تاريخچه كاشي

هنر كاشي سازي معرق يا كاشي گل وبته كه نزد اروپائيان بيشتر به موزائيك شهرت دارد ، ازقرن هفتم هجري بتدريج زينت بخش معماري ايران ، به ويژه بناهاي مذهبي گرديد . اهميت كاشي معرق نسبت به انواع ديگر كاشي ، زيبائي فوق العاده ودرجه استحكام آن است وبه همين دليل پس از گذشت ساليان سال بر روي بناها برجاي مي ماند .

براي ساخت كاشي معرق ابتدا كاشي را به قطعات كوچك يا بزرگ بريده وطبق نقشه اي كه قبلا تهيه گرديده پهلوي هم مي چينند وسپس بادوغ آب گچ درزها ومنافذ راپرمي كنند به طوري كه تمامي آن به صورت يك قطعه كاشي يكپارچه درآيد وزماني كه سفت ومحكم شد آن رابرروي بنا نصب مي كنند .

هنرمندان دوره تيموريه كاشيكاري معرق رادرشرق ايران توسعه داده وبسياري ار بناهاي مذهبي اين ناحيه به ويژه درهرات ، سمرقند وبخارا پايتخت هاي تيمور وجانشينان اوباكاشي معرق تزئين گرديده است . به موازات رونق اين نوع كاشي درخراسان بزرگ استفاده ازآن درشهرهاي ديگر ايران نيزرواج يافت .

مسجد مولانا به تاريخ ۸۴۸ ه.ق مدرسه غياثيه خرگرد ، به تاريخ ۸۴۸ ه.ق مسجد گوهرشاد ، ۸۲۱ه.ق ، مدرسه دودر ۸۴۳ه.ق دراستان خراسان ، مقبره شيخ صفي الدين اردبيلي ومسجد كبود ۸۷۰ه.ق دراستان آذربايجان ومدرسه امامي ۷۲۵ه.ق درامام شهر ۸۵۷ه.ق وهارون ولايت به تاريخ ۹۱۸ ه.ق ومسجد امام خميني ( مسجد شاه سابق ) مدرسه چهارباغ متعلق به عهد صفويه

دراصفهان ومدرسه خان ۱۰۲۴ه.ق درشيراز ومسجد جامع يزد ۸۶۱ه.ق وبالاخره مسجد ورامين دراستان مركزي ۷۲۲ه.ق ازجمله بناهاي مذهبي هستند كه شاهكار كاشيكاري هاي معرق رادربر مي گيرد . دركاشيكاري معرق رنگهاي متنوع بكار برده شده كه دراين بين رنگهاي سفيد وآبي تيره ، فيروزه اي سبز و پرتقالي بيشتر به چشم مي خورد .

تااوايل قرن ۱۷ اين سبك كاشي كاري درايران رواج داشته است .
طرحهائي كه دراين زمان بيشتر مشاهده گرديده اند عبارتند از: گل وبرگ به هم پيچيده ويك قطعه ، گل آبي ( رزآبي ) ولاله آبي از چين وگلدان وگاهي نيز پرندگان .

رنگهاي اين آثاركاملا بارنگهاي كاشي هائي كه درقرن ۱۳ ساخته شده ودرتركيه مشاهده گرديده متفاوت است . اين رنگها : آبي ، فيروزه اي متمايل به زرد ، قهوه اي ، سبز ، سفيد ، ارغواني ويك رنگ قرمزمات نپخته كه بر روي سطوح بدنه هاي خاك رسي ويا برروي يك لعاب زرد رنگ نقاشي شده مي باشد .

اينگونه موزائيك ها نيز كاملا باموزائيك هاي تركيه تفاوت دارند . اهميت فوق العاده اين كاشي ها وزيبائي مخصوص آنها فقط اثرهنر لعاب كاري با ضخامت زياد آن مي باشد كه رنگ لعاب كاملا مشخص بوده ودرخشندگي مخصوص خود راظاهر مي سازد . خواص مخصوص خاك رس ودرجه حرارت پخت كم بيسكويت هاي ( خشت هاي كوچك) مواد ايراني وضخيم شدن لعاب درحين انجماد مي تواند دليل زيبائي موزائيك هاي فوق باشند . وجود لعاب شفاف كه برروي آنها داده شده ميتواند موجب پيدايش درخشندگي بيشتر رنگها بوده باشد .

درمرز سده هاي ۱۳-۱۴ ساختمان هاي مهمي درتبريز وحومه آن بنا گرديدند ازآنجمله مقبره غازان خان ايلخاني مغول كه داراي گنبدي بسيار بلند بوده ويا سنگ مرمر تزئين شده است ، مسجد وزير، تاج الدين عليشاه گيلاني مي باشد

برخي ازساختمان هاي مهم كه درآغاز سده ي ۱۴ ساخته شده اند به شرح زيرمي باشد : مسجد ويا مقبره هشت ضلعي وگنبددار الجايتو خان درسلطانيه مسجدي درورامين باسردرنوك تيزوگنبد كه با كاشي هاي لعابي رنگارنگي پوشيده شده وكنده كاري هاي عالي محراب الجايتو خان درمسجد جامع قديمي اصفهان كه بسيار جالب وزيبا است .

ازاواخر دوره تيموريه وآغاز دوره صفويه استفاده ازنوع ديگري ازكاشي معروف به كاشي خشتي ياهفت رنگ درتزيين بناهاي گوناگون متداول شد .

همانطور كه قبلا نيزياد گرديد ، دراواخر دوره هاي تيموري وصفويه بتدريج تزئينات كاشي هفت رنگ جايگزين كاشيكاري معرق گرديد . تحويل ورواج كاشي هفت رنگ راتاحدودي ميتوان ناشي ازدلايل اقتصادي وسياسي دانست . باتوجه به اهميت معماري واحداث روزافزون بناهاي مذهبي وغيرمذهبي دردوره صفويه معماران برآن شدند كه درتزئين بناهاي گوناگون از شيوه تزئيني كاشي هفت رنگ بهره گيرند . بااستفاده از اين شيوه هنرمندان قادر بودند .

کاشی کاری در عهد هخامنشی:
در عهد هخامنشی کاش هایی لعاب دار از شوش و تخت جمشید به دست آمده که بسیار ظریف و زیبا تهیه شده. آثار شوش در زمان هخامنشی با همان شیوه هنر کاشی سازی
بین النهرین تهیه شده است و این خود دلیل دیکری است بر تاثیر هنر بین النهرین برهنر هخامنشیان.

در دوره اشکانی و ساسانی هنر کاشی کاری به دست فراموشی سپرده شد.
کاشی کاری پس ازاسلام تا دوره سلجوقی:
در معماری اسلامی ابتدا از آجر کاری و گچ بری برای نوشته های کتیبه های مساجد و مقابر و منازل استفاده می شده، اما رفته رفنه استفاده از کاشیکاری در سر درها، محرابها و گنبد ها رایج گردید. کاشیکاری در عهد سلجوقی مورد توجه هنر مندان قرارگرفت.

نوع کاشی مورد استفاده در عهد سلجوقی به ” خشت کاشی” معروف است. برای ساختن این نوع کاشی، از روش قالب زدن استفاده می شده، اکثر این قالبها به شکل هندسی هستند که با کنار هم چیدن آنها، در مجموع طرحی هندسی به دست می آمده، شکلهای متداولتر اکثرا صلیب و ستاره( هشت پر) هستند. و پس از ریختن سفال کاشی روی آن را با لعاب نقاشی میکردند.

و با لعابی یک دست برروی سفال پخته می ریختند و سپس روی آن را نقاشی می کردند. از این نوع سفال بیشتر در کتیبه ها استفاده شده است.و یاکثرا با خط نسخ و یا تعلیق بر روی آنها عباراتی نوشته اند و نیز نقوشی متاثر از تذهیب دارند. در کاشان که از مراکز مهم سفال گری بود،

کاشی های زیباو معروفی ساخته می شد. معروف ترین این کاشی ها در محراب حرم امام رضا در قرن ۷ ه.ق کار گذاشته شده است. این کاشی ها اثر خانواده ای هنرمند ار کاشان به نام خاندان محمد بن ابن طاهر است. نقوش کاشی های اماکن متبرکه، بیشتر از گیاهان و گاه حیوانات است. در بعضی از این کاشی ها از رنگهای زرین استفاده شده که به نام کاشی زرین فام معروفند که رنگ زرین را بیشتر بر زمینه های فیروزه ای و سبز به کار برده اند.

کاشی کاری در دوره تیموری :
پس از حمله مغولها و ویرانی حاصل از آن،طبیعی بود که مرمت و نوسازی ویرانه ها از سر گرفته شود.کاشی جدیدی مورد استفاده قرار می گیرد که” معرق کاری” یا ” کاشی موزائیک” نام دارد.شیوه کار به این ترتیب بوده است که سفالهای لعاب داده شده را بر مبنای طرح اصلی،

به قطعات کوچکی می تراشیدند.و سپس با کنار هم گذاشتن آنها، به شکل هندسی دست میافتند. از آثار معروف عهد تیموری باید از مسجد کبود تبریز، سلطانیه و محراب معروف مدرسه امامی در اصفهان نام برد.

کاشی کاری در دوره صفویه:
“کاشی هفت رنگ” در این دوره جای مهم دارد. از آنجا که تهیه کاشی معرق مشکل بود، کاشی هفت رنگ متداول می شود. اما از کاشی معرق هم استفاده می شده است. شیوه کار کاشی هفت رنگ به این ترتیب بوده است که سفالها را به قطعات یک شکل ( معمولا مربع) می بریدند و سپس روی آن را نقاشی می کردند و می پختند. این قطعه های یک اندازه در کل مکمل یکدیگر بودند. و بیشتر به این جهت به کاشی هفت رنگ معروف هستند که تنوع رنگی در آنها بسیار است.

موضوع این نوع کاشی متاثر از نقاشی بوده است و همچون نقاشی های عهد صفوی تنوع طرح و رنگ و پرداخت در آنها بسیار قابل توجه است. از آثار بسیار معروف عهد صفوی باید از کاشی کاری های مسجد شیخ لطف الله و مسجد امام خمینی ( شاه سابق) در اصفهان نام برد.

گنبد مسجد شیخ لطف الله و کاشی کاری های درونی و بیرونی آن در نوع خود از پر ارزش ترین آثار جهان به شمار می رود. ادر مسجد امام خمینی نیز هماهنگی رنگها و طرح های کاشی ها به ظرافت و زیبایی در جهان معروف است.

کاشی کاری در دوره زندیه و قاجاریه و بعد ار آن:
هنر غرب در کاشی کاری عهد زندیه و قاجاریه سخت موثر افتاده است. نقاشی هایی تازه به نام ” گل لندنی” در این ادوار در کاشی ها نقش بسته و رنگهای جدیدی نیز به کار گرفته می شود که تابیش از این رایج نبود. عمارت کلاه فرنگی ( موزه پاریس ) و کاشی کاریهای مسجد وکیل در شیراز این نکته را روشن می کند. نقوش این کاشی ها بیشتر متاثر از طبیعت است،

و در مجموع در کل ساختمان از نوعی همامنگی بر خوردار است که متاثر از همان شیوه صفوی است. این نکته در کاشی کاری های مسجد وکیل شیراز به خوبی آشکار است.هر چند کاشی کاری عهد زندیه متاثر از کاشی کاری عهد صفوی است اما غنا و زیبایی آن را ندارد. در عهد قاجاریه تحولی نسبی از لحاظ رنگ آمیزی و موضوع در کاشی کاری پدید آمد

یعنی اکثرا در کاشی کاری های ابن عهد شاهد موضوعات تاریخی و یا زندگی روزمره درباریان هستیم. از جمله ابداعات جدید این عهد به کارز گرفتن رنگ قرمز است که تا بیش از این در کاشی کاری رایج نبوده است. از این ادوار به بعد، کاشی کاری نیز رو به زوال می رود.با ورود مواد صنعتی جدید برای پوشش ساختمانها نظیر سیمان و غیره بازار هنر کاشی کاری از رونق می افتد.

در دهه های اخیر پوشش قسمتی از ساختمان ها را به کاشی یا سفال تزئین کرده اند اما کیفیت آنها قابل قیاس با هنر کاشی کاری نیست و موجی از تاثیر هنر غربی در آنها کاملا آشکار است.

گونه هاي كاشي :
كاشي سراميكي داراي انواع وگونه هاي متفاوت وبسياري است.اعمال يا عدم اعمال لعاب،مهم ترين عامل تمايز انواع كاشي بشمار مي آيد.ميزان تخلخل كاشي نيز دردرجه دوم اهميت قراردارد.

لعاب :
رنگ دركاشي هاي لعاب خورده مي تواند دربافت كاشي واردشده باشد.اين رنگ مي تواند رنگ طبيعي خاك رس يا رنگدانه اي باشدكه قبل ازپخت كاشي به رس اضافه شده باشد.دربرخي موارددركاشي هاي لعاب خورده،رنگ(معمولا مخلوطي ازسيليكات سرب و رنگدانه ها) پس ازپخت بدنه برلعاب سطح اعمال مي شود

. سپس كاشي را جهت ممزوج نمودن لعاب با بدنه، مجددا دركوره پخت قرارمي دهند.انواع كاشي هاي لعاب خورده ازبراق روشن تا مات كامل،داراي رنگها،طرحها وبافتهاي سطحي متنوع تري درمقايسه با نوع بدون لعاب هستند

تخلخل :
ميزان تخلخل براساس مقدارآب جذب شده توسط كاشي تعيين مي شود.كاشي هاي غيرزجاجي ميزان جذب آبي حدود۷درصد يابيشتر،كاشي هاي نيمه زجاجي بين ۲تا۷ درصد،نوع زجاجي بين۶/۰ الي ۳درصد وگونه غيرجاذب كمتراز۵/۰ درصد دارند. عموما هرچه زمان پخت ودماي كوره بيشترباشد،كاشي نيززجاجي تر وميزان تخلخل آن كمتر مي گردد.

موزائيكهاي زجاجي سراميكي،كاشي هاي گرانيتي وكاشي هاي پرسلاني ازجمله كاشي هاي زجاجي باميزان جذب آب ناچيز محسوب مي شوند.كاشي هاي پرسلاني نيز باهمان مواداوليه لازم براي چيني پرسلاني،جهت پوشش ديواروكف بسيارمناسب هستند

.بسياري ازكاشيهاي بدون لعاب وكاشيهاي Quarry نيز جزء گونه با زجاجي هستند.نوع غيرزجاجي شامل بدنه هاي سفيد،كاشيهاي ديواري لعاب خورده،برخي بدنه هاي قرمز،كاشيهاي دماي پخت پائين وسنگفرشهاهستند.گرچه لعاب سطح هركاشي مقاوم دربرابرجذب آب است،ليكن كاشيهاي لعاب دارممكن است نسبت به نوع بدون لعاب مقاومت كمتري دربرابرآب ازخودنشان دهند.اين مسئله البته بستگي به ميزان مقاومت تخلخل بيسكوئيت كاشي وضخامت لعاب دارد.

بااين وجود،آب ازطريق فاصله بين كاشيها كه با ملات پرمي شود،واردبدنه آنها مي گردد.هنگام انتخاب كاشي مناسب براي مكانهاي مرطوب (نظيراطراف دوش و وان،كف حمام واطراف دستشويي) مسئله تخلخل كاشي اهميت بيشتري پيدا مي كند،

چراكه آب جذب شده توسط كاشي هاي متخلخل محل امني براي رشد باكتريها خواهدشدوسرانجام بانفوذبه لايه هاي زيرين باعث شل شدن اتصال بين كاشي وزمينه خواهد گرديد.كاشي هاي غيرزجاجي يا نيمه زجاجي رانبايددرنماي بيروني مناطق سردسير مورداستفاده قرارداد،چراكه آب جذب شده دربدنه كاشي مرتب يخ زده وآب مي شود

ودرنهايت باعث ترك خوردن كاشي مي گردد.گرچه فروشندگان كاشي معمولا كاشيها رابرحسب ميزان تخلخل طبقه بندي نمي كنند،ليكن دراين زمينه داراي اطلاعات كافي هستند.معمولا فروشندگان كاشي،كاشي سراميكي رابه سه دسته كاشي ديواري لعاب خورده،كاشي كف و كاشي موزائيكي طبقه بندي

مي نمايند.درهرطبقه،كاشيهارابراساس درجه مقاومتشان دربرابر شرايط محيطي ومواردي نظيرنفوذ آب،مقاومت دربرابر سايش وضربه گروه بندي مي كنند.اندازه،ضخامت وساختار سطح كاشي ازديگر عوامل مهم وموثردرانتخابي صحيح به شمارمي روند(براي مثال،بدنه هاي مقاوم دربرابر

لغزندگي براي كاربردهاي كف مناسب ترهستند).كاشيهاي ديگري كه داراي ويژگيها وكاربردهايي مشابه كاشي هاي سراميكي هستند عبارتنداز:آجروكاشيهاي سيماني.گونه هاي متعددسنگ طبيعي نظيرسنگ مرمر،سنگ لوح،گرانيت و مرمر رگه دار نيز به شكل كاشي يافت مي شوند.اين سنگها وهمچنين كاشي هاي چوبي و وينيل درآينده موردبحث خواهندگرفت.

كاشي ديواري :
كاشي ديواري معمول ترين نوع كاشي سراميكي مورداستفاده عموم است كه دراندازه ها،رنگها وطرحهاي گوناگون يافت مي شود.بيشتركاشيهاي تزئين مرسوم ومنقوش بادست متعلق به اين دسته اند.كاشي هاي ديواري معمولا۲۵/۰ الي ۳۷۵/۰ ايچ ضخامت، ۳*۳ اينچ الي ۶*۶ اينچ ابعاد ودرشرايطي باابعاد واشكال بزرگتر و متفاوت تري به بازار ارائه مي شوند.

ابعادمذكور اسمي والبته دربرگيرنده بندكي نيزهستند.معمولا،كاشيهاي ديواري نازك،سبك ومتخلخل بوده وبالايه نازكي ازلعاب(فقط مناسب استفاده روي ديوار)پوشانده شده اند.بااين وجود اين، مي توان آنها را روي پيشخوانها يا كفهايي باميزان ترددكم يارطوبت جزئي ماننداتاق خوابها ياحمامها مورداستفاده قرارداد.

كاشيهاي ديواري رامي توان درمحيطهاي مرطوب نظيراطراف وان ودوش نيز نصب كرد.درچنين شرايطي،معمولا يك لايه بتونه ضدآب راجهت محافظت درزها دربرابرنفوذ آب روي كاشي پخش مي كنند.البته درتعدادي ازكاتالوگها،كاشي هاي ديواري اينچنين طبقه بندي نشده وآنها رابانام طراحشان مي شناسندواغلب، شرايط وسطح مناسب براي نصب كاشي رامشخص ومعرفي مي نمايند.

كاشيهاي ديواري ورقه اي :
كاشي هاي ورقه اي درواقع كاشي هايي هستندكه بانظم وفاصله اي خاص كناريكديگروروي ورق كاغذي خاص،پلاستيك مشبك يايك لايه مشبك پارچه اي قرارمي گيرند.گاهي اوقات نيزبااستفاده ازمقاديركم وينيل،چسب سيليكن يا پلي يوريتاين (Polyurethane) بانام روكش نقطه اي به هم متصل مي گردند.

اين صفحات معمولا دراندازه هاي۱۲ اينچ مربع به بالا يافت مي شوند.گرچه كاشيهاي ديواري ورقه اي نيازي به كارپرزحمت درزبندي كاشيهاي تك ندارندودرنتيجه كارنصب رابسيارآسان مي كنند،ليكن به نسبت قيمت،ازكاشيهاي تك باهمان كيفيت گرانترهستند.همچنين ازلحاظ اندازه،رنگ وطرح درمقايسه باكاشيهاي تك محدودترهستند.بعضي ازكاشيها رامي توان روي كفها ياپيشخوانها مورداستفاده قراردادكه البته پس ازنصب، درزها بايدباملات پرشوند.

كاشيهاي داراي ورقه هاي ازپيش چيده :
ازانجاكه اين كاشيها نيازبه پرداخت باملاتهاي ويژه ندارند،لذا يك مرحله جلوترازكاشي هاي ديواري ورقه دارهستند.ملات درواقع يك لايه انعطاف پذيرپلي يوريتاين،كلريدپلي وينيل يا بتونه سيليكن است كه احتياجي به بتونه وملاتهاي سيماني ندارد.خودورقه ها نيزانعطاف پذيري كافي براي خمش وكشش هنگام كاربرخوردارهستند

.اين ويژگي خاص،به نصاب اين امكان رامي دهدتابااستفاده ازقطعات ويژه وكاشيهاي مخصوص لبه كار،عمل نصب رابه خوبي انجام دهد.لوله هاي حاوي بتونه سيليكن براي پوشش فواصل بين صفحات وكاشيهاي حاشيه اي مورداستفاده قرارمي گيرند.معمولا ،دوغاب رابايك ماده شيميايي بازدارنده رشدقارچها وكپكها مخلوط مي كنند

تابتوان آن را درمحيط هاي مرطوب نظيرحمامها به كاربرد.به خاطراستفاده ازاين نوع ماده شيميايي،FDA (انجمن موادغذايي و دارويي) كاربرداين صفحات راروي پيشخوانهاي آشپزخانه ها يا محل طبخ وآماده سازي غذا توصيه نمي نمايد. اين بتونه ها به رنگ سفيد يا ديگر رنگها دربازار موجودند.