تاريخچه يي مختصر از منبر

مسجد همواره مهمترين مركز فرهنگي قابل اعتماد مردم محسوب مي شده و در زندگي و حيات اجتماعي يك ملت نقش موثري ايفا كرده است و بدون شك شناخت كاركردهاي مساجد و احياي آنها نيازمند پژوهش و برنامه ريزي جديد و متناسب با نياز جامعه است .
برخلاف مسيحيت در اسلام ، مذهب و سياست از هم تفكيك پذير نيستند. يك فرد هم فرمانروا و هم اداره كننده هر دو حوزه بود و مسجد هم كانون سياست و هم كانون مذهب به شمار مي رفت ، اهميت و اعتبار مسجد براي حكومت در منبر تجسم مي يافت .

خطبه از فراز منبر كه كرسي بلندي است ايراد مي شد. نقل است كه پيامبر (ص ) بارها در حالي كه جماعت مسلمين را مخاطب ساخته بود و به آنها آموزش مي داد، از مكان هاي بلند سخن گفته است . رفته رفته منبر تبديل به نوعي تخت شد كه به وسيله افراد حكومتي به مناسبتهاي رسمي به كار گرفته مي شد. در مراسم بيعت ، خليفه به منبر مي نشست ، سوگند رسمي ياد مي كرد و خطبه يي مي خواند. منبر در عين حال براي دفاع از سياست هاي خا ، تهييج
احساسات عام يا انتشار تبليغات مستقيم به كار مي رفت .

در همين حال رسم تشنيع دشمن فرمانروا و يارانش از بالاي منبر اشاعه يافت اين كار از سوي طرفداران اموي ها باب شد به دنبال اين سنت ، دعا در حق فرمانروا ظهور كرد كه خطبه جمعه به نام او خوانده مي شد. بعدها اين رسم به اظهار وفاداري نسبت به خليفه تبديل شد كه پس از نام او نام حاكم محلي ذكر مي شد.
مطابق دايره ‘ & chr)39( & ‘المعارف مختصر اسلام ، مسجد بطور عام و منبر بخصوص ، محلي بود كه اعلانهاي رسمي داده مي شد. حتي بعد از عصر پيامبر (ص )، وليد مرگ دو حاكم برجسته را از منبر به اطلاع رساند. نتايج جنگ ها در خطبه ها به آگاهي مي رسيد. در دوران فاطميان و عباسيان نيز اعلان ها، فرمان ها، احكام مالياتي به وسيله فرمانروا در مسجد اصلي اعلان مي شد، احكام عزل و نصب صاحب منصبان عاليرتبه نيز از بالاي منبر خوانده مي شد مردم بسياري براي شنيدن اعلام رسمي گرد مي آمدند.

تاریخچه منبت کاری
منبت چوب :
تاريخچه- شايد بتوان تاريخ شروع منبت كاري، به معناي كنده كاري، روي چوب را زماني دانست كه انسان نخستين بار با ابزاري برنده چوب را تراشيده است. ولي مدارك معتبري از پيشينيان اين هنر در دست نداريم زيرا عمر چوب كوتاه است و به مرور زمان از بين مي رود اما در كشور ما آثاري از منبت كاري هاي نسبتا” قديمي بر روي درب مقابر ائمه اطهار ( ع ) و امام زاده ها و منبرها شده به جاي مانده است كه حدود ۹۰۰ تا ۱۰۰۰ سال قدمت دارند. اكنون قديمي ترين درب چوب منبت كاري شده در موزه اكبر آباد هندوستان نگهداري مي شود كه متعلق به كاخ سلطان محمود در غزنوي بوده است. در ايران نيز چند درب چوبي متعلق به قرون چهارم و پنجم هجر موجود است.

كنده كاري اين درب ها به صورت شاخ و برگ و كتيبه هاي مختلف، با آيه هاي قرآني است. ( در اصفهان و قزوين) يكي از زيباترين آثار منبت كاري ايران، رحلي است كه در موزه متر و پوليتن نيويورك نگهداري مي شود كه علاوه بر تزئينات شاخ و برگ به سبك ساساني، نام ۱۲ تن از ائمه معصومين ( ع) بر روي آن مي شود. در عصر حاضر نيز هنر صنعت منبت در گوشه و كنار ايران و استان همدان رواج دارد. در استان همدان، براي منبت كاري معمولا” از چوب هاي آبنوس، شمشاد و گردو استفاده مي كنند. ولي چوب هاي گردو و آبنوس، چون محكمتر و چرب تر هستند، دوام بيشتري دارند. ولي در ايران و خصوصا” استان همدان به خاطر فراواني چوب گردو، اكثرا” از اين نوع چوب استفاده مي كنند . ]

توليد انواع صنايع دستي چوبي مانند: خراطي، ظرفيت كاري، منبت كاري از دير باز در مناطق شهري تويسركان، ملاير و سركان رواج داشته است. در سالهاي اخير علاوه بر شهرهاي مذكور در روستاهاي جيجانكوه و اشترمل، از توابع تويسركان روستاهاي دهنو، آورزمان، حسين آباد شاملو و بخش جوكار از توابع ملاير نيز، به توليد اين صنعت مي پردازند.

شايان ذكر است كه در ” روستاهاي جيجانكوه” و اشترامل ” تعدادي كثيري از اهالي به توليد مصنوعات منبت اشتغال دارند. تاجايي كه به يكي از مراكز مهم اين صنعت از لحاظ كمي و كيفي مبدل شده اند. نوع توليدات منبت استان معمولا” شامل :تخت خواب، پايتختي، انواع ميز توالت، ميز گرد، ميز عسلي، ميز غذا خوري، مبل، انواع كمد بوفه، ويترين، كنسول و غيره …..مي باشند.

هنر تزئيني و باستاني منبت كه يكي از زيباترين و پرارزشترين آثار دستي هنرمندان كشور ما به شمار مي‌رود، از قرن‌ها پيش مورد توجه ايرانيان بوده و مي توان ادعا كرد كه پايه و اساس اغلب هنرهاي دستي امروز در اين كشور و ساير ممالك جهان بر روي قواعد و اصول اين هنر قرار دارد. آثار هنر منبت هم اكنون در تمام موزه‌ها، كاخهاي سلطنتي، معابد و مساجد قديمي ايران و ساير كشورهاي جهان كم و بيش موجود مي‌باشد.
مشاهدة اين آثار نشان مي دهد كه عشق به زيبائي در تمام دوره‌ها، موضوع اصلي هنرهاي ملي بوده هنرمندان سرزمين ما، هميشه زيبائيهاي طبيعت را به صورت طرحها و نقوش مختلف بر روي چوبها و كاشيها و صفحات كتابها منعكس ساخته‌اند.

در دنياي امروز نيز براي هنر منبت ارزش و اهميت خاصي قايلند و به همين جهت آثاري كه در زمينه منبت كاري و ساير رشته هاي آن مانند مشبك و معرق كاري در نمايشگاههاي بزرگ جهان عرضه شده با حسن استقبال و توجه زياد روبرو گرديده و به دريافت نشانهاي گرانقدري نيز نايل آمده است.
بايد دانست كه استادان هنرهاي تزئيني نيز قسمت عمده اي از معروفيت هنر خود را مديون دستهاي هنر پرداز هنرمندان منبت مي‌دانند.

يك فرد با ذوق و علاقمند به اين هنر، اگر بخواهد براي اولين بار با فنون و اصول منبت كاري آشنا شود و به فراگرفتن اين هنر اشتغال ورزد بايد گام نخستين را از كوي طراحي كه يكي از رشته هاي منبت كاري است بردارد و پس از آن با آشنائي كامل به انواع چوب‌ها و سايل كار و آموختن فن«درودگري»، هنر مشبك را تعقيب و خود را براي فرا گرفتن اصول ساير رشته‌ها آماده سازد. رشته هاي موزائيك كاري- معرق كاري- رنگ كاري و رويه كوبي نيز كه هر كدام به موقع خود، داراي ارزش و اعتبار فوق العاده‌اي مي‌باشند در شمار اصولي قرار دارند كه بايد براي تعليم يك هنر جوي منبت كاري مورد توجه واقع شوند.
طراحي

در حقيقت، طراحي يك پروژه ابتدائي است كه موضوع و ايده هنرمند را برروي صفحات جامد منعكس مي كند، البته اين رشته بايد توأم با فرا گرفتن نقاشي ووجود وسايل و ابزار لازم براي فن مزبور باشد.
منبت كاري
اين رشته كه خود به دو نوع ريز و درشت برروي چوب و عاج و استخوان انجام مي شود شامل مجسمه سازي نيمرخ و تمام رخ -گلبرگهاي اسليمي، ختائي و غيره مي‌باشد.

تاریخچه منبت در جهان:

باستناد تاریخ تعداد بسیار اندکی از اشیاء چوبی منبت کاری شده از دوران اولیه بشر به جا مانده است، زیرا چوب عمر زیادی نداشته و پس از مدت نه چندان طولانی، بر اثر گرما، رطوبت یا سایر فعل و انفعالات پوسیده شده، و یا بر اثر آتش سوزی تبدیل به خاکستر می شود.
قدیمیترین نمونه منبت مربوط به کشور مصر، تندیس چوبی نیم متری معروف به «شیخ آل بلد» می باشد که مربوط به ۲۵۰۰ سال ق.م می باشد و در منطقه «کارناک» مصر به سال ۱۸۶۰ کشف شد.

قدیمیترین مجسمة جلوی کشتی که تا امروز محفوظ مانده، سر اژدهای خوفناکی است که بر روی کشتی «وایکینگها» قرار دارد. کشتی های بسیاری در کشور اسپانیا با کنده کاریهای مختلفی که از سینه تا انتهای کشتی را دربر می گرفت تزئین می شدند. در کتاب عهد عتیق نیز از مبلمان و اسباب و اثاثیه های چوبی منبت کاری یاد شده است. «میکل آنژ» و «دوناتلو»، قطعات چوبی بسیاری را برای کلیساها و قصرها کنده کاری کرده اند. گرینلینگ گیبونز(۱۷۲۱-۱۶۴۸)، منبت کار انگلیسی، مجموعه نفیسی از کنده کاریهای زیبا برای پادشاهان انگلیس ساختهاست. مهارت و استادی وی در زمینه منبت کاری گلها، شاخه و برگها و میوه ها، هرگز همتایی نخواهد داشت.
منبر منبت کاری شدة مسجد اعظم قیروان در شهر سامره، مربوط به ۸۶۲ میلادی/ ۲۴۰ هجری، کار صنعتگران بین النهرین می باشد.

تاریخچه منبت در ایران:

منبت کاری در ایران یکی از ارزشمندترین هنرهای سنتی ایران بویژه از زمان استیلای اعراب بوده است. در میان آثار سنگی شوش و تخت جمشید پاره ای کنده کاری روی چوب دیده می شود. در زمان تیموریان این هنر به روش دوره های پیشین و مغول ادامه داشته و انواع ضریحها و منبرهای منبت کاری شده ساخته می شده است که نمونه های چندی از آنها هنوز بر جای مانده است.
اوج هنر منبت کاری در دوره صفوی بوده و آثار این دوره به صورت درها،منبرها، رَحلهای قرآن، ستونهای چوبی اتاق، دسته خنجر، قاشق،چمچه های دوغ خوری و شربت خوری بوده است.

هنر زیبای منبت در دوره زند و قاجار از رونق افتاد و ساخت اشیای کوچکتر مثل رَحل و قاب آیینه، به جای درهای منبت و قطعات بزرگ متداول شد. منبت کاری در حال حاضر همچون صنایع دستی دیگر، در گوشه و کنار کشور به خصوص در شهرهای گلپایگان و آباده به حیات خود ادامه می دهد.

تاریخچه منبت کاری در زنجان:

با توجه به بررسیهای انجام گرفته از طریق منابع مختلف، در خصوص پیشینه منبت کاری در این استان، و با توجه به اینکه خاستگاه منبت در ایران، مراکز دیگری در شهرهای دیگر کشور شناخته شده اند، اینگونه میتوان دریافت که آثار چندانی در این استان ساخته نشده و یا در صورت وجود چنین آثاری هنرمندان منبت کار و آثار آنان گمنام مانده و اطلاعی از این هنرمندان و آثارشان به دست ما نرسیده است.

ویژگیهای یک چوب مناسب برای منبت کاری:

– رنگ مناسب و زیبا
– در عین نرم بودن بافت محکمی داشته باشد.
– تا حد امکان گره کمتری داشته باشد
– مقاوم در برابر سایش و کنده کاری

مراحل کار:
منبتکاری ایجاد نقشهای برجسته و یا عمیق روی چوب می باشد.
در منبت کاری کنده کاری و خالی کردن زمینه باید در جهت رگه ها(راه چوب) باشد تا برداشتن زمینه توسط چاقو یا مغار(قلم) راحتتر صورت گیرد ابتدا طرح مورد نظر توسط کاربن روی چوب آورده می شود، سپس برش اولیه با تقه زدن بر روی خطوط طرح توسط چاقوی منبت انجام می شود. بعد از اینکه تمام طرح برش خورد شروع به خالی کردن زمینه به عمق ۱ الی ۳ میلیمتر می کنیم. هرچه فاصله عمقی زمینه با طرح بیشتر باشد طرح مورد نظر برجسته تر و زیباتر خواهد بود. وقتی که طرح و زمینه کاملاً از هم جدا شد با چاقو یا قلم های ریزتری فرم دهی طرحها را انجام می دهیم و پس از یکدوره سنباده کشی با قلمهای کاملاً ظریف نقوش روی طرحها را تکمیل می کنیم.

نکته قابل توجه در طول کار منبت تیز بودن ابزار برش می باشد. هر چند وقت یکبار تیغه را با سنگ نفت تیز می کنیم تا برشهای نرمی روی کار داشته باشیم. در صورت کنده شدن بخشی از طرح و معیوب شدن کار، می توانیم قطعه جدا شده از طرح را با چسب چوب در جای خود بچسبانیم و روی کار را سنباده بکشیم (اگر بخش معیوب کار بصورت خاکه درآمده و یا قطعه جدا شده را نداشته باشیم می توانیم به اندازه تکه جداشده، از همان چوب بریده و روی طرح بچسبانیم).دوباره کل کار را سنبادة نرم می کشیم. برای تثبیت طرح و جلا و زیبایی کار از روغن زیتون و یا روغن گردو استفاده می کنیم(روغن گردو چوب را تیره و به رنگ مشکی درمی آورد).

ابزار مورد استفاده در منبت چوب:
انواع چوب (زبان گنجشک، اُکالیپتوس، فوفل، انار، افرا، راش، گیلاس، اقاقیا، گردو- گلابی- کُهور- عناب و…)- در منبت کاری کاربرد زیادی داشته و دارند، بخصوص چوبهای گیلاس، گردو و اقاقیا به خاطر زیبایی طبیعی شان کاربرد بیشتری در منبت کاری دارند.

چاقو، مغار یا قلم منبت کاری با تیغه های مختلف از نظر اندازه و فرم ابزارهای اصلی منبت کاری و حکاکی روی چوب از زمان گذشته تا به حال تغییر چندانی نداشته و ابزاری چون مغارهای تخت و مورب، نیم باز (خمیده، تخت، کج)، گیلویی و شِفره، چاقو با تیغه های مختلف از نظر اندازه، اره، چوب تراش و ابزارهای نرم و هموار کننده مانند سوهان و رنده می باشد.
چاقوها همه کاره ترین ابزارهای منبت هستند و در همه قسمتهای کنده کاری به جز گودبرداریهای عمیق به کار می روند.

اساتید منبت کار زنجانی:

احمد حسنی زنجانی
حسینقلی محمدی(ایشان در چندساله اخیر به علت بیماری کار منبت را که حرفه اصلی ایشان نیز بوده است، کنار گذاشته اند)

مشکلات و موانع منبت کاری:
عدم دسترسی به چوب مناسب و ارزان قیمت در استان

انواع ساخته ها:

– عصا
– شمعدان
– انواع سازهای منبت کاری شده(تیمپو- تار- سنتور)
– پیکره مشاهیر ایران
– دسته چاقو
– کنده کاری روی شاخ گوزن، گاومیش و…

تاریخچه مدرسه مستظرفه
مدرسهٔ صنایع مستظرفه مدرسه‌ای که به سرپرستی کمال‌الملک در سال ۱۳۲۹ قمری مطابق با ۱۹۱۱ میلادی تاسیس شد. این مدرسه برای تدریس و توسعه نقاشی تاسیس شد و هم‌زمان با آن به رشته‌های منبت‌كاری، موزائیك‌سازی و قالی‌بافی هم پرداخته می‌شد. چند سال بعد از تاسیس این مدرسه زیر نظر کمال‌الملک ابوالحسن صدیقی بخش مجسمه‌سازی را نیز دایر کرد.
وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه

در ۲۷ ماه شعبان ۱۳۲۷ هجري و قمري مجلس شوراي ملي ايران قانون اداري وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه را تصويب كرد كه بعد از اين تمام مدارس تحت پوشش اين وزارتخانه در آمد . درسال ۱۳۲۹ هجري و قمري تعليمات ابتدايي در ايران اجباري اعلام گرديد و همچنين شرايط سني ورود به مدارس جديد هفت سالگي اعلام گرديد . قانون اداري فرهنگ مصوب ۱۲۸۹ شمسي و قانون اساسي مصوب ۱۲۹۰ شمسي سازمان فرهنگ را متمركز اعلام نمود و دولت مدارس رسمي را در سراسر كشور تأسيس و تحت كنترل خود در آورد و طبق اصل ۱۹ قانون اساسي كليه مدارس ملي ايران دولتي اعلام گرديد. دومين دبستان در جنوب ايران كه با همت مردم در شهر بندرعباس ايجاد گرديد.

اولين هنرستان فني و حرفه اي
مدرسه ايران و آلمان به عنوان نخستين هنرستان فني در سال ۱۳۲۵هـ.ق. به کمک دولت آلمان در تهران داير گرديد که تا جنگ جهاني اول به فعاليت خود ادامه داد، ليکن وقوع جنگ و همچنين قطع شدن هزينه مدرسه موجب تعطيل شدن آن گرديد.
پس از جنگ در پي مذاکرات دو کشور ايران و آلمان، اين مدرسه در سال ۱۳۰۳هـ.ش. با نام هنرستان صنعتي مجدداً شروع بکار کرد. نکته قابل توجه آنکه مدرسه ايران و آلمان فاقد دروس علمي و فني بود؛ اما از آنجا که از سويي هدف آن مدرسه تربيت دانش آموزان ايراني براي تحصيل در آموزشگاههاي حرفه اي و عالي آلمان بود و از سوي ديگر پس از پايان جنگ جهاني اول به صورت هنرستان صنعتي بازگشايي شد، از آن به عنوان نخستين هنرستان فني ياد مي شود.

هنرستان صنعتي تهران داراي شعبه هاي فلزکاري و نجاري بود و شاگران در صورت تمايل ميتوانستند کلاسهاي جداگانه اي را در زمينه داروسازي و ديگر رشته هاي فني بگذرانند. اين هنرستان تا جنگ جهاني دون توسط معلمان ايراني و آلماني اداره ميشد، ليکن با خروج معلمين آلماني از کشور به دليل وقوع جنگ جهاني دوم، زير نظر معلمين ايراني اداره گرديد.

***
نخستين هنرستان حرفه اي در ايران، مدرسه “صنايع مستظرفه” است که در سال ۱۲۸۹هـ.ش. به رياست “کمال الملک” نقاش معروف ايراني در تهران داير شد. اين مدرسه که در نوع خود تا آنزمان در ايران بي سابقه بود به همت “حکيم الملک” وزير معارف وقت و با دريافت اجازه نامه اي از مجلس شوراي ملي تأسيس گرديد.
مدرسه صنايع مستظرفه در ابتدا داراي رشته نقاشي بود، ليکن بعدها مجسمه سازي، منبت کاري، موزائيک سازي و قاليبافي نيز به شعبه هاي مدرسه اضافه شد. در پي مداخلات دولت در امور مدرسه و در نتيجه استعفاي کمال الملک در سال ۱۳۰۷هـ.ش. اين مدرسه فعاليت خود را بطور نامرتب چند سالي ادامه داد، ليکن بر اثر عدم توجه دولت، تعطيل شد و جاي خود را به مؤسسه هنرهاي قديمي ايران داد.

چوب راش :
راش ، سلطان جنگلهای شمال
راش ، با نام علمی Fagus orientalis درختی است پهن برگ از تیره‌ راش (Fagaceae) که ‪ ۲۴‬درصد تعداد و ‪۳۰‬ درصد حجم درختان جنگل‌های شمال را تشکیل می‌دهد.

تعداد زیادی از تحقیقاتی که درباره جنگلهای شمال انجام می‌شود ، مربوط به این گونه ‌است زیرا مرغوب‌ترین چوب را درکشور دارد و دراغلب نواحی جنگلهای شمال می‌روید. با این حال به گفته کارشناسان، آگاهی چندانی از خصوصیات ژنتیکی این درخت وجود ندارد و تحقیقات زیادی باید در این‌باره انجام شود.

خط ثلث :
خط ثلث

خط ثلث محمد عزت افندی ‎۱۸۴۱-۱۹۰۴ میلادی
خط ثلث یکی از خطوط مهم در خوشنویسی اسلامی است که ابداع آن را به ابن‌ مقله نسبت می‌دهند.
خط ثلث با ساختارى ايستا و موقر، بيشتر در تزئين کتاب‌ها و کتيبه‌ها به‌کار مى‌رفته است. انواع گوناگون ثلث تزئينى توسط ابن‌ مقله، ابن‌بواب و ياقوت ابداع شده که براى کتابت قرآن و ديگر کتب مذهبى بکار مى‌رفته است. ابن‌بواب زيبايى و ظرافت را با خط ثلث همراه کرد. خط ثلث در ايران براى نوشتن عنوان سوره‌هاى قرآن کريم، پشت جلدنويسی، سرلوحه‌ها، و بخصوص در کتيبه‌ها و کاشى‌کارى‌ها بکار رفته‌است و هنوز نيز رايج است.[۱]

خطاطان خط «ثلث» را مادر خطوط گفته‌اند. ثلث خطی است که از کوفی استخراج شده و ابداع آن را به ‌ابوعلی بن مقله بیضاوی شیرازی معروف به ابن مقله ‌که در قرن سوم هجری می‌‌زیسته است نسبت داده‌اند. یکی از دلایلی که برای گذاشتن نام ثلث بر این نوع خوشنویسی آورده شده است داشتن ۱/۳ سطح (خطوط مستقیم) و ۲/۳ دور (خطوط انتهایی) در داخل کلمات آن می‌‌باشد.[۲]

‌الف‌های کشیده و بلند و دوایر نسبتاً کم عمق و باز از خصوصیات این خط است. در خط ثلث کلمات خیلی تو در تو و سوار بر یکدیگر نوشته می‌شوند به همین علت درجه خوانایی آن کم می‌شود. این خط از لحاظ ظاهری بی شباهت به خط محقق نیست با این تفاوت که در این خط برخلاف محقق دور حروف بیشتر و اندازه آنها کوچکتر است. ریتمی که در اثر تکرار ضربه‌های عمودی و بلند حروف در این خط ایجاد می‌شود القاء کننده قدرت عظمت و بزرگی است. مهمترین کاربرد خط ثلث در کتیبه‌نویسی است خط ثلث دارای بار مذهبی نیرومندی می‌‌باشد و به همین لحاظ در دورهٔ پس از انقلاب اسلامی در آثار گرافیکی برای نوشتن آیات قرآن و ادعیه به‌کار رفته است. همچنین در عناوین برخی مجله‌ها پشت جلد کتاب و طرح تمبر و مانند آن‌ها نیز دیده می‌شود.[۳]

پیشینهٔ خط ثلث به خط جلیل، که خود منبعث از خطوط نبطی و مسند بود، باز می‌گردد و سابقه آن‌ را به خطوط ثلثین، خط طومار و خط نصف مرتبط دانسته‌اند.
در باره نخستین واضع خط ثلث اتفاق نظر وجود ندارد. ابن ندیم قُطْبة مُحَرِّر کاتب معروف اواخر عصر اموی، را واضع خط ثلث دانسته است. قلقشندی بر آن است که واضع ثلث، ابراهیم شجری (شِحْری، سِجْزی، سگزی)، خطاط مشهور دورهٔ مأمون عباسی، بود که آن را از ثلثین اخذ کرد. بعدها، نویسندگان کتب آداب الخط، غالباً ابن مُقْله بیضاوی شیرازی (متوفی ۳۲۸) و گاه ابن بواب (متوفی ۴۱۳) یا یاقوتِ مُستَعصَمی (متوفی ۶۹۸) را واضع خط ثلث معرفی کرده‌اند. این ابهام امروزه نیز در میان محققان

باقی‌است، ولی بیشتر بر این باورند که ابن مقله، به عنوان نخستین کسی که خطوط شش گانهٔ اسلامی را قاعده‌مند کرد، در تکامل اولیهٔ این خطوط و به‌ویژه ثلث، تأثیر به‌سزایی داشته و پس از وی ابن بواب و یاقوت مستعصمی بیشترین سهم را به‌خود اختصاص داده‌اند. یاقوت، به‌ویژه تأثیر بسیاری در تکامل این خط داشته‌است.[۴]
ثلث‌نویسان و کتیبه‌نگاران بزرگ صفوی و عثمانی، این خط را به‌ اوج تکامل رساندند. دورهٔ شکوفایی خط ثلث در ایران، پس از عصر صفوی، بنا به دلایلی چون رونق خط نستعلیق و هرج و مرج‌های طولانی سیاسی و اجتماعی، سیر نزولی یافت آنچنانکه تا پایان عصر قاجار، فقط یک ثلث‌نویس برجسته (محمدباقر شریف شیرازی) مجال

ظهور یافت. اما در عثمانی اهمیت خط ثلث سیر صعودی یافت و آن دیار به‌تدریج به کانون ثلث نویسی مبدل گشت. ظهور جمع کثیری از ثلث‌نویسان برجسته در عثمانی، طی قرون نهم تا چهاردهم و کثرت آثار به جا مانده از آنان، که با ابداع شیوه های متنوع هنری در نگارش ثلث همراه بود، گویای چنین موقعیت ممتازی است. در قرن اخیر، خط ثلث در ایران، عراق، ترکیه، سوریه، لبنان و مصر از اقبال نسبی برخوردار بوده و استادان برجسته‌ای قدم به عرصه نهاده‌اند. شیوه های رایج ثلث در این نواحی، به رغم برخی تفاوتها، همان شیوه های دورهٔ صفوی و عثمانی است.[۵]

معرق کاری

هنر معرق روی چوب یکی از صنایع دستی چوبی در یزد است که طی سال های اخیر رونق و رواج بسیار یافته است
معرق چوب تلفیق و ترکیبی است از انواع چوبهای خود رنگ، مواد و مصالحی مانند استخوان، صدف، روی، مس و عاج که روی سطح چوبی نقشی را به وجود می آورد.
چوب گردو، عناب، نارنج، سنجد، فوفل ، ارش و زبان گنجشک از جمله چوبهای خود رنگ می باشند که هنرمند معرق کار بسته به طرح مورد نظر و سلیقه آنها را انتخاب می کند و به کار می برد.

هنرمندان معرق به شیوه زیبایی طرح مورد نظرشان را از خطوط اسلیمی و ختایی و نگاره های ایرانی اقتباس می کنند و بر روی کاغذهایی نظیر کالک، ماشینی و روغنی به کار می برند.
هنرمندان معرق به شیوه زیبایی طرح مورد نظرشان را از خطوط اسلیمی و ختایی و نیز نگاره های ایرانی اقتباس می کنند و بر روی کاغذهایی نظیر کالک، ماشینی و روغنی ترسیم نموده و با دقت به وسیله اره مویی خطوط و طرح های خود را حک می کند.
گفتنی است در یک محصول معرق اصیل رنگ باید طبیعی باشد و به هیچ وجه نباید از مواد رنگی و شیمیایی استفاده شود.
“پولیستر کاری” آخرین مرحله ساخت معرق است که طی آن سطح اثر به وسیله ” سیلر” پوشش داده شده و آماده عرضه می شود.

اما « معرق منبت» یکی از جلوه های زیبای این هنر دستی است که نقشها و طرح های آن برجسته است که برای ساخت آن قطعات را به شیوه منبت مجزا می کنند و با ظرافت خاصی در محل های مربوطه به کار می برند.
مُعَرَّق‌کاری یا موزاییک سازی یکی از رشته‌های صنایع دستی است.

معرق سازی در ایران از سده ۶ هجری و دوره سلجوقیان با ساخت کاشی معرق پیشرفت کرد و در سده هشتم کامل‌تر و ظریف‌تر شد. در سده نهم و دهم هجری نیز رشد بسیار زیادی کرد. شهرهای اصلی معرق سازی در این دوره اصفهان ، یزد ، کاشان ، هرات ، سمرقند و آران و بیدگل بودند.
هنر موزاییک از دیرزمان شناخته شده بود و تا به امروز نیز کاربرد دارد. در بین النهرین و مصر باستان نوعی موزائیک در اندازه‌های کوچک و برای مصارف تزئینی و زینتی ساخته می‌شد ولی رومیان آن را چون یک قالب هنری همپایه‏ی دیوارنگاری به کار می‌بردند . صنعت موزاییک سازی توسط هنرمندان صدر مسیحیت ادامه یافت و در اوایل قرون وسطی به خصوص در قلمرو امپراتوران بیزانسی به اوج شکوفایی خود رسید ( مثلاً موزاییک‌های کلیسای سان وتیله در راونا )

معرق چیست؟
در دایره‏المعارف هنر (نوشته رویین پاکباز)، در تعریف معرق چنین آمده‏است: معرق (موزائیک Mosaic) طرح پیک نما یا انتزاعی ساخته شده از قطعات سنگ ، شیشه ، سفال ، چوب رنگین بر روی دیوار ، سقف ، زمین و غیره‌است.
انواع معرق
• معرق چوب
• معرق کاشی
• معرق موزائیک
معرق‏کاری در ایران

در بعضی از منابع به اشتباه گفته شده‏است که معرق چوب برگرفته از کاشی معرق است و معرق در ایران از هند وارد شده‌است. در حالیکه در سبک هندی چوب زمینه‏ی کار یک تکه‌است و به علاوه جنس چوب از فوفل است ..شیوه‌ای کار در سبک هندی به این شکل است که ابتدا طرح را بر روی چوب پیاده کرد و سپس شکل‏ها را بریده و بعد با تکه‏های مختلف چوب پر میکنند.

طبق آخرین کاوش‏هایی که در شهر سوخته واقع در زابل انجام گرفته‌است، شانه‎ای پیدا شده‌است که بر روی آن گلی با تکه‏های چوب کار شده‌است. این شانه متعلق به ۵۰۰۰ سال پیش است. پیدا شدن این شانه دلیلی بر بطلان دو نظریه فوق‏الذکر میباشد. علاوه بر این طرح گل روی شانه با طرح گلی که بر روی سفالینه‏ها کشف شده‏است یکی می‏باشد که نشان میدهد شانه‏ی یافت شده نمی‏تواند از جایی وارد ایران شده باشد.(
تاریخچه معرق کاری:

معرق در معنای کلام ?اصولاً هر چیز رگه دار را گویند ? ولی مفهوم آن در این نوع بخصوص هنر، ایجاد نقش ها و طرح های زیبایی است که از دوربری و تلفیق چوب های رنگی روی زمینه ای از چوب یا پلی استر سیاه شکل می گیرد.
تاریخ پیدایش این هنر به درستی مشخص نیست؛ ولی از تطبیق آن با هنر کاشی کاری ، بدون شک رابطه این دو هنر را درمی یابیم. برای آشنایی با ریشه ی این هنر ، صحبت از تاریخ تکوین به میان می آید و به عنوان مقدمه می توان از گنبد سرخ مراغه که در زمان ایلخانیان ساخته شده است، یاد کرد؛ این گنبد نوع بسیار ساده ی کاشی کاری بدین سبک است.

کاشی کاری معرق در دوران مغول نیز به همین منوال بود و تداول آن در عصر صفوی به اوج شکوفایی خود رسید و آثار ارزنده ای در هنر کاشی کاری پدید آمد. این شکوفایی در زمان افاغنه و زندیه رو به افول نهاد. در دوران قاجاریه نیز کاشی کاری معرق، تقلیدی ناقص از آثار گذشتگان بود. تا این دوران نقشهایی که در کاشی کاری معرق به کار برده می شد نقش های اسلیمی بود. اما با سفر عده ای از هنرمندان به اروپا و گرایش آنان به هنر و فرهنگ اروپایی، تغییرات و دگرگونی های بسیاری در نقشهای کاشی کاری به عمل آمد و از آن پس طرح انسان و دیگر اشکال مانند اسلحه جنگی در هنر کاشی کاری دوران قاجاریه نمایان شد .

از آن دوران تا به امروز، این هنر، چونان گذشته رونق نداشته است و تنها عده ی کمی از هنرمندان در زنده نگهداشتن آن کوشا بوده اند.
وجه تشابه کاشی کاری معرق با معرق کاری روی چوب در شیوه ی عمل است که در هر دو ، نقش ها از ترکیب قطعات رنگی جنس مورد نظر شکل می گیرد.
یکی از نمونه های قدیمی موجود آمیزه ی این دو هنر، دری قدیمی و بزرگ، متعلق به عصر قاجاریه است که در ضلع شمال غربی محوطه وزارت آموزش و پرورش فعلی قرار دارد. ارتفاع این ساختمان در حدود چهار و نیم متر و عرض آن سه متر است و سردری نیم دایره در بالای آن قرار گرفته است. هر طرف این در به سه قسمت مربع شکل تقسیم شده است:

مربع بالایی آن شیشه و دو مربع پایینی چوب برجسته و مسطحی است که نقشهای اسلیمی معرق کاری شده در این قسمت جای گرفته است.

سابقه ی معرق کاری و آموزش آن در اداره کل هنرهای سنتی به سال ۱۳۰۹ ه . ش برمی گردد. در آن سال به پایمردی استاد حسین طاهرزاده بهزاد ، گروهی از هنرمندان نام آور هنرهای سنتی از سراسر کشور در تهران گرد هم آمده و مدرسه صنایع مستظرفه را بنیاد گذاشتند. این مؤسسه از دیرباز تا به امروز با عنوان های گوناگونی مانند: مدرسه صنایع قدیمه و هنرستان هنرهای ملی، اداره هنرهای ملی و مدتی نیز به عنوان یکی از واحدهای اداره کل آفرینش هنری و ادبی در وزارت فرهنگ و هنر سابق، در تعالی و تکامل هنرهای سنتی سهم بسزایی داشته است. این اداره کل در سال ۱۳۴۶ به اداره ی کارگاه های هنری تغییر نام داد و سرانجام در سال ۱۳۵۷ به عنوان یکی از واحدهای دفتر پژوهش و آفرینش به حیات خود ادامه داد . پس از پیروزی انقلاب، اداره ی مذکور به اداره ی کارگاه های هنری تغییر نام یافت و فعالیت های خود را در اداره ی کل هنرهای سنتی دنبال کرد. تا این زمان هنرجویان آن را منحصراً افراد علاقه مندی تشکیل می دادند که طی فراگیری به استخدام رسمی درمی آمدند.

از سال ۱۳۶۰ به استناد موافقتنامه معاونت فرهنگی وقت، واحد آموزش مستقلی برای تعلیم هنرهای سنتی آغاز به کارکرد و سرانجام در سال ۱۳۶۲ تأسیس رسمی اداره آموزش این اداره کل، برای عموم مشتاقان به فراگیری هنرهای سنتی، سرآغاز نوینی بر تداوم این هنرها شد و در کنارآن کارگاه منبت و معرق به سرپرستی استاد سید کمال میرطیبی همچنان به فعالیت های هنری خود ادامه داد.
در طی سالیان، معرق همپای حرکت زمان پیشرفت کرد و تحولات و نوآوری های مختلفی در آن پدیدار شد. برای آشنایی با مسیر حرکت این هنر، باید به اولین کارگاه منبت و معرق اشاره کرد که در سال ۱۳۱۰ تحت سرپرستی استاد احمد امامی، تأسیس شد باید اشاره کرد و همچنین از اساتید متقدمی چون پرویز زابلی، عباس شهمیرزادی ، علی و خلیل امامی ، و احمد رعنا یاد کرد. ابتدا اهم فعالیت آن کارگاه، منبت کاری بود و به تدریج در کنار آن هنر معرق نیز پای گرفت.

ین هنر در آغاز برای تزئین سطح میز، بوفه، در و تکیه گاه صندلی به کار برده می شد، و تنها نقش های اسلیمی یا گره یا پنج رنگ محدود چوب های آبنوس، فوفل ، گلابی، سنجد و توت مورد استفاده قرار می گرفت و گاه برای تنوع، از برش های خاتم برای اشباع نقش ها استفاده می کردند. رنگ خاتم ها به همان پنج رنگ فوق الذکر محدود بود و به خاتم چوبی شهرت داشت.

در آن ایام، شیوه معرق کاری در مقایسه با روش امروزی بسیار متفاوت بود و بیشتر به روش معرق هندی اجرا می شد. بدین طریق که هنرمندان ابتدا به وسیله کارد مخصوص منبت، محل قرار گرفتن نقش ها را روی شیء مورد نظر مطابق طرح می کندند و سپس نقش ها را از چوب های رنگی به وسیله ی مته ای که اختصاص به تعمیر چینی داشت و سوهان های مخصوص و ارّه ای به نام چکی، دوربُری می کردند و در محل مقرر قرار می دادند.
نخستین تاریخی که در مورد اشباع نقش های کنده شده به وسیله چوب های رنگی موجود است تابلویی مربوط به سال ۱۳۱۳ با نقش دوسوار کار است که به وسیله احمد رعنا ساخته شده و متعاقب آن تابلوی دیگری مربوط به سال ۱۳۱۴ با نقش یک زن است که توسط عباس شهمیرزادی اجرا شده است. هم اکنون دو تابلوی مذکور در نمایشگاه اداره کل هنرهای سنتی نگهداری می شوند.

عباس شهمیرزادی هنگام اجرای تابلوی بعدی خود ، به جای کندن سطح چوب به فکر ایجاد زمینه در اطراف نقش ها افتاد و از کنار هم قرار دادن قطعات چوب زمینه ای در اطراف نقش ها به وجود آورد. این تابلو، با مقطع بیضی، نشانگر نقش دو زن بود .
نخستین نمونه های موجود این روش، دو تابلوی مربوط به سالهای ۱۳۱۷ و ۱۳۱۹ است که نقش پیکار دو سوار با یک شیر را نشان می دهد. این تابلوها مربوط به امتحان کلاس معرق ?علی و خلیل امامی? است و هم اکنون در موزه هنرهای ملی نگهداری می شوند.

به دنبال این دگرگونی ها، در سال ۱۳۱۶ احمد رعنا با اثر ابداعی خود به نام شکارگاه، معرق را از حالت مسطح خارج کرد و به صورت نیم برجسته مطرح نمود که همین شیوه تا امروز با نام منبت معرق متداول است. زمینه ی فکری این نوآوری از نقش های منبت کاری شده ی درهای کاخ مرمر شکل گرفت.
تا سال ۱۳۳۴ اجرای معرق با همان پنج رنگ محدود، متداول بود تا این که محمد طاهر امامی که در پی تنوع رنگ بیشتری در معرق بود ، در اندیشه ی به کارگیری مواد شیمیایی رنگی شد و جهت آزمون، نقش هایی روی یک راکت تنیس روی میز با استفاده از مواد یاد شده به وجود آورد. بدین منوال در پی شناسایی گوناگونی ِ رنگ، انواع چوب های صنعتی شناخته شد. ( این پی گیری همچنان ادامه دارد. )

در سال ۱۳۳۵، تعدادی پاراوان و بوفه ی معرق کاری شده از طرف دولت چین به دولت ایران اهدا شد که هنگام حمل، تعدادی از آنها خسارت دید! مرمت بعضی از آنها با زمینه سیاه به محمد غفوری محول شد . وی با تهیه ماده سیاهی ترکیب یافته از جوهر نیکروزین، پارافین و لاک الکل، قسمت های آسیب دیده را ترمیم کرد. لازم به توضیح است که تا قبل از شناخته شدن جوهر نیکروزین برای سیاه کردن زمینه اشیای چوبی، صفحات موسیقی را می کوبیدند و سپس در الکل حل کرده و مقداری پارافین به آن اضافه می کردند و ماده سیاه به دست آمده را به وسیله پنبه بر روی شیء مورد نظر منتقل می کردند.

این گونه آزمون های پیاپی موجب پیدایش اندیشه نوینی در هنر معرق شد و بدین سان در سال های ۳۶ یا ۳۷ یک پاراوان کوچک با نقش گل و مرغ توسط عزیزالله ویزایی با زمینه سیاه که به شیوه ی معرق های چینی بود ساخته شد و بدین ترتیب این سبک معرق در میان انواع آن جای گرفت.
در ادامه این تحولات در سال ۱۳۴۴ محمد طاهر امامی تابلویی با عنوان مرغ و آشیانه به وجود آورد که مرغ تماماً از جنس صدف تهیه شده و کاملاً برجسته است و تنها به وسیله یکی از بالهایش به زمینه ی تابلو متصل شده است. وی با اجرای این تابلو به معرق تمام برجسته دست یافت.

در میان آثار معرق روی چوب که تاکنون به وجود آمده ، ?معرق خاتم? چنانکه از نامش برمی آید، ترکیبی از دو هنر بیان شده است که مقام ویژه ی خود را از دیر باز حفظ کرده است. از بدو پیدایش کارگاه منبت و معرق، نوع ساده ی معرق خاتم در میان شمسه ی نقش های گره با همان پنج رنگ طبیعی محدود اولیه به کار گرفته می شد.

در سال ۱۳۳۷ در کارگاه خاتم سازی ، میز تحریری با نقش سیمرغ و اژدها، به سرپرستی شادروان علی نعمت تهیه شد و برای نقش های مذکور از برش های خاتمبا رنگهای متنوع استفاده کردند که همه به شیوه ی معرق، دُوربری و جاسازی شده بود. این تجربه ، انگیزه ی خلق تابلویی با طرح یک طوطی از خاتم های رنگی شد که در سال ۱۳۴۲ توسط عزیزالله ویزایی، خارج از محیط کارگاه ها به مرحله اجرا در آمد و در سال ۱۳۴۹ اکبر سریری نخستین هنرمندی بود که از این شیوه جهت ایجاد نقش یک پرنده بر روی تابلو استفاده کرد و بدین ترتیب این سبک معرق با نام ?معرق خاتم? متداول شد.
در ادامه این دگرگونی ها در سال ۱۳۴۹ تابلویی به سبک امپرسیونیسم از طبیعت یک روستا که توسط رضا شهابی (یکی از شاگردان کمال الملک) نقاشی شده بود، به وسیله ی محمد طاهر امامی با رعایت اصول سبک یاد شده به صورت معرق ساخته شد.

از آن پس تا به امروز، شاهد تحولاتی چند در هنر معرق بوده ایم که این تحولات عبارتند از :

– نمایش بُعد از طریق فضاسازی ، که تحولی در ترکیب بندی های سطح گذاشته است.(تابلو بزم درویشان).

– استفاده از فلزات و سنگ (تابلو گلدان گل و زنان عشایر)

– نمایش نقش در دو سطح (دو پلانه)

– نشان دادن عمق با استفاده از پلی استر (تابلو عقاب)

پرویز زابلی :
استاد پرویز زابلی از هنرمندان برجسته منبت کاری بر روی چوب به دلیل عارضه قلبی در بیمارستان آزادی تهران در بخش آی سی یو بستری است .
استاد زابلی در سال ۱۲۹۶ شمسی در تهران متولد شده است وتخت تعلیم اساتید برجسته آن دوران هنر منبت کاری بر چوب را آموخت و با استعداد ذاتی و پشتکار خود در این هنر سر آمد گردید تا بدانجا که در این هنر صاحب سبک و خالق ابتکاراتی تقریبا جدید بوده است . آثار این استاد هم اکنون در بسیاری از موزه های داخل و خارج از کشور به درستی خفظ و نگهداری می شود . استاد زابلی ببرای مدتی کوتاه عنوان استاد هنر منبت کاری بر روی چوب در دانشگاه هنر و الزهرا مشغول پرورش دانشجویان علاقمند به این هنر بوده است .

عصر روز جمعه ۱۴ اردیبهشت ماه جاری باستاد زابلیس رای دویمن بار طی یک ماه اخیر به دلیل نارسایی قلبی دربیمارستان بستری شده است و در حال حاضر در بخش آی سی یو بیمارستان آزادی بستری می باشد .

مخمل:
تولید این پارچه كه به طور دستبا ف در یزد انجام می شود ، بافته نفیسی را به دست می دهد كه انسانی را به شگفت وا می دارد . در بافت مخمل از ابریشم طبیعی استفاده می شود . گویی که انسان در بستر مخمل رویاهای خویش را می بافد. همه جلوه ی رنگ است و نازکای خیال و رویا.

نویسنده ی کتاب صنایع ایران می نویسد: یکی از اقسام مخمل ها که شهر یزد به بافت آن مشهور شده مخمل سیر عنابی است که در خانه ها به جای جانماز به کار می رفته و موضوع تزیین آن عبارت از چند عددگل های بزرگ ساقه بلند زرد طلایی با بعضی از برگ های سبز بود و در موزه ی ویکتوریا و آلبرت لندن یک قطعه پارچه از آثار شهر یزد موجود است. می گویند که این یکی از دوقطعه ای است که سفیر شاه عباس برای هدیه به دوک شهر ونیز آورده است.
پرویز زابلی

تولد و وفات: (۱۲۹۶ – … ) شمسی
محل تولد: ایران – تهران – تهران
شهرت علمی و فرهنگی: منبتّ‌کار
از سال ۱۳۱۰ش در اداره کل صناعت و معادن به فعالیت هنری پرداخت. مدت هفت سال در نزد استاد احمد امامی آباده‌ای دورۀ عملی هنرهای زیبای کشور را گذراند و مدرک کارشناسی گرفت. از سال ۱۳۲۰ش با عنوان استاد کارگاه منبت به استخدام اداره صناعت درآمد. در سال ۱۳۵۸ش بازنشسته شد و بعد در دانشگاه الزهرا و مجتمع دانشگاهی هنر مشغول تدریس گردید. استاد زابلی مدتی نیز در هنر معرّق کار کرده که حاصل آن تابلوئی است بیضی شکل به‌‌‌نام شیخ صنعان و دختر ترسا که در حال حاضر سازمان حفاظت از میراث فرهنگی آن را نگهداری می‌کند.