در طول بخش اعظم قرن نوزدهم گاز طبيعي منحصرا به عنوان منبع روشنايي به كار ميرفت.در آنزمان مكانيزمي موجود نبود كه گاز طبيعي را به منازل براي گرمايش يا كاربردهاي ديگر ببرد.
بنابراين گاز طبيعي براي روشنايي خيابانهاي شهر بكار ميرفت.بعد از دهه ۱۹۸۰ برق جاي گاز را گرفت و در نتيجه كاربريهاي جديدي براي گاز طبيعي مورد نياز واقع شد.

براي يك دوره كوتاه شركتهاي گاز رساني سعي كردند كه براي وسايل كوچك گاز سوز بازار مناسبي پيدا كنند. نظير ابزار فر دادن مو ؛اتو ونظاير آن كه اينها هم به سرعت از رده خارج شدند.اختراع رابرت باتسن در سال ۱۸۸۵ تحت نام مشعل باتسن كه هوا را با گاز طبيعي مخلوط مي نمود با ظهور كنترل ترمواستاتيكي به مشتريان اجازه داد كه از خواص حرارتي گاز طبيعي استفاده كنند.

توليد كنندگان گاز به زودي توجه خود را به خواص حرارتي گاز معطوف كردند و از آن به عنوان سوختي براي گرمايش فضا؛ حرارت دادن آب و پخت و پز استفاده نمودند تا جنگ جهاني دوم بازار صنعت و نيروگاههاي براي گاز طبيعي كوچك بود ؛اما بعد از جنگ گاز طبيعي به راحتي در دسترس قرار گرفت.تا قبل از جنگ جهاني سيستم خط لوله بين ايالات استفاده اي نداشت زيرا گاز اگر همراه بود سوزانده مي شد و اگر مستقل بود در محل مي ماند. يكي از اولين خط لوله هاي گاز طولاني در سال ۱۸۹۱ ساخته شد ؛طول آن ۱۲۰ مايل ( km 193 )بود و گاز را از ايالت اينديانا به شيكاگو ميبرد. اين خط از تقويت فشار استفاده نميكرد؛زيرا خود گاز تحت فشار بود و با فشار حدود psi 525 به طرف مقصد حركت ميكرد.

توسعه شبكه هاي بزرگ انتقال گاز تا سال ۱۹۲۰ به علت كيفيت پايين خطوط لوله و عدم اتصال مطلوب قطعات خطوط لوله به تعويق افتاد.جنگ و ركود عظيم حاصل از آن احداث خطوط انتقال عمده را براي يك دهه به تعويق انداخت.به هر حال در طول سالهاي جنگ پبشرفت متالوژي؛ تكنيكهاي جوشكاري و خم كردن لوله ها بر موانع حمل و نقل گاز غلبه كرد و اين غلبه تا سالهاي ۱۹۶۰ ادامه داشت و باعث احداث هزاران مايل خط لوله در سراسر جهان گرديد.همينكه سيستم انتقال و توزيع قابل اعتمادي ايجاد شد صنايع شروع به استفاده از گاز در واحدهاي ساخت و فرايند خود نمودند.سرويسهاي الكتريسيته نيز دريافتند كه گاز سوخت خوبي براي بويلرهايشان ميباشد. گاز طبيعي نيز براي گرم كردن منازل استفاده گرديد.

كاربريهايي چون آبگرمكن؛اجاق و خشك كن لباس هم براي گاز طبيعي فراهم شد. در امريكا صنعت گاز براي اولين بار توسط دولت فدرال و در سال ۱۹۳۸ داراي مقررات گرديد.

الف ) تاريخچه گاز در ايران و تاسيس شركت ملي گاز ايران :
از نوشته هاي تاريخ نويسان كهن چنين بر مي آيد كه ايرانيان در استفاده از گاز و ديگر مشتقات نفتي بر ديگر اقوام جهان پيشي داشته اند، بعنوان مثال وجود بقاياي آتشكده ها و معابد نظير آتش جاوداني نزديك كركوك كه به مشعل بخت النصر معروف بود، در نزديكي يك مخزن گاز طبيعي قرارداشت. همچنين بقاياي معابد زرتشتيان در نزديكي مسجد سليمان و روايات تاريخي از آتش جاوداني آتشكده آذر گشب در آذربايجان بجاي مانده همگي گواه اين مدعاست.

ايرانيان باستان بنا به اقتضاي محيط مذهبي خويش آتش را گرامي ميداشتند و در جهت پايدار بودن آن مي كوشيدند در فلات مركزي و جنوبي ايران و در مناطقي كه جنگلهاي انبوه وجود داشت براي روشن نگهداشتن آتش مقدس از امكانات ديگري بجز چوبهاي جنگلي استفاده ميبردند و طبيعت اين مناطق باذخاير فراوان زيرزميني خود اين تلاش را آسان مينمود.

مناطق غرب، جنوب و جنوب غربي ايران، آنچنانكه اكنون ميدانيم برروي دريائي از نفت و مشتقات آن قرارداشتند و دارند. بعضي از اين منابع در گذشته بدليل عمق بسيار كمي كه داشتند بافرسايش خاك و يا حركت گسلها يا ساير عوامل طبيعي ديگر بصورت قطرات ناچيزي از درياي زير زميني به بيرون تراوش كرده و انسان متفكر را به بهره برداري از آن وادار مينمودند و در ايران باستان نيز چنين شد . برابر اسناد تاريخي ، ايرانيان قبل از فلسطينيها ،

 

سومري ها و چيني ها از نفت و گاز به گونه هاي بسيار ابتدايي ، تصادفي و بدون برنامه ريزي استفاده ميكردند و تلاش زيادي در جهت پايدار داشتن آتشهاي مقدس از خودنشان ميدادند ولي با اين همه ، سخن بسيار زيادي درباره تاريخ پيدايش نفت و گاز در ايران نمي توان گفت زيرا آنچه كه از اين صنعت با امكانات ابتدايي آن در روزگار كهن ايران خبر ميدهد بسيار اندك و غير مستدل است . اما بي ترديد در سالهاي نه چندان دور يعني از آغاز بهره برداري شركتهاي خارجي نفتي در ايران ، صنايع نفت و گاز در ايران رشد قابل ملاحظه اي داشته است كه بر آمار و ارقام متكي ميباشد .

نخستين اسناد تاريخي از استفاده برنامه اي گاز در ايران به زمان قاجاريه و سلطنت ناصرالدين شاه مربوط ميشود . هنگاميكه ناصرالدين در سال ١٨٧٣ ميلادي به لندن سفر كرده بود ، چراغهاي گازي كه روشني بخش معابربودند تعجب وي را بر انگيخت و علاقمند به بازديد از كارخانه چراغ گاز گرديد . وي پس از بازگشت به ايران ، دستور احداث و استفاده از كارخانه چراغ گاز را صادر كرد . استفاده محدود گاز در ايران تا تاريخ ١٩٠٨ميلادي كه نخسين چاه ايران در مسجد سليمان به نفت رسيد كم و بيش ادامه داشت . پس از استخراج نفت ،‌گازهاي همراه اجباراَ در محل سوزانده ميشدند .

شركت ملي نفت ايران از بدو تشكيل همواره بفكر چاره جويي و استفاده از گاز طبيعي بود كه بعلت بعد مسافت بين منابع توليد و نقاط مصرف و سنگيني سرمايه گذاري و كمي مصرف داخلي كه تنها محدود به بعضي از مناطق نفتخيز جنوب ميشد اين امر بعهده تعويق افتاد و همچنان گازهاي استحصالي سوخته و بهدر ميرفت . تدريجاَ كه منابع نفت يكي پس از ديگري احداث و به بهره برداري ميرسيد ، استفاده از گاز طبيعي براي تامين سوخت و محركه هاي كمپرسور و مولدهاي برق ، مصارف داخلي ، منازل سازماني در مناطق نفتخيز از جمله مسجد سليمان ، آغاجاري ، هفتگل و آبادان مورد توجه قرار گرفت و در كنار فعاليت هاي اصلي توليد ، انتقال و پالايش نفت خام در نواحي جنوبي ايران ، فعاليت هاي محدودي براي تهيه و بعمل آوردن گاز طبيعي توسط شركتهاي عامل در حوزه قرار داد بعمل مي آمد.

اولين استفاده از گاز طبيعي، خارج از مناطق نفت خيز براي تغذيه كارخانه جديد التاسيس مجتمع كود شيميايي شيراز بود كه در سال ١٣٣٤ واحد مذكور احداث و بهره برداري از آن آغاز شد و براي خوراك اوليه آن نياز به گاز طبيعي بود . براي اين منظور خط لوله اي به قطر ١٠اينچ و طول تقريبي ٢١٥ كيلومتر از گچساران به شيراز احداث گرديد .

در حدود ٣٠ تا ٣٥ سال قبل سياستهاي شركت ملي نفت ايران موجبات فني و اقتصادي را براي مهار كردن گازهاي همراه ، جلوگيري از اتلاف و سوزاندن آنها ، جمع آوري و پالايش ، انتقال ، صدور و فروش فراهم آورد. زمانيكه تفكر فروش گاز به خارج مطرح گرديد ، مطالعات همه جانبه اي انجام شد و سرانجام پروژه خط لوله سراسري اول موسوم به IGAT1 به مرحله اجراء و بهره برداري در آمد. به سبب آنكه ضرورتاَ ميبايستي كليه امور مرتبط به گاز در يك سازمان متشكل ميشد تا پاسخگوي مسئوليتها و نيز اهداف آينده باشد واز طرف ديگر توافق كلي كه زمينه توسعه همكاريهاي اقتصادي بين ايران و شوروي سابق در سال ١٣٤٤ صورت گرفت ومنجر به امضاء پروتكلي دردي ماه همان سال شد زمينه صدور گاز مطرح و تاسيس شركت ملي گاز ايران در اسفند ماه ١٣٤٤ براي تحقق هدفهاي ذكر شده تصويب و بمورد اجراءگذاشته شد.

ب)‌ اهداف و ماموريت هاي شركت ملي گاز ايران :
شركت ملي گاز ايران با هدف متمركز كردن كليه امور مربوط به گاز در زمينه هاي زير در سال ١٣٤٤ تاسيس شد .
١- تهيه ، بعمل آوردن و قابل عرضه كردن انواع گاز منجمله گاز طبيعي فشرده و گاز مايع و انجام اقدامات و ايجاد تاسيسات و وسايل لازم براي نيل به اين مقصود .

٢- مطالعه ،‌تهيه ، تنظيم . اجراي طرحهاي احداث پالايشگاهها. خطوط لوله ، مخازن ذخيره سازي ، شبكه هاي توزيع ووسايل حمل و نقل و ساير تاسيسات گاز طبيعي، انواع گاز و مشتقات آنها
٣- حفاظت ، نگهداري ، عمليات و بهره برداري از پالايشگاهها ، خطوط لوله ،‌مخازن ذخيره سازي ، شبكه هاي توزيع ، وسايل حمل و نقل و ساير تاسيسات گاز طبيعي، انواع گاز و مشتقات آنها
٤- حمل و نقل ، توزيع و فروش انواع گاز و مشتقات آنها

٥- صدور انواع گازهاي طبيعي و مايع به خارج از كشور يا فروش آنها بمنظور صادرات.
٦- تنظيم و تعيين مقررات مربوط به ايمني و استانداردهاي مصرف .
اجراء اهداف و ماموريتهاي مذكور بخش بسيار عمده اي از استراتژيهاي دولت در زمينه جايگزين كردن گاز طبيعي بجاي ساير فرآورده هاي ميان تقطير – صيانت از نفت خام – بالا بردن ارزش افروده از مواد هيدرو كربوري و تحقق نياز هاي ارزي و كمك موثر در حفاظت ا زمحيط زيست و جلوگيري از تخريب جنگلها و ايجاد تسهيلات كافي در اشتغال و رفاه جامعه را بدنبال خواهد داشت .
پ)‌ شركت هاي تابعه:

شركت هاي تابعه شركت ملي گاز عبارتند از:
• شركت ملي گاز مركزي
• شركت ملي گاز خراسان
• شركت ملي گاز قزوين
شركت ملي گاز قم
ماهيت و جايگاه گاز طبيعي

 

گاز طبيعي كه عمدتا“ از متان ( CH4) تشكيل شده غالبا“ همراه با نفت است كه طي ميليونها سال بر اثرتجزيه و افساد گياهان وحيوانات بوجود آمده كه پس ازاستخراج وتوليد محصولات فراواني نيز بهمراه دارد .

گاز طبيعي بعنوان تميز سوزترين و مقرون به صرفه ترين نوع از سوختهاي فسيلي بعنوان يك سوخت استراژيك تلقي ميگردد و در بخشهاي مختلف از جمله صنايع و گرمايش جايگاه ويژه اي دارد .
چمهوري اسلامي ايران با داشتن بيش از ۱۶ درصد كل ذخائر شناخته شده رتبه دوم جهاني را به خود اختصاص داده است .

استخراج – توليد و انتقال گاز
با توجه به ماهيت گاز كه نياز به شرايط خاص در خصوص استخراج دارد از طريق پالايشگاه ها و تجهيزات پيشرفته توليد شده و پس از گذشتن از مناطق مختلف و طي صدها كيلومتر مسافت استان همدان ، پس از ورود از مسير استان مركزي پوشش داده و ساير استانهاي غرب كشور را نيز تحت پوشش قرار ميدهد .

هزينه تمام شده گاز
ميانگين قيمت گاز طبيعي تا درب مشتركين معادل حداقل ۲۵۰ ريال به ازاء يك متر مكعب ميباشد كه براساس لحاظ يارانه مربوطه ، به ميزان متوسط هر متر مكعب ۸۰ ريال در سال ۱۳۸۴ بدست مشتركين خانگي ميرسد .
مصرف انرژي در جهان و ايران

طبق بررسيهاي بعمل آمده ميزان سرانه مصرف انرژي در كشورهاي پيشرفته بسيار پائين تر از ايران است كه در مقايسه مصرف بالاي انرژي در كشور با توجه به مشكلات توليد و انتقال به هدر رفتن اين نعمت عظيم را بيان ميكند كه بمنظور حفظ و سيانت و جلوگيري از نابودي ذخائر و تلاش و عزم همگاني را در جهت تحكيم و گسترش فرهنگ صرفه جوئي طلب مينمايد .
مواردي از روشهاي صرفه جوئي

۱) دماي محيط همواره معتدل باشد ( بين ۱۸ الي ۲۰ درجه سانتيگراد ) .
۲) حتي المقدور از لباس هاي گرم در منازل و محل كار استفاده گردد .
۳) وسائل گاز سوز بموقع تنظيم و سرويس شوند .
۴) صرفا“ در زمان حضور در محل از گرمايش استفاده گردد .
۵) فقط محل هاي قابل استفاده گرم شوند .

۶) با كنار زدن پرده ها و استفاده از نور خورسيد در روز به گرمايش محيط كمك كنيد ۷) سعي گردد در واحدهاي كوچك از سيستم شوفاژ استفاده نگردد .
۸) از پوششها و عايقهاي استاندارد جهت سيستم لوله كشي شوفاژ استفاده گردد .
۹) از مشعلهاي شوفاژ كه داراي دمنده ميباشند استفاده گردد .
۱۰) اندازه شعله اجاق گاز از اندازه كف ظرف آشپزي بالاتر نرود .

ساختار اداره صنعت نفت و گاز نروژ
با كشف ذخاير نفت و گاز در فلات قاره نروژ در تاريخ ۳۵ ماه مي سال۱۹۶۳ ، حاكميت كشور نروژ بر فلات قاره اعلام شد و تمام منابع طبيعي اين فلات، تحت مالكيت دولت درآمد. ورود به عرصه توليد و بهره‌برداري از نفت و گاز، نروژ را بر آن داشت تا ساختار اداره امور نفتي خود را تدوين نموده و در پي آن، برنامه‌هاي لازم براي كسب حداكثر ارزش افزوده از اين منابع را تدوين نمايد. منابع انرژي نروژ بايد به گونه‌اي مديريت شود تا توسعه پايدار كشور را به دنبال داشته باشد و اولويت بالايي نيز براي مسائل زيست‌محيطي در نظر گرفته شود. هدف كلي سياست نفت و گاز دولت متضمن اين نكته است كه بيشترين ارزش ممكن از فعاليت‌هاي نفتي عايد جامعه نروژ شود

با كشف ذخاير نفت و گاز در فلات قاره نروژ در تاريخ ۳۵ ماه مي سال۱۹۶۳ ، حاكميت كشور نروژ بر فلات قاره اعلام شد و تمام منابع طبيعي اين فلات، تحت مالكيت دولت درآمد. ورود به عرصه توليد و بهره‌برداري از نفت و گاز، نروژ را بر آن داشت تا ساختار اداره امور نفتي خود را تدوين نموده و در پي آن، برنامه‌هاي لازم براي كسب حداكثر ارزش افزوده از اين منابع را تدوين نمايد. منابع انرژي نروژ بايد به گونه‌اي مديريت شود تا توسعه پايدار كشور را به دنبال داشته باشد و اولويت بالايي نيز براي مسائل زيست‌محيطي در نظر گرفته شود. هدف كلي سياست نفت و گاز دولت متضمن اين نكته است كه بيشترين ارزش ممكن از فعاليت‌هاي نفتي عايد جامعه نروژ شود.

پيش فرض ها
در اين راستا دولت نروژ پيش فرضهايي را جهت برنامه‌ريزي براي رسيدن به توسعه مطلوب صنعت نفت و گاز اين كشور تهيه كرد كه اهم آنها عبارتند از:
۱٫ نفت و گاز فلات قاره نروژ به كل جامعه نروژ تعلق دارد و دولت اين حق مالكيت را اعمال مي‌كند.
۲٫ توليد نفت و گاز بايد به گونه‌اي تنظيم شود كه توسعه پايدار را تضمين كند. بر اين اساس مجوزهاي توليد و اكتشاف براي دوره‌هاي مشخصي به شركت‌هاي نفتي اعطا مي‌شود.
۳٫ فعاليت‌هاي نفتي در اقتصاد و رفاه عمومي از اهميت بالايي برخوردار است. بنابراين بايد تحت حاكميت و كنترل بوده و مديريت آن شفاف باشد.

۴٫ درآمدهاي دولت از فعاليت‌هاي نفتي عبارت از ماليات بر شركت‌هاي نفتي، درآمدهاي سهم مالي مستقيم دولت و سهام دولت در استات اويل و نورسك هيدرو مي‌باشد و دولت استفاده از اين ابزار را براي تضمين دارايي‌هاي عمومي و ايجاد درآمد در آينده ادامه خواهد داد.
۵٫ تلاش‌هاي دولت در جهت آن است كه فعاليت‌هاي توليد و اكتشاف، توسعه، حفظ و نگهداري، فراوري نفت و گاز توسعه تكنولوژي و تحقيق به گونه‌اي انجام شود كه به توسعه صنعتي كشور كمك نمايد.

ساختار اداره صنعت نفت و گاز
از اوايل دهه ۱۹۷۰ مجلس نروژ(استورتينگ) و دولت (وزارت نفت و انرژي) به همراه يك آژانس دولتي به نام مديريت نفت و گاز نروژ (NPD) ، مسئوليت اداره فعاليت‌هاي نفتي را بر عهده گرفتند. مجلس نروژ، چارچوب كلي فعاليت‌هاي مربوط به صنعت نفت و گاز اين كشور را تعيين مي‌كند. بر همين اساس، انجام پروژه‌هاي اكتشافي و يا بهره‌برداري از ميادين جديد نفت و گاز نروژ، توسعه ميادين فعلي و يا هرگونه اقدام مشابه ديگر، تنها با اجازه مجلس نروژ ممكن مي‌باشد.

دولت نروژ به منظور حفظ منافع اين كشور در فرآيند توسعه صنعت نفت و گاز، بخشي از سرمايه‌گذاري مورد نياز پروژه‌هاي نفت و گاز اين كشور را از طريق منابع مالي و شركت‌هاي زيرمجموعه خود تأمين نموده و از محل درآمدهاي حاصل از اين پروژه‌ها نيز سهمي را دريافت مي‌كند. وزارت نفت و انرژي به نمايندگي از دولت اين كشور، در اغلب مجوز‌ها و قراردادهاي توليد نفت و گاز در ميادين نروژ، يكي از سرمايه‌گذاران و سهامداران اصلي محسوب مي‌شود. اين سرمايه‌گذاري‌ها به همراه ساير سرمايه‌گذاري‌هاي دولتي در ديگر بخش‌هاي صنعت نفت اين كشور (از جمله فرآوري، انتقال و توزيع نفت و گاز توليدي در اين كشور) در مجموع سهام دولت را در پروژه‌هاي نفت و گاز نروژ تشكيل مي‌دهد

درسال‌هاي ابتدايي بهره‌برداري از اين منابع، شركت‌هاي خارجي، امتيازات اكتشاف در درياي نروژ و درياي شمال را كسب و مسئوليت توسعه اولين حوزه‌هاي نفت و گاز نروژ رابر عهده گرفتند. پس از چندي براي حضور نروژي‌ها در بازار نفت و گاز و بدست گرفتن فعاليت‌هاي نفتي در سال ۱۹۷۲، استات اويل به عنوان شركت دولتي نفت تاسيس و اصل ۵۰ درصد مشاركت دولت در هر مجوز توليد اعمال شد.