تحمیل نکنند چرا که سلب آزادی و جنب وجوش ازکودکان زمینه را برای افسردگی آنان فراهم می کند که باعث از بین رفتن علایق و رغبت ها در کودک می شود.آزمایشات و نظریات پیاژه درعلم روان شناسی کودک این موارد را تایید می کند.
۱) تا پیروی ،ازآغاز تا ۶سالگی ۲) دیگر پیروی،۶تا۱۲ سالگی ۳) خود پیروی ۱۲ به بالا
۲- امام محمد غزالی در برنامه پیشنهادی خود برای آموزش کودکان ساعاتی از وقت مدارس را به بازی و ورزش اختصاص می دهد.
۳- خواجه نصیرالدین توسی بازی را وسیله ای جهت رفع خستگی ناشی از فعالیت های جدی می داند (شبیه به نظریه رفع خستگی) او شرایط بازی راآزادی عمل ذکر می کند و ممانعت از بازی های دردآور را وظیفه والدین می داند.از نظر ایشان بازی وسیله ای است جهت بروز توانایی های کودکان و برانگیختن شور و نشاط درآنان و رساندن کودکان به سلامتی

جسم وروان.
افلاطون نقش بازی رادر رشد و پرورش کودکان و نیز تحول منش آنان به خوبی می شناسد و برآن است که لازم نیست برای کودکان قاعده هایی تعیین کنیم ،باید آنها را به حال خود بگذاریم.زیرا همین که گروهی از آنان در یک جا گرد هم آینده به بازی هایی که با طبیعتشان سازگار است می پردازند و در واقع آنها را اختراع می کنند.

روسو: بازی برای پرورش حواس چون یک فعالیت طبیعی مهم شمرده می شود.
فروید:کودکان مانند نهال هایی هستند که طبیعت نیروی حیاتی رشدو تحول را در درون آن ها نهاده است و این نیرو ها به طور طبیعی و با پیمودن مراحل طبیعی جلوه گر می شوند و بازی بهترین راه پیمودن این مسیر است.
اسباب بازی مساله دیگری است که در رابطه با بازی کودکان باید مورد توجه قرارداد که البته نوع اسباب بازی کودکان مهم می باشد.
اسباب بازی ها چنان چه برطبق اصول روان شناسی و هدف های آموزشی تهیه و انتخاب شونددر زندگی اجتماعی و روانی و در رشد فکری آموزشی و تربیتی کودکان بسیار موثر می باشد.کودکان خردسال در سنینی که با اسباب بازی هاب خود به بازی می پردازند شخصیت فکری آنان نیز شکل می گیرد.
۱- بایستی مناسب سن کودک باشند؛
۲- وسیله رشد کودکان باشند؛
۳- انگیزه و محرک مناسبی درآنها وجود داشته باشد.
۴- حواس کودک را پرورش دهند؛
۵- تصورات کودک را توسعه بخشند؛
۶- مهارتهای حرکتی رادر آنها تدارک ببینند.
۷- مطمئن و بی خطر باشند.
۸- برای کودکان شادی آفرین و لذت بخش باشند.

نتیجه گیری:
از مجموعه مطالعات انجام شده چیزی که خیلی مهم به نظر می رسد ومی توان آن را یکی از عوامل بسیار با اهمیت در شکل گیری شخصیت فرد دانست ،بازی در دوران کودکی است که با توجه به مطلبی که در این نوشتار آورده شده است می توان نتیجه گرفت که بازی در کودکی ،نوع ونحوه انجام آن آتیه افراد را ترسیم می کند.ازجمله مواردی که بسیار حائز اهمیت می باشد،تاثیر بازی در نظریات و دیدگاه های دانشمندان مختلف می ش

ود گفت که بازی یکی از ارکان تعلیم وتربیت است که کودکان خود را بهتر می شناسند و تصوراتشان را گسترش می دهند.بازی می تواند مهارت در فعالیت ها را به کودکان یاد دهد،بازی افکار آنها را توسعه می دهد و به طور کلی بازی وسیله ای است برای کسب تجربه و عملی ساختن افکار و تصورات کودک در محیط.
پس مجموعا می توان گفت که تعلیم و تربیت به نوعی

وابسته به بازی و پرورش قوای فکر و جسمی در دوران کودکی است به شرط این که بازی به نحو مطلوب و با شرایطی که مطرح شد صورت بگیرد.اگربخواهیم کودکانمان را شاد و خرم وتندرست گردند و متناسب با میزان های علمی جهان رشد پیدا کنند،باید فرصت بازی و جنبش های بدنی را برای آنها فراهم کنیم.
راسل می گوید عقل و بدن کودک خواهان مقدار زیادی بازی است و بدون بازی کودک عصبی بار می آید و برای زندگی فرصتی نمی یابد و

ترس و اندوه او روبه تزاید می گذارد.
همه افرادی که به نوعی دررابطه با تعلیم و تربیت کودکان می باشند باید به این مساله توجه کنند،زیرا علاقه به بازی بارزترین نشانه قوه ی تشخیص بچه هاست .به امید این که تمام والدین ،مربیان و همه دست اندرکاران تعلیم و تربیت با تمام قوا همت خود را صرف این مساله بسیار مهم نمایند.

 

پی نوشت ها:
۱٫ روان شناسی بازی ،محمد علی احمدوند.
۲٫ همان ،ص۱۱٫
۳٫ روان شناسی بازی،سیامک مهجور،ص۸۰٫
۴٫ همان ،ص۱۲۲٫
۵٫ همان،ص۱۹۹٫
۶٫ اسلام وتعلیم وتربیت،محمد باقرحجتی،ص۲۴۸٫
۷٫ روان شناسی بازی،احمدوند.
۸٫ همان،ص۳۶٫
۹٫ روان شناسی کودک ،زینب تو

فیق.
۱۰٫ نگاهی به فلسفه آموزش پرورش،نقیب زاده.
۱۱٫ بازی درمانی،خدیجه آرین.
۱۲٫ اسلام و تعلیم و تربیت،دکتر حجتی.