تاريخچه سازه هاي فولادي

استفاده از فلز به عنوان مصالح اصلي يك سازه در ابتداي امر كاربرد گسترده اي در پل سازي و كشتي سازي و ساخت بنادر داشته است تا ساخت ساختمان هاي مسكوني امروزي. استفاده از فلز به عنوان مصالح سازه اي به پل قوسي در انگلستان به دهانه۳۰ متر با استفاده از اعضاي چدني بين
سال هاي ۱۷۷۷ تا ۱۷۷۹ ميلادي برمي گردد.
بين ساله هاي ۱۷۸۰ تا ۱۸۲۰ ميلادي پل هاي متعددي به همين شيوه ساخته شد. حدوداً از سال ۱۸۴۰ به تدريج آهن كم كربن چكش خوار جايگزين چدن معمولي در امر ساختمان سازي شد.
امروزه با پيشرفت تكنولوژي آهن هايي با كربن بالاتر با عناوين اختصاري ۱A و ۲A و ۳A و ۴A و … با استاندارهاي مختلف توليد و در امر ساختمان سازي و … استفاده مي گردد.
محاسن سازه هاي اسكلت فلزي

سازه هاي اسكلت فلزي به دليل داشتن مزاياي زياد، به وفور از آنها استفاده مي شود. از آن جمله مي توان به استحكام و خواص خوب مكانيكي و مقاومت بالاي فولاد در كشش و فشار، همچنين به دليل توليد فولاد در كارخانه و كنترل كيفيت آن نسبت به بتن و ساير مصالح بنايي اشاره كرد.

معايب سازه هاي اسكلت فلزي
از جمله معايب فلزات براي استفاده از آنها در سازه مقاومت كم آنها در برابر رطوبت هوا و زنگ زدگي مي باشد. براي جلوگيري از اين موارد بايد آن را توسط ضد زنگ رنگ آميزي كرد. همچنين بايد فولاد را در مقابل آتش سوزي حفاظت كرد.
در ضمن در طراحي سازه هاي اسكلت فلزي نهايت دقت را مبذول داشت و اتصالات آن نيز بايد به شكلي مناسب و با كيفيت صورت گيرد.

قالب بندي فونداسيون
پس از ريختن بتن مگر در فونداسيون نوبت به قالب گذاري اطراف پي قبل از آرماتورگذاري مي شود. بسته به نوع طرح مهندس طراح قالب هاي اطراف پي مي تواند از بلوك هاي ۲۰ سانتي يا ۱۰ سانتي و يا آجر فشاري باشد كه روي بتن مگر با احتساب و در نظر گرفتن عرض مفيد پي جهت آرماتورگذاري توسط استادكار يا معمار كار گذاشته مي شود.
قابل ذكر است كه اين نوع قالب بندي از نوع آجر پس از بتن ريزي و گرفتن بتن و سخت شدن از اطراف فونداسيون تخريب و جدا مي شوند و يا ممكن است باقي بمانند.

شمع بندي (نصب تكيه گاههاي موقت)
مي توان گفت در سقف تيرچه بلوك تيرچه ها علاوه بر وظيفه ي اصلي خود نقش پشت بندهاي قالب كف و بلوك ها نقش قالب هاي كف را ايفا مي كنند. چون تيرچه ها نمي توانند بار تحمل كنند، در زير آنها چهارتراشهايي (كش) به ابعاد حداقل cm5×۱۰ به فاصله حدود ۱ متر بر روي شمع هاي چوبي يا جك هاي سقفي قرار مي دهند. فاصله شمع ها از يكديگر حدود ۱ متر است كه شمع هاي چوبي بايد بر روي گوه ها قرار گيرند تا امكان باز شدن آنها پس از اجراي كامل سقف فراهم شود. تيرچه ها را با يك خيز معكوس (به سمت بالا) و حداكثر يك سيصدم طول دهانه نصب مي كنند تا پس از بارگذاري سقف و برداشتن شمع ها به حالت مسطح درآيد. اين خيز در تيرچه ها توسط شمع ها يا جك هاي سقفي (قبل از نصب بلوك ها) تامين مي شود.

