جنگ شيميايي با جنگ جهاني اول در اوايل قرن بيستم آغاز شد و با جنگ شيميايي عراق عليه ايران در اواخر قرن بيستم به اتمام رسيد. اگر چه در تاريخ، تا قبل از شروع جنگ اول جهاني مواردي از بكار گيري اسلحه شيميايي ذكر شده است ولي انجام جدي حملات شيميايي به جنگ اول باز مي گردد.
جنگ جهاني اول و نخستين حملات شيميايي

از اوايل جنگ جهاني گازهاي شيميايي وارد ميدان شدند. دراگوست ۱۹۱۴ فرانسويها گازهاي اشك آور مختلفي ر ااستفاده نمودند. در ژانويه ۱۹۱۵آلمانها در لهستان عليه روسها از گاز كلر استفاده نمودند كه بي نتيجه بود.

نخستين حمله موفق آلمان ها و تلفات سنگين با گاز كلر

در بعد از ظهر ۲۷ آوريل ۱۹۱۵ آلمانها در نزديكي شهري به نام ‎YP RES در بلژيك عليه متفقين (كه بيشتر سربازان انگليسي و بلژيكي بودند) گاز كلرين را بكار بردند كه نخستين حمله وسيع گازي در تاريخ دنيا محسوب مي شود. در اين حمله حدود ۶۰۰۰ سيلندر حاوي كلرين مايع را در طول يك خط ۶كيلومتري مستقر نموده، ۱۸۰ تن كلرين را آزاد نمودند كه بخاطر جو مناسب بصورت ابر سبز رنگي خط مقدم متفقين را پوشانيد. چون متفقين هيچگونه آمادگي نداشتند، شديدا آسيب ديدند بطوري كه تلفاتشان به ۵۰۰۰ كشته و ۱۵۰۰۰ مصدوم رسيد. اين حادثه نقطه عطفي در تاريخ جنگهاي دنيا بشمار رفت زيرا بر تمامي كشورها روشن شد كه اكنون يك عامل جديد وارد ميدان شده است كه محاسبات روشهاي مقابله با آن پرداختند.

پس از حمله شميميايي ۲۷ آوريل، در ظرف چند روز هزاران ماسك توسط زنهاي انگليسي ساخته شد و در اختيار سربازان قرار گرفت. اين ماسكها عبارت بودند از يك پدنخي كه با محلولي از هيپوسولفيت سديم، گليسيرين و بياكر بنات سديم آغشته شده بود. در نتيجه در حمله بعد با گاز كلرين كه چند روز بعد در ماه (مي) انجام شد فقط ۱۲۰۰ مصدوم شيميايي از متفقين بجاي ماند. در ماههاي بعد نيز همچنان حملات با گاز كلر توسط آلمانها ادامه يافت. نتيجه تحقيق انگليسها روي گاز هاي جنگي سرانجام در ۲۵ سپتامبر ۱۹۱۵ بصورت نخستين حمله آنها با گاز كلر عليه آلمانها نمايان شد.

در اين ميان ارتش آلمان تركيب جديدتري را به نام Phosgene)) در دسامبر ۱۹۱۵ براي نخستين بار بكار برد كه بعلت آمادگي نسبي سربازان نتيجه مطلوب را عايد آلمانها نكرد. در فوريه ۱۹۱۶ ارتش فرانسه نيز استفاده از گاز شيميايي را شروع كرد و گازفسژن را عليه آلمانها بكار برد. كلر وفسژن هر دو در دماي عادي بصورت بخار مي باشند و اين مطلب مشكلاتي را هم در نقل و انتقال آنها و هم در پايداري در ميدان نبرد بوجود مي آورد، لذا آلمانها گاز Diphosgene)) را تهيه كردند كه در دماي عادي بصورت مايع مي باشد و سرانجام در ۷ مي ۱۹۱۶ نخستبن حمله خود ار با اين گاز انجام دادند. در جولاي ۱۹۱۶ آلمانها و متفقين هر دو مجهز به توپخانه گازهاي جنگي شدند و از عوامل مختلف خفه كننده و اشك آور عليه يكديگر استفاده كردند. در اواخر سال ۱۹۱۶ در ارتش انگليس از سلاح جديدي به نام گاز افكن يا Iuvensproiectors)) بمنظور پرتاب همزمان تعداد زيادي گلوله هاي بزرگ گازي استفاده شد. آنها با استفاده از اين روش قادر بودند غلظت بسيار بالايي از گاز سمي (غالبا فسژن) را در مدت زمان كوتاهي روي دشمن ايجاد كنند كه چنين عملياتي با توپخانه امكان پذير نبود وآلمانها از اين طريق صدمات زيادي را متحمل شدند.

ورود گاز خردل به ميدان جنگ
با ورود عامل خردل به صحنه جنگ، كه ايجاد آلودگي پايدار در محيط مي نمود جنگ شيميايي وارد مرحله تازه اي شد. در جولاي ۱۹۱۷ آلمانها براي نخستين باراز گاز خردل يا ‎Yperie در شهر Ypres بلژيك عليه متفقين استفاده كردند كه بسيار موفقيت آميز بود. در همين سال تركيبات آرسنيكي نيز تدريجا وارد ميدان جنگ شد. در اين سال يكي از خطرناكترين سموم آرسنيكي به نام لويزايت Iewisite توسط يك شيميدان آمريكايي به نام دكتر لوئيس سنتز شد شد كه البته درجنگ اول موفق به استفاده از آن نشدند. تا سال ۱۹۱۸ فرانسه و انگليس نيز توپخانه شيميايي خردل را آماده نموده و مورد استفاده قرار دادند، تا آنكه سرانجام در ۱۹۱۸ جنگ جهاني اول خاتمه يافت.

آسيب غير نظاميان
مصدوم شدن غير نظاميان در جنگ شيميايي نيزحائز توجه است، در سال ۱۹۱۷و۱۹۱۸ حملات شيميايي شديدي (توسط آلمانها) روي شهرها و روستاهاي فرانسوي انجام گرفت كه مهمترين اثرات آن مربوط به گاز خردل بوده و هزاران مصدوم از خود بجاي گذشت. البته آمادگي مردم و كادرهاي درماني باعث شد كه بجز حمله اول، حملات بعدي با موفقيت كمتري توام باشد. ترس از گازهاي شيميايي باعث شده بود كه حتي كودكان دبستاني نيز با ماسك به تحصيل مي پرداختند و آمادگي جهت حملات را داشتند. مردم منازل آلوده (خصوصا در آلودگي خردل) را بسرعت ترك مي كردند و تا اطمينان از پاكسازي آن باز نمي گشتند. همچنين كادر پزشكي ارتش جهت درمان مصدومين شيميايي بخشهاي ويژه اي را اختصاص داده بود.

تلفات گازهاي شيميايي در جنگ جهاني اول
درجنگ جهاني اول گاز خردل بدون شك از موثرترين عوامل بكار گرفته شده بود. بر طبق يك گزارش از ايستگاههاي رفع آلودگي ارتش انگليس از مجوع ۹۷۰،۱۶۰ نفر كل مجروحين شيميايي، ۷۰۲،۱۲۴ نفر يا ۷۷% آنانرا مصدومين گاز خردل تشكيل مي داد. طبق گزارش ارتش آمريكا از مجموع ۹۶۵،۳۶ نفر مصدوم شيميايي ۷۱۱، ۲۷ نفر يا ۷۵% آنها مربوط به گاز خردل بوده است. اين امر بيانگر نقش ويژه گاز خردل در جنگ مي باشد. عليرغم توقف جنگ جهاني اول كشورها همچنان به تحقيق و توليد پيرامون عوامل شيميايي ادامه دادند تا جا ييكه در سال ۱۹۱۹ توليد گازخردل در كارخانجات آمريكا به رقم ۱۹ تن در روز رسيد. بيشترين آسيب ناشي از سلاحهاي شيميايي در جنگ جهاني اول به سربازان روسي وارد شد كه تلفات آنها بالغ بر ۰۰۰،۵۰ كشته و ۰۰۰،۵۰ مصدوم بود. علت اين تلفات، كمي امكانات حفاظتي، ضعف آموزش و محدوديت در تدارك اسلحه شيميايي بود. بطور خلاصه در طول جنگ جهاني اول ۰۰۰/۲۰۰،۱ تن ماده سمي مصرف شد كه اين سموم شامل ۲۲ نوع عامل شيميايي مختلف بودند و علاوه بر آنها ۱۷ نوع عامل شيميايي ديگر نيز تا خاتمه جنگ مطالعه شد و يا جهت استفاده آماده گرديد. جنگ شيميايي در مجموع منجر به مصدوم شدن ۰۰۰،۲۰۰،۱ نفر كشته شدن ۰۰۰،۱۰۰ نفر گرديد.

استفاده ازعوامل شيميايي بين دو جنگ جهاني
درسال ۱۹۲۵ در كنفرانس خلغ سلاح ژنو، پروتكلي به امضاء غالب كشورهاي جهان در آمد كه در آن كاربرد سلاح شيميايي وبيو لوژيكي منع شده بود (عراق نيز از امضاء كنندگان آن بود). امضاء كنندگان اين پروتوكل عموما اهميتي براي آن قائل نشدند و توليدات درحد وسيع ادامه يافته و بسياري از كارحانجات توليد كننده مواد شيميايي، در اختيار بخش جنگلهاي شيميايي ارتشها قرار گرفتند. در ادامه تحقيقات محرمانه اي كه هنوز در مورد بالايي از گاز سمي (غالبا فسژن) را در مدت زمان كوتاهي روي دشمن ايجاد كنند كه چنين عملياتي با توپخانه امكان پذير نبود و آلمانها از اين طريق صدمات زيادي را متحمل شدند.

ورود گاز خردل به ميدان جنگ
با ورود عامل خردل به صحنه جنگ، كه ايجاد آلودگي پايدار در محيط مي نمود جنگ شيميايي وارد مرحله تازه اي شد. در جولاي ۱۹۱۷ آلمانها براي نخستين بار از گاز خردل يا Yperite در شهر Ypres بلژيك عليه متفقين استفاده كردند كه بسيار موفقيت آميز بود. درهمين سال تركيبات (آرسنيكي) نيز تدريجا وارد ميدان جنگ شد. دراين سال يكي از خطرناكترين سموم آرسنيكي به نام لويزايت Iewisite توسط يك شميدان آمريكايي به نام دكتر لوئيس سنتز شد كه البته در جنگ جهاني اول موفق به استفاده از آن نشدند. تا سال ۱۹۱۸ فرانسه و انگليس نيز توپخانه شيميايي خردل را آماده نموده و مورد استفاده قرار دادند، تا آنكه سرانجام در ۱۹۱۸ جنگ جهاني اول خاتمه يافت.

آسيب غير نظاميان
مصدوم شدن غير نظاميان در جنگ شيميايي نيز حائز توجه است، در سال ۱۹۱۷و۱۹۱۸ حملات شيميايي شديدي (توسط آلمانها) روي شهرها و روستاهاي فرانسوي انجام گرفت كه مهمترين اثرات آن مربوط به گاز خردل بوده و هزاران مصدوم از خود بجاي گذاشت. البته آمادگي مردم و كاردهاي درماني باعث شد كه بجز حمله اول، حملات بعدي با موفقيت كمتري توام باشد. ترس از گازهاي شيميايي باعث شده بود كه حتي كودكان دبستاني نيز با ماسك به تحصيل مي پرداختند و آمادگي جهت حملات را داشتند. مردم منازل آلوده (خصوصا در آلودگي خردل) رابسرعت ترك مي كردند و تا اطمينان از از پاكسازي آن باز نمي گشتند. همچنين كادر پزشكي ارتش جهت درمان مصدمين شيميايي بخشهاي ويژه اي را اختصاص داده بود.

تلفات گازهاي شيميايي درجنگ جهاني اول
در جنگ جهاني اول گاز خردل بدون شك از موثرترين عوامل بكار گرفته شده بود. بر طبق يك گزارش ار ايستگاههاي رفع آلودگي ارتش انگليس از مجموع ۹۷۰،۱۶۰ نفر كل مجروحين شيميايي، ۷۰۲،۱۲۴ نفر يا ۷۷% آنانرا مصدومين گاز خردل تشكيل مي داد. طبق گزارش ارتش آمريكا از مجموع ۹۶۵،۳۶ نفر مصدوم شيميايي، ۷۱۱،۲۷ نفر يا ۷۵% آنها مربوط به گاز خردل بوده است. اين امر بيانگر نقش ويژه گاز خردل در جنگ مي باشد. عليرغم توقف جنگ جهاني اول كشورها همچنان به تحقيق و توليد پيرامون عوامل شيميايي ادامه دادند تا جاييكه در سال ۱۹۱۹ توليد گاز خردل در كارخانجات آمريكا به رقم ۱۹ تن در روز رسيد. بيشترين آسيب ناشي از سلاحهاي شيميايي در جنگ جهاني اول به سربازان روسي وارد شد كه تلفات آنها بالغ بر ۰۰۰،۵۰ كشته و ۰۰۰،۵۰۰ مصدوم بود. علت اين تلفات، كمي امكانات حفاظتي، ضعف آموزش و محدوديت در تدارك اسلحه شيميايي بود. بطور خلاصه درطول جنگ جهاني اول ۰۰۰،۲۵۰،۱ تن ماده سمي مصرف شد كه اين سموم شامل ۲۲ نوع عامل شيميايي مختلف بودند و علاوه بر آنها ۱۷ نوع عامل شيميايي ديگر نيز تا خاتمه جنگ مطالعه شد و ياجهت استفاده آماده گرديد. جنگ شيميايي در مجموع منجر به مصدوم شدن ۰۰۰،۲۰۰،۱ نفر و كشته شدن ۰۰۰،۱۰۰ نفر گرديد.

استفاده از عوامل شيميايي بين دو جنگ جهاني
در سال ۱۹۲۵ در كنفرانس خلع سلاح ژنو، پروتكلي به امضا، غالب كشورهاي جهان در آمد كه در آن كاربرد سلاح شيميايي و بيولوژيكي منع شده بود (عراق نيز از امضاء كنندگان آن بود). امضاء كنندگان اين پروتوكل عموما اهميتي براي آنان قائل نشدند و توليدات در حد وسيع ادامه يافته و بسياري از كارخانجات توليد كننده مواد شيميايي، در اختيار بخش جنگهاي شيميايي ارتشها قرار گرفتند. در ادامه تحقيقات محرمانه اي كه هنوز در مورد خردلها ادامه داشت در سال ۱۹۳۵ خردل ازتي (تري كلر و اتيلامين) توسط آلمانها سنتز شد. در سال ۱۹۳۵ موسوليني رهبر ايتاليا به اتيوپي حمله كرد و در سال ۱۹۳۶ آنرا ضميمه خاك خود ساخت، در اين حمله ارتش ايتاليا بطور وسيع از گاز خردل و فسژن بهره جست. در سال ۱۹۳۷ ژاپن عمليات جنگي خود را عليه چين شروع نمود، كه دراوايل اين حمله از گازهاي خردل و لويزايت استفاده كرد.

جنگ جهاني دوم و توليد گازهاي اعصاب
از سال ۱۹۳۵ تا ۱۹۳۹ وضعيت ويژه اي بر جهان حاكم بود و درگيريهاي كوچك و بزرگ سرانجام زمينه را براي جنگ جهاني دوم مهيا نمود، بطوري كه با حمله برق آساي آلمان نازي به لهستان در اوايل سپتامبر ۱۹۳۹ و اشغال آن، بتدريج بساري از كشورها وارد جنگ شدند و بدينسان جنگ جهاني دوم آغاز گشت. در جنگ جهاني دوم تحقيق و توليد عوامل شيميايي و بيولوژيك همچنان ادامه يافت و انبارهاي بزرگي از سموم مختلف جنگي در كشورها ذخيره شد.

ارتشهاي دنيا از نظر حفاظتي نواقص خود را اصلاح نموده و همه آماده يك جنگ شيميايي بودند. آلمانهاي نيز موفقيت جديدي در اين زمينه بدست آوردند و آن عبارت از دستيابي به گازهاي اعصاب بود. در سال ۱۹۳۷ زمانيكه دكتر schrader سرگرم تحقيق در لا براتوارهاي مربوط به حشره كش بود، موفق به سنتز Tabun شد و بدنبال روشن شدن ارزش نظامي آن، فورا توسط ارتش آلمان بعنوان يك ماده محرمانه طبقه بندي شد. در سال ۱۹۳۹ در حين تحقيق بر روي تركيبات ارگانو فسفره فلوئوره و ظاهرا به منظور توليد حشره كشهاي قويتر سرانجام موفق به سنتز گاز عصبي sarin شد كه سميت آن ۴ برابر بيشتر از تابون بود در سال ۱۹۴۰ كارخانه توليد گاز عصبي تابون در مقياس وسيع در شهرديخرنفورت آلمان بصورت مخفيانه احداث شد. در سال ۱۹۴۵ kuhn تركيب كشنده سومان را سنتز نمود كه از دو گاز عصبي قلبي خطرناكتر است. شرادر و گروهش تا خاتمه جنگ جهاني دوم حداقل ۰۰۰،۲ تركيب ارگانو فسفره جديد را سنتز نمودند. پس از پيروزي متفقين در جنگ جهاني دوم و اشغال آلمان، مشخص شد كه آلمان داراي سلاح جديد شيميايي مي باشد(فصل هجدهم يادداشت دوم). در يكي از گزارشات متفقين مورخ ۱۴ آوريل ۱۹۴۵ كار شناسان پس از بررسي گلوله هاي شيميايي آلمانها چنين نوشتند: