تاريخ‌ نجوم
نجوم‌ دورة‌ اسلامي‌
اعراب‌ پيش‌ از اسلام‌ در نجوم‌ محاسباتي‌ و پيش‌ بيني‌ وضعيت‌ افلاك‌ تبحري‌ نداشتند و دانش‌ آنان‌ محدود مي‌شد به‌ جهت‌ يابي‌ از طريق‌ ستارگان‌ و منازلي‌ كه‌ براي‌ ماه‌ معين‌ نموده‌ بودند. بقيه‌ دانش‌ايشان‌ از نجوم‌ مربوط‌ به‌ پيش‌ گويي‌هاي‌ جوي‌ و طالع‌ بيني‌ بوده‌است‌. اواخر قرن‌ دوم‌ هجري‌ شروع‌ آشنايي‌ مسلمانان‌ با فلسفه‌ و علوم‌ يونانيان‌ از غرب‌، و رياضيات‌ و فلسفه‌ و عرفانِ‌ هند و ايران‌ از شرق بوده‌ است‌. خلفاي‌ عباسي‌ اهتمام‌ زيادي‌ در حمايت‌ از نهضت‌ ترجمه‌ آثار خارجي‌ داشتند. هر چند به‌ نظر مي‌رسد خلفا، در تشويق‌ نهضت‌ ترجمه‌ به‌ دنبال‌ اهداف‌ سياسي‌ خود بوده‌اند، چرا كه‌ با پرداختن‌ به‌ فلسفة‌ يوناني‌ و عرفان‌ شرقي‌ وامتزاج‌ آنها با علوم‌ قرآني‌، مي‌توانستند داعيان‌ حقيقي‌ خلافت‌ راهرچه‌ بيشتر در حاشيه‌ قرار دهند. ولي‌ دانشمندان‌ آن‌ دوره‌ نه‌ براي‌ قرب‌ به‌ خلفا، بلكه‌ براي‌ ارزشي‌ كه ‌در علومي‌ مانند نجوم‌ و رياضيات‌ يافته‌ بودند و همچنين‌ نيازهاي‌ كاربردي‌ به‌ نجوم‌ (براي‌ شمار زمان‌) و رياضيات‌ و هندسه‌، ذوقِ وشوقِ بسياري‌ نسبت‌ به‌ اين‌ علوم‌ درخود احساس‌ مي‌نمودند.
“بتّاني‌ ” يكي‌ از منجمين‌ سخت‌ كوش‌ آن‌ دوره‌ مي‌گويد، “در نهادآدمي‌، طبعي‌ وجود دارد كه‌ براي‌ دستيابي‌ به‌ حقيقت‌ اشياء كوتاهي‌ مي‌كند، ولي‌ ميتوان‌ با سخت‌ كوشي‌ و خويشتن‌ داري‌، مخصوصاً به‌ روزگار دراز، آن‌ را از ميان‌ برد. درستي‌ نظر و به‌ كار انداختن‌ انديشه‌ و بردباري‌ بر رسيدن‌ به‌ چيزها البته‌ هر اندازه‌ دشوار باشد، به‌ طبع‌ آمدمي‌ مدد مي‌رساند. و ماية‌ نيكبختي‌ مي‌شود و كمي‌ بردباري‌ و تنبلي‌ و شيفتگي‌ بر خود نمايي‌ در نزد پادشاهان‌ به‌ بهانة‌اينكه‌ به‌ چيزي‌ دست‌ يافته‌ است‌ كه‌ دسترسي‌ به‌ آن‌ ممكن‌ نيست‌، ماية‌ خزلان‌ است‌. از بزرگترين‌ دانشها از حيث‌ مقام‌ و دلچسب‌ترين‌ و جانفروزترين‌ علوم‌ كه‌ سخت‌ باعث‌ تيزي‌ فكر ونظر مي‌شود و عقل‌ را پرورش‌ ميدهد، پس‌ از علوم‌ ديني‌، كه‌ نداشتن‌ آن‌ بر آدمي‌ روا نيست‌، علم‌ صناعت‌ نجوم‌ است‌ .”

در آن‌ زمان‌، گفته‌ مي‌شد كه‌، سه‌ دانش‌ وجود دارد. فقه‌ براي‌ دين‌، طب‌ براي‌ تن‌، و نجوم‌ براي‌ زمان‌ .
مسلمانان‌ در عصر نهضت‌ علمي‌ خود به‌ چيزي‌ نيازمند بودند كه ‌آنان‌ را به‌ پژوهش‌ كامل‌ در مسائل‌ نجومي‌ رهبري‌ كند، كتابهايي‌ كه‌آنان‌ را به‌ انديشيدن‌ و ملاحظه‌ كردن‌ برانگيزاند و به‌ رسيدن‌ به ‌شناخت‌ علتهاي‌ ظواهر و نمودها تحريك‌ كند، و شوِق دست‌يافتن‌ به‌ علم‌ نجوم‌ به‌ خاطر جلالت‌ قدر آن‌، و نه‌ به‌ خاطر منافع‌ مادي‌ كه‌ از آن‌ حاصل‌ مي‌شود، در جان‌ ايشان‌ بيدار كند. از روي خوشبختي‌ به‌ كتابهاي‌ يونانيان‌ دست‌ يافتند. ازجمله‌ كتاب‌ اصول‌ اقليدس‌. كتاب‌ المجسطي‌ بطليموس‌ كه‌ طريقة‌ تطبيق‌ و استعمال‌اين‌ براهين‌ را در حركات‌ آسماني‌ و چگونگي‌ رصد كردن‌ و لزوم‌ مداومت‌ بر اين‌ كار را به‌ ايشان‌ نشان‌ داد .

ارتباط‌ بعضي‌ احكام‌ شريعت‌ با مسائل‌ نجومي‌، سبب‌ توجه‌ بيشترمسلمانان‌ به‌ شناسايي‌ امور آسماني‌ شد و حتي‌ علماي‌ ديني‌ را برآن‌ داشت‌ كه‌ سودمندي‌ آنچه‌ به‌ نام‌ قسمت‌ محاسباتي‌ علم‌ نجوم ‌ناميده‌ مي‌شود را مورد ستايش‌ قرار دهند. به‌ همين‌ دليل‌ جز گروه ‌اندكي‌ به‌ نكوهش‌ علم‌ نجوم‌ نپرداختند. غزالي‌ يكي‌ از علماي‌ ديني‌آن‌ دوره‌ مي‌گويد :

” كساني‌ هستند كه‌ دانش‌ نجوم‌ را منكر مي‌شوند و چنان‌ مي‌پندارندكه‌ هرچه‌ در اين‌ باره‌ گفته‌ شده‌ برخلاف‌ شرع‌ است‌… در حالي‌ كه‌ در شرع‌ سخني‌ در نفي‌ يا اثبات‌ به‌ اين‌ علوم‌ نيست‌. ودر اين‌ علوم‌ تعرضي‌ به‌ علوم‌ ديني‌ نيست‌.” توجه‌ نماييد كه‌ از همان‌ ابتداي‌ كار تعاليم‌ مذهبي‌ را از مسائل ‌علمي‌ جدا نمودند تا از بروز مشكلاتي‌ مانند آنچه‌ براي‌ گاليله‌ وامثالهم‌ اتفاق افتاد، جلوگيري‌ كنند .

احكام‌ شرعي‌ دربارة‌ روزه‌، منجمان‌ را برآن‌ داشت‌ كه‌ دربارة‌ مسائل‌ دشوار و وابسته‌ به‌ شرايط‌ رؤيت‌ هلال‌ و احوال‌ شفق‌ به‌جستجو برخيزند و ضابطه‌ هايي‌ براي‌ پيش‌ بيني‌ رؤيت‌ پذيري‌ هلال‌ ماه‌ ارائه‌ نمايند. به‌ همين‌ جهت‌ در انجام‌ فعاليت‌هاي‌ رصدي‌و همچنين‌ محاسبات‌ نه‌ تنها ايراداتي‌ به‌ منظومة‌ بطليموس‌ وارد ساختند بلكه‌ روشهاي‌ تازه‌اي‌ آوردند كه‌ درميان‌ يونانيان‌ و وايرانيان‌ و هنديان‌ سابقه‌ نداشت‌ . ت‌.

نقد هيات‌ بطليموس‌:

دوران‌ ابن‌ سينا از جهاتي‌ به‌ دورانهاي‌ قبل‌تر مي‌رسد. به‌ عنوان ‌مثال‌ بنوموسي‌ (قرن‌ سوم‌) هم‌ بطليموس‌ را نقد مي‌كرد. منتها نه‌مدل‌ها را، بلكه‌ نقد از جنبة‌ رصد و تصحيح‌ داده‌هاي‌ رصدي‌ يامثلاً عبدالرحمان‌ صوفي‌، درمقدمه‌ي‌ كتاب‌ صورالكواكب‌ ايراداتي ‌بر بطليموس‌ مي‌گيرد، كه‌ موضع‌ بعضي‌ ستارگان‌ را با دقت‌ تعيين‌ننموده‌ است‌ .

مي‌بينيم‌ كه‌ از دوران‌ ابن‌ هيثم‌ و ابن‌ سينا، نقد جنبه‌هاي‌ خاصي‌ از مدل‌هاي‌ بطليموسي‌ آغاز مي‌شود. و با نوشتن‌ كتابي‌ به‌ نام‌ ” تذكرة‌ٌ في‌علم‌ الهيئه‌” به‌ اوج‌ خود مي‌رسد. اين‌ كتاب‌ حاوي‌ مدل‌ هايي‌ بود متفاوت‌ با مدلهاي‌ استاندارد بطليموسي‌ .

تذكره‌، سي‌ فصل‌ است‌ و فقط‌ يك‌ فصل‌ آن‌ به‌ مدل‌هاي‌ غيربطليموسي‌ اختصاص‌ دارد. به‌ قول‌ خواجه‌ نصيرالدين طوسي‌ اين‌ كتاب‌ حكايت‌ يا روايتي‌ از المجسطي‌ است‌. يعني‌ المجسطي‌ را به‌ طريق‌خاصي‌ – از ديدگاه‌ هيات‌ – توضيح‌ ميدهد. يعني‌ در پي‌ القاي‌ تصويري‌ بزرگ‌ مقياس‌ از عالم‌ است‌. در اين‌ سنت‌ هيات‌ نويسي‌ بود كه‌ نخستين‌ شكلها بر بطليموس‌ وارائه‌ مدل‌هاي‌ غير بطليموسي‌ آغاز شد. اهداف‌ منجمي‌ مانند ابن‌هيثم‌ طوسي‌ درنقد هيات‌ بطليموسي‌ اين‌ بود كه‌ تلاش‌مي‌كردندعلمي‌ پديد آورند كه‌ در آن‌ سازگاري‌ و انسجام‌ باشد. درهيات‌ بطليموسي‌ تناقضهايي‌ وجود دارد. مسائلي‌ مانند نقطة‌ معدل‌المسير كه‌ انسجام‌ هيات‌ بطليموسي‌ را بر هم‌ مي‌زنند و فهمشان‌ ازجنبة‌ فيزيكي‌ هم‌ دشوار بود .

منجمين‌ اسلامي‌ براي‌ ايجاد انسجام‌ در مدل‌هاي‌ نجومي‌ و آفريدن‌ علمي‌ كه‌ كامل‌ و سازگار باشد، به‌ ارائه‌ مدل‌هاي‌ جديدپرداختند .

ابن‌ شاطر از منجمين‌ پركار و بعد از طوسي‌ است‌. اهميت‌ ابن‌شاطر ازدو جهت‌ است‌: طراحي‌ و تكميل‌ آلات‌ نجوم‌، به‌ ويژه‌ساخت‌ ساعت‌ آفتابي‌ و اسطرلاب‌ و ديگري‌ نظرية‌ سياره‌اي‌ او. دراين‌ نظريات‌ تلاشهايي‌ براي‌ تكميل‌ فرضيه‌هاي‌ اخترشناسان‌پيشين‌ و پالايش‌ نظام‌ بطليموسي‌ از خطاها به‌ چشم‌ مي‌خورد ولي‌ضمن‌ انتقاد اغلب‌ نظريات‌ بطليموس‌، بر اساس‌ رصدها و الگوهاي‌مندرج‌ در “الزيج‌ الجديد” خود، نظريه‌اي‌ متفاوت‌ با بطليموس‌ارائه‌ كرده‌ است‌. ابن‌ شاطر حركت‌ خورشيد را از ديد زمين‌ به‌صورت‌ مجموع‌ حركتهاي‌ تدويري‌ در نظر گرفته‌ است‌ ولي‌ در اين‌منظومه‌ به‌ طور آشكار فلك‌ حامل‌ خارج‌ از مركز و فلك‌ معدل‌المسير را كه‌ در مدل‌ بطليموسي‌ آمده‌ حذف‌ كرده‌ و جاي‌ آنها را ازفلكهاي‌ تدوير درجة‌ دوم‌ استفاده‌ كرده‌ است‌ (شكل) هدف‌نهايي‌ وي‌ نه‌ اصلاح‌ مباني‌ نجوم‌ عملي‌، بلكه‌ بوجود آوردن‌ يك‌نظريه‌ سياره‌اي‌ است‌ كه‌ از حركات‌ يكنواخت‌ درمدارهاي‌ دايره‌اي‌فراهم‌ آمده‌ باشند درمورد خورشيد هيچ‌ مزيتي‌ از فلك‌ تدويراضافي‌ بدست‌ نياورد. در مورد ماه‌ اين‌ تمهيد جديد تا حدي‌ عيب‌نظرية‌ بطليموسي‌ را اصلاح‌ كرد . وي‌ با سوار نمودن‌ چند فلك‌ تدوير روي‌ هم‌ حركات‌ آسماني‌ را بدون‌ فلك‌ معدل‌ المسيرتوضيح‌ دهد .

امروزه‌ آشكار شده‌ است‌ كه‌ ارتباطي‌ ميان‌ مدل‌ اين‌ شاطر و مدل‌كپرنيكي‌ وجود دارد. نخستين‌ بار در سال‌ ۱۹۵۰ ميلادي‌ نظريه‌ي‌سياره اي‌ ابن‌ شاطر مورد پژوهش‌ قرار گرفت‌ و معلوم‌ شد كه‌ الگوهاي‌وي‌ از نظر رياضي‌ با الگوهاي‌ كپرنيكي‌ يكي‌ است‌. تحقيفات ‌دربارة‌ ارتباط‌ بين‌ كپرنيك‌، ابن‌ شاطر و طوسي‌ و كشف‌ مدل‌هاي‌غير بطليموسي‌ هنوردر مراحل‌ اوليه‌ قرار دارد .

البته‌ به‌ اين‌ نكته‌ توجه‌ كنيد كه‌ سخن بر سر يكي‌ دو مدل‌ نيست‌، بلكه‌مدل‌هاي‌ زيادي‌ وجود دارند كه‌ متشابهند. علاوه‌ بر مدل‌ها رهيافتهاي‌ مشابهي‌ هم‌ وجود دارد. در واقع‌ اين‌ سنت‌ هيات‌ اسلامي را به‌صورت‌ ميراثي‌ در طرح‌ كپرنيك‌ مي‌بينيم‌ اين‌ هيات‌ جهان‌ اسلام‌ به‌عنوان‌ يك‌ زمينه‌ و بستر اهميت‌ زيادي‌ دارد. باوركردن‌ اين‌ مسأله‌مشكل‌ است‌ كه‌ كپرنيك‌ توانسته‌ باشد كه‌ اين‌ سنت‌ هفتصد ساله‌اي‌كه‌ منجمين‌ دوره‌ اسلامي‌ در تشريح‌ و تصحيح‌ مدل‌هاي‌ پيشين‌بوجود آوردند را به‌ تنهايي‌ در خلال‌ عمر خود پديد آورد. امروزه‌شكي‌ باقي‌ نمانده‌ است‌ كه‌ كپرنيك‌ با نظريات‌ مسلمانان‌ به‌ طورگسترده‌اي‌ آشنايي‌ داشته‌ است‌. پس‌ مسئله‌ بدين‌ شكل‌ است‌ كه‌كپرنيك‌ وارث‌ سنت‌ ما قبل‌ خود بوده‌ است‌ .

درتعبيري‌ از لرد راذرفورد، يكي‌ از پايه‌ گذاران‌ تئوري‌ اتمي‌جديد:
درتعبيري‌ از لرد راذرفورد، يكي‌ از پايه‌ گذاران‌ تئوري‌ اتمي‌جديد :

” اين‌ واقعيت‌ اشياء نيست‌ كه‌ كسي‌ به‌ تنهاي‌ به‌ كشفي‌ بزرگ‌ وناگهاني‌ نايل‌ شود. علم‌ گام‌ به‌ گام‌ پيش‌ مي‌رود و كارايي‌ هر كس‌ به‌پيشينيان‌ او وابسته‌ است‌. دانشمندان‌ بر انديشه‌هاي‌ يك‌ تن‌ تكيه‌نمي‌كنند . بلكه‌ از تركيب‌ هوشمنديهاي‌ هزاران‌ تن‌ بهره‌ مي‌گيرند .

رصدخانه ها:

از ديگر ابداعات‌ منجمين‌ اين‌ دوره‌، ساخت‌ اولين‌ رصد خانه‌هابود. رصدخانه‌هاي‌ سمرقند و مراغه‌ از دقيق‌ترين‌ رصدخانه‌هاي‌اين‌ دوره‌ بوده‌ است‌. رصد خانة‌ مراغه‌ كه‌ بعدها “تيكو براهه‌” رصدخانه‌ مشهورش‌ را از روي‌ آن‌ ساخت‌ منتج‌ به‌ رسالات‌ و زيج‌ها(جداول‌ نجومي‌) و داده‌هاي‌ رصدي‌ بسياري‌ شد. زيج‌ ايلخاني‌نتيجه‌ كارهاي‌ او و شاگردانش‌ بوده‌ است‌ .

شايد خالي‌ از لطف‌ نباشد كه‌ نامي‌ هم‌ از ابوسعيد سجزي‌ منجم‌ايراني‌ بريم‌. وي‌ اقدام‌ به‌ ساخت‌ اسطرلابي‌ نمود معروف‌ به‌زورقي‌ كه‌ امروزه‌ تنها آنچه‌ بيروني‌ دربارة‌ آن‌ گفته‌ در اختيار داريم‌ :

” اساس‌ كار اين‌ اسطرلاب‌ آن‌ است‌ كه‌ زمين‌ و سيارات‌ متحرك‌ وستارگان‌ ثابت‌ باشد. اين‌ شبهه‌اي‌ است‌ كه‌ حل‌ آن‌ دشوار است‌ واين‌ از وي‌ عجيب‌ مي‌نمايد كه‌ چگونه‌ چيزي‌ را پنداشته‌ كه‌ حل‌آن‌ بسيار آسان‌ است‌ و ابن‌ سينا در كتاب‌ شفاء بطلان‌ آنرا اثبات‌نموده‌ است‌ .”

منجمين‌ دوره‌ اسلامي‌ فعاليت‌هاي‌ ارزشمندي‌ داشتند ولي‌ چرا ادامه‌ دهندگان‌ بعدي‌ ايشان‌ كساني‌ ديگر بودند؟ اي‌ كاش‌ منجمين‌ و فلاسفه‌ بيش‌ از اين‌ به‌ كار بر روي‌ مدل‌ها وفعاليت‌هاي‌ علمي‌ پرداخته‌ بودند تا به‌ جاي‌ سپردن‌ پرچم‌ علم‌ به‌دست‌ ديگران‌، خود وارث‌ علوم خود باشند .

آگاهي‌ از سخت‌ كوشي‌ و استواري‌ پدرانمان‌ شايد به‌ ما نزد درس‌سخت‌ كوشي‌ و استواري‌ بدهد. گاهي‌ از عدم‌ آشنايي‌ خودم‌ ودوستانم‌ از اين‌ ميراث‌ فرخنده‌ احساس‌ شرمندگي‌ مي‌كنم‌ و فكرمي‌كنم‌ چگونه‌ ممكن‌ است‌ مردماني‌ نه‌ تنها از تاريخ‌ علمي‌ پدران‌خود آگاهي‌ نداشته‌ باشند، بلكه‌ تهمت‌ هايي‌ ناروا مبني‌ بر عدم‌انديشه‌ ورزي‌ صحيح‌ علمي‌ بر ايشان‌ وارد سازند. اميدوارم‌ علاقه‌به‌ تاريخ‌ علم‌ را در كنار عشق‌ به‌ علم‌ قرار دهيم‌. مطالعة‌ تاريخ‌ علم‌ بويژه‌ تاريخ‌ علوم‌ اجدادمان‌ نه‌ تنها در مااحساس‌ غرور آفريند، بلكه‌ تلقي‌ صحيح‌ آنها از علم‌ و دانش‌ آموزي‌رادر ذهن‌ و فكر و حرف‌هاي‌ ما خواهد نشاند .
مايه ي تعجب است که در قرن اخير، بسياري از بزرگان پژوهشگر در تاريخ علوم دوره ي اسلامي اروپايياني هستند که زحمت آموختن زبان عربي را بر خود هموار نموده و به کنکاش در متون نجومي و رياضي اين دوره پرداخته اند. و نتيجه اين مي شود که فرانسويان و آلمانيها بايد بيايند و تاريخ علوم پدران ما را به ما بياموزانند!!
خوشبختانه به تازگي با راه اندازي دوره فوق ليسانس براي تاريخ علوم دوره ي اسلامي در دانشگاه تهران به خواست خدا شاهد پيشرفتهايي در اين عرصه توسط جوانان مسلمان ايراني خواهيم بود. عناوين نجوم، رياضيات، طب، … از جمله گرايشهاي اين رشته مي باشد.
د.
دید کلی
ستاره شناسی چیست؟ آیا آن را می‌توان شاخه‌ای از علوم قرار داد یا بیشتر به فلسفه نزدیک است؟ شاید امروزه ستاره شناسی بخشی از علوم هستند که کاربردهای مستقیمی چون علوم پزشکی و یا مهندسی ندارند) باشد، اما بی گمان در گذشته چنین نبوده است. امروزه ستاره شناسی را بخشی از علوم در نظر می‌گیرند که به مطالعه و درک پدیده‌های آسمانی می‌پردازد.

درک پدیده‌های آسمانی ، بخشی از تلاش سیری ناپذیر انسان در راه درک و شناخت نظم حاکم بر تمام طبیعت چه نقشی در زندگی بشر دارد، بحثی است که، شاید هرگز نتوان پاسخی عینی و مستقیم برای آن یافت. چرا که شاید پاسخ این سؤال خیلی شخصی باشد، اما آنچه مهم است، پاکی ، عظمت و دست نخوردگی اجرام بزرگ و دور دست عالم است که آن قدر وسوسه انگیزند که هر کسی را به مطاله خود فرا می‌خوانند و ستاره شناسی حاصل این فراخوان بزرگ است.

تعریف و ارتباط با علوم دیگر
اگر به دنبال یک تعریف مشخص از ستاره شناسی نوین باشیم، می‌توان آن را چنین بیان کرد؛ مطالعه موضع ، ساختار و چگونگی تحول (از آغاز تا پایان) اجرام آسمانی. در این زمینه ، علومی به کمک ستاره شناسی می‌آیند که هر یک پاسخگوی بخشی از پرسشهای این علم هستند. فیزیک بخش عمده‌ای از مشکلات ستاره شناسان را برطرف کنند، شیمی ، ریاضیات و مکانیک نیز از جمله علومی هستند که ارزشهای فراوانی برای ستاره شناسی و ستاره شناسان دارند. در سالهای اخیر حتی علمی مانند زیست شناسی به کمک ستاره شناسی آمده است و بحث موجودات برون زمینی ، مسأله پیدایش حیات و نیز امکان زندگی در دیگر کرات آسمانی ، رابطه روز افزون این دو علم را طلب می‌کند.

سایر علوم ، بخصوص علوم کاربردی (مانند شاخه‌های گوناگون مهندسی) نیز بحث فضاپیماها ، تلسکوپهای زمینی و فضایی غول پیکر را تکمیل می‌کند و از این طریق در گسترش ستاره شناسی قدم بر می‌دارد. رابطه ستاره شناسی و سایر علوم را در ادامه این سلسله مباحث و به تدریج متوجه خواهید شد و بی گمان در ادامه مسیر ستاره شناسی حتما متوجه می‌شوید که در هیچ حالتی قادر به حذف ارتباط یک یا چند رشته از علوم دیگر با ستاره شناسی نخواهید شد.

اهداف و سرانجام
اکنون می‌دانید که ستاره شناسی چه هدفی را پیش رو دارد، شناخت اجرام آسمانی. اما سوال اساسی که بسیاری از افراد در ذهن دارند این است که آیا عاقبت ستاره شناسی ، تنها برآوردن نیازهای درونی و حسی افراد را در بر دارد یا آنکه ، فواید دیگری از این علم پر هزینه ، عاید جوامع بشری می‌شود؟ پاسخ دادن به پرسش فوق کار چندان ساده ای نیست. چرا که نیاز به داشتن اطلاعات جامع از علوم مختلف دارد. اما آنچه را که می‌توان بطور حتم و یقین بیان کرد، خدماتی است که ستاره شناسی به فیزیک ارائه کرده است.

اگر فیزیک را به دو بخش فیزیک کلاسیک و فیزیک نوین تقسیم بندی کنیم، برای هر بخش یک مفهوم و یک قانون اساسی می‌توان نام برد. در بخش فیزیک کلاسیک ، قوانین مکانیک نیوتن و در بخش فیزیک مدرن ، قوانین انیشتین (نسبیت خاص و عام) حاکمیت بی رقیبی دارند. در هر دو مورد (قوانین مکانیک نیوتنی و قوانین نسبیتی) بخشی از اثبات قوانین مذکور به عهده ستاره شناسی بوده است.

یعنی قسمتی از قوانین فوق با استفاده از رصدهای نجومی اثبات شده است (اثبات نجومی هر دو قانون را در درسهای آینده ذکر می‌کنیم.) از دیگر خدمات اخترشناسی می‌توان به بحث پیدایش حیات روی زمین اشاره کرد، اینکه آیا بطور کلی حیات سیاره ما زمین منشا آسمانی پاسخگویی آن خواهد پرداخت و کاربردهای دیگر خواهید کرد.

آریستارخوس

ستاره شناس کسیت و چه وظایفی دارد؟
ستاره شناسی را شناختیم، شاید ستاره شناسی تنها علمی باشد که هنوز می‌توان دو بخش حرفه‌ای و آماتور در آن فعالیت کرد. افراد آماتور ، کسانی هستند که بر حسب علاقه به این علم زیبا می‌پردازند و البته تحصیلات عالیه و شغل اصلی آنها در زمینه ستاره شناسی نیست، چنین افرادی در تاریخ نجوم زیاد بوده و هستند. سوزن بان قطار ، پزشک ، رمان نویس ، مدرس علوم دینی ، زمین شناس ، میکروبیولوژیست و … ، اینها شغل بعضی از افرادی است که به نجوم آماتوری به عنوان یک سرگرمی علمی جدی روی آورده‌اند و پیشرفتهای فراوانی هم در این علم داشته‌اند. و اما ستاره شناس حرفه‌ای کسی است که تحصیلات دانشگاهی او در زمینه شاخه‌های مختلف ستاره شناسی است و به ستاره شناسی به عنوان یک شغل نگاه می‌کند.

ارتباط ستاره شناسی حرفه‌ای و آماتوری
رابطه ستاره شناسی حرفه‌ای وآماتوری نیز در خور توجه است، در ابتدا برای بسیاری این گمان بوجود می‌آید که ستاره شناسی آماتوری ، مغلوب ستاره شناسی حرفه‌ای است و هیچ کاری وجود ندارد، در حالی که قضیه چیز دیگری است. یعنی حیطه فعالیت این دو گروه کاملا از هم جداست و به عبارتی ستاره شناسان آماتور و حرفه‌ای بطور ضمنی باهم در مورد نوع عملکردشان به توافق رسیده‌اند.

بسیاری از دنباله دارها ، سیارکها ، ستارگان انفجاری جدید (نواخترها و ابرنواخترها) توسط ستاره شناسان آماتور کشف شده‌اند. در حالی که این نوع اکتشافات در بخش ستاره شناسی حرفه‌ای یا اصلا انجام نمی‌شود و یا اگر انجام شود کاملا تصادفی است

بررسى وضعيت و جايگاه علم نجوم در ايران امروز

شايد در هنگام گذر از خيابان هاى شهرتان در ميان آن همه دود و هياهو ى شهر گاهى نگاهتان به آسمان افتاده باشد. آسمان شهرهاى بزرگ ايران ديگر همانند گذشته ها صاف نيست. وقتى كه شهروندان تهرانى به افق شرقى خود نگاه مى كنند ديگر دماوند مظهر پايدارى سرزمينمان را راست قامت و زيبا با قله اى پوشيده از برف نمى بينند. مدت ها است كه به علت گسترش غيرمنطقى شهر تهران و توليد غيرصحيح ماشين هاى پرمصرف آسمان شهر تهران طراوت خود را از دست داده است. ديگر همچون گذشته ها شب ها نمى توانيد نقش راه شيرى را به زيبايى كامل نظاره كنيد.

هنگامى كه خواجه نصيرا لدين طوسى در نيمه دوم قرن هفتم هجرى قمرى بزرگترين رصد خانه منطقه را مى ساخت به اين مى انديشيد كه هم اكنون نجوم رصدى ايران در بالاترين سطح دنيا قرار دارد. بدون شك پندار اين دانشمند بزرگ ايرانى اشتباه نبوده است اما اين افتخارات بزرگ ايران كه در سده هاى گذشته در ايران زمين به دست آمده است هم اكنون تنها تكيه گاه فرهنگى و علمى ما ايرانيان است. هنگامى كه بنياد بزرگ علمى رصد خانه مراغه پس از بيش از دو دهه تلاش و كوشش ساخته شد چندين رصدخانه، همچون رصدخانه هاى هندوستان و استانبول به تقليد از رصدخانه مراغه ساخته شدند. تا مدت ها رصدخانه مراغه از دقيق ترين و مهم ترين رصدخانه هاى جهان بوده است.

 

هم اكنون از بزرگ ترين مركز علمى منطقه تنها قسمت هاى كوچكى در بلنداى تپه مشرف به شهر مراغه باقيمانده است. خوشبختانه در طول دهه پنجاه با كاوش هايى كه به سرپرستى دكتر پرويز ورجاوند انجام شد باقيمانده هاى اين بنا مرمت شده است. هم اكنون بزرگترين تلسكوپ ايران در نزديكى همين تپه و در سى كيلومترى شهر تبريز قرار دارد. رصدخانه دانشگاه خواجه نصير الدين تبريز دو تلسكوپ بزرگ به قطر هاى ۶۰ و ۴۰ سانتيمتر دارد. در حالى كه قطر آينه تلسكوپ بزرگ ترين تلسكوپ هاى دنيا به ده متر رسيده و در كشورهاى همسايه ايران همچون ارمنستان قطر شيئى بزرگترين تلسكوپ ۵/۲ متر است و كشور جنگ زده عراق در حال ساخت رصدخانه اى با تلسكوپ سه مترى است ديگر نمى توان گفت كه همچون گذشته كشور ما در بين صاحبان بزرگترين رصدخانه هاى دنيا قرار دارد. متاسفانه كشور ما همچون گذشته ديگر آن اقتدار جهانى را در نجوم رصدى ندارد اما خبر تاسيس و ساخت رصدخانه ملى ايران در سال ۱۳۸۲ جامعه نجومى و به طور كلى جامعه علمى كشور را بسيار اميدوار و خوشحال نمود. درباره اين موضوع در ميانه همين مقاله اشاره خواهيم نمود.

 

o استادان و بزرگان

ايرانيان همچون در رشته هاى پزشكى و مهندسى در زمينه فيزيك و نجوم نيز نوابغ بزرگى دارند كه هم اكنون در بهترين مراكز علمى دنيا مشغول به فعاليت هستند. از اين جمله در خارج از كشور مى توان به دكتر فيروز نادرى رئيس كل ماموريت هاى مريخ سازمان فضايى ايالات متحده(ناسا)، دكتر بهرام مبشر كارشناس ارشد موسسه علوم تلسكوپ فضايى هابل، دكتر فرهاد يوسف زاده اختر فيزيكدان و استاد دانشگاه نوردوسترن آمريكا و دكتر محمد حيدرى ملايرى اخترشناس رصدخانه پاريس اشاره نمود. در داخل ايران نيز استادان و محققان بزرگى در زمينه نجوم مشغول به فعاليت هستند. هم اكنون بيش از ۵۰ اختر فيزيكدان حرفه اى و دانشجوى دكتراى نجوم در كشور وجود دارد. سرآمد آنها سه تن از اساتيد فيزيك هستند كه به درجه استادى (پروفسورى) نائل شده اند. اين سه نفر عبارتند از: «دكتر يوسف ثبوتى رئيس اسبق انجمن نجوم ايران و بنيانگذار و رئيس فعلى مركز تحصيلات تكميلى زنجان، دكتر رضا منصورى رئيس انجمن فيزيك ايران و معاون پژوهشى وزارت علوم ، فناورى و اطلاعات و دكتر عبدالله رياضى كيهان شناس و استاد دانشگاه شيراز.»

دكتر يوسف ثبوتى پس از گذراندن دوره هاى كارشناسى فيزيك و كارشناسى ارشد ژئوفيزيك دكتراى اختر فيزيك خود را از دانشگاه شيكاگو اخذ كرد. او از سال ۱۳۳۹ چند سالى با رصدخانه «يركيز» آمريكا همكارى كرد. دكتر ثبوتى بيش از سه دهه در دانشگاه هاى شيراز و تحصيلات تكميلى زنجان به تدريس پرداخت و در اين مدت منجمان بسيارى را تربيت كرد. در سال ۱۳۸۱ در كنفرانس فيزيك ايران هفتادمين سالگرد تولد ايشان كه همزمان با هفتادمين سالگرد تاسيس انجمن فيزيك ايران بود جشن گرفته شد و از چهل سال فعاليت علمى ايشان تقدير شد. او در دهه ۱۹۶۰ با «چاندر اسكار» دانشمند بزرگ هندوستانى در پروژه ستاره هاى دوتايى همكارى داشته است. دكتر ثبوتى گام هاى بزرگى در طول چهل سال فعاليت علمى خود در راه پيشرفت و اشاعه فيزيك و نجوم حرفه اى در ايران برداشته است.

دكتر رياضى از اساتيد بزرگ اختر فيزيك كشور داراى دو كتاب تاليفى براى مقاطع كارشناسى ارشد و دكتراى اخترفيزيك به نام هاى An Introduction to Cosmology An Introduction to Modern Astrophysics, است كه از سوى موسسه (world scientific publishin) به چاپ رسيده است.

انجمن نجوم ايران

انجمن نجوم ايران كه تا پيش از سال ۱۳۷۳ به عنوان يكى از كميته هاى انجمن فيزيك ايران فعاليت مى كرد در اين سال مستقل شد. بودجه انجمن نجوم همانند ديگر انجمن هاى علمى كشور از سوى وزارت علوم، تحقيقات و فناورى پرداخت مى شود. حاميان مالى انجمن نجوم نهاد رياست جمهورى و مركز مطالعات و همكارى هاى علمى بين المللى وزارت علوم هستند. اعضاى هيات مديره انجمن هر سه سال يك بار توسط اعضاى انجمن انتخاب مى شوند. هيات مديره كنونى عبارتند از: «دكتر خالصه، دكتر عجب شيرى زاده، دكتر وصالى، دكتر نصيرى قيدارى و دكتر خصالى.» رئيس كنونى انجمن نجوم دكتر «سعدالله نصيرى قيدارى» عضو هيات علمى دانشگاه زنجان است. شاخه آماتورى انجمن نجوم ايران در سال ۱۳۸۱ تشكيل شده است. وظيفه شاخه پيگيرى و انجام فعاليت هاى نجوم آماتورى در ايران است. برنامه هاى اصلى شاخه آماتورى در طول سال، برگزارى گردهمايى سالانه منجمان آماتور ايران، كارگاه ملى نجوم آماتورى (كنام)، نشست ماهانه باشگاه نجوم و رقابت رصدى ماراتن مسيه است. شاخه آماتورى، به صورت هيات مديره اى اداره مى شود و داراى يك سرپرست است. سرپرست شاخه آماتورى دكتر منصور وصالى عضو هيات علمى دانشگاه تربيت دبير شهيد رجايى، عضو هيات مديره انجمن نجوم و سردبير ماهنامه نجوم است. شاخه آماتورى گروه هاى نجومى را در راه پيشرفت نجوم آماتورى ايران هماهنگى و هدايت مى كند تا از ميان آنها، منجمان حرفه اى و استادان نجوم آينده كشور را به وجود آورد.

o رصدخانه ملى ايران

پس از چندين سال بحث و بررسى درباره ساخت يك رصدخانه ملى در كشور سرانجام هيات دولت درآخرين روزهاى سال ۱۳۸۲ بودجه تحقيقاتى اين طرح ملى را به تصويب رساند. قرار است كه طى پنج سال آينده اين رصدخانه در يكى از مناطق كاشان، قم، كرمان و توس ساخته شود. مبناى تعيين مكان رصدخانه، بررسى داده هاى رصدى گروه هاى تحت نظر كميته رصدخانه ملى است كه طى ۴ سال در اين مناطق به رصد مى پردازند. پيرو تصويب طرح رصدخانه ملى در جلسه

۲۰/۱۲/۱۳۸۲ هيات دولت، وظايف و اختيارات كار گروه رصدخانه ملى را به شوراى راهبرى طرح رصدخانه ملى انتقال داده است. اعضاى شوراى راهبرى رصدخانه ملى ايران (Iranian National Ob servatory) INO كه وابسته به وزارت علوم، تحقيقات و فناورى است عبارتند از: «دكتر منصورى (رئيس شورا)، دكتر ثبوتى، دكتر كياست پور، دكتر قنبرى، دكتر نصيرى قيدارى و دكتر راهوار.» برطبق برنامه قرار است تلسكوپ رصدخانه كه بين ۲ تا ۳ متر قطر دارد پس از پايان كار تحقيقات رصدى منطقه اى، خريدارى شود و حداكثر تا سال ۱۳۸۸ رصدخانه ملى ساخته شود.

o رصدخانه هاى ايران

تعداد رصدخانه هاى فعال ايران هم اكنون بيش از ۲۰ عدد است كه در شهرهاى تهران، تبريز، مشهد، شيراز، اصفهان، اهواز، كاشان، كرمان، گرگان، يزد، دامغان، زنجان، ايلام، كرمانشاه و چندين شهر ديگر ايران قرار دارند. اين رصدخانه ها با جنبه هاى تحقيقى، آموزشى و تفريحى به فعاليت مى پردازند. پس از رصدخانه تبريز كه بزرگ ترين مركز نجوم رصدى كشور است

رصدخانه ابوريحان بيرونى با تلسكوپ ۵۰ سانتى مترى بازتابى و رصدخانه هاى دانشگاه كاشان و زنجان با تلسكوپ هاى ۴۰سانتيمترى بزرگ ترين رصدخانه هاى كشور هستند. بزرگ ترين رصدخانه شكستى ايران به قطر شيئى ۱۸ سانتى متر در مركز نجوم مرقد مطهر شاه عبدالعظيم حسنى در شهررى قرار دارد. رصدخانه هاى بزرگ كشور علاوه برتلسكوپ داراى امكانات جانبى همچون تاج نگار، CCD، فتومتر، اسپگتروف، دوربين هاى مخصوص عكاسى و فيلترهاى مختلف هستند.

در تهران چهار مركز نجومى فعال وجود دارد. اين مراكز عبارتند از: «رصدخانه مركز نجوم آستان مقدس حضرت عبدالعظيم، رصدخانه مركز نجوم زعفرانيه وابسته به كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان، آسمان نماى سازمان جغرافيايى نيروهاى مسلح و مركز علوم و ستاره شناسى تهران (رصدخانه نياوران) وابسته به شهردارى تهران.»

o تنها نشريه اخترشناسى ايران

در مهر ماه سال ۱۳۷۰ تعدادى از استادان فيزيك و علاقه مندان به نجوم نخستين ماهنامه ويژه اخترشناسى كشور را با نام «نجوم» منتشر كردند. اين افراد عبارت بودند از: «دكتر منصورى، دكتر محمدرضا حيدرى خواجه پور، فريدون پيرزاده، بابك سدهى، توفيق حيدرزاده و منصور وصالى. شركت زروان اولين شركت كشور كه به ساخت و راه اندازى رصدخانه و آسمان نما در ايران مى پردازد ناشر اين ماهنامه است. اولين سردبير نجوم دكتر توفيق حيدرزاده است كه در سال ۱۳۷۸ به ايالات متحده رفت و دوره دكتراى تاريخ علم با گرايش نجوم را گذراند. پس از آن دكتر منصور وصالى سردبير ماهنامه شد كه هم اكنون نيز در اين سمت به فعاليت خود ادامه مى دهد. اين نشريه تخصصى به صاحب امتيازى و مدير مسئولى دكتر رضا منصورى، پس از ۱۳ سال انتشار تنها نشريه اخترشناسى ايران است كه به مسائل عمومى و تخصصى نجوم و علوم فضا مى پردازد. ماهنامه نجوم داراى سايتى دو زبانه به همين نام است. سايت nojum.ir مهم ترين و پربيننده ترين سايت نجوم در خاورميانه است كه داراى آخرين اخبار و اطلاعات نجومى است.

 

o بازار نشر

بازار نشر كتاب هاى نجومى آن قدر هم خوب نيست. سهم كتاب مرتبط با نجوم در ميان هزاران عنوان كتابى كه تاكنون در ايران به چاپ رسيده است تنها بيش از ۱۰۰ عنوان است. موضوعات كتاب ها عمدتاً درباره، اختر – فيزيك، كيهان شناسى، تاريخ نجوم، ابزارآلات رصدى، نجوم محاسباتى، آموزشى كودكان، احكام نجوم، نجوم آماتورى، سياره شناسى و علوم فضا است. بيشتر كتاب هاى بازار نشر نجومى ترجمه شده است كه در آن ميان كتاب هاى كيهان شناسى مخاطبان بيشترى را

دارا هستند. تيراژ اين گونه كتاب ها همانند تيراژ ديگر كتاب هاى كشور به نسبت استانداردهاى جهانى پائين است و در بهترين حالت بالاترين ميزان نشر يك كتاب نجومى و مرتبط با آن شايد به ۱۰۰۰۰ عدد برسد كه البته به ندرت اين اتفاق مى افتد. آمار بيشترين چاپ كتاب نجومى متعلق است به كتاب «نجوم به زبان ساده» كه به چاپ دهم رسيده است. بهترين مكان هاى پيدا كردن كتاب هاى نجومى و فيزيكى كتاب فروشى هاى جلوى دانشگاه تهران، فروشگاه هاى شهركتاب، نمايشگاه بين المللى سالانه كتاب و دفاتر فروش انتشاراتى هاى كتاب هاى علمى است.

o كسوف

اتفاق مهمى در سال ۱۳۷۸ در ايران رخ داد كه باعث شكوفايى و رشد همه جانبه نجوم در سرتاسر ايران شد. دنيا در ۱۱ آگوست سال ۱۹۹۹ شاهد يك كسوف كامل بود كه ايران بهترين منطقه براى رصد اين گرفت بود. اين واقعه مردم كشورمان را به ديدن پديده اى دعوت كرد كه شايد تا به حال شاهد آن نبوده اند. البته پيش از آن در سال ۱۳۷۴ كسوف در بيرجند اتفاق افتاده بود اما تاكنون بدين وسعت بررخداد چنين پديده اى تبليغات عمومى نشده بود. موقعيت برتر ايران نسبت به ديگر

كشورها منجر به سفر تعداد بسيارى منجم و جهانگرد خارجى به ايران شد. اغلب آنها به شهر اصفهان كه در نوار اصلى گرفت خورشيد قرار داشت رفتند تا در ميدان نقش جهان كه روزگارى در عصر صفويان زمين چوگان بود شاهد زيباترين پديده طبيعى جهان باشند. مهم ترين منجمى كه به ايران سفر كرد «آلن هيل» يكى از دو كاشف پرنورترين دنباله دار قرن بود كه به دعوت

يكى از مراكز فرهنگى و علمى ايران بى سر و صدا به كشور دعوت شد و پس از چند روزى اقامت، از كشور خارج شد. در ميان ميهمانان خارجى كه به ايران آمده بودند يك نفر براى دوست داران فضا كاملاً آشنا است، «بروس مكندرلس» همان فضانوردى است كه براى اولين بار بر روى جت پك (صندلى فضايى) نشست و از فضاپيما خارج شد و در فضا حركت كرد.

 

پس از كسوف ۱۳۷۸ تعداد علاقه مندان نجوم در كشور بسيار بيشتر از گذشته شد و گروه هاى نجومى مختلفى در اقصى نقاط كشور و اغلب بدون حمايت دولتى تشكيل شدند. از اتفاقات مهم پس از كسوف، بالاتر رفتن ميزان پخش برنامه هاى تلويزيونى دوبله شده خارجى مرتبط با نجوم و فضا بود. مهم ترين برنامه نجومى كه تاكنون در تلويزيون ايران ساخته شده و هم اكنون نيز پخش آن ادامه دارد برنامه زنده «آسمان شب» به تهيه كنندگى سياوش صفاريان پور است. در اين برنامه كه هم اكنون سرى چهارم آن در حال پخش است (روزهاى فرد ساعت ۳۰/۱۰ دقيقه شب از شبكه چهارم) كارشناسان نجوم به صحبت درباره مسائل متنوع نجوم و فضا و آخرين اخبار اكتشافات فضايى مى پردازند. برنامه آسمان شب از پربيننده ترين برنامه هاى علمى صدا و سيما است كه جنبه آموزشى و ترويج علم دارد.

 

o نجوم آماتورى

در كل كشور بالغ بر پانصد منجم آماتور در قالب بيش از ۴۰ گروه نجومى به فعاليت هاى رصدى مشغول هستند. غالب اين منجمان را دانشجويان و دانش آموزان تشكيل مى دهند كه فعاليت هاى نجومى را در قالب فعاليت هاى درون مدرسه اى، دانشگاهى و يا به صورت گروه هاى مستقل انجام مى دهند. منجمان آماتور ايرانى در استفاده از رصدخانه هاى ايران داراى محدوديت هايى هستند. متاسفانه مكان كنونى اكثر رصدخانه هاى كشور در داخل شهرها و در ميان آلودگى نورى روبه گسترش تمدن شهرى است. به غير از اين مسئله كه گريبانگير تمامى منجمان و حتى استادان نجوم كشور است، مشكل ديگر منجمان آماتور عدم امكان استفاده از امكانات رصدخانه ها است كه عمدتاً تنها در اختيار گروهى از دانشجويان و استادان دانشگاه است. البته اين نكته محرز است كه تلسكوپ ها و ديگر وسايل جانبى آن به طور حتم بايستى توسط نيروى متخصص استفاده شود اما تا وقتى كه به يك منجم آماتور تنها آموزش تئورى داده شود در حالى كه هيچ گاه به رصدخانه نيامده است و در پروژه هاى جدى شركت نداشته است او در همان جايگاه خود خواهد ماند و پيشرفت نخواهد كرد.

در حالى كه بيابان ها و كويرهاى ايران به دليل درجه بالاى تاريكيشان از بهترين سايت رصدى هستند تنها دو، سه رصدخانه كشور در خارج از شهرها ساخته شده است و رصدخانه اى در حاشيه يا درون دو كوير بزرگ ايران، دشت لوت و كوير سمنان كه از تاريك ترين نقاط دنيا است وجود ندارد. منجمان آماتور ايرانى به صورت گروهى به خارج از شهرها و به ميان طبيعت هاى بكر و دست نخورده مى روند. آنها به دور از آلودگى هاى مختلف نورى، هوايى و صوتى و در سكوت طبيعت به رصد زيباترين جلوه هاى هستى مى پردازند. سايت هاى رصدى منجمان عمدتاً در بيابان ها، دشت ها، مناطق مرتفع و كويرها است كه داراى افق هاى باز هستند.

o ابزار رصدى

ابزار رصد منجمان ايرانى تلسكوپ ها و دوربين هاى دو چشمى بسيارى است كه در بازار نجومى ايران به صورت تقريباً مناسب يافت مى شود. به غير از توليدات داخلى عمده بازار رصدى ايران از دبى، روسيه، ايالات متحده و چين وارد كشور مى شود. در كشور تنها يكى دو شركت دولتى به مونتاژ دوربين هاى دوچشمى و تلسكوپ مى پردازند.

منجمان تازه كار به علت ارزانى و ساده بودن كار از دوربين هاى دوچشمى ۶۰*۲۰ و ۷۰*۱۵ استفاده مى كنند. همچنين بيشترين ميزان استفاده از تلسكوپ ها مربوط است به تلسكوپ هاى ۴ تا ۵ اينچ.
تعریف دیگری از علم نجوم
مطالعه ی حرکات، ساختار، تکامل و سرنوشت اجرام آسمانی است. علم نجوم در مسیر تحول خود به کشف بسیاری از قوانین حاکم بر اجرام آسمانی نایل امده است. ولی باید گفت که کار تحقیق و پژوهش در این باره هرگز پایان پذیر نیست. زیرا با پیشرفت تکنولوژی، در هر زمان به اسرار تازه ای از جهان آفرینش دست می یابیم.
● تعریف علم نجوم
کلمه ی نجوم از دو واژه ی یونانی، آسترون به معنای ستاره و نوموس به معنا ی قانون گرفته شده است. علم نجوم در واقع مطالعه ی حرکات، ساختار، تکامل و سرنوشت اجرام آسمانی است. علم نجوم در مسیر تحول خود به کشف بسیاری از قوانین حاکم بر اجرام آسمانی نایل امده است. ولی باید گفت که کار تحقیق و پژوهش در این باره هرگز پایان پذیر نیست. زیرا با پیشرفت تکنولوژی، در هر زمان به اسرار تازه ای از جهان آفرینش دست می یابیم.
Astronomy : Astron + Nomos
علم نجوم پاسخ به سوالات و چرا های آدمی درباره ی جهان افرینش و ماهیت آن است. از دیدگاه دیگر علم نجوم عبارت است از مطالعه ی تکامل طبیعی و مادی اجرام و اجسام آسمانی، در هر زمان و مکان معین. به این ترتیب نجوم با مباحث نظری و فلسفی پیوند بسیار نزدیکی پیدا می کند.
● تقسیمات علم نجوم
۱) هیئت و نجوم Astronomy
به طور کلی درباره ی حرکت اجرام آسمانی بحث می کند.
۲) اخترفیزیک Astrophysics
درباره ی ساختار، خواص فیزیکی، ترکیب شیمیایی و تحولات درونی ستارگان بحث می کند و به مطالعه ی حرکات ظاهری و حقیقی ستارگان و تعیین مواضع آن ها نیز می پردازد. این بخش خود شامل دو قسمت است:
الف) اخترفیزیک کاربردی Applid astrophysice
عمدتا به طراحی ابزار و وسایل نجومی می پردازد و مطالعه ی کاربردی روش های اختر شناسی مورد نظر است.
ب) اختر فیزیک نظری Theoretical astrophysice
که به کمک قوانین فیزیک، پدیده های نجومی را توضیح داده و تبیین می نماید.
۳) طالع بینی Astrology
به کمک حرکت و مواضع اجرام آسمانی به پیشگویی می پردازدو به طالع بینی علمی و غیر علمی تقسیم می شودودر طالع بینی علمی تمام پیش گویی ها منطبق بر موازین علمی است.
۴) کیهان شناسی Cosmology
این رشته قوانین عمومی تکامل طبیعی و مادی جهان و ساختار آن را بررسی می کند. به عبارت دیگر، جهان هستی را به طور کلی در نظر می گیرد و به مطالعه ی آن می پردازد. دو موضوع مهم مورد مطالعه ی کیهان شناسی، بررسی وضع کهکشان ها، نواختران و مساله ی اساسی انبساط جهان است.

فضا از کهکشانها ، منظومه‌ها ، ستارگان ، سیارات و بسیاری اجرام آسمانی دیگر انباشته شده است. عجایب و عظمت آنها به مراتب از تمامی دیگر پدیده‌های آفرینش بیشتر است. کهکشانها و ستارگان و بطور کلی پدیده‌های آسمانی انبوهی که عجیب و غریب می‌نماید وجود دارند، که پاره‌ای از آنها بوسیله دانشمندان شناسایی شده‌اند. مانند: کوتوله‌های سفید ، ستارگان نوترونی ، ستارگان هیپرونی ، کوازارها و دنباله دارها و سیاه چاله‌ها و … .

در فضای قابل رویت برای ماده میلیاردها کهکشان جداگانه وجود دارد که بزرگترین آنها نظیر راه شیری و نزدیکترین کهکشان به نام اندرومیدا یا به قول عبدالرحمن صوفی امراة المسلسله که فاصله آن از ما تقریبا ۱٫۵ میلیون سال نوری و قطر زاویه‌ای ان ۳٫۵ درجه و قطر خطی‌اش در حدود ۱۰۰ هزار سال نوری است و دارای تقریبا یکصد میلیارد ستاره است. هر کهکشان مجموعه‌ای از میلیاردها ستاره است که بعضی از آنها از خورشید بزرگتر و بعضی دیگر بطور قابل توجهی کوچکتر.

سحابی دمبلی
این تصویر کامپیوتری ، سحابی‌ای را به
شکل ساعت شنی نشان می‌دهد که از
گازهای دفع شده ستاره مرکزی ایجاد شده است.

سحابیها
در جهان علاوه بر ستاره‌ها مقادیر زیادی گرد و غبار و گاز وجود دارد که ما بین کهکشانها پراکنده گردیده است. یعنی چگالی گاز در فضای بین کهکشانها فقط برابر ۲۰ اتم در هر اینچ مکعب است. سحابیها به علت نور ستارگان مجاور خود قابل رویت هستند. به کمک تلسکوپ به ساختمان و ویژگی آنها می‌توان پی برد. بعضی از سحابیها نیز تاریک بوده و مانع عبور نور ستارگانی که در پشت آنها قرار دارند می‌گردند.
سیارات
اجرام تقریبا کروی ، جامد و بزرگی هستند که به دور خورشید می‌گردند. بزرگترین آنها به نام مشتری است که جرمی معادل یک هزارم جرم خورشید را دارد. تا به حال سیستم سیاره‌ای نظیر آن چه به خورشید مربوط است، کشف نگردیده است. سیارات اجرام سماوی نسبتا سرد بوده و انعکاس نور خورشید باعث مرئی شدن آنها می‌گردد.

تشخیص سیارات از ستارگان در آسمان شب
• سیارات با نور ناپایدار می‌درخشند، ولی نور ستارگان هم از لحاظ رنگ و هم از لحاظ روشنایی به سرعت تغییر می‌کند.
• سیارات در آسمان حرکت کرده و محل آنها تغییر می‌کند، ولی ستارگان نسبت به هم دارا ی مکانهای تقریبا ثابتی هستند.
• سیارات هنگام رصد با تلسکوپها بصورت قرص نورانی بزرگ دیده می‌شود، در صورتی که ستارگان بصورت نقاط روشن به نظر می‌رسند.
• سیارات را می‌توان در نواحی باریکی از آسمان مشاهده کرد، ولی ستارگان را می‌توان در هر قسمتی از آسمان یافت.
سیارکها
سیاره‌های خرد ، اجرام جامد کوچکی هستند که به دور خورشید می‌چرخند و تفاوت آنها با سیارات در بزرگی آنها است. بزرگترین این سیارکهای خرد به نام سیرس می‌باشند، که قطرش برابر با ۸۰۰ کیلومتر است. قطر اکثر آنها در حدود ۳ کیلومتر می‌باشد. سیارکها نیز توسط انعکاس نور خورشید قابل رویت می‌باشند و آنها را بدون تلسکوپ نمی‌توان دید.
قمرها
قمرها اغلب از اجتماع و تمرکز دیسکهای غبار و گاز در پیرامون سیاره‌ها درست می‌شوند. شش سیاره از نه سیاره بزرگ هر کدام یک یا چند قمر دارند که به دور آنها می‌چرخند. تا به حال ۴۵ قمر در منظومه شمسی کشف کردیده است.

ستارگان دنباله دار
ستارگان دنباله دار اجرام سماوی هستند که گه گاه ظاهر می‌شوند. هر ستاره دنباله دار از یک مسیر نورانی و دنباله طویلی تشکیل شده است. سر آن ممکن است به بزرگی خود خورشید و دم آن نیز در حدود چندین صد میلیون کیلومتر بوده باشد. هر ستاره دنباله دار با وجود اینکه صدها کیلومتر در ثانیه سرعت دارد برای یک چشم غیر مسطح همچون ما، بی حرکت به نظر می رسد. سرعت آنها را می‌توان از تغییر مکانش نسبت به ستارگان زمینه ثابت آسمان تعین کرد.

تا کنون نزدیک به هشتصد ستاره دنباله دار کشف و نامگذاری گردیده است. اکثر ستاره‌های دنباله دار از یک مدار بسته‌ای در حال حرکت هستند. چنین ستارگان دنباله دار اهمیت زیادی داشته و بعد از یک پریود به نزدیکی زمین آمده و مشاهده شده‌اند، که مشهورترین آنها ستاره دنباله‌دار هالی است. مدارهای ستارگان دنباله دار دیگر سهمی یا هذلولی است و به احتمال زیاد اینها فقط یک بار در مجاورت زمین ظاهر و رویت گردیده ، دور می‌زنند و سپس رفته و دیگر به نزدیکی زمین نمی‌گردند.
شهابوارها
اجسام جامد و ریز دیگری به اندازه ته سنجاق هستند، در فضا دیده می‌شوند. اکثرا گروهی از این شهابها به طرف زمین حرکت کرده و در جو آن به دام میدان مغناطیسی حاکم بر کره زمین می‌افتد. در اثر برخوردشان در فاصله ۱۵۰ کیلومتری جو زمین و در اثر اصطکاک آن ، جسم سوخته و غبار آن به طرف زمین سقوط می‌کنند. نور حاصل شده از این برخورد را به نام شخانه می‌نامند. در واقع می‌شود اظهار کرد هر ساله چندین صد تن از غبار شخانه بر سطح زمین می‌نشینند. معمولا شهابها در فاصله ۸۰ کیلومتری سطح زمین کاملا از بین می‌روند، ولی بعضی اوقات احتمال دارد که کاملا تحلیل نگردند و بصورت شهاب سنگ به سطح زمین برسند.

نامگذاری اجرام اعماق فضا
برخی اجرام غیر ستاره ای از جمله کهکشانها و سحابیها با عناوین رایجی نامیده می‌شوند، ولی برخی تنها با یک شماره مشخص می‌شوند. در سال ۱۷۷۴ شارل مسیه (۱۸۱۷ – ۱۷۳۰) فهرستی شامل ۴۵ جرم آسمانی منتشر کرد و طی یک دهه بعد از آن به این تعداد افزود. نام هر یک از اجرام این فهرست متشکل از حرف ام (حرف اول مسیه) و یک عدد بدنبال این حرف است. نام بسیاری دیگر از اجرام آسمانی متشکل از ان. جی.سی و یک عدد است. این طرز نامگذاری در فهرستی که توسط ستاره شناس دانمارکی ، جان لودویک امیل دریر (۱۹۲۶ – ۱۸۵۲) ، منتشر شد، معرفی شده است. این فهرست ، فهرست عمومی نوین نامگذاری شده است.

ستاره شناسی
ستاره شناسی ، علمی است که با مشاهده و توضیح وقایعی که در خارج از زمین و جو آن رخ می‌دهد سر و کار دارد. این علم منشا پیدایش و خواص فیزیکی و شیمیائی اشیائی که قابل مشاهده در آسمان بوده (و خارج زمین قرار دارند) و همینطور فرآیندهای منتجه از آنها را مطالعه می‌کند. در طی قسمتی از قرن بیستم ، ستاره شناسی به سه شاخه تقسیم شده بود: محاسبات نجومی ، مکانیک آسمانی و فیزیک نجومی. حالات برجسته متداول فیزیک نجومی در نامگذاری گروههای آموزشی دانشگاهی و موسسات درگیر با تحقیقات نجومی متجلی می‌شود:

قدیمیترین آنها بدون هیچ تغییری ، گروهها و موسسات ستاره شناسی می‌باشند، جدیدترین آنها به نگه داشتن فیزیک نجومی در نامشان تمایل دارند، برخی اوقات کلمه ستاره شناسی را برای تأکید بر طبیعت تحقیقاتشان ، در نامشان قرار نمی‌دهند. به علاوه ، تحقیقات فیزیک نجومی ، مخصوصا در فیزیک نجومی نظری ، را افرادی که پس زمینه فیزیک و ریاضی دارند می‌توانند انجام دهند.

ستاره شناسی از معدود علومی است که آماتورها هنوز در آن نقش فعالی دارند، خصوصا در کشف و مشاهده حوادث زودگذر. ستاره شناسی نباید با طالع بینی ، شبه علمی که با پیگرد مسیر اجرام آسمانی ، مبادرت به پیشگویی سرنوشت افراد می‌نماید اشتباه شود. این دو اگر چه در ریشه مشترکند، اما کاملا متفاوتند؛ ستاره شناسان روش علمی را پذیرفته‌اند، در حالیکه طالع بینها اینطور نیستند.

تقسیمات ستاره شناسی
ستاره شناسی به چند شاخه تقسیم می‌گردد. اولین تقسیم بندی بین ستاره شناسی نظری و ستاره شناسی شهودی می‌باشد. مشاهده گرها روشهای مختلفی را برای جمع آوری اطلاعات درباره حوادث بکار می‌برند، اطلاعاتی که بعدا توسط نظریه پردازان برای ایجاد تئوریها و مدلهایی ، برای شرح مشاهدات و پیش بینی حوادث جدید بکار می‌رود. حوزه‌های مطالعه همچنین به دو طریق دیگر تقسیم بندی می‌شوند: موضوعی ، که معمولا به منطقه فضا (مثلا ستاره شناسی کهکشانی) یا

مسائل اشاره شده (مانند تشکیل ستاره یا کیهان شناسی) بستگی دارد؛ یا به روش مورد استفاده برای گرد آوری اطلاعات (بطور مبنائی ، چه ناحیه‌ای از طیف الکترومغناطیس استفاده می‌شود). در حالیکه تقسیم بندی اولیه به هر دوی مشاهده گر و نظریه پرداز مربوط می‌شود، دومی مربوط به مشاهده گرهاست(نه کاملا) ، چون نظریه پردازها سعی می‌کنند از اطلاعات موجود در تمامی طول موجها استفاده کنند و مشاهده گرها اغلب بیش از یک منطقه از طیف را مشاهده می‌کنند.

 

ستارگان اجرامی هستند آسمانی که دارای منبع انرژی بوده (به سه صورت انرژی گرانشی ، حرارتی و هسته‌ای) و این انرژی را با تابش خود بصورت امواج الکترومغناطیسی خرج می‌کند (از امواج رادیویی تا اشعه گاما).

 

بطور کلی ستارگان دارای مراحل مختلف جنینی ، کودکی و جوانی و پیری هستند. پس از اکتشاف برابری جرم و انرژی توسط انیشتین ، دانشمندان تشخیص دادند، که کلیه ستارگان باید تغییر و تحول یابند. هر ستاره هنگامی که نور (انرژی) پخش می‌کند، مقداری از ماده خویش را مصرف می‌کند. ستارگان همیشگی نیستند، روزی به دنیا آمده‌اند و روزی هم از دنیا خواهند رفت. ستارگان گویهای بزرگی از گاز بسیار گرم هستند که بواسطه نورشان می‌درخشند.

 

در سطح دمای آنها هزاران درجه است و در داخل دمایشان بسیار بیشتر است. در این دماها ماده نمی‌تواند به صورتهای جامد یا مایع وجود داشته باشد. گازهایی که ستارگان را تشکیل می‌دهند بسیار غلیظتر از گازهایی هستند که معمولا بر سطح زمین وجود دارند. چگالی فوق العاده زیاد آنها در نتیجه فشارهای عظیمی است که در درون آنها وجود دارد. ستارگان در فضا حرکت می‌کنند، اما حرکت آنها به آسانی مشهود نیست. در یک سال هیچ تغییری را در وضعیت نسبی آنها نمی‌توان ردیابی کرد، حتی در هزار سال نیز حرکت قابل ملاحظه‌ای در آنها مشهود نمی‌افتد.