ديوار آجري
ديواري است كه با آجر و ملات ساخته مي شود. ابعاد آجرها در كشور ما و حتي مناطق مختلف متفاوت است. اندازه مناسب براي آجر آن است كه طولش دو برابر عرض به اضافه يك سانتيمتر كه به علت ضخامت بند ملات مي باشد، دارا مي باشد. هر چه ابعاد آجر بزرگتر باشد مقامت آجركاري نيز بيشتر مي شود آن هم به اين خاطر است كه مقاومت آجر از ملات كه در آن استفاده مي شود بيشتر است و علاوه بر آن سرعت ديوارچيني افزايش مي يابد و البته اگر ابعاد آجر از مقداري معين بيشتر باشد كاركردن با آن مشكل است و از نظراقتصادي هم به صرفه نيست.

آجري كه براي ديوارسازي بكار مي رود بايد مقاوم و مرغوب باشد و ملات مصرفي آن نيز مي تواند از ماسه آهك و با تارد يا ماسه سيمان باشد.
پيوند اصطلاحي است كه به انواع آرايش هاي شناخته شده آجرهايي اطلاق مي شود نوع آرايش پيوندها براي ديوارهايي كه بارهاي سنگين را تحمل مي كنند امري اساسي است كه مي تواند تا حد امكان از تخريب سازه جلوگيري كند و براي اجراي درست اين كار بايد پيوند آجري طوري باشد كه بار را به شكلي يكنواخت در تمام طول ديوار پخش كند تا هر بخش از ديوار مقدار كمي از بار را تحمل كند و از انواع اين پيوندها مي توان به پيوند بلوكي، پيوند خاجي، پيوند هلندي، پيوند كله و راسته، پيوند راسته، پيوند كله و غيره اشاره كرد.
در هنگام ديوارچيني بايد به تعدادي نكات توجه كرد كه عبارتند از اينكه رديف راسته با آجر سه قدي شروع شود تا همپوشاني مناسب در رج ها بوجود آيد، آجرهايي كه در داخل ضخامت ديوار قرار

مي گيرند تا حد امكان به صورت كله اي كار گذاشته شود، حتي الامكان از آجرهاي كامل ونشكسته استفاده شود.
آجرها قبل از مصرف زنجاب شوند يعني از آب اشباع شوند، براي داشتن ديواري با مقاومت بيشتر تمامي درزهاي داخلي ديوار در هر رديف كاملاً با ملات پر شود، بايد در هنگام آجرچيني دقت كرد تا بندهاي عمودي در يك خط تراز نباشند.

شاقول كردن
شاقول وسيله‌ايست ساده كه وزنه‌اي مخروطي شكل، معمولاً از جنس برنج يا فولاد كه به انتهاي ريسماني وصل شده است تشكيل مي‌شود. شاقول را براي كنترل قائم بودن ديوارها، بخصوص در گوشه و نبشها استفاده مي‌كنند.
هشت و گير

در محلي كه دو قسمت ديواري بايد به يكديگر وصل شوند لازم است كه محل اتصال آنها را طوري بسازيم كه اتصال آنها كامل و به هم قفل و بست شوند. براي اجراي اين كار انتهاي ديوار اول در محل اتصال را به صورت هشت و گير در مي‌آورند .
ريسماني كردن كار
درزهاي افقي رديفهاي آجري بايد كاملاً بصورت افقي و تراز باشد زيرا افقي بودن هرزه ملاتها و درزهاي افقي علاوه بر افزودن بر استحكام ديوار بر زيبايي آن نيز مؤثر مي‌باشد. براي آنكه بندها كاملاً افقي باشند از ريسماني كه به دو انتهاي كار محكم شده است، استفاده مي‌كنند.
ريسمان را بايد طوري به كار برد كه علاوه بر افقي بودن، به اندازه ضخامت يك آجر به اضافه كلفتي ملات از رديف آجر قبلي بالاتر قرار گرفته و امتداد آن به اندازه ۲ تا ۳ ميليمتر از لبه كار جلوتر قرار گيرد تا امكان نصب آجرهاي رديف و كنترل آن براحتي صورت گيرد. به اين عمل در بنايي ريسماني كردن كار مي‌گويند

انواع میلگرد
ـ میلگرد های ساده
ـ میلگردهای عاج دار
ـ میلگردها عاج دار تابیده

میلگرد های عاج دار به میلگرد هایی گفته می شود که میلگردهای استاندارد با عاج ها نورد می شود . این عاج ها باعث افزایش چسبندگی و عدم لغزش در میلگردها و بتن می شوند اندازه میلگرد فولادی عاجدار استاندارد با شماره میلگرد مشخص می شود .
شماره میلگرد بر اساس مضربی از ۱۲۵/۰اینچ در قطر اسمی میلگرد است. قطر اسمی میلگرد عاج دار برابر با قطر یک میلگرد صاف هم وزن با آن است .
میلگردهای ضخیم (۱۸-۱۴) بطور معمول کاربرد نداشته و تنها در ستون های با مقادیر فولاد زیاد مورد استفاده قرار می گیرند.
میلگردهای فولادی صاف که اولین شکل می گیرد ها بودند در حال حاضر به عنوان دور پیچ ستون ها و میلگردها ی درز انبساط کار برد داشته و برای ساختن شبکه های میلگرد ساخته می شوند.

ترازسازي سطح براي كار گذاشتن سنگ ازاره
تراز كردن با شمشه چوبي يا فلزي و يا ريسمانكار، با رعايت فاصله و با اندازه برداري از دو طرف سفت كاري به اندازه ۵ سانتيمتر براي شمشه گيري انجام مي شود.
سپس به وسيله ملات ماسه سيمان فاصله بين شمشه و سفت كاري پر شده و با ماله و يا كمچه كشيدن يكنواخت، سطح شمشه صاف و تراز شده تا براي كار گذاشتن سنگ آماده شود.

توجه: چنانچه سطح داراي ناهمواري باشد مي توان با گذاشتن گوه چوبي نازك رج اول سنگ كاري را مستقر كرد.
سنگ قرنيز
هر نوع سايبان را كه بالاي پنجره ها يا درهاي ساختمان شود و قسمت پايين ديوار كه آن را با مصالح سختي چون سنگ ، سيمان بپوشانند و از قسمتهاي ديگر متمايز باشد را قرنيز گويند .
با توجه به اينكه گچ در مقابل رطوبت مقاوم نبوده و به سرعت فاسد مي شود براي جلوگيري از رسيدن رطوبت به ديوار گچي در موقع شستن كف دور اتاق ها را معمولا به ارتفاع ۱۰ سانتي متر يك رگ سنگ پلاك كار مي گذارند براي قرنيز مي توان از سنگ هاي مختلفي مانند سنگ تراورتن ، باغ ابريشم ، مرمر و غيره استفاده نمود .
به اين نكته نيز بايد توجه داشت كه مصالح تشكيل دهنده قرنيز بايد با محل مورد مصرف هماهنگي كامل داشته باشند و قرنيزهاي خارجي بايد از مقاومت كافي در مقابل آب باران ، برف و ضربه هاي احتمالي برخوردار باشند .

براي نصب قرنيز سنگي و موزاييكي ابتدا بايد سنگهاي مناسب و مقاوم به قطر ۱ تا ۵/۱ سانتي متر به عرض ۷ تا ۱۰ سانتي متر را به فاصله اي از ديوارروي فرش كف معمولا موزاييك يا سنگ قرار مي دهند و با ملات ماسه سيمان پشت آنها را يعني فاصله بين سنگها و ديوار را پر مي كنند اين قرنيز را نسبت به سطح ديوار (اندود سطح ديوار) به حالتهاي گود ، همرو يا برجسته نصب مي كنند .

بنابراين فاصله از ازاره تا ديوار (مقدار ملات خور) بستگي به نوع نصب آن دارد كه به هر حال نبايد كمتر از ۱ سانتي متر باشد . طول سنگهاي قرنيز متفاوت است و آنها را بدون بند در كنار هم نصب مي كنند و در موارد ضروري براي درگيري بيشتر سنگها با ديوار مي توان از پيچ و روپلاك استفاده كرد طريقه نصب قرنيز موزاييكي مانند قرنيز سنگي مي باشد .
در نصب سنگ قرنيز بايد به اين نكته توجه شود كه هم سطح گچ ديوار نصب گردد بهتر است اگر جلوتر از گچ ديوار نصب شود به علت پيش آمدگي هميشه جاي گرد و خاك خواهد بود و اگر عقب تر از گچ كاري نصب شود در نتيجه گچ لبه تيزي پيدا خواهد كرد كه در اثر مرور زمان لب پريده شده و منظره زشتي پيدا خواهد نمود و بهتر است از نظر زيبايي در محل برخورد سنگ قرنيز و گچ فرورفتگي كوچكي كه به آن چفت مي گويند در گچ ايجاد نمود .

قسمت خارجي ديوار در محل اتصال به كف به دليل تماس مستقيم با آب باران و برق و احتمال ضربه معمولا با مصالح مقاومي مانند پلاك هاي سنگي يا بتني يا سنگهاي قواره پوشيده مي شود حداقل ارتفاع آن ۳۰ سانتي متر است كه اين مقدار با توجه به ميزان بارندگي هر منطقه متغير است حداقل ضخامت پلاكهاي سنگي ۳ سانتي متر و از نوع سنگهاي مقاوم در مقابل ضربه با ميزان كم جذب رطوبت در نظر گرفته مي شود كه ميزان سيمان در متر مكعب بتن غير مسلح ۲۰۰ كيلوگرم و در بتن مسلح ۲۵۰ كيلوگرم است
صفحه ي كف ستون
در سازه هاي اسكلت فلزي بارها از طريق ستون به فنداسيون منتقل مي شود. بارها از طبقات فوقاني و توسط ستونها به صفحات زير آن وارد مي شود. صفحه كف ستون موجب مي شود كه سطح تماس ستون با پي افزايش يابد و همچنين باعث توزيع بارها به سطح پي نيز مي گردد. براي اتصال صفحات زير ستون پا بتن از بولت استفاده مي گردد كه براي اتصال بهتر انتهاي ان خم مي شود. معمولاً‌‌‌ تعداد بولتها۲ عدد و نمرة آنها ۲۰ به بالا انخاب مي گردد و طريقه ي قراردادن اين صفحات در بتن به سه صورت است.
۱- در ابتدا توسط صفحه نازكي شبيه ورق كف ستون كه شابلون ناميده مي شود، قسمت فوقاني بولت و قسمت پايين توسط نسبي به هم بسته مي شوند. و صفحه زير ستون با بولتها جوش خورده مي شوند و در هنگام بتن ريزي داخل پي قرار مي گيرند. ولي بعلت اينكه بتن پس از بتن كاهش حجم دارد تا مقداري زير اين صفحات خالي مي ماند و براي كمتر كردن اين نقيصه سوراخ بزرگي در وسط صفحه ايجاد مي كنند تا هواي زير صفحه خارج شود و سپس صفحه را كوبيده تا بتن از اطراف سوراخ به بيرون ريزد.
۲- دراين حالت ۴ ميلگرد كه از ميان صفحه عبور كرده توسط پيچ و مهره در جاي خود ثابت مي گردد و پس از خشك شدن مي توان با باز كردن مهره ها صفحات را خارج نمود و زير آنرا با يك قشر نازك بتن پر نمود و دوباره صفحه را در محل نصب نماييم. باز كردن مهره ها نبايد از يك هفته زودتر انجام گيرد.
۳- در اين حالت صفحه بايد قدري بالاتر از محل اصلي خود قرار گيرد تا محل ميله هاي مهار دقيقاً مشخص گردد براي اين كار آرماتورهاي ساده اي را به اندازه معين بريده و ۳ تا از آنها را در زير صفحه كف ستون قرار مي دهند تا هم سطح كف ستون به اندازه ۱۰ سانتيمتر بالاتر قرار گيرد و هم وسيله اي براي تراز كردن صفحه باشد.
در كارگاه فوق براي كف ستونها از پليت هاي به ابعاد ۳×۵۰×۵۵ سانتيمتر كه داراي ۶ سوراخ بودند استفاده مي شود و نمره بولتها جهت محكم كردن صفحات ۲۵ است كه توسط مهندس محاسبه و اجرامي گردد.
پس عمل تخليه بتن را انجام مي دهند و در اين حالت صفحه هنوز در محل خود ثابت است
بعد از تخليه بتن عمل تراز كردن صفحات با پيچاندن پيچها صورت مي گيرد پس فواصل بين زير صفحه بيس پليت و بتن پي با ملات سيمان به ضخامت ۲ الي ۳ سانتيمتر و به نسبت ۱ به ۲ و از ماسه نرم (گردت) پر مي گردد.
لازم به ذكر است انتهاي بولتها كه به صورت گونيا هستند با سيم آرماتوربندي به قفسه هاي شناژ محكم مي شوند.
اتصال ستون به كف ستون

اولين نكته حائز اهميت اين است كه صفحه زير ستون قبلاً كاملاً بايدتراز باشد و محل اتصال آن به صفحه زيرستون بايد كاملا مستوي بوده بطوريكه در موقع قراردادن آن روي صفحه تمام نقاط آن با صفحه در تماس مي باشد.
نكته مهم ديگر اينكه ستونها قبل از جوش خوردن

بايد حتما با شاقول تراز شوند و سپس دور تا دور آن به ورق پشت بند جوش داده مي شوند.
در موقع جوشكاري هاي ستون به صفحه زيرستون بايد توجه نمود چنانچه بعد جوش زياد باشد مانع چسبيدن نبشي هاي اتصال به ستون و صفحه زير ستون خواهد شد. با توجه با اين كه تقريباً‌ كليه ممانهاي وارده به پاي ستون به وسيله نبشي هاي اطراف تحمل مي گردد بايد دقت شود كه اين جوشكاري فقط درز مابين پاي ستون و صفحه زير ستون را پر نمايد و از آن خارج نشود.

در بعضي از ستونها كه داراي خارج از محوري شديد مي باشند به جاي نبشي از صفحات مستطيل شكل كه طول آن بيشتر از پشت تا پشت ستون است استفاده مي گردد و بدين وسيله نبشي هاي اتصال را با ابعاد بزرگتر به وسيله صفحه در محل مي سازند و به وسيله چند عدد صفحه لچكي كه بين دو بال نبشي قرار مي دهند سيستم قابل اطمينان در مقابل ممانهاي وارده ايجاد مي كند.
در هنگام اتصال ستون به كف ستون بعد از استقرار ستون و شاقولي كردن آن صفحه ي ديگر پشت بند كه در طرف ديگر ستون بايد قرار بگيرد به پاي ستون جفت و جوش مي دهند.

لرزاندن بتن (ويبره كردن)
ويبراتور موتور بنزيني يا برقي كوچكي است كه در بتن توليد ارتعاش نموده و بتن را به تمام
گوشه هاي قالب هدايت مي نمايد و در نتيجه مانع ايجاد فضاي خالي در داخل بتن مي گردد. ولي بايد توجه داشت كه اگر بتني را بيش از حد ويبره نمائيم دانه هاي درشت آن در زير قرار گرفته و دانه هاي ريزتر و همچنين دوغاب سيمان در روي قرار مي گيرد كه اين خود باعث غيريكنواختي و ضعف قطعه بتني مي گردد.در موقع ويبره كردن بتن شيلنگ ويبراتور بايد حتي المقدور در وضع قائم نگاهداشته شود درامتداد محورش جابه جا گرديده و خيلي آرام در حال كاركردن از بتن بيرون كشيده شود. اگر بتن را ويبره كنيم بايد زماني كه شيلنگ ويبراتور را داخل بتن قرار مي دهيم به دفعات بوده و هر بار از يك دقيقه تجاوز نكند و بعد از يك دقيقه آن را در بتن جابه جا نمائيم و ويبره كردن بتن بايد بعد از هر ۲-۱ متري كه بتن ريخته مي شود، ويبره شود.

ابزار زني
گاهي براي زيبايي اطراف اتاق اقدام به خط كشي برجسته مي نمايند كه اين خط كشي ها پهن و تعداد آن به چند خط موازي و يا نيم دايره هاي برجسته و يا مثلث هاي برجسته مي باشد كه آنها هر كدام به نامي معروف مي باشند و به همه آنها ابزار مي گويند.
پس از اينكه كار صاف كاري با گچ آماده انجام پذيرفت اطراف اتاق را به اندازه دلخواه پايين تر از سقف يك خط افقي كشيده و يك شمشه نازك با اندازه ضخامت ابزار مورد استفاده روي ديوار نصب

مي كنند (ابزار از يك تخته ساده به فرم هاي دلخواه بريده شده است و جاي برجستگي شمشه از روكار در دل ابزار عمق داده كه بلندي شمشه در گودي ابزار مي نشيند و حركت ابزار را روي كار آسان مي كند) ابزار را روي شمشه و عمود بر شمشه بطرفي كه دست راست حركت كند حركت مي دهيم.
در موقع حركت با دست ديگر مقداري گچ ساخته شده (گچ زنده) در جلوي ابزار نگه مي دارند و ابزار را با فشار دست به حركت درآورده و روي گچ مي كشند .
در جاهاي خالي ابزار، گچ باقي مي ماند و به حالت بريدگي هاي ابزار گچ در محل كار جاسازي

مي شود. اين عمل را دو يا چند بارتكرار مي كنند تا تمام محل هاي جاخالي روي كار صاف و صيقلي بشود.
پله
كمتركسي هست كه با پله سروكار نداشته باشد و يا از آن استفاده نكرده باشد. پله معمول ترين وسيله ارتباط بين دو سطح با ارتفاع مختلف در ساختمان است. گاهي اختلاف دو سطح آنقدر كم است كه فقط به يك پله وآن هم كوتاه نياز است. اما اغلب اين اختلاف زياد است و بايد از چندين تك پله ي به هم پيوسته استفاده شود. با تسلط بر طراحي و مهارت در اجراي صحيح، مي توان در ساختمان، پله اي به وجود آورد كه در مواقع معمولي كاملاً قابل استفاده و راحت و در صورت بروز خطري مانند آتش سوزي، پله اي ايمن و مقاوم باشد.
پله به شكل هاي گوناگون و با مصالح مختلف ساخته مي شود و دو سطح غير هم تراز را به يكديگر ارتباط مي دهد. پله به طور كل بر دو نوع ثابت و متحرك را دارد. پله ي ثابت همان پله هاي معمول در منازل و ادارات و غيره است. اما پله ي متحرك پله اي است كه انسان در آن ثابت مي ايستد و پله به طرف بالا و پايين حركت مي كند. مثل پله ي برقي . اما اگر بخواهيم اجزاي يك پله را ذكر كنيم به اين شكل است كف پله كه به سطح بالاي پله گفته مي شود يعني جايي كه پا بر آن قرار مي گيرد، ارتفاع پله فاصله ي عمودي كف هاي دو پله ي متوالي را گويند، پيشاني پله قطعه اي عمودي كه ميان دو كف دو پله ي متوالي است، گونه ي پله به سطح يا سطوح بغل پله گويند، عرض پله فاصله ي بين گونه هاي پله عرض پله است، لب پله به پيش آمدگي كف پله از پيشاني و وجود آن باعث بزرگتر شدن كف پله مي شود، شيار كف پله در كف پله يا يك يا چند شيار يا گودي در امتداد عرض پله بوجود مي آورند. اين

شيارها براي جلوگيري از ليز خوردن است كه در بعضي پله ها شيار وجود ندارد، رديف پله به مجموعه ي پله هاي متوالي بين دو اختلاف سطح گويند و يك رديف پله حداقل از سه پله ي متوالي تشكيل مي شود، طول پله كه همان طول افقي يك رديف پله است، پاگرد محلي يا سطحي است كه شخص پس از پيمودن يك رديف پله بر آن قدم مي گذارد، طول راه پله مجموع طول پله و پاگردها است، چشم پله اگر فاصله ي بين دو رديف پله يك رديف رفت و يك رديف برگشت باشد آن فاصله را چشم پله گوئيم، فضاي پله سطحي است كه پله ها و پاگرد و چشم پله در صورت وجود اشغال مي نمايد كه اين مواردي كه گفته شد شرح مختصري از اجزاء پله بود.

پله ها از نظر شكل ظاهري مي توان به دو دسته كلي مستقيم و مدور دسته بندي كرد.
الف) پله هاي مستقيم: در اين نوع پله ها تمام كف پله ها مستطيل شكل اند، به عبارت ديگر اندازه ي كف پله در سراسر سطح يكسان است.
ب) پله هاي مدور: نسبت به شكل رديف پله، تمام و يا تعدادي از كف پله ها مستطيل شكل نيستند يعني در يك پله دو كف با اندازه هاي مختلف وجود دارند كه اصطلاحاً به اين پله ها تغيير شكل يافته و يا باريك شونده گفته مي شود.

پس از طرح و ترسيم صحيح پله بر روي كاغذ نوبت به اجراي پله مي رسد كه بايد اجرا دقيقاً مطابق ترسيم باشد. بعضي وقت ها بر اثر بي توجهي در اجرا پله هاي نامناسبي ساخته مي شود. مثلاً در يك رديف پله ارتفاع يك پله را كوتاه تر يا بلندتر از بقيه پله ها ساخته مي شود كه اين نقص بزرگي است و مي تواند خطرناك باشد و بنا به همين دليل در اجراي پله بايد بسيار دقت شود و فقط افراد باتجربه بايد آن را اجرا كنند.