تاريخچه معماري ايران و كشور هاي اسلامي

بخش اول

معماري ايران در دوره قبل ازاسلام

معماري در دوره ماد و هخامنشي
• اصول معماري ايراني
به طور كلي اصول معماري ايرني عبارتند از :
۱ـ مردم واري : يعني داشتن مقياس انساني كه آن را مي توان در عناصر مختلف معماري ايران مشاهده كرد . به طور مثال اگر سه دري ( اتاق خواب ) را در نظر بگيريم، اندازه ي ان بر حسب نيازهاي مختلف يك زن، مرد، بچه يا بچه هاي آنها، لوازم مورد نياز و … در نظر گرفته شده است يا براي جلوگيري از گزند گرماي زياد ايران، ديوار را دو پوسته مي ساختند و يا نور را از سقف مي گرفتند.

۲ـ پرهيز از بيهودگي : در معماري ايران بر اين اصل تاكيد فروان شده است، به عنوان مثال نصب مجسمه ها كه در اغلب بناهاي سرزمين هاي ديگر معمول است در معماري ايراني وجود ندارد.

۳ـ نيارش : اصطلاحي است در معماري و به كليه كارهايي اطلاق مي شود كه براي ايستايي و پايداري بنا انجام مي گيرد. به عبارت ديگر، نيارش مجموعه اي است از امور محاسباتي و استاتيكي به انضمام مصالح شناسي و انتخاب و استفاده از مناسب ترين و كمترين مصالح. به عنوان مثال در گذشته بيشتر تكيه ي معماران بر اصول مهندسي بوده است و به نظر آنان هنگامي بنا زيبا بوده كه از لحاظ ايستايي نيز نمايان گر ايستا بودن خود باشد.

در نيارش از مقياسي به نام « پيمون » استفاده مي شده است. پيمون يكي از ضوابطي بود كه براي تعيين تناسب بين اجزاي بنا رعايت مي شد. با استفاده از نيارش و پيمون، سه مرحله ي مهم طرح ، محاسبه و اجرا به بهترين نحو انجام مي يافت به طوري كه طرح زيبا، محسبات صحيح و اجرا نيز
ساده مي شد.

۴ـ خود بسندگي : به عبارتي، خود كفايي است و به مفهوم استفاده از حداكثر امكانات موجود و در دسترس و مصالح بوم آورد است. به اين تريتب كار با سرعت بيش تر انجام شده و مصالح با طبيعت
اطراف خود هماهنگي بيش تري داشته است.

۵ـ درون گرايي : يعني به دليل وضع جغرافياي خاص بساري از مناطق ايران، مانند خشكي، بادهاي مختلف، و شن هاي روان و … امكان ساخت بناهاي برون گرا نبوده است. به عنوان مثال در نقشه تخت جمشيد «درون گرايي » كاملاً ديده مي شود.

• شيوه هاي معماري ايراني
به طور كلي معماري ايراني داراي شش شيوه مي باشد كه دو شيوه ي آن مربوط يه معماري قبل از اسلام و چهار شيوه ي بعدي آن مربوط به معماري بعد از اسلام مي باشد. اين شيوه ها عبارتند از :
شيوه هاي معماري ايران

معماري قبل از اسلام معماري بعد از اسلام

در اين بخش به بررسي شيوه هاي معماري در قبل از اسلام مي پردازيم :
الف ـ شيوه ي پارسي : اين شيوه مربوط به زمان مادها تا حمله ي اسكندر يعني از قرن ۸ تا ۳ ق.م مي باشد .

مهم ترين خصوصيات شيوه ي پارسي عبارت است از:
۱ـ استفاده از سنگ هاي بريده، منظم و گاهي صيقل خورده و بهره گيري از بهترين نوع مصالح از لحاظ مرغوبيت، رنگ و دوام از هر جاكه ميسر بوده است.
۲ـ آماده كردن پي بنا با سنگ ريزه و سنگ لاشه و قرار گرفتن بناي ساختمان بر روي سكو و تخت گاه.

۳ـ نهادن ستون ها در حداكثر فاصله ي ممكن و تا ارتفاع بسيار چشم گير و آرايش سرستون ها با جزئياتي كه براي تحمل بار سقف چوبي كاملاً متناسب و منطقي باشد.
۴ـ پوشش با شاتير، تير و تيرچه ي چوبي سخت و بريده و درودگري شده.

۵ـ آرايش ديواره هاي اطراف پلكان هاي كوتاه و مال رو با نقش هاي برجسته و كنگره هاي زيبا و متناسب.
۶ـ ساختن ديواره هاي جدا كننده با خشت خام و آرايش داخلي و خارجي آن با كاشي رنگي لعاب دار.
۷ـ پرداختن فرش كف با بهترين مصالحي كه در آن روزگار يافت مي شده است.
۸ـ تعبيه ي سايبان و آفتاب گير منطقي و ضروري براي ساختمان ها.

• معماري در دوره ي مادها
مادها در آذربايجان، حدود كردستان و لرستان، ري قديم و اصفهان مسكن داشتند. پارس ها با بوميان و
همسايگان نيرومند خود مانند « آشوريان » و « اورارتويي ها » (ourartou) به جنگ و ستيز پرداختند و ديه ها و مساكن اين نواحي را يكي پس از ديگري تصرف كردند و به دور شهرها بارو كشيدند. فرمانروايان قبيله هاي ماد در يك جا گرد آمدند و دولت هاي كوچكي تشكيل دادند. مادها به مدت ۱۰۰ سال پايدار ماندند و از اوسط قرن ۹ ق.م كم كم براي دولت نيرومند آشور مايه ي دردسر شدند.دولت ماد در سال « ۵۵۰ ق.م » منقرض و جزو دولت پارس شد.

سه ناحيه ي عمده ي دولت ماد عبارتند از:
ـ همدان
ـ ري
ـ نسا (حدود كرمانشاه )
هگمتانه يا همدان امروزي، پايتخت مادها، و نخستين شهر هخامنشي بود كه تا زمان اشكانيان نيز پايتخت تابستاني به شمار مي رفت. آثار مكشوفه ي معماري در هگمتانه، شامل برج، حصار و بناهاي عظيم خشتي، خبر از يك شهر يا دژ تابستاني مي دهد. شهر باستاني مكشوفه از لحاظ معماري و نيز از لحاظ تاسيات دفاعي و حفاظتي، داراي ويژگي هايي است كه در نوع خود كم نظير است. از ديگر آثار اين دوره مي توان از شهرهاي بيستون، كنگاور و اسپيدانه ( اصفهان ) نام برد.

آثار معماري دوره ي ماد عبارتند از:
ـ دخمه ي « داو دختر » در فارس.
ـ دخمه ي « قزقاپان » يا قيزقاپان ( رباينده دختر ) در سليمانيه ي كردستان عراق.
ـ دخمه ي « سكاوند » در كردستان.
ـ دخمه ي « فخرگاه » در كردستان.

ـ « گودين تپه » در جنوب شرقي كنگاور.
ـ « تپه ي نوشي جان » در جنوب همدان.
• معماري در دوره هخامنشي

عصر هخامنشي با اقدامات سياسي « كوروش » بنيان گذار آن سلسله، و ايجاد نخستين كانون امپراطوري خود در « پاسارگاد »، از سال « ۵۵۰ ق.م » آغاز مي شود.

هنر هخامنشي معمو لاً به دو دوره تقسيم مي شود :
اولين دوره در ويرانه هاي پاسارگاد شناسايي مي شود كه به فرمان « كوروش » برپا گرديد؛ دوره ي دوم در آثار شكوهمندي چون كاخ هاي تخت جمشيد ديده مي شود كه به فرمان « داريوش اول » و جانشين آن ساخته شد. بناي مهم « تخت جمشيد » يكي از بناهايي است كه به شيوه ي « پارسي » ساخته شده است.

اما قبل از آن كه به بررسي اين مجموعه بپردازيم، به شرح مختصري درباره ي ابنيه ي موجود در پاسارگاد مي پردازيم:
پاسارگاد: كهن سال ترين بناهاي هخامنشي كه ويرانه هاي آنها تاكنون بر جاي مانده است، بناهايي هستند كه در پاسارگاد ـ نخستين پايتخت دولت هخامنشي ـ بر پا شده بودند.

« كوروش » ـ نخستين پادشاه هخامنشي ـ « پاسارگاد » را پايتخت كشور اعلام كرد و در سال « ۵۵۰ ق.م » دستور احداث مجموعه اي متشكل از چند كاخ، آتشكده، معبد و هم چنين آرامگاه خويش را صادر نمود.

كاخ هاي اين مجموع كه به نام هاي كاخ پذيرايي يا بارعام، كاخ اختصاصي و كاخ شرقي مشهورند، هر يك داراي ابعاد وسيع و بر سكويي سنگي بنا شده اند.

معماري در دوره ي سلوكيان و اشكانيان
• معماري در دوره ي سلوكيان
پس از مرگ اسكندر در سال ۳۲۳ ق.م، ميان سرداران او نبردي دراز در گرفت تا آن كه در سال ۳۱۲ ق.م « سلوكوس » فاتحانه به بابل وارد شد و اين آغاز سلطنت سلوكيان بر سرزمين هاي شرقي امپراطوري اسكندر بود،كه خود مبدا گاه شماري تازه شد.

سرزمين سلوكيان از بين النهرين آغاز و به افغانستان مي رسيد. بعد ها سوريه و آسياي صغير نيز به اين قلمرو افزود شد. پايتخت سلوكيان شهر « سلوكيه » بود. بعد ها در شرق اين شهر، شهر « تيسفون » ـ پايتخت اشكانيان و ساسانيان ـ بنا شد و در خلافت عباسيان در نزديك آن شهر « بغداد » پديد آمد. بعد ها « انطاكيه » واقع در سوريه، پايتخت ديگر سلوكيان شد.

هنر سلوكي در ايران اثر فوق العاده اي نداشته است و تعداد ابنيه و آثار آنها بسيار نادر است. آثار عصر سلوكي يا بيشتر تحت تاثير هنر هخامنشي است، يا آميزه اي از هنر ايران و هنر يونان است و يا با هنر و دنياي يوناني رابطه ي مستقيم دارد.

از آثار هنر و معماري اين دوره مي توان به بناهاي زير اشاره كرد:
ـ آتشكده ي نور آباد
ـ نقش برجسته ي تل ضحاك
ـ پرستشگاه نهاوند
ـ پرستشگاه شمي

ـ معبد استخر
ـ پرستشگاه خورهه

ب ـ شيوه ي پارتي : دومين شيوه ي معماري ايراني « شيوه ي پارتي » است. اين شيوه بعد از حمله ي اسكندر در ايران معمول شد و در دوره ي « اشكاني »، «ساساني »، «صدر اسلام » و در بعضي نقاط حتي بعد از اسلام تا قرن سوم و چهارم هجري قمري ادامه داشته است.

خصوصيات شيوه ي پارتي عبارت است از :
۱- حداكثر استفاده از مصالح محلي ( بوم آورد )؛ مثل استفاده از سنگ لاشه، خشت خام يا پخته و …
۲- استفاده بسيار خوب از تكنيك پيشرفته ي طاق و گنبد.
۳- تنوع فوق العاده در طرح ها.
۴- پرهيز نكردن از شكوه ارتفاع زياد

• معماري در دوره ي اشكانيان
« پارت ها » اقوام ديگري از نژاد آريايي بودند كه در شمال شرقي ايران سكونت داشتند . پارتيان ابتدا
بر عليه سلوكيان قيام كرده و مقداري از متصرفات آنان را باز پس گرفتند و سپس سلسله ي « اشكانيان » را در حدود سال ۲۵۰ ق.م تشكيل دادند.

پارتيان در زمان شكوفايي دولت خود علاوه بر ايران، قسمتي از تركمنستان ( روسيه كنوني )، بين النهرين ( عراق كنوني ) و قسمتي از سرزمين هاي پاكستان و افغانستان را به تصرف خود درآوردند و بار ديگر بزرگ ترين دولت هاي جهان رادر زمان خود تشكيل دادند.

با وجود جاذبه هاي تمدن يونان، پارت ها به دنبال آن تمدن نرفتند و حتي از معماري هخامنشي نيز تقليد نكرده اند. از طرف ديگر براي رسيدن به خود بسندگي و استفاده از مصالح بوم آورد، نمي توانستند مصالح را مانند دوره ي هخامنشي از راه هاي دور دست بياورند؛ به همين دليل اختراع بزرگي را در تاريخ معماري بشر كه همان پوشش هاي طاقي در دهانه هاي بزرگ و در سطوح چهار گوش است را به وجود آوردند.

البته در دوره هاي قبل از آن نيز از پوشش هاي طاقي در ايران استفاده شده است. اما به نظر مي رسد كه پارت ها به دليل ضرورت هاي مختلفي كه در آن زمان ايجاب مي كرده به معماري و هنر قديم، خصوصاً معماري زمان مادها و حتي پيش از آن يعني ايلامي ها ( چغازنبيل ) باز گشته و با توان بسيار بالايي پوششهاي طاقي با دهانه ي بزرگ را از مصالح موجود پوشانده اند.

آثار اين دوره عبارتند از:
۱- كاخ نيسا ۲- شهر مرو
۳- شهر تيسفون ۴- شهر آشور
۵- كاخ آشور ۶- كاخ الحضرا ( هترا )
۷- معبد آناهيتا ۸- كوه خواجه

كاخ نسا : نخستين پايتخت اشكانيان شهر « نسا » يا « نيسا » يا « پارتا نيسا » بود كه در نزديكي شهر « عشق آباد » قرار داشت . اين كاخ داراي استحكامات و ابنيه هاي مذهبي بود.
پوشش نماي اين كاخ متعلق به دوران « دوست داري يونان » يا « يونان گرايي » ( Helleinism )است (قرن ۳ ـ ۲ ق.م )

طرح كاخ نيسا سه رواقي است و ديوارهايش از پايين به بالا به دو طبقه تقسيم شده اند كه در طبقه ي فوقاني طاقچه هايي ايجاد شده است. در اين طاقچه ها مجسمه هاي زنان و مرداني جاي دارند كه با گل ورزيده، ساخته و منقوش شده اند و اجداد پادشاهان پارت را كه به آنها مقام خدايي داده اند نشان مي دهند.

اتاق اصلي كاخ، تالاري ستون دار به مساحت تقريبي ۲۰ متر مربع بود. سقف آن با استفاده از تير هاي بزرگ، روي چهار ستون چهار بر ـ كه در واقع اتاق را به سه راهرو تقسيم كرده بود ـ پوشانده شده بود. اين ويژگي به كرات در معماري پارتي بعد از اين تاريخ نيز به چشم مي خورد.

ديوارها به رنگ « قرمز » و « سفيد » و به طور افقي توسط نواري از صفحات كوچك سفالي و به طور عمودي با رديف هايي از نيم ستون كه روي هر ديوار ۶ تا از آنها قرار داشت تقسيم بندي شده بود. چهار ستوني كه در وسط اين تالار قرار دارند، چهار طرف سقف مسطح را در بالاي خود نگاه داشته اند.

كاخ هترا (الحُضراء ) : از ديگر كاخ هاي اين دوره مي توان به كاخ « الحضراء » اشاره كرد به خاطر خصوصيات معماري، يعني ايوان و طاقهاي هلالي، آن را به « اشكانيان » و معماري « پارتي » منسوب مي كنند. شهر هترا، در جنوب شهر موصل واقع در عراق است.

معماري در دوره ي ساسانيان
• معماري در دوره ي ساسانيان
ساسانيان آخرين سلسله ي شاهنشاهي ايران در قبل از اسلام مي باشند ( حدود ۲۲۶ تا ۶۲۵ ميلادي ) كه بعد از اشكانيان به سلطنت رسيدند. « اردشير بابكان » پس از شكست « اردوان پنجم اشكاني » با تسخير شهر تيسفون، شاهنشاهي ساساني را بنيان گذاشت. اردشير شهر « استخر » را نيز به عنوان دومين پايتخت خود هم چنان نگاه داشت. ساسانيان بر خلاف اشكانيان. كه در برابر رومي ها سياست تدافعي داشتند، بيشتر روش تهاجمي را در پيش گرفتند.

پس از اردشير بابكان، پسر او يعني « شاپور اول » به سلطنت رسيد. او به سال ۲۵۶ ميلادي، شهر سوريه را تصرف نمود و در سال ۲۶۰ ميلادي ارتش روم را هم در هم شكست. شاپور اول در اين جنگ امپراطور روم يعني «والرين » (Valerien) و قسمتي از لشگريان او را به اسارت گرفت.

صحنه ي جنگ شاپور با والرين و روميان در دره ي شاپور در نزديكي شهر بيشاپور ـ پايتخت شاپور ـ به تصوير كشيده شده است. پس از شاپور اول در زمان پادشاهي خسرو دوم ( ۵۹۰ تا ۶۲۸ ميلادي ) سرزمين هاي پادشاهان ساساني به وسيع ترين مرحله گسترش خود و فعاليت هاي هنري به نهايت اوج خود رسيدند.هنر ساساني در ادامه ي هنر اشكاني كه سنت هاي هنر يوناني را در خود جذب كرده بود، به تدريج تكوين يافت و چهار چوب بيناديش تعيين گرديد.

نكته: هنر ساساني را بايد هنري شاهانه دانست كه بيش تر در خدمت نمايش شكوه و عظمت پادشاه در اعمال و احوال مختلف آنان است.
نكته : يكي از ابداعات مهم در معماري دوره ي ساساني، كه در زمان اردشير اول اتفاق افتاد، تغيير طرح « دايره شكل » شهرها به طرح « مستطيل شكل » بود.

آثار اين دوره عبارتند از:
۱- آتشكده ي نياسر ۲- كاخ تيسفون ۳- كاخ بيشاپور
۴- آتشكده ي آذر گشسب ۵- كاخ قلعه دختر ۶- كاخ سروستان
۷- كاخ خسرو ۸- طاق بستان ۹- ايوان كرخه

۱۰-تخت سليمان ۱۱- ارگ بم ۱۲-پل كشكان
۱۳- پل شكسته ۱۴- پل دختر

• آتشكده ها
از آنجا كه دين رسمي كشور در زمان ساسانيان دين « زرتشتي » بود، لذا براي « آتش » احترام خاصي قائل بودند و آن را مقدس مي شمردند و براي نگهداري و نگهباني از آتش، پرستشگاه يا جايگاه هاي مخصوصي مي شاختند. حال به نمونه هايي از اين اتشكده ها اشاره مي كنيم:

آتشكده ي نياسر : اين آتشكده در نزديكي شهر كاشان قرار دارد و از بناهاي دوره ي « ساساني » به شمار مي آيد. اين آتشكده احتمالاً متعلق به « قرن دوم ميلادي » مي باشد. در اين بناي چهار طاقي مانند « طاق رومي » و « ضربي » ديده مي شود.

آتشكده ي آذرگشسب : يكي ديگر از آتشكده هاي اين دوره، آتشكده ي آذر گشسب ( آتش شاهي يا آتش سلحشوران ) در محل تخت سليمان مي باشد. منابع تاريخي تاييد مي كنند كه اين آتشكده در اواخر دوره ي ساساني به ويژه در زمان خسرو اول و دوم يكي از با اهميت ترين و مهم ترين آتشكده هاي ايران بوده كه همواره به عنوان زيارت گاه مد نظر پادشاهان قرار داشته است.

‏آتشكده ي تنگ چك چك: سالمترين چهارطاقي كه از اواخر دوران ساساني به جاي مانده در درة « تنگ چك چك » واقع در استان لرستان كشف شده است؛ كه گويا پس از پيروزي اعراب و با وجود گرايش كشور به دين اسلام، در اين مكان دين زرتشت پايدار مانده بوده است.

• كاخ ها
از دوران حكومت بلند مدت ساسانيان،كاخ ها و بناهاي مهمي بر جاي مانده است كه هر چند ادامه ي هنرهاي قديم و هخامنشي و پارتي است، اما در عين حال ويژگي خاص خود را دارد.

اين بناها عبارتند از:
ـ كاخ قلعه دختر ـ كاخ فيروزآباد ـ كاخ تيسفون
ـ كاخ بيشاپور ـ كاخ سروستان ـ كاخ خسرو

بخش دوم
معماري ايران در دوره ي بعد از اسلام
• معماري ايران بعد از اسلام

« ظهور اسلام در آغاز قرن هفتم ميلادي بنياد بسياري ازكشورهاي كهن و متمدن آن زمان را دگرگون ساخت و قدرت و نفوذ آن در تركمنستان غربي و پنجاب از يك طرف و اسپانيا از طرف ديگر گسترش يافت. به اين ترتيب با پيدايش تغييرات اساسي در سرزمين هاي مذكور، هنر و تمدن كهن آسيا، شمال آفريقا و حتي بخشي از اروپا دگرگون شد و شالوده ي هنر هاي اسلامي ـ كه تركيبي از هنرهاي حكومت هاي مغلوب مانند ساسانيان و حكومت بيزانس با فرهنگ اسلامي بود ـ شكل گرفت

هنر اسلامي تقريباً با روي كار آمدن سلسله ي اموي در سال « ۴۱ هـ .ق » آغاز شد و اين امر با انتقال مركز خلافت از مدينه به دمشق بي ارتباط نبود. تغيير مركز حكومت، مسلمانان را مستقيماً با هنر بيگانه، يعني هنر ايران و روم آشنا كرد و از همين زمان بود كه هنر دوره ي بني اميه، كه التقاطي از هنر سرزمينهاي همجوار بود، راه تازه اي در پيش گرفت.

در سال « ۱۳۳ ه.ق » با آغاز حكومت عباسيان در عراق يك شيوه ي هنري كاملاً ايراني به وجود آمد و هنرهاي مختلف اين عصر با الهام از عناصر دوره ي ساسانيان شكل تازه اي به خود گرفت. در همين زمان سلسله هاي مستقل و ملي مانند طاهريان، صفاريان و سامانيان در ايران تاسيس گرديد كه با آفرينش هنرهاي مختلف، سنت هاي هنري گذشته ايران را تجديد كردند. در اين دوران صنايع مختلف مانند سفال سازي، معماري و تزيينات آن درخشش تازه اي يافت به نحوي كه در دوره هاي بعد هنرمندان از آن الهام گرفتند.

در « نيمه ي اول قرن ۵ هـ .ق‌‌‌» در شرق ايران حكومت جديدي به نام « سلجوقيان» روي كار آمد كه حدود ۱۵۰سال دوام يافت. اين دوره يكي از درخشان ترين دوره هاي ابداع و توسعه صنايع و هنرهاي مختلف اسلامي است. در اين دوره معماري و هنرهاي وابسته به آن مانند « آجركاري » و « گچ بري » نيز با الهام از معماري دوره ي قبل از اسلام به شكوفايي رسيد.

در « اوايل قرن ۷ هـ .ق » هجوم مغولان، بسياري از كشورهاي اسلامي از جمله ايران را به ويراني كشيد اما ديري نگذشت كه مغولان فرهنگ و سنن ملل مغلوب را پذيرفتند و حامي هنر و هنرمندان اسلامي شدند. با تاسيس سلسله ي ايلخانيان در ايران به زودي مراكز حكومت آنان مانند « تبريز » ، « بغداد » ،« سلطانيه » و « اصفهان » ، محل اجتماع هنرمندان شد و بناهاي مذهبي و غير مذهبي متعددي در قسمت هاي مختلف ايران با تزيينات بسيار برجسته و گچ بري و آجر كاري بنا شد .

در « اواسط قرن ۸ هـ .ق » حمله ي تيمور بار ديگر شهر ها و مراكز اسلامي را به ويراني كشيد، اما دوباره شهر ها آباد شد و « سمرقند » و « بخارا » پايتخت تيموريان گرديد وبا بناهاي متعدد مذهبي و غير مذهبي آراسته شد. در تزيينات اين بناها از كاشي كاري « معرق » استفاده شده است.

در« اوايل قرن۱۰ هـ .ق » صفويان درايران به حكومت رسيدند و به ترتيب شهرهاي « تبريز» ،
« قزوين» و « اصفهان »‌ را به پايتختي برگزيدند. در اين زمان هنرهاي مختلف به ويژه معماري شكوه و زيبايي خاصي يافت و بناهاي مختلف اين دوره با تزيينات متنوع « كاشي كاري » ، كه به تدريج جايگزين آجركاري و گچ كاري دوره هاي قبل گرديده بود، آراسته شد. از قرن ۱۴ هـ .ق به بعد، معماري و تزيينات به شيوه ي دوره هاي قبل ادامه نيافت و تزيينات جديد، جايگزين هنر معماري سنتي گرديد.»

• شيوه هاي معماري ايران در دوره هاي بعد از اسلام
همانطور كه در بخش اول به آن اشاره شد، معماري ايران داراي شش شيوه ي متداول مي باشد۲ شيوة

آن مربوط به قبل از اسلام و ۴ شيوه ي ديگر آن مربوط به دوره هاي بعد از اسلام مي باشد. حال به ذكر شيوه هاي معماري ايران در دوره هاي بعد از اسلام مي پردازيم. شيوه هاي معماري ايران در بعد از اسلام عبارتند از :
۱- شيوه ي خراساني ( شبستاني )
۲- شيوه ي رازي
۳- شيوه ي آذري
۴- شيوه ي اصفهاني
۱ـ شيوه ي خراساني ( شبستاني )

اولين نمونه هاي هنر و معماري اسلامي ايران در منطقه ي « خراسان » شكل گرفت. اين شيوه در « قرن اول هـ .ق » و از ابتداي پذيرش دين مبين اسلام از سوي ايرانيان آغاز شد و تا زمان « آل بويه » و « ديلميان » ( قرن ۴ هـ .ق ) ادامه داشت.

گروهي شيوه ي خراساني را ادامه ي شيوه ي پارتي مي دانند. در اين شيوه كه نقشه ي عمومي بنا هاي آن از مساجد صدر اسلام اقتباس شده، مساجد به « شبستاني » يا « چهل ستوني » ساخته شده اند. قوس هاي به كاررفته در شيوه هاي خراساني به صورت « بيضي » و « تخم مرغي » است كه از نمونه هاي پيشين آن مي توان به كاخ هاي ساساني يعني « فيروز آباد » و « طاق كسري » اشاره كرد.

معماري در شيوه ي خراساني بسيار ساده و خالي از هر گونه شكوه است.در اين شيوه از ارتفاع زياد و بي مورد پرهيز شده و تا حد امكان، بنا كوتاه تر ساخته شده و گچ بري و ساير تزيينات و نماسازي پر هزينه به طور كلي از بين رفته و از قرار دادن كنگره هاي اطراف بام نيز خودداري به عمل آمده است؛

مصالح بيش تر از نوع ساده و ارزان قيمت و در واقع از همان مصالحي بوده كه در شيوه ي قبلي ـ پارتي ـ به كار رفته است.

خصوصيات شيوه ي خراساني عبارتند از:
۱- سادگي تا مرز امكان
۲- استفاده از مصالح بوم آورد
۳- پرهيز از بيهودگي

۴- مردم واري فوق العاده
• بناهاي شيوه ي خراساني ( شبستاني )
بناهاي شيوه ي خراساني عبارتند از:
۱- مسجد جامع فهرج يزد ۲- تاريخانه دامغان
۳- مسجد جامع نايين ۴- مسجد جامع تبريز

۵- مسجد جامع اصفهان ۶- مقبره امير اسماعيل ساماني
۷- مسجد جامع ابرقو ۸- مسجد جامع ميبد
۹- اصل مسجد اردستان
تاريخانه ي دامغان : اين بنا در شهر دامغان قرار دارد كه به « خدايخانه » نيز معروف است كه احداث آن به « اواسط قرن ۲ هـ .ق » يا « ۸ ميلادي » باز مي گردد. اين مسجد نمونه ي بسيار زيبا و كاملي از مساجد سده هاي اوليه ي اسلام به شمار مي رود. شيوه ي معماري اين مسجد برگرفته از معماري دورة « ساساني » است.

ساختمان مسجد شامل يك صحن يا حياط مركزي است كه اطراف آن را رواق هاي سرپوشده احاطه كرده است. شبستان مسجد داراي ۱۸ ستون مدور ( سه رديف ۶ تايي ) است. اين ستونها از نظر ويژگي معماري مشابه ستون هاي كاخ هاي ساساني هستند.

طاق هاي مسجد تاريخانه از « آجر » است و به طاقهاي دوره ي قبل از اسلام ـ يعني عهد ساساني ـ مشابهت بسيار دارد. قوس هاي تاريخانه به آرامي به طرف « جناغي » ( شكسته ) مي رود و مرحله اي از تحول قوس بيضوي ساساني را به قوس جناغي اسلامي نشان مي دهد؛ توضيح آنكه مناره ي آجري زيبايي در عهد « سلجوقي » به اين مجموعه اضافه شده است.

۲ـ شيوه ي رازي
اين شيوه چهارمين شيوه ي معماري ايران مي باشد كه در آن تاثير پذيري از شيوه ي پارسي، شكوه شيوه ي پارتي و دقت شيوه ي خراساني ديده مي شود. شيوه ي رازي بهترين و متنوع ترين شيوه ي معماري اسلامي ايران است.آغاز شيوه ي رازي هر چند مربوط به شمال ايران است.

اما در شهر « ري » رواج مي يابد. شيوه ي رازي از زمان « آل زيار » شروع و تا زمان حمله ي « مغول » ادامه داشت. چون هر شيوه ي جديد متاثر از شيوه هاي قبلي است، لذا در آغاز شيوه ي رازي، بعضي از بناها مانند « گور امير اسماعيل ساماني » و « مناره ي ارسلان جاذب » وجه مشتركي بين شيوه ي خراساني و رازي دارند.

اوج شكوفايي و ترقي شيوه ي رازي در دوره ي « سلجوقيان » است. پادشاهان سلجوقي با همت و علاقة وزير با تدبير خود، خواجه نظام الملك، ايجاد آثار و بناهاي بسياري را از ماوراءالنهر ( آسياي ميانه كنوني ) تا آسياي صغير و آنا طولي ( تركيه ) ادامه داده و با عملكردهاي گوناگون ساختند.

در اين زمان، برج هاي آرامگاهي، مناره ها، مساجد، مدارس و كاروانسراها و موارد بسيار متنوعي احداث شدند. در اين دوره تعداد برج مقبره ها و ميل مناره ها از تعداد مساجد بيش تر شد.طرح هاي دايره، ۸گوش، ۶گوش، ۴گوش، مربع و مربع مستطيل در بناهاي اين دوره مورد استفاده قرار گرفت. ميل هاي راهنما و تبديل مساجد شبستاني به بناهاي « چهار ايواني » در اين دوره صورت گرفت؛ گنبدها نيز در انواع شكل هاي گوناگون در اين دوره ساخته شدند مانند گنبدهاي « گسسته نار » ( برج هاي خرقان در نزديكي قزوين )،گنبد « گسسته رك » ( گنبد قابوس )، « گنبد هاي خاكي » و انواع گنبد هاي « دو پوسته » مسجد برسيان و اردستان و جامع زواره ).

در اين شيوه هم چنين از انواع « نقوش شكسته » و « گره سازي » با آجر و كاشي استفاده شده است.در اين شيوه، ساختمان از بنياد و پاي بست با « مصالح مرغوب » احداث مي شد و خشت هاي پخته ي كوچك و بزرگ و نازك، بستر نماهاي بنا را مي آراست.

• بناهاي شيوه ي رازي
بناهاي شيوه ي رازي عبارتند از:
۱- گنبد قابوس ۶- مسجد جامع كبير قزوين ۱۱- برج رگست
۲- برج هاي خرقان ۷- مسجد جامع اصفهان ۱۲- گنبد سرخ مراغه

۳- مسجد برسيان ۸- گنبد علويان ۱۳- قسمت اصلي مسجد جامع گلپايگان
۴- مسجد جامع اردستان ۹- برج رادكان
۵- كاروانسراي رباط شرف ۱۰- برج لاجيم

گنبد قابوس : يكي ديگر از شاهكارهاي معماري صدر اسلام، آرامگاه شمس المعالي قابوس بن وشمگير در ط دشت گرگان » است. هم چنين اين آرامگاه يكي از قديمي ترين برج هاي آرامگاهي است كه طبق كتيبه ي آن در سال « ۳۹۷ هـ .ق » ( قذن ۴ هـ .ق ) بنا شده است. تپه اي كه پي بنا بر آن نهاده شده و اكنون حدود ۱۵ متر عمق دارد، خود تپه اي باستاني است. درون اين پي بنا ( پاي بست )، سردابي بوده است كه آثار طاق آن هنوز باقي است .

بدنه برج را ستون هاي تزييني مضرس مثلثي شكل احطه كرده است. اين مضرس ها با « آجر » كار شده است.

مسجد جامع اصفهان با نقشه ي « چهار ايواني » بنا شده و شامل ۹ محراب مي باشد. بناي كنوني آن شامل بخش هاي زير است:
۱- شبستان مسجد ۲-گنبد جنوبي
۳- گنبد شمالي ۴- ايوان غربي
۵- ايوان شرقي ۶- صفه ي صاحب

۷- محراب اولجايتو ۸- شبستان بيت الشتاء
۹- گنبد علويان ۱۰- گنبد سرخ
۳ـ شيوه ي آذري

اين شيوه از زمان « ايلخانيان » مغول شروع شده و تا زمان « صفويه » ادامه مي يابد. در اين زمان انواع نقشه هاي « چهار ايواني » در طرح هاي مختلف براي ساخت مساجد و مدارس به كار گرفته شده اند.