تاريخچه شركت بهسازين

شركت بهسازين تهران در سال ۱۳۶۷ در تهران فعاليت خود را آغاز نمود، هدف از تأسيس اين شركت در آغاز توليد قطعات انواع موتور سيكلت بود. در اين راستا شركت فعاليت خود را با توليد آينه موتور سيكلت ياماها آغاز نموده و پس از آن قطعاتي چون:

– آينه موتور سيكلت هوندا
– قلوه اي چپ و راست موتور سيكلت ياماها
– قلوه اي چپ و راست موتور سيكلت برآوو
– كمك فنر طرح قديم برآوو
– كمك فنر طرح قديم برآوو

و … را به تدريج در برنامه كاري خود قرار داد. اين شركت فعاليت بخش طراحي خود را با طراحي و اصلاح كمك فنر قديمي برآوو كه اشكالات زيادي داشت و تبديل آن به كمك فنري جديد آغاز نمود كه اين كمك فنر جديد جاي خود را به خوبي در بازار باز نمود و در نهايت باعث گرديد كه شركت نيرو محركه استفاده از اين كمك فنر را جايگزين كمك فنر قديمي در خط توليد خود نمايد.

شركت بهسازين تهران در سال ۱۳۷۱ موفق به طراحي يك موتور سيكلت جديد با قواي محركه موتور سيكلت برآوو گرديد. اين طرح شديداً مورد توجه وزير صنايع سنگين وقت قرار گرفته و ايشان جهت تشويق اين شركت دستور صدور مجوز توليد موتور سيكلت در شهر تهران را براي اين شركت صادر كردند.

البته به دليل وجود مشكلات شديد مالي اين شركت در آن زمان موفق به توليد اين موتور سيكلت نشده و ناچاراً طرح آنرا به شركت اصفهان موتور فروخت.
البته شركت اصفهان موتور در سال ۱۳۷۳ توليد آن را با كمك همين شركت آ‎غاز نمود كه متأسفانه فقط تعداد كمي از آن راهي بازار مصرف گرديد و در نهايت با تعطيلي شركت اصفهان موتور توليد آن نيز قطع شد.

در سال ۱۳۷۰ شركت ديگري بنام پولادساي تهران با هدف طراحي، ساخت قالب و توليد چراغ هاي انواع خودرو توسط سهامداران همين شركت (بهسازين تهران) ايجاد گرديد. اين شركت جديد جهت نيل به اهداف خود واحد طراحي و ساخت قالب نسبتاً وسيعي راه اندازي نمود، كه هم بتواند جوابگوي نياز قالب هاي بخش توليد خود باشد و هم تا حد ممكن بتواند به خارج از شركت نيز خدمات قالبسازي بدهد. از جمله نخستين محصولاتي كه توسط شركت پولادسازي به

توليد رسيد مي توان به چراغ راهنماي جلو پژو ۴۰۵ ، راهنماي جلو رنو ۲۱ و چراغ هاي جلو طرح قديم پرايد را نام برد. در سال ۱۳۷۴ مسئولين شركت تصميم به تعطيلي فعاليت شركت پولادساي تهران و انتقال طرحها و تجهيزات آن به شركت بهسازين تهران گرفتند. بدين ترتيب شركت بهسازين تهران يك تغيير استراتژي را در پيش گرفت براساس اين استراتژي شركت توليد قطعات موتور سيكلت را تعطيل و فعاليت اصلي خود را بر توليد چراغ هاي انواع خودرو متمركز نمود.
البته توليد موتور سيكلت را كماكان جزء برنامه خود داشت كه تاكنون بنا به دلايل مختلفي موفق به انجام آن نشده است. در حال حاضر محصولاتي كه در برنامه كاري حال و آينده شركت قرار دارند عبارتند از:

– چراغ جلو جديد پرايد (راست و چپ)
– چراغ راهنماي جلو جديد پرايد (راست و چپ)
– چراغ راهنماي جلو پژو ۴۰۵ (راست و چپ)
– چراغ راهنماي روي گلگير رنو ۵
– طلق چراغ خطر عقب جديد رنو ۵ (راست و چپ)
– هواكش عقب جديد رنو ۵ (راست و چپ)
– چراغ جلو ون سايپا (راست و چپ)
– چراغ راهنماي جلو ون سايپا (راست و چپ)

شركت بهسازين تهران محصول ديگري نيز به عنوان محصول فرعي شركت در دست توليد دارد كه در حال حاضر تنها توليد منظم شركت را تشكيل مي دهد. اين محصول كه در واقع نوعي نردبان با قابليت هاي ويژه است نردبان آسان ساز نام دارد. اين محصول در چهار سايز و در رنگهاي مختلف در اين شركت توليد مي شود و در حال حاضر تنها محصول صادراتي شركت را نيز تشكيل مي دهد. از جمله مشكلات اساسي اين شركت كه مسئولين آن نيز بدان وقوف كامل دارند

سيستم مديريت سنتي و كارگاهي آن است و دليل آن را مي توان در پيشرفت بسيار سريع شركت از وضعيت كارگاهي به كارخانه اي بدون انطباق سيستم مديريت شركت با اين تحول جستجو نمود. البته بايد گفت كه مسؤلين شركت با توجه به درك اين مشكل سعي در اصلاح آن دارند. البته اين شركت از چندي پيش تلاش خود را در جهت اخذ گواهينامه ايزو ۹۰۰۰ را نيز آغاز نموده است و مسؤلين شركت اميدوارند تا با اجراي سيستم هاي مهندسي كيفيت، بهره وري و در نتيجه سود بيشتري را داشته باشند و بتوانند سهم بيشتري در بازار فروش داخلي و خارجي داشته باشند.
بررسي مقدماتي و تفضيلي سيستم

تعريف مسأله:
با توجه به بافت سنتي حاكم بر مجموعه و عدم وجود يك برنامه توليد ثابت كه بتواند نيازهاي سيستم را تعريف كند، طراحي سيستم هايي كه بتواند اطلاعات مورد نياز مديريت را تأمين نمايد بسيار مشكل مي باشد. با توجه به اين مطلب كه شركت مقدار تقاضا براي محصولات خود را بدرستي نمي داند و همچنين به دليل پاره اي از مشكلات فني و مهندسي تاريخ تحويل بعضي از محصولات به موقع نمي باشد، لذا در ابتدا بايد كه مديريت به دنبال تغيير و تحول در بخش بازرگاني و افزايش دانش فني سازمان باشد كه از اهميت بالايي برخوردار است زيرا اين دو بخش تأثير بسزايي در ديگر سيستمها دارند.
سرپرستان و كارگران بخش توليدي از بالانس نبودن حجم كاري ابراز ناخرسندي مي كنند و بيان مي كنند كه در يك فاصله زماني حجم كاري بسيار زياد مي شود و در ديگر زمان حجم كار بسيار كم.

از ديگر مشكلات اين سازمان مي توان به كافي نبودن دانش فني و تجربه كارگران و سرپرستان مجموعه در توليد محصولاتي با تخصص بيشتر اشاره كرد كه لزوم برپايي دوره هاي آموزشي را ايجاب مي نمايد.
از ديگر مسايلي كه مي توان به آن اشاره كرد نبود سيستم حسابداري صنعتي مي باشد كه سازمان قيمت تمام شده محصولات خود را بطور دقيق نمي داند